ازسايت انگليسي جناب آقاي يحيي جهانگيري سهروردي ديدن فرمائيد.
The official web site of Hujjat-al islam Yahia Jahangiri Suhrawardi
این وبلاگ توسط اینجانبان الهام شیری و نبی اله جهانگیری نگاشته می شود. نوشته های خود آقای جهانگیری به اسم خودشان در خاتمه مطب خواهد بود
به اطلاع علاقمندان می رساند پایگاه حجت الاسلام جهانگیری به زبان انگلیسی افتتاح شد آدرس: www.drjahangiri.blogfa.com
با خبر شدیم که مقاله حجت الاسلام یحیی جهانگیری سهروردی در باره فرقه حسین الهی مورد استقبال سایت خبری المذاهب almazhab.com و سایت پژوهشکده pajooheshkade.com وابسته به نهاد رهبرمعظم انقلاب در دانشگاه ها نیز قرار گرفته و در آنها هم نشر یافته است
خاخام ضد صهيونيست با بيان اينكه نام ايران با تعبير «پوراس» در تورات به عنوان كشوري تاثيرگذار در وقايع آخرالزمان آمده،افزود: خاخامها و مقامات بلندپايه رژيم صهيونيستي به خوبي از اين مسئله آگاهند.
به گزارش خبرگزاري فارس خاخام مُشه فريدمن ظهر امروز چهارشنبه در نشستي مطبوعاتي در دفتر سازمان اسلامي دانشجويان با اشاره به نظر علماي يهودي در مورد آخر الزمان و ظهور منجي خاطرنشان كرد: يهوديان معتقدند كه روزي مسيح خواهد آمد اما در اينكه منجي او در بين علماي يهود شك وجود دارد.
وي افزود: چنين به نظر ميرسد كه حضرت مسيح به همراه فردي ميآيد كه او منجي است اما دقيقاً مشخص نيست او كيست. براي ما مهمتر از اين كه او كيست اين است كه ما خود را براي ظهور او آماده كنيم.
وي با بيان اينكه بنابر آيات تورات كتاب عهد عتيق، منجي به همراه ياران خود بيتالمقدس را آزاد خواهد كرد، تصريح كرد: نشانههاي اين مسئله در حال وقوع است و ما خاخامهاي يهودي، آمدن منجي را دور نميبينيم.
اين روحاني يهودي با بيان اينكه اسم ايران به عنوان كشوري تاثيرگذار در آخرالزمان در كتاب تورات آمده است، اظهار داشت: در تورات اسم «پوراس» آمده كه نام ايراني دوران عهد عتيق در زبان ماست. معتقدم كه ايران امروزي با آخرالزمان پيوند خورده و روزي مهدي به عنوان منجي خواهد آمد و احساس من و ديگر دوستان خاخام اين است كه اين روز خيلي دور نيست.
فريدمن با اشاره به مشكلاتي كه صهيونيستها براي وي ايجاد كردهاند، اظهار داشت: من تحت تعقيب رژيم صهيونيستي قرار گرفتم و فرزندان من توسط آنها ربوده شدهاند تا من را وادار كنند هولوكاست را تائيد كنم. دختر من در لندن در مدرسه عمومي مورد شكنجه قرار گرفته و طوري شد كه او را به بيمارستان بردهاند.
خاخام آمريكايي جامعه ارتدوكس اتريش خاطرنشان كرد: من به عنوان خطر شماره يك رژيم صهيونيست شناخته شدهام و در همه جا تحت تعقيب هستم.
وي با اشاره به رويكرد صهيونيسم به اديان الهي اظهار داشت: اين درست است كه در سراسر جهان از اديان و مكاتب سوءاستفادههايي شده و گروههايي بودهاند با ايجاد بدعتهايي پيروان را از مسير اصلي منحرف كردهاند. صهيونيسم نيز بدعتي در دين يهود است و اقدامات رژيم صهيونيستي باعث شده كه يهوديان در سراسر جهان منزوي شوند.
وي با بيان اينكه صهيونيسم ميكوشد با تاكيد بر تفاوتهاي جزيي اديان الهي آنها را دشمن هم جلوه دهد، خاطرنشان كرد: هدف اصلي صهيونيسم اين است كه به سمت فاشيسم و ماترياليسم پيش برود كه پايه آن در اتريش بنا نهاده شد و در مجارستان و لهستان منتشر گرديد.
اين خاخام ضد صهيونيست با اشاره به برخي عقايد صهيونيستها اظهار داشت: صهيونيستها كتابي به نام «بنيان يهوديت» دارند كه در آن به خوبي عقايد فاشيستي و ماترياليستي خود را نشان دادهاند.
به گفته فريدمن، در اين كتاب آمده كه صهيونيستها بايد به كشورهاي جهان بروند و همه كشورها را اشغال كنند. اما يهوديان معتقد به تورات معتقدند كه بايد به طرف خدا بروند و به خدا برسند همان طور كه دين اسلام نيز براي تعالي مسلمانان آمده است.
اين خاخام آمريكايي آلمانيالاصل با بيان اينكه فلسطين و بيتالمقدس به عنوان بهترين مكاني از سوي صهيونيستها انتخاب شده كه از طريق آن ميتوانند با اديان به مقابله برخيزند، خاطرنشان كرد: اين در حالي است كه در دين يهود آمده، اگر كوشش ميكنيد دين را تبليغ كنيد نبايد از راه گناه و اشغال كشورها به اين هدف برسيد.
وي با بيان اين كه صهيونيستها از تاريخ براي تثبيت موقعيت خود استفاده ميكنند، افزود: جو بسيار بدي كه صهيونيستها در برخورد با اديان ايجاد كردهاند، باعث انزواي پيروان اين دين و دلسردي بسياري از يهوديان شده است.
اين خاخام با بيان اين كه صهيونيست در تاريخ سيري قهقرايي داشته، اظهار داشت: قضيه هولوكاست نيز دروغي بوده كه توسط صهيونيستها ساخته شده تا در پرتو آن به اهداف خود برسند.
وي در پاسخ به اين سوال كه چرا با ادعاي كشورهاي غربي مبني بر امكان به نقد كشيدن هر چيزي از جمله دين، دولتمردان غربي اجازه تحقيق در مورد هولوكاست را نميدهند، افزود: من دو سال قبل در كنفرانسي در مورد مذاهب در اصفهان حاضر شدم كه به مناسبت تولد حضرت محمد بود. من در اين كنفرانس در مورد تابو شدن هولوكاست صحبت كردم.
اين خاخام آمريكايي خاطرنشان كرد: دنيا به سمتي پيش ميرود كه همه كشورها مجبور بشوند هولوكاست را به عنوان يك اتفاق واقعي بپذيرند و به آن احترام بگذارند. هر كس بخواهد در مورد هولوكاست صحبت كند اين خطر براي وي وجود دارد كه موجب خشم حاكمان قرار گيرد. حاكمان نيز در دنيا در يك واهمه همگاني يا شايد يك رودربايستي قرار گرفتهاند و نميتوانند حقيقت را اعلام كنند.
به گفته فريدمن، نسلهاي جديد نيز وارث اين ترس هستند و نميتوانند در وارد مسئله هولوكاست شوند. تمام سيستمهاي آموزش و پرورش در اروپا توسط صهيونيستها اشغال شده و آنها مطالب خود را در كتابهاي درسي به كودكان و نوجوانان تزريق ميكنند.
خاخام ضدصهيونيست با بيان اين كه نسل جديد اروپا به ناچار اطلاعات منحرفي از تاريخ دريافت ميكند، يادآور شد: به همين خاطر، كسي معمولاً رغبتي براي ورود به مسئله هولوكاست را ندارد و اگر هم رغبت داشته باشد وارد شود، دچار خشم دولتها خواهد شد.
وي با بيان اينكه تاثير صهيونيستها را ميتوان در فيلمهاي هاليودي آمريكا نيز مشاهده كرد، افزود: ما از جمهوري اسلامي ايران متشكريم كه اين جرات را دارد و اين مسئله را مورد توجه قرار داده است. اولين بار امام خميني تفاوت بين صهيونيزم و يهوديت را اعلام كرد و اين باعث مسرت ماست كه مسلمانان جنايات صهيونيسم را به پاي يهوديت نمينويسند. ما نيز حداكثر تلاش خود را براي اثبات دروغهاي صهيونيستها انجام ميدهيم.
فريدمن تصريح كرد: نسل جديد ايران بنا به مشاهدات ما، نسلي هستند كه به خوبي توان درك مفهوم صهيونيسم و تفاوت آن با دين يهود را دارند و دولتمردان ايراني بايد به اين نسل خود افتخار كنند.
اين خاخام با بيان اين كه سفرهايي به نقاط مختلفي از جهان داشته و مشاهده كرده كه دانش آموزان و دانشجويان خارجي، يك نوع احساس حسادت نسبت به دانشجويان ايراني به خاطر آزادي براي بيان عقايد خود دارند، افزود: صهيونيستها تلاش ميكنند بر روي ايران تاثيراتي داشته باشند و تلاشهايي در نسل جوان ايران انجام ميدهند اما به نتيجه نخواهند رسيد.
فريدمن در پاسخ به اين سؤال كه صهيونيستها تناقض كشتار مردم فلسطين با مفهوم حقوق بشر را چگونه رفع ميكند، خاطرنشان كرد: صهيونيستها بيان ميكنند كه ما براي تعالي بشر بايد به سمت نابودي پليديها برويم تا موانع تعالي بشر را برداريم.
اين خاخام ضدصهيونيستي در پاسخ به اين سؤال كه راه حل خروج از بحراني به نام اسرائيل چيست، گفت: ما براي از بين رفتن رژيم صهيونيستي نه از فلسطين بلكه در سراسر جهان دعا ميكنيم و نماز ميخوانيم. صهيونيستها در سراسر دنيا وجود دارند و كارهايشان را در كشورهاي مختلفي انجام ميدهند. ما نه تنها دعا ميكنيم بلكه به طور علمي هم تلاش ميكنيم به اهداف خود برسيم.
وي با بيان اينكه ايران تنها كشوري است كه در مورد مسئله فلسطين ايستادگي كرده و عملكردهايي حقيقي را در پرتو قرآن انجام داده، خاطرنشان كرد: هيچ راهي براي دستيابي به صلح وجود ندارد مگر اين كه رژيم صهيونيستي از بين برود و همه يهوديهاي مقيم فلسطين به كشور خود برگردند و فلسطينان نيز به فلسطين باز گردند.
دو مقاله از حجه السلام یحیی جهانگیری سهروردی در سایت حج وابسته به بعثهمقام معظم رهبری منتشر گردید. یکی از این مقالات در باره ادیان نوپدید و دیگری در باره پیشینه نماز و روزه در ادیان ابراهیمی است.
لینک های این مقالات به شرح ذیل است:
1- مقاله ادیان نوپدید:
http://beseh-rohani.ir/Articles/Writing_Show.asp?d=3161
2- مقاله نماز و روزه در ادیان ابراهیمی:
http://www.beseh-rohani.ir/weblog/weblog.asp
علاقمندان می توانند با مراجعه به سایت www.beseh-rohani.ir و بخش وبلاگ ها مراجعه کنند.
ارتحال فقیه عالیقدر حضرت آیه الله همدانی و شاعر گرانقدر قیصر امین پور تسلیت می گوییم
جناب حجت الاسلام والمسلمین علی اکبر بیگدلو
رییس اداره تبلیغات اسلامی شهرستان خدابنده
درگذشت والده مکرمتان را از صمیم دل تسلیت عرض نموده وآروزی صبری جمیل و اجری جزل برای حضرتعالی و بازماندگان محترم داریم باشد که روح ان مرحومه مغفوره با زهرا س محشور گردد.
امروز با دوست دیرین خود احمد حنیف الکواسی که سالیانی است مسلمان شده و به حق یک محقق اسلامی است دیداری داشتم همرا او دونفر یکی محقق هنر اسلامی از فرانسه به نام آقای زکی و دیگری از انگلستان به نام آقای رشید نیز بودند. خبر تازه آنکه آقای حنیف آخیرا مجری برنامه منبر به زبان انگلیسی در برس تی وی شده است.
در پاسخ به پرسش مکرر جناب اقای صمد
وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ قُرْآناً عَرَبِيًّا لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى وَ مَنْ حَوْلَها وَ تُنْذِرَ يَوْمَ الْجَمْعِ لا رَيْبَ فِيهِ فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَ فَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ
ترجمه: و اينگونه قرآنى عربى (فصيح و گويا) بر تو وحى كرديم، تا ام القرى و كسانى را كه اطراف آن هستند انذار كنى، و آنها را از روزى كه همه خلائق دور آن روز جمع مىشوند و شك و ترديد در آن نيست بترسانى همان روز كه گروهى در بهشتند و گروهى در آتش.
سؤالى مطرح است و آن اينكه آيا از جمله" لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى وَ مَنْ حَوْلَها" استفاده نمىشود كه هدف از نزول قرآن انذار مردم مكه و اطراف آن است؟ آيا اين تعبير با جهانى بودن اسلام تضاد ندارد؟! پاسخ اين سؤال با توجه به يك نكته روشن مىشود، و آن اينكه: كلمه" ام القرى" كه يكى از نامهاى مكه است از دو واژه تركيب يافته" ام" كه در اصل به معنى اساس و ابتدا و آغاز هر چيزى است، و مادر را هم به همين جهت" ام" مىگويند كه اساس و اصل فرزندان است.
و" قرى" كه جمع" قريه" به معنى هر گونه آبادى و شهر است، اعم از شهرهاى بزرگ و كوچك يا روستاها، و شواهد زيادى نيز در قرآن بر اين معنى وجود دارد.
اكنون ببينيم چرا" مكه" را" ام القرى" ناميدهاند؟ (مادر و اصل همه آباديها).
روايات اسلامى تصريح مىكند كه همه زمين نخست زير آب غرق بود و خشكيها تدريجا سر از آب بيرون آوردند (علم امروز نيز اين معنى را پذيرفته است).
اين روايات مىگويد: نخستين نقطهاى كه از زير آب سر برآورد" كعبه بود، و سپس خشكيهاى زمين از كنار آن گسترش يافت كه از آن به عنوان دحو الارض (گسترش زمين) ياد شده است.
با توجه به اين تاريخچه روشن مىشود كه" مكه" اصل و اساس و آغاز همه
آباديهاى روى زمين است، بنا بر اين هر گاه گفته شود" ام القرى و من حولها" پيداست كه تمام مردم روى زمين را شامل مىشود .
" أُمَّ الْقُرى" مكه مكرمه است. و مراد از انذار مكه، انذار اهل مكه است. و مراد از" مَنْ حَوْلَها" ساير نقاط جزيرة العرب است، يعنى آنهايى كه در خارج مكه زندگى مىكنند. مؤيد اين معنا كلمه" عربيا" است، چون مىفرمايد: بدين جهت قرآن را عربى نازل كرديم كه عربى زبانها را انذار كنى.
در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه اگر غرض از نازل كردن قرآن فقط انذار عرب زبانها باشد با جهانى بودن قرآن نمىسازد.
جوابش اين است كه دعوت پيامبر اسلام در جهانى شدنش تدريجى و مرحله به مرحله بوده، در مرحله اول به حكم آيه شريفه" وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ" مامور بود تنها فاميل خود را دعوت كند، و در مرحله دوم به حكم آيه شريفه" قُرْآناً عَرَبِيًّا لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ" مامور شده آن را به عموم عرب ابلاغ كند، و در مرحله سوم به حكم آيه" وَ أُوحِيَ إِلَيَّ هذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَكُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ" مامور شده آن را به عموم مردم برساند.
يكى از ادلهاى كه مىرساند كه چنين مراتبى در دعوت اسلام بوده، آيه شريفه" قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ- تا جمله- إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ" است، چون آن طورى كه از سياق سوره برمىآيد خطاب در آن به كفار قريش است، مىفرمايد: اين قرآن هدايت و تذكر براى تمام عالميان است و اختصاص به يك قوم و دو قوم ندارد، و چون كتابى است همگانى ديگر معنا ندارد كه رسول خدا (ص) از عرب مطالبه اجر و پاداش كند.
علاوه بر اينكه در اين معنا هيچ حرفى نيست كه دعوت به اسلام شامل اهل كتاب و مخصوصا يهود و نصارى نيز مىشود، (چون در قرآن بارها به اهل كتاب خطابها كرده، و ايشان را به پذيرفتن دين دعوت فرموده). و نيز مسلم تاريخ است كه مردمى از غير عرب اسلام را پذيرفتهاند، مانند سلمان ايرانى، و بلال حبشى، و صهيب رومى.
بعضى از مفسرين گفتهاند: مراد از جمله" مَنْ حَوْلَها" سائر اقوام بشريت غير عرب است، و مؤيد اين احتمال آن است كه از مكه تعبير فرموده به" أُمَّ الْقُرى" يعنى مركز تمامى شهرهاى دنيا و گر نه مىفرمود: مكه.
عکس نوجوانی رسول خدا (ص) از کجا آمده است؟
سالهاست که تصویری به عنوان تصویر نوجوانی رسول خدا (ص) در ایران انتشار می یابد. بسیاری از مردم در عین نشان دادن علاقه شان به این تصویر، این پرسش را مطرح می کنند که تصویر یاد شده از کجا آمده است؟ شنیده شده است که کسانی در پاسخ می گویند این تصویری است که بحیرای راهب در سفری که حضرت به همراه عمویش ابوطالب به شام داشت، آن را کشیده است. اما در واقع درستی این پاسخ در معرض تردید قرار دارد.
مقاله زیر کوششی است برای بازشناسی منبع اصلی این تصویر. نویسنده استدلالهای خاص خود را دارد و تلاش کرده تا نشان دهد اصل این تصویر از کجا آمده است. شاید باب بحث در این باره همچنان باز باشد.
عنوان اصلی مقاله: The Story of Picture Shiite Depictions of Muhammad
نوشته: Pierree Centlivre & Micheline Centlivres-Demont
در مجله ISIM Review 17, Spring 2006, pp. 18-19
شيعيان ايران سابقه ديرينهاي در به تصوير کشيدن اعضاي خاندان حضرت محمد(ص) و خود ايشان دارند. از اواخر دهه نود، پوسترهاي پرفروشي منقش به تصوير حضرت محمد(ص) در ايران چاپ شده است که در آنها حضرت محمد به صورت جواني خوشچهره تصوير گرديده است. اين پوسترها امروزه با استفاده از فناوريهاي روز و ابزارها و تکنيکهاي مختلف توليد ميگردند. با وجود اين، ساختار تصاوير هنوز سنتي هستند، پس زمينه آنها رنگ ساده اي دارد و رنگها به سادگي در کنار يکديگر قرار گرفتهاند. به علاوه، اين تصاوير همواره خصوصيات و صفاتي دارند که تمايز آنها را از ديگر عکسها آسان ميسازد، به عنوان مثال شمشير دو لبه حضرت علي(ع).
اما تصويري که در اينجا بدان خواهيم پرداخت، اساسا با تصاوير قبلي متفاوت است: اين تصوير نوجواني خوشقيافه با چشماني لطيف و چهرهاي دلنشين را نشان ميدهد که تا حد زيادي يادآور نقاشيهاي اواخر رنسانس است.... هرچند نسخ متفاوتي از اين تصوير وجود دارد، اما همه آنها صورتي جوان را نشان ميدهند که اغلب در زير آنها نوشته شده محمد رسول الله.
يک اکتشاف جالب
در سال 2004، در حين بازديد از يک نمايشگاه عکس مختص به دو عکاس Lehnert و Landrock، تصادفا موفق به کشف ريشه اين پوستر ايراني شديم و آن عکسي بود که Lehnert بين سالهاي 1904 و 1906 در تونس گرفته بود، و سپس در اوايل دهه بيست به صورت کارت پستال چاپ و توزيع شده بود.
Radolf Franz Lehnret (1878 – 1948) که اهل جمهوري چک امروزي بود، در سال 1904 به همراه Ernst Heinrich Landrock ( 1878 – 1966) آلماني به تونس آمد، اولي به عنوان عکاس و دومي به عنوان ناشر و مدير. از آنجايي که Lehnret در سال پيش از آن اقامتي کوتاه در تونس داشت، علاقه زيادي به مناظر طبيعي و ساکنان آنجا پيدا کرده بود. شرکت اين دو (L&L) به صورت تخصصي به چاپ تصاوير از مناظر زيبا در تونس و مصر ميپرداخت و هزاران عکس و کارتپستال از اين مناطق چاپ نمود.
Lehnert که در موسسه هنرهاي گرافيکي وين تحصيل کرده بود، روابطي با اعضاي جنش pictorialist که عکاسي را به عنوان اثر هنري ميدانستند، داشت. عکسهاي Lehnert نه تنها بيابان، تپه هاي شن روان، بازارها و مناطق محلي تونس را نشان ميداد، بلکه شامل تصاويري از پسران و دختران نابالغ جوان بود که سني بين کودکي و نوجواني و چهره اي بين زن و مرد داشتند. اين تصاوير معمولا مطابق سليقه مشتريان اروپايي تهيه شده بود که تصويري وسوسه انگيز و وهمآميز از شرق داشتند.
Lehnret بدون شک در تهيه عکسها از اين مساله استفاده نموده، ولي نبوغ قابل توجهي نيز به خرج داده است. عکسهاي او به صورت چاپ نقره اي، گراورسازي شده و چهاررنگ چاپ شده است. اکثر اين کارت پستالها از سال 1920 در آلمان چاپ شده و در مصر پخش شده است.
سوال درباره ارتباط بين توصيف مرسوم از چهره پيامبر و چهره جوان تونسي، هنوز بدون پاسخ مانده است. تصوير نمايشگر چهره يک نوجوان خندان است، با دهاني نيمه باز، عمامه اي بر سر و گل ياسمني بر گوش. همين چهره در کارت پستالهاي ديگري و تحت عناوين ديگري از قبيل احمد، جوان عرب و غيره تصوير شده است.
کشف اینکه چگونه تصاوير چاپ شده در دهه بيست (در اروپا) به دست ناشران تهران و قم در دهه نود رسده؟ براي ما ممکن نبوده است. اما اين سوال وجود دارد که چه چيزي باعث شده که ناشران ايراني شباهتي بين پيامبر اسلامي در سنين نوجواني و تصويري يک جوان تونسي بيابند؟
قبل از جنگ جهاني اول، تصوير محمد در مجله National Geographic در ژانويه سال 1914 و تحت مقاله اي با عنوان" اينجا و آنجا" در شمال آفريقا چاپ شد که زير آن نوشته شده بود "عربي با يک گل". در دهه بيست، کارت پستالهاي تونسي L&L بين سربازان فرانسوي در شمال آفريقا بسيار محبوب بود. در دهه هاي هشتاد و نود، کتب متعددي شامل عکس اين نوجوان چاپ شد، ولي اغلب آنها عنواني غير از محمد به عکس دادهاند.
در نسخ ايراني فعلي، اصلاحاتي روي تصوير انجام شده و از فريبندگي چهره نوجوان چيزهايي نگه داشته شده است ولي از زيبايي جذاب آن کاسته شده است. شانه سمت چپ اندکي با پارچه پوشانده شده است و دهان و چشمها اندکي اصلاح شده است. به طور کلي ميتوان گفت که هنرمندان ايراني سعي کردهاند جنبه هاي زیبا پسندانه تصوير Lehnert را کاهش دهند و تصوير را از حالت جذاب خارج نموده، به آن زيبايي مقدسي ببخشند. تصوير روحاني حضرت محمد، در سن 18 سالگي در همراهي عمويش در يک سفر تجاري از مکه به دمشق. به علاوه ادعا شده است که اين تصوير توسط يک کشيش مسيحي کشيده شده و تصوير اصلي آن در موزه رم قرار دارد.
ريشه مسيحي؟
همانطور که پيش از اين نيز گفته شد، برخي از نوشتهها براي اين اثر ريشه اي مسيحي قائلند، و نه يک ريشه اسلامي که اين مساله مسلمانان را از گناه نگاه به صورت پيامبر و يا تصويرگري چهره وي، مبري مي سازد. به علاوه، اين مويد اين مطلب است که مسيحيان حضرت محمد [ص] را در همان سنين کودکي به عنوان شخصيتي الهي پذيرفته اند. اين داستان از يک کشيش مسيحي کاتوليک يا ارتدکس به نام بحيرا صحبت مي کند که بر اساس داستان، در قرن نهم يا دهم ميلادي، در حين گشت و گذار حضرت در سوريه وي را براساس نشانه پيامبري بين شانه هايش بازشناخته است. پيامبر آينده بايد مي گفته است: "هنگامي که من به آسمان و ستاره ها مي نگرم خود را بالاتر از ستاره ها مي يابم". به همين دليل است که در بعضي عکسها ستاره هايي در پس زمينه عکس ديده مي شود.
هرچند که هيچ توصيفي درباره چهره حضرت محمد(ص) در نوجواني وجود ندارد، ولي توصيفاتي از چهره وي در بزرگسالي گفته شده است: گفته شده که وي پوستي سفيد داشته، چشماني سياه، گونه هايي صاف، ابروان پرپشت و کمانگونه. دنداندهاي مرتب و مويشان کمي موجدار بوده است. این خصوصیات در مورد نوجوان تصویر شده در پوسترهای ایرانی دیده می شود. در حقیقت این تصویری از یک تصویر و نمایشی از یک نمایش است. به عبارت دیگر، تصویرگران ایرانی مدلی از حضرت محمد(ص) را انتخاب کردهاند که نمایانگر زیبایی، جوانی و توازن است.
منبع کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران
http://www.historylib.com/Main/ArticleDetails.aspx?ArticleId=284


