تبليغاتX
.



 آقاي دكتر حداد عادل تعريف مي‌كردند: سال 77، خانمي به منزل ما زنگ زده بود و گفته بود كه: مي‌خواهيم براي خواستگاري خدمت برسيم. خانم ما گفته بود دختر ما در حال حاضر سال چهارم دبيرستان است و مي‌خواهد ادامه تحصيل دهد. ايشان دوباره پرسيده بودند كه اگر امكان دارد ما بياييم دختر خانم را ببينم تا بعد. اما خانم ما قبول نكرده بودند.

بعد خانم ما از ايشان پرسيده بودند كه اصلاً شما خودتان را معرفي كنيد. و ايشان هم گفته بودند: من خانم مقام معظم رهبري هستم. خانم ما از هول و هراس دوباره سلام عليك كرده بود و گفته بود: «ما تا حالا به همه پاسخ رد داده‌ايم. اما شما صبر كنيد با آقاي دكتر صحبت كنم. بعد شما را خبر مي‌كنم». آن زمان خانم من مدير دبيرستان هدايت بود.

بعد از صحبت با من قرار بر اين شد كه آنها بيايند و دخترمان را در مدرسه ببينند كه هم دخترمان متوجه نشود و هم اينكه اگر آنها نپسنديدند، لطمه‌اي به دختر ما نخورد. طبق هماهنگي قبلي، خانم آقا، آمدند و در دفتر مدرسه او را ديدند و رفتند. چند روز گذشت و من براي كاري خدمت آقا رفتم. آقا فرمودند: «خانم استخاره كرده‌اند، جوابش خوب نبوده است».

يكسال از اين قضيه گذشت. مجدداً خانواده آقا تماس گرفتند و گفتند كه ما مي‌خواهيم براي خواستگاري بياييم. خانم بنده پرسيده بودند كه چطور شده تصميمتان عوض شده؟ آقا گفته بودند: «خانم ما به استخاره خيلي اعتقاد دارد و دفعه اول چون خوب نيامده بود، منصرف شدند.» و خانم آقا هم گفته بودند: «چون دخترتان، دختر محجبه، فرهيخته و خوبي است، دوباره استخاره كردم كه خوب آمد و اگر اجازه بدهيد، بياييم.»

آن زمان دخترمان ديپلم گرفته بود و كنكور هم شركت كرده بود. پس از مقدمات كار، يك روز پسر آقا و مادرش با يك قواره پارچه به عنوان هديه براي عروس آمدند و صحبت كرديم و پس از رفتن آقا مجتبي، نظر دخترم را پرسيدم: ايشان موافق بودند. بعد از چند روز خدمت آقا رفتيم. آقا فرمودند: «آقاي دكتر! داريم خويش و قوم مي‌شويم» گفتم: چطور؟ گفتند: «خانواده آمدند و پسنديدند و در گفتگو هم به نتيجه كامل رسيده‌اند، نظر شما چيست؟» گفتم: «آقا اختيار ما دست شماست».

آقا فرمودند: «نه! شما، دكتر و استاد دانشگاهيد و خانمتان هم همينطور. وضع زندگي شما مناسب است؛ اما زندگي من اينطور نيست. اگر بخواهم تمام زندگيم را باز كنم، غير از كتابهايم يك وانت‌بار مي‌شود. اينجا هم دو اتاق اندرون و يك اتاق بيروني است كه آقايان و مسؤولين در آنجا با من ديدار مي‌كنند. من پول ندارم خانه بخرم. خانه‌اي اجاره كرده‌ايم كه يك طبقه مصطفي و يك طبقه هم مجتبي زندگي مي‌كند. شما با دخترت صحبت كن كه خيال نكند حالا كه عروس رهبر مي‌شود، چيزهايي در ذهنش باشد. ما اينطور زندگي مي‌كنيم.

اما شما زندگي نسبتاً خوبي داريد. حالا اگر ايشان بخواهد وارد اين زندگي شود، كمي مشكل است. مجتبي معمم هم نيست. مي‌خواهد قم برود و درس بخواند و روحاني شود. همه اينها را به او بگو، بداند.»

من هم به دخترم گفتم و ايشان هم قبول كرد. آقا در زمان قبل از رئيس جمهوريشان، در جنوب تهران خانه‌اي داشتند كه آن را اجاره داده‌اند و خرج زندگي‌شان را از آن درمي‌آوردند (ايشان حقوق رهبري نمي‌گيرند و از وجوهات هم استفاده نمي‌كنند)

هنگام صحبت در مورد مراسم عقد و مهريه و... آقا فرمودند: «در مورد مهريه، اختيار با دختر شماست. ولي من كه براي مردم خطبه عقد مي‌خوانم، سنت من اين بوده كه بيشتر از 14 سكه، عقد نخوانم و تا حالا هم نخوانده‌ام، اگر بخواهيد مي‌توانيد بيشتر از 14 سكه مهريه معين كنيد، ولي شخص ديگري خطبه عقد را بخواند . از نظر من اشكالي ندارد. چون تا حالا بيش از 14 سكه براي مردم عقد نخوانده‌ام، براي عروسم هم نمي‌خوانم.» من گفتم: «آقا! اين طور كه نمي‌شود. من با مادرش صحبت مي‌كنم. فكر نمي‌كنم مخالفتي داشته باشد.» در مورد مراسم عقد هم گفتند: «مي‌توانيد در تالار بگيريد ولي من نمي‌توانم شركت كنم.» گفتم: «آقا هر طور شما صلاح مي‌دانيد.»

فرمودند: «مي‌خواهيد اين دو تا اتاق اندروني و يك اتاق بيروني را با هم حساب كنيد. هر چند نفر جا مي‌شوند، نصف مي‌كنيم؛ نصف از خانواده ما و نصف از خانواده شما را دعوت مي‌كنيم.» ما حساب كرديم و ديديم بيشتر از 150ـ200 نفر جا نمي‌شوند. ما حتي اقوام درجه اولمان را هم نمي‌توانستيم دعوت كنيم، اما قبول كرديم.

آقا! غير از فاميل، آقاي خاتمي، آقاي هاشمي و آقاي ناطق و رؤساي سه قوه و دكتر حبيبي را دعوت فرمودند. يك نوع غذا هم درست كرديم. قبل از اينها صحبت خريد بازار شد. پسر اقا گفت: «من نه انگشتر مي‌خواهم و نه ساعت و نه چيز ديگري» آقا گفتند: خوب نيست.من هم گفتم: «حداقل يك حلقه بگيرند» اما آقا فرمودند: «من يك انگشتر عقيق دارم كه يكي براي من هديه آورده، اگر دخترتان قبول مي‌كند. من آن را به ايشان هديه مي‌دهم و ايشان هم به عنوان حلقه، به مجتبي هديه دهد.» قبول كرديم و انگشتر را گرفتيم و بعد به آقا مجتبي داديم كمي بزرگ بود. به يك انگشتر سازي برديم تا كوچكش كند و خرجش 600 تومان شد. خلاصه خرج حلقه داماد 600 تومان شد.

به آقا گفتيم در همه اين مسايل احتياط كرديم، ديگر لباس عروس را به دست ما بسپاريد و آقا هم فرمودند: آنرا طبق متعارف حساب كنيد. در همان ايام، ما خودمان براي پسرمان عروسي مي‌گرفتيم. و يك لباس عروس براي عروسمان سفارش داده بوديم بدوزند.

خلاصه قبل از اينكه عروسمان استفاده كند، همان شب دخترمان استفاده كرد. بعد اقا گفتند: «من يك فرش ماشيني مي‌دهم، شما هم يك فرش بدهيد.» و به اين ترتيب مراسم برگزار شد براي عروسي هم دو پيكان از اقوام ما و دو پيكان هم از اقوام آقا آمده بودند. مراسم در خانه ما تا ساعت 1 طول كشيد.

خانواده آقا آمده بودند كه عروس را ببرند. البته آقا ظاهراً كاري داشتند. نيامده بودند. اما وقتي عروس را به خانه آورديم ديديم اقا هنوز بيدار نشسته‌اند و منتظراند كه عروس را بياورند. فرمودند؟ «من اخلاقاً وظيفه خودم مي‌دانم براي اولين بار كه عروسمان قدم به خانه ما مي‌گذارد، من هم بدرقه‌اش كنم و به اصطلاع خوش آمد بگويم.»

ما خيلي تعجب كرده بوديم و فكر نمي‌كرديم آقا تا آن ساعت شب بيدار باشند. حتي آقا آن شب هم غذا نخورده بود. چون خانواده آقا سرشان شلوغ بود. به آقا غذا نداده بودند. آقا گفتند: «دكتر! امشب شام هم نداشتيم من به يكي از پاسدارها گفتم شما چيزي خوردني نداريد؟ آنها گفتندكه غير از كمي نان چيز ديگري نداريم. گفتم: همان را بياوريد. مي‌خوريم.»

بعد هم كه عروس وارد شد، آقا چند دقيقه‌اي برايشان در مورد تفاهم در زندگي و شرايط و اهميت زندگي زناشويي صحبت كردند و تا پاي در خانه، عروس را بدرقه كردند و خوش آمد گفتند. رعايت آداب حتي تا چنين جايگاهي چقدر ارزش دارد. اينها از بركت انقلاب اسلامي و خون شهداست.

ايشان دستور دادند حتي از ريزترين وسايل دفتر استفاده نشود؛ چون مال بيت‌المال است. حتي اگر مشكل وسيله نقليه هم پيش آمد، اجازه ندارند از وسايل دفتر استفاده كند.

نقل از حجت‌الاسلام پاينده از اعضاي دفتر رهبر معظم انقلاب


منبع: ماهنامه اشراق     http://www.bso.ir/eshraq/eshraq10/01/JAVAN.htm

+ نوشته شده در  ;ساعت ;  توسط جواد فتحی;  | 

آشنايي با اديان نوپديد(1)

دين هيونز گيت Heaven’s Gate

نظر به عدم پیشینه پژوهش درباره خرده ادیانی که در قرن معاصر چهره برافراشته اند خصوصا در حوزه های دینی امید می رود تا این نوشتار گامی در اقبال برخی دوستان حوزوی به این مقوله گردد. آمین! یا رب العالمین.

 

پيشگفتار:

پس از نوشكوفايي علم تجربي در غرب، دلباختگان مدرنيسم بطور افراطي دست به معنويت‌ستيزي و دين‌گريزي افراطي زدند. و اين با گذشت دوره كوتاهي غرب را با بحران مواجه كرد. بشر خسته از لجام‌گسيختگي مدرنيته، دنبال راه نجات افتاد و اين را نه در برگشت به آيين مسيحيت يافت زيرا نمي‌خواست تاريكخانه قرون وسطي را دوباره تجربه كند. و نه از راه راست مي‌توانست آگاهي يابد. پس به‌زعم او راه انحصار يافت در طريقي التقاطي! و آن عبارت بود از ارضاي نيازهاي معنوي و متافيزيكي از طريق تكنولوژي! و او سفينه‌هاي فضائي و بشقاب‌پرنده‌ها و... را اسباب صعود و ورود به بهشت آسايش و آرامش شمرد!!

و اين نياز به معنويت و ابداع راههاي نجات دري شد براي پديد آمدن دين‌هاي جديد. بطوريكه در نيم‌قرن اخير 173 دين و طبق آماري ديگر نزديك به 200 دين در طول 25سال اخير در سراسر جهان تأسيس شده‌اند(1) كه شاخصه و دغدغه اصلي آنها مسايل عرفاني است.

اسلام تنها ديني بود كه اين نياز را به روش درست پاسخ داده است. نه بر دانش‌ستيزي قرون وسطايي مي‌نازد و نه معنويت‌گريزي مدرنيسم را مي‌ستايد. لذا ديني است ميانه‌رو، خاتم اديان و غيربديل.

نكته ديگر آنكه آيا مي‌توان اين جنبشها را دين ناميد؟ پاسخ به اين پرسش با توجه به گوناگوني تعريف دين در اين مجال نمي‌گنجد. ليكن آنچه ما را وادار مي‌كند تا اين نهضتها را دين بناميم اين نكته است كه جنبشهاي مذكور امروزه به عنوان يك دين فعاليت كرده و آنچه ترويج مي‌كنند را يك فعاليت ديني مي‌نامند. در اين نوشتار به يكي از اين اديان نوپديد مي‌پردازيم.

پژوهش زير نوشتاري توصيفي ـ انتقادي است كه با تكيه بر منابع خود بنيانگذاران اين دين نوشته شده است(2). البته نگارنده هر از گاهي مسلك فكري و مناسك عملي اينها را در بوته نقد به محك كشيده است.

 

+ نوشته شده در  ;ساعت ;  توسط جواد فتحی;  | 

نخستین جشنواره بین ‌المللی شعر فجر ، امسال با دو بخش ویژه " امام و انقلاب اسلامی " و " فارسی ‌زبانان جهان " و بخش ‌های دیگری چون کودک و نوجوان ، ملی و میهنی ، دینی و آیینی ، تصنیف و ترانه، شعر جوان، شعر طنز، شعر کلاسیک و شعر سپید و نیمایی از شانزدهم تا بیست‌ و سوم بهمن سال جاری در تهران و مراکز استانهای کشور برگزار خواهد شد .

همچنین این جشنواره در سه استان خراسان رضوی ، فارس و اصفهان ، به عنوان سه پایگاه  ادبی کشور به طور ویژه برگزار می ‌شود .

دفتر شعر و موسیقی معاونت امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزاری جشنواره شعر فجر را بر عهده دارد  به برگزیدگان جوایز نفیسی اهدا می شود که از جمله آن ها اهدای10 سرو بلورین به 10 شاعر برگزیده است.همچنین 30 نفر از 30 استان برگزیده  خواهند شد  و جوایزنفیسی به آن ها اهدا می شود. در ضمن هیچ  محدودیتی از لحاظ موضوع  و قالب وجود ندارد.

دریافت الکترونیکی آثار با  همکاری سایت ادبستان در  حال انجام است آثار خود راهر چه سریع تر  به این آدرس ایمیل  ارسال نماییدfajrfestival@gmail.com

+ نوشته شده در  ;ساعت ;  توسط جواد فتحی;  | 

در مجله علمی-دانشگاهی"هفت اقلیم" وابسته به موسسه آموزش عالی ادیان ومذاهب مقاله از یحیی جهانگیری سهروردی با عنوان"آشنایی با ادیان نوبدید۱" به چاب رسید. ایشان در این مقاله با رویکرد انتقادی-توصیفی به بررسی یکی از ادیان تازه سر برافراشته در عالم غرب یعنی هیونز گیتها برداخته است. به زودی متن مقاله مذکور در هیمن سایت قرار میگیرد. انشاءالله

+ نوشته شده در  ;ساعت ;  توسط جواد فتحی;  | 

خیلی از شهدای ما مانند ابوالفضل العباس این شعر را باشعور تمام سرودند:

والله ان قطعتموا یمینی              انی احامی ابدا عن دینی

یکی از اینان شهید والا مقام سردار قلبها خرازی است:

داييش تلفن كرد گفت «حسين تيكه پاره رو تخت بيمارستان افتاده، شما همينطور نشستين»؟

گفتم «نه. خودش تلفن كرد. گفت دستش يه خراش كوچك برداشته، پانسمان ميكنه، مى آد. گفت شما نمى خواد بياين. خيلى هم سرحال بود.»

گفت «چى رو پانسمان مى كنه؟ دستش قطع شده.»

همان شب رفتيم يزد. بيمارستان.

به دستش نگاه كردم. گفتم «خراش كوچيك!»

خنديد و گفت «دستم قطع شده، سرم كه قطع نشده.»

رفتيم بيمارستان، دو روز پيشش مانديم. ديديم محسن رضايى آمد و فرمانده هاى ارتش و سپاه آمدند و كى و كى. امام جمعه اصفهان هم هر چند روز يكبار سر مى زد بهش. بعد هم با هليكوپتر از يزد آوردندش اصفهان.

هر كس مى فهميد من پدرش هستم، دست مى انداخت گردنم، ماچ و بوسه و التماس دعا.

من هم مى گفتم «چه مى دونم والاّ! تا دو سال پيش كه بسيجى بود. انگار حالاها فرمانده لشكر شده.»

+ نوشته شده در  ;ساعت ;  توسط جواد فتحی;  | 

آیا فرقه ای جدید درراه است؟

مقاله زیر را اندی پیش در سایت خبری بازتاب قرار دادم. ولی با مشاهده اظهارات متنوع ومتعدد کاربران که همه به نوعی با دغدغه های نویسنده هم آهنگ بودند، یافتم که همه آگاهان جامعه از افراطی های مذهبی در عالم اسلام نگرانند. لذا برآن شدم تا با پیراش و ویراشی دوباره آنرا در عرصه رسانه مکتوب نیز عرضه دارم.

ظهور گروههای انتی شیعی در عالم اسلام عمده نگرانی امروز اندیشمندان مکتب اهل بیت است. ظهور فرقه های تکفیری و سلفی افراطی، در کشورهای شیعی نشین به مدیریت تفرقه افکنان استکبار، که در از بین بردن پیروان مکتب علوی از هیچ چیزی ابا ندارند، بر این نگرانی فزونی داده است. این تحرکات شوم بعد از پیروزی غرور انگیز حزب الله در لبنان و حوادث عراق و... بطور ویژه مدیریت شد.سرمایه گذاری غرب در پروژه نا میمون تفکر ضد شیعی در منطقه آن قدر موثر افتاد که عده ای از مفتیان سلفی را نیز به بیراهه برد تا آن فتوای سخیف را علیه حزب الله لبنان صادر کردند. برخی سران عرب نیز " هلال شیعی" را به جهان عرب یک هشدار خواندند!

آنچه که نگارنده را در آستانه محرم به این نوشته وا داشت، این بود اینک که دشمن به طور جدی تفرقه بین شیعه وسنی را در منطقه دنبال می کند ما مسلمانان خصوصا شیعیان در ایام عزاداری سید و سالار شهیدان امام حسین علیه السلام باید مراقب باشیم. مباد که با مداحی های غلوآمیز وعزاداری های نا همگون با اندیشه ناب علوی دشمن را در رسیدن به اهداف خود که همان تفرقه بین مسلیمن بوسیله ایجاد تفکر ضد شیعی است همراه گردیم.

تاریخ معاصر نیک گواه است که استکبار باایجاد فرقه هایی مثل بهائیت و... درراستای تفرقه بین مسلمین ضربه غیر قابل جبرانی به بدنه اسلام خصوصا مسلمین زده است. یادمان باشد که در این موارد دست به دامن افراطیون ساده لوح مذهبی مثل سید محمد باب شده اند. آگاه باشم که دشمن به اندیشه ایجاد فرقه جدید خفته است .

هر چنددرجغرافیای فعلی اسلامی ما فرقه ای به نام "حسین اللهی" را نداریم. بطوریکه یک فرقه مستقل با عقاید یا مناسک خاص بوده و پیروانی را داشته باشد. لیکن بیان سه نکته را دراین باره ضرور می باشد.

یکم: قصدایجادچنین فرقه ای بدست مزدوران انگلیس را درتاریخ اسلامی مشاهده میکنیم.درکتاب "خاطرات مستر همفر" می خوانیم:

دین سازی وایجاد فرقه های جدید در پیکره سرزمینهای اسلامی: برای این مقصود باید که نقشه دقیق طراحی شود بطوری که هر دینی از این ادیان ساختگی با روحیه ای از روحیات ساکنان آن سرزمینها مناسبت داشته باشد. مثلا ایجاد چهار مذهب وفرقه در پیکره سرزمینهای شیعه نشین ضروری و لازم است  ایجاد فرقه "حسین اللهی"، وفرقه ای که جعفر بن محمد الصادق را بپرستند، دینی که مهدی موعود (ع) را پرستش کنند، وفرقه ای که علی بن موسی الرضا، را عبادت نمایند.ومکان مناسب برای فرقه اولی کربلا وبرای دومی اصفهان ,برای سومی سامرا وبرای چهارمی خراسان است. همان گونه که لازم است که مذاهب چهار گانه اهل سنت را نیز کاملا از یکدیگر متمایز نماییم واستقلال تام بخشیم که هیچ گونه ارتباطی با یکدیگر نداشته باشند وبایستی که مجددا اختلافات گذشته را تا حدی که به خونریزی یکدیگر منتهی شود درآنها زنده سازیم.[1]

مایکل برانت نویسنده کتاب نقشه ای برای جدایی مکاتب الهی در آمریکا در مصاحبه ای می گوید: ما بعد از مدتها تحقیقات متوجه شدیم که شیعیان بیشتر از هر مذهب و فرقه ای فعال و پویا هستند و به این نتیجه رسیدیم که نمی شه مستقیم با شیعه در افتاد . به خاطر همین ۴۰ میلیون دلار برای این کار در نظر گرفتیم . در برنامه ریزی ها و جلسات متعدد به این نتیجه رسیدیم که باید فرهنگ عاشورا و شهادت طلبی که شیعیان هر ساله در مراسمی این فرهنگ را زنده نگه می دارند از بین ببریم . باید با حمایت مالی از برخی سخنرانان و مداحان و برگزار کنندگان اصلی اینگونه مراسم که افراد سودجو و شهرت طلب هستند عقاید شیعه و فرهنگ شهادت طلبی را سست و متزلزل کنیم و مسائل انحرافی در آنها به وجود آوریم به گونه ای که شیعه یک گروه جاهل و خرافاتی به نظر بیاید.

 

دوم: در سالیان أخیر با برخی از مداحی ها مواجه شدیم که بوی غلو از آن به  مشام می رسید. این گروه دانسته یا ندانسته الفاظی همچون "من حسین اللهی ام" و... را در مدحهای خود بکار بردند. بطوریکه موجی از نگرانی را دربین آحاد متدین جامعه وحتی مراجع عظام  ایجاد کردند. البته روشن است چنین گرایش درمداحی ها را نمیشود یک فرقه نامید.

ای سرو سرفراز ریاض رضای تو             وی بر قضا رضا و رضا بر قضای حق

 مردانه در طریق حقایق زدی قدم            افراشـــتی بکـوی حقیقت لوای حق

خلق ارشوند جمله حسین اللهی سزاست     چون ازقیام توست پرستش برای حق

سروده ای دیگر:

ای برادر ،خواهرم دعوی مکن         خویشتن را بیش از این رسوا مکن

بهر این ایام دنیای دنی                آتش آشوب را بر پا مکن

فتنه انگیزی نشاید بهر تو              فکر این ایام دنیا را مکن

شوخی و جدی ندارد حرف کذب     فکر آب و دانه و خرما مکن

گر تو حرف راست هر دم می زنی    در مسیر زندگی پروا مکن

ای خوشا آنان که ثاراللهی اند          روز و شب مست و حسین اللهی اند

دراشعار عمان سامانی نیز چنین واژه های غلو آمیز را می توان یافت:

هست از هر مذهبی آگاهی­ام        اله اله؛ من حسین اللهی­ام

بنده­ی کس نیستم تا زنده­ام         او خدای من، من او را بنده­ام

نی شناسای نبی­ام نی ولی         من حسینی می­شناسم بن علی

سوم: این چنین اظهارات غلو آمیز نه تنها ارتباطی با اهلبیت خصوصا امام حسین (ع) ندارد بلکه ائمه اطهار به هرمناسبتی غلو را محکوم نموده وغالیان را مطرود میکردند. امام (ع) می فرماید: احذرو علی شبابکم الغلاه لایفسدوهم فإن الغلاه شرخلق الله یصغروا عظمه الله ویدعون الربوبیه لعبادالله و... جوانان خود را از غلات برحذر دارید تا آنان را فاسد نکنند. چون اینان عظمت خدای را کوچک شمرده و برای بندگان خدا ادعای ربوبیت می کنند.[2]

یحیی جهانگیری سهروردی - قم

طلبه سطح خارج و دانشجوی ارشد ادیان

[1]

- بحارالانوار؛ ج25؛ ص265[2]

+ نوشته شده در  ;ساعت ;  توسط جواد فتحی;  | 

مقاله ای از یحیی جهانگیری سهروردی  در آستانه محرم در روزنامه جمهوری اسلامی چاپ شد. ایشان در این وشتار مداحی های غلو آمیز را به صورت عالمانه نقد نموده اند. جهت آگاهی کاربران متن مقاله در ادامه می آید

+ نوشته شده در  ;ساعت ;  توسط جواد فتحی;  | 

مقاله ای از یحیی جهانگیری سهروردی در سایت بازتاب با عنوان " آیافرقه ای جدید در راه است" عرضه شد. وبا استقبال  گسترده کاربران مواجه شد

+ نوشته شده در  ;ساعت ;  توسط جواد فتحی;  | 

به اطلاع کاربران عزیز می رساندکه مجموعه مقلات و سخنرانی های یحیی جهانگیری سهروردی دردهه محرم بر روی این سایت قرار خواهد گرفت

+ نوشته شده در  ;ساعت ;  توسط جواد فتحی;  | 

شهادت سید وسالار شهیدان را تسلیت می گوییم

+ نوشته شده در  ;ساعت ;  توسط جواد فتحی;  |