تبليغاتX
پایگاه حجه الاسلام یحیی جهانگیری سهروردی

پایگاه حجه الاسلام یحیی جهانگیری سهروردی

حجه الاسلام جهانگیری در برنامه رادیویی گفتمان حضور یافت و در میزگردی که با حضور دکتر قلندری برگزار شد شرکت نمودند. این برنامه در روزهای یکشنبه از رادیو قم پخش خواهد شد. موضوع برنامه عرفانهای جدید بود
+ نوشته شده در  ساعت   توسط جواد فتحی  | 

هوسبازان وقتي زيبايي را مي بينند دوستش دارنداما عاشقان وقتي کسي را دوست داشته باشند او را زيبا ميبينند. افلاطون

+ نوشته شده در  ساعت   توسط جواد فتحی  | 

احمد سهروردی خوشنویس برجسته دوره ایلخانی و یكی از شش نفرهنرآموز و هنرآموخته مكتب مستعصمی است، خود در تاریخ سترگ هنر خوشنویسی ایران و جهان اسلام جایگاه ویژه داشته و به یاقوت ثانی شهره می‌باشد، در مورد محل ولادت این خوشنویس ارزنده اختلاف نظر وجود دارد، برخی زادگاه او را بغداد ذكر كرده‌اند، و شماری دیگر شهر سهرورد را.  مرحوم مهدی بیانی در كتاب احوال و آثار خوشنویسان آورده است.

«احمد سهروردی از شاگردان یاقوت مستعصمی و ملقب به شیخ‌زاده مولدش بغداد بوده و كتابت بسیاری از كتیبه‌های بغداد را به وی نسبت داده‌اند.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط جواد فتحی  | 

احمد سهروردی خوشنویس برجسته دوره ایلخانی و یكی از شش نفرهنرآموز و هنرآموخته مكتب مستعصمی است، خود در تاریخ سترگ هنر خوشنویسی ایران و جهان اسلام جایگاه ویژه داشته و به یاقوت ثانی شهره می‌باشد، در مورد محل ولادت این خوشنویس ارزنده اختلاف نظر وجود دارد، برخی زادگاه او را بغداد ذكر كرده‌اند، و شماری دیگر شهر سهرورد را.  مرحوم مهدی بیانی در كتاب احوال و آثار خوشنویسان آورده است.

«احمد سهروردی از شاگردان یاقوت مستعصمی و ملقب به شیخ‌زاده مولدش بغداد بوده و كتابت بسیاری از كتیبه‌های بغداد را به وی نسبت داده‌اند.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط جواد فتحی  | 

نمیدانم شما پس از خواندن این متن چه حالی دارید اما من نتوانستم جلوی اشکهایم را بگیرم...
از قرار معلوم یکی از جانبازان جنگ تحمیلی، سال ها پس از مجروح شدن به علت وضع وخیمش به ایتالیا اعزام شده بود و در یکی از بیمارستان های شهر رم بستری شد. از قضا چند روزی بعد از بستری شدن این جانباز جنگ تحمیلی متوجه می شود خانم پرستاری که از او مراقبت می کند نام خانوادگی اش مالدینی است. جانباز قصه ما ابتدا تصور می کند تشابه اسمی است، اما در نهایت نمی تواند جلوی کنجکاوی اش را بگیرد و از خانم پرستار می پرسد: آیا با پائولو مالدینی ستاره شهر تیم آ.ث. میلان نسبتی دارد؟ و خانم پرستار در پاسخ می گوید: پائولو برادر من است! جانباز ایرانی در حالی که بسیار خوشحال شده بود از خانم پرستار خواهش می کند که اگر ممکن است عکسی به یادگار بیاورد و خانم پرستار هم قول می دهد تا برایش تهیه کند، اما جالب ترین بخش داستان ما صبح روز بعد اتفاق می افتد.

هنگامی که جانباز هموطن ما از خواب بیدار می شود کنار تخت بیمارستان خود پائولو مالدینی بزرگ را می بیند که با یک دسته گل به انتظار بیدار شدن او نشسته است و ... باقی اش را دیگر حدس بزنید!

راستی هیچ می دانید پائولو مالدینی اسطوره میلان از شهر میلان واقع در شمال غربی ایتالیا، شهر رم واقع در مرکز کشور ایتالیا که فاصله ای حدود ششصد کیلومتری دارد آمده تا از یک جانباز جنگی ایرانی که خواستار عکس یادگاری اوست عیادت کند؟
مالدینی همیشه در قلب ما ایرانی ها خواهی ماند،تو الگوی شرافت و بزرگواری برای تمام انسانها هستی...
به راستی این حرکت مالدینی زیباترین حرکت دنیای ورزش در ذهن من است...
ببینید مرد میلیاردر و معروف و محبوب میلان و ایتالیا چگونه بر بالین مجروح و جانباز ایرانی مینشیند و شبانه 600 کیلومتر راه را میپیماید تا از او عیادت کند...
+ نوشته شده در  ساعت   توسط جواد فتحی  | 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط جواد فتحی  | 

ناگفته ای از علامه جعفری

به روایت دکتر علی رضا مخبر دزفولی
فکر می کنم در آخرین سال حیات مبارک علامه بزرگوار، مرحوم علامه جعفری بود که این توفیق بزرگ را یافتیم که میزبان ایشان در سمیناری با عنوان «اسلامی شدن دانشگاه» در دانشگاه های اهواز باشیم.

در جریان سخنرانی ایشان در محل آمفی تئاتر دانشکده علوم در دانشگاه شهید چمران، به دلیل استقبال کم نظیری که از ناحیه اساتید و دانشگاهیان از این سخنرانی شده بود، تعداد زیادی از کسانی که به شوق دیدار حضرت ایشان به محل سخنرانی هجوم آورده بودند، پشت در های بسته مانده بودند. به توصیه اکید ایشان درهای سالن باز شد.

تعدادی از دانشگاهیان وارد شدند و در بین ردیف های صندلی های سالن نشستند ولی کماکان تعدادی در ورودی سالن به شکل متراکمی سرپا ایستاده بودند.استاد مشغول سخنرانی بودند. در گرماگرم صحبت، ایشان ناگهان فرمایششان را قطع کردند و فرمودند: من از دیدن این عزیزان معذّبم که با این فشار اینجا ایستاده اند. بعد به آنها اشاره کردند و گفتند بیائید روی سن بنشینید.

ناگهان استاد برخاستند و عبای سفید و پاکیزه خود را بی هیچ ترتیبی و تعارفی از دوش خود برداشتند و زیر پای دانشجویان انداختند و فرمودند: زمین کثیف است روی این بنشینید!

با اشاره استاد، همه کسانی که در آستانه در ایستاده بودند به روی سن هجوم آوردند و دور تا دور استاد نشستند.در آن لحظه من به چهره استاد خیره نگاه می کردم، لبخندی بر لب استاد نقش بسته بود که تا ملکوت خدا ادامه داشت. سپس ناگهان استاد برخاستند و عبای سفید و پاکیزه خود را بی هیچ ترتیبی و تعارفی از دوش خود برداشتند و زیر پای دانشجویان انداختند و فرمودند: زمین کثیف است روی این بنشینید!

باور کنید این حرکت استاد از هزار سخنرانی بر ذهن مستمعین موثّرتر بود.

وقتی از زبان فرزند ایشان شنیدم که می گفت پدرم هر آنچه را که می گفت خودش به آن عمل می کرد، یاد این خاطره افتادم و احساس کردم که شاهد خوبی بر این ادعای شگرف است و استاد به عنوان یکی از قله های رفیع و دست نیافتنی دین و دانائی و اخلاق و فضیلت نماد و نمونه ای از این دستور آسمانی بود که «مردم را به سوی خوبی ها با غیر از زبان خود دعوت کنید».

+ نوشته شده در  ساعت   توسط جواد فتحی  |