به دعوت بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد زنجان
سخنرانی استاد جهانگیری سهروردی
با موضوع " من می خواهم دختر بمانم"
سه شنبه. ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۱
ساعت ۴ عصر
دانشگاه آزاد اسلامی زنجان
===
سه شنبه ساعت ۱۱ صبح
دبیرستان دخترانه سعادت شهر خدابنده
|
پایگاه حجه الاسلام یحیی جهانگیری سهروردی |
||
|
محل درج آگهی و تبلیغات نوشته شده در تاريخ
توسط الهام شیری. نبی اله جهانگیری
به دعوت بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد زنجان سخنرانی استاد جهانگیری سهروردی با موضوع " من می خواهم دختر بمانم" سه شنبه. ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۴ عصر دانشگاه آزاد اسلامی زنجان === سه شنبه ساعت ۱۱ صبح دبیرستان دخترانه سعادت شهر خدابنده نوشته شده در تاريخ
توسط الهام شیری. نبی اله جهانگیری
سالانه در كشور 80 هزار مورد سقط جنين قانوني و غيرقانوني انجام ميشود. از سوي ديگر هر سال يك ميليون و 200 هزار تولد در كشور رخ ميدهد كه 17 درصد بارداريها ناخواسته است. اين آمارها را چندي پيش مديركل دفتر سلامت جمعيت، خانواده و مدارس وزارت بهداشت اعلام كرد
قانون نيز طي شش ساله اخير به كمك اين معضل اجتماعي آمده است و در محدوده شرع، در 49 مورد تا زماني كه جنين هنوز 4 ماهه نشده، سقط جنين را مجاز دانسته. با اين همه درخواستهاي ارجاع شده به پزشكي قانوني نشان ميدهد از هر سه موردي كه براي سقط جنين خود به اين سازمان مراجعه كردهاند، فقط يك مورد موفق به اخذ مجوز قانوني نشده و دو مورد ديگر مجوز گرفته، احتمالا مورد سوم هم كارش را غيرقانوني انجام داده است! طبق آمار وزارت بهداشت، پايتخت نشينان در سال 89 با 845 مورد سقط جنين قانوني، بيشترين ميزان سقط جنين در كشور را به خود اختصاص دادهاند. اما استان خوزستان از نظر ميزان رشد با 207 درصد افزايش سقط، در رتبه نخست ايستاده است. به اين ترتيب سقط جنين در سالهاي گذشته حدود 20 درصد در كل كشور رشد داشته. سالانه حدود 42 ميليون سقط جنين در سراسر جهان انجام ميشود كه از اين ميان 20 ميليون آن به سقط ناسالم اختصاص دارد. هر ساله نيز 70 هزار مادر بر اثر سقط غير بهداشتي جنين ميميرند. ه گفته دكتر آسيه اميني متخصص پزشكى قانونى و پزشك معاينه واحد مركز اداره كل پزشكى قانونى استان تهران: «اولين بار پس از انقلا ب اسلامي در سال 1376 جواز شرعي سقط جنين صادر شد.» نوشته شده در تاريخ
توسط الهام شیری. نبی اله جهانگیری
یعنی من خواب بودم؟ آقا جواب سئوال من رو در خواب دادند، پس راز این فریاد بلند آقا هنگام سلام نماز درد دل کندن از آن باغ آباد و بازگشت به زمین خاکی بود؟ به دلیل این درد آقا فریاد میکشید، من جواب سئوالم رو گرفته بودم و پس از آن سه سال دیگر عاشقانه هر روز صبح برای نماز به قم میرفتم و سپس به تهران بازمیگشتم تا آقا رحلت کردند.»
بقیه در ادامه مطلب ادامه مطلب ![]()
نوشته شده در تاريخ
توسط الهام شیری. نبی اله جهانگیری
در پی دعوت مدیر دبیرستان سعادت شهر سهرورد سخنرانی استاد جهانگیری در جمع دانش آموزان دبیرستانی آن شهر که به صورت اردو در قم حضور دارند انجام میشود
نوشته شده در تاريخ
توسط الهام شیری. نبی اله جهانگیری
باید محتوای دینی فضای مجازی را توسعه دهیمطلاب به همان اندازه که لازم است در فضای حقیقی باشند باید در فضای مجازی هم باشند چرا که حرفهای نگفته زیادی وجود دارد. طلاب با حضور در این فضا از نیازهای فعالین مجازی آگاه شده و می توانند گوش شنوایی باشند و با دغدغه های جامعه آشنا شوند
یحیی جهانگیری مدرس حوزه و دانشگاه و نویسنده و پژوهشگر حوزه در خصوص سابقه فعالیت خود گفت: بنده در حال حاضر دانشجوی دکتری مطالعات اسلامی(حوزه) هستم و تحقیقاتی را در قالب مقاله با موضوعات نقش فیس بوک و توییتر در ایجاد انقلاب های منطقه منتشر کرده ام. جهانگیری در مورد انگیزه خود از حضور در فضای مجازی گفت: حدود هشت سال است که وارد این فضا شدم و اوایل بیشتر قصد داشتم با این فضا آشنا شوم و بعد از مدتی به علت نقش فضای دینی در این فضا و الان هم به دلیل ایجاد تاثیرگذاری بحث ائمه علیه االسلام در این فضا فعالیت کنم.وی در خصوص ارزیابی فعالیت های طلاب در این فضا نیز گفت: دیر وارد فضای مجازی شدند اما از زمانی که آمدند سرعت جذب خیلی خوبی داشتند. من فعالیت این عزیزان را در هر دو فضا دیدم و تجربه کرده ام و معتقدم حوزوی ها در این کار پیشگام بوند مخصوصا در اتاق گفتگو، وبلاگ ها و ... و اگر نسبت آماری بگیریم مخصوصا مرکز تحقیقات نور در حوزه در این محیط خوب فعالیت می کند. این استاد حوزه و دانشگاه در خصوص مرکز تحقیقات نور نیز گفت: این مرکز از نهادهای حوزوی است و به تولید نرم افزارهایی در زمینه فضای مجازی در حیطه علوم انسانی در رشته ها فقه، فلسفه و اصول می پردازد.این پژوهشگر حوزه در لزوم حضور طلاب در فضای مجازی نیز گفت: به همان اندازه که لازم است در فضای حقیقی باشند باید در فضای مجازی هم باشند چرا که این ها حرفهای زیادی دارند که باید بگویند. با حضور در این فضا از نیازهای فعالین مجازی آگاه شده و می توانند گوش شنوا باشند و با دغدغه های جامعه آشنا بشوند. جهانگیری در مورد استفاده از آواتارهایی که طلبه ها به صورت ملبس می گذارند نیز گفت: بعضی ها در یک چهره پنهان کار می کنند اما بعضی ها می خواهند معلوم باشند و برای من هم که هر دو تیپ را در این فضا دارم مهم نیست. این بیشتر یک سلیقه شخصی است بعضی ها در فضای حقیقی بدون لباس روحانیت کار می کنند این بسته به تفاوتها و بر اساس هدفی که افراد در این فضا دارند متفاوت است.وی همچنین در خصوص نحوه برخورد کاربران با این تصاویر نیز گفت: البته من در محیط های تبلیغی تاثیر خاصی را حس نمی کنم و به نظرم می رسد که بیشتر کار سلیقه ای باشد. مثلا من در وبلاگم که قصد دارم مفاهیم اسلامی را انتقال بدهم ملبس هستم البته در بعضی مواقع نپوشیدن این لباس حدس میزنم مفیدتر باشد لذا از این پوشش در آن زمان استفاده نمی کنم. این فعال مجازی در خصوص استفاده از قالب های مفهومی و اثرگذاری آن در فضای مجازی گفت: من بیشتر مفاهیم دینی می گذارم و یا چیزهایی که مربوط به خودم است. اما هر مفهوم دینی که در این فضا ارائه می شود داده های اینترنت را پر می کند و با توجه به حجم کم این مفاهیم لزوم توجه به افزایش حجم این داده ها احساس می شود و باید به این نکته توجه کنیم که چه چیزی برای مخاطبان ما اهمیت دارد و یا مخاطبان ما خواهان شنیدن چه چیزهایی هستند. در این زمینه به حدیثی از امام رضا (ع) اشاره می کنیم که می فرمایند: اگر مردم پیام های زیبای ما را می شنیدند به سوی ما می آمدند.جهانگیری با بیان اینکه به مباحث آینده پژوهی علاقمند است گفت: بیشتر به این توجه دارم که فضای آینده چه اتفاقی خواهد افتاد و چه بحث هایی در میان مسلمانان ایجاد می گردد، بحث انواع خدمات ارتباطی که در این فضا وجود دارد یا بحث حیوانات ترکیبی و چگونگی برخورد با این مساله از جمله علاقمندی هایم است. این استاد حوزه در خصوص سوالاتی که از روحانیون در فضای مجازی می شود نیز گفت: سوالات در زمینه مسائل مختلف پرسیده می شود اما چیزی که بیشتر توجه را جلب می کند، طرح سوال در زمینه عقد موقت است و اینکه بعضی به عنوان خواستگار هستند ولی بعد از مدتی می خواهند به صورت دوستی رابطه ادامه دهند. و دیگری مشکلات روحی روانی.جهانگیری در پایان در خصوص فرصت های فضای مجازی گفت: هر فضایی فرصت ها و تهدیدهای خودش را دارد و باید در این فضا نه سلبی بلکه ایجابی برخورد کنیم تا فرصت ها را از دست ندهیم. 1391/2/9 لینک: http://talabeblog.ir/FA/FavoriteNews
نوشته شده در تاريخ
توسط الهام شیری. نبی اله جهانگیری
اگه فوتبالیست بود همه میشناختنش!!!
اگه هنرپیشه بود همه میشناختیمش!!! تا به حال عکس این دانشمند جوان و نابغه کشور را دیده اید؟ جوانی که با همه درد ها و مشکلات جسمانی تا آخرین لحظات زندگی خود دست از کسب علم و دانش برنداشت و مدال های افتخار را یکی پس از دیگری به گردن آویخت محمد شیرعلی شهرضا که از دانشجویان ممتاز دانشگاه صنعتی شریف و متولد سال 1365 بود دانشجوی نابغه دانشکده علوم ریاضی دانشگاه صنعتی شریف که دانشجوی نمونه کشوری سال 86، دارنده رتبه اول جشنواره جوان خوارزمی در سال 85 و پژوهشگر ممتاز انجمن رمز ایران بود. در طول دوره کارشناسی خود موفق به ارایه 80 مقاله علمی در کنفرانسهای بینالمللی شد و 13 مقاله چاپ شده در مجلات معتبر علمی پژوهشی داشت و یک اختراع ثبت شده نیز از خود به جا گذاشت. او در سال 1385 به عنوان پژوهشگر جوان ممتاز انجمن رمز ایران در مقطع کارشناسی برگزیده شد و در دومین کنفرانس بینالمللی ایکتا 2006 (ICTTA 2006) به عنوان جوانترین محقق انتخاب شد و همچنین در یازهمین کنفرانس بینالمللی انجمن کامپیوتر ایران (CSICC2006) به عنوان جوانترین محقق برگزیده شد. این دانشجوی فقید یک کتاب به عنوان «آموزش الگوریتمها» تألیف کرد و همچنین 2 بخش برای دایره المعارف Encyclopedia of Mobile Computing &commerce و کتاب Handbook of on secure Multimedia Distribution را نوشته است. زمینههای تحقیقاتی مورد علاقه وی نهاننگاری اطلاعات، برنامهنویسی تلفن همراه و سیستمهای تفکیک کاربران انسانی از ماشین بود. وی چندی پیش بر اثر ناراحتی ستون فقرات درگذشت. اگه فوتبالیست بود همه میشناختنش!!! *دوست دارم همتون به اشتراک بذارید تا خیلی ها که نمیشناسنش بشناسن و بدونن که چه انسانهایی داشتیم و داریم ولی این جوری از بین میرن متاسفانه
نوشته شده در تاريخ
توسط الهام شیری. نبی اله جهانگیری
نوشته شده در تاريخ
توسط الهام شیری. نبی اله جهانگیری
![]() اين کارگاه با تدريس استاد گرانقدر حجت الاسلام جهانگيری در محل سالن کنفرانس مرکز بهداشت استان و با حضور 30 نفر از دانشجويان دختر و پسر دانشگاه و با موضوع ((غرب منفی)) در نوبت صبح و ((غرب مثبت)) در نوبت بعد از ظهر برگزار گرديد. لازم به ذکر است با وجود برگزاری اين جلسه در روز تعطيل رسمی، اين کارگاه با استقبال حداکثری دانشجويان برگزار شد http://www.zums.ac.ir/find.php?item=82.2337.6522.fa
نوشته شده در تاريخ
توسط الهام شیری. نبی اله جهانگیری
«فاطمیّه»، فقط فاطمیه نیست! نوشته شده در تاريخ
توسط الهام شیری. نبی اله جهانگیری
سه شنبه ساعت 10 صبح دانشگاه پیام نور قیدار سه شنبه چهارشنبه پنج شنبه ساعت 21 مسجد طه دانشگاه علوم پزشکی زنجان نوشته شده در تاريخ
توسط الهام شیری. نبی اله جهانگیری
مسألهى دیگر، مسألهى روضههاست. روضهخوانى و سینهزنى باید باشد؛
اما نه در هر عزایى. این را بدانید که روضه خواندن و گریه کردن – آن سنت
سنیه – مربوط به همهى ائمه نیست؛ متعلق به بعضى از ائمه است. حالا یک وقت
در جمع و مجلسى کسى روضهاى مىخواند، عدهاى دلشان نرم مىشود و گریه
مىکنند؛ این عیبى ندارد. اصلاً عزادارى کردن یک حرف است، روضهخوانى و
سینهزنى راه انداختن یک حرف دیگر است. روضهخوانى و سینهزنى راه
انداختن، مخصوص امام حسین است؛ حداکثر مربوط به بعضى از ائمه است؛ آن هم نه
به این وسعت. مثلاً در
شب و روز تاسوعا و عاشورا بخصوص، در شب و روز بیست و یکم ماه رمضان،
سینه زنى و عزادارى و برپایى جلسات خوب است؛ ولى مثلاً در مورد حضرت موسى
بن جعفر (علیه السّلام) – با اینکه وفات آن بزرگوار از وفاتهاى داراى
روضه خوانى است – من لزومى نمىبینم که سینه زنى بشود؛ یا مثلاً در
سالگرد شهادت حضرت زهرا (سلاماللَّهعلیها) مناسبتى ندارد که ما بیاییم
نوحهخوانى و سینهزنى کنیم؛ بهتر این است که در آن موارد، شرح مصایبشان
گفته بشود. شرح مصایب، گریهآور است
![]()
نوشته شده در تاريخ
توسط الهام شیری. نبی اله جهانگیری
پیشنهاد پناهیان به آموزش عالی: تکریم و توانمندسازی مادران با تأسیس رشتۀ دانشگاهی "مادری" / پیشنهاد پناهیان برای «آموزش عالی» و «آموزش و پرورش»برنامۀ سمت خدا(شبکۀ سوم سیما)-16/01/91
پناهیان: امیدواریم که دولت در هر دو بخش آموزش عالی و آموزش و پرورش برای توانمند کردن مادران از نظر علمی (جهت ایفای بهتر نقش مادری)، آستین همت بالا بزند.حجت
الاسلام و المسلمین پناهیان با حضور در برنامۀ سمت خدا در پاسخ به این
سؤال که «آیا فکر نمیکنید در بعضی یا بسیاری موارد، مادران ما در تربیت
فرزندانشان مخصوصاً در تربیت دینی آنها کوتاهی کردهاند؟» گفت: قبل از
اینکه بخواهیم مادران محترم را در تربیت فرزندانشان مقصر بدانیم و بگوییم
که در کسب آگاهیهای لازم در این زمینه کوتاهی کردهاند، بهتر است ببینیم
که آیا آموزش عالی کشور ما رشتهای را به عنوان رشتۀ تحصیلی برای ارج نهادن
به مقام مادری تأسیس نموده است که
اکثر دختران تمایل داشته باشند در این رشتۀ تحصیلی مشغول به تحصیل شوند؟
بنده پاسخ به سؤال شما را در قالب پیشنهاد به نظام آموزش عالی و نظام آموزش
و پرورش کشورمان بیان میکنم.
در ادامه فرازهایی از این پیشنهاد را میخوانید:
به جای شعار «تکریم مادران» آگاهیهای مورد نیاز جهت ایفای نقش مادری به آنها داده شود· متأسفانه
در جامعۀ ما احترام به مادر در حد شعار باقی مانده است. شعار دادن و سخن
گفتن از «تکریم مادران» آن هم فقط در ایام میلاد حضرت فاطمه(س) کافی نیست،
بلکه باید در عمل به فکر تکریم مادران باشیم. این کار مانند این است که یک
انسان، تشنه یا گرسنه باشد و ما به جای اینکه آب و غذا در اختیارش
بگذاریم، صرفاً در مقابل او تواضع کنیم و به او احترام بگذاریم و یا به
افتخارش کف بزنیم. اگر واقعاً میخواهیم به او
احترام بگذاریم باید نیاز او را برطرف کنیم.
· اگر
در جامعۀ ما کسی میخواهد به مقام زن و مادر احترام بگذارد، باید
آگاهیهایی که میتواند مادران را در ایفای نقش مادری توانمند نماید، به
آنها ارائه دهد. اینکه ما فقط به خانمها بگوییم که بروید و آگاهیهای خود
را برای تربیت فرزندان زیاد کنید، کافی نیست، چون بخشی از این آگاهیها با
مطالعۀ کتاب تأمین نمیشود بلکه مادران ما باید با برخی مبانی و علوم پایه
آشنا شوند. در هر رشتۀ تحصیلی، یک سری علوم پایه
وجود دارد که به عنوان پیشنیاز باید آموزش داده شود تا محصلین به لحاظ
نظری آمادگی درک مطالب بعدی را پیدا کنند. برای اینکه مادران ما بتوانند
روشهایی که در زمینههای مختلف تربیتی وجود دارد را درک کنند و درست اجرا
نمایند، باید با برخی از مبانی و علوم پایه، آشنا شوند.
بسیاری از دختران جامعۀ ما از روی ناچاری به سراغ برخی از رشتههای دانشگاهی میروند· امروز
در کشور ما رشتههای دانشگاهی که خانمها در آن مشغول به تحصیل هستند
بسیار فراوان است و بسیاری از این رشتهها مفید و لازم نیز هستند، اما برخی
از این رشتهها برای یک خانم تناسبی ندارند. مطمئناً بسیاری از دختران
جامعۀ ما از روی ناچاری به سراغ برخی از رشتههای دانشگاهی میروند و آنها
را انتخاب میکنند. (وقتی میگویم «بسیاری» به معنای اکثریت نیست اما رقم
قابل توجهی است.) به عنوان مثال رشتۀ
مهندسی معدن، مهندسی عمران، یا کشاورزی چقدر میتواند برای یک خانم قابل
تعریف باشد؟ و چند درصد از خانمهایی که در این رشتهها تحصیل میکنند،
مایل هستند بعد از تحصیل در این رشتهها مشغول به کار شوند؟
· بسیاری
از خانمهایی که از دانشگاه فارغ التحصیل میشوند شغلی متناسب با مدرک
تحصیلی خود ندارند و بعضاً به کار منشیگری و یا فعالیتهای کاملاً غیر
مرتبط با رشتۀ تحصیلی خود مشغول هستند و یا اینکه بیکار در خانه مینشینند.
طبیعتاً بیکار نشستن یک خانم در خانه حتی برای خانمهای خانهدار مورد
تأیید ما نیست، چون بالاخره بیکار بودن آثار سوء دارد. در خانه نشستن فضیلت
نیست مخصوصاً اگر انسان، بیکار در
خانه بنشیند.
· اگر
یک خانم به جای مدرک حسابداری و یا رشتههای دیگری از این دست که صرفاً در
ادارهها یا شرکتها مورد نیاز است، مدرکی گرفته بود که به دردِ مادری و
فرزندداریِ او میخورد، الان میتوانست از همۀ علمش استفاده نماید.
پیشنهاد تعریف رشتۀ دانشگاهی برای کمک به ایفای بهتر نقش مادران/ کارشناسی ،کارشناسی ارشد و دکترای "مادری"· پیشنهاد
بنده به نظام آموزش عالی این است: «برای اینکه مادران ما بتوانند نقش خود
را در خانواده و در جامعه به درستی ایفا نمایند، رشته (رشتههای) دانشگاهی
لااقل در حد کارشناسی تعریف شود.» این رشتۀ تحصیلی در ابتدا میتواند در
سطح کارشناسی تعریف شود و بعد به صورت تخصصیتر در رشتههای مختلف در مقاطع
کارشناسی ارشد یا دکتری نیز پیگیری شود. یکبار در جمع برخی از اندیشمندان
سرفصلهای دروس مربوطه را مرور
کردیم و میتوان گفت که عناوین و سرفصلهای بسیار متنوعی وجود دارد که به
یک مادر کمک میکند تا نقش خود را به خوبی ایفا نماید.
· این
علوم به هیچ وجه محدود به آشپزی و آرایش منزل نمیشود بلکه بیشتر به
جنبههای تربیتی و نقشی که زن میتواند در خانه برای فرزندان، همسر و جامعۀ
خود ایفا کند، مرتبط میشود. این علوم نیاز به آموزش دارند و به عنوان یک
رشتۀ تحصیلی قابل تأمل هستند.
· برای
فارغ التحصیلان این رشته در جامعه شغل نیز وجود دارد. به عنوان مثال شغل
آنها میتواند این باشد که در مدارس برای مادران نقش مشاور را داشته باشند و
یا اینکه میتوانند به خانمهای دیگری که تمایل دارند در این نوع کلاسهای
آموزش شرکت کنند، آموزش دهند.
· اگر
چنین رشتهای وجود داشته باشد اولین اثرش این است که مادران ما پس از
تحصیل میتوانند عالمانه به تربیت فرزندان خود بپردازند و دومین اثرش این
است که میتوانند به عنوان مربی و مشاور برای دیگر مادران در محیطهای
مختلف ایفای نقش کنند. البته اخیراً مطلع شدهایم که گویا آموزش عالی کشور،
انگیزه و همتی در این زمینه دارد که امیدواریم نتیجهبخش باشد.
بسیاری از دختران به فراگیری علوم مربوط به فرزندداری، همسرداری و خانهداری تمایل دارند· بسیاری
از دختران ما بر اساس طبیعتی که دارند علاقهمند هستند علوم لازم برای
فرزندداری، همسرداری و خانهداری را فرابگیرند. بنده بر اساس درکی که از
جامعه دارم، مطمئن هستم که بسیاری از دختران به این رشتههای درسی گرایش
پیدا خواهند کرد و همچنین خانمهایی که به خاطر توانمندیهای خاصِ خود، در
سایر رشتهها مشغول به تحصیل هستند نیز در کنار درسهای خود حتماً این دروس
را نیز مرور خواهند کرد و به عنوان
آموزشهای فوق برنامه یا غیر حضوری، این آموزشها را نیز خواهند دید.
· البته
این حرکت در کنار همۀ فعالیتهای موجود باید صورت گیرد و ما نمیخواهیم
هیچ حرکتی را تعطیل کنیم. نباید تصور شود که کسی قصد دارد رشتههای درسی
خانمها را تعطیل کند. ما به رشتههای تحصیلیِ موجود کاری نداریم، بلکه
میگوییم اگر این رشته نیز در کنار سایر رشتههای تحصیلی برقرار شود طیف
وسیعی را در بر خواهد گرفت و فواید و برکات فراوانی خواهد داشت..
پیشنهاد به آموزش و پرورش برای سازماندهی دورههای آموزشی برای مادران/ دولت برای توانمند کردن مادران آستین همت بالا بزند· مادرانِ
امروز جامعۀ ما که شرایط تحصیل در چنین رشتههایی برایشان مهیا نبوده است
برای کسب آگاهیهای لازم در جهت ایفای نقش مادریِ خود چه باید بکنند؟ آنها
میتوانند با همتِ خودشان در مدارس و یا مساجد، انجیاو(NGO) یا انجمنهایی راهاندازی کنند و دورههای آموزشی مورد نیاز خود را تعریف
نمایند.
· یکی
از کانونهایِ مهم برای سازماندهی مادران جهت طی کردنِ این دورههای
آموزشی، مدارس ما هستند که مهمترین نتیجهاش به ارتقاء تربیتی و تحصیلی
فرزندان بازمیگردد. دبستانها، مدارس راهنمایی و دبیرستانها کانون مناسبی
برای این کار هستند.
· آموزش
و پرورش فرصتی است برای تعلیم و تربیت مادران که نقش کلیدی در تربیت
بچهها دارند. برای این فرصت طلایی باید بودجه نوشته شود و مربیها و
مدیران خاص تربیت شوند. این فرصتی است که به شیوۀ دیگر نمیتوان آن را
جبران کرد. چرا آموزش و پرورش ما برای این حرکت عظیم فرهنگی در کشور احساس
مسئولیت نمیکند؟ چرا باید خلأ این فعالیت فرهنگیِ آموزش و پرورش، توسط
جاهای دیگری مانند مساجد، سازمان تبلیغات یا بسیج، آن
هم به صورت ناقص جبران شود؟ البته بعضاً در انجمنهای اولیاء و مربیان
حرکتهایی را میبینیم که دور هم جمع میشوند و برخی مسائل آموزش داده
میشود، اما این حرکتها بسیار اندک و محدود است و به عنوان فعالیتهای
خودجوش مردمی به حساب میآید نه یک حرکت سازمانیافته.
· وقتی
در مدرسهای 200 دانشآموز داریم یعنی علیالقاعده 200 مادر داریم و این
مادران به خاطر فرزندانشان به مدرسه رفت و آمد دارند. طبیعتاً مسائل مربوط
به دانشآموزان نزد مسئولین مدرسه معلوم است و مدیر و معلمان مدرسه نقش
مشاوران مادران را دارند تا در تربیت فرزندان بهتر نقش ایفا کنند. ما
نمیخواهیم مانند غربیها به تربیت فرزندان خود نگاه کنیم و بگوییم که «ما
به تربیت خانوادگی و آثار روانیِ خانواده بر
دانشآموزان کاری نداریم و فقط میخواهیم حافظۀ این بچه را پُر کنیم!» اگر
اینطور باشد، این آموزش و پرورشِ ناقص خواهد بود.
· امیدواریم که دولت در هر دو بخش آموزش عالی و آموزش و پرورش برای توانمند کردن مادران از نظر علمی آستین همت بالا بزند.
چراغهای مسجد دسته دسته روشن
میشوند. الحمدلله، ده شب مجلس با آبروداری برگزار شد. آقا سید مهدی که از پلههای منبر پایین میآید، حاج شمسالدین ـ بانی مجلس ـ هم کم کم از میان جمعیت راه باز میکند تا برسد بهش. جمعیت هم همینطور که سلام میکنند راه باز میکنند تا دم در مسجد. وقت خداحافظی، حاجی دست می کند جیب کتش... آقا سید، ناقابل، اجرتون با صاحب اصلی محفل... دست شما درد نکند، بزرگوار! سید پاکت را بدون اینکه حساب کتاب کند، میگذار پر قبایش. مدتها بود که دخل را سپرده بود دست دیگری! آقا سید، حاج مرشد شما رو تا دم در منزل همراهی میکنن... حاج مرشد، پیرمرد 50 ، 60 ساله، لبخندزنان نزدیک میشود. التماس دعای حاج شمس و راهی راه... * زن، خیلی جوان نبود. اما هنوز سن میانسالیاش هم نرسیده بود. مضطرب، این طرف آن طرف را نگاه میکرد. زیر تیر چراغ برق خیابان لاله زار، جوراب شلواری توری، رنگ تند لبها، گیسهای پریشان... رنگ دیگری به خود گرفته بود. دوره و زمونهای نبود که معترضش بشوند... * حاج مرشد! جانم آقا سید؟ آنجا را میبینی؟ آن خانم... حاجی که انگار تازه حواسش جمع آن طرف خیابان شده بود، زود سرش را انداخت پایین. استغفرالله ربی و اتوبالیه... سید انگار فکرش جای دیگری است... حاجی، برو صدایش کن بیاید اینجا. حاج مرشد انگار که درست نشنیده باشد، تند به سیدمهدی نگاه میکند: حاج آقا، یعنی قباحت نداره؟! من پیرمرد و شمای سید اولاد پیغمبر! این وقت شب... یکی ببیند نمیگوید اینها با این فاحشه چه کار دارند؟ سبحان الله... سید مکثی میکند. بزرگواری کنید و ایشون رو صدا کنید. به ما نمیخورد مشتری باشیم؟! حاج مرشد، بالاخره با اکراه راضی میشود. اینبار، او مضطرب این طرف و آن طرف را نگاه میکند و سمت زن میرود. زن که انگار تازه حواسش جمع آنها شده، کمی خودش را جمع و جور میکند. به قیافهشان که نمیخورد مشتری باشند! حاج مرشد، کماکان زیرلب استفرالله میگوید. - خانم! بروید آنجا! پیش آن آقاسید. باهاتان کاری دارند. زن، با تردید، راه میافتد. حاج مرشد، همانجا میایستد. میترسد از مشایعت آن زن!... زن چیزی نمیگوید. سکوت کرده. مشتری اگر مشتری باشد، خودش... دخترم! این وقت شب، ایستادهاید کنار خیابان که چه بشود؟ شاید زن، کمی فهمیده باشد! کلماتش قدری هوای درد دل دارد، همچون چشمهایش که قدری هوای باران: حاج آقا! به خدا مجبورم! احتیاج دارم... سید؛ ولی مشتری بود! پاکت را بیرون میآورد و سمت زن میگیرد: این، مال صاحب اصلی محفل است! من هم نشمردهام. مال امام حسین(ع) است... تا وقتی که تمام نشده، کنار خیابان نه ایست!... سید به حاجی ملحق میشود و دور... انگار باران چشمهای زن، تمامی ندارد... * چندسال بعد...نمیدانم چندسال... حرم صاحب اصلی محفل! سید، دست به سینه از رواق خارج میشود. زیر لب همینجور سلام میدهد و دور میشود. به در صحن که میرسد، نگاهش به نگاه مرد گره میخورد و زنی به شدت محجوب که کنارش ایستاده.
مرد که انگار مدت مدیدی است سید را میپاییده، نزدیک میآید و عرض ادبی. زن بنده میخواهد سلامی عرض کند. مرد که دورتر میایستد، زن نزدیک میآید و کمی نقاب از صورتش بر میگیرد که سید صدایش را بهتر بشنود. صدا، همان صدای خیابان لاله زار است و همان بغض: آقا سید! من را نشناختید؟ یادتان میآید که یکبار، برای همیشه دکان مرا تعطیل کردید؟ همان پاکت... آقا سید! من دیگر... خوب شدهام! این بار، نوبت باران چشمان سید است... سید مهدی قوام ـ از روحانی های اخلاقی دهه 40 تهران ـ یکی تعریف میکرد: روزی که پیکر سید مهدی قوام را آوردند قم که دفن کنند، به اندازهی دو تا صحن بزرگ
حرم حضرت معصومه کلاه شاپویی و لنگ به دست آمده بودند و صحن را پر کرده بودند. زار زار گریه میکردند و سرشان را میکوبیدند به تابوت...
نشست بررسی تاریخ پیدایش فقه شیعه با سخنرانی آیت الله محسن اراکی رییس مجمع اندیشه اسلامی و عضو شورای عالی مجمع جهانی اهل بیت(ع) سه شنبه 29 فروردین ماه جاری ساعت 18:30 سالن اجتماعات این مرکز واقع در خیابان شهدا کوچه آمار
وقتی حاجیان به شیطان سنگ می زدند، شیطان می خندید و می گفت:
این جماعت که امروز به من سنگ می زنند، برسند تهران به من زنگ می زنند!
نوشته شده در تاريخ
توسط الهام شیری. نبی اله جهانگیری
به دعوت نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه علوم پزشکی زنجان سخنرانی حاج آقا جهانگیری مسجد قبا دانشکده داروسازی سه شنبه. چهارشنبه و پنجشنبه ساعت 21.
نوشته شده در تاريخ
توسط الهام شیری. نبی اله جهانگیری
محقق حوزه علمیه:
تولید ملی زمینه ساز شکوفایی استعدادهای جامعه است خبرگزاری رسا ـ پژوهشگر حوزه علمیه قم گفت: وقتی یک کشور میخواهد به استقلال و خودکفایی برسد، در عین تعامل با دیگران باید توانمندی جامعه خود را فعال کند.
وقتیکه با سقیفه جهان خواب میشود
نوشته شده در تاريخ
توسط الهام شیری. نبی اله جهانگیری
"زهره الهیان" افزود: در این دیدار
نوع نگاه و ارادت آقای اردوغان و همسر و فرزندشان به رهبر معظم انقلاب
کاملا مشهود بود، اردوغان در این دیدار خطاب به رهبر معظم انقلاب بیان کرد
که من به عنوان یک مسئول کشور در خدمت شما نیامده ام بلکه به عنوان مریدی
به خدمت مرادم آمده ام.
نماینده تهران در خانه ملت ادامه داد: همسر و دختر آقای اردوغان در این دیدار خطاب به رهبر معظم انقلاب بیان کردند که شما ما را به یاد پیامبر گرامی اسلام می اندازید. کی از مشاوران اردوغان که به شدت تحت تاثیر فضای معنوی دیدار با رهبر معظم انقلاب قرار گرفته بود از معظم له می خواهد به عنوان تبرک هدیه ای دریافت نمایند. ایشان نیز یک عدد مهر نماز به مشاور اردوغان که از برادران اهل سنت می باشد هدیه می دهند که این مقام ارشد ترکیه پس از دریافت مهر تبرک شده وصیت می کند این هدیه به همراه وی در سفر آخرتش گذاشته شود تا از رحمت و مغفرت الهی برخوردار شود.
نوشته شده در تاريخ
توسط الهام شیری. نبی اله جهانگیری
به گزارش مرکز خبر حوزه، رهبر معظم انقلاب با دور اندیشی، درایت و توجه به منابع دینی و مصالح عمومی، امسال را سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی نامگذاری کردند. نکته جالب توجه در این میان توجه جمعی از علمای اصفهان به همین مفاهیم در سال 1324 هجری است که در آن، بر مصرف کالای ایرانی تاکید کرده اند و حتی در استفاده از کاغذ و یا پارچه کفن نیز به این مهم اشاره کرده اند. علمای اصفهان در این بیانیه، ضمن اینکه تهیه لباس با پارچه غیر ایرانی را حرام نمی دانند اما بر استفاده از پارچه ایرانی تاکید می کنند و حتی در زمینه کفن اعلام می کنند که ما بر میتی که کفن وی از پارچه ایرانی نباشد، نماز نمی خوانیم. پرهیز از اسراف و ریخت و پاش و همچنین هشدار به معتادان مورد توجه علمای اصفهان قرار گرفته و می گویند: معتادان مورد احترام نیستند و به منزل آنها نمی رویم. پرواضح است که وقتی علمای اصفهان در یک قرن پیش اینگونه موضع گرفته اند، امروز و در دوران طلایی حکومت اسلامی و در شرایطی که استقلال و عظمت مسلمانان بیش از پیش مورد توجه و اهمیت است، جامه عمل پوشاندن به فرمایش رهبر معظم انقلاب در راستای آبادانی کشور، عزت اسلامی و ادای وظیفه دینی خواهد بود. * متن کامل بیانیه اقتصادی علمای اصفهان حوزه نیوز متن کامل این بیانیه را تقدیم خوانندگان ارجمند می کند: «بعد از تسبيح و تحميد؛ اين خدام شريعت مطهره با همراهي جناب رکن الملک متعهد و ملتزم شرعي شدهايم، که مهما امکن بعد ذلک تخلف ننمائيم، فعلاً پنج فقره است: اولاً: قبالجات و احکام شرعيه، از شنبه (14) به بعد بايد روي کاغذ ايراني بدون آهار نوشته شود، اگر بر کاغذهاي ديگر نويسند، مهر ننموده و اعتراف نمينويسيم. قباله و حکمي هم که روي کاغذ ديگر نوشته بياورند و تاريخ آن بعد از اين قرارداد باشد امضاء نمينماييم. حرام نيست کاغذ غير ايراني و کسي را مانع نميشويم ماها با اين روش متعهديم. ثانياً: کفن اموات، اگر غير از کرباس و پارچه اردستاني يا پارچه ديگر ايراني باشد متعهد شدهايم بر آن ميت ماها نماز نخوانيم. ديگري را براي اقامه صلوة بر آن ميت بخواهند، ماها را معاف دارند. ثالثاً: ملبوس مردانه جديد که از اين تاريخ به بعد دوخته و پوشيده ميشود، قرارداديم مهما امکن هرچه بدلي آن در ايران يافت مي شود، لباس خودمان را از آن منسوج نمائيم و منسوج غير ايراني را نپوشيم. و احتياط نميکنيم و حرام نميدانيم لباسهاي غير ايراني را، اما ماها ملتزم شده ايم حتي المقدور بعد از اين تاريخ ملبوس خود را از نسج ايراني بنمائيم، تا بعين ماها نيز کذلک. و متخلف توقع احترام از ماها نداشته باشد، آنچه از سابق پوشيده داريم و دوخته، ممنوع نيست استعمال آن. رابعاً: ميهمانيها بعد ذلک، و لو اعياني باشد، چه عامه چه خاصه، بايد مختصر باشد؛ يک پلو و يک چلو و يک خورش و يک افشره، اگر زائد بر اين کسي تکلف دهد ما را به محضر خود وعده نگيرد خودمان نيز به همين روش ميهماني مينمائيم، هرچه کمتر و مختصرتر از اين تکلف کردند، موجب مزيد امتنان ماها خواهد يود. خامساً: وافوري و اهل وافور را احترام نميکنيم، و به منزل او نميرويم، زيرا که آيات باهره: (ان المبذرين کانوا اخوان الشياطين ـ و لاتسرفوا ان الله لا يحب المسرفين ـ و لاتلقوا بايديکم الي التهلکة) و حديث: (لا ضرر و لاضرار)، ضرر مالي و جاني و عمري و نسلي و ديني و عِرضي و شغلي آن محسوس و مُسري است و خانوادهها و ممالک را به باد داده، بعد از اين هر که را فهميديم وافوري است، به نظر توهين و خفت مينگريم. امضاي آقايان کرام و علماء فخام کثرالله امثالهم: 1ـ ثقة الاسلام آقاي حاجي آقا نورالله،2ـ حسين بن جعفر الفشارکي،3ـ حجة الاسلام آقا نجفي ،4ـ شيح مرتضي اژه،5ـ آقا ميرزا محمد تقي مدرس، 6ـ حاجي سيد محمد باقر بروجردي، 7ـ آقا ميرزا علي محمد،8ـ حاجي ميرزا محمد مهدي جويباره، 9ـ سيد ابوالقاسم دهکردي، 10ـ حاجي سيد ابوالقاسم زنجاني، 11ـ آقا محمد جواد قزويني، 12ـ سيد محمد رضا شهير به آقا ميرزاي مسجد شاهي، 13ـ حاجي آقا حسن بيدآبادي تذكر: این قرارداد در تاريخ 12 جمادي الاول 1324 به امضاء رسید.
منبع: کتاب عرفان، مرجعیت و سیاست تالیف دکتر موسی نجفی، صفحه 84 و
نوشته شده در تاريخ
توسط الهام شیری. نبی اله جهانگیری
به گزارش گروه خواندنی های مشرق، ماشین پرنده PAL-V اولین سفر خود را در
هلند با موفقیت به پایان برد. PAL-V - Personal Air and Land Vehicle به
کمک یک موتور اتوماتیک و یک ملخ متحرک فشاری در عقب، مثل یک ژیروکوپتر
پرواز میکند. بنا به ادعای خود کمپانی،ONE PAL-V روی جاده مثل یک ماشین
اسپورت حرکت میکند. رابرت دینگمانس، مدیر عامل و یکی از بنیانگذاران PAL-V
گفت: "ما مفتخریم که اعلام کنیم سفر ابتدایی PAL-V با موفقیت همراه بود و
از سرمایه گذاران دعوت میکنیم تا آیتده را با ما بسازند... ما از اشتیاق
مردم نسبت به PAL-V آگاهیم. حتی قبل از انجام این آزمایشات پرواز، همه روزه
مشتریان بالقوه و فروشندگان بسیاری با ما تماس میگرفتند و میخواستند
بخشی از این پروژه هیجانانگیز باشند."
به گزارش زومیت، این دوگانه خودرو-هلیکوپتر، برد پروازی بین 350 تا 500
کیلومتر و برد حرکت زمینی تا 1200 کیلومتر دارد، و میتواند با سرعتی معادل
با 180 کیلومتر بر ساعت چه در هوا و چه روی زمین حرکت کند. این وسیله
نقلیه با بنزین کار میکند، با این حال این شرکت در حال کار روی نسخهای از
آن است که با دیزل زیستی یا الکل زیستی کار کند.
نوشته شده در تاريخ
توسط الهام شیری. نبی اله جهانگیری
جزیره " Gunkanjima " در غرب کشور ژاپن از سال 1974 به این سو خالی از سکنه شده است.
این جزیره که در فاصله 15 کیلومتری شهر ناکازاکی ژاپن قرار دارد زمانی جزیره ای مسکونی با بیش از 5 هزار نفر جمعیت بود. در سال 1810 میلادی و به دنبال کشف معادن زغال سنگ در این جزیره معدنچیان به همراه خانواده های خود در این جزیره سکنی گزیدند. این گروه از معدنچیان تا سال 1974 میلادی در این جزیره حضور داشتند. به گزارش باشگاه خبرنگاران، در سالهای دهه 60 میلادی کم کم بنزین و نفت جای زغال را گرفته و باعث شدند تا صنایع مربوط به زغال سنگ در این کشور به سمت رکورد و تعطیلی پیش برود. در سال 1974 معدن موجود در این جزیره تعطیل شده و در ظرف مدت چند روز کلیه ساکنین این جزیره این محل با به جا گذاشتند اسباب و اثاثیه خود این محل را ترک کردند امروزه این جزیره با تمامی خانه های خود تبدیل به نقطه ای برای ماجراجویان و عکاسان شده است
نوشته شده در تاريخ
توسط الهام شیری. نبی اله جهانگیری
به گزارش مشرق، باشگاه خبرنگاران در این ایام با معرفی مقالاتی پیرامون شبهات فاطمیه، به بررسی و تحلیل این شبهات پرداخته است.
طرح شبهه: منازل مسكونى مردم مدينه و مکه در صدر اسلام به شكل ساختمانها و منازل مسكونى دوران ما نبوده است كه افزون بر ديوارهاى نسبتا بلند داراى بخش ورودى با درهاى محكم وقفلهاى متنوع باشد؛ بلكه براى پوشاندن و محفوظ نگه داشتن درون منزل از ديد اغيار، تنها از پرده، حصير و... استفاده مىکردند. در روايتى علي رضى الله عنه تصريح مىكند كه خانههاى ما اهل بيت در نداشته است. وَنَحْنُ أَهْلُ بَيْتِ مُحَمَّدٍ (ص) لا سُقُوفَ لِبُيُوتِنَا وَ لا أَبْوَابَ وَ لا سُتُورَ؛ خانههاى ما اهل بيت، نه سقف دارد و نه در. اين روايت را بسيارى از كتابهاى شيعه نقل كردهاند از جمله: الخصال، شيخ الصدوق، ص ۳۶۴ _ ۳۸۲ و شرح الأخبار، قاضي النعمان المغربي، ج ۱ ص ۳۴۵ – ۳۶۲ و الاختصاص، شيخ المفيد، ص ۱۶۳ ۱۸۰ و بحار الأنوار، علامة المجلسي، ج ۳۸ ص ۱۶۷ و ۱۸۶ و.... بنابراين، چگونه ممكن است كه فاطمه زهرا سلام الله عليها بين در و ديوار قرار گرفته باشد؟ و يا چگونه ممكن است كه اين در آتش گرفته باشد؟ نقد و بررسي: يكى از شبهاتى كه اخيراً برخى از وهابيها آن را با مانور فراوان و سر وصداى زياد مطرح كردهاند همين شبهه است. اما با بررسى روايات موجود در كتابهاى شيعه و سنى اين نتيجه به دست مىآيد، كه در زمان رسول خدا صلى الله عليه وآله خانههاى مدينه داراى درهاى چوبى بوده است. موارد بسيارى مىتوان به عنوان شاهد نقل كرد كه ما به چند نمونه اشاره مىكنيم. شما خواننده محترم براى اطلاع بيشتر به كتاب مأساة الزهراء عليها السلام، و خلفيات مأساة الزهراء، نوشته سيد جعفر مرتضى مراجعه فرماييد. ما ابتدا پاسخ علامه سيد جعفر مرتضى را در پاسخ اين شبهه نقل و سپس به پاسخ تفصيلى آن خواهيم پرداخت: پاسخ علامه سيد جعفر مرتضي: علامه سيد جعفر مرتضى در پاسخ اين روايت مىگويد: فأمير المؤمنين إذن يصف حالة الفقر المدقع الذي كان يعاني منه أهل البيت ( عليهم السلام )، ويذكر إيثار رسول الله ( صلى الله عليه وآله وسلم ) حتى أهل النعم والأموال بما يتوفر لديه منها، مع ملاحظة: أن أبواب أهل البيت ( عليهم السلام ) بيوتهم كانت من جريد النخل الذي هو أصل السعفة بعد جرد الخوص عنها، أما غيرهم ( عليهم السلام ) فكان لبيوتهم ستائر، وكانت أبوابها من غير جريد النخل أيضا، ومنها الأخشاب لا مجرد ستائر ومسوح كما يدعون. علي عليه السلام از فقر ناراحت كنندهاى كه خاندان پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم با آن دست و پنجه نرم مىكردند سخن مىگويد و از بذل و بخشش رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم از اموال و نعمتهاى كه نزدش جمع شده بود ياد مىكند، با اين كه دَرِ خانههاى اهل بيت از چوب خرما؛ پس از پاك كردن از شاخ و برگش بود؛ ولى ديگران دَرِ خانههايشان از غير چوب خرما بود و افزون برآن بر درهايشان پرده نيز آويزان كرده بودند. العاملي، السيد جعفر مرتضى (معاصر)، مأساة الزهراء عليها السلام شبهات وردود، ج ۲ ص ۲۳۲، ناشر: دار السيرة بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية، ۱۴۱۸هـ ـ ۱۹۹۷ م باز كردن درب خانه با كليد، چه معنايي دارد؟ خداوند در قرآن كريم به صحابه و ديگر مسلمانان اجازه مىدهد كه از خانههايى كه كليد آن در اختيار آنان هست ، غذا بخورند . بىترديد خانهاى كه در چوبى و يا آهنى نداشته باشد، داشتن كليد براى آن بىمعنا خواهد بود: لَيْسَ عَلَى الْأَعْمى حَرَجٌ وَلا عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَلا عَلَى الْمَريضِ حَرَجٌ وَلا عَلى أَنْفُسِكُمْ أَنْ تَأْكُلُوا مِنْ بُيُوتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ آبائِكُمْ ... أَوْ ما مَلَكْتُمْ مَفاتِحَهُ أَوْ صَديقِكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَنْ تَأْكُلُوا جَميعاً أَوْ أَشْتاتاً. (النور / ۶۱ .) بر نابينا و افراد لنگ و بيمار گناهى نيست (كه با شما هم غذا شوند)، و بر شما نيز گناهى نيست كه از خانههاى خودتان [بدون اجازه خاصّى] غذا بخوريد و همچنين خانههاى پدرانتان ... يا خانهاى كه كليدش در اختيار شماست، يا خانههاى دوستانتان، بر شما گناهى نيست كه به طور دستهجمعى يا جداگانه غذا بخوريد . در حديث ذيل نيز با صراحت سخن از باز كردن دَرِ اتاق به وسيله كليد است و اين نشان مىدهد كه وروديهاى منازل واتاقها محصور و محفوظ بوده است. حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّحِيمِ بْنُ مُطَرِّفٍ الرُّؤَاسِىُّ حَدَّثَنَا عِيسَى عَنْ إِسْمَاعِيلَ عَنْ قَيْسٍ عَنْ دُكَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ الْمُزَنِىِّ قَالَ أَتَيْنَا النَّبِىَّ،صلى الله عليه وسلم، فَسَأَلْنَاهُ الطَّعَامَ فَقَالَ « يَا عُمَرُ اذْهَبْ فَأَعْطِهِمْ ». فَارْتَقَى بِنَا إِلَى عِلِّيَّةٍ فَأَخَذَ الْمِفْتَاحَ مِنْ حُجْزَتِهِ فَفَتَحَ. از دُكَين بن سعيد مزنى نقل شده است كه گفت: خدمت پيامبر رفتيم و تقاضاى غذا كرديم، به عمر فرمود: برو و به آنان غذا بده. عمر ما را به اتاق بالا برد، سپس كليد را از كمربندش بيرون آورد و در را باز كرد. السجستاني الأزدي، سليمان بن الأشعث أبو داود (متوفاي۲۷۵هـ)، سنن أبي داود، ج ۲ ص ۵۲۷، ح ۵۲۴۰، تحقيق: محمد محيي الدين عبد الحميد، ناشر: دار الفكر. البانى در صحيح و ضعيف سنن ابوداوود، شماره ۵۲۳۸ آن را تصحيح كرده است. پيامبر دستور داد، شبها دَرِ منازل را ببندند: مسلم نيشابورى در صحيحش مىنويسد: ۱۰. قَالَ أَبُو حُمَيْدٍ إِنَّمَا أُمِرَ بِالأَسْقِيَةِ أَنْ تُوكَأَ لَيْلاً وَبِالأَبْوَابِ أَنْ تُغْلَقَ لَيْلاً. ابو حميد مىگويد: پيامبر به ما امر كرد كه شبها ظروف آب را در گوشهاى قرار دهيم و نيز دستور داد كه شبهنگام درها را ببنديم. النيسابوري، مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري (متوفاي۲۶۱هـ)، صحيح مسلم، ج ۳، ص ۱۵۹۳، ح۲۰۱۰، كتاب الأشربة (والاطعمة)، باب فِي شُرْبِ النَّبِيذِ وَتَخْمِيرِ الإِنَاءِ، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت. خانه هاي پيامبر (ص) از چوب درخت سرو بود: ابن كثير دمشقى به نقل از حسن بصرى مىنويسد: وكانت حجره من شعر مربوطة بخشب من عرعر قال وفي تاريخ البخاري أن بابه عليه السلام كان يقرع بالاظافير فدل على أنه لم يكن لابوابه حلق. اتاقهاى رسول خدا (ص) از شاخه و چوب عَرعَر به وسيله مو بافته شده بود، و در تاريخ بخارى آمده است: دَرِ خانه پيامبر را با نُك انگشتان و ناخنها مىزدند و اين دلالت بر اين دارد كه حلقههايى براى كوبيدن بر در نداشته است. القرشي الدمشقي، إسماعيل بن عمر بن كثير أبو الفداء (متوفاي۷۷۴هـ)، البداية والنهاية، ج ۳، ص ۲۲۱، ناشر: مكتبة المعارف – بيروت. خانه عائشه از چوب درخت سرو بود: بخارى در ادب المفرد مىنويسد: عن محمد بن هلال أنه رأى حجر أزواج النبي صلى الله عليه وسلم من جريد مستورة بمسوح الشعر فسألته عن بيت عائشة فقال كان بابه من وجهة الشام فقلت مصراعا كان أو مصراعين قال كان بابا واحدا قلت من أي شيء كان قال من عرعر أو ساج. محمد بن هلال خانههاى همسران پيامبر را ديده است كه پوششى بافته شده از مو بوده است. از وى در باره خانه عائشه پرسيدم، گفت: درِ خانه اش به طرف شام باز مىشد، پرسيدم: يك لنگه داشت يا دو لنگه؟ گفت: يك لنگه بيشتر نداشت، گفتم: جنسش از چه بود؟ گفت از چوب درخت عرعر يا ساج. البخاري الجعفي، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله (متوفاي۲۵۶هـ)، الأدب المفرد، ج ۱، ص ۲۷۲، تحقيق: محمد فؤاد عبدالباقي، ناشر: دار البشائر الإسلامية - بيروت، الطبعة: الثالثة، ۱۴۰۹هـ ـ ۱۹۸۹م عاصمى شافعي( متوفاى ۱۱۱۱) مىنويسد: كان باب عائشة مواجه الشام وكان بمصراع واحد من عرعر أو ساج. درِ خانه عائشه به طرف شام بود و يك لنگه داشت كه از چوب درخت عرعر يا ساج بود. العاصمي المكي، عبد الملك بن حسين بن عبد الملك الشافعي (متوفاي۱۱۱۱هـ)، سمط النجوم العوالي في أنباء الأوائل والتوالي، ج ۱، ص ۳۶۷، تحقيق: عادل أحمد عبد الموجود- علي محمد معوض، ناشر: دار الكتب العلمية. ابوالبقاء مكى حنفى (متوفاى ۸۶۴) مىنويسد: وكان لبيت عائشة رضي الله عنها مصراع واحد من عرعر أوساج. تاريخ مكة المشرفة والمسجد الحرام والمدينة الشريقة والقبر الشريف، ج ۱، ص ۲۶۸، ناشر: دار الكتب العلمية، بيروت، ۱۴۲۴هـ، ۲۰۰۴م، الطبعة: الثانية، تحقيق: علاء إبراهيم، أيمن نصر براى خانه عائشه يك در بود كه يك لنگه داشت و از چوب عرعر يا ساج بود. المكي الحنفي، أبو البقاء محمد بن أحمد بن محمد ابن الضياء (متوفاي۸۵۴هـ)، تاريخ مكة المشرفة والمسجد الحرام والمدينة الشريفة والقبر الشريف، ج ۱، ص ۲۶۸، تحقيق: علاء إبراهيم، أيمن نصر، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الثانية، ۱۴۲۴هـ ـ ۲۰۰۴م. محمد بن اسماعيل بخارى در صحيح خود مىنويسد: حدثنا محمد بن عبد اللَّهِ بن حَوْشَبٍ حدثنا عبد الْوَهَّابِ حدثنا يحيى بن سَعِيدٍ قال أَخْبَرَتْنِي عَمْرَةُ قالت سمعت عَائِشَةَ رضي الله عنها تَقُولُ لَمَّا جاء قَتْلُ زَيْدِ بن حَارِثَةَ وَجَعْفَرٍ وَعَبْدِ اللَّهِ بن رَوَاحَةَ جَلَسَ النبي صلى الله عليه وسلم يُعْرَفُ فيه الْحُزْنُ وأنا أَطَّلِعُ من شَقِّ الْبَابِ. از عائشه نقل است: هنگامى که خبر شهادت جعفر بن ابوطالب و عبدالله بن رواحه را آوردند؛ پيامبر بر زمين نشست و آثار حزن و اندوه در صورتش نمايان شد، و من ازشكاف در (شق الباب) او را مىنگريستم. البخاري الجعفي، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله (متوفاي۲۵۶هـ)، صحيح البخاري، ج ۱، ص ۴۴۰، ح ۱۲۴۳، بَاب ما يُنْهَى عن النَّوْحِ وَالْبُكَاءِ وَالزَّجْرِ عن ذلك، تحقيق د. مصطفى ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، ۱۴۰۷ – ۱۹۸۷. شكاف يا سوراخ دَر دليل بر مدعاى ما است که خانه ها بدون دَر نبوده است؛ بلکه درهايى که از «تخته » يا «سعف نخل» ساخته مىشدند بر وروديهاى منازل وخانهها نصب مىكردهاند. خانه علي (ع) داراي دَر بود: همچينن در برخى از روايات شيعه و سنى آمده است كه خانه حضرت علي عليه السلام داراى دَرِ چوبى از نوع: سَعَفٍ (شاخه درخت خرما) عرعر، (درخت سرو) ساج و... بوده است. در داستان ازدواج فاطمه زهرا و اميرمؤمنان عليهما السلام آمده است: ثُمَّ دَعَا عَلِيّاً عليه السلام فَصَنَعَ بِهِ كَمَا صَنَعَ بِهَا ثُمَّ دَعَا لَهُ كَمَا دَعَا لَهَا ثُمَّ قَالَ قُومَا إِلَى بَيْتِكُمَا جَمَعَ اللَّهُ بَيْنَكُمَا وَ بَارَكَ فِي نَسْلِكُمَا وَ أَصْلَحَ بَالَكُمَا ثُمَّ قَامَ فَأَغْلَقَ عَلَيْهِ بَابَه. رسول خدا (ص) علي بن ابوطالب (ع) را احضار نمود و همان عملى را كه با فاطمه انجام داده بود با علي نيز انجام داد. آنگاه همان دعائى را براى علي خواند كه براى فاطمه خوانده بود. سپس به علي و فاطمه عليهما السّلام فرمود: برخيزيد بسوى خانه خود رويد، خدا شما را نسبت به يك ديگر مهربان كند! و به نسل شما بركت دهد! و عاقبت شما را بخير نمايد! رسول خدا (ص) پس از اين دعاها برخاست و دَرِ خانه را بست. الصنعاني، أبو بكر عبد الرزاق بن همام (متوفاي۲۱۱هـ)، المصنف، ج ۵ ص ۴۸۹، تحقيق حبيب الرحمن الأعظمي، ناشر: المكتب الإسلامي - بيروت، الطبعة: الثانية، ۱۴۰۳هـ؛ الطبراني، سليمان بن أحمد بن أيوب أبو القاسم (متوفاي۳۶۰هـ)، المعجم الكبير، ج ۲۲ ص ۴۱۲، تحقيق: حمدي بن عبدالمجيد السلفي، ناشر: مكتبة الزهراء - الموصل، الطبعة: الثانية، ۱۴۰۴هـ – ۱۹۸۳م؛ التميمي المغربي، أبو حنيفة النعمان بن محمد (متوفاي۳۶۳ هـ)، شرح الأخبار في فضائل الأئمة الأطهار، ج ۲ ص ۳۵۹، تحقيق: السيد محمد الحسيني الجلالي، ناشر: مؤسسة النشر الاسلامي ـ قم، الطبعة: الثانية، ۱۴۱۴ هـ؛ المجلسي، محمد باقر (متوفاي ۱۱۱۱هـ)، بحار الأنوار، ج ۴۳ ص ۱۴۲، تحقيق: محمد الباقر البهبودي، ناشر: مؤسسة الوفاء - بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية المصححة، ۱۴۰۳ - ۱۹۸۳ م. امام كاظم از پدرش امام صادق عليهما السلام نقل كرده است كه فرمود: جَمَعَ رَسُولُ اللَّهِ (صلي الله عليه وآله وسلم) أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ وَفَاطِمَةَ وَالْحَسَنَ وَالْحُسَيْنَ وَأَغْلَقَ عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمُ الْبَابَ وَقَالَ يَا أَهْلِي وَأَهْلَ اللَّه.... پيامبر اكرم؛ علي بن ابوطالب، فاطمه، حسن و حسين عليهم السلام را جمع كرد و درب را بر روى آنها بست و فرمود: اى خانواده من كه پيوستگان خدائيد، پروردگار به شما سلام مىرساند.... المجلسي، محمد باقر (متوفاي ۱۱۱۱هـ)، بحار الأنوار، ج ۲۴ ص ۲۱۹، تحقيق: محمد الباقر البهبودي، ناشر: مؤسسة الوفاء - بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية المصححة، ۱۴۰۳ - ۱۹۸۳ م. و در حديثى ديگر از پدرش امام صادق عليهما السلام نقل مىكند كه فرمود: لَمَّا كَانَتِ اللَّيْلَةُ الَّتِي قُبِضَ النَّبِيُّ (صلي الله عليه وآله وسلم) فِي صَبِيحَتِهَا دَعَا عَلِيّاً وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ (عليهم السلام) وَ أَغْلَقَ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمُ الْبَابَ وَ قَالَ يَا فَاطِمَةُ وَأَدْنَاهَا مِنْهُ فَنَاجَاهَا مِنَ اللَّيْلِ طَوِيلًا فَلَمَّا طَالَ ذَلِكَ خَرَجَ عَلِيٌّ وَ مَعَهُ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ وَ أَقَامُوا بِالْبَابِ وَ النَّاسُ خَلْفَ الْبَاب. شبى كه رسول خدا صلى الله عليه وآله صبح آن از دنيا رفت، علي و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام را فراخواند و دَرِ خانه را بست و فرمود: فاطمه جانم! سپس او را نزديك خودش برد و با دخترش مدتى طولانى مشغول گفتگو شد و چون مدت طولانى شد، علي و دو فرزندش حسن و حسين عليهم السلام از خانه بيرون آمدند و پشت در همراه با مردم به انتظار ماندند. المجلسي، محمد باقر (متوفاي ۱۱۱۱هـ)، بحار الأنوار، ج ۲۲ ص ۴۹۰، باب ۱، وصيته ص عند قرب وفاته و فيه، تحقيق: محمد الباقر البهبودي، ناشر: مؤسسة الوفاء - بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية المصححة، ۱۴۰۳ - ۱۹۸۳ م. بستن دَر دليل بر چه چيزى مىتواند باشد؟ محمد بن جرير طبرى شيعى مىنويسد: قَالَ سَلْمَانُ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ فَمَضَيْتُ إِلَيْهَا فَطَرَقْتُ الْبَابَ وَ اسْتَأْذَنْتُ فَأَذِنَتْ لِي بِالدُّخُولِ فَدَخَلْتُ فَإِذَا هِيَ جَالِسَة. سلمان مىگويد: به خانه فاطمه رفتم، در را كوبيدم و اجازه ورود گرفتم، به من اجازه داد تا وارد شوم. هنگامى كه وارد شدم ديدم نشسته است. الطبرى ، أبي جعفر محمد بن جرير بن رستم (قرن۵هـ) ، دلائل الامامة ، ص ۱۰۷ ، نشر و تحقيق : مؤسسة البعثة ـ قم ، الطبعة الأولى ، ۱۴۱۳هـ ؛ المجلسي، محمد باقر (متوفاي ۱۱۱۱هـ)، بحار الأنوار، ج ۹۱ ص ۲۲۶، تحقيق: محمد الباقر البهبودي، ناشر: مؤسسة الوفاء - بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية المصححة، ۱۴۰۳ - ۱۹۸۳ م. در اين حديث سلمان مىگويد: دَر را كوبيدم، آيا كوبيدن دَر مفهومى غير از معناى رايج آن دارد؟ شكستن در خانه حضرت زهرا در هجوم: در روايت هجوم به خانه فاطمه سلام الله عليها آمده است: قَالَ عُمَرُ قُومُوا بِنَا إِلَيْهِ فَقَامَ أَبُو بَكْرٍ وَ عُمَرُ وَ عُثْمَانُ وَ خَالِدُ بْنِ الْوَلِيدِ وَ الْمُغِيرَةُ بْنُ شُعْبَةَ وَ أَبُو عُبَيْدَةَ بْنُ الْجَرَّاحِ وَ سَالِمٌ مَوْلَى أَبِي حُذَيْفَةَ وَ قُنْفُذٌ وَ قُمْتُ مَعَهُمْ فَلَمَّا انْتَهَيْنَا إِلَى الْبَابِ فَرَأَتْهُمْ فَاطِمَةُ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهَا أَغْلَقَتِ الْبَابَ فِي وُجُوهِهِمْ وَ هِيَ لا تَشُكُّ أَنْ لا يُدْخَلَ عَلَيْهَا إِلا بِإِذْنِهَا فَضَرَبَ عُمَرُ الْبَابَ بِرِجْلِهِ فَكَسَرَهُ وَ كَانَ مِنْ سَعَفٍ. عمر گفت: ما را نزد وى ببر، ابوبكر و عمر و عثمان و خالد بن وليد و مغيرة بن شعبه و ابوعبيده جراح و سالم مولى ابوحذيفه و قنفذ حركت كردند و من نيز با آنان به راه افتادم. هنگامى كه به خانه رسيديم، فاطمه آنها را ديد، در را بر روى آنان بست، فاطمه شك نداشت كه آنان بدون اجازه وى داخل نخواهند شد؛ اما عمر با لگد در را كه از چوب درخت خرما بود، شكست. المجلسي، محمد باقر (متوفاي ۱۱۱۱هـ)، بحار الأنوار، ج ۲۸ ص ۲۲۷، تحقيق: محمد الباقر البهبودي، ناشر: مؤسسة الوفاء - بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية المصححة، ۱۴۰۳ - ۱۹۸۳ م. در روايت ابن قتيبه آمده است: ثم قام عمر، فمشى معه جماعة، حتى أتوا باب فاطمة، فدقوا الباب، فلما سمعت أصواتهم نادت بأعلى صوتها: يا أبت يا رسول الله، ماذا لقينا بعدك من ابن الخطاب وابن أبي قحافة... عمر وگروهى همراه وى به خانه فاطمه رسيدند، دقّ الباب كردند، فاطمه هنگامى كه صداى آنان را شنيد، فرياد زد: اى پدر بزرگوارم، اى رسول خدا! پس از تو از دست پسر خطاب (عمر) و ابوقحافه ( ابوبكر) چه رنجها كه نديدم. الدينوري، أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتيبة (متوفاي۲۷۶هـ)، الإمامة والسياسة، ج ۱، ص ۱۶، تحقيق: خليل المنصور، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت - ۱۴۱۸هـ - ۱۹۹۷م، با تحقيق شيري، ج۱، ص۳۷، و با تحقيق، زيني، ج۱، ص۲۴. نتيجه استدلال به روايت و فرمايش علي عليه السلام: « لا سُقُوفَ لِبُيُوتِنَا وَ لا أَبْوَابَ» اهل سنت را به مقصودشان نمىرساند؛ زيرا: اولاً: طراح شبهه سخن علي عليه السلام را ناقص نقل كرده است؛ به گونهاى كه خواننده احساس مىكند كه اهل بيت عليهم السلام منزل مسكونى به شكل متعارف نداشتهاند؛ چون خانهاى كه نه سقف دارد و نه دَر و نه ديوار، قابل تصور نيست؛ در حالى كه متن حديث چنين است: نحن اهل بيت محمد (ص) لا سقوف لبيوتنا ولا أبواب ولا ستور ( در نقل شيخ مفيد، ستور به معناى ديوار آمده است) الا الجرائد وما اشبهها. جمله پايانى اين حديث گوياى استفاده از چوب حاصل شده از برگههاى درخت خرما است؛ چون جريده به معناى چوب باقى مانده پس از تراشيدن اضافات آن است كه با بستن آن چوبها كنار يكديگر براى پوشش و ديوار كشى و در ورودى و غير آن استفاده مىشده است؛ بنابراين از اين روايت و روايات ديگر استفاده مىشود كه خانه اهل بيت عليهم السلام از جمله خانه فاطمه زهرا و علي عليهما السلام مانند خانههاى افراد ديگر داراى در ورودى بوده است كه باز و بسته مىشده و از استحكام مخصوصى هم برخوردار بوده است. همچنين روايات ديگرى از مصادر اهل سنت نقل شد كه خانههاى مدينه و نيز خانه امير مؤمنان عليه السلام دَر داشته است و اين دَرها نيز چوبى بوده است.
|
||
| تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک | ||