تاريخ : شنبه 3 آبان1393 | 1:52 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
سرویس : قم   زمان :   ۱۳۹۳/۸/۳ - ۰۹:۴۸   شناسه خبر : ۴۱۱۸۵۷
محرم، ماه سرمشق های عاشقی//1
صحنه عاشورا مجموعه ای از الگوهای معنویت جهانی است//عاشورا نقطه اوج نبرد حق علیه باطل
خبرگزاری شبستان:استاد حوزه و دانشگاه گفت: اگر به عمق واقعه عاشورا و قهرمانان این صحنه نظر کنیم خواهیم دید عاشورا کلکسیونی از مدلهای خوبی وسوپراستارهای معنویت جهانی در تاریخ بشریت است که تا ابد ماندگار خواهد بود.

حجت الاسلام یحیی جهانگیری سهروردی استاد حوزه و دانشگاه در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری شبستان درقم، با اشاره به فرارسیدن ماه محرم الحرام ایام سوگواری ابا عبدالله الحسین (ع) گفت: توجه به ماه محرم و عاشورا همواره دو جور اتفاق افتاده است گاهی با نگاهی تحلیل گرایانه و بعضا نگاهی توصیفی که در این مقوله کمتر به آن توجه شده است .

وی افزود: بر اساس نگاه مشهودین و روز شمار تاریخ، روز عاشورا روز جمعه بوده است و روز اول محرم نیز روز چهارشنبه عنوان شده است.

مبلغ بین المللی حوزه ادامه داد: اگر ما بخواهیم متون زیارت امام حسین علیه السلام را مطالعه کنیم در متون امام حسین علیه السلام سلام که میدهیم سلام ما سلامهایی است که از آغاز تاریخ شروع شده و تا انتها ادامه دارد.

استاد حوزه و دانشگاه تصریح کرد: در زیارت وارث و زیارت عاشورا که خاصه امام حسین علیه السلام است وقتی سلام میدهیم از حضرت آدم علیه السلام شروع می کنیم به ابتدایی ترین نقطه تاریخ می رویم و تا پایان تاریخ با سلام بر امام زمان (عج) ادامه می دهیم.

حجت الاسلام جهانگیری سهروردی اظهار داشت: این است که اهل بیت علیه السلام گفته اند یک پروژه یکروزه نبوده و یا یک پروسه نبوده بلکه یک روند بوده و نباید به عاشورا دریک گوشه از تاریخ که ایزوله شده است نگاه کنیم بلکه اگر می خواهیم عاشورا را جستجو کنیم باید از زمان حضرت آدم شروع و تا حضرت مهدی (عج) پیگیری و مطاالعه نماییم.

وی یاد آور شد: واقعه عاشورا نبرد حق علیه باطل بوده که از زمان آدم اغاز و تا امام زمان ادامه خواهد داشت.

عاشورا نقطه اوج نبرد حق علیه باطل است

مبلغ بین المللی حوزه خاطر نشان ساخت: عاشورا نقطه پیک و اوج نبرد حق و باطل است چرا که از اول تاریخ تا کنون همه امامان برای امام حسین علیه السلام گریه کرده اند و امام زمان نیز برای سوگواری امام حسین علیه السلام گریه نموده اند و این نشان از این است که همه عالم دلداده یک پدیده تاریخی بوده و هستند که در نقطه پیک نبرد قرار داشته است.

استاد حوزه و دانشگاه عنوان کرد: اگر بخواهیم امام حسین علیه السلام را الگو کنیم باید بدانیم امام چرا خانواده خود را به صحنه نبرد می آورند مگر در جنگ و نبرد زنان می جنگنند که امام خانواده اش را به میدان نبرد برده است.

وی افزود: باید به این پرسشها و سختیهای عاشورا پاسخ جدی دهیم اینکه چرا زنان و کودکان که قادر به کار نیستند به صحنه نبرد آورده می شوند در این گزینه خلاصه می شود که خداوند می خواست نمایی ازچهره حق و باطل را به ما نشان دهد و عاشورا را الگویی برای همه تاریخ قرار دهد.

حجت الاسلام جهانگیری سهروردی اذعان داشت: حضور علی اکبر و حضرت قاسم الگویی برای جوانان، حبیب برای مردان، علی اصغر الگوی تربیتی کودکان، ام الکلثوم وحضرت زینب نمایی ماندگار برای دختران و زنان است.

استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: اگر به عمق واقعه عاشورا و قهرمانان این صحنه نظر کنیم خواهیم دید عاشورا کلکسیونی از مدلهای خوبی در تاریخ بشریت است یا به تعبیری عاشورا صحنه حضورسوپر استارهای معنویت جهانی است که در تاریخ تا ابد ماندگار خواهد بود.

مبلغ بین المللی حوزه در پایان گفت: باید توجه داشت که ماندگاری عاشورا در تاریخ به جهت حضور چنین الگوهایی است که تمام مدلهای خوبی و درستی را در خود جای داده است.

پایان پیام/

http://shabestan.ir/detail/News/411857



تاريخ : شنبه 3 آبان1393 | 12:2 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
کد خبر: 7450
تاریخ انتشار: ۲۶ مهر ۱۳۹۳
تعداد نظرات: . نظر
 
خانه » آخرین عناوین » متولیان حوزه دین و فرهنگ زمینه آینده مطلوب دینداری جامعه را فراهم کنند
 
 
 

استاد حوزه و دانشگاه و مبلغ بین‌المللی گفت:متولیان حوزه دین و فرهنگ زمینه آینده مطلوب دینداری جامعه را فراهم کنند.

 

 

به گزارش سمت وسو،حجت‌الاسلام و المسلمین یحیی جهانگیری سهروردی استاد حوزه و دانشگاه و مبلغ بین‌المللی با بیان این که آینده‌پژوهی در ایران محدود است اظهار داشت: در آینده‌پژوهی که بعد از جنگ جهانی تأسیس شد، آینده را بر اساس دانش و مدل‌های علمی بررسی می‌کند ولی در پیش‌بینی‌های قدیم آینده را بر اساس حدسیات و کشف‌های درونی، پیش‌بینی می‌کند.

 حجت‌الاسلام و المسلمین جهانگیری سهروردی با بیان این که ما نباید منتظر آینده باشیم بلکه باید آینده را بسازیم تصریح کرد: ما نباید پیش‌بینی کنیم که ایران در ۱۰ سال آینده چگونه است بلکه باید تصمیم‌ها و راهبردهایی داشته باشیم که جامعه فرهنگی ایران در ده سال بعد، چگونه باید باشد.

در آینده‌پژوهی باید آینده دینداری تحلیل شود نه آینده دین

وی ابراز داشت: متولیان دینی و فرهنگی باید ذائقه دینی فرهنگی جامعه را بازسازی کنند، از جمله دفاع مقدس که یک گنجینه بزرگ معرفتی است و برای این که این واقعه تاریخی ایران بازسازی شود نیاز به آینده‌پژوهی دارد.

 این استاد حوزه و دانشگاه با بیان این که آینده‌پژوهی، پیش‌بینی و آینده‌نگری نیست بلکه آینده‌نگاری است گفت: آینده‌پژوهی بدین معناست که آینده محتمل و مطلوب و ممکن را بررسی می‌کند، به عنوان مثال آینده دینداری در ایران چگونه باید باشد.

 حجت‌الاسلام و المسلمین جهانگیری سهروردی با بیان این که در آینده‌پژوهی باید آینده دینداری تحلیل شود نه آینده دین، بیان داشت: امروزه بعضی مسائل وجود دارد که افراد جامعه باور دارند که این مسائل جزء دین نیست و برخی مسائل هم در دین وجود دارد که مردم به آن پایبند نیستند.

 کارشناس نهاد رهبری در دانشگاه‌های قم با اشاره به این که رابطه بین دین و دینداری رابطه التزامی نیست عنوان کرد: بسیاری از آینده‌پژوهان درباره آینده دین بحث کردند ولی دین و دینداری دو مقوله کاملا جداست.

متولیان حوزه دین و فرهنگ زمینه آینده مطلوب دینداری جامعه را فراهم کنند

حجت‌الاسلام والمسلمین جهانگیری سهروردی با اشاره به این که آینده مطلوب دینداری در قرآن و احادیث در زمان امام عصر (عج) اتفاق می‌افتد ابراز داشت: در آینده مطلوب دینداری، امام زمان (عج) رهبر همه امت‌ها خواهد بود و مردم در عین این که به یک آئین دل بستند، نگاه ملیتی ندارند و نگاه آنان ارزشی است.

 این مبلغ بین‌المللی تصریح کرد: ما نباید برای رسیدن به آینده مطلوب منتظر باشیم بلکه باید آینده‌نگاری کنیم و بنا به فرموده پیامبر اکرم (ص) باید برای ظهور امام زمان (عج) بسترسازی کنیم.

 استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به این که امام خمینی (ره) فرمود که در صدور انقلاب باید بسط فرهنگی داشته باشیم تأکید کرد: متولیان حوزه دین و فرهنگ باید زمینه آینده مطلوب جامعه را از لحاظ دینی و فرهنگی فراهم کنند.

 وی با اشاره به این که مقام معظم رهبری (مدظله) فرمودند که ما باید الهام‌بخش در منطقه باشیم گفت: حرکت فرهنگی ما باید با مقیاس فرازمینی صورت بگیرد و به تدریج این مقیاس را بزرگ‌تر کنیم تا به ظهور امام عصر (عج) برسیم.

حوزه علمیه یک واحد درسی به نام مطالعات راهبردی به طلاب ارائه دهد

حجت‌الاسلام والمسلمین جهانگیری سهروردی تصریح کرد: حوزه علمیه به عنوان نبض نرم‌افزاری و تولیدکننده اندیشه دینی باید بر اساس نیازهای آینده جامعه، محصولات و اندیشه‌ها و کتاب‌هایش را تولید کند و ببیند جامعه دینی ما در آینده چه نیازهایی دارد.

 استاد حوزه و دانشگاه با بیان این که تولیدات دینی ما نباید برای نسل گذشته باشد افزود: ما در تولید محصولات دینی نباید واپس‌گرا باشیم بلکه باید به‌روز و پیشرو باشیم.

 وی عنوان کرد: اگر حوزه علمیه یک واحد درسی به نام مطالعات راهبردی به طلاب ارائه دهد، می‌تواند نیازهای آینده دینداری و فرهنگی را بررسی کند.

حوزه علمیه رصدکده فرهنگی تأسیس کند

حجت‌الاسلام والمسلمین جهانگیری سهروردی با بیان این که بخشی از فرهنگ جامعه ما به شبکه‌های ارتباطی تبدیل شده است و یک سبک زندگی را برای مردم آورده است اظهار داشت: اگر ما پنج سال گذشته می‌دانستیم که این اتفاق می‌افتد براساس آن، فرهنگ اندیشه و محوریت مورد نیاز را تولید می‌کردیم.

 کارشناس نهاد رهبری در دانشگاه‌های قم تصریح کرد: در تحولات آینده، موج‌های بزرگ فرهنگی در راه است که سبک زندگی و قالب فرهنگی مردم را تغییر می‌دهد ولی الان ما بی‌خبر هستیم و به فکر تولید محصولات نیستیم.

 حجت‌الاسلام والمسلمین جهانگیری سهروردی تأکید کرد: ما باید ببینیم در آینده براساس رشد تکنولوژی چه اتفاقات فرهنگی در دنیا رخ می‌دهد و همچنین ساختار جمعیتی ایران در آینده چگونه است که همه این‌ها بر نوع فرهنگ و دینداری مردم تأثیر دارند.

 وی با اشاره به این که مقام معظم رهبری (مد ظله) در چندین سخنرانی فرمودند که در حوزه علمیه باید تحولات آینده رصد شود تا براساس آن تصمیم‌گیری شود گفت: حوزه علمیه باید رصدکده فرهنگی تأسیس کند و با توجه به تأثیری که تحولات تکنولوژیک و اقتصادی بر فرهنگ دارد، یک نگاه آینده‌پژوهانه داشته باشد.

 پایان پیام/

 

 
 http://samtosoo.ir/archives/7450.html


تاريخ : جمعه 2 آبان1393 | 2:35 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
سرویس : قم   زمان :   ۱۳۹۳/۷/۲۲ - ۱۳:۱۵   شناسه خبر : ۴۰۵۸۹۱
تربیت دینی و آینده‌پژوهی/4 
مسئولین فرهنگی، آینده‌پژوهی فرهنگی و دینی داشته باشند
خبرگزاری شبستان: حجت‌الاسلام سهروردی با بیان این که آینده‌پژوهی فرهنگی و دینداری بسیار مهم است گفت: متولیان فرهنگی، شورای عالی انقلاب حوزه و رسانه‌ها سیگنال‌های ضعیف و قوی که در حوزه فرهنگ می‌آید را بگیرند و بر اساس آن واکنش مناسبی نشان دهند.
 

 

حجت‌الاسلام والمسلمین یحیی جهانگیری سهروردی مبلغ بین‌المللی دینی در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری شبستان در قم، با اشاره به  این که امام خمینی (ره) فرمودندکه انقلاب اسلامی باید به دنیا صادر شود گفت: صدور انقلاب به معنای صدور فرهنگ و ارزش‌های فرهنگی انقلاب است و همچنین در چشم‌انداز فرهنگی بیست ساله ایران در افق 1404هجری شمسی، مقام معظم رهبری (مد ظله) فرمودند که ایران باید الهام‌بخش امت اسلامی و مستضعفان با تعامل فرهنگی مؤثر و سازنده در سطح جهانی باشد.

 

استاد حوزه و دانشگاه با بیان این که در حوزه فرهنگ، اقدامات انفعالی بیشتر از فعالی بوده است افزود: معمولا ما به این فکر می‌کنیم که بر اساس عوامل بیرونی و درونی، آینده دینداری در ایران به چه صورت خواهد بود ولی این که در آینده می‌خواهیم دینداری مردم در ایران چگونه باشد برنامه‌ای نداریم.

 

در آینده‌پژوهی، آینده ساخته امروز ماست

 

حجت‌الاسلام و المسلمین جهانگیری سهروردی با اشاره به این که تصمیمات امروز ماست که آینده را رقم می‌زند عنوان کرد: متأسفانه ما آینده‌نگری می‌کنیم و مطالعه می‌کنیم که در آینده، دینداری چگونه است در صورتی که باید آینده‌نگاری کنیم و آینده را بسازیم.

 

وی با بیان این که در آینده‌پژوهی، آینده ساخته امروز ماست اظهار داشت: امروزه غرب با اقداماتی که انجام می‌دهد می‌تواند بر اساس خواسته خود دین مردم را در آینده تغییر دهد؛ ما نیز می‌توانیم بر اساس فرمول و خواسته خود و با اقدامات پیشرفتانه و پیشگیرانه، دینداری را در جامعه تغییر و رواج دهیم.

 

استاد حوزه و دانشگاه عنوان کرد: چند سال پیش، صحبت از تهدیدات جنگ نرم‌افزاری در ایران بود ولی در یک سال و نیم گذشته چنان شبکه‌های اجتماعی متعدد، فرهنگ ارتباطی مردم را تحت تأثیر خود قرار داده است که ما نمی‌دانیم در یک یا دو سال بعد چه تکنولوژی‌های جدیدی فرهنگ ما را تهدید و یا عوض می‌کند.

 

کارشناس نهاد رهبری در دانشگاه‌های قم با بیان این که فرهنگ و سبک زندگی در جامعه ما تغییر کرده است تصریح کرد: ما باید نگاه آینده‌پژوهانه داشته باشیم و برای مواجهه با آن، اقدام‌گرایانه وارد شویم.

 

پاسخگویی و واکنش ما به دینداری باید نسبت به دهه‌های گذشته متفاوت باشد

 

حجت‌الاسلام و المسلمین جهانگیری سهروردی با اشاره به این که فرهنگ جامعه ایرانی دوره گذرایی را طی می‌کند گفت: جامعه ما از دوره سنتی به سمت مدرن و پست‌مدرن پیش می‌رود که این دوره به سرعت طی می‌شود و از آنجایی که سرعت توسعه در ایران تند است عملا فرهنگ مردم را تحت تأثیر قرار داده است.

 

استاد حوزه و دانشگاه اظهار داشت: اگر جامعه دهه 60 و 70 را با دهه 80 و 90 مقایسه کنیم، تغییر زیادی در دینداری مردم مشاهده می‌کنیم که متناسب با این تغییرات، پاسخگویی و واکنش ما به دینداری نیز باید متفاوت باشد.

 

این مبلغ بین‌المللی ابراز داشت: در دوران انقلاب، زمانی که مارکسیسم در ایران رواج یافت شهید مطهری کتابی را در این رابطه می‌نویسد که پاسخگوی جامعه است، به همین خاطر شهید مطهری ماندگار می‌شود، بنابراین پاسخگویی و واکنش ما هم باید بر اساس نیاز جامعه باشد.

 

حجت‌الاسلام و المسلمین جهانگیری سهروردی با بیان این که پاسخگویی ما باید به روز باشد تصریح کرد: منظور از به روز شدن ابزار نیست که البته این ابزار لازم و ضروری است، بلکه به روز شدن متد و روش است.

 

جامعه دینی به دنبال کتاب‌های معنوی است

 

حجت‌الاسلام والمسلمین جهانگیری سهروردی با اشاره به این که جامعه ما جامعه دینداری است عنوان کرد: در گذشته طیف پرسش‌هایی که جامعه داشت سوال بود و جامعه دینی در مقابل این نوع سوال‌ها، جواب می‌دادند ولی در دهه‌های 80 و 90، جوانان ما دیگر سوال ندارند بلکه مسئله دارند و عالمان دینی به جای این که به این مسائل پاسخ دهند باید راه حل نشان دهند.

 

این مبلغ بین‌المللی با بیان این که در گذشته دوران سوال و پاسخ یا دوران معرفتی بود گفت: ما امروزه در دوره معنویت به سر می‌بریم، یعنی در برابر هر مسئله ای باید راه حل نشان دهیم؛ به عنوان مثال کتاب‌های دینی ما در دهه‌های 60 و 70 نوشته شده است که همچنان به جای این که راه حل نشان دهد، پاسخ می‌دهد و  به همین خاطر کلاس‌های دینی ما خسته‌کننده شده است.

 

حجت‌الاسلام و المسلمین جهانگیری سهروردی اظهار داشت: متأسفانه منبرها، کتاب‌ها و رسانه‌ها از جمله تلویزیون و رادیو به صورت معرفتی کار می‌کنند و به همین خاطر جوانان ما به سمت کتاب‌های عرفان‌های کاذب از جمله اوشو، دالایی لاما و پائولو کوئیلو که در حوزه معنویت هستند، می‌روند.

 

استاد حوزه و دانشگاه با بیان این که مردم دیندار هستند ولی سنخ دینداری تغییر کرده است ابراز داشت: کتاب‌های معرفتی زیادی در حوزه دین تولید می‌شود ولی جامعه دینی به دنبال کتاب‌های معنوی است.

 

حجت‌الاسلام و المسلمین جهانگیری سهروردی تصریح کرد: در دین اسلام معنویت زیاد است اما چون تا کنون فضای آن مشاهده نشده است همچنان معرفت رواج یافته است.

 

مسئولین فرهنگی آینده‌پژوهی فرهنگی و دینی داشته باشند

 

وی با اشاره به این که ما با پدیده بحران در دینداری مواجه هستیم عنوان کرد: ما باید بدانیم نیاز جامعه چیست، وقتی نیاز جامعه عوض می‌شود باید بر اساس آن واکنش دهیم و این مهم، فقط بر عهده حوزه و رسانه نیست بلکه همه مردم باید در این امر مشارکت داشته باشند.

 

حجت‌الاسلام و المسلمین جهانگیری سهروردی تأکید کرد: همه باید بر اساس نیاز جامعه، سریع خود را آماده کنیم وگر نه سیل عظیمی از مردم در معنویت‌های غیراسلامی غرق می‌شوند.

 

این مبلغ بین‌المللی تصریح کرد: بزرگترین مطالبه ما از مسئولین فرهنگی این است که آینده‌پژوهی فرهنگی و دینی داشته باشند و سناریوهایی را تعریف کنند و برای رسیدن به آن سناریوها یک نقشه‌راهی بیاندیشند و راهبردهای آن را عملی کنند.

 

وی با بیان این که آینده‌پژوهی فرهنگی و دینداری بسیار مهم است اظهار داشت: متولیان فرهنگی، شورای عالی انقلاب حوزه و رسانه‌ها باید سیگنال‌های ضعیف و قوی را که در حوزه فرهنگ می‌آیند بگیرند و بر اساس آن نقشه‌راه‌هایی را اعمال کنند و واکنش مناسبی نشان دهند.

 

حجت‌الاسلام و المسلمین جهانگیری سهروردی در پایان گفت: مقام معظم رهبری (مد ظله) بحث آینده‌پژوهی را خیلی جدی گرفتند و ما نیز باید آینده را رصد کنیم و نقشه راه خوبی برای آن بسنجیم.

 

پایان پیام/

http://www.jarchi.ir/view?u=1014ZpqU&fl=c-ttt



تاريخ : پنجشنبه 24 مهر1393 | 9:8 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
سرویس : قم   زمان :   ۱۳۹۳/۷/۲۰ - ۰۸:۲۹   شناسه خبر : ۴۰۵۹۱۳
تربیت دینی و آینده‌پژوهی/3 
حوزه علمیه رصدکده فرهنگی تأسیس کند
خبرگزاری شبستان: حجت‌الاسلام جهانگیری با اشاره به این که مقام معظم رهبری(مد ظله) فرمودند که در حوزه علمیه باید تحولات آینده رصد شود گفت: حوزه علمیه باید رصدکده فرهنگی تأسیس کند و یک نگاه آینده‌پژوهانه به تأثیر تحولات تکنولوژی و اقتصادی بر فرهنگ دینی داشته باشد.
 

 

حجت‌الاسلام و المسلمین یحیی جهانگیری سهروردی استاد حوزه و دانشگاه و مبلغ بین‌المللی در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری شبستان در قم، با اشاره به این که رشته آینده‌پژوهی کمتر از یک دهه است که وارد جامعه دانشگاهی ایران شده است عنوان کرد: آینده‌پژوهی یک رشته مهم و استراتژیک است که متأسفانه هنوز در ایران بومی‌سازی و اسلامی‌سازی نشده است و بر اساس نیازهای بومی و اسلامی ایران، اندیشه تولید نمی‌کند.

 

این مبلغ بین‌المللی با بیان این که آینده‌پژوهی در ایران محدود است اظهار داشت: در آینده‌پژوهی که بعد از جنگ جهانی تأسیس شد، آینده را بر اساس دانش و مدل‌های علمی بررسی می‌کند ولی در پیش‌بینی‌های قدیم آینده را بر اساس حدسیات و کشف‌های درونی، پیش‌بینی می‌کند.

 

حجت‌الاسلام و المسلمین جهانگیری سهروردی با بیان این که ما نباید منتظر آینده باشیم بلکه باید آینده را بسازیم تصریح کرد: ما نباید پیش‌بینی کنیم که ایران در 10 سال آینده چگونه است بلکه باید تصمیم‌ها و راهبردهایی داشته باشیم که جامعه فرهنگی ایران در ده سال بعد، چگونه باید باشد.

 

در آینده‌پژوهی باید آینده دینداری تحلیل شود نه آینده دین

 

وی ابراز داشت: متولیان دینی و فرهنگی باید ذائقه دینی فرهنگی جامعه را بازسازی کنند، از جمله دفاع مقدس که یک گنجینه بزرگ معرفتی است و برای این که این واقعه تاریخی ایران بازسازی شود نیاز به آینده‌پژوهی دارد.

 

این استاد حوزه و دانشگاه با بیان این که آینده‌پژوهی، پیش‌بینی و آینده‌نگری نیست بلکه آینده‌نگاری است گفت: آینده‌پژوهی بدین معناست که آینده محتمل و مطلوب و ممکن را بررسی می‌کند، به عنوان مثال آینده دینداری در ایران چگونه باید باشد.

 

حجت‌الاسلام و المسلمین جهانگیری سهروردی با بیان این که در آینده‌پژوهی باید آینده دینداری تحلیل شود نه آینده دین، بیان داشت: امروزه بعضی مسائل وجود دارد که افراد جامعه باور دارند که این مسائل جزء دین نیست و برخی مسائل هم در دین وجود دارد که مردم به آن پایبند نیستند.

 

کارشناس نهاد رهبری در دانشگاه‌های قم با اشاره به این که رابطه بین دین و دینداری رابطه التزامی نیست عنوان کرد: بسیاری از آینده‌پژوهان درباره آینده دین بحث کردند ولی دین و دینداری دو مقوله کاملا جداست.

 

متولیان حوزه دین و فرهنگ زمینه آینده مطلوب دینداری جامعه را فراهم کنند

 

حجت‌الاسلام والمسلمین جهانگیری سهروردی با اشاره به این که آینده مطلوب دینداری در قرآن و احادیث در زمان امام عصر (عج) اتفاق می‌افتد ابراز داشت: در آینده مطلوب دینداری، امام زمان (عج) رهبر همه امت‌ها خواهد بود و مردم در عین این که به یک آئین دل بستند، نگاه ملیتی ندارند و نگاه آنان ارزشی است.

 

این مبلغ بین‌المللی تصریح کرد: ما نباید برای رسیدن به آینده مطلوب منتظر باشیم بلکه باید آینده‌نگاری کنیم و بنا به فرموده پیامبر اکرم (ص) باید برای ظهور امام زمان (عج) بسترسازی کنیم.

 

استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به این که امام خمینی (ره) فرمود که در صدور انقلاب باید بسط فرهنگی داشته باشیم تأکید کرد: متولیان حوزه دین و فرهنگ باید زمینه آینده مطلوب جامعه را از لحاظ دینی و فرهنگی فراهم کنند.

 

وی با اشاره به این که مقام معظم رهبری (مدظله) فرمودند که ما باید الهام‌بخش در منطقه باشیم گفت: حرکت فرهنگی ما باید با مقیاس فرازمینی صورت بگیرد و به تدریج این مقیاس را بزرگ‌تر کنیم تا به ظهور امام عصر (عج) برسیم.

 

حوزه علمیه یک واحد درسی به نام مطالعات راهبردی به طلاب ارائه دهد

 

حجت‌الاسلام والمسلمین جهانگیری سهروردی تصریح کرد: حوزه علمیه به عنوان نبض نرم‌افزاری و تولیدکننده اندیشه دینی باید بر اساس نیازهای آینده جامعه، محصولات و اندیشه‌ها و کتاب‌هایش را تولید کند و ببیند جامعه دینی ما در آینده چه نیازهایی دارد.

 

استاد حوزه و دانشگاه با بیان این که تولیدات دینی ما نباید برای نسل گذشته باشد افزود: ما در تولید محصولات دینی نباید واپس‌گرا باشیم بلکه باید به‌روز و پیشرو باشیم.

 

وی عنوان کرد: اگر حوزه علمیه یک واحد درسی به نام مطالعات راهبردی به طلاب ارائه دهد، می‌تواند نیازهای آینده دینداری و فرهنگی را بررسی کند.

 

حوزه علمیه رصدکده فرهنگی تأسیس کند

 

حجت‌الاسلام والمسلمین جهانگیری سهروردی با بیان این که بخشی از فرهنگ جامعه ما به شبکه‌های ارتباطی تبدیل شده است و یک سبک زندگی را برای مردم آورده است اظهار داشت: اگر ما پنج سال گذشته می‌دانستیم که این اتفاق می‌افتد براساس آن، فرهنگ اندیشه و محوریت مورد نیاز را تولید می‌کردیم.

 

کارشناس نهاد رهبری در دانشگاه‌های قم تصریح کرد: در تحولات آینده، موج‌های بزرگ فرهنگی در راه است که سبک زندگی و قالب فرهنگی مردم را تغییر می‌دهد ولی الان ما بی‌خبر هستیم و به فکر تولید محصولات نیستیم.

 

حجت‌الاسلام والمسلمین جهانگیری سهروردی تأکید کرد: ما باید ببینیم در آینده براساس رشد تکنولوژی چه اتفاقات فرهنگی در دنیا رخ می‌دهد و همچنین ساختار جمعیتی ایران در آینده چگونه است که همه این‌ها بر نوع فرهنگ و دینداری مردم تأثیر دارند.

 

وی با اشاره به این که مقام معظم رهبری (مد ظله) در چندین سخنرانی فرمودند که در حوزه علمیه باید تحولات آینده رصد شود تا براساس آن تصمیم‌گیری شود گفت: حوزه علمیه باید رصدکده فرهنگی تأسیس کند و با توجه به تأثیری که تحولات تکنولوژیک و اقتصادی بر فرهنگ دارد، یک نگاه آینده‌پژوهانه داشته باشد.

 پایان پیام/

 http://www.shabestan.ir/detail/News/405913



تاريخ : سه شنبه 22 مهر1393 | 8:15 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
با سخنرانی استاد جهانگیری سهروردی

حوزه علمیه امام صادق ع قیدار

یکشنبه ساعت 10 صبح



تاريخ : پنجشنبه 17 مهر1393 | 2:23 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
با سخنرانی استاد جهانگیری سهروردی

غدیر، قصه تاریخی یا برکه همیشه جاری

زنجان، دانشگاه ازاد اسلامی، اعتمادیه

شنبه ساعت 10 صبح

 

رسالت دانشجو در عصر انقلاب اسلامی

زنجان. دانشگاه. جاده تبریز

شنبه ساعت 12 صبح



تاريخ : سه شنبه 15 مهر1393 | 5:24 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |



تاريخ : سه شنبه 15 مهر1393 | 5:20 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
یک شنبه 6 مهر 1393 09:59شماره خبر : 1454698ارسال به دوستنسخه قابل چاپ

 

 

مراقب رویکردهای آسیب‌زا در سینمای دفاع مقدس باشیم

%d9%85%d8%b1%d8%a7%d9%82%d8%a8-%d8%b1%d9%88%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a8%e2%80%8c%d8%b2%d8%a7-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9-%d9%85%d9%82%d8%af%d8%b3-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%85

گروه هنر: یک پژوهشگر برجسته دینی با اشاره به اینکه در سال‌های آتی با گذر از نوع نگاه طنزپردازانه، رویکرد سومی در نگاه به دفاع مقدس در تولیدات سینمایی ما به وجود می‌آید، گفت: باید مراقب رویکردهای آسیب‌زا در فیلم‌های ژانر دفاع مقدس باشیم.

حجت‌الاسلام یحیی جهانگیری‌سهروردی، مبلّغ بین‌الملل و پژوهشگر برجسته دینی در گفت‌و‌گو با خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از زنجان، با تأکید بر اینکه برای معرفی ابعاد مختلف دفاع مقدس به دنیا، باید با نیازها و زبان بین‌الملل آشنایی داشته باشیم، گفت: باید به این نکته واقف باشیم که معنویت، نیاز امروز جوامع مختلف است و این معنویت می‌تواند در قالب‌های امروزی و از طریق حقایق دفاع مقدس به دنیا ارائه شود.

وی افزود: یکی از مهمترین ابزارهایی که امروز در عرصه بین‌الملل مورد توجه ویژه قرار دارد، تولیدات هنری و سینمایی است که ایران نیز در این عرصه گام‌های فراوانی برداشته است.

این مبلّغ بین‌الملل با تأکید بر اینکه رویکرد و نگاه فیلم‌های ژانر دفاع مقدس در سال‌های پس از جنگ تحمیلی با تغییر و تحول روبرو شده است، گفت: در تولیدات سینمایی دفاع مقدس دهه 70 و 80، نگاه کارگردانان و سینماگران ما، قهرمان‌سازانه و حماسی بود و این نگاه در دهه 90 با تحول چشم‌گیری روبرو شد.

حجت‌الاسلام جهانگیری‌سهروردی تصریح کرد: این سیر تحول در دیدگاه‌ها و رویکردهای سینمای دفاع مقدس به‌گونه‌ای بود که از نگاه حماسی و قهرمان‌سازانه به رزمندگان در فیلم‌هایی همچون «آژانس شیشه‌ای» و «روز سوم»، به نگاهی طنزپردازانه در فیلم‌هایی همچون «اخراجی‌ها» و «ضدّ گلوله» رسیدیم.

نگاه صرف حماسی و یا صرفاً طنزپردازانه به دفاع مقدس، هر دو آسیب‌زاست

وی با بیان اینکه عملکرد ما در روایت دفاع مقدس در فیلم‌های دهه 90، واکنشی به عملکرد روایی فیلم‌های ژانر دفاع مقدس در دهه‌های 70 و 80 بوده است، اظهار کرد: نگاه صرف حماسی و یا نگاه صرفاً طنزپردازانه به دفاع مقدس، هر دو آسیب‌زاست همچنان که مقام معظم رهبری نیز خطاب به مسعود ده‌نمکی، کارگردان فیلم اخراجی‌ها فرمودند «فیلم خوبی بود اما یادت باشد که جنگ فقط همین نبود».

این پژوهشگر برجسته دینی با اشاره به اینکه در سال‌های آتی با گذر از این نوع نگاه طنزپردازانه، رویکرد سومی در نگاه به دفاع مقدس در تولیدات سینمایی ما به وجود ‌می‌آید، بیان کرد: باید مراقب رویکردهای آسیب‌زا در فیلم‌های ژانر دفاع مقدس باشیم.

حجت‌الاسلام جهانگیری‌سهروردی در پایان یادآور شد: امروز باید به دنبال رویکرد جدیدی در ساخت فیلم‌های ژانر دفاع مقدس برسیم تا این رویکرد نه قهرمان‌سازانه صرف و نه طنزپردازانه صرف باشد، فیلم دفاع مقدس باید با زبان بین‌الملل، ورای آسیب‌زایی، جنگ را به شکل حقیقی به جهان معرفی کند.

http://www.iqna.ir/fa/province/News/1454698



تاريخ : سه شنبه 8 مهر1393 | 0:35 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
سه شنبه 1 مهر 1393 12:49شماره خبر : 1453126ارسال به دوستنسخه قابل چاپ

 

یک مبلّغ بین‌الملل:

معنویت ناب دفاع مقدس به زبان روز به دنیا معرفی شود

%d9%85%d8%b9%d9%86%d9%88%db%8c%d8%aa-%d9%86%d8%a7%d8%a8-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9-%d9%85%d9%82%d8%af%d8%b3-%d8%a8%d9%87-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d9%86%db%8c%d8%a7-%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%d8%b4%d9%88%d8%af

گروه اندیشه: نسل امروز باید بداند که رزمندگان ما ثابت کردند که اولیاء معنوی تاریخ اسطوره نبودند و علی‌اکبر(ع) و عباس(ع) در تاریخ قابل تکرار بودند. باید این معنویت ناب را با زبان امروز به دنیا معرفی کنیم.

حجت‌الاسلام یحیی جهانگیری‌سهروردی، مبلّغ بین‌الملل و پژوهشگر برجسته دینی در گفت‌و‌گو با خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از زنجان، با تأکید بر اینکه این جمله معروف که «ما دفاع مقدس را درشت معرفی کرده‌ایم نه درست» صحیح است، گفت: این امر که امروز به دنبال برپایی نمایشگاه‌هایی با نمادهایی همچون خاکریز و سنگر و اسلحه هستیم، به هیچ عنوان اقدام نادرستی نیست اما باید این نکته را نیز در نظر گرفت که جان تشنه جوان امروز و حتی جهان بین‌الملل امروز چه نیازهایی دارد و ما به دنبال تأمین کدام‌یک از این نیازها هستیم.

وی اظهار کرد: امروز دنیا بیش از آنکه به دین نیازمند باشد، تشنه و نیازمند معنویت است و از همین رو است که امروزه تجارتی به نام «تجارت معنویت» در دنیا مطرح شده و عده‌ای از فروش معنویت در جهان سودهای هنگفتی می‌برند.

ایران قطب معنویت راستین را در اختیار دارد

این مبلّغ بین‌الملل با تأکید بر اینکه ایران قطب معنویت راستین را در اختیار دارد، افزود: باید به این اندیشید که با این سرمایه و با وجود این‌که ما هزینه‌ای نیز برای عرضه این معنویت از جهان نمی‌خواهیم، چرا نتوانسته‌ایم تاکنون دفاع مقدس را که به قول مقام معظم رهبری «گنجینه بزرگ معنوی و معرفتی» است، به دنیا معرفی کنیم؟.

حجت‌الاسلام جهانگیری‌سهروردی با بیان اینکه مسئولان فرهنگی کشور باید به دنبال راهبردی باشند تا نیازهای دنیای امروز را یافته و بر این اساس آن‌چه ما در گنجینه خود داریم را در فرمت دنیاپسندانه به جهان معرفی کنند، تصریح کرد: باید به جوانان خود و دنیا بفهمانیم که رزمندگان ما در کنار رشادت‌ها و قهرمان‌ها، گنجینه‌ای از معنویت را در جنگ به همراه داشتند.

وی تأکید کرد: نسل امروز باید بداند که رزمندگان ما ثابت کردند که اولیاء معنوی تاریخ، اسطوره نبودند و علی اکبر(ع) و عباس(ع) در تاریخ قابل تکرار بودند؛ باید این معنویت ناب را با زبان امروز به دنیا معرفی کنیم.

معرفی دفاع مقدس به زبان روز، سالانه چندین «باکری» و «کاوه» را به کشور تقدیم می‌کند

این پژوهشگر برجسته علوم دینی با تأکید بر این‌که دنیا باید بداند که جنگ ما تنها یک جنگ نبود و میدان بزرگ نمایش معنویت بود، اظهار کرد: متأسفانه تا به امروز آنچه از دفاع مقدس به دنیا معرفی شده است، احیای سمبل‌های آن بوده و از این غافل بوده‌ایم که آنچه مهم است، احیای محتوای دفاع مقدس است.

این مبلّغ بین‌الملل یادآور شد: شناخت نیاز جامعه امروز و برنامه‌سازی در قالب و به زبان این نسل، منتج به معرفی سالانه چندین باکری، باقری و کاوه‌ها در سطح کشور می‌شود.

حجت‌الاسلام جهانگیری‌سهروردی در پایان تصریح کرد: باید به این خلأ بیشتر توجه شود که چرا تاکنون حتی یک کتاب حوزه دفاع مقدس به زبان بین‌الملل نگاشته نشده است؟.

http://www.iqna.ir/fa/province/News/1453126



تاريخ : چهارشنبه 2 مهر1393 | 12:42 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
تعداد شهدای جنگ تحمیلی را، متفاوت ذکر کرده اند، از 190 هزار تا 230 هزار و البته آمار افواهی یک میلیون شهید نیز وجود دارد که قطعاً مقرون به صحت نیست. هر چه باشد، شاید برای خواننده این سطرها ، فقط یک عدد است 

تعداد پست های مهم کشور و استانی را تا 3000 عنوان کرده اند و اگر تعداد شهدا را بر این آن تقسیم کنیم در خواهیم یافت که برای هر صندلی مسؤولان به طور متوسط به تعداد شهدای کربلا ، شهید وجود دارد. به عبارتی برای هر صندلی که مسؤولان ارشد کشوری و استانی بر آن تکیه زده اند، یک کربلا به پا شده است و چه بد مردمانی هستند اگر بر آن کرسی ها تکیه بزنند و یادشان برود که پایه های میزها و صندلی هایشان سرخ رنگ است و برای همان صندلی که رویش نشسته اند ، 72 نفر به خونشان غلتیده اند و اکنون در زیر خاک اند.

http://www.asriran.com/fa/news/356791/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D8%B1-%D8%B5%D9%86%D8%AF%D9%84%DB%8C-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DA%86%D9%86%D8%AF-%D9%86%D9%81%D8%B1-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AF



تاريخ : سه شنبه 1 مهر1393 | 12:32 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
گفت و گو با حجت الاسلام یحیی جهانگیری: 25 مرداد 1392 ساعت 10:23

باید معارف جنگ را برای دنیای تشنه صادر کنیم/ گمرک فرهنگی برای صادرات معارف دینی تعریف شود


جنگ ما دریایی از معارف بلند معناگرایانه را روبروی ما گشود و امروز ما این معارف بلند را می توانیم برای دنیای تشنه عرضه کنیم. ما می توانیم مرکز صدور معنویت برای دنیا باشیم، چه معنویت اسلامی که در جنگ خود را نشان داد و چه معنویت هایی که در زندگی روزمره داریم.
باید معارف جنگ را برای دنیای تشنه صادر کنیم/ گمرک فرهنگی برای صادرات معارف دینی تعریف شود

به گزارش خبرگزاری دفاع مقدس، حجت الاسلام والمسلمین یحیی جهانگیری، پژوهشگر دینی درخصوص جایگاه خدا در زندگی بشر امروز، گفت: بشر امروزی نام این قرن را قرن معنویت گذاشته است، زیرا به معنویت نیاز دارد. الان در کشور آلمان شرکت هایی به نام تجارت معنویت مشغول کارند. اینان افراد دیندار و معنوی هستند که مشکلات پوچی و خلاء را رفع و با این کار نسخه پیچی می کنند.

جهانگیری بیان کرد: دنیای امروز دنیای معنویت است، دیروز واژه هایی مانند ایثار و معنویت، واژه هایی بی معنا بودند و امروزه پرمعناترین واژه های زندگی انسان ها هستند. امروز تمدنی که ضد معنویت بود، شدیدا به معنویت رو آورده وحتی حاظر است برای به دست آوردن آن هزینه های کلانی را به کار ببندد.

محقق حوزه علمیه قم بیان کرد: ما باید معنویت گره خورده در دفاع مقدس و مسجد را صادر کنیم؛ در عصر حاضر و در کشور ما زمانی که از صادرات بحث می شود، فقط به صادرات نفت، پتروشیمی و ... اشاره می شود در صورتی که معارف بلند ما ظرفیت های بزرگ صادراتی دارند و باید گمرک فرهنگی برای صادرات آن تعریف کنیم.

جهانگیری اظهار کرد: امام خمینی(ره) فرمودند نباید دشمنان ما را از دغدغه صدور انقلاب دور کنند. منظور از صدور انقلاب این نیست که ما سوارهواپیما شویم وبه کشورهای دیگر برویم بلکه منظور از صدور انقلاب، صدور فرهنگ و ارزش های انقلاب است. مقام معظم رهبری هم فرمودند: صدور انقلاب را بسیار جدی بگیرید.

وی افزود: منظور از صدور انقلاب، یعنی صدور ارزش ها و معنویت ها. دنیای امروز نیاز به این معنویت ها دارد و ما باید از سیره شهدا، ایثارها و زندگی معناگرایانه ایشان به دنیا صادر شود. تنها نگاهی که ما به جنگ داشتیم بحث چگونگی مدیریت جنگ بود، اما من معتقدم جمله امام که فرمودند جنگ یکی از نعمت های  خفیه الهی است، جمله ای بسیار پرمعنا و کاربردی می باشد.

جهانگیری خاطرنشان کرد: جنگ دریایی از معارف بلند معناگرایانه را روبروی ما گشود و امروز ما این معارف بلند را می توانیم برای دنیای تشنه عرضه کنیم. ما می توانیم مرکز صدور معنویت برای دنیا باشیم، چه معنویت اسلامی که در جنگ خود را نشان داد و چه معنویت هایی که در زندگی روزمره داریم.

این پژوهشگر حوزه علمیه بیان کرد: ما باید سینما، ادبیات، رمان و حتی ترجمه خود را معرفی کرده و به واسطه این موارد معنویت و زندگی معنا گرایانه دفاع مقدسی را صادر کنیم.

وی ادامه داد: باید مدل ومواد خام را از زندگی بچه های جبهه گرفت و با توجه به نیازهای بیرون کار کرد. مفاهیم را نیز در قالب ترجمه می توان عرضه کرد اما باید نیازهای آن سو را دید و بررسی کرد.

جهانگیری خاطرنشان کرد: ایثار و عشق برای هر قشر معنای خاصی دارد. باید دید آب نخوردن یک بسیجی در حالی که تشنه است را چگونه می توان معنی کرد. غربی ها می گویند اگر تو تشنه هستی، آب بخور، اما رزمنده بسیجی آب نمی خورد چون مولایش تشنه بوده است.

وی اظهار کرد: مسجد کانون معنویت است و باید این معنویت بروز پیدا کند متاسفانه این معنویت خفته مانده و باید ظرفیت های مسجد را آزاد کنیم تا تحولات عمیقی ایجاد شود.

 http://www.defapress.ir/Fa/News/2000



تاريخ : سه شنبه 1 مهر1393 | 0:17 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
گفت و گو با حجت الاسلام یحیی جهانگیری (بخش اول)؛ 23 مرداد 1392 ساعت 07:39

مسجد و دفاع مقدس، پیوندگاه معنوی/ در دوران دفاع مقدس مسجد مرکز تربیت نیرو بود


این پژوهشگر دینی گفت: برای نگاه تحلیلی به این موضوع باید به این ایده از لحاظ استراتژیک برسیم که مسجد فقط محل عبادت به معنای نماز و روزه نیست. به تعبیر مقام معظم رهبری، مسجد فقط محل عبادت خاص نیست، مسجد محل عبادت عام است، محل اندیشیدن و محل دانش اندوزی است که خود از بهترین عبادات می باشد.
مسجد و دفاع مقدس، پیوندگاه معنوی/ در دوران دفاع مقدس مسجد مرکز تربیت نیرو بود

حجت الاسلام والمسلمین یحیی جهانگیری، کارشناس حوزه مسجد، در گفتگو با خبرگزاری دفاع مقدس، اظهار داشت: به تاریخ می توان 2 نوع نگاه داشت، هم می توان فقط تاریخی نگاه کرد و هم می توان از آن به عنوان ظرفیت ساز برای آینده استفاده کرد. دانشمندان بزرگ هم ثابت کرده است که تاریخ را نگرش تماشاگرانه هیچ فایده ای نیست و آن را باید با دیده تحلیل و بصیرت نگریست تا آتیه خود را بر اساس تاریخ ساخت.

وی ادامه داد: در ساحت مسجد تاریخ بلند و عظیمی قرار دارد، ولی ما هیچ گاه به این تاریخ نگاه تحلیل گرانه نداشته ایم تا از ظرفیت های نهفته و آشکار این پدیده در آینده استفاده کنیم.

جهانگیری بیان کرد: ما فقط به گذشته مسجد بالیدیم بی آنکه به مسجد بالی بدهیم تا در آینده ماهم نقشی داشته باشد و ما را به پرواز برساند. به عنوان پژوهشگر مسجد معتقدم عموم پژوهش ها متاسفانه فقط نگاه تاریخی داشته و همین موضوع باعث شده تا نتوانیم مساجد را احیا کنیم. ما از معماری مساجد در گذشته سخن گفتیم اما نگفتیم در آینده انسان مدرن و پست مدرن، معماری مسجدش چگونه باشد وهمین باعث آسیب ما شد.

این پژوهشگر دینی با بیان اینکه ما پژوهش های متعددی در حوزه مسجد داریم، افزود: در دوران دفاع مقدس، مسجد مرکز تربیت نیرو بوده و علاوه بر تامین کادر جبهه، پشتیبانی مادی و معنوی توسط مسجد به جامعه  تزریق می شد. بعد از دفاع مقدس تعداد مسجد ها بیشتر شد، اما مسجدی ها هرگز. این نشان می دهد که ما فقط به گذشته بالیدیم و نگاه تحلیلی به آن نداشتیم.

نویسنده کتاب "مسجد مجازی" با ابراز تاسف از اینکه بیشتر به فکر مسجد سازی بودیم تا مسجدی ساختن، تاکید کرد: مسجد فقط به زرق و برق نیست. پیامبر مسجدی ساخت که سقف نداشت. اما مسجدی ساخت که بلال در آن حضور داشت، علی(ع) حضور داشت که در عرصه نبرد هزاران نفر را حریف بود.

جهانگیری خاطرنشان کرد: برای نگاه تحلیلی به این موضوع باید به این ایده از لحاظ استراتژیک برسیم که مسجد فقط محل عبادت به معنای نماز و روزه نیست. به تعبیر مقام معظم رهبری، مسجد فقط محل عبادت خاص نیست، مسجد محل عبادت عام است، محل اندیشیدن و محل دانش اندوزی است که خود از بهترین عبادات می باشد.

وی از مساجد در گذشته به عنوان محل علم آموزی نام برد و ادامه داد: در گذشته، مسجد محل علم و دانش اندوزی در جامعه بود، یعنی مسجد تنها جای دین اندوزان نبود، بلکه جای افرادی بود که به دنبال علم بودند؛ اما شرایط به گونه ای شد که مسجد فقط به عنوان محل عبادت در نظر گرفته شود و این نگاه باید در جامعه عوض شود.

این پژوهشگر دینی، تصریح کرد: مسجد محل عبادت به معنای عام است؛ ممکن است این سوال پیش آید که چرا مساجد بیرون از کشور، شلوغ تر است و یا چرا افراد تحصیل کرده در بیرون از کشور بیشتر به مسجد می روند ولی در داخل کشور هر چقدر سطح تحصیل بالاتر باشد، از مسجد گریزان هستند؟

وی ادامه داد: دلیل آن این است که مساجد خارج از کشور، فقط محل نماز نیستند. باید برای رفع این مشکل، مساجد را چند منظوره کنیم یعنی به گونه ای باشد که اگر یک مومن دین دار وارد آن شود همه دغدغه های او رفع شود.

جهانگیری اظهار کرد: در دوران دفاع مقدس مساجد نقش خود را به خوبی ایفا کردند و اکنون که در جنگ نرم هستیم مسجد باید بیشتر خود را نمایان کنند.

وی ادامه داد: شما ببینید دورترین مناطق کشور، اگر مدرسه نداشته باشند اما حتما مسجد دارند و باید از این ظرفیت برای تربیت نیرو استفاده کرد. ما نگاه ظرفیت سازانه به مسجد نداشتیم وگرنه می توانستیم توده ای از مخاطبان و جوانان را در مساجد واکسینه کنیم و زمانی به این ظرفیت سازی می رسیم که بتوانیم امام جماعت کارامد تربیت کنیم. متاسفانه امروزه، امام جماعت به عنوان یک شغل فرعی تعریف شده در صورتی که نباید این طور باشد.

جهانگیری خاطرنشان کرد: علت جذب نیرو در گذشته، به خاطر کم بودن رقیب های مساجد بوده است. جوان تنها جایی که نیاز معنوی خود را جست و جو می کرد، مسجد بود. اما الان مساجد تنها گزینه نیست و رقبای جدی مثل اینترنت، ماهواره و شبکه های اجتماعی دارد. لذا باید رقبا را به رفقا تبدیل کرد.

وی با بیان اینکه باید مسجد و دفاع مقدس را پیوندگاه معنوی ببینیم، گفت: دفاع مقدس ما ظرفیت های معنوی بالایی دارد. ما فقط در مساجد الگوهای گذشته را می بینیم در صورتی که مردان نبرد دفاع مقدس حرف های بسیاری برای گفتن دارند و باید سیره شهدا در سطح جامعه مطرح شود.

 http://www.defapress.ir/Fa/News/1999



تاريخ : سه شنبه 1 مهر1393 | 0:14 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |

کارشناسان از موانع پیوندهای موفق می‌گویند؛

ازدواج «به سبک اسلامی» کمرنگ شده است


گروه جامعه / محبوبه علی‌پور - چند سالی است که روز پیوند آسمانی حضرت علی(ع) و حضرت زهرا(س) به عنوان روز ملی ازدواج و روزهای بعد از آن بعنوان هفته ازدواج تعیین شده است.

 

 

 

گرچه برنامه‌های مختلفی در این هفته برگزار می‌شود اما هنوز هم افزایش طلاق، افزایش سن ازدواج و دوام اندک زندگی‌های مشترک، مسایلی است که در کشور دیده می‌شود.

بازار پررونق تجمل و خودنمایی
حجت الاسلام علی الماسی، مدیر موسسه فقه و اصول اهل‌البیت(ع) با اشاره به همین دغدغه‌ها به خبرنگار ما می‌گوید: روز ازدواج حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س) فرصت مناسبی است که نگاهی به مسایل و آسیبهایی که در جامعه امروز در بحث ازدواج وجود دارد بیندازیم. زیرا که برخی از این آسیب‌ها، تهدید‌ها و خطرات جدی برای تحکیم خانواده و سلامت جامعه محسوب می‌شود.
این در حالی است که بیشتر هموطنان ما خود را پیرو زندگانی بزرگان دینی می‌دانند و سعی می‌کنند در زندگی خود این تعلق خاطر و تبرک جستن به آنان را نشان دهند. برای نمونه، سعی می‌کنند روز ازدواج آن‌ها، همزمان با یکی از اعیاد دینی یا میلاد امامان معصوم و بزرگان دینی باشد. اما به هنگام برگزاری مراسم، این پیروی به طور عملی و واقعی دیده نمی‌شود. در حقیقت، سعی نمی‌کنند رفتار‌ها و اعمال خود را نزدیک به فرهنگ و سیره عملی امامان معصوم(ع) و پیشوایان قرار دهند. 
وی می‌افزاید: امروزه چه قبل از ازدواج چه در زمان برگزاری مراسم و حتی بعد از آن، جلوه‌هایی از سبک اسلامی ازدواج را در خانواده نمی‌بینیم. برای نمونه در قرآن کریم، خداوند از ازدواج با زنانی که قبل از ازدواج با دیگران ارتباط داشته‌اند، افراد را پرهیز می‌دهد. اما هم اکنون ما شاهدیم در برخی جوامع این مساله فراموش شده و روابط نادرست و غیرشرعی مشهود است. وقتی ما می‌گوییم روابط غیرشرعی یعنی ارتباط غیرضروری نامحرمان با یکدیگر. درحالی که به بهانه‌های مختلف همانند آشنایی بیشتر، این روند در جامعه وجود دارد. 
الماسی ادامه می‌دهد: از آسیبهای مشهود زندگیهای مشترک، وجود تجملات و اسرافهاست. چنانکه ولیمه برای ازدواج سنت است و حضرت علی(ع) نیز این میهمانی را برگزار کردند. اما در جامعه ما‌ گاه می‌بینیم برگزاری این مراسم با رفتارهای غیردینی، تبدیل به مجالس گناه‌آلودی می‌شود که حق‌ا... و حق‌الناس رعایت نمی‌شود. این در حالی است که همه ما به خوبی می‌دانیم، حضرت زهرا(س) در شب ازدواجشان لباس عروسی خود را به مسکین بخشیدند و به این ترتیب، رفتاری خداپسندانه و انسانی را به نمایش گذاشتند. همچنین در سیره عملی حضرت علی(ع) می‌بینیم که ایشان برای برگزاری ازدواج خود، زره خود را می‌فروشند وهزینه می‌کنند. اما امروزه ما جوانانی را می‌بینیم که با وجود توانایی اقتصادی می‌گویند تا خانه بزرگتری نخرم یا ماشین برای همسرم نداشته باشم، ازدواج نمی‌کنم! حال آنکه بی‌گمان اگر خانواده و خاندانی صاحب شأن و کرامت و برتری است که از بهترین و باشکوه‌ترین نعمت‌ها بهره‌مند شوند آن خاندان حضرت رسول اکرم(ص) هستند.

سکه‌ها خوشبختی نمی‌آورند
مدیر مرکز فقه و اصول اهل بیت(ع) می‌گوید: در حال حاضر دخترانی را می‌بینیم که به دنبال مهریه‌های غیر‌اسلامی و نجومی هستند در حالی‌که مطابق با مهرالسنه که مهریه حضرت زهرا(ع) بوده است، میزان مهریه در روزگار ما نباید بیش از 50-40 سکه باشد. حال آنکه امروزه می‌بینیم به بهانه‌ تامین آینده زوجه یا اینکه تمام دختران فامیل مهریه‌های سنگینی دارند، مهریه‌ها هر روز بیشتر می‌شود. این درحالیست که نه تنها، آموزه‌های دینی توصیه به ساده زیستی و ازدواج آسان می‌کنند که تعقل به ما تاکید می‌کند قبل از آنکه نگران آینده فرزندمان باشیم به گونه‌ای همسر وی را انتخاب کنیم که این دغدغه‌ها نباشد و ما به خوشبختی او یقین داشته باشیم. 
وی با اشاره به تاکید بر مدرک‌گرایی به عنوان یکی ازموانع ازدواج اضافه می‌کند: از آنجا که در سالهای اخیر، تعداد دختران تحصیل‌کرده بیشتر از پسران شده برخی خانواده‌ها به ازدواج با پسران تحصیل‌کرده اصرار دارند. در حالی که بنا بر آموزه‌های اسلامی، مهم‌ترین مساله در یک ازدواج سالم، دینداری و تعهد مرد در قبال خانواده است. 
حجت الاسلام یحیی جهانگیری سهروردی، استاد دانشگاه و حوزه در این باره به خبرنگار ما می‌گوید: وقتی صحبت از کفویت می‌شود، برخی متوقع‌اند شرایط همسران عین هم باشد اما اساس هم کفو بودن به این معناست که این‌ها بعد از زندگی به کمک هم بیایند و بتوانند در رشد یکدیگر سهیم باشند. مفهوم‌شناسی کفو هم حرف ما را تایید می‌کند. ممکن است خانمی با تحصیلات پایین با آقایی با تحصیلات بالا ازدواج کند ولی چنان در زندگی کمک‌کار و یار هم باشند که خوشبختی را با تمام معنا احساس کنند.

زندگیهای تحمیلی
با نگاه به آنچه گفته شد مشخص می‌شود، بسیاری از ازدواجهای امروزی رنگ و بوی ازدواج به سبک اسلامی را ندارد. اما این ازدواج‌ها چه آسیبهایی را می‌توانند ایجاد کنند؟
حجت الاسلام جهانگیری در این باره می‌گوید: به دلیل سبک زندگی، ‌گاه ازدواجهای امروزی کارکرد موثر خود را ندارد. برای نمونه در حالی که ازدواج باید در ساماندهی نیاز‌ها اثر بخش باشد اما شاهدیم، در جامعه ما بزه‌های جنسی با ازدواج نیز ادامه پیدا می‌کند، زیرا در جامعه محرک‌های متنوع و متعدد جنسی وجود دارد و افراد متاهل را هم به گناه می‌اندازد. 
بنابراین ممکن است آمار ازدواج بالا برود ولی بزه‌های جنسی هم رو به فزونی باشد. این استاد حوزه ادامه می‌دهد: در حال حاضر به دلیل نیازهای واقعی و ‌گاه کاذب، همسران مطالبه‌گر شده‌اند و همواره بیش از آنکه به دوام خانواده فکر کنند به رفع نیازهای خود می‌اندیشند. این مساله نیز با توجه به وضعیت جامعه، رسانه و محیط، بیش از پیش بر خانواده‌ها تحمیل می‌شود. حال آنکه در اغلب موارد امکان منطقی این نیاز‌ها وجود ندارد. بدین‌ترتیب بین همسران فاصله ایجاد می‌شود. 
وی در ادامه با اشاره به اینکه مشکل کشور ما بیش از اینکه ازدواج باشد، خانواده است می‌افزاید: گرچه نرخ ازدواج بالا می‌رود ولی همزمان، طلاق هم بالا می‌رود. این را آمارها نشان می‌دهد. در کنار این طلاق‌ها، وجود پدیده طلاق پنهان هم در کشور ما قابل انکار نیست. بسیارند خانواده‌هایی که به علل اجتماعی اقتصادی و غیره طلاق نمی‌گیرند ولی در عمل نیز محیطی که با هم زندگی می‌کنند خانواده سالم نیست و بیشتر عرصه نزاع و خشونت و فرسایش یکدیگر می‌باشد. 
این استاد دانشگاه تاکید می‌کند: واقعیت این است که همه جوانان، مجرد بودن را سخت می‌دانند و دوست دارند ازدواج کنند ولی با شاخص‌هایی که ما امروز برای ازدواج فراهم کرده‌ایم ازدواج دشوار‌تر از تجرد است. درحالی که ازدواج یک مجموعه است که با خیلی مسایل در هم تنیده است. تا زمانی که یک بخش حل نشود کل مجموعه همچنان دچار مشکل خواهد شد. نمی‌توان مسایل فرهنگی را به دور از مقوله‌های اجتماعی در نظر گرفت. 
رسانه‌ها فرهنگساز نیستند
رسانه ملی گرچه سعی دارد در قالب آثار نمایشی و برخی نماهنگ‌ها در گسترش ازدواج سالم و پایدار تلاش کند اما صحنه‌های تبلیغات رنگارنگ که بر زندگی اشرافی و مرفه تاکید دارد خلاف این باور را نشان می‌دهد. 
حجت الاسلام الماسی در این باره می‌گوید: رسانه‌ها می‌توانند با افزایش معرفت دینی، خانواده‌ها را به سوی بهره‌مندی از سبک زندگی اسلامی هدایت کنند. اما ‌گاه رسانه‌ها در این زمینه چندان موثر نیستند. صحنه‌های مجلل زندگی و گاه رفتارهایی به دور از فرهنگ دینی باعث شده این منابع کارآیی مناسب را نداشته باشند. 
حجت الاسلام جهانگیری نیز معتقد است: وقتی رسانه‌ها تمام کارکرد زندگی مشترک را در رفاه‌زدگی و تجمل‌گرایی خلاصه می‌کنند چگونه می‌توان انتظار داشت جوان تن به ازدواج بدهد؟ او نیز با تماشای این صحنه‌ها با یک حساب سر انگشتی به این نتیجه می‌رسد که من صد سال دیگر هم نمی‌توانم به این زندگی برسم، پس به دنبال همسری می‌گردد که شرایط اقتصادی مطلوبی داشته باشد. دختران نیز دنبال مردی می‌گردند که ثروتمند باشد. پس تردید‌ها در انتخاب ظاهر می‌شود و ازدواج‌ها به تأخیر می‌افتد.

http://qudsonline.ir/detail/News/78975



تاريخ : یکشنبه 30 شهریور1393 | 4:39 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
کد خبر: 6696
تاریخ انتشار: ۲۵ شهریور ۱۳۹۳
تعداد نظرات: . نظر
 
خانه » آخرین عناوین » فردگرایی، مسئولیت گریزی از شاخصه های جدی مدرنیسم میباشد
 
 
 

محقق و پژوهشگر در حوزه علوم دینی گفت: فردگرایی، مسئولیت گریزی و متمایز از دیگران بودن سه شاخصه جدی مدرنیسم می باشد و به همین علت است که پیروان این سبک از زندگی در ابتدا این سوال را مطرح می کنند که اصلا خانواده چیست؟

 

به گزارش سمت وسو، داشتن سبک در هر مسئله ای حاصل برخی رفتارها، باورها و عملکردها است. در موضوع زندگی هم از دیرباز بشر با سبک های مختلفی آشنا شده و پس از گذر زمان با تغییر سبک زندگی خود به سمت بهتر زیستن حرکت کرده است. در میان سبک های مختلف زندگی “سبک زندگی اسلامی” حرف های زیادی برای گفتن دارد و ظرفیت های فراوانی هم برای تشکیل جامعه ای سالم و پویا. این سبک امروز نیاز کشور ماست ولی هنوز بعد از گذشت بیش از ۳۰ سال در کشور به اجرایی نشده. حجت الاسلام یحیی جهانگیری سهروردی، محقق و پژوهشگر در حوزه علوم دینی و مولف مقالات و کتاب های مختلف مرتبط با این موضوع و از مبلغان بین المللی است که به بیان دیدگاه خود در این موضوع پرداخت.

 شکاف نسلی چیزی جز تغییر در سبک زندگی ها نیست

 حجت الاسلام یحیی سهروردی در ابتدای گفتگو گفت: ما معتقدیم اسلام آیین زندگی است و فقط از مرگ حرف نمی زند بلکه چگونه زیستن را آموزش می دهد. این موضوعی است که در فراز بلندی از زیارت عاشورا هم بر آن تاکید می شود. سبک زندگی مسئله بسیار مهمی است و اگر ما تنوانیم سبک زندگی خودمان را سامان ببخشیم، همه ساحت های زندگی مان تحت تاثیر آثار سوء آن قرار می گیرد.

 وی گفت: پدیده شکاف نسلی چیزی نیست جز تغییر در سبک زندگی، ما در سبک زندگی کلا بر این موضوع بحث می کنیم که چگونه زندگی کنیم و این پدیده بسیار بزرگی است.

 این مبلغ بین المللی با تاکید بر ابعاد مهم و مختلفی از موضوع سبک زندگی ادامه داد: این مسائل و آثاری که می تواند هر تغییری در سبک زندگی در جامعه در بر داشته باشد، علت های تاکید ویژه مقام معظم رهبری بر موضوع “سبک زندگی اسلامی” را نمایان می سازد.

 وی در ادامه خاطرنشان کرد: در این گفتگو موضوع بحث ما زندگی مجردی است که البته بنده از آن با عنوان “تک زیستی” نام می برم.

 حجت الاسلام سهروردی این پدیده به معنای تنها زیستن می باشد به گونه ای که نه مبداء این نوع زندگی خانواده باشد و نه مقصدش.

وی ادامه داد: بعضی مواقع تک زیستی ها و یا همان زندگی های مجردی پس از یک دوره مثلا جهت کسب علم و یا داشتن شغل به اتمام رسیده و فرد به کانون خانواده باز می گردد و یا خود به یک خانواده تبدیل می شود.

 در تک زیستی ها قرار نیست، خانواده ای تشکیل شود

 این استاد دانشگاه گفت: ‌ولی در تک زیستی هایی که واقعا باید به دنبال راهکاری برای مقابله با آن باشیم این زندگی تجردی قرار نیست به زندگی یک خانواده منتهی شود و در ادامه برای جامعه ای مثل جامعه ما مشکل آفرین می شود.

 وی افزود: تک زیستی امروز در جامعه ما به یک پدیده مسری (اپیدمیک) تبدیل شده و در حال سرایت و زیاد شدن است.

 زندگی مجردی حیات خلوتی برای آسیب های اجتماعی

 وی تصریح کرد:‌امروز زندگی مجردی برای کشور ما به یک حیات خلوت برای آسیب های اجتماعی و روابط نامشروع تبدیل شده پس یک آسیب جدی است.

 حجت الاسلام سهروردی با اشاره به تفاوت نگاه ها به زندگی مجردی و داشتن خانه های مجردی در جوامع مختلف ادامه داد: ‌ممکن است در غرب به این نوع زندگی ارزش های خاصی دهند و آن را یک نوع زندگی بدانند (که البته این نگاه حاصل فرهنگ حاکم در این کشورهاست) ولی در جامعه ما نگاه ارزش گذارانه ای برای این مسئله وجود ندارد.

وی ادامه داد: مدرنیته با خود معانی و رفتارهایی به همراه دارد که تک زیستی از اقتضائات آن است.

 این محقق و نویسنده در ادامه با اشاره به وضعیت جامعه امروز کشور خاطرنشان کرد:‌ دو شاخصه جوان بودن و گذر از مرحله سنتی بودن و ورود به مدرنیته باعث شده تا اقبال ها از تک زیستی رو به افزایش باشد.

 وی ادامه داد: در مسیر حرکت از سنتی بودن ها به سمت مدرن زیستن ‌این روند سرعت می گیرد و می بینیم که به هر میزان که به مدرنیته نزدیک می شویم،‌ ناگزیریم، ‌اقتضائات آن را هم بپذیریم.

 وی گفت: یکی از قالب های زندگی مدرن تک زیستی است و اگر می خواهیم مدرن شویم در ناخودآگاهمان این مقتضیات را هر چند که در مقابل باورها و فرهنگمان قرار داشته باشد، ‌می پذیریم.

 حجت الاسلام سهروردی ادامه داد: به این ترتیب است که ما به اصطلاح مدرن می شویم ولی اصلا بی  خبریم که مدرن شدن چه زمینه هایی را لازم دارد.

 وی گفت: امروز در کشور از تهران به عنوان مظهر مدرنیته یاد می شود ولی باید در نقد بحث مدرنیسم و رابطه تفکر فلسفی به این مسئله توجه کنیم و فلاسفه ما برای حل مشکلات عینی موجود در این زمینه تلاش کنند.

 این مولف با اشاره به اشکالات موجود در این زمینه گفت: برخی ها با افتخار از تهران را مدرن می دانند ولی اصلا بی خبرند که مدرن شدن چه می خواهد و این وظیفه فلاسفه مان است تا موضوعات مطرح در این خصوص را از فضای ذهن به صحنه عمل بیاورند.

 وی افزود: با این نگاه می توان گفت که ما هنوز نه سنتی سنتی شده ایم و نه مدرن مدرن، ‌باید مباحث ذهنی مرتبط با سنت و مدرنیته را به طور عملی در جامعه پیاده کنیم تا در ادامه حداقل بدانیم که مدرن شدن یعنی چه و با این موضوع با آگاهی رفتار کنیم.

 فردگرایی، مسئولیت گریزی و متمایز از دیگران بودن سه شاخصه جدی مدرنیسم

 حجت الاسلام سهروردی افزود: فردگرایی، مسئولیت گریزی و متمایز از دیگران بودن سه شاخصه جدی مدرنیسم می باشد و به همین علت است که پیروان این سبک از زندگی در ابتدا این سوال را مطرح می کنند که اصلا خانواده چیست؟.

 وی تصریح کرد:‌ پیروان این سبک از زندگی که ما پایتخت کشورمان را محضر آن می دانیم، ‌زندگی خانوادگی را که مسئولیت آفرین است، ‌نمی پذیرد و از پذیرش آن شانه خالی می کند و به دنبال تمایز در رفتار، ‌پوشش، گویش و بسیاری از مسائل دیگر است.

 وی گفت: ما باید از پیامدهای مدرن بودن باخبر باشیم و بدانیم که مثلا با تغییر سبک زندگی مان به این سمت همچون کشورهای پیشرو در این موضوع در آینده می بینیم افرادی را در جامعه که هر روز یک تیپ دارند و کارهایی از قبیل نقاشی روی پلک و بقیه مسائل را انجام می دهد تا به عنوان پیرو این سبک از زندگی به گونه ای متمایز از بقیه افراد جامعه باشد و یک سوال جدی اینجا مطرح است،‌ اینکه آیا نسبت به این مسائل آگاهی های لازم را داریم؟.

 این مبلغ بین المللی خاطرنشان کرد: اینها تنها نمونه هایی کوچک از مواردی است که باید بدانیم، ‌ما هر چه مدرن تر می شویم این موارد هم بیشتر نمود پیدا می کند، ‌مخصوصا در تهران که امروز نماد مدرنیته در کشور است.

 ۸۰ درصد خانه های مجردی تهران به خود تهرانی ها اختصاص دارد

 وی با اشاره به ارقامی در این خصوص گفت: گفتیم که تک زیستی یکی از نمادهای پررنگ این روش از زندگی وارداتی است و در ادامه باید اشاره کنم که ۸۰  درصد از تهرانی های تک زیست ‌اصالتا اهل تهرانند و تنها ۲۰ درصد از کسانی که در تهران در خانه های مجردی زندگی می کنند از شهرستانی های مقیم هستند.

 وی افزود: این آمار نشان می دهد،‌ خانواده هایی که سنتی ترند، ‌اقبال کمتری از زندگی تجردی دارند ولی آنهایی که تهرانیزه شده اند با وجود داشتن محل زندگی در این شهر بازهم خانه ای جدا از خانواده دارند و تک زیستند و باید مراقب این نوع زندگی باشیم که در ردیگر شهرها هم به الگو تبدیل می شود.

 حجت الاسلام سهروردی گفت: نکته دیگر در برخورد با این سبک از زندگی کم ارزشی خانواده ها نزد این تفکر است در این سبک (زندگی مدرن) خانواده ارزش خود را از دست داده و همین مسئله ایست که باعث می شود برخلاف زندگی سنتی که از جوان در آستانه ازدواج می پرسید،‌خانواده تشکیل می دهی یا نه، ‌امروز از این جوان می پرسد، ‌خانه داری یا نه!.

 وی افزود: و این تغییر در سبک زندگی است که باعث می شود، ‌فرد حتی خانه هم داشته باشد ولی تنها زندگی کند، ‌پیروان این نوع از زندگی خانواده را نمی خواهند و وقتی که پدیده خانواده کم ارزش می شود، ‌عملا جوان هم تعهدی نسبت به آن نشان نمی دهد.

انتهای پیام/

 http://samtosoo.ir/archives/6696.html



تاريخ : یکشنبه 30 شهریور1393 | 4:34 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
یک شنبه 30 شهریور 1393 09:26شماره خبر : 1452020ارسال به دوستنسخه قابل چاپ

 

حجت‌الاسلام جهانگیری‌ سهروردی تأکید کرد:

لزوم ورود شاخصه‌های رفتاری به ملاک‌های برتری در مدارس

%d9%84%d8%b2%d9%88%d9%85-%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%af-%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d8%b5%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d9%84%d8%a7%da%a9%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%aa%d8%b1%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%af%d8%a7%d8%b1%d8%b3

گروه اجتماعی: متأسفانه برخی معلمان فرصت آنالیز رفتار دانش‌آموزان را از خود صلب کرده‌اند و لذا معیارهای خوبی و بدی در مدارس تنها ملاک‌های آموزشی و کسب نمره شده است، در حالیکه معلم باید خود را درگیر بررسی آسیب‌های رفتاری دانش‌آموزان نیز بکند.

حجت‌الاسلام یحیی جهانگیری‌ سهروردی، مبلّغ بین‌الملل و پژوهشگر علوم دینی در گفت‌و‌گو با خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از زنجان، با تأکید بر اینکه نظام رفتار، گفتار و پندار انسان تحت تأثیر پیام‌های سمپاتیک و پاراسمپاتیک قرار می‌گیرد، گفت: این در حالی است که برای ایجاد تأثیرات فرهنگی در قشر کودک و نوجوان امروز، ما تنها بر مؤلفه‌های سمپاتیک یا مستقیم همچون معلم، روحانی، مسجد یا مربی تمرکز کرده و از تأثیرات مؤلفه‌های پاراسمپاتیک یا غیر مستقیم غافل بوده‌ایم.

وی افزود: باید توجه داشت که نوع پوشش، گفتار و رفتارهای عناصری همچون گروه هم‌سالان و یا هم‌کلاسی‌های مدرسه و حتی نوع مبلمان مدارس به عنوان مؤلفه‌های غیر مستقیم و پاراسمپاتیک بر نوجوان و کودک امروز بسیار مؤثر است و سبب ایجاد تغییرات در رفتار و منش او می‌شود.

این پژوهشگر علوم دینی با تأکید بر اینکه متأسفانه ما در تحلیل پیام‌های پاراسمپاتیک کم‌کاری کرده‌ایم، اظهار کرد: نباید از این نکته نیز غافل شویم که اثرگذاری پیام‌های مستقیم، سریع ولی زودگذر است و در مقابل، پیام‌های غیرمستقیم دیر اثر می‌گذارند ولی ماندگاری بیشتری دارند.

در آموزش منطقه‌محوری رفتاری به افراد جامعه کم‌کاری کرده‌ایم

حجت‌الاسلام جهانگیری‌ سهروردی تصریح کرد: این جمله معروف که «مدرسه، خانه دوم است» ترکیب زیبایی است اما متأسفانه امروز دانش‌آموزان با حجم بالای تکالیفی که از سوی معلمان برای آنان تعیین می‌شود روبرو شده و می‌توان گفت که محیط خارج از مدرسه نیز برای آنان تفاوتی با مدرسه ندارد و همین امر در سیستم رفتاری آن‌ها نیز تأثیر گذاشته و نوجوان و کودک با اعضای خانواده خود نیز همانند گروه همسالان خود رفتار می‌کند.

وی اظهار کرد: متأسفانه ما در آموزش منطقه‌محوری رفتاری به افراد جامعه کم‌کاری کرده‌ایم، چراکه بسیاری از مردم به این امر واقف نیستند که هر منطقه و محلی، پوشش و حتی رفتار خاص خود را می‌طلبد.

این مبلّغ بین‌الملل با اشاره به اینکه در نظر گرفتن لباس فرم مدارس اقدامی بسیار مناسب در جهت ایجاد تأثیرات پاراسمپاتیک رفتاری در دانش‌آموزان است، ادامه داد: در همین راستا پوشش جداگانه مدارس برای دانش‌آموزان به صورت غیر مستقیم به آنان می‌آموزد که خانه از مدرسه جداست و رفتارهای خانه و مدرسه نیز باید متفاوت باشد.

حجت‌الاسلام جهانگیری‌ سهروردی در ادامه سخنان خود کم‌توجهی معلمان به رسالت پرورشی خود در کنار آموزش را یکی دیگر از آسیب‌هایی دانست که رفتار دانش‌آموزان را تحت‌الشعاع قرار داده است.

وی بیان کرد: متأسفانه برخی معلمان با تمرکز بر آموزش، رسالت پرورشی خود را فراموش کرده و فرصت آنالیز رفتار دانش‌آموزان را از خود صلب کرده‌اند و لذا معیارهای خوبی و بدی در مدارس تنها ملاک‌های آموزشی و کسب نمره شده است، در حالیکه معلم باید خود را درگیر بررسی آسیب‌های رفتاری دانش‌اموزان کند و در کنار آموزش، به این مباحث نیز بپردازد.

جهانگیری سهروردی در پایان یادآور شد: یکی از معضلاتی که در سیستم آموزشی امروز کشور وجود دارد، اندیشه‌محوری است که به جای اندیشیدن‌محور شدن اتفاق افتاده و عملاً خلاقیت را از دانش‌آموزان گرفته است.

http://www.iqna.ir/fa/province/News/1452020



تاريخ : یکشنبه 30 شهریور1393 | 4:27 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
حجت‌الاسلام والمسلمین یحیی جهانگیری سهروردی/ در سال گذشته، رهبر معظم انقلاب، در فرمایشاتی مهم و راهبردی، به بررسی مقوله‌ای تحت عنوان «سبک زندگی» پرداختند؛ مقوله‌ای که تا قبل از این سخنرانی، کمتر در فضای نخبگانی ما به آن پرداخته شده بود. اما از آن تاریخ به بعد، پرداختن به آن در بین رسانه‌ها، نخبگان جامعه، فضاهای علمی و دانشگاهی و مجموعاً در بسیاری از محافل داخلی، به شکلی واضح گسترش پیدا کرد و هر کس در حد توان و بضاعتش، شروع به پرداختن به این موضوع کرد.
 
 استاد "یحیی جهانگیری سهروردی"به بررسی پیش‌فرض‌های سبک زندگی، تأثیر عمیق اندیشه بر سبک زندگی و ضرورت اهمیت دادن به آن در کنار ظواهر پرداختند. در صورتی که مردم پوشش بد دارند، ولی صاحب تفکر خوبی هستند، بحران ایجاد نخواهد شد؛ چون روزی متوجه اشتباه خود می‌شوند. بحران هنگامی ایجاد می‌شود که تفکر مردم نیز بر اساس پوشش آن‌ها باشد. در این صورت، اصلاً نخواهند فهمید که کجای کار آن‌ها غلط است. در ادامه، به مباحث مهمی این مصاحبه را می‌خوانید.
 
شما به ضرورت و چرایی اهمیت پرداختن به بحث سبک زندگی اشاره کردید، موضوعی که به نظر می‌رسد گام اول در ورود به بحث سبک زندگی است. در ادامه، بفرمایید اصولاً چگونه و با چه پیش‌فرض‌هایی باید به مسئله‌ی سبک زندگی پرداخت؟
 
یکی از پیش‌فرض‌ها و درآمدهای ما به سبک زندگی این است که توجه کنیم فقدان آن، چه بحرانی را برای ما به وجود خواهد آورد. به نظر من، هنوز فلش حرکت این موضوع از «مسئله» به «بحران» و به عبارت ساده‌تر، از رنگ نارنجی به قرمز است. پس روزی برای ما تبدیل به بحران می‌شود و پیش از آن، باید پیشگیری‌های لازم را صورت دهیم. در گذشته، این موضوع فقط یک طرح بود، امروز تبدیل به مسئله شده و در آینده به بحران تبدیل می‌شود. از این منظر، تمام مسئولان باید به این دغدغه‌ی رهبری برسند.
 
گاهی ما در غنای کاذب زندگی می‌کنیم و احساس می‌کنیم همه چیز آرام است، حال آنکه خوش‌خیالی صرف است. در این شرایط، از اهمیت مسئله‌ای مانند سبک زندگی غافلیم و خبر نداریم که فقدان آن روزی همه چیز را به هم خواهد ریخت. گفته می‌شود که سبک زندگی بیشتر ساحت فرهنگ را در بر می‌گیرد، ولی من معتقدم تمام ساحت‌ها از جمله اقتصاد و سیاست را شامل می‌شود. تک‌تک آحاد جامعه‌ی ما، اعم از مسئولان و مردم، باید به این حقیقت برسند.
 
کار مهم امام حسین (علیه السلام) در کربلا این بود که مردم را به این باور برساند که باید چنان اتفاقی بیفتد. امام حسین به مردم فهماند که در غنای کاذب هستند. ایشان برای بیداری مردم از خواب غنای کاذب، خون داد. به نظر من، ما نیز باید مردم و مسئولان فرهنگی را از تبعات ناگوار این خوش‌خیالی آگاه کنیم.
 
در این راستا، باید آینده‌پژوهی سبک زندگی را آغاز کنیم و این سؤال را بپرسیم که فقدان سبک زندگی در پنجاه سال بعد، چه بحرانی را برای ما ایجاد خواهد کرد؟ این بار باید از بحران و راه‌های دفع آن حرف بزنیم. به نظر بنده، هویت پنجاه سال بعد ایران (با سبک زندگی فعلی ما) به طور کامل دگرگون خواهد شد. ما تبدیل به کشوری می‌شویم که بنگلادشی‌ها آنجا را فتح خواهند کرد؛ همچنان که این مردم خیلی از کشورها را فتح کردند. امروز فتح فقط فرهنگی است و اگر سبک زندگی نداشته باشیم، به یک ژاپن بدقیافه و پیر تبدیل خواهیم شد.
 
بنابراین یکی از پیش‌فرض‌ها و پیش‌درآمدهای سبک زندگی عبارت است از نگاه آینده‌پژوهانه به حوزه‌ی فرهنگ. جالب اینجاست که کشورهای غربی نگاه آینده‌پژوهانه‌ی چندساله و گاهی صدساله (به آینده)، مخصوصاً در حوزه‌ی تکنولوژی دارند. ما چنین برنامه‌ای نداریم و اگر داشته باشیم هم متأسفانه بیشتر در حوزه‌ی اقتصاد است، نه در فرهنگ. خلأ آن بسیار محسوس است. وقتی رهبری مردم را دعوت به همت مضاعف یا اصلاح الگوی مصرف می‌کند، می‌بینیم که این پیام‌ها عملاً تک‌عاملی می‌شود؛ در حالی که اگر چند‌عاملی بود، اثربخشی بیشتری داشت.
 
یکی از پیش‌درآمدهای اساسی دیگر، تعیین مبانی تغییر سبک زندگی است. ما گاهی مواقع برای این کار نیز متأسفانه سراغ مبانی اروپایی می‌رویم. قصدم این نیست که ضداروپا و ضدغرب حرف بزنم، اما باید از مبانی درست استفاده کنیم که معتقدم بخشی از آن‌ها بومی و بسیار کارگشاست. متأسفانه غرب همه‌ی ساحت‌ها را تسخیر کرده و کار را به جایی رسانده که روش فکر کردن (style thinking) بشر امروز نیز غربی شده است.
 
اگر روش فکر کردن غربی و روش تفکر دینی را مقایسه کنیم، به نکات باارزشی پی خواهیم برد. مثلاً می‌دانید که نظر اسلام درباره‌ی عکس و آینه و اشیایی از این نوع اصلاً مثبت نیست. در حج نیز توصیه می‌کنند که آینه را کنار بگذاریم. اسلام می‌خواهد بگوید که ما باید با خودمان و واقعیت درگیر باشیم. باید مواظب باشیم که درگیر مجاز نشویم و نبازیم. نباید بگوییم که عکس من نیز مانند خود من است؛ آن مجاز و «second life» است؛ در حالی که ما باید با «life» واقعی درگیر باشیم.
 
غربیان خواستند تفکر را سایبری کنند. پشت سر تمام این اختراعات و اکتشافات نوعی تفکر پنهان است و ما نباید این‌ها را تصادفی تلقی کنیم. یک اندیشه، پروسه و آینده‌پژوهی در آن‌ها وجود دارد. آن‌ها ابتدا پدیده‌ی عکس را ساختند، سپس مردم با عکس و آینه درگیر شدند و به تدریج به زندگی مجازی عادت کردند.
 
سپس انیمیشن را ساختند. چرا مردم و بچه‌ها انیمیشن را بیشتر از فیلم‌های واقعی دوست دارند؟ زیرا فضای «second life» بر آن حاکم است. در قدم بعدی، فضای مجازی را ساختند که دقیقاً مانند فضای واقعی است. برای روشن شدن مطلب، مثالی می‌زنم. شما با کسی چت می‌کنید و پس از صحبت کردن از او می‌پرسید که کیست. او خود را پسری شانزده‌ساله معرفی می‌کند. شما از تایپ کردن او نمی‌توانید بفهمید راست می‌گوید یا دروغ. از او می‌پرسید: «می‌توانم صدای شما را هم بشنوم؟» غربیان فضای مجازی را طوری طراحی کردند که شبیه به واقعیت باشد و نرم‌افزارهای تقلید صدا را ساخته‌اند. سپس تصویر او را می‌خواهید و از وب‌کم استفاده می‌کنید. آن‌ها وب‌کم را هم طوری ساخته‌اند که تغییراتی را در تصاویر اعمال می‌کند. در نهایت می‌گویند که از کجا می‌فهمید که واقعاً فردی در کار است یا خیر. نمونه‌ی دیگر، بازی‌های پلی‌استیشن است که کودک و بزرگ‌سال از آن لذت می‌برند. اگر بگوییم این فوتبال نیست، بلکه مجاز است، می‌گویند: «مجاز و واقعیت اهمیتی ندارد، این بازی برای من لذت‌بخش است.»
 
در غرب زندگی بر اساس مجاز است، نه واقعیت. پدیده‌ای به اسم بازیگری به همین دلیل در غرب مطرح شده است. ما در اسلام امری به نام بازیگری نداریم، بلکه فقط هنرپیشگی وجود دارد. ‌مثلاً بازیگر نقش حمزه در فیلم «محمد رسول‌الله» هنرپیشه بود و برای ایجاد حس هیچ گاه گریم نمی‌کرد. او هنگامی که می‌خواست حس خود را بروز بدهد، چندین بار به بدن خود فشار آورد تا این کار را انجام دهد. حال آنکه در دنیایی که غرب به ما تجویز کرده است، به جای هنرپیشگی، بازیگری وجود دارد.
 
نمونه‌ی بازیگری، نقش حضرت یوسف است که در فیلم‌های مختلف هویت‌های گوناگون دارد. به همین دلیل، مردم نیز با نقش او ارتباطی برقرار نمی‌کنند. امروز سینمای ما به این خاطر اثربخش نیست که کسی که دیروز نقش پیغمبر را بازی کرده بود، فردا عکس‌هایی آن‌چنانی در اینترنت منتشر می‌کند. ممکن است بازیگر این مسئله را توجیه کند و بگوید که بازیگری شغل اوست. ممکن است بگوید آن عکس‌ها هویت حقیقی و بازیگری هویت مجازی اوست؛ ولی در اسلام این دو هویت در هم‌ تنیده است.
 
تمام مثال‌ها را به این دلیل زدم که بگویم غرب تئوری مهمی در این زمینه دارد. ما در معرفت‌شناسی واقع‌گراییم؛ یعنی معتقدیم که درست آن است که مطابق با واقع باشد و کاذب آن است که مطابق با واقع نباشد. ولی اروپاییان نظریه‌ی پراگماتیسم را مطرح کردند و گفتند که درست آن است که خوب باشد و کاذب آن است که خوب نباشد.
 
از این رو، در غرب آنچه خوب است (ولو واقعیت هم نداشته باشد) درست است، مثل بازی پلی‌استیشن و عالم مجاز. در مقابل، در جهان اسلام چیزی که واقعی باشد (ولو خوب هم نباشد) ارزش دارد. همان طور که می‌بینید، تفاوت‌ها بسیار جدی است. امروزه ما در عالم مجاز حتی تفکر می‌کنیم. لذا وقتی از دانشمند معروف، هگل، می‌پرسند که چرا به خدا باور دارد، می‌گوید: «به خدا باور دارم نه از آن جهت که خدایی هست، بلکه از آن جهت که وجود خدا خوب است. اگر خدا نباشد، دنیا خوب نمی‌شود.» این همان مجازگرایی است.
 
در واقع منظور هگل این است که مفهوم مطلقی در ذهن دارد که فقط خداوند می‌تواند آن را پر کند. اگر خدا نباشد، هیچ پدیده‌ی دیگری نمی‌تواند خلأ آن را پر کند. نمونه‌ی دیگر، جان هیک است. او نظریه‌ی پلورالیسم را مطرح می‌کند و سپس اضافه می‌کند که «من معتقدم این نظریه واقعی نیست، ولی می‌تواند مشکل ما را حل کند.» بنابراین غربیان از نظر معرفت‌شناسی چنین دیدگاهی دارند و این یعنی مجازگرایی.
 
آن‌ها در گام بعدی، همین تفکر را در زندگی روزمره نیز پیاده می‌کنند. یعنی «second life» را برجسته می‌کنند که البته خوب است؛ اشکالی هم ندارد که واقعی نیست. اما نکته‌ی مهم‌تر این است که امروز به جایی رسیده‌ایم که به جای اینکه دنیای مجازی را مجازی بدانند، دنیای مجازی را واقعی نشان می‌دهند.
 
مثلاً امروزه بانک رفتن معنای خود را از دست داده است و عملاً گویا اتفاقات عجیبی در حال وقوع است. این نوع زندگی برای ما واقعی شده است. به این ترتیب، ما اکنون در دامی به نام «second life» زندگی می‌کنیم و تا زمانی که سبک زندگی خود را بر اساس نظریه‌ی واقع‌گرایی (نه نظریه‌ی پراگماتیسم) تنظیم نکنیم، موفق نخواهیم شد.
 
لطفاً کمی بیشتر در خصوص رابطه‌ی سبک زندگی با تفکر توضیح بفرمایید. آیا تفاوت در سبک زندگی لزوماً منجر به تفاوت در اندیشه می‌شود یا برعکس؟
 
امروزه سبک زندگی مختص حوزه‌ی پوشش و مبلمان و غیره نیست؛ در حالی که تا جایی که بنده دیدم، در رسانه‌ها تنها از این دیدگاه به موضوع پرداخته شده است. حوزه‌ی اندیشه و موتور تفکر ما نیز در حال تغییر است.
 
اگر مردم پوشش بد دارند، ولی صاحب تفکر خوبی هستند، بحران ایجاد نخواهد شد؛ چون روزی متوجه اشتباه خود می‌شوند. بحران هنگامی ایجاد می‌شود که تفکر مردم نیز بر اساس پوشش آن‌ها باشد. در این صورت، اصلاً نخواهند فهمید که کجای کار آن‌ها غلط است. غربیان فقط نحوه‌ی پوشش ما را تغییر ندادند، آن‌ها فکر ما را نیز عوض کردند. به این ترتیب، ما به وضعیت بحرانی فعلی رسیدیم و متأسفانه احساس می‌کنیم همه چیز هم آرام است. دلیلش این است که فکر ما نیز مجازگرایانه شده است.
 
 تنها راهی که ما را به هدفمان می‌رساند راهی است که فقط از یک کانال به نام دانش دینی فقه عبور می‌کند که باید خود را با تحولات امروزی متحول کند.
 
به نظر شما، تأثیر کدام یک بیشتر است؟
 
این بحث بسیار مفصل است. در واقع مدافعان هر کدام مدعی هستند که نظر آن‌ها درست است. من معتقدم هر دو درست است و قرآن برای هر دو شاهد دارد. قرآن می‌فرماید: «ألذین أساؤوا السوء» یعنی کسانی که کارهای بدی مرتکب شدند، رفتار بد آن‌ها سبب شد که اندیشه‌ها و باورهای آن‌ها نیز بد شود و در نتیجه در نهایت خدا را انکار کردند. می‌دانید که انکار خدا پدیده‌ای ذهنی و أساؤو السوء کاری عملی است. از نگاه قرآن، رفتار در باور تأثیر دارد و بینش می‌تواند روش را تغییر دهد. به عبارت ساده‌تر، این دو بر هم تقابلی همسو دارند.
 
اروپاییان روی هر دو حوزه کار کردند و تأثیر هر دو را دیدند. اگر در حوزه‌ی رفتاری مجازگرایی را ترویج کردند، در حوزه‌ی اندیشه نیز همین کار را کردند. ما نیز باید تأثیر این دو را در هر دو حوزه مد نظر قرار دهیم؛ نه فقط در حوزه‌ی رفتار. متأسفانه حوزه‌ی اندیشه مغفول مانده و اهمیت فراوانی نیز دارد. این دو کاملاً درهم‌تنیده است و ما وقتی موفق خواهیم شد که هر دو را سامان‌ دهیم.
 
نظر شما درباره‌ی رابطه‌ی سبک زندگی افراد و اراده‌ی آن‌ها چیست؟ آیا اراده‌ی فرد است که سبک زندگی را تعیین می‌کند یا هنجارهای اجتماعی در آن دخالت دارد؟ کدام یک تأثیر بیشتری دارد؟
 
این بحث بسیار جالب است. بد نیست اشاره کنم که دو سال است که در حوزه، از آیت‌الله اراکی دعوت کردیم که بحث «فقه فرهنگ» را راه‌اندازی کنند. کلاس‌های فقه فرهنگ دقیقاً پدیده‌ی سبک زندگی را بررسی می‌کرد (در حد درس خارج) و طلبه‌های فاضلی در آن شرکت می‌کردند. در آنجا به صورت علمی این پرسش مطرح شد که فقط اراده‌ی فردی می‌تواند جریان را تغییر دهد یا گاه جریان است که ما را با خود می‌برد؟
 
در نگاه اسلامی، انسان مختار است و می‌تواند خلاف جریان رودخانه شنا کند. هر کس می‌تواند آسیه‌وار حتی اگر در خانه‌ی فرعون باشد، مسیر زندگی خود را عوض کند؛ همچنان که می‌تواند مانند فرعون در بالای قله‌ی کوه، سرنوشت خود را در گرداب بیندازد. در عین حال، نباید فراموش کنیم که محیط نیز در گزینش این اراده مؤثر است. انسان اراده دارد، ولی اینکه اراده به کدام سو برود، تأثیر محیط است. منظور از محیط نیز خانواده، رسانه، فضای شهری و غیره است.
 
چه کسی به مردم گفته است که در تهران باید به این شکل زندگی کنند و در روستا به شکلی دیگر؟ چه کسی به ایل قشقایی گفته است که به صورت فعلی لباس بپوشند؟ تمام این مسائل تأثیر و القای محیط است. به بیان دیگر، «تو مختاری، ولی این ‌طور اختیار کن.» پس محیط، اراده را هدایت می‌کند.
 
بنابراین در این بحث اصلاً مهم نیست که کدام یک تأثیر بیشتری دارند. اراده تصمیم می‌گیرد، ولی چگونگی آن تحت تأثیر محیط است. در آینده، امام زمان محیطی دینی فراهم می‌کند، ولی اختیار از بشر سلب نمی‌شود. ایشان «چگونه اراده کردن» را به مردم یاد خواهند داد و گزینه‌های دینی در اختیار مردم قرار خواهد گرفت. ما باید بدانیم که در جامعه‌ی دین‌دار، اگر پیام دینی صادر می‌شود و ضریب تدیّن افزایش می‌یابد، به خاطر این است که مردم اختیار دارند. متأسفانه در حال حاضر، ما فضا را طوری فراهم کردیم که اراده کردن مردم به سوی انگیزه‌های دینی، هدایت می‌شود.
 
امروزه حتی اگر بخواهیم اراده کنیم، وسیله‌ها (آن‌هایی که اراده‌ی من را هدایت می‌کنند) راه‌های غیردینی را به ما نشان می‌دهند. ای‌کاش که همه‌ی آن‌ها راه بد واحدی را نشان می‌دادند و همه به یک راه بد واحد می‌رسیدند. متأسفانه هر کدام مسیر متفاوتی را نشان می‌دهند، لذا ممکن است کسی نماز اول ‌وقت هم بخواند، ولی مرتکب رفتارهای متناقض دیگری شود. در این شرایط، این فرد دچار عذاب وجدان می‌شود. بسیاری از جوان‌ها در دانشگاه به بنده می‌گویند که «حاج آقا، عذاب وجدان دارم. نماز می‌خوانم، ولی رفتارهای دیگری نیز مرتکب می‌شوم که با نماز هماهنگی ندارد. چه کار کنم؟» بنده جوابی برای این جوانان ندارم. او اراده‌ی دینی کرده است، ولی متأسفانه نحوه‌ی زندگی ما، مبلمان شهری، خانواده، رسانه و غیره این پیام را نمی‌رساند و اراده‌ی او را در مسیر دینی هدایت نمی‌کند. وظیفه‌ی ما تغییر این مسیرهاست.
 
سخن آخر بنده این است که باید نقش شیطان را در فرآیند تصمیم‌گیری مردم کم کنیم. متأسفانه مسئولان فرهنگی فقط به ما گفته‌اند که با شیطان مبارزه کنیم. گویی شیطان در مکان مشخصی مستقر است و می‌توانیم او را دستگیر کنیم. دقت کنیم که شیطان ممکن است مبلمان شهری باشد، پس بیاییم آن را عوض کنیم. شیطان رسانه‌های ما هستند، اگر مردم را به درستی هدایت نکنند.

http://zanjan.bso.ir/Contents/21122/%D8%AD%D8%AC%D8%AA%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%20%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%DB%8C%D9%86%20%DB%8C%D8%AD%DB%8C%DB%8C%20%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%20%D8%B3%D9%87%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%AF%DB%8C%20-.aspx



تاريخ : دوشنبه 24 شهریور1393 | 1:13 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
زندگی مجردی و گرفتاری در دام آسیب های اجتماعی

یک محقق و پژوهشگر در حوزه علوم دینی با اشاره به آفت های زندگی مجردی به عنوان یکی از مظاهر زندگی مدرن گفت: زندگي مجردي حيات خلوتي براي آسيب هاي اجتماعي است.

 

 

به گزارش مجله سبک زندگی اسلامی، داشتن سبک در هر مسئله ای حاصل برخی رفتارها، باورها و عملکردها است. در موضوع زندگی هم از دیرباز بشر با سبک های مختلفی آشنا شده و پس از گذر زمان با تغییر سبک زندگی خود به سمت بهتر زیستن حرکت کرده است. در میان سبک های مختلف زندگی "سبک زندگی اسلامی" حرف های زیادی برای گفتن دارد و ظرفیت های فراوانی هم برای تشکیل جامعه ای سالم و پویا. این سبک امروز نیاز کشور ماست ولی هنوز بعد از گذشت بیش از 30 سال در کشور به اجرایی نشده. حجت الاسلام یحیی جهانگیری سهروردی، محقق و پژوهشگر در حوزه علوم دینی و مولف مقالات و کتاب های مختلف مرتبط با این موضوع و از مبلغان بین المللی است که به بیان دیدگاه خود در این موضوع پرداخت.

 شکاف نسلی چیزی جز تغییر در سبک زندگی ها نیست

 حجت الاسلام يحيي سهروردي در ابتدای گفتگو گفت: ما معتقديم اسلام آيين زندگي است و فقط از مرگ حرف نمي زند بلكه چگونه زيستن را آموزش مي دهد. اين موضوعي است كه در فراز بلندي از زيارت عاشورا هم بر آن تاكيد مي شود. سبك زندگي مسئله بسيار مهمي است و اگر ما تنوانيم سبك زندگي خودمان را سامان ببخشيم، همه ساحت هاي زندگي مان تحت تاثير آثار سوء آن قرار مي گيرد.

 وي گفت: پديده شكاف نسلي چيزي نيست جز تغيير در سبك زندگي، ما در سبك زندگي كلا بر اين موضوع بحث مي كنيم كه چگونه زندگي كنيم و اين پديده بسيار بزرگي است.

 اين مبلغ بين المللي با تاكيد بر ابعاد مهم و مختلفي از موضوع سبك زندگي ادامه داد: اين مسائل و آثاري كه مي تواند هر تغييري در سبك زندگي در جامعه در بر داشته باشد، علت هاي تاكيد ويژه مقام معظم رهبري بر موضوع "سبك زندگي اسلامي" را نمايان مي سازد.

 وي در ادامه خاطرنشان كرد: در اين گفتگو موضوع بحث ما زندگي مجردي است كه البته بنده از آن با عنوان "تك زيستي" نام مي برم.

 حجت الاسلام سهروردي اين پديده به معناي تنها زيستن مي باشد به گونه اي كه نه مبداء اين نوع زندگي خانواده باشد و نه مقصدش.

وي ادامه داد: بعضي مواقع تك زيستي ها و يا همان زندگي هاي مجردي پس از يك دوره مثلا جهت كسب علم و يا داشتن شغل به اتمام رسيده و فرد به كانون خانواده باز مي گردد و يا خود به يك خانواده تبديل مي شود.

 در تک زیستی ها قرار نیست، خانواده ای تشکیل شود

 اين استاد دانشگاه گفت: ‌ولي در تك زيستي هايي كه واقعا بايد به دنبال راهكاري براي مقابله با آن باشيم اين زندگي تجردي قرار نيست به زندگي يك خانواده منتهي شود و در ادامه براي جامعه اي مثل جامعه ما مشكل آفرين مي شود.

 وي افزود: تك زيستي امروز در جامعه ما به يك پديده مسري (اپيدميك) تبديل شده و در حال سرايت و زياد شدن است. 

 زندگي مجردي حيات خلوتي براي آسيب هاي اجتماعي

 وي تصريح كرد:‌امروز زندگي مجردي براي كشور ما به يك حيات خلوت براي آسيب هاي اجتماعي و روابط نامشروع تبديل شده پس يك آسيب جدي است.

 حجت الاسلام سهروردي با اشاره به تفاوت نگاه ها به زندگي مجردي و داشتن خانه هاي مجردي در جوامع مختلف ادامه داد: ‌ممكن است در غرب به اين نوع زندگي ارزش هاي خاصي دهند و آن را يك نوع زندگي بدانند (كه البته اين نگاه حاصل فرهنگ حاكم در اين كشورهاست) ولي در جامعه ما نگاه ارزش گذارانه اي براي اين مسئله وجود ندارد.

وي ادامه داد: مدرنيته با خود معاني و رفتارهايي به همراه دارد كه تك زيستي از اقتضائات آن است.

 اين محقق و نويسنده در ادامه با اشاره به وضعيت جامعه امروز كشور خاطرنشان كرد:‌ دو شاخصه جوان بودن و گذر از مرحله سنتي بودن و ورود به مدرنيته باعث شده تا اقبال ها از تك زيستي رو به افزايش باشد.

 وي ادامه داد: در مسير حركت از سنتي بودن ها به سمت مدرن زيستن ‌اين روند سرعت مي گيرد و مي بينيم كه به هر ميزان كه به مدرنيته نزديك مي شويم،‌ ناگزيريم، ‌اقتضائات آن را هم بپذيريم.

 وي گفت: يكي از قالب هاي زندگي مدرن تك زيستي است و اگر مي خواهيم مدرن شويم در ناخودآگاهمان اين مقتضيات را هر چند كه در مقابل باورها و فرهنگمان قرار داشته باشد، ‌مي پذيريم.

 حجت الاسلام سهروردي ادامه داد: به اين ترتيب است كه ما به اصطلاح مدرن مي شويم ولي اصلا بي  خبريم كه مدرن شدن چه زمينه هايي را لازم دارد.

 وي گفت: امروز در كشور از تهران به عنوان مظهر مدرنيته ياد مي شود ولي بايد در نقد بحث مدرنيسم و رابطه تفكر فلسفي به اين مسئله توجه كنيم و فلاسفه ما براي حل مشكلات عيني موجود در اين زمينه تلاش كنند.

 اين مولف با اشاره به اشكالات موجود در اين زمينه گفت: برخي ها با افتخار از تهران را مدرن مي دانند ولي اصلا بي خبرند كه مدرن شدن چه مي خواهد و اين وظيفه فلاسفه مان است تا موضوعات مطرح در اين خصوص را از فضاي ذهن به صحنه عمل بياورند.

 وي افزود: با اين نگاه مي توان گفت كه ما هنوز نه سنتي سنتي شده ايم و نه مدرن مدرن، ‌بايد مباحث ذهني مرتبط با سنت و مدرنيته را به طور عملي در جامعه پياده كنيم تا در ادامه حداقل بدانيم كه مدرن شدن يعني چه و با اين موضوع با آگاهي رفتار كنيم.

 فردگرايي، مسئوليت گريزي و متمايز از ديگران بودن سه شاخصه جدي مدرنيسم

 حجت الاسلام سهروردي افزود: فردگرايي، مسئوليت گريزي و متمايز از ديگران بودن سه شاخصه جدي مدرنيسم مي باشد و به همين علت است كه پيروان اين سبك از زندگي در ابتدا اين سوال را مطرح مي كنند كه اصلا خانواده چيست؟.

 وي تصريح كرد:‌ پيروان اين سبك از زندگي كه ما پايتخت كشورمان را محضر آن مي دانيم، ‌زندگي خانوادگي را كه مسئوليت آفرين است، ‌نمي پذيرد و از پذيرش آن شانه خالي مي كند و به دنبال تمايز در رفتار، ‌پوشش، گويش و بسياري از مسائل ديگر است.

 وي گفت: ما بايد از پيامدهاي مدرن بودن باخبر باشيم و بدانيم كه مثلا با تغيير سبك زندگي مان به اين سمت همچون كشورهاي پيشرو در اين موضوع در آينده مي بينيم افرادي را در جامعه كه هر روز يك تيپ دارند و كارهايي از قبيل نقاشي روي پلك و بقيه مسائل را انجام مي دهد تا به عنوان پيرو اين سبك از زندگي به گونه اي متمايز از بقيه افراد جامعه باشد و يك سوال جدي اينجا مطرح است،‌ اينكه آيا نسبت به اين مسائل آگاهي هاي لازم را داريم؟.

 اين مبلغ بين المللي خاطرنشان كرد: اينها تنها نمونه هايي كوچك از مواردي است كه بايد بدانيم، ‌ما هر چه مدرن تر مي شويم اين موارد هم بيشتر نمود پيدا مي كند، ‌مخصوصا در تهران كه امروز نماد مدرنيته در كشور است.

 80 درصد خانه های مجردی تهران به خود تهرانی ها اختصاص دارد

 وي با اشاره به ارقامي در اين خصوص گفت: گفتيم كه تك زيستي يكي از نمادهاي پررنگ اين روش از زندگي وارداتي است و در ادامه بايد اشاره كنم كه 80  درصد از تهراني هاي تك زيست ‌اصالتا اهل تهرانند و تنها 20 درصد از كساني كه در تهران در خانه هاي مجردي زندگي مي كنند از شهرستاني هاي مقيم هستند.

 وي افزود: اين آمار نشان مي دهد،‌ خانواده هايي كه سنتي ترند، ‌اقبال كمتري از زندگي تجردي دارند ولي آنهايي كه تهرانيزه شده اند با وجود داشتن محل زندگي در اين شهر بازهم خانه اي جدا از خانواده دارند و تك زيستند و باید مراقب این نوع زندگی باشیم که در ردیگر شهرها هم به الگو تبدیل می شود.

 حجت الاسلام سهروردي گفت: نكته ديگر در برخورد با اين سبك از زندگي كم ارزشي خانواده ها نزد اين تفكر است در اين سبك (زندگي مدرن) خانواده ارزش خود را از دست داده و همين مسئله ايست كه باعث مي شود برخلاف زندگي سنتي كه از جوان در آستانه ازدواج مي پرسيد،‌خانواده تشكيل مي دهي يا نه، ‌امروز از اين جوان مي پرسد، ‌خانه داري يا نه!.

 وي افزود: و اين تغيير در سبك زندگي است كه باعث مي شود، ‌فرد حتي خانه هم داشته باشد ولي تنها زندگي كند، ‌پيروان اين نوع از زندگي خانواده را نمي خواهند و وقتي كه پديده خانواده كم ارزش مي شود، ‌عملا جوان هم تعهدي نسبت به آن نشان نمي دهد.

http://www.sabkezendegee.ir/shownews.php?idnews=1155

 



تاريخ : شنبه 22 شهریور1393 | 7:57 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
دختران و جامعه امروز//8 
زمینه افزایش سواد الکترونیک و اجتماعی دختران را فراهم کنیم
خبرگزاری شبستان: پژوهشگر و مبلغ بین المللی، با بیان این که سواد الکترونیک دختران در جامعه ما پایین است گفت: مهارت و سواد الکترونیک دختران را باید افزایش داد تا از آسیب‌های مجازی و اجتماعی مصون بمانند.
 

 

حجت الاسلام والمسلمین یحیی جهانگیری سهروردی مولف کتاب «بگذار زندگی کنم» در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری شبستان در قم عنوان کرد: یکی از اهرم‌های خوبی که ما می‌توانیم به دنیا ثابت کنیم که زن جایگاه مهمی در اسلام دارد این است که ابعاد شخصیتی حضرت معصومه (س) را بازگو کنیم تا به بخشی از شبهه‌ها عملا جواب دهیم.

 

لزوم تبیین جایگاه حضرت معصومه (س)

 

این پژوهشگر و مبلغ بین المللی، اظهار داشت: یکی از سوالات مهمی که در کشورهای خارجی از مبلغین می‌پرسند بحث حقوق زنان در اسلام است و زمانی که ما نمونه‌های عینی از جمله حضرت معصومه (س) را به دنیا معرفی کنیم بخشی از اسلام‌هراسی را برطرف می‌کنیم.

 

جهانگیری سهروردی با اشاره به این که بیشتر اولیای دینی ما مرد بودند گفت: این ایام بهانه خوبی است تا از این ظرفیت استفاده کنیم و در تبیین جایگاه حضرت معصومه (س) کوشا باشیم.

 

وی با بیان این که افراد گاهی به عنوان شخص و گاهی به عنوان شخصیت معرفی می شوند بیان کرد: معمولا حضرت معصومه (س) به عنوان شخص معرفی شده است ولی در معرفی ایشان به عنوان شخصیت یعنی نمونه برتر از یک زن مسلمان تلاش بسیار کمی صورت گرفته است.

 

آموزش در جامعه ما دیتامحور است نه مهارت‌محور

 

جهانگیری سهروردی با بیان این که آموزش در جامعه ما دیتامحور است و به صورت مهارت‌محور نیست عنوان کرد: آموزش و پرورش در حوزه آموزش، اطلاعات را به دانش‌آموزان یاد می‌دهد ولی مهارت زندگی را به دانش‌آموزان یاد نمی‌دهند و وقتی که آنان از محیط خانواده و مدرسه وارد جامعه می‌شوند خود را می‌بازند و مشکلات زیادی آنان را تهدید می‌کند.

 

وی با بیان این که استقبال دختران جامعه به تحصیل فراگیر شده است گفت: وقتی سیستم، تحصیل را یک ارزش می‌داند و به صورت رقابت بین مردم اشاعه می‌دهد به صورت ناخودآگاه جوانان به خصوص دختران به طرف این ارزش‌ها می‌روند که اگر تحلیل نشود آسیب‌زاست.

 

این مبلغ بین‌المللی دینی تصریح کرد: باید کودکان از جمله دختران، مهارت‌های زندگی و راه زندگی کردن را آموزش ببینند در غیر این صورت در زندگی و حتی در فضای مجازی ممکن است مورد ناملایمات قرار گیرند.

 

لزوم افزایش سواد الکترونیک و اجتماعی دختران در جامعه

 

جهانگیری سهروردی با بیان این که دختران جوان با انگیزه‌های متفاوت در شبکه‌های اجتماعی فعال هستند گفت: فعال بودن خوب است ولی سواد دیجیتال و الکترونیک جامعه ما پایین است و باید مهارت و سواد فضای مجازی آنان را افزایش داد.

 

وی با بیان این که باید دختران را از آسیب‌های مجازی و اجتماعی دور کرد افزود: اگر دانش اجتماعی دختران را افزایش دهیم از بسیاری از آسیب‌ها از جمله اعتیاد مصون می‌مانند.

 

این مبلغ بین‌المللی دینی با اشاره به این که دختران ما از آسیب‌های زیادی رنج می‌برند تصریح کرد: آمارهای نگران‌کننده‌ای از ثبت ازدواج وجود دارد که از ازدواج‌های زودرس و دیررس در جامعه خبر می‌دهد که یک پدیده خطرناک برای این قشر از جامعه است.

 

قم را به عنوان یک فرهنگ معرفی کنیم

 

کارشناس نهاد رهبری در دانشگاه‌های قم اظهار داشت: دهه کرامت فرصت خوبی است که پژوهشگران حوزوی و دانشگاهی توجه ویژه‌ای به قم داشته باشند.

 

این مبلغ بین‌المللی دینی تصریح کرد: متأسفانه برخی از پژوهشگران در متون دینی به واژه قم نگاه جغرافیایی داشته است در صورتی که در متون دینی ما، قم فقط معنای جغرافیایی ندارد بلکه ارزش معنوی هم دارد.

 

جهانگیری سهروردی با بیان این که منظور از قم در متون دینی، فرهنگ قمی و ارزش‌های اخلاقی قم است بیان کرد: مردم ری زمانی که نزد یکی از امامان معصوم رفتند، آن امام فرمود شما اهل ری نیستید بلکه اهل قم هستید که این روایت نشان می‌دهد که حتی اگر یک فرد قمی، ارزش‌هایی که در روایات آمده است را نداشته باشد اهل قم نیست.

 

کارشناس نهاد رهبری در دانشگاه‌های قم تأکید کرد: ما باید قم را به عنوان یک فرهنگ معرفی کنیم تا به یک ظرفیت بین‌المللی و منبع جوشان فرهنگی تبدیل شود و بتواند ارزش‌های فرهنگی و معنوی را اشاعه دهد.

 http://shabestan.ir/detail/News/398109



تاريخ : شنبه 22 شهریور1393 | 5:56 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |



تاريخ : شنبه 22 شهریور1393 | 5:55 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
مسجد مجازی تحول و نوآوری در مسیر ایران در سال 1404

در اوايل سال 2001، كليساى ملى استراليا در راستاى جذب بيشتر مردم براى حضور در مراكز و محافل مذهبى، از ابزار نوظهورى به نام اينترنت بهره برد و افرادى كه روزهاى يكشنبه نمی توانستند به هر علتی در مراسم دعای كليسا شرکت کنند، ساعاتى از اينترنت به طور رايگان استفاده می کردند.
چیزی نگذشت که . . .

 

كليساهاى پروتستان آمريكا نیز اقدام به راه اندازى پايگاه ‌هايى كردند كه در آن به شكل همزمان افراد مى‏توانستند با استفاده از اينترنت در دعاهاى روز يكشنبه كليسا شركت كنند؛ بدون آن كه نياز به طى كردن مسافت و حضور فیزیکی در كليسا داشته باشند. (6)

اسقف كن كلسى، يكى از نخستين كشيشان اينترنتى در مصاحبه‏اى با آسوشيتدپرس در اوايل سال 2003 گفت: كليساى اينترنتى جامعه‏اى جديد و به عبارتى، خلق سرزمينى جديد است. ما در كليساى اينترنتى تمام كارهاى جامعه دينى را انجام مى‏دهيم؛ به طور مثال، عبادت هاى روزانه، خواندن كتاب مقدس، حضور كشيش براى گفتگو و تسكين و حتى ثبت اعترافات گناهكاران در اين جامعه الكترونيكى تحقق يافته است. چند ماه بعد ربكا سامرز، مسئول مركز شوراى كاتوليكى كانزاس سيتى نيز از راه اندازى جامعه اينترنتى اديان خبر داد و گفت كه آن‌ها بودجه قابل توجهى براى اين جامعه مجازى كه به گسترش تعاليم مسيح و حفظ مسيحيان در جهان كمك خواهد كرد، اختصاص داده‏اند.

دسترسى شبانه روزى به كشيش‌هايى كه ساعت ها با مراجعان چت مى‏كنند، موسيقى‏هاى مذهبى كه در تمام ساعات قابل شنيدن است، استفاده از كتابخانه‏ها و مقالات و تحقيقات آكادميك و علمى و همچنين شركت در دعاهاى دسته جمعى و خواندن كتاب مقدس، از جمله متداول‏ترين امور كليساهاى اينترنتى است.

نگارنده مناسب می داند که در این قسمت به فاصله بلند بین فعالیت‌های جدی دیگر ادیان و کندی تلاش ما مسلمانان در این زمینه اشاره كند و آمار مقایسه ای را ارائه نماید. آن گاه نیک روشن خواهد شد که چقدر از قافله عقبیم.

جهت یافتن تعداد معبد، کلیسا و مسجد مجازی از دو موتور مشهور جستجوگر اینترنتی(7) بهره بردم و آنچه را از واژگان که در اینترنت در دو زبان فارسی و انگلیسی(8) به موضوع مورد بحث مربوط می شود، بررسی نمودم.

اما قبل از توجه به نمودار آمار، ياد كرد چند نکته را لازم می دانم:

1. این فاصله بلند بین فعالیت ما در دنیای مجازی و دیگر ادیان به ویژه مسیحیت، تنها در گستره زبانی فارسی و انگلیسی است. حال اگر زبان‌های دیگر مورد جستجو قرار گیرد، فاصله خیلی بیشتر خواهد بود. بی شک، بايد به شگرفی فعالیت‌های آنان غبطه و بر رخوت خود در این عرصه حسرت خورد!

2. حسرت دیگر آن که حتی اگر در کمیت مساوی می بودیم- که نیستیم- در کیفیت نیز قابل رقابت با آن‌ها نیستیم؛ يعني حتی بهترین نمونه مسجد مجازی، با کم رتبه ترین کلیسای مجازی از لحاظ تولید، کیفیت عرضه، تنوع، مخاطب محوری و جذابیت‌ها قابل مقایسه نیست. مساجد مجازی، حتی در روزآمد شدن محتوا با کلیسای مجازی فرسنگ‌ها فاصله دارد و این وظیفه متولیان امر مسجد را صد چندان می کند.(9)

3. و باز بر این نگرانی تأكيد مي ورزم که حتی این مساجد مجازی هم معمولاً از تولیدات کشور‌های عربی و سنی مذهب هستند. و جایگاه مکتب غنی اهل بیت(ع) در این عرضه به حق مورد غفلت قرار گرفته است.(10)

4. نظر به این که مساجد مجازی گاه توسط خود اشخاص به صورت خودجوش راه اندازی شده است، به نظر می رسد که جهت تولیت این مساجد مجازی، مثل مساجد فیزیکی، باید مرکز رسیدگی به امور مساجد اقدام نمايد و در موارد اصلاحی، به گوشزد، و در مواردی نیز به تشویق مبادرت ورزد؛ زیرا به گمان حقیر مرکز متولی نه تنها واقعیت بیرونی مسجد، که متولی خود واژه «مسجد» هم هست؛ حال این واژه در عالم عیان باشد یا در جهان مجاز.

5. اگرچه بيان این نکته چندان مرتبط با این نمودار نیست، ولی متولیان مسجد، بايد به واژه مقدس«مسجد» هم توجه كنند. نگارنده با جستجو در دائره المعارف‌ها و زبان انگلیسی، معادل انگلیسی مسجد را masjid يافت و نه masjed.  دامنه جستجوی هر یک از این دو واژه در موتور‌های جستجو، شاهدی بر ادعای ما است. همچنان که در جدول دیدید، حتی در برخی مواقع نتيجه جستجوي واژه masjed صفر بوده است؛ در حالی که واژه masjid بالای بیست هزار را نشان می دهد. متأسفانه مترجمان و يا برخی متولیان مسجد نيز بدون توجه به این مطلب، حتی نشاني پايگاه اينترنتي خود را با واژه masjed ساخته اند و نه masjid! (12)

http://salehin.ir/index/BpPortalsVShow/3005/271540



تاريخ : چهارشنبه 12 شهریور1393 | 2:16 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
کد خبر: 6343
تاریخ انتشار: ۴ شهریور ۱۳۹۳
تعداد نظرات: . نظر
 
خانه » اخبار استان زنجان » ازدواج سنگین و طلاقی سنگین تر فضا را برای ازدواج سفید فراهم می کند
 
 
 

حجت الاسلام سهروردی از پژوهشگران و محققین حوزوی گفت: ازدواج سنگین و طلاق سنگین باعث گرایش بیشتر به سمت مسائلی همچون ازدواج سفید می شود که در آن ازدواج و طلاق راحت تری اتفاق می افتد.

 

ازدواج سفید واژه ایست که اخیرا در محافل مختلف از آن تحت عنوان یک تهدید برای جامعه و مخضوضا جوانان نام برده می شود و کارشناسان مختلفی به عدم همخوانی این مسئله با فرهنگ و اعتقادات ملی و دینی مان اشاره کرده اند. پدیده ای که هرچند هنوز در بخش های بزرگی از کشورمان جایی ندارد ولی باید با نگاه به آینده مراقب گسترش احتمالی آن باشیم.

حجت الاسلام سهروردی از پژوهشگران و محققین حوزوی، مبلغ بین المللی و نگارنده کتب و مقالات متعدد در موضوعات مختلف دینی و اجتماعی در گفتگو با سمت وسوبه مطالعه ریشه ای این معضل پرداخت و گفت: ازدواج سفید یا همان “with marriage” از جمله فرهنگ ها وارداتی است که ابتدا در غرب بوده و اخیرا وارد کشورمان شده ست.

وی با اشاره به ورود بی رویه فرهنگ و یا عادات غربی به کشور ادامه داد: متاسفانه فرهنگ غربی و حتی فرهنگ های بسیار پنهان این کشورها هم وارد کشور ما شده، فرهنگ هایی که حتی در غرب از حیث فرهنگی پدیده زیاد مطلوبی نبوده، امروز وارد جامعه ما شده است.

این محقق و پژوهشگر حوزوی گفت: پدیده ازدواج سفید که امروز آرام آرام سفیدی اش در جامعه ما چشم ها را می زند، حتی در آمریکا تا سال ۱۹۷۰ خلاف عرف و غیرقانونی بود که بعدها شکل رسمی تری به خود گرفت.

متاسفانه حتی فرهنگ های غیر استاندارد مغرب زمین را هم پذیرا شده ایم؛این یک هشدار جدی است

وی با ابراز نگرانی نسبت به تبعیت گسترده ای که امروز در کشور از فرهنگ غربی و حتی ابعاد پنهان آن می شود، افزود: ما نه تنها در مواردی که استانداردهایی دارد بلکه حتی در مسائلی که فاقد هرگونه استانداردی است از سبک زندگی غربی ها تبعیت می کنیم که این موضوع ازدواج سفید هم یکی از همین موارد می باشد.

حجت الاسلام سهروردی تصریح کرد: امروز متاسفانه وضعیت به شکلی شده که جامعه ما حتی ناپسندهای جامعه غرب را هم می پسندد و آن را وارد زندگی روزمره می کند و این یک هشدار جدی است و در نگاه آینده پژوهانه مشکل ساز که در باید این مسئله مخصوصا مورد توجه هنرمندان باشد و با تولیدات خود ابعاد منفی این مسائل را به جامعه با زبان تاثیرگذار هنر نشان دهند.

وی ادامه داد: نکته دیگر در این خصوص که مخصوصا حوزویان باید به آن توجه کنند این است که رابطه سنت با مدرنیته را مشخص کنند.

مولف کتاب “مصلحت در فقه؛ مبانی، رهیافت ها، کارکردها” گفت: وقتی که انسان مرد و زن بودنش از کانتکست مدرنیته تحصیل می شود، مرد یا زن بودن معنایی دیگر پیدا کره و نتیجتا این دو تفسیر جداگانه ای پیدا می کنند که روابط این دو را هم تحت تاثیر قرار می دهد.

وی افزود: فعلا ما فقط بحث انسان چیست و زن و مرد چیست را دیده ایم ولی به رابطه آنها توجهی نکرده ایم و این در حالی است که در تفسیر مدرن ازدواج سنتی زن و مرد اصلا معنایی دیگر پیدا کرده و به شوریدن علیه ازدواج سنتی انجامیده و تبدیل به مسائلی می شود که امروز در جوامع غربی می بینیم.

وی با اشاره به رشد مسائلی همچون ازدواج سفید در نتیجع این روند در جوامع مختلف تصریح کرد: این مسئله اگر هم در غرب رشد پیدا کرد با توجه به فرهنگ آنها شاید موردی نداشته باشد ولی در کشور ما اگر این اتفاق بیفتد، قابل تحلیل است.

حجت الاسلام سهروردی در ادامه به تحلیل موضوعی ازدواج سفید پرداخت و خاطرشان کرد: در این ارتباط یک زن و مرد بدون اینکه عقدی بخوانند، یک زندگی مشترک را شروع می کنند.

وی با اشاره به وجود این مسئله در دیگر فرهنگ ها گفت: در این فرهنگ ها به دلیل عدم مغایرت با مسائل فرهنگی و اعتقادی آنها این اتفاق ممکن است، بیفتد ولی با اجازه و نظارت خانواده هاست ولی در جامعه ما به دلیل مغایرت ها در فرهنگ و آیینمان ابن اتفاق بدون اجازه والدین می افتد.

آینده ای که در آن دیگر سفیدی ازدواج ها چشم را نمی زند!

مولف کتاب “بگذار زندگی کنم” با اشاره به مسائل پیرامون این اتفاق ادامه داد: در نتیجه روندی که ذکر شد این مسئله امروز بدون اجازه والدین اتفاق می افتد ولی اگر به صورت تاثیرگذار جلوی رواج آن گرفته نشود در آینده می بینیم که ازدواج های سفید بدون هیچ مشکل و یا ابراز تعجبی با اجازه والدین صورت می گیرد.

وی با بیان اینکه در موضوع ازدواج سفید دو مسئله مطرح می باشد، اضافه کرد: اول اینکه موضوع ازدواج های سفید در ایران فعلا مخفیانه است و آمار دقیقی از آن نداریم و دومین مسئله تلاش دو طرف برای اینکه رابطه جنسی در این نوع ازدواج وجود نداشته باشند چرا که این مسئله مخفیانه و بدون اجازه پدر و مادر ها اتفاق می افتد.

ریشه گرایش جوانان به ازدواج سفید را باید در تمایلات آنها به تک زیستی جستجو کرد

حجت الاسلام سهروردی در ادامه به بررسی علت های گرایش جوانان به ازدواج سفید پرداخت و افزود: اگر ما بتوانیم، دلیل گرایش جوانان به خانه های مجردی یا همان تک زیستی ها را بفهمیم، می دانیم که چرا حالا به ازدواج سفید گرایش یافته اند.

وی گفت: مورد دوم هم در این خصوص پرهزینه بودن ازدواج است، در این زمانه که ازدواج هزینه های فراوان اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را بر زوجین تحمیل می کند و مردم احساس می کنند، قادر به تربیت یک فرزند خوب نیستند، جوان به زیر بار عقدنامه ای که کلی مسئولیت برایش به همراه دارد، نمی رود.

وی تصریح کرد: البته کارشناسان ما، قوه قضائیه، حقوقدانان و مجلس باید به این مسئله بپردازند تا کلفت و سنگینی که جوان با ازدواج به روی دوش خود احساس می کند را کاملا رفع کرده یا حداقل مقدار زیادی از این بار کم کنند.

جوانی که ازدواج را بیشتر وبال می داند تا بال

این پژوهشگر حوزوی افزود: ما باید به مردممان بفهمانیم که ازدواج وبال و سنگینی نیست بلکه ازدواج بالی است برای اوج گرفتن ولی متاسفانه جوان ما ازدواج را وبال می داند نه بالی برای پرکشیدن.

وی در ادامه به اشاره به این واقعیت که امروز جوانان علاقه ای به قبول مسئولیت یک زندگی ندارند، خاطرنشان کرد: البته با توجه به گسترش پدیده طلاق ما با مسائل دیگری هم مواجهیم که جوان را گریزان می کند از ازدواج و احتمال شکست در آن.

ازدواج سنگین و طلاقی سنگین تر فضا را برای ازدواج سفید فراهم می کند

حجت الاسلام سهروردی ادامه داد: طلاق درکشور ما پروسه ای سنگین دارد و همین ازدواج سنگین و طلاق سنگین باعث گرایش بیشتر به سمت مسائلی همچون ازدواج سفید می شود که در آن ازدواج و طلاق راحت تری اتفاق می افتد.

وی گفت: جامعه ، رسانه، مسئولین فرهنگی و مخصوصا مسئولین حقوقی ما باید به این پدیده توجه کنند که امروزه در پدیده ازدواج روند به هم رسیدن و یا جدا شدن از هم برای دختران و پسران پرهزینه شده و باید راهکاری برای سهولت این روند پیدا کنند وگرنه در آینده شاهد رشد عجیب و غریب ازدواج های سفید خواهیم بود.

این استاد حوزه و دانشگاه افزود: بحث دیگر جوانی است که برای رسیدن به فرد مورد علاقه خود و به علت مخالفت خانواده ها مجبور به گذراندن پروسه ای در داگاه هاست تا ثابت کند “من رشیدم” که خوب در ازدواج سفید خیلی راحت تر زندگی شروع می شود و از پروسه ابراز رشید بودن هم خبری نیست.

وی تصریح کرد: مجموعه این سنگ اندازی های والدین و سخت گرفتن ها در امر ازدواج و سختی های قانونی و هزینه های سرسام آور دست به دست هم می دهد تا زمینه را برای گسترش ازدواج سفید فراهم کند.

سفیدی که بیم آن می رود، چشم ها را خیره کند

وی با ابراز نگرانی نسبت به این مسئله گفت: بنده نگرانم در آینده با وجود نگاه ناهنجارانه جامعه ما با موضوع ازدواج سفید چون این مسئله قیافه شکیلی دارد، بتواند سفیدی خود را در جامعه نشان دهد!

با کار صرفا پلیسی و امنیتی به جایی نمی رسیم

حجت الاسلام سهروردی تصریح کرد: باید از همین حالا با زیرساخت های حقوقی، فرهنگی و رسانه ای جلوی این گسترش را بگیریم و نه اینکه تنها کار پلیسی و امنیتی بکنیم.

وی افزود: ما باید بحث های تقوینی ازدواج و طلاق را در کشور جدی بگیریم و گرنه این آسیب ها در آینده به طور جدی دامن جامعه را می گیرد.

این استاد دانشگاه ادامه داد: اتفاقاتی که در ادامه این روند در کشور خواهد افتاد بسیار فجیع است که تنها نمونه های جزئی آن مسائلی مثل سقط جنین یا جدایی غیرعاطفی دختران و پسران از هم می باشد، مسئولین باید زودتر برای این موضوع راهاکاری جدی بیندیشند تا آسیب های اجتماعی کمتری از این ناحیه به کشور وارد شود.

 کلید واژه ها:  ,  , 

http://samtosoo.ir/archives/6343.html


تاريخ : جمعه 7 شهریور1393 | 8:34 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
 

       
 
 

حوزه علمیه باید در متن جامعه باشد

حوزه علمیه باید در متن جامعه باشد

حوزه های علمیه به عنوان مهمترین و شاخص ترین داعیه دار ترویج و تبیین معنویت و دینداری در طول تاریخ، هماره محور تحولات و نقطه عطف در تاریخ بوده و هستند.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از سمت وسو،حجت الاسلام یحیی جهانگیری سهروردی، از مبلغان بین المللی، مولف کتاب “مسجد مجازی، رهیافت ها و راهکارها” و از اساتید جامعه الزهرا (س)  در پاسخ به سوالی در خصوص مواضع حوزه های علمیه در خصوص مسایل مختلف داخلی و خارجی به واکاوی بنیادین این موضوع پرداخت و افزود: اساسا در تاریخ علوم اسلامی، حوزه های علمیه در بطن جامعه قرار داشتند.

وی ادامه داد: نخستین حوزه علمیه که توسط شیخ طوسی بنیان نهاده شد، “جامع” نام داشت. هنوز هم حوزه های علمیه عراق با این عنوان شناخته می شوند اما امروز در کشور ما به حوزه های علمیه مبدل شده است.

این مبلغ بین المللی که محرم امسال برای تبلیغ اسلام در مالزی به سر می برده است، ادامه داد: جامع (حوزه های علمیه) به معنای فضایی است که با جامعه درارتباط است و همیشه در کنار این جامعه قرار دارد.

بازاریان در همجواری با حوزه ها مکاسب می آموختند

وی گفت: به طور مثال در نگاهی جامعه شناسانه به تاریخ حوزه های علمیه می بینیم که این جامعه علمی همیشه با جامعه درگیر بوده و نمونه بارز آن همجواری با بازارها بود که آشنایی بازاریان با مکاسب را درپی داشت.

حجت الاسلام سهروردی ادامه داد: در این ارتباط طلبه ها با جامعه درگیر بودند و می دیدند در این لحظه نیاز جامعه چیست که البته با دقت در این مسایل متوجه می شویم که حوزه ها در گذشته چگونه فرآیند دینی سازی مردم را انجام می دادند.

حوزه ها و دانشگاه ها را از بطن جامعه دور کرده ایم

وی با اشاره به تغییرات صورت گرفته در حوزه های علمیه خاطرنشان کرد: ولی امروز می بینیم که دانشگاه ها و حتی حوزه های علمیه بیرون از شهرها ساخته می شود در حالی که این مراکز علمی باید درگیر جامعه بوده و در نتیجه این ارتباط روزمره و تنگاتنگ مسایل جامعه را به صورت آکادمیک تحلیل کنند.

وی اظهار داشت: این اتفاق در هیچ کشوری تایید شده نیست و می بینیم که دانشگاه های معتبر دنیا در داخل شهرها ساخته می شوند تا اهالی علم با بطن جامعه در ارتباط باشند.

این استاد حوزه تصریح کرد: این اتفاق باید در کشور ما هم بیفتد و دانشگاه ها و حوزه های علمیه را به بطن فضای اجتماعی بکشیم چرا که جامع (عنوان حوزه های علمیه در گذشته های دور کشورمان و امروز برخی کشورهای مسلمان) باید با جامعه درگیر باشد.

حوزه سکولار از دردهای جامعه خالی است

وی با تاکید بر فواید این همجواری افزود: دردها و شادی های مردم در جامعه شکل می گیرد و اگر حوزه های علمیه از این جامعه فاصله بگیرند، سکولار شده و از دردهای مردم خالی می شوند.

حجت الاسلام سهرودی تصریح کرد: باید بررسی شود که آیا حوزه های علمیه ما تمام دانش هایی که تولید می کنند در جامعه مورد نیاز است یا اینکه در این خصوص با مشکل مواجه هستیم.

وی با اشاره به راهکارهای موجود در این خصوص خاطرنشان کرد: امروز در شاخه های مختلف علمی بحث های بین رشته ای مطرح می شود که با ورود به این عرصه می توان گفت تا موقعیت ایده آل چقدر فاصله داریم.

این مبلغ بین المللی در ادامه با اشاره به تاریخچه ای از نقشه های استعمار پیر و استعمار نو برای به حاشیه کشیدن حوزه های علمیه افزود: این موضوع پدیده ایست که از زمان مشروطه و توسط غرب کلید خورد و طرح ها برای اینکه جامع ها در کنار جامعه نباشند، ریخته شد.

وی گفت: پیش از مشروطه مردم هم علوم مختلف و هم دانش دین را در جامع ها فرا می گرفتند و دارالفنون نخستین مرکز علمی غیر از جامع ها در کشور بود که شکل گرفت.

وی خاطرنشان کرد: ولی پس ازمشروطه نام جامع ها را تغییر داده و اسم حوزه های علمیه را بر آنها نهادند که این نامگذاری با توجه به مفهوم آن معنایی جز اختصاص مطالعات حاشیه ای به حوزه ها و بخش دیگر علوم به دانشگاه ها نداشت.

حجت الاسلام سهروردی تصریح کرد: با این اقدامات عملا هر دوی این مراکز را نسبت به جامعه در حاشیه قرار داده و می خواهیم مشکلات جامعه را حل کنیم اما در غرب قضیه دقیقا برعکس می باشد، آنها صنعت، دانشگاه و جامعه را با هم درگیر کرده اند تا تولیدی که در این قسمت می شود، دقیقا همان چیزی باشد که جامعه نیاز دارند.

وی در ادامه با اشاره به دیگر مشکلات اینچنینی در جامعه خاطرنشان کرد: به طور مثال باید دید چرا پایان نامه های امروز ما مشکل جامعه را حل نمی کند و قادر نیست باری از مشکلات جامعه را از دوش کشور بردارد.

مولف کتاب “مسجد مجازی، رهیافت ها و راهکارها” افزود: اگر پیوند جامع و جامعه برقرار شود همانگونه که در میراث برجای مانده از حوزه های علمیه در قرن ها قبل نیز نمایان است، حتما می توانیم مشکلات جامعه را حل کنیم.

تئوری غربی ها برای حوزه های علمیه؛ مدل اسلامی کلیساها

وی گفت: به نظر من به حاشیه راندن حوزه های علمیه از متن جامعه معنایی جز دور کردن جامع های علمی از جامعه ندارد و این تئوری و ترفندی غربی است که در نظر داشته و دارند تا مدل کلیساها (جدایی بین جامعه و مقوله دین) را ایجاد کنند.

حجت الاسلام سهروردی با اشاره به برخی از صفات این مدل خاطرنشان کرد: دوری کلیسا از دولت، دوری کشیش از قیصر مهم ترین این صفات است و نظریه پردازان غربی با تبدیل جامع ها به حوزه های علمیه در کشورمان به دنبال اجرای همین هدف هستند.

عالمان دینی در نگاه اسلام و روحانی در نگاه مسیحیت 

وی تصریح کرد: این اتفاق با ۲ حرکت استراتژیک از زمان مشروطه دنبال می شود، اول تبدیل جامع ها به حوزه های علمیه و دوم تغییر عبارت عالمان دینی به روحانی.

وی با تاکید بر نگاه متفاوت اسلام و مسیحیت امروز به جایگاه عالمان دینی اظهار داشت: در نگاه اسلامی عالم دین فقط روحانی نیست بلکه در ۲ حوزه معاش و معاد حضور و ارشاد دارد ولی روحانی کلیسا فقط در خصوص معاش مردم صحبت می کند و با معاد کاری ندارد.

این استاد حوزه گفت: مسئله مهم دقت در خصوص واژه سازی هایی است که در سده اخیر برای ما داشته اند و در ادامه این بررسی ها متوجه می شویم که در این خصوص یک جریان خاص در حوزه های علمیه راه افتاده است که نمونه بارز آن تغییر عنوان عالم دینی به روحانی است.

وی تصریح کرد: این مسایل و برخی از جریان های انزوا گرا در حوزه به راه افتاده که تا حدودی در خصوص آنها صحبت شد و همین مسایل باعث شده تا رهبر معظم انقلاب در خصوص حوزه علمیه سکولار در سفر آخر خود به قم صحبت کرده و هشدارها و مطالبات خود را بیان کنند.

انتهای پیام/

کلید واژه
http://www.dana.ir/News/132906.html


تاريخ : چهارشنبه 5 شهریور1393 | 6:28 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |

بنيادگرايي در جنبش‌هاي شيعه

محمد صادق لبّاني مطلق[1] 

 

از اواخر دوران قاجاريه که عده‌اي از دانشجويان به اروپا رفته و تفکرات غربي کساني چون روسو، منتسکيو، جان لاک، هابز و ... را وارد ادبيات ايران نمودند، شاهد به وجود آمدن جرياني به نام «منوّر الفکران» (روشنفکران)[42] هستيم که به دنبال قانون، عدالت‌خانه، سلطنت مشروطه و ... بودند که نتيجه آن به وجود آمدن جنبش مشروطه (1283ش/ 1905م) بود. از اين زمان شاهد رشد طبقه روشنفکران هستيم، طبقه‌اي که خود محصول انقلاب فرانسه (1789م) و ارزش‌هاي به‌وجود آمده از اين انقلاب يعني لائيسيته، سکولاريسم، آزادي، دموکراسي و ... است. (نک: Constitutionelle de France).

بدين ترتيب، از همان ابتداي وضع واژه، روشنفکر با سکولاريسم پيوند برقرار کرد، منتهي ورود واژه «روشنفکر» به کشورهاي اسلامي و عربي نتوانست وفاداري خود را با «سکولاريسم» حفظ نمايد، به اين علت که در اين کشورها سنت‌هاي ديني و اسلامي به‌شدت در ذهن مردم و نخبگان رسوخ داشت و اين جوامع هنوز تجربه اصلاح‌طلبي و پروتستانتيزم را نداشتند که به ناگاه با عصر روشنگري، مدرنيسم و دستاوردهاي ناشي از آن مانند دموکراسي، تفکيک قوا، آزادي، و ... مواجهه شدند. مسلمين به جاي داشتن اين دستاوردها، در عوض سايه سنگين استبداد، جهل و ديکتاتوري را در بالاي سر خود حس مي‌نمودند. در ايران مانند عثماني شکست از روس و انعقاد عهدنامه‌هاي گلستان (1228ق/ 1813م) و ترکمانچاي (1243ق/ 1828م) عواملي شد تا عده‌اي را به فکر تغيير اوضاع کنوني را بياندازد. در نتيجه، روشنفکري در دنياي اسلام تعهدي بر سکولار بودن نداشت.

با اين حال، نمي‌توان واژه روشنفکري را دربردارنده ويژگي واحد تمام انواع تنوع‌ها و گوناگوني‌هاي اين گروه برشمرد. به اين علت که در طيف روشنفکري با مجموعه‌اي از آرا و تفکرات مواجه هستيم که وجه تشابه ايشان تنها انتقاد از وضع موجود است، اما راه‌حل‌هايي که ارائه داده‌اند، تشابهي با يکديگر ندارند. يکي از معيارهاي ارائه شده براي گونه‌شناسي روشنفکري در جهان اسلام تمايز دادن بين روشنفکران ديني از غير ديني است. هر چند اصطلاح روشنفکر ديني به عقيده عده‌اي داراي تضاد و پارادوکس دروني است؛ ولي به نظر مي‌رسد هنوز بهترين معيار باشد که بتوان تمايزات فکري اين گروه را از يکديگر تفکيک نمايد. بديهي است بين سيد جمال‌الدين، ميرزاي نائيني، ميرزا ملکم خان، آخوند زاده، تقي زاده، شريعتي، سروش، شبستري، سيد حسين نصر، زرين کوب، مرتضي مطهري و ... تفاوت‌هاي بنيادين وجود دارد، هرچند همه ايشان تحت يک نام «روشنفکر» جمع شده باشند که از سوي افرادي با سليقه‌هاي مختلف به آنان اطلاق شود.

همان‌طور که روشنفکران غيرديني به گونه‌هاي مختلفي همچون ليبرال، سوسيال، مارکسيسم و ... تقسيم مي‌شوند، براي تمييز روشنفکران ديني نيز بايد معياري اراده داد تا به خلط مبحث و مغالطه مشترک لفظي دچار نشويم. بنيادگرايي يکي از اين ضابطه‌ها است که گونه‌هاي روشنفکري ديني يا اصلاح‌طلبي را از يکديگر تفکيک مي‌نمايد. به عبارت ديگر، روشنفکر ديني کسي است که در کنار ديگر دغدغه‌هاي ناشي از رودررويي با جهان نوين، به عکس روشنفکر غير ديني، دغدغه و تعلق ديني داشته و سعي در آشتي دادن بين آموزه‌هاي ناشي از سنت و تجدد دارد. در اين ميان، عده‌اي که به سنت خود وفادار بوده و سعي در اصلاح سنت دارند، در يک کفه قرار مي‌گيرند و عده‌اي که به کلي اميدي به سنت نداشته و سنن خود را رها نموده‌اند، در کفه‌اي ديگر. طيف اخير فارغ از آموزه‌هاي سنتي، خود را تنها با نصوص ديني مواجه مي‌بينند که اين خود البته محصول دنياي نو و مدرنيسم است که بر مبناي فردگرايي[43] و ارزش‌هاي برگرفته از آن شکل گرفته است. پس همان‌طور که روشنفکري و فردگرايي محصول مدرنيسم است، بنيادگرايي هم زاييده مدرنيسم است، خواه در مسيحيت، يهوديت، اسلام شيعي يا سني باشد. پس روشنفکر غيرديني از دريچه غيرديني و سکولاريسم به پديده‌ها نگاه مي‌نمايد، ولي روشنفکر ديني از دريچه دين به پديده‌ها مي‌نگرد؛ هر چند مي‌تواند در نهايت به سکولاريسم ختم شود. به عبارت ديگر، ورودي و خروجي روشنفکر غيرديني سکولاريسم است، اما ورودي روشنفکر ديني دين، اما خروجي آن لزوماً ديني نيست و مي‌تواند به سکولاريسم ختم شود. يکي از گونه‌هاي روشنفکر ديني در ايران علي شريعتي است. او در آثار خود از کساني چون فريدون آدميت، تقي‌زاده و داريوش آشوري (د 1317ش) را به عنوان روشنفکراني غيرديني مورد نقد قرار مي‌دهد (شريعتي، 1379، ج 35، ص 284). با اين حال در آثارش خود را يک پروتستان مي‌داند (شريعتي،‌ 1380، ج 20، ص 293). پروتستان‌ها به دنبال دنيايي کردن دين مي‌باشند، به نحوي که دين را درخور زندگي دنيا درآوردند. به تعبير ماکس و بر پروتستانتيسم مسيحي به دنبال عقلاني کردن دين و اخلاق بود و اصلاح‌طلبان اسلامي نيز همين داعيه را دارند.

روشنفکري شريعتي براي ايجاد هماهنگي دوباره بين مذهب و جامعه صورت مي‌گيرد. مدرنيسم اسلامي او «تلاشي براي آزادسازي دين اسلام از قيد و بندهاي سنت و انجام اصلاحاتي است که با نيازهاي پيچيده زندگي مدرن تطبيق نمايد». اين بنيادگرايان ضمن رد دوگانگي بنيادين بين ايمان و منطق، از حق بررسي آزادانه منابع و به‌کار بردن عقايد و ارزش‌هاي ليبرال انساني در تفسير خود حمايت مي‌کنند و در نتيجه، بسيار فردي هستند. هدف اين طيف از اصلاح‌طلبان مذهبي بازگشت به مفاهيم اصلي عرف‌ها و ارزش‌هاي ديني است و لذا منتظر قرض کردن عقايد خارج و اضافه نمودن آن‌ها به مجموعه ديني نمي‌شود (فرح‌بخش، ص 42)؛ بدين ترتيب، کساني هم‌چون شريعت سنگلجي (1269- 1322ش)، علي اکبر حکمي زاده (نک: اسرار هزارساله) و احمد کسروي (1269- 1325ش) تلاش براي تهذيب دين و زدودن خرافات از دين براي تطبيق آن با مقتضيات جهان نو داشتند و همگي به‌شدت از تشکيلات روحانيت و برداشت ايشان از دين انتقاد مي‌نمودند (سنگلجي، ص 165). در ادامه اين مبارزه عليه روحانيت، احمد کسروي بود که به صراحت نام آيين خود را «پاک ديني» نام نهاد (ورجاند بنياد) و مانند همه اصلاح‌طلبان ديگر به عقايد شيعه و صوفيه تاخت (نک: صوفي‌گري و شيعي‌گري)، سيد ابوالفضل برقعي (1287-1370ش) در کسر الاصنام و احکام القرآن تحت عنوان قرآن‌گرايي به عقايد متداول تشيع حمله برد. اين نوع قرائت از دين اما از انتقادات علماي مذهبي همچون امام خميني (نک: کشف‌الاسرار، سراسر اثر) و ديگراني چون حاج سراج انصاري (نک: نبرد با بي‌ديني) شيخ محمد خالصي (نک: کشف الاستار) و جمعيت فدائيان اسلام مصون نماند و همگي ايشان منبر و کتاب را براي مبارزه با اين نوع از قرائت ديني به کار بردند.

شريعتي اما نه مانند طيف قبل راديکال، که معقتد بود روشنفکر مسلمان نبايد مذهبي را نفي نمايد، بلکه از جهت آخرت‌گرايي بايد آن را دنيايي کرده و از توجه به روح و نفس و اخلاق و رياضت به کار، سازندگي، کوشش و فعاليت کشاند و از جهت صوفي‌گري آن را به اعتراض تبديل نمايد. (شريعتي، 1380، ج20، ص 490). به نظر شريعتي، ديني دين است که به درد دنيا بخورد، نه تنها آخرت. نتيجه اين تفکر البته رسيدن به سکولاريسم است؛ يعني منطقه‌اي که در آن اراده خداوند نافذ نيست و تعريف و تبيين نظريه‌اي که به جدا کردن حساب دين از دنيا ختم شود (سروش، 1384، ص 66).

او معتقد به تز اسلام منهاي روحانيت و جايگزيني روشنفکران به جاي روحانيت بود (شريعتي، 1379، ج1). شريعتي در يک تقابل ساختاري بين نها «تشيع علوي» و «تشيع صفوي» آموزه‌هاي به زعم خود ناشي از سنت را طرد مي‌نمود. او بسياري از سنت‌ها را يا طرد مي‌نمايد يا دنبال خوانشي جديد از آن است. به عنوان نمونه، عزاداري، گريستن، تقيه، غلو، ولايت، عصمت، غيبت، شفاعت، اجتهاد، دعا و ... را از مصاديق تشيع راستين نمي‌داند (شريعتي، 1382، ج9، ص 22). او از تقليد انتقاد مي‌کرد و مي‌گفت: «تقليد عقل و اختيار را در انسان مي‌کشد و ... بدين‌گونه است که تقليد که در تشيع علوي عامل رشد علمي نظام فکري بود، در تشيع صفوي انسان‌ها را تبديل به انعام الله مي‌نمايد.» (شريعتي، 1382، ج9، ص 292-304).

تقابل دوگانه او بين تشيع علوي – تشيع صفوي منجر به انتقاد از بسياري از فقها و روحانيون (محتشم کاشاني و مجلسي) شد، (شريعتي، 1382، ج9، ص 71، 115). او تشيع را نه «اسلام و به اضافه چيزهاي ديگر» که «اسلام ناب» مي‌نامد، اسلامي که به نحوي با خواست‌هاي امروزي دنياي نوين تطابق نمايد.

شريعتي به دنبال اين است که از روحانيت سنتي سلب مسئوليت نموده و روشنفکران را به جاي آن‌ها قرار دهد (شريعتي، 1380، ج20، ص 473). به اعتقاد او، «بلند کردن نسلي که در برابر نظام حاکم بر جهان و ارزش‌هاي تحميلي بر يک جامعه اسلامي يا سنت هاي موروثي و ضداسلامي تمکين کرده و تسليم شده است، کار روشنفکر است». روشنفکران، مذهب مترقي را به راه و زمان و رسالت اوليه‌اش بازگردانده‌اند و آن‌گاه يک حرکت، يک تحول اجتماعي ريشه‌دار و جدي و عميق در تاريخ تحقق پيدا نموده است.

در نزد او دين يک ابزار اجتماعي است که بايد عملکرد خاص خود را داشته باشد و لذا مطالعه تاريخ را براي پي‌بردن به سرچشمه احکام لازم مي‌داند و براي قرآن‌پژوهي ارزش بالايي قائل است (شريعتي، 1362، ص 240، شريعتي، 1380، ج20، ص 382).

البته انتقادهايي از اين قبيل موجب شد که مرتضي مطهري در نامه‌اي طرفداري جدي خود را از روحانيت بيان نمايد و روحانيت را وارث نسبي فرهنگ هزار و چهارصد ساله اسلامي دانسته اعتقاد خود را به ابقاي اين سازمان بيان نمايد (مطهري، 1371، ص 119). رودررويي ايشان بالاخص در حسينيه ارشاد، در واقع رودررويي دو جريان فکري روشنفکري است که يکي بنيادگرايي است و ديگري به دنبال اصلاح تعليمات ناشي از سنت و ساختار روحانيت است.

قرابت فکري شريعتي با سيد جمال در مقاله او با عنوان اصلاح مذهبي بازگشت به اسلام راستين هويدا است (جمعي از نويسندگان، بي‌تا، ج1، ص 14). شريعتي به سلفي‌گري که سيدجمال آغاز نمود، اعتقاد دارد؛ «چرا که سلفي‌گري به معناي کهنه‌انديشي و حرکت ارتجاعي نيست، بلکه گذشته شناسي است و لذا سيد جمال و عبده مظهر آزادانديشي مي‌باشند.» (شريعتي، 1362، ص 249).

مانند بسياري از بنيادگرايان ديگر مانند ابن تيميه، محمد بن عبدالوهاب، عبده و... نقطه عزيمت وي نيز «اصل توحيد» است. از آنجا که وي از اسلام‌شناسي تعبير به «برداشت‌هاي ما» مي‌نمايد، در تبيين اصل توحيد نيز به برداشت خود رجوع کرده و جامعة توحيدي را جامعه بي‌طبقه توصيف مي‌نمايد (شريعتي، 1383، ج 30، ص 43). برداشت او از شخصيت‌هاي صدر اسلام چون حضرت زهرا (س)، سلمان فارسي، ابوذر غفاري، با خوانش سنت از ايشان سنخيتي ندارد. او نگران اين است که که زن امروز يا سراپا اسير سنت‌هاي خود شود، يا به يک‌باره در دامان تمدن غربي بيفتد، لذا به دنبال الگويي نوين است و سعي مي‌کند در کتاب فاطمه، فاطمه است ايشان را از نزديک رصد نموده و معيارهايي براي زن مدرن ارائه نمايد (شريعتي 1387، ج21، ص8 و 43). از نظر او زن سنتی هیچ شباهتی با حضرت فاطمه ندارد برداشتی این چنینی درباره ابوذر نیست مصداق دارد آنجا که تعبیر او از ابوذر یک انسان سوسیالیست و انقلابی است که با سیاست‌های معاویه مبارزه می‌نماید. (شریعتی،‌1381، ج3، ص147). شریعتی نهادها و شخصيت‌هاي اسلامي را در قالب مدرن مانند انقلابي، سوسياليسم تطبيق داده و از عثمان و بني اميه به زرپرستان و بورژواهاي مدينه ياد مي‌نمايد (شريعتي، 1381، ص 253)، بدون توجه به اينکه بورژوازي زائيده دوران مدرنيسم و انقلاب صنعتي است؛ همان‌طور که تعبير او از احسان بن ثابت يک شاعر روشنفکر است (شريعتي، 1362، ص 240).

از جمله برداشت‌هاي فردگرايانه او، تقابل مفهومي ترکيب قرآني «حمأ مسنون» و «نفخت فيه من روحي» به صورت يک ترکيب ثنوي متضاد و هگلي (تز و آنتي‌تز) است. چنين تقابلي (روح خدا + لجن متعفن = انسان) انسان را در يک حرکت تکاملي ديالکتيک قرار مي‌دهد که مبارزه بي‌نهايت را دنبال مي‌نمايد (شريعتي، 1362، ص 56).

او مذهب را نه هدف، که راهي مي‌داند براي رسيدن به خدا که بايد از آن عبور کرد تا به خدا رسيد؛ لذا داستان‌هاي قرآني نزد او کارکردهاي اجتماعي دارد و نه اخلاقي (شريعتي، 1380، ج 20، ص 65).

ديد او به نزاع قابيل و هابيل نيز نه ديد سنتي (حرمت قتل نفس)، بلکه نگاهي نزديک به مباني ديالکتيکي است. از نظر او نزاع اين دو، نزاع مالک و دامدار است که در آن دوره اشتراک عمومي منابع توليد و روح برادري و ايمان با پيدايش عصر کشاورزي و استقرار نظام مالکيت خصوصي و خدعه مذهبي و تجاوز به حق ديگران از بين مي‌رود. يا اينکه او «ناس» را به جامعه تعبير مي‌نمايد و معتقد است در صورتي که کارکردهاي اجتماعي مدنظر قرآن باشد (مانند الحکم لله، إن تقرضو الله قرضاً حسناً)، «الله» و «ناس» مي‌توانند جايگزين هم شوند (شريعتي، 1362، ص 93).

او رابطه قابليان با ناس را عبارت از استبداد، استثمار و استحمار مي‌داند (زر، زور، مذهب) و به دنبال قدرت‌زدايي از قابيليان است (شريعتي، 1380، ج26، ص 187). در نزد او، چهره فرعون (حکومت)، قارون (ثروت) و بلعم باعورا (مذهب منحط)[44] در تثليث مسيحي تجلي پيدا نموده است (شريعتي، 1380، ج14، ص 323، ج4، ص 235)، و لذا به دنبال اصلاح اين سه رکن بالاخص نهاد دين است. اخلاف او نيز مانند حبيب‌الله آشوري و اکبر گودرزي کتاب‌هاي توحيد و توحيد و ابعاد گوناگون آن با همين روش تحرير نمودند. به عنوان مثال، تفسير ايشان از «ناس» توده‌هاي محروم است؛ که طبيعي است انتقاد روشنفکران ديني غيربنيادگرا را برمي‌انگيزد (مقدمه‌اي بر جهان بيني اسلامي، استاد مطهري و روشنفکران، ص 125، صدرا).

در نظر او تنها اسلام خالص داراي کارکردهاي اجتماعي است نه اسلام عرفاني و فلسفي. او در يک مقايسه بين ابن سينا و حلاج و ابوذر جانب ابوذر را مي‌گيرد و آموزه‌هاي فلسفي و عرفاني را فاقد کارکردهاي اجتماعي مي‌داند (شريعتي، 1381، ج27، ص 27).

شريعتي مانند آن‌چه نزد عموم بنيادگرايان ديده مي‌شود، اجتهاد را جايز مي‌داند و از آن‌جا که به‌دنبال تصفيه فرهنگي است، «آنچه را در اصطلاح سنتي «تفسير به رأي» مي‌خوانند، از منظري مثبت مي‌نگرد (شريعتي، 1362، ص 31، شريعتي، 1380، ج 20، ص 401). او رأي را در روايت «هر کس قرآن را با رأي خويش تفسير نمايد، جايگاه خود را در جهنم مي‌نهد»، به پيش‌داوري (prejugement) تفسير مي‌نمايد نه عقل؛ چرا که «نفي تعقل موجب مي‌گردد که مانند قرون وسطي فهميدن در انحصار عده‌اي خاص قرار گيرد» (شريعتي، 1380، ج20، ص 295). پس به عکس آن‌چه روآ مي‌گويد (روآ، 1378، ص 38) بنيادگرايان اتفاقاً به‌دنبال فتح باب اجتهاد هستند.

بدين ترتيب، به رغم نظر نويسندگاني که انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني (1368ش) را جنبشي بنيادگرا مي‌نامند (Bruce, 2008, P.46, Caplan, 1987, P. 177)، ايشان طرفدار آموزه‌هاي سنتي بوده و روحانيت را پشتوانه اسلام مي‌دانند (امام خميني، 1386، ج1، ص 117) و در بيانيه‌هاي متعددي از حريم «مقدس روحانيت» دفاع کرده (امام خميني، 1386، ج1، ص 148) و از کساني که حريم روحانيت را ناديده مي‌گيرند، انتقاد مي‌نمايند (امام خميني، 1386، ج1، ص 418). ايشان قانون و روحانيت را نقطه اتکاي ملت به حساب مي‌آورند (امام خميني، 1386، ج4، ص 53)؛ زيرا روحانيت در طول تاريخ، سنگ راه استعمار بوده است (امام خميني، 1386، ج1، ص 97).

به‌عکس بنيادگرايان که از عرفان بيزاري مي‌جويند و به يک‌باره سنت‌هاي اسلامي را به کناري مي‌نهند، ايشان در جواب سؤال محمد حسنين هيکل، علاقه خود به سنت اسلامي يعني کتب روايي، فقهي و فلسفي چون اسفار، جواهر و کافي را متذکر مي‌شوند (امام خميني، 1386، ج5، ص 271). امام در خطاب به حوزه‌هاي علميه، نگراني خود را از دور شدن حوزه‌هاي علميه از اشتغال به علوم رايج اسلامي و خصوصاً فقه و مبادي آن به طريق سنتي را بيان مي‌نمايند. ايشان در تحليلي و خصوصاً فقه و مبادي آن به طريق سنتي را بيان مي‌نمايند. ايشان در تحليلي وفاداري خود را به کل تاريخ فقه اماميه ابراز نموده و علاقه خود را به «سلف صالحي چون شيخ الطائفه، صاحب جواهر و شيخ انصاري» (امام خميني، 1386، ج17، ص 327 و 375) متذکر مي‌شوند. ايشان در منشور روحانيت، فقها را نگهبان علوم قرآن، احاديث و سنت معصومين(علیه السلام) مي‌دانند و به کتاب‌هاي متقدمين و متأخرين مانند فقه و فلسفه، رياضيات، نجوم، اصول، کلام، حديث، رجال، ادب و عرفان به ديده احترام مي‌نگرند (امام خميني، 1386، ج21، ص 275) و به نوعي اتکاي خود را به کل تمدن اسلامي متذکر مي‌شوند.

انتقادات شريعتي از علامه مجلسي، خواجه نصيرالدين طوسي، تز اسلام منهاي روحانيت و آنتي‌آخونديسم او موجب انتقادات علمايي همچون امام خميني، مرتضي مطهري و سيد مرتضي عسگري شد. به بيان ايشان، اسلام به استثناي آخوند و روحاني به معناي حذف کل اسلام است (امام خميني، 1386، ج7، ص 377). امام در جواب بنيادگرايان مي‌فرمايند:

«حذف روحانيت از اسلام و تز اسلام منهاي روحانيت، يعني نخواستن کل اسلام؛ چرا که اسلام بي‌آخوند اصلاً نمي‌شود و ايشان مبين قرآن و مظهر نبي مکرّم مي‌باشند.» (امام خميني، 1386، ج5، ص 280.)

ايشان به‌عکس شريعتي که به‌دنبال جايگزين کردن روشنفکران به جاي روحانيت است، به اقتدار روحانيت پايبند بوده و معتقد است که روشنفکران به آخوندي که به مسائل سياسي ناآشناست، آموزش دهند، ولي رهبري کماکان به دست روحانيت باقي بماند (امام خميني، 1386، ج3، ص 247).

البته بنيادگرايي شريعتي به خود او ختم نشد، پيروان او نيز همّ خود را تنها در تفسير قرآن قرار داده بودند. گروه فرقان بر اساس ايدئولوژي «ارزش‌هاي راستين سرخ علوي» و «آزادسازي اسلام علي از اسارت آخونديسم» به رويارويي با روحانيت برخاستند. «گروه آرمان مستضعفين و جنبش مسلمانان مبارز» نيز داعيه برخورد با روحانيت طبق روش شريعتي را داشتند و هر از چندي مخالفين خود را تهديد مي‌نمودند. البته در نهايت، تقابل اين دو تفکر موجب شد که فرقاني‌ها به مستمسک قرار دادن همين مسئله، مرتضي مطهري، قرني و مفتح را به شهادت برسانند (جعفريان، 1381، ص 307، ناصري و ستوده، 1378، ص 367).

http://www.dinonline.com/detail/News/3911



تاريخ : جمعه 31 مرداد1393 | 11:57 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
حجت الاسلام والمسلمین دکتر محمد مسجدجامعی

مکتب تشيع به عنوان يک نظام عظيم، مرتبط و متين فقهي و کلامي و معرفتي عميقاً مرهون تعليمات امام صادق (ع) است. امام ششم را در پي افکندن اين نظام و تبيين و توسعه آن نقشي است بي بديل. انتساب مذهب تشيع به حضرتش از ديرباز به همين علت بوده است. قبل از پرداختن به موضوع لازم است اجمالاً‌به دو نکته اشارت داد.
1. تلقي عمومي شيعيان در طي دهه هاي اخير نسبت به ائمه و نقش آنان دچار دگرگوني ها يي شده است. در گذشته شناخت نسبت به امامان عمدتاً‌ بر اساس احاديثي بود در فضائل و مناقب آنان،‌و در دوران اخير اين شناخت تحت تأثير تصوري است که شيعيان از نقش اجتماعي و سياسي و فرهنگي امامان دارند.
اين تحولِ در شناخت به نوبه خود متأثر از شرايط جديدي است که در کمتر از يک سده گذشته حاکم شده است . گرايش به فهم تحليلي تاريخ و از آن مهمتر نفوذ عميق و محبوبيت و بلکه مقبوليت انديشه هاي چپ و به طور کلي افکار انقلابي و بعضاً‌مسلحانه و بر اندازانه، از مهتمرين عوامل است.
البته تحول ياد شده در قلمروهاي مختلف شيعي يکسان و همانند نيست. در ايران به گونه اي است و در بين شيعيان عرب و عرب زبان ها به گونه اي ديگر و در بين شيعيان شبه قاره هند و افغانستان به گونه اي متفاوت تر. اين تفاوت ها به دليل شرائط متفاوت آنها است و اينکه اين تفاوت، خصوصيات و الزامات خاص خود را داشته است. 
در ايران بعد از مشروطه و به ويژه پس از شهريور 1320 افکار چپ به عنوان يک جريان فکري و ايدئولوژيکي و سياسي در بين تحصيلکردها و روشنفکران محبوبيتي بلامنازع يافت. اين جريان طبقات جديد مذهبي را، خصوصاً از دهه 1340به بعد، عميقاً‌ تحت تأثير قرار داد . اينان گذشته خود و حتي گذشته دين خود را در بسياري از موارد بر اساس همان روش ها و معيارهايي بررسي کردند که در ميان ترقي خواهان چپ ايراني رواج و مقبوليت داشت و در پي اثبات همان مسائلي بودند که براي آنها اهميت داشت. البته عوامل ديگري هم در اين ميان دخالت داشت که از بيانش در مي گذريم.
اما داستان در بين شيعيان عرب منطقه چنين نبود. در آنجا احساس محروميت عميق صرفاً‌به دليل شيعه بودن،‌و احساس اقليت بودن حتي در آنجا که اکثريت عددي از آنان بود،‌ و احساس ادامه همه جانبه سياست تبعيض آميز و طائفه گرايانه عثماني ها حتي پس از استقلال کشورهاي عربي،‌ مهترين عامل رجوع به انديشه هاي چپ و انقلابي بود. 
به عبارت ديگر ماهيت تمايل به افکار چپ و چپ گرايي در بين شيعيان عرب در بطن خود کاملاً‌ متفاوت بود با آنچه در ايران وجود داشت. اما نتيجه هر دو جريان در فهم بيش از حد سياسي و انقلابي روش و سيره ائمه، کم و بيش يکسان بود.
از اين ديدگاه بزرگترين و بلکه تنها رسالت امامان در مبارزه همه جانبه انان با حاکم و نظام حاکم خلاصه مي شد. و اين خود بر دو باور مبتني بود. اول آنکه تمامي بدي ها و کژي ها و ستم ها به حاکمان راجع مي شود و دوم آنکه تنها وظيفه امامان مقابله بي امان با آنها است. بر اساس چنين تفسيري مجموع اقدامات ائمه اعم از «فعل» و «قول» و «تقرير» صرفاً‌در خدمت همين هدف است، حتي اگر به انقلاب مسلحانه بينجامد. خواه از طرف خود آنان باشد و يا از طرف پيروان و شاگردانشان. 
2- نکته ديگر اين که هستند در بين شيعيان کسان فراواني که مکتب تشيع را کم و بيش همانند ساير مکاتب و مذاهب اسلامي مي دانند ، بدون آنکه به غناي استثنايي آن در وجوه مختلف فقهي و کلامي و معرفتي و عاطفي توجه داشته باشند و اينکه اين غنا و ژرفنايي و متانت نتيجه مستقيم تعليمات امامان معصوم است.
در اينجا هدف صرفاً‌ تذکر يک واقعيت است و نه ارزش گذاري و بيان فضيلت و برتري . تا هنگامي که اين واقعيت به درستي و به گونه اي بي طرفانه و عالمانه روشن نشود نمي توان درباره نقش امامان صحبت کرد. کافي است نه تنها محتوي بلکه تقسيم بندي ها و عناوين ابواب و فصول کتابي همچون «کافي» با کتب حديثي غير شيعيان مقايسه شود تا نکته ياد شده به دست آيد.
اشتباه نشود. در اينجا هدف دفاع از کليت ميراث حديثي ما نيست که هيچ عالم مجتهدي در طول تاريخ نه چنين ادعايي داشته و نه چنين کرده است. ارزيابي صحت و اعتبار احاديث خود فن مستقلي است و مباني خاص خود را دارد. سخن در اين است که اين مجموعه هاي حديثي که عموماً‌ چيزي جز آموزش هاي عملي و بياني ائمه نيست، مشتمل بر معارفي است که در نزد مکاتب و مذاهب اسلامي ديگر يافت نمي شود. سخن در نقاط قوت استثنايي و منحصر به فرد است و نه موارد ضعيف و يا موارد مشابهي که در نزد ديگران هم وجود دارد.
اگر اين نکته پذيرفته شود آن گاه به راحتي مي توان درباره نقش بي بديل ائمه در تکوين و سامان دهي مکتب تشيع سخن گفت و اينکه اين مکتب مشتمل بر چه معارف و ويژگيهايي است که چنين نظام اعتقادي و فقهي مستحکم و منسجمي را توليد کرده است.
3- در اينجا لازم است به مفهوم رسالت امامان اشارتي رود. اين رسالت در درجه نخست بيان و تشريح معارف عميق و حياني بود. آن نوع معارفي که انسان ها با ظرفيت هاي انساني شان ،‌اعم از عقلاني و روحي و احساسي و عاطفي،‌ نمي توانند بدان دست يابند. مي بايد آن را از منبعي آسماني دريافت کنند و افراد آشناي با اين رمز و راز آن را برايشان بازگو و تفسير کنند.
اين منبع از نظر ما قرآن کريم است و آموزش هاي پيامبر (ص). و نقش اصلي ائمه توضيح و مفهوم کردن و تطبيق دادن اين مجموعه است. اعم از آنکه به اصول اعتقادي راجع شود و يا به فروع عملي.
در آغاز نبرد سهمناک صفين مردي از منطقه شام لگام اسب امام علي (ع) را گرفت و از ايشان درباره قضا و قدر الهي سئوال کرد. ( به احتمال فراوان به دليل سطح بالاي فرهنگ منطقه شام اين نوع سئوال ها در آن ايام براي شاميان مطرح بود. اگر چه اين نوع مسائل در دهه هاي بعد کل جامعه اسلامي را فرا گرفت.) اطرافيان حضرت برآشفتند و اينکه در اين گير و دار اين چه سئوال و چه توقعي است. حضرت فرمود ما اصولاً‌براي چنين مسائلي است که مي جنگيم و سپس با مهرباني و با تفصيل به پاسخ شامي پرداخت.
بدون شک دفاع از حق و حقيقت و دفاع از مظلوم و مستضعف و مقابله با کژي و ظلم و انحراف و تلاش براي استقرار سنت و عدالت و عمل به وظيفه اي که دين در شرايط مختلف طلب مي کرده و تطبيق دادن احکام دين با موقعيت هاي متفاوت، از جمله رسالت هاي امامان معصوم بوده است اما وظيفه اصلي همانا شرح و بسط معارف وحياني و الهي بوده است. 
براي نمونه ادعيه معتبر را در نظر بگيريد. اعم از آنکه کوتاه باشد و يا بلند. زيباترين و لطيف ترين بخش هر ديني دعاهاي او است. هم اديان ابراهيمي و هم اديان ژرف و عميق آسيايي را ادعيه اي است . اما به واقع هيچيک به تعالي و عمق و زيبايي و صميميت و سبکي و لطافت و روح نوازي ادعيه ما نيست. به ويژه در آنجا که خداوند را توصيف و تسبيح و ستايش مي کند و خود را معرفي و ترسيم مي کند با او راز و نياز و نجوي مي نمايد. انسان به واقع احساس مي کند که بي نهايت را درمي يابد و به آن متصل مي شود.
البته اين يک نمونه است. مهم اين است که نقش امامان تا سطح يک انقلابي عدالت خواه و يا يک اصلاح گر انديشمند و عاقبت بين تقليل نيابد. اصولاً‌يکي از مشکلات امامان بعد از امام باقر و به ويژه امام صادق با انقلابيون مبارز بني الحسن، به همين دلائل بود.
4- امام صادق در سال 83 تولد يافت و در 114 به امامت رسيد و در 148 دار فاني را وداع گفت. در بين امامان معصوم، به جز آخرين آنان، حضرتش طولاني ترين عمر و طولاني ترين دوران امامت را داشت. اين سالها مصادف است با دوران ضعف بني اميه و سپس سقوط آنان و اوائل دوران بني عباس. بدين دليل فشار سياسي و امنيتي بر روي امام و شيعيان و شاگردان حضرت در مقايسه با ائمه ديگر به مراتب کمتر بود. اگر چه پس از قدرت يافتن منصور دوانيقي و دوران هاي پس از او، فشار امنيتي حتي از دوران اوج قدرت بني اميه هم بيشتر شد.
و اين امتياز مهمي بود. عموم امامان خصوصاً‌از امام سجاد به بعد تحت محاصره شديد سياسي و ا منيتي بودند و مردم عادي و حتي نزديکان سببي و نسبي آنان کمتر مي توانستند با ايشان ديدار و گفتگو کنند. اين فشارها تا قبل از سال هاي پاياني عمر امام صادق بسيار کاهش يافت و اين سبب هجوم انبوه دوستداران علم و فقه و معارف گرديد.
5- اما اين همه يک طرف داستان بود. امام با مشکلات جديدي روبرو شد که يا کاملاً‌جديد بود و يا آنکه شدت و حدت آن به مراتب بيش از گذشته بود. مشکلات جديد خود مولود شرايط و موقعيت جديد بود. بيش از يک قرن از تولد و گسترش سريع اسلام مي گذشت. يکي از دو قدرت و بلکه ابر قدرت زمان فرو پاشيده بود و ديگري بخش هاي وسيعي از قلمرو خويش را از دست داده بود. قدرت هاي محلي نيز فرو پاشيده بودند.
همزمان با اين تحولات بزرگ سياسي و نظامي،‌جابجايي عظيم جمعيتي اتفاق افتاد. ساکنان سرزمين وسيع جزيره العرب که از محروميت هاي فراواني رنج مي بردند به سوي سرزمين هاي جديد سرازير شدند. ضمن آنکه دين جديد ساکنان مناطق متعدد را مورد خطاب قرار مي داد. مسئله تنها تولد امپراطوري جديد نبود که نظم و نظام خاص خود را داشت. پيام و دعوت نويني به ميدان آمده بود و مردمان را به سوي خود فرا مي خواند.
اين دعوت کم و بيش براي نسل اول نامفهوم بود. چرا که آنان عموماً‌ زبان عربي را نمي دانستند و در فضاي تمدني و فرهنگي کاملاً‌ متفاوتي به دنيا آمده و رشد کرده بودند. اما از نسل دوم به بعد داستان تغيير کرد. فرهيختگانشان با زبان فاتحان آشنا شدند و اين وسيله اي بود براي آشنايي با معارف اسلامي.
در کنار اين همه نظام خشن و ظالم و تبعيض آميز و بلکه نژاد پرستانه اموي عرصه را بر مردم و خصوصاً غير عرب ها تنگ کرده بود. مهمتر آنکه انواع و اقسام افکار و انديشه ها و آداب و رسوم متعلق به تمدن هاي ديگري که هم اکنون تحت سلطه اعراب قرار گرفته بودند،‌ به صحنه آمد و عموماً‌ قالبي اسلامي يافت. اين مجموعه در کنار نظام حاکم جبار و پر عصبيت به ايجاد گرايش هاي گونه گونه فکري و اجتماعي و مذهبي انجاميد. از گرايش هاي جبر گرايانه گرفته تا گرايش هاي الحادي و اباحي و خارجي.
6- اسلام ديني جامع گسترده بود. و شئون مختلف فردي و اجتماعي را در بر مي گرفت. و اين ايجاب مي کرد فقهي گسترده داشته باشد. بخشي از اين فقه بيشتر مورد ابتلاي مردم بود که عمدتاً به طهارت و عبادات و مسائل ازدواج و طلاق و ارث مي پرداخت. بسياري از اين فروع فقهي در طول قرن اول شکل گرفت و مسلمانان بر اساس آن عمل مي کردند.
چگونگي شکل گيري اين فروع که در حقيقت استنباط احکام از منابع اوليه بود، خود داستان مفصلي دارد. اين استنباط ها توسط عالمان مختلفي صورت پذيرفت که هر يک معيارها و سليقه خود را داشتند. توده مردم خصوصاً‌ اگر متعلق به شهر و منطقه آن عالم بودند،‌ سخنان او را به گوش مي گرفتند و بدان گونه عمل مي کردند و به جز آن را باطل مي دانستند. در اين ميان سياست و نظام حاکم را نقش چنداني نبود.
آنچه بيان شد صرفاً‌در محدوده احکام فقهي نبود. معتقداتي هم وجود داشت که مردم بدان خو گرفته بودند و آن را حق مي دانستند و حاضر نبودند به جز آن را بشنوند و البته در اين جا سياست را نقشي بزرگ و تعيين کننده بود. اين اعتقادات در اواخر قرن اول و اوائل قرن دوم بيشتر در باره تاريخ صدر اسلام و صحابه و به قدسيت بر داشتن اين برهه از تاريخ و مردمانش بود.
7- سال هاي طولاني امامت امام صادق مصادف است با اوج گيري تمامي جريان هايي که تنها به بخشي از آن اشارت رفت . اعم از فقهي و کلامي و گرايش هاي زهد طلبانه و صوفيانه . ضعف حکومت مرکزي آزادي هاي دوران انتقال نيز به تشديد و گسترش اين جريان ها کمک مي کرد. در کنار اين همه در بين علويان و خاصه بني الحسن کساني بودند که داعيه هاي حکومتي داشتند و مردم را به قيام مي خواندند. 
در اين ميان امام مي بايد سخن حق را بگويد و در عين حال به گونه اي مسائل مختلف را بيان کند که بيان حضرتش مورد سوء استفاده قرار نگيرد و مشکلاتي ايجاد نکند . چه از طرف کساني که تابع استنباط هاي فقهي ديگر بودند و چه از طرف ابا حي گراياني که براي مصون ساختن خويش به پيروي از تشيع تظاهر مي کردند و چه از جانب حکومت مرکزي که در پي يافتن شيعيان آن حضرت بود.
مشکل امام صرفاً نظام حاکم نبود. به عنواني توده مردم هم بودند که با فقهي متفاوت پرورش يافته و صرفاً‌ آن را حق مي دانستند. علوياني هم بودند که از آن حضرت بيعت و حمايت مي خواستند و بعضاً انتقاد و تهديد مي کردند . کسان ديگري هم بودند که تظاهر به پيروي از امامان را وسيله اي براي توجيه اعتقادات و اعمال خلاف شرع خود قرار مي دادند و بالاخره شيعياني بودند که به دلائل مختلف مي خواستند تند تر و يا کند تر از امام حرکت و رفتار کنند و به نوعي خودنمايي نمايند. شايد کم آزار ترين شان زنادقه اي بودند که به دليل سعه صدر و خوش رفتاري و قدرت علمي و اقناعي امام يا آن حضرت بحث و گفتگو مي کردند و به جهت همين صفات استثنايي از آن حضرت پيوسته با تعظيم و تکريم نام مي بردند.
8- مباحثي که در اصول فقه تحت عناوين «تعادل و تراجيح» و يا «تعادل و ترجيح» و يا «تعارض ادله» و يا «تعارض ادله و اختلاف حديث» مورد بررسي قرار مي گيرد عمدتاً‌ و بلکه کلاً‌درباره ملاک هاي اعتبار و حجيت احاديثي بحث مي کند که در شرائطي که گفته آمد ، بيان و تقرير شده است. همين نوع بررسي ها را نيز در فقه در مبحث تقيه و تمامي ابواب ديگري که مشتمل بر احاديثي است که به نوعي متعارض است، مي توان سراغ گرفت.
دقت در اين مباحث نشان دهنده اوضاع و احوال سخت آن ايام و مشکلات عديده امام براي بيان حقايق است. جالب اينجا است که اکثريت قريب به اتفاق احاديث متعارض مورد بحث و نيز « اخبار علاجيه» که ملاک هاي لازم براي دريافت نظريه درست را توضيح مي دهد، از امام ششم مي باشد.
و امام در چنين شرائط دشوار و بعضاً جانکاهي قرار داشت،‌ اما رسالت خويش را به پايان برد. مکتب تشيع در اصول و فروع و خصوصاً فروع، مرهون آن حضرت است. عليرغم تمامي مشکلات، براي هيچيک از ائمه ديگر چنين فرصتي به دست نيامد و مذهب تشيع به حق مذهب جعفري ناميده شده است. 
به جز اين، عموم علماي بزرگ اهل سنت معاصر امام، و حتي پس از آن حضرت، به طور مستقيم و غير مستقيم شاگردان ايشان بودند . همچنانکه برخورد بزرگوارانه و هدايت گرايانه امام در برخورد با معنويت گرايان منحرف و شکاکان و زنادقه آن زمان به طور قطع تأثيري عميق در جلوگيري از گسترش و تعميق انحرافات رايج در آن دوران داشته است.
http://shafaq.org/persian/shafaqna/item/83881-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82-%D8%B9-%D9%88-%D9%85%DA%A9%D8%AA%D8%A8-%D8%AA%D8%B4%D9%8A%D8%B9-%D8%AF%D8%B1%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AD%D8%AC%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D9%85%D8%B3%D8%AC%D8%AF-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%DB%8C

 



تاريخ : پنجشنبه 30 مرداد1393 | 8:9 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |

الاهیات و آینده پژوهی؛ همگرایی؟ واگرایی؟

موضوع سخنرانی بنده در پژوهشگاه شاخص اصفهان

چهارشنبه: 29 شهریور. دانشگاه اصفهان

سر فصل ها:

نگاه آینده پژوهانه به دین

نگاه دین پژوهانه به آینده



تاريخ : یکشنبه 26 مرداد1393 | 0:47 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
کد خبر : ۲۱۱۶۶۰۱۰ : ۲۹  - ۱۳۹۱/۱۱/۱۴سرويس : قم
حوزه علمیه سکولار از دردهای جامعه خالی است/حوزه باید در متن جامعه باشد

حوزه علمیه سکولار از دردهای جامعه خالی است/حوزه باید در متن جامعه باشد

مبلغ بین المللی با اشاره به تلاش غرب در جهت جدا کردن حوزه ها از بطن جامعه گفت: دردها و شادی های مردم در جامعه شکل می گیرد و اگر حوزه های علمیه از جامعه فاصله بگیرند، سکولار شده و از دردهای مردم خالی می شوند.

 

خبرگزاری شبستان - قم: حوزه های علمیه به عنوان مهمترین و شاخص ترین داعیه دار ترویج و تبیین معنویت و دینداری در طول تاریخ، هماره محور تحولات و نقطه عطف در تاریخ بوده و هستند. حوزه های علمیه نه تنها جریان ها را راهبری کرده و می کنند بلکه در بسیاری از مقاطع تاریخی، خود، جریان ساز و حادثه ساز بوده اند.
با این نگرش، مدیریت درونی حوزه ها و یا حتی نگاهی که از بیرون به حوزه های علمیه می شود، به طور جد و حتم می تواند تعیین کننده و سرنوشت ساز هم در چگونگی ادامه حیات حوزه های علمیه و هم کارکردها و مدیریت بیرونی جامعه توسط حوزه ها باشد.
بر اساس همین رویکرد، می توان اساس شکل گیری انقلاب اسلامی و رهبری داهیانه امام راحل به عنوان یک حوزوی و عالم دینی را تفسیر و تبیین کرد. با انقلاب بسیاری از نگرش ها در حوزه های علمیه تغییر یافت. از سوی دیگر پس از جریان انقلاب، هم از ناحیه حضرت امام(ره) و هم مقام معظم رهبری، مباحثی مبنی بر تحول در حوزه های علمیه و لزوم موضع گیری این نهاد در مسایل مختلف مطرح شد. این امر در سال های اخیر به طور جد از سوی مقام معظم رهبری در دیدارهایی که به بهانه های مختلف، طلاب و اساتید حوزه های علمیه با ایشان داشته اند، مورد تاکید و سفارش خاص ایشان قرار گرفته است.
تحول در حوزه های علمیه چه از لحاظ آموزه ها و تعالیم محتوایی و چه از منظر ساختار و روش، مسئولیت علمای دین در نظریه پردازی و تولید علوم انسانی، ضرورت تبیین چشم انداز و برنامه ریزی در حوزه های علمیه بخشی از توصیه هایی بوده که ایشان دائما به آن نظر داشته و دارند. بعد از گذشت 2 سال از آخرین سفر مقام معظم رهبری به قم و دیدار حوزویان با ایشان، بر آن شدیم تا در گفتگو با صاحبنظران این مسایل مهم و راهکارهای دستیابی به حوزه علمیه مطلوب را مورد بررسی قرار دهیم.

 

حجت الاسلام یحیی جهانگیری سهروردی، از مبلغان بین المللی، مولف کتاب "مسجد مجازی، رهیافت ها و راهکارها" و از اساتید جامعه الزهرا (س) در گفتگو با خبرنگار شبستان در پاسخ به سوالی در خصوص مواضع حوزه های علمیه در خصوص مسایل مختلف داخلی و خارجی به واکاوی بنیادین این موضوع پرداخت و افزود: اساسا در تاریخ علوم اسلامی، حوزه های علمیه در بطن جامعه قرار داشتند.

 

وی ادامه داد: نخستین حوزه علمیه که توسط شیخ طوسی بنیان نهاده شد، "جامع" نام داشت. هنوز هم حوزه های علمیه عراق با این عنوان شناخته می شوند اما امروز در کشور ما به حوزه های علمیه مبدل شده است.

 

این مبلغ بین المللی که محرم امسال برای تبلیغ اسلام در مالزی به سر می برده است، ادامه داد: جامع (حوزه های علمیه) به معنای فضایی است که با جامعه درارتباط است و همیشه در کنار این جامعه قرار دارد.

 

بازاریان در همجواری با حوزه ها مکاسب می آموختند

وی گفت: به طور مثال در نگاهی جامعه شناسانه به تاریخ حوزه های علمیه می بینیم که این جامعه علمی همیشه با جامعه درگیر بوده و نمونه بارز آن همجواری با بازارها بود که آشنایی بازاریان با مکاسب را درپی داشت.

 

حجت الاسلام سهروردی ادامه داد: در این ارتباط طلبه ها با جامعه درگیر بودند و می دیدند در این لحظه نیاز جامعه چیست که البته با دقت در این مسایل متوجه می شویم که حوزه ها در گذشته چگونه فرآیند دینی سازی مردم را انجام می دادند.

 

حوزه ها و دانشگاه ها را از بطن جامعه دور کرده ایم

وی با اشاره به تغییرات صورت گرفته در حوزه های علمیه خاطرنشان کرد: ولی امروز می بینیم که دانشگاه ها و حتی حوزه های علمیه بیرون از شهرها ساخته می شود در حالی که این مراکز علمی باید درگیر جامعه بوده و در نتیجه این ارتباط روزمره و تنگاتنگ مسایل جامعه را به صورت آکادمیک تحلیل کنند.

 

وی اظهار داشت: این اتفاق در هیچ کشوری تایید شده نیست و می بینیم که دانشگاه های معتبر دنیا در داخل شهرها ساخته می شوند تا اهالی علم با بطن جامعه در ارتباط باشند.

 

این استاد حوزه تصریح کرد: این اتفاق باید در کشور ما هم بیفتد و دانشگاه ها و حوزه های علمیه را به بطن فضای اجتماعی بکشیم چرا که جامع (عنوان حوزه های علمیه در گذشته های دور کشورمان و امروز برخی کشورهای مسلمان) باید با جامعه درگیر باشد.

 

حوزه سکولار از دردهای جامعه خالی است

وی با تاکید بر فواید این همجواری افزود: دردها و شادی های مردم در جامعه شکل می گیرد و اگر حوزه های علمیه از این جامعه فاصله بگیرند، سکولار شده و از دردهای مردم خالی می شوند.

 

حجت الاسلام سهرودی تصریح کرد: باید بررسی شود که آیا حوزه های علمیه ما تمام دانش هایی که تولید می کنند در جامعه مورد نیاز است یا اینکه در این خصوص با مشکل مواجه هستیم.

 

وی با اشاره به راهکارهای موجود در این خصوص خاطرنشان کرد: امروز در شاخه های مختلف علمی بحث های بین رشته ای مطرح می شود که با ورود به این عرصه می توان گفت تا موقعیت ایده آل چقدر فاصله داریم.

 

این مبلغ بین المللی در ادامه با اشاره به تاریخچه ای از نقشه های استعمار پیر و استعمار نو برای به حاشیه کشیدن حوزه های علمیه افزود: این موضوع پدیده ایست که از زمان مشروطه و توسط غرب کلید خورد و طرح ها برای اینکه جامع ها در کنار جامعه نباشند، ریخته شد.

 

وی گفت: پیش از مشروطه مردم هم علوم مختلف و هم دانش دین را در جامع ها فرا می گرفتند و دارالفنون نخستین مرکز علمی غیر از جامع ها در کشور بود که شکل گرفت.

 

وی خاطرنشان کرد: ولی پس ازمشروطه نام جامع ها را تغییر داده و اسم حوزه های علمیه را بر آنها نهادند که این نامگذاری با توجه به مفهوم آن معنایی جز اختصاص مطالعات حاشیه ای به حوزه ها و بخش دیگر علوم به دانشگاه ها نداشت.

 

حجت الاسلام سهروردی تصریح کرد: با این اقدامات عملا هر دوی این مراکز را نسبت به جامعه در حاشیه قرار داده و می خواهیم مشکلات جامعه را حل کنیم اما در غرب قضیه دقیقا برعکس می باشد، آنها صنعت، دانشگاه و جامعه را با هم درگیر کرده اند تا تولیدی که در این قسمت می شود، دقیقا همان چیزی باشد که جامعه نیاز دارند.

 

وی در ادامه با اشاره به دیگر مشکلات اینچنینی در جامعه خاطرنشان کرد: به طور مثال باید دید چرا پایان نامه های امروز ما مشکل جامعه را حل نمی کند و قادر نیست باری از مشکلات جامعه را از دوش کشور بردارد.

 

مولف کتاب "مسجد مجازی، رهیافت ها و راهکارها" افزود: اگر پیوند جامع و جامعه برقرار شود همانگونه که در میراث برجای مانده از حوزه های علمیه در قرن ها قبل نیز نمایان است، حتما می توانیم مشکلات جامعه را حل کنیم.

 

تئوری غربی ها برای حوزه های علمیه؛ مدل اسلامی کلیساها

وی گفت: به نظر من به حاشیه راندن حوزه های علمیه از متن جامعه معنایی جز دور کردن جامع های علمی از جامعه ندارد و این تئوری و ترفندی غربی است که در نظر داشته و دارند تا مدل کلیساها (جدایی بین جامعه و مقوله دین) را ایجاد کنند.

 

حجت الاسلام سهروردی با اشاره به برخی از صفات این مدل خاطرنشان کرد: دوری کلیسا از دولت، دوری کشیش از قیصر مهم ترین این صفات است و نظریه پردازان غربی با تبدیل جامع ها به حوزه های علمیه در کشورمان به دنبال اجرای همین هدف هستند.

 

عالمان دینی در نگاه اسلام و روحانی در نگاه مسیحیت 

وی تصریح کرد: این اتفاق با 2 حرکت استراتژیک از زمان مشروطه دنبال می شود، اول تبدیل جامع ها به حوزه های علمیه و دوم تغییر عبارت عالمان دینی به روحانی.

 

وی با تاکید بر نگاه متفاوت اسلام و مسیحیت امروز به جایگاه عالمان دینی اظهار داشت: در نگاه اسلامی عالم دین فقط روحانی نیست بلکه در 2 حوزه معاش و معاد حضور و ارشاد دارد ولی روحانی کلیسا فقط در خصوص معاش مردم صحبت می کند و با معاد کاری ندارد.

 

این استاد حوزه گفت: مسئله مهم دقت در خصوص واژه سازی هایی است که در سده اخیر برای ما داشته اند و در ادامه این بررسی ها متوجه می شویم که در این خصوص یک جریان خاص در حوزه های علمیه راه افتاده است که نمونه بارز آن تغییر عنوان عالم دینی به روحانی است.

 

وی تصریح کرد: این مسایل و برخی از جریان های انزوا گرا در حوزه به راه افتاده که تا حدودی در خصوص آنها صحبت شد و همین مسایل باعث شده تا رهبر معظم انقلاب در خصوص حوزه علمیه سکولار در سفر آخر خود به قم صحبت کرده و هشدارها و مطالبات خود را بیان کنند.

 

پایان پیام/
 

 

 http://www.javanemrooz.com/news/newsreader/shabestan/show-3256725.aspx



تاريخ : جمعه 24 مرداد1393 | 1:36 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
 

تاریخ ایجاد : ۱۳۹۳ شنبه ۳۱ خرداد    تعداد بازدید : ۴۵
 

خانه مجردی و گرایش جوانان به ازدواج سفید

یک پژوهشگر حوزوی با اشاره به علت های بروز پدیده ازدواج سفید در کشورمان گفت: ریشه های این مسئله را باید در گرایش ها به تک زیستی ها و خانه های مجردی جستجو کرد.
 

به گزارش پایگاه 598 به نقل از خبرگزاری شبستان_ قم، ازدواج سفید واژه ایست که اخیرا در محافل مختلف از آن تحت عنوان یک تهدید برای جامعه و مخضوضا جوانان نام برده می شود و کارشناسان مختلفی به عدم همخوانی این مسئله با فرهنگ و اعتقادات ملی و دینی مان اشاره کرده اند. پدیده ای که هرچند هنوز در بخش های بزرگی از کشورمان جایی ندارد ولی باید با نگاه به آینده مراقب گسترش احتمالی آن باشیم.

حجت الاسلام سهروردی از پژوهشگران و محققین حوزوی، مبلغ بین المللی و نگارنده کتب و مقالات متعدد در موضوعات مختلف دینی و اجتماعی در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری شبستان به مطالعه ریشه ای این معضل پرداخت و گفت: ازدواج سفید یا همان "with marriage" از جمله فرهنگ ها وارداتی است که ابتدا در غرب بوده و اخیرا وارد کشورمان شده ست.


وی با اشاره به ورود بی رویه فرهنگ و یا عادات غربی به کشور ادامه داد: متاسفانه فرهنگ غربی و حتی فرهنگ های بسیار پنهان این کشورها هم وارد کشور ما شده، فرهنگ هایی که حتی در غرب از حیث فرهنگی پدیده زیاد مطلوبی نبوده، امروز وارد جامعه ما شده است.


این محقق و پژوهشگر حوزوی گفت: پدیده ازدواج سفید که امروز آرام آرام سفیدی اش در جامعه ما چشم ها را می زند، حتی در آمریکا تا سال 1970 خلاف عرف و غیرقانونی بود که بعدها شکل رسمی تری به خود گرفت.


متاسفانه حتی فرهنگ های غیر استاندارد مغرب زمین را هم پذیرا شده ایم؛این یک هشدار جدی است
وی با ابراز نگرانی نسبت به تبعیت گسترده ای که امروز در کشور از فرهنگ غربی و حتی ابعاد پنهان آن می شود، افزود: ما نه تنها در مواردی که استانداردهایی دارد بلکه حتی در مسائلی که فاقد هرگونه استانداردی است از سبک زندگی غربی ها تبعیت می کنیم که این موضوع ازدواج سفید هم یکی از همین موارد می باشد.


حجت الاسلام سهروردی تصریح کرد: امروز متاسفانه وضعیت به شکلی شده که جامعه ما حتی ناپسندهای جامعه غرب را هم می پسندد و آن را وارد زندگی روزمره می کند و این یک هشدار جدی است و در نگاه آینده پژوهانه مشکل ساز که در باید این مسئله مخصوصا مورد توجه هنرمندان باشد و با تولیدات خود ابعاد منفی این مسائل را به جامعه با زبان تاثیرگذار هنر نشان دهند.


وی ادامه داد: نکته دیگر در این خصوص که مخصوصا حوزویان باید به آن توجه کنند این است که رابطه سنت با مدرنیته را مشخص کنند.


مولف کتاب "مصلحت در فقه؛ مبانی، رهیافت ها، کارکردها" گفت: وقتی که انسان مرد و زن بودنش از کانتکست مدرنیته تحصیل می شود، مرد یا زن بودن معنایی دیگر پیدا کره و نتیجتا این دو تفسیر جداگانه ای پیدا می کنند که روابط این دو را هم تحت تاثیر قرار می دهد.


وی افزود: فعلا ما فقط بحث انسان چیست و زن و مرد چیست را دیده ایم ولی به رابطه آنها توجهی نکرده ایم و این در حالی است که در تفسیر مدرن ازدواج سنتی زن و مرد اصلا معنایی دیگر پیدا کرده و به شوریدن علیه ازدواج سنتی انجامیده و تبدیل به مسائلی می شود که امروز در جوامع غربی می بینیم.


وی با اشاره به رشد مسائلی همچون ازدواج سفید در نتیجع این روند در جوامع مختلف تصریح کرد: این مسئله اگر هم در غرب رشد پیدا کرد با توجه به فرهنگ آنها شاید موردی نداشته باشد ولی در کشور ما اگر این اتفاق بیفتد، قابل تحلیل است.

حجت الاسلام سهروردی در ادامه به تحلیل موضوعی ازدواج سفید پرداخت و خاطرشان کرد: در این ارتباط یک زن و مرد بدون اینکه عقدی بخوانند، یک زندگی مشترک را شروع می کنند.


وی با اشاره به وجود این مسئله در دیگر فرهنگ ها گفت: در این فرهنگ ها به دلیل عدم مغایرت با مسائل فرهنگی و اعتقادی آنها این اتفاق ممکن است، بیفتد ولی با اجازه و نظارت خانواده هاست ولی در جامعه ما به دلیل مغایرت ها در فرهنگ و آیینمان ابن اتفاق بدون اجازه والدین می افتد.


آینده ای که در آن دیگر سفیدی ازدواج ها چشم را نمی زند!
مولف کتاب "بگذار زندگی کنم" با اشاره به مسائل پیرامون این اتفاق ادامه داد: در نتیجه روندی که ذکر شد این مسئله امروز بدون اجازه والدین اتفاق می افتد ولی اگر به صورت تاثیرگذار جلوی رواج آن گرفته نشود در آینده می بینیم که ازدواج های سفید بدون هیچ مشکل و یا ابراز تعجبی با اجازه والدین صورت می گیرد.


وی با بیان اینکه در موضوع ازدواج سفید دو مسئله مطرح می باشد، اضافه کرد: اول اینکه موضوع ازدواج های سفید در ایران فعلا مخفیانه است و آمار دقیقی از آن نداریم و دومین مسئله تلاش دو طرف برای اینکه رابطه جنسی در این نوع ازدواج وجود نداشته باشند چرا که این مسئله مخفیانه و بدون اجازه پدر و مادر ها اتفاق می افتد.
 

ریشه گرایش جوانان به ازدواج سفید را باید در تمایلات آنها به تک زیستی جستجو کرد
حجت الاسلام سهروردی در ادامه به بررسی علت های گرایش جوانان به ازدواج سفید پرداخت و افزود: اگر ما بتوانیم، دلیل گرایش جوانان به خانه های مجردی یا همان تک زیستی ها را بفهمیم، می دانیم که چرا حالا به ازدواج سفید گرایش یافته اند.


وی گفت: مورد دوم هم در این خصوص پرهزینه بودن ازدواج است، در این زمانه که ازدواج هزینه های فراوان اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را بر زوجین تحمیل می کند و مردم احساس می کنند، قادر به تربیت یک فرزند خوب نیستند، جوان به زیر بار عقدنامه ای که کلی مسئولیت برایش به همراه دارد، نمی رود.


وی تصریح کرد: البته کارشناسان ما، قوه قضائیه، حقوقدانان و مجلس باید به این مسئله بپردازند تا کلفت و سنگینی که جوان با ازدواج به روی دوش خود احساس می کند را کاملا رفع کرده یا حداقل مقدار زیادی از این بار کم کنند.


جوانی که ازدواج را بیشتر وبال می داند تا بال
این پژوهشگر حوزوی افزود: ما باید به مردممان بفهمانیم که ازدواج وبال و سنگینی نیست بلکه ازدواج بالی است برای اوج گرفتن ولی متاسفانه جوان ما ازدواج را وبال می داند نه بالی برای پرکشیدن.


وی در ادامه به اشاره به این واقعیت که امروز جوانان علاقه ای به قبول مسئولیت یک زندگی ندارند، خاطرنشان کرد: البته با توجه به گسترش پدیده طلاق ما با مسائل دیگری هم مواجهیم که جوان را گریزان می کند از ازدواج و احتمال شکست در آن.


ازدواج سنگین و طلاقی سنگین تر فضا را برای ازدواج سفید فراهم می کند
حجت الاسلام سهروردی ادامه داد: طلاق درکشور ما پروسه ای سنگین دارد و همین ازدواج سنگین و طلاق سنگین باعث گرایش بیشتر به سمت مسائلی همچون ازدواج سفید می شود که در آن ازدواج و طلاق راحت تری اتفاق می افتد.


وی گفت: جامعه ، رسانه، مسئولین فرهنگی و مخصوصا مسئولین حقوقی ما باید به این پدیده توجه کنند که امروزه در پدیده ازدواج روند به هم رسیدن و یا جدا شدن از هم برای دختران و پسران پرهزینه شده و باید راهکاری برای سهولت این روند پیدا کنند وگرنه در آینده شاهد رشد عجیب و غریب ازدواج های سفید خواهیم بود.


این استاد حوزه و دانشگاه افزود: بحث دیگر جوانی است که برای رسیدن به فرد مورد علاقه خود و به علت مخالفت خانواده ها مجبور به گذراندن پروسه ای در داگاه هاست تا ثابت کند "من رشیدم" که خوب در ازدواج سفید خیلی راحت تر زندگی شروع می شود و از پروسه ابراز رشید بودن هم خبری نیست.


وی تصریح کرد: مجموعه این سنگ اندازی های والدین و سخت گرفتن ها در امر ازدواج و سختی های قانونی و هزینه های سرسام آور دست به دست هم می دهد تا زمینه را برای گسترش ازدواج سفید فراهم کند.


سفیدی که بیم آن می رود، چشم ها را خیره کند
وی با ابراز نگرانی نسبت به این مسئله گفت: بنده نگرانم در آینده با وجود نگاه ناهنجارانه جامعه ما با موضوع ازدواج سفید چون این مسئله قیافه شکیلی دارد، بتواند سفیدی خود را در جامعه نشان دهد!


با کار صرفا پلیسی و امنیتی به جایی نمی رسیم
حجت الاسلام سهروردی تصریح کرد: باید از همین حالا با زیرساخت های حقوقی، فرهنگی و رسانه ای جلوی این گسترش را بگیریم و نه اینکه تنها کار پلیسی و امنیتی بکنیم.


وی افزود: ما باید بحث های تقوینی ازدواج و طلاق را در کشور جدی بگیریم و گرنه این آسیب ها در آینده به طور جدی دامن جامعه را می گیرد.


این استاد دانشگاه ادامه داد: اتفاقاتی که در ادامه این روند در کشور خواهد افتاد بسیار فجیع است که تنها نمونه های جزئی آن مسائلی مثل سقط جنین یا جدایی غیرعاطفی دختران و پسران از هم می باشد، مسئولین باید زودتر برای این موضوع راهاکاری جدی بیندیشند تا آسیب های اجتماعی کمتری از این ناحیه به کشور وارد شود.
http://www.monazereh.ir/fa/ndt/937005/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%85%D8%AC%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D9%88-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC-%D8%B3%D9%81%DB%8C%D8%AF


تاريخ : جمعه 24 مرداد1393 | 1:27 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
 حضرت آیت‌الله جوادی آملی در خصوص مفهوم  شفا و تفاوت آن با دوا آورده اند :خداي سبحان فرموده است که: ما راه درمان را به مؤمنین نشان مي‌دهيم نه تنها طبيب مي‌فرستيم نه تنها دارو مي‌فرستيم بلكه شفا مي‌فرستيم؛نفرمود قرآن دواست ، نفرمود «و ننزّل من القرآن ما هو دواء» بلکه فرمود: ﴿وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ﴾ ممكن است كسي دارو مصرف كند و شفا پيدا نكند، اما ممكن نيست چیزی شفا باشد و انسان با استفاده از آنان شفا پيدا نكند؛ لذا فرمود، ما شفابخشيم ، اما ﴿لِلْمُؤْمِنِينَ﴾خداي سبحان اين شفا و اين عنايت را به افراد با ایمان عطا كرده است.



تاريخ : سه شنبه 21 مرداد1393 | 9:50 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
شهاب الدین سهروردی شهابی در آسمان نوآوران فلسفی(به بهانه هشتم مرداد روز بزرگداشت شیخ شهاب الدین سهروردی)


پدید آورنده : یحیی جهانگیری سهروردی ، صفحه 62

 

شیخ شهاب الدین ابوالفتوح یحیی سهروردی، معروف به شیخ اشراق، شیخ شهید و شیخ مقتول، چهره برجسته ای در حکمت، فلسفه و عرفان در فرهنگ ایران است. او در سال 549 هـ . ق در سهرورد[1] زنجان دیده به جهان گشود. اولین آموخته های او در سهرورد و سپس در مراغه نزد مجدالدین جیلی بود و در همان جا با فخررازی هم درس شد. او سپس به اصفهان رفت و نزد ظهیرالدین فارسی، علم و منطق را آموخت. در همین شهر بود که با افکار ابن سینا آشنا شد.

سهروردی سفرهایش را به آناتولی و از آنجا به حلب سوریه ادامه داد. در حلب، مَلِک ظاهر، پسر صلاح الدین ایوبی، شیفته شیخ شد و از او خواست که در آنجا اقامت گزیند. از آن رو، سهروردی درس و بحث خود را در مدرسه حلاویه آغاز کرد. در همین مدرسه بود که شاگرد وفادارش شمس الدین شهرزوری به او پیوست.

بعد از گذراندن سالیانی در راه اعتلای فرهنگ ایرانی اسلامی، در 36 یا 38 سالگی بر اثر سوء ظنی به قتل رسید. جنازه شیخ را در روز جمعه آخر ذی الحجه سال587 هـ . ق از زندان بیرون آوردند. بدین ترتیب، سهروردی نیز سرانجامی همچون سقراط یافت. مزار او در شهر حلب مشهور است.

برخی بر این باورند که روش اشراقی را ابن سینا بنیان نهاده است؛ زیرا او در منطق المشرقین و سه فصل آخر اشارات و تنبیهات به این روش اشاره کرده است؛ ولی همه دوست داران فلسفه معتقدند سهروردی حکمت اشراق را به تکامل رسانده است. سهروردی نه تنها به نیروی عقل و قیاس برهانی اکتفا نمی کند، بلکه سیر و سلوک قلبی را نیز لازمه این راه می داند.

این حکیم ایرانی از دو جنبه دیگر نیز برجسته است:

1. وی آموزه های بلند اسلامی را با اندیشه ناب فهلویون ایرانی درآمیخت و همگونی ایرانی ـ اسلامی را به نمایش گذاشت. اگر فردوسی، زبان ایرانی را در شاهنامه تجلی داد، شیخ اشراق، اندیشه ایرانی را در آثارش متبلور ساخت.

2. دومین ویژگی سهروردی به اذعان فلاسفه معاصر، شجاعت او در نگارش آثار به زبان فارسی است. شاید به سبب همین نگاه ویژه او به تفکر و زبان ایرانی بود که عده ای تنگ نظر، او را به شُعوبی گری (ملی گرایی ایرانی) متهم کردند.

شیخ اشراق کتاب عقل سرخ خود را چنین آغاز می کند:

ستایش: «حمد باد، مَلکی را که مُلک هر دو جهان در تصرف اوست. بُودِ هر که بُود، از بُودِ او بُوَد و هستی هر که هست، از هستی اوست. بودنِ هر که باشد، از بودنِ او باشد. هُوالاوَّلُ و الآخِرُ و الظاهِرُ و الباطِنُ و هُو بِکُلِ شیءٍ بَصیر.

و صلوات و تحیات بر فرستادگان او به خلق، خصوصاً بر محمد مختار که نبوت را ختم بدو کردند و بر صحابه و علماء دین رضوان الله علیهم اجمعین».[2]

سهروردی در طلیعه کتاب آواز پر جبرئیل چنین آورده است:

ستایش: «تقدیس بی نهایت، حضرت قیومیت را سزاوار است لاغیر؛ و تسبیح بی قصا[3] جناب کبریا را شایسته است بی شرکت. سپاس باد قدوسی را که اویی هر که او را خواند، حاصلش اویی او از اوست و بود هر چه شاید که بُوَد، از بودِ او بُوَد. و درود و آفرین بر روان خواجه ای باد که پرتو نور طهارت او به خافقین[4] بتافت و شعاع شرع او را لمعان،[5] به مشارق و مغارب برسید و بر اصحاب و انصار او».[6]

بدترین دوره؛ دوره نبود نوآوری

از دیدگاه شیخ اشراق، جامعه ای که در نوآوری و شکوفایی نباشد، بدترین دوره زمانی خود را می گذراند. وی نوآوری علمی را در سایه تعامل آن با دین و اشراقات الهی می داند تا به این ترتیب، علم و دین در سایه هم به شکوفایی دست یابند. خود او نیز به حق در عین نوآوری هایی که داشته، همواره علم را به همکرانی کشف و شهود فراخوانده است. وی در کتاب حکمة الاشراق در این زمینه می گوید:

حکمت: «بدترین قرن ها، قرنی است که در آن بساط اجتهاد و ریاضت درنوردیده باشد و سِیر اندیشه ها و تکامل آنها منقطع گردد و درهای مکاشفات بسته و راه های مشاهدات مسدود گردد».[7]

شرح زندگی یک سخت کوش

یاقوت حموی درباره سهروردی می نویسد:

نکته: «شهاب الدین ابوالفتوح سهروردی، فقیه اصولی و ادیب و شاعر و حکیم و ذوفنون، در مناظره بس توانا بود، چنان که با هر که مناظره می کرد بر او غالب می شد و مُجابش می ساخت. در مراغه، از شیخ امام مجدالدین جیلی، فقیه و اصولی و متکلم، علم آموخت و مدتی ملازم او بود. سپس به سیر و سفر در بلاد پرداخت. در ماردین، شیخ فخرالدین ماردینی را دید و به صحبت او در آمد. شیخ فخرالدین بر شهاب الدین فراوان ثنا می گفت و می گفت تا بوده ام همانند او ندیده ام، ولی به سب تندی گفتار و تهور در بیان عقاید، بر جان او می ترسم.

شهاب الدین به حلب رَخت کشید و در زمانِ الظاهر غازی بن ایوب، به سال 579 هـ . ق بدان شهر وارد شد و در مدرسه حلاویه فرود آمد و به حلقه درس شیخ آنجا، شریف افتخارالدین در آمد و با فقهایی که شاگردان او بودند به بحث پرداخت. در چند مسئله با آنان مناظره کرد و پیروز گردید. شیخ افتخارالدین، مقام و مرتبت علمی او را بشناخت و او را به خود نزدیک ساخت. از این زمان، زبان فُقَها به بدگویی در حق او دراز شد. ملکْ الظاهر او را فرا خواند و مجلسی از فقها و متکلمین بر پا ساخت. با او مباحثه و مناظره کردند و در برابر حجت ها و ادله و براهین او منکوب شدند. ملکْ الظاهر را از او خوش آمد و او را مقرب خود ساخت و از خواص خود گردانید. این امر خشم و کینه شکست خوردگان در مناظره را برانگیخت و به الحاد متهمش کردند و زندیقش خواندند. و این اتهام به ملک الناصر صلاح الدین نوشتند و او را از فساد عقیده فرزندش در اثر مصاحبت با سهروردی بر حذر داشتند وگفتند اگر او را زنده بگذارد، بسا اعتقادات مردم را نیز فاسد کند. صلاح الدین به پسرش نوشت که باید شهاب الدین را بکشد و در این اقدام تأکید بسیار نمود. فقهای حلب به قتل او فتوا دادند. این خبر به شهاب الدین رسید. از الظاهر خواست که او را در مکانی حبس کند و از خوردن و آشامیدن باز دارد تا بمیرد. و گویند که الظاهر فرمان داد او را در زندان خفه کنند. پس در سال 587 هـ .ق او را خفه کردند. در این هنگام به چهل سالگی نزدیک شده بود.

گویند که الظاهر از کرده پشیمان شد و آن فقهایی را که به قتل او فتوا داده بودند، بگرفت و در بند کشید و منکوب نمود و از جماعتی از ایشان اموال بسیار مصادره کرد».[8]

شیخ شهید از دوران کودکی در جست وجوی حقیقت بود. آن روز که در سهرورد هم سن های خود را دید که به مکتب می روند، آتش حقیقت جویی در وجود او ناگهان شعله کشید:

گفت وگو: «در طفولیت بر سر کویی، چنان که عادت کودکان باشد بازی می کردم. کودکی چند را دیدم که جمع می آمدند. مرا جمعیت ایشان شگفت آمد. پیش رفتم، پرسیدم که کجا می روید؟ گفتند: به مکتب از بهر تحصیل علم. گفتم: علم چه باشد؟ گفتند: ما جواب ندانیم. از استاد ما باید پرسیدن. این گفتند و از من در گذشتند. بعد از زمانی با خود گفتم: گویی علم چه باشد؟ چرا من با ایشان پیش استاد نرفتم و از او علم نیاموختم؟ در پی ایشان رفتم، ایشان را نیافتم. اما شیخی را دیدم در صحرایی ایستاده، در پیش رفتم و سلام کردم. جواب داد و هرچه بر حسن لطف تعلق داشت، با من در پیش آورد.

من گفتم: جماعتی کودکان را دیدم که به مکتب می رفتند. من از ایشان پرسیدم که غرض رفتن به مکتب چه باشد؟ گفتند: از استاد ما باید پرسیدن. من آن زمان غافل شدم، ایشان از من درگذشتند. بعد از حضور ایشان، مرا نیز هوس[علم آموزی] برخاست. در پی ایشان برفتم، در ایشان را نیافتم. اکنون هم در پی ایشان می گردم. اگر هیچ از ایشان خبری داری و از استاد ایشان، مرا آگاهی ده! شیخ گفت: استاد ایشان منم. گفتم: باید از علم مرا چیزی بیاموزی. لوحی پیش من آورد و الفبایی بر آن نبشته بود، در من آموخت. گفت: امروز به این قدر اختصار کن... من به خانه رفتم و تا روز دیگر تکرار الفبای می کردم. دو روز دیگر به خدمتش رسیدم که مرا درسی دیگر گفت. پس چنان شد که روزی ده بار می رفتم و هر بار چیزی می آموختم. چنان شد که خود یک زمان از خدمت شیخ خالی نمی بودم و بسیار علم تحصیل می کردم».[9]

سهروردی برای تحصیل، مسافرت به شهرها را آغازید. او به مراغه، اصفهان و... مسافرت نمود.

نکته: «در صِغَرِ سن، به طلب حکمت، مسافرت گزید تا به مراغه رسید و در آنجا در خدمت مجدالدین جیلی به تحصیل مشغول گشت و از آنجا به اصفهان توجه نمود و به من چنین رسید که او «بصائر» ابن سهلان ساوی را نزد ظهیر فارسی خواند. و الله اعلم.

و از کتب او چنان مفهوم می شود که در بصائر فکر بسیار کرده است. به اطراف و نواهی متعدده، بسیار سفر نمود و در این اثنا با جماعت صوفیه نیز ملاقات کرد و صحبت داشت و از ایشان استفاده ها نمود... به ریاضت و خلوات[10] و افکار به جانب نفس خود متوجه و مشغول گشت تا آنکه رسید به نهایت سِرّ و غایت مقامات حکما. و این مجملی بود از احوال شیخ در حکمت ذوقی و بحثی».[11]

شرح آثار و مکتوبات

آثار سهروردی را می توان به چهار بخش کلی تقسیم کرد:

1. کتاب های فلسفی که به زبان عربی است: تلویحات، المقاومات، مطارحات و حکمة الاشراق از این جمله اند.

2. رساله های عرفانی که به زبان پارسی و عربی است: عقل سرخ، آواز پر جبرئیل، صفیر سیمرغ و لغت موران به پارسی؛ و هیاکل النور وکلمه التصوف به عربی.

3. ترجمه ها و شروحی که او بر کتب پیشینیان، قرآن و احادیث نوشته است. ترجمه فارسی رسالة الطیر ابن سینا و شرحی بر اشارات و تنبیهات ابن سینا و نیز تفاسیری بر چند سوره قرآن کریم از این گونه اند.

4. دعاها و مناجات نامه هایی که به زبان عربی است و...

شرح تمثیلی یک زندگی روحانی

شیخ شهاب الدین سهروردی در کتاب عقل سرخ، در قالب داستانی، به شکل تمثیلی، قصه ملاقات خود با حضرت خضر(ع) را به تصویر می کشد که جناب خضر به شیخ از عجایب هفت گانه خبر می دهد که هفتمین آن، چشمه زندگانی است.

گفت وگو: «گفتم: ای پیر! چشمه زندگانی کجاست؟

گفت: در ظلمات. اگر آن می طلبی، خضروار، پای افراز در پای کن و راه توکل پیش گیر تا به ظلمات رسی.

گفتم: راه از کدام جانب است؟

گفت: از هر طرف که روی. اگر راه روی، راه بَری.

گفتم: نشان ظلمات چیست؟

گفت: سیاهی، و تو خود در ظلماتی، اما تو نمی دانی. آن کس که این راه رود، چون خود را در تاریکی بیند، بداند که پیش از آن هم در تاریکی بوده است و هرگز روشنایی به چشم ندیده. پس اولین قدم در راه روان، این است و از اینجا ممکن بود که ترقی کند. اکنون اگر کسی بدین مقام برسد، از اینجا تواند بُوَد که پیش رود».[12]

توصیه های حکیم

سهروردی بر ضرورت مداوای بیماری های روحی تأکید دارد و این نوع بیماری ها را حجاب می شمارد.

تمثیل: «هر بیگانه ای که بدانست [که] دل او بینا نیست، تواند بود که بینا شود و مثال وی چون مثال رنجوری بُود که وی را رنج سرسام باشد. رنجور تا به این رنج اسیر است، از خود و رنج خود خبر نمی دارد؛ زیرا که رنج سرسام بر دماغ افتد و دماغ را ضعیف کند. و قوّت دریافت بیشتر از دماغ بود. چون دماغ متغیر گشت، رنجور بی خبر باشد. آن گه به خویشتن آید و بداند که رنجور است که رنج، روی به صحت نهاده باشد... بیمارِ تن را و بیمار دل را به طبیب باید رفتن. طبیب، رنجِ تن بیمار را شربت ها فرماید که بر اخلاط تعلق دارد و درد دلِ بیمار را شربت ها فرماید که به معنی تعلق دارد».[13]

سهروردی درباره افراد کوردلی که حقیقت را نمی بینند و دیگران را متهم به کوردلی می کنند، چنین حکایت کرده است:

حکایت: «در صحرا، کِرمی است. آن کرم به روز از سوراخ بیرون نیاید الّا به شب. و در آن کرم، آن خاصیت است که چون نَفَس بزند، از دهان او روشنایی پدید آید، همچون درفشیدن[14] آتش از میان آهن و سنگ. پس کرم در صحرا به آن روشنایی تفرج[15] کند و قوت خود به دست آورد. آن کرم را پرسیدند: که تو چرا به روز در صحرا نگردی؟

گفت: مرا خود از نَفَس خود روشنی هست؛ چرا باید زیر مِنَّت آفتاب رفتن و به روشنایی نور او جهان دیدن؟

بی چاره، تنگ حوصله است، خود نمی داند که آن روشناییِ نَفَس وی هم از آفتاب است».[16]

سهروردی در قالب حکایتی زیبا، نتیجه علاقه به دنیا را چنین گوشزد می کند:

حکایت: «در حکایت است که وقتی منعمی بود مالی وافر داشت، وی را آرزوی آن افتاد که سرایی سازد هرچه بی تکلف تر[17]. از اطراف صنعت گران را بفرمود آوردن؛ از جنس تعهد با ایشان هیچ باقی نگذاشت.[18] ایشان نیز لایقِ مزد خویش کار کردند، بنیادی بنهادند و اساسی پدید آوردند.

چون عمارت نیم پرداخت گشت، چنان آمد[19] که از شهرها به تماشای آن رفتندی. دیوارهای عالی برافراشتند و نقش های زیبا در آن بنگاشتند. سقفش رشکِ[20] کارنامه مانی[21] بود و رواقش[22] بی جفت تر[23] از تاق کسرا.

سرای، هنوز ناپرداخته، صاحب سرای، رنجور[24] گشت و دردی که امکان درمان نداشت، روی به او نمود و کار به مقامی رسید که در نُزع[25] افتاد. ملک الموت به بالین او آمد. خواجه، کار دریافت. ملک الموت را گفت: هیچ ممکن بُوَد که مرا چندان امان دهی که این سرای را تمام برسانم؟ که مرا در این همه عالم، [فقط] این آرزوست.

ملک الموت گفت: این خود ممکن نبود؛ اما گمان کن که چندان مهلت یافتی که سرای به اتمام رسانیدی وجان تسلیم کردی، تو را حسرت سرای آن گه بیشتر بود؛ زیرا که رنج در آنجا تو برده ای و دیگران را جای تَعَیُّش[26] بودی».[27]

از دیدگاه سهروردی، آزادی آن گاه برای انسان حاصل می شود که به دنیا تعلق خاطر نداشته باشد. هر قدر این تعلق کمتر باشد، به همان اندازه آزادی انسان فزون تر خواهد بود.

حکایت: «در حکایت است که وقتی بازرگانی بود و نعمت بی کران داشت. خواجه خواست که در کشتی نشیند و به حکم تجارت از آن شهر که بود، به شهری دیگر رود. چون به دریا رسید، آن همه نعمت که داشت در کشتی نهاد و او نیز در نشست. ملاحان[28] کشتی را بر روی آب، روان کردند. چون کشتی به دریا رسید، باد مخالف بر آمد و کشتی را در غرقاب[29] انداخت.

ملاحان آن گهر ها در قعر دریا انداختند و چنان که قاعده[30] ایشان بود، بازرگانان را خوف می نمودند و بر ایشان تَحَکُّم می کردند. این بازرگان پرمایه، عاجز فرو ماند. هر لحظه، وهمی و هر دم، اندیشه ای. و به هیچ صفت آن غم را تحمل نمی توانست کردن. گاهی غم مال بود، گاهی غم سَر. نه روی ستیز بود، نه پای گریز. حال به جایی رسید که از جان عاجز گشت و زندگانی بر وی تلخ گشت و لذت مال در دل وی نماند.

عاقبت، آن باد بنشست و کشتی روانه شد و به ساحل رسیدند. بازرگان چون خود را بر کنار دریا بدید، دست کرد و هرچه داشت از مال خود به آب انداخت. مردمان وی را گفتند: که مگر دیوانه گشته ای و اگر نه، این حرکت بر قرار نیست. در مقام خود که با غوطه[31]، اسیر بودی و بیم سَر بود، از این هیچ نکردی. اکنون که جای امن پدید آمد، این حرکت کردن بر چیست؟

بازرگان گفت: در آن زمان اگر مال در آب انداختمی و[یا] اگر نه، هیچ تفاوتی نکردی. از بهر آنکه اگر کشتی به سلامت جستی، هم مال و هم سر از دریا در آمدی. و اگر غرقه[32] شدی، نه مال جستی نه سر، پس تفاوت نبودی.

اما اکنون که به کنار رسیده ام... چون به آسایش رسیدم، پندارم که خود به آسایش آمده ام. اکنون با خود می اندیشم که به این زودی رنج فراموش کردمی، این همه عذاب فراموش کردمی و مدتی دیگر رنج [ی که کشیدم] کهن تر شدی، هیچ بر خاطر نماندی. و اگر در مال خود، سود وافر دیدمی از حرص دنیا نبادا که باز در کشتی نشستمی و همان محنت [دوباره] پیش آمدی و این بار [به خلاف بار اول] هلاک بودی... نانی با عافیت، بهتر از گنج و پادشاهی».[33]

از دیدگاه سهروردی، حواس انسان تنها در همین حواس ظاهری خلاصه نمی شود، بلکه حواس ادراکات انسانی، فراتر از این ها ست که بدان «حواس باطنی» گویند:

حکایت: «روزی، با جماعت صوفیان، در خانقاهی نشسته بودم. هر کس از مقامات شیخِ خویش، فصلی می پرداخت. چون نوبت به من رسید، گفتم: وقتی در خدمت شیخ نشسته بودم شیخ را گفتم:... چون دیده گشاده شود، بیننده چه بیند؟

شیخ گفت: چون دیده اندرونی گشاده شود، دیده ظاهر بر هم باید نهادن و لب بر هم بستن. و این پنج حس ظاهر را دست کوتاه باید کردن و حواس باطن را بر کار باید انداختن تا این بیمار، چیز اگر گیرد، به دست باطن گیرد و اگر بیند، به چشم باطن بیند و اگر شنود، به گوش باطن شنود و اگر بوید، به شم[34] باطن بوید و ذوق وی از خلق جان باشد.

چون این معنا حاصل آید، پیوسته مطالعه سرّ آسمان ها کند و از عالم غیب هر زمان آگاهانیده شود... از آن چیزها که در نظر وی آرند، حکایت نتوان کرد؛ الّا که به ذوق خود همان را توان دانستن. و این عالَم، کم کسی را میسّر شود».[35]

گاه دشمن درصدد ضربه زدن و آسیب رسانی برمی آید که به خواست و اراده خدا و از روی کج فهمی خود، به فرد خیری فراوان می رسد. تهدیدها و تحریم ها علیه جمهوری اسلامی ایرانی نیز از این گونه قصه هاست که موجب تعالی و شکوفایی کشور شده است:

حکایت: «وقتی خفاشی چند را با حِربا[36] خصومت افتاد و مُکاوِحَت[37] میان ایشان سخت گشت و مشاجرت از حد برفت، خفافیش[38] اتفاق کردند که چون غَسَقِ[39] شب در مُقَعَّر[40] فلک مستطیر[41] شود و رئیس ستارگان در حظیره[42] افول هوا کند، ایشان جمع شوند و قصد حربا کنند و بر سبیل حِراب[43] حربا را اسیر گردانند... . چون وقت فرصت به آخر رسید، به در آمدند و حربای مسکین را به تعاون و تعاضد[44]، یکدیگر را در کاشانه اِدبارِ[45] خود کشیدند و آن شب محبوس بداشتند.

بامداد گفتند: این حربا را طریق تعذیب چیست؟

همه اتفاق کردند بر قتل او، پس تدبیر کردند با یکدیگر بر کیفیت قتل. رأیشان بر آن قرار گرفت که هیچ تعذیب بَتَر از مشاهدت آفتاب نیست. البته هیچ عذابی بتر از مجاورت[46] آفتاب ندانستند. [زیرا] قیاس بر حال خویش کردند و او را به مطالعت[47] آفتاب تهدید کردند.

حربا از خدای خود این می خواست و خود آرزوی این نوع قتل می کرد. چون آفتاب برآمد، او را از خانه نَحُوست خود به در انداختند تا به شعاع آفتاب مُعَذّب شود.

تعذیب احیای او بود. «وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ ... یُرْزَقُونَ»،[48] (فَرِحِینَ بِمَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ)[49] اگر بدانستندی که در حق حِربا به آن تعذیب، چه احسان کرده اند... همانا که در غضب بمردندی».[50]

 

 

 

 

 

[1]. در منابع قدیم، برخی سهرورد را شهر و برخی قریه نامیده اند؛ ولی در تقسیمات جدید کشوری، به شهر ارتقا یافته است. از این شهر، دانشمندان برجسته دیگری، مانند عمر سهروردی (نویسنده عوارف المعارف) و ابونجیب سهروردی (نویسنده آداب المریدین) برخاسته اند. این شهر در20 کیلومتری شهرستان خدابنده قرار دارد.

[2]. شهاب الدین سهروردی، عقل سرخ، تهران، انتشارات مولی، 1378، چ 5، ص1.

[3]. قصا: قابل شمارش.

[4]. خافق: ناامید، پراضطراب.

[5]. لمعان: روشنی، درخشندگی.

[6]. شهاب الدین یحیی سهروردی، آواز پر جبرئیل، به کوشش: حسین مفید، تهران، انتشارات مولی، 1378، چ 2، ص7.

[7]. شهاب الدین یحیی سهروردی، حکمة الاشراق، ترجمه و شرح: سید جعفر سجادی، تهران، مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، خرداد 1366، مقدمه شیخ اشراق به حکمة الاشراق.

[8]. یاقوت حموی، معجم الادباء، ترجمه: عبدالمحمد آیتی، انتشارات سروش، تهران، 1381، چ 1، ج2، ص1224.

[9]. شهاب الدین سهروردی، رسالة فی الطفولیة، تهران، انتشارات مولی، 1374، چ 1، صص 7 و 8 ، شهاب الدین سهروردی، قصه های شیخ اشراق، ویرایش متن: جعفر مدرس صادقی، نشر مرکز، 1380 ، چ 3، صص17 و 18.

[10]. خلوات: انزوا، عزلت.

[11]. شهاب الدین سهروردی، مجموعه مصنفات شیخ اشراق، تصحیح: سیدحسین نصر، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1380، چ 3، ج3، ص13.

[12]. عقل سرخ، صص15 و 16.

[13]. رسالة فی الطفولیة، ص 11؛ قصه های شیخ اشراق، ص19.

[14]. درفشیدن: درخشیدن.

[15]. تفرج: خوش حالی، گشایش یافتن از غم.

[16]. رسالة فی الطفولیة، ص20؛ قصه های شیخ اشراق، ص12.

[17]. بی تکلف: بی سختی و رنج.

[18]. هرچه به آنان تعهد کرده بود پرداخت.

[19]. آمد: شد.

[20]. رشک: رقیب.

[21]. مانی: نقاشی مشهور در زمان اردشیر بوده و برخی گویند در زمان بهرام شاه می زیست.(لغت نامه دهخدا واژه «مانی»).

[22]. رواق: سایبان خانه.

[23]. بی جفت تر: بی مانند.

[24]. رنجور: بیمار.

[25]. نُزع: حال جان کندن.

[26]. تَعَیُّش: خوش گذرانی.

[27]. رسالة فی الطفولیة، صص17و18؛ قصه های شیخ اشراق، صص22 و 23.

[28]. ملاح: کشتی بان.

[29]. غرقاب: غرق شدن در آب.

[30]. قاعده: قانون.

[31]. غوطه: غرق شدن.

[32]. غرقه: غرق شدن، در آب فرورفتن.

[33]. رسالة فی الطفولیه، صص 19 ـ 21؛ قصه های شیخ اشراق، صص 23 و 24.

[34]. یکی از حواس پنجگانه که عمل درک بوها را انجام می دهد.

[35]. شهاب الدین سهروردی، روزی با جماعت صوفیان، تهران، انتشارات مولی، 1374، چ 1، صص7، 17 و 18؛ قصه های شیخ اشراق، صص27 و 32.

[36]. حِربا: سمندر، آفتاب پرست.

[37]. مکاوحت: با هم جنگ کردن.

[38]. خفافیش: جمع خفاش.

[39]. غَسَقِ: تاریکی اول شب.

[40]. مُقَعَّر: گودی.

[41]. مستطیر: بر دمیده، ساطع.

[42]. حظیره: جایگاه گوسفند، جای شتر.

[43]. حراب: جنگ و نزاع.

[44]. تعاضد: همدیگر را یاری کردن.

[45]. ادبار: پشت.

[46]. مجاورت: همسایگی.

[47]. مطالعت: به چیزی نگریستن.

[48]. «کسانی که در راه خدا کشته شدند، مپندار مردگانند، بلکه زنده هایی هستند که در نزد پروردگار خویش روزی داده می شوند». (آل عمران: 169)

[49]. «به آنچه خدا از فضلش به آنها داده شاد و مسرورند و درباره کسانی که پشت سرشان بوده و هنوز به آنها نپیوسته اند، خوشدل اند که ترس و غمی بر آنها نیست». (آل عمران: 170).

[50]. شهاب الدین سهروردی، لغت موران، تهران، انتشارات مولی، 1374، صص13ـ 15؛ قصه های شیخ اشراق، صص43 و44.



تاريخ : دوشنبه 13 مرداد1393 | 4:43 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
Sheikh Ishragh’s Life and Philosophy
A review on the occasion of World Day of Suhrawardi, July 30, 2014
By Yahya Jahangiri Suhrawardi

Thirtieth of July, 8 Mordad has been entitled as "NATIONAL RESPECT DAY OF SHAIKH ISRAQ SUHRAWARDI"
Shahab al-Din, Abul Fotouh Yahia Suhrawardi, known as Sheikh Ishragh, the founder of the School of Illumination(philosophy of Ishragh), was born in 1155 AD/549 AHL in the town of Suhraward in North-West-Iran.
Suhrawardi is one of the most important intellectual figures in the history of Iran and the region in general.
Sheikh Ishragh learnt philosophy and Usul-e-fiqh( the principles of Islamic jurisprudence) in Maraghah, with Majdud din Jili, the mentor of Fakhr Al-Din Al-Razi. Then he moved to Isfahan to continue his studying.
During his life which spanned a period of less than forty years, he became conversant and thoroughly proficient in philosophy. He proceeded for meditation spent some time in Iraq and Damascus in touring and studying.
In 1183 Suhrawardi moved to Aleppo where he became a friend of al-Malik al-Zahir (son of the Ayyubid Salah al-Din, better known in European literature as Saladin). He was accused by Foghaha( jurists) in this city. By order of Salah al-Din, he was arrested and executed in 1191 at the age of 36 or 38. Because of the injustice, he is known as al-Maqtul (the Slain).
Sheikh Ishragh’s written works:
1- Hikmat al-ishraq (The Philosophy of Illumination),
2- Al-muqawamat,
3- Al-mashari' wa-'l-mutarahat,
4- Al-talwihat, 
1- Hayakil al-nur (The Temples of Light)
and others numerous treatises in Arabic & Persian.

Hikmat-ol Ishragh Philosophical System
The system of Ishragh philosophy, its basic principles, was founded by Suhrawardi, and constitutes one of the most valuable system of Islamic philosophy
The effect of Ishragh philosophy on evolution of the philosophy in Iran, particularly its influence in theoretical mysticism, perhaps is more than other philosophic system.
Suhrawardi, produced a series of highly assured works which established him as the founder of a new school of philosophy in the Muslim world, the school of Illuminationist philosophy.
Suhrawardi's Illuminationist philosophy is critical of several of the positions taken by Ibn Sina (Avicenna), and radically departs from the latter through the creation of a symbolic language to give expression to his metaphysics and cosmology, his 'science of lights'.
Suhrawardi also elaborated the idea of an independent, intermediary world, the imaginary world (alam al-mithal). His views have exerted a powerful influence down to this day, particularly through Mulla Sadra's adaptation of his concept of intensity and gradation in existence.
He is also renowned for his attempt at integrating aspects of Zoroastrian thought into his works. Suhrawardi was able to appreciate the rational dimension of Zoroastrianism.
Other intellectual figures of Suhraward:
Sheikh Ishragh is sometimes mistaken for other personalities known as Suhrawardi. I’d like to point out that many distinguished intellectual figures, were born in Suhraward, including:
1- Diya al-din Abu al-Najib al-Suhrawardi (1097 – 1168 AD) was an Iranian Sufi. He studied Islamic law in Baghdad, then eventually came to be the Sufi order of Suhrawardiyya. His famous book is "Adab al-moridin".
2- Abu Hafs Umar al-Suhrawardi (1144 - 1234AD) was an Iranian Sufi too. He expanded the Sufi order of Suhrawardiyya that had been created by his uncle Abu al-Najib al-Suhrawardi. "Avaref al-maref" is his great book.
Suhrawardiyya is the name of a Sufi order founded by Abu 'n-Najib Suhrawardi. Many Sufis from all over the Islamic world joined the order, under the founder's nephew Umar Suhrawardi. Later the Order spread into India.



تاريخ : جمعه 10 مرداد1393 | 4:8 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
آداب روز عید و فضایل عید فطر


پدید آورنده : تهیه: یحیی جهانگیری ، صفحه 31

 

چهارشنبه

10 مهر 1387

1 شوال 1429

1 October 2008

اشاره

ملت های مختلف روزهایی از سال را با توجه به فرهنگ خود جشن می گیرند. این عیدها برخی برخاسته از دین و برخی بر اساس فرهنگ عمومی آن مردم است. عید فطر از عیدهای بزرگ اسلامی است که همواره در میان مسلمانان و ایرانیان جایگاهی ویژه داشته است. البته در آیین اسلام، عید بار ارزشی خاصی دارد که در متون کهن نیز بدان اشارت رفته است.

روزه عید فطر

درباره روزه گرفتن در روز عید فطر آمده است:

نکته: «اما آنچه حرام است: روزه داشتن روز عید فطر است».[1]

روزه پس از عید

از روزهای مستحب برای روزه گرفتن عبارت است از:

نکته: «اما آنچه خداوند را اختیار باشد: روزه روز دوشنبه است و پنجشنبه و آدینه. و این سه روز که ایام بیض[2] خوانند... و روزه شش روز است از پس عید فطر».[3]

روز بی معصیت، عید است

در احوالات امام علی(ع) آمده است:

حکایت: «چون در عراق نبطیان[4] را دید که در عید خود زینتی و تجملی ظاهر کرده بودند، گفت: این چیست که اظهار کرده اند؟ گفتند: روز عید ایشان است. گفت: هر روزی که خدای را معصیت نکنیم آن عید ماست».[5]

عید و نهی از منکر

ابوحامد غزالی می نویسد:

حکایت: «و آمده است که مروان حکم در نماز عید پیش از نماز خطبه کردی، مردی بر وی انکار[6] کرد که خطبه پس از نماز باشد! مروان گفت: ای فلان، آن متروک[7] شده است.

بو سعید خدری گفت: این مرد حقی که بر وی بود به جای آورد، که پیغامبر ـ صلی الله علیه و سلم ـ ما را گفته است: مَن رأی مُنْکَراً فَلَیَنکُره بِیَده، فإنْ لَم یَسْتَطِعْ فَبِلِسَانِه، فإنْ لَمْ یَسْتَطِع فَبِقَلْْبِه، و ذلک أضْعَفُ الایمان، اَیّ[8]: هر که منکری بیند باید که به دست آن را تغییر کند، و اگر نتواند به زبان، و اگر نتواند به دل، و آن ضعیف ترین ایمان است».[9]

حضور پرشکوه

حضور ایرانیان در نماز عید، هماره شکوه خاصی داشته است:

حکایت: «چون قتیبه بن مسلم مسجد جامع بنا کرد اندرون حصار بود. از اندرون شهر و آن حوالی را ریگستان می خوانند، آن موضع را نمازگاه عید کرد و مسلمانان را بیرون آورد، تا نماز عید کردند. و مردمان را فرمود تا سلاح با خود بیرون آوردند، به سبب آنکه اسلام هنوز نو بود، و مسلمانان از کافران ایمن[10] نبودند، و امروز سنت مانده است، تا هر که اهل سلاح باشند با خویشتن بیرون آرند. و آن دروازه را «دروازه سرای معبد» خوانند. ... و بدین نمازگاه سال های بسیار نماز عید گزارده اند. ]چون مردم در این مکان[ نمی گنجیده اند، امیر سدید منصور بن نوح بن نصر... حایط ها[11] و باغ های بانزهت[12] بخرید به قیمت بسیار، و مال بسیار در آن خرج کرده آن را نمازگاه عید ساخت، و منبر و محراب نیکو فرمود. و سال های بسیار نماز عید آنجا کردند. آن نمازگاه تا به روزگار ارسلان خان بود. ارسلان خان فرمود تا نمازگاه به نزدیک شهر کردند، تا مردمان را رنج نباشد. و اگر وقتی دشمنی قصد شهر کند، مردمان شهر غایب نباشند».[13]

زکات فطر

بلعمی احوالات پیامبر اکرم(ص) را در روز عید چنین گزارش می دهد:

حکایت: «پس چون ماه رمضان بگذشت، پیغمبر علیه السلام صدقه روز عید واجب کرد. روز عید بیرون آمد از مدینه و به مصلی رفت و نماز کرد، و اندر خطبه صدقه فطر فرمود».[14]

در جای دیگر نیز چنین آورده است:

«و پیغمبر علیه السلام روزه ماه رمضان بداشت و نماز عید بکرد و صدقه عید بفرمود، و چون از شوال هفت روز بگذشت به غزو احد شد».[15]

پی نوشت:

[1]. محمد بن جریر طبری، تفسیر طبری، ترجمه: مترجمان، تحقیق: حبیب یغمایی، تهران، انتشارات توس، 1356، چ 2، ج 1، ص 118.

[2]. ایام البیض: سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم ماه قمری باشد.

[3]. تفسیر طبری، ج 1، ص 127.

[4]. نبطی: از اقوام ساکن در عراق باستان.

[5]. ابوحامد غزالی، احیاء علوم الدین، ترجمه: محمد خوارزمی، تصحیح: حسین خدیوجم، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، 1373، ج 4، ص497.

[6]. انکارکردن: زشت شمردن.

[7]. متروک شدن: مورد توجه نبودن، بدان عمل نکردن.

[8]. ای: یعنی.

[9]. احیاء علوم الدین، ج 2، ص 685.

[10]. ایمن: در امنیت.

[11]. حایط: زمینی است در داخل شهر که اطراف آن دیوار کشیده باشند و در آن زراعت کنند.

[12]. نزهت: خرمی.

[13]. ابوبکر محمد بن جعفر نرشخی، تاریخ بخارا، ترجمه: ابونصر احمد بن نصر القباوی، تحقیق: محمدتقی مدرس رضوی، تهران، توس، 1363، چ 2، صص 72 و 73.

[14]. بلعمی، تاریخ نامه طبری، تحقیق: محمد روشن، تهران، سروش، 1378، چ 2، ج 3، ص 107.

[15]. همان، ص 161.



تاريخ : شنبه 4 مرداد1393 | 1:43 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
محمد مسجدجامعی 
عظمت و مظلومیت 
یادداشتی از محمد مسجدجامعی درباره تاریخ کوفه
 

 

1. اوضاع عمومی مسلمانان در اواخر دوران عثمان به وخامت گرایید و اکثریت از شرایطی که روزبه روز سخت­تر می­ شد، ناراضی بودند. مرکز ناآرامی­ ها کوفه بود مصر و نیز مکه و مدينه. در دو منطقه نخست این توده مسلمانان بودند که از ظلم و ستم و نیز بی­ دینی و بی­ مبالاتی حکام به جان آمده بودند و در دو شهر بعدي این متنفذان مهاجر و انصار بودند که سهمی از قدرت می­ خواستند و احساس می­ کردند خلیفه صرفاً به خانواده خود، یعنی شاخه بنی­ امیه توجه دارد و تمامی امتیازها در دست آنان است.

 

جامعه در بحرانی عمیق به سر می­ برد. اعتراض­ ها فراوان و متعدد بود، اما گوشی برای شنیدن وجود نداشت و اين اوضاع را بغرنج­ تر و مردم را عصباني­ تر مي­ کرد. البته دلائل بحران بیشتر و ژرف­تر از صرف سیاست فرمانداران خانواده اموی بود. جامعه­ ای بسیط و فقیر در مدتي کوتاه و با حالتی انفجارگونه به سرزمین­ های ثروتمند و حاصلخیز اطراف سرازیر شده بود و امپراطوری­ ای وسیع­تر از قلمرو امپراطوران بزرگ آن زمان، تشکیل داده بود. این جریان بسیار فراتر از قدرت هضم فاتحان بود و لذا طبیعی بود که نتوانند پی­آمدهای مختلف و سنگین آن را تحمل کنند.

 

علی­ رغم این همه قابل انکار نیست که سیاست بدویانه و ظالمانه فرمانروایان اموی را در این میان بیشترین سهم بود. پس از اعتراض­های فردی و گروهی متعدد، بالاخره عثمان به قتل رسید. معترضان هم از مکه و مدینه بودند و هم از کوفه و مصر و مناطق اطراف.

 

در چنین شرایطی توده ناراضی به امام علی بن ابی­طالب پناه برد. این برای نخستین بار بود که توده مردم فردی را به عنوان خلیفه و حاکم انتخاب می­کردند. هجوم آنان برای بیعت به گونه­ ای بود که به بيان خود آن حضرت دو فرزند دلبندش در زیر دست و پای بیعت­ کنندگان قرار گرفتند و به این ترتیب خلافت بر ایشان مستقر گردید.

 

2. مشکل بزرگ اين بود که جامعه از درون دچار تشتّت و انشقاق شده بود. از مهمترين عوامل آن بزرگان مهاجر و انصار و به ویژه مهاجر بودند. عموم آنان به برکت غنائم جنگی به ثروتی افسانه­ ای دست یافته بودند، امّا هیچ یک به سهم و موقعیت خود قانع نبودند. گویی آنان خود را گم کرده بودند و خواست و ادعایی فراتر داشتند. و این یکی از بدترین و سخت­ترین شرائطی است که یک جامعه می­تواند بدان دچار شود. به ویژه اگر چنین جامعه­ای ساختاری قبیله­ ای و عشیره­ ای داشته باشد. به این معنی که هر فرد شاخصی بتواند به پشتوانه قبیله خود و قبائل هم­پيمان اعتراض و قیام کند.

 

به این ترتیب آن حضرت مجبور به مواجهه با شرائطی شد که هیچ دخالتی در خلق آن نداشت. خلفای قبلی بر جامعه­ ای یک­دست که هر کس در جایگاه خود قرار داشت و بدان قانع بود حکومت می­ کردند. امّا در اینجا جامعه­ ای به واقع از هم گسیخته وجود داشت.

 

3. اولین اعتراض و بلکه قیام مسلحانه از سوی بصره بود. محرکان قیام ترکیبی بودند از دو شخصيت بزرگ مهاجر و بخشی از خاندان اموی که برای وجاهت دینی و اجتماعی همسر پیامبر را با خود همراه کرده بودند. عامل انسجام و اتحاد ظاهری آنان مخالفت با وضع موجود بود. به احتمال قریب به یقین اگر فرد دیگری هم به جای آن حضرت بود، در برابرش می­ ایستادند. چرا که مسئله واقعی عدم رضایت به موقعیتی بود که در آن قرار داشتند. آنان به چیزی کمتر از زعامت و رهبری قانع نبودند و قیام­شان در برابر امام عمدتاً بدان دلیل بود که او در این سمت قرار گرفته بود.

 

مضافاً که خود اینان در تعارضی شدید قرار داشتند. یک بار برای امامت نماز طلحه و زبیر بر صورت اسبان خود تازیانه زدند که موجب تنش در لشگر گردید که با مداخله عایشه و راه حل پیشنهادی او، به پایان رسید. قبل از آغاز جنگ زبیر جبهه را ترک گرفت و در اثنای جنگ طلحه با تیر پرتاب شده توسط مروان حکم به قتل رسید در حالتی که می­ گفت انتقام خون عثمان را از قاتل واقعی­اش گرفتم. چرا که طلحه از کساني بود که مردم را عليه عثمان تحريک و به قتل او تشويق مي­ کرد.

 

عامل اصلی اين جنگ همین شخصیت­های ناراضی و نيز مال اندوخته شده توسط خاندان اموي بود. لشکریان هم برخی از قبایل یمنی مهاجرت کرده به منطقه بصره بودند که به دلیل حضور همسر پیامبر و قدرت شگرف او در تهییج احساسات دینی، بدانان پیوستند.

 

به واقع این جنگ همچون دو جنگ بعدی به آن حضرت تحمیل شد. علی­رغم استنکاف و خویشتن­داری فراوان امام، آنان جنگ را آغاز کردند و فجایعی مرتکب شدند و در نتیجه امام مجبور به دفاع و دفع آنان شد.

 

4. امام برای خاموش کردن آتش فتنه­ ای که برانگیخته شده بود مجبور به حرکت به سوی بصره شد. اما پس از پایان جنگ دیگر به مدینه بازنگشت و کوفه را به پایتختی برگزید. این جریان خود نشان­ دهنده تحولات وسیعی بود که در جامعه آن زمان رخ داده بود.

 

بدون شک مدینه و خاطرات تلخ و شيرینش و نیز قبر مطهر پیامبر و دخت گرامش امام را به سوی خود جلب می­ کرد، امّآ ضرورت­های جدید عملاً مانع از بازگشت به سوی آن گردید. امامان معصوم بعدی نیز پیوسته به مدینه و قبر مطهر پیامبر و مادر معصومه­ شان تعلق خاطر عمیقی داشتند و جز با اجبار حاضر نبودند آن را ترک کنند و عموماً به هنگام ترک، وداعی سوزناک با قبر جدشان داشتند.

 

کوفه و موقعیت جغرافیایی و استراتژیکش، جمعیت و ترکیب جlعیتی­ اش و دلایل علاقه مندی بسیاری از ساکنانش به امام درخور بررسی و دقت فراوانی است. امّا نکته مهم آن که در تحولات بعدی دوران حضرت نقش فراونی ایفا کرد، نوپایی آن و ترکیب جمعیتی آن بود.

 

این سرزمین­ حاصل­خیز در کنار قلمرو امپراطوری ساسانی و نزدیک به پایتخت­های بزرگ و باشکوه و ثروتمند تابستانی و زمستانی آنان قرار داشت. کوفه در ابتدا به عنوان یک پایگاه نظامی و سپس به عنوان یک شهر در دوران خلیفه دوم سر برآورد و با توجه به موقعیت جغرافیایی و زمين­ های آبرفتي و سرسبزش به سرعت قبائل مناطق مختلف عربستان و یمن را به سوي خود جذب کرد. مطمئناً تعداد قابل توجهی از ایرانیان ساکن در مناطق مرزی و نیز مردمان امارت­ نشين حيره،‌ بدانجا مهاجرت کرده بودند. اين اميرنشين دست­ نشانده ساسانيان بود تا از نفوذ قبائل صحراگرد عرب به داخل قلمروشان جلوگيري کند.

 

5. این شهر علی­ رغم وسعت و ثروتش در مقایسه با شهرهایی چون دمشق فاقد قوام شهری بود. شهری نوبنیاد که قبائل و اقوام مختلفی را در درون خود جای داده بود. اینان در محلات مختلفی سکونت داشنند. به دلیل مهاجر و جدیدالورود بودن با سرزمین جدید آشنايي نداشتند و هنوز فرهنگ و آداب و رسومی برای تعامل متقابل با یکدیگر نیافته بودند و از مشکلاتی رنج می­ بردند که هر شهر جدید و به سرعت رشدیافته­ ای از آن رنج می­ برد.

 

در مقابل این شهر دمشق قرار داشت. قدیمی­ترین شهر شناخته شده دنیا. به لحاظ قدمت شهری، دمشق قدیمی­ترین شهر جهان است. بخشی از امپراطوری روم شرقی که قرن­ها قبل از ورود اسلام از فرهنگ و زبان سامی و آرامی و عربی برخوردار بود.

 

پس از سقوط شام در زمان خلیفه دوم این منطقه تحت حکمرانی يزید برادر معاویه قرار گرفت و بعد از مرگ او تحت حکمرانی معاویه. مضافاً که خلیفه دوم برخلاف فرمانروایان دیگرش بر معاویه سخت نمی­ گرفت و او را «کسرای عرب» می­ نامید و لذا او فرصت یافت دمشق و نواحی اطرافش را متناسب با ذوق و سلیقه خود مدیریت کند. مناطقی که قوام و انسجام شهری داشت.

 

6. امام پس از دفع غائله جمل مجبور شد به معاویه بپردازد. او نه تنها فرمان نمی­برد که مدعی خون­خواهی عثمان بود و دائماً تحریک می­کرد. دفع او یک ضرورت بود. امّا دو لشگر در یک موقعیت قرار نداشتند. در یک جا لشگری منسجم، منظم و فرمان­پذیر قرار داشت که به دلائل مختلف معاویه را رهبر دین و دنیای خود می­دانست و بدون هیچ تردید و گفتگو. و در طرف دیگر لشگری بود متشکل از گروه­ ها و قبائل مختلف و متعدد که هر یک از منطقه­ ای آمده بودند و چندان منسجم و مدیریت­ پذیر نبودند. عمدتاً شیعیان پرشور امام همچون عمار و مالک اشتر و قیس بن سعد و حجر بن عدی بودند که با تکیه بر احساسات دینی آنان را وحدت و انسجام می­بخشیدند. از این گذشته عموم لشگریان امام به آن حضرت بدان گونه نمی­نگریستند که لشگریان شام به معاویه. التزام امام به اصول و معیارهای اسلامی، و نه سیاست­های عوام­فریبانه، خود این جریان را تشدید می­ کرد.

 

مصاف این دو لشگر موجب بروز و ظهور مشکلاتی شد که به طور طبیعی در جماعت کوفیان و لشگریان حضرت وجود داشت. با پایمردی و رشادت امام و شیعیان پاکبازش لشگر شام در آستانه شکست قرار گرفت. در این هنگام معاویه و دستیارانش به حیله­ای متوسل شدند که موجب تشتّت لشگر حضرت گردید، امّا اگر این حیله هم وجود نمی­داشت، چنین تشتّتی در نهایت تجلی می­ یافت. به واقع مشکلی داخلی وجود داشت و این فریب­کاری توانست بروز آن را تسریع کند.

 

7. فتنه خوارج خود حاصل تکاثف و سپس بروز بخشی از مشکلاتی بود که به طور طبیعی در جامعه کوفه و بین­ النهرین وجود داشت. این نه امام و نه سیاست­ های او بود که این معضل را خلق کرد، این معضل وجود داشت و تنها محتاج آن بود که در زمان مناسب خود را نشان دهد.

 

آنان کسانی بودند که از نواحی قفر و خشک عربستان مهاجرت کرده بودند. محیطی که فرهنگ و آداب و رسومی سخت بدویانه را ایجاد و حاکم کرده بود و لذا هیچ نوع نظم و نظام اجتماعی را برنمی­تافتند و بر همه اعتراض داشتند. اعتراض آنان عملاً به حيات اجتماعي و ساختارها و الزاماتش بود. آنها مي­ خواستند در درون جامعه شهري با معيارهاي صحرايي زندگي کنند.

 

پس از جنگ حنین که انبوهی از غنائم مسلمانان را نصیب شد، پیامبر بر حسب مصلحت به افرادی از قریش که اخیراً به اسلام گرویده بودند، سهمی بیشتر داد. «ذی الخویصره» که بعدها از سران خوارج شد زبان به اعتراض گشود و این که عدالت را رعایت نکرده­ ای؟ پیامبر غضبناک شد و فرمود به جز من عدالت را در نزد چه کسی توانی یافت و آن گونه که نقل شده به آینده وی و اینکه از دین خارج خواهد شد، اشاره کرد.

 

این نمونه­ ای است از آنچه در فکر و ذهن و اعتقادات آنان می­ گذشت. این سخت­گیری بدویانه را در سراسر فرهنگ و جامعه آنان می­ توان یافت. چنانکه گفتیم آنان هیچ نوع نظم و نظامی را نمی­ پذیرفتند و همه مسائل را از دین و نظم سیاسی و حکومتی گرفته تا تعاملات اجتماعی را در پرتو نظام قبیله­ ای بسیط و خشن خود درمی­ یافتند. نظامی که در آن جایی برای مدنیّت و محبّت و سازمان­دهی وجود نداشت.

 

8. چنین افراد و گروه­ ها و قبائلی به سرزمینی جدید و به کلی متفاوت با سرزمین اجدادی مهاجرت کردند. این جریان بحران فکری و شخصيّتي و فرهنگی آنان را تشدید کرد. ضمن آن که آنان هم­انديشان غیر هم­قبیله­ ای خویش را یافته بودند و احساس قدرت بیشتری می­ کردند.

 

در این میان شوک بزرگ جنگ صفین و داستان قرآن به نیزه کردن شامیان اتفاق افتاد و این نقطه عطف مهمّی بود. به ناگهان از لشگر انشعاب کرده و در برابر امام ایستادند. مسئله این است که این جریان به هرحال اتفاق می­ افتاد اگرچه شوک ناشی از جنگ، ظهور آن را تسریع کرد. آنها بعدها در برابر حکّام ديگر هم ايستادند و تا زماني که در درون محيط و فرهنگ جامعه خود تحليل نرفتند،‌ اين مقاومت ادامه يافت.

 

نکته این است که در نهایت فتنه خوارج بخشی، اگرچه بخشی بزرگ، از مشکل بود. مشکل اصلی عدم انسجام، عدم وجود ساختارهای اجتماعی و فرهنگی و سیاسی در جامعه شهری کوفه و نواحی اطراف آن بود. دقیقاً به عکس موقعیتی که در دمشق وجود داشت. مشکلی که نه تنها در زمان امام علی (ع) که در دوران­ های بعدی هم وجود داشت و این خود یکی از مهم ترین دلایلی بود که قیام­ های این شهر را ابتر و بی­ سرانجام می­ گذاشت.

 

9. امام مجبور بود این همه را تحمل کند. او وارث جامعه­ ای بود که بزرگانش هر یک به نوعی خود را گم کرده بودند و داعی ه­ای داشتند. این سخن در مورد صحابه پیامبر و به ویژه مهاجرانش صحیح­تر است. از طرف دیگر مجبور به مقابله با فردی چون معاویه بود که اولاً بر جامعه یک دست و منسجم شام حکومت می­ راند، و ثانیاً با پول و زیرکی خاص خود بسیاری از بزرگان و متنفذان قریش را به سوی خود جلب کرده بود.

 

آن حضرت اگرچه شیعیان و پیروانی پاک­باخته داشت اما بدنه اصلی لشگریانش چنان بود که اجمالاً توصیفش گذشت. نکته دیگر آن­که عموم قریشیان به دلیل جنگ­های سال­های نخستین اسلام با امام خصومت داشتند و به دلائل متعدد او را تحمل نمی­ کردند.

 

واقعیت این است که اگر به جای آن حضرت فرد دیگری هم می­ بود با همین مشکلات مواجه می­ شد و قدرتش در حل و فصل آنها به مراتب کمتر بود. چه کسی می­ توانست در برابر اصحاب جمل و تبلیغات وسیع­شان و یا در برابر نهروانیان و تظاهرات دینی­ شان بایستد و آنها را شکست دهد؟

 

اگرچه بعدها قدرت بر معاویه و خاندان اموی استقرار یافت، امّا آن حضرت با رفتار و کیفیت برخوردش نشان داد که چگونه می­ باید با توطئه­ هایی که لباس حق به تن کرده­ اند، مقابله کرد. امام عملاً روش اسلامی برخورد با دو گروه مسلمانی را که به جنگ با یکدیگر برخاسته­ اند، نشان داد و این برای اولین بار بود که اتفاق می­ افتاد.

 

10. صرف نظر از تمامی آنچه گفته آمد آن حضرت میراث دینی و معنوی و معرفتی عظیمی برجای گذاشت که در خطبه­ ها، نامه­ ها و کلمات قصار متجلی است. ظاهراً تمامی این مجموعه به ایام خلافت آن حضرت راجع می­ شود که علی­ رغم گرفتاری­های فراوان و جانکاه، ایراد و یا نوشته شده است. هیچ یک از خلفا و زمامداران بعدی چنین میراث جاودانه­ ای را به یادگار نگذاشته­ اند و این در حالی بود که در موارد فراوانی به دلیل سطح نازل فکری و فرهنگی مخاطبان و یا غرض­ ورزی و حسادت و جهل آنها، حضرت از کلام باز می­ ایستاد و یا آن را ناتمام می­ گذاشت.

 

مطمئناً اگر شرایط برای استماع و درک سخنان و پیام­های حضرت آماده­ تر بود این میراث به مراتب غنی­ تر و ژرف­ تر می­ گردید. همین عدم آمادگی و عدم تحمل از جمله عواملی بود که پیوسته حضرت را رنج می­ داد و احساس تنهایی و غربت می­ کرد. احساسی که صرفاً به دلیل عدم همراهی لشگر در جلوگیری از تاخت و تازهای لشگریان معاویه نبود، بخشی بدان علت بود که حضرتش گوشی برای استماع نمی­ یافت و نمی­ توانست معارف و اسراری را که از قلب مبارکش تراوش می­ کرد، انتقال دهد.

 

بزرگي و عظمت او موجب غربت و تنهايي­ اش شده بود. اين تنهايي صرفاً محدود به زمان خود آن حضرت نبود، در دوران­ هاي بعدي نيز کمتر درک شد. نقش بي­ بديل امام در تصفيه و راست کردن جامعه اسلامي و ارائه سنتي عملي براي مقابله با انحراف­ هاي مختلف عقيدتي و اجتماعي و سياسي، به ندرت مورد بررسي و ارزيابي قرار گرفته است.

 

در مقايسه بين حضرتش و خلفاي پيشين نيز جانب انصاف رعايت نمي­ شد و اينکه اينان در شرایطي کاملاً متفاوت به خلافت رسيدند و امام با مشکلاتي مواجه بود که اصولاً در گذشته وجود نداشت و عملاً هم نمي­ توانست وجود داشته باشد.

 

چنانکه گفتيم ميراث عظيم و منحصر به فرد معرفتي آن حضرت هم به دلایلي فراوان مورد غفلت و بلکه تغافل و انکار قرار گرفت. عجيب اين است که بعد بلاغي و ادبي اين ميراث به مراتب بيش از بعد معارفي آن مورد توجه و تأکيد بوده است. اين خود شاهد ديگري است از تنهايي بزرگ­مردي که عظمتش موجب غربت و نيز مظلوميتش شد. چه در دوران زندگاني­ اش و چه در دوران­هاي بعد از آن.



تاريخ : شنبه 4 مرداد1393 | 1:42 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |



تاريخ : پنجشنبه 2 مرداد1393 | 5:26 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |



تاريخ : پنجشنبه 2 مرداد1393 | 5:25 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
مستند فیلم برداری شده از زندگی حجه الاسلام یحیی جهانگیری سهروردی، و سفر های تبلیغی ایشان از شبکه چهار سیما در برنامه رهیافت پخش می شود.

«رهیافت» عنوان ویژه برنامه ای است از گروه معارف و اندیشه دینی این شبکه در طول ماه مبارک رمضان روی آنتن شبکه فرهیختگان می رود. برنامه «رهیافت» سعی دارد محوریت زندگی حضرت رسول(ص) را در ابعاد مختلفی همچون: زندگی و شخصیت ایشان به صورت علمی واکاوی نماید.این برنامه همچنین موضوعات"پیامبر و ایمان، پیامبر وکعبه، آفرینش از نظر پیامبر، پیامبر و مرگ، پیامبر و تعامل با دشمنان، اخلاق، صبر، امید وآگاهی پیامبر و...را نیز بررسی می کند. گفتنی است حضور دانشجویان نخبه و برگزیده دانشگاهها در برنامه رهیافت، و پرسش و پاسخ آنان در خصوص شبهات دین اسلام و بویژه حضرت رسول(ص)، از ویژگی های شاخص این برنامه معارفی است.



تاريخ : پنجشنبه 2 مرداد1393 | 5:22 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |



تاريخ : پنجشنبه 2 مرداد1393 | 5:17 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |

سیمای هویت دینی در جامعه ؛ از نماد ها تا باور ها

گروه جامعه- محبوبه علی پور: چند روز است خانه «آقاجون» مراسم عزاداری محرم است. هر روز «محسن» پنج ساله با پدرش به این مراسم می رود. یک روز، مادر قبل از رفتن، لیوان شیری را به محسن می دهد. محسن نگاهی می کند و می گوید: من امروز شیر نمی خورم. عاشوراست... حضرت علی اصغر(ع) عاشورا شیر نخورد. دیشب خونه آقا جون، حاج آقای روحانی می گفت علی اصغر(ع) خیلی تشنگی کشیده و آخرش هم روی دست امام حسین(ع) در حالی که از تشنگی لبهاش ترک خورده بود شهید شد.
محرم، عاشورا، روضه خوانی این ها سرفصلهای مهمی هستند که می توانند، در غنای هویت ما مؤثر باشند.حجة الاسلام یحیی جهانگیری سهروردی با تاکید بر همین مقوله می گوید: به طور کلی هویت، همان شناسه و معرفه یک شخص است که به دو صورت هویت فردی واجتماعی مشاهده می شود. از این رو معتقدم هیچ انسانی بی هویت تلقی نمی شود. هرچند برخی نظریه پردازان معاصر معتقدند که جهان از بحران بی هویتی رنج می برد.
اما همین بی هویتی نیز در خود هویتی دارد. چنانکه در فضای مجازی نیز افراد برای خود دارای هویت و به قول دیگر «آی. دی» هستند. وی می افزاید: هر فرد دارای چندین وجه هویتی است اما از عرصه های برجسته هویتی بشر که شناسه و معرف اوست، هویت دینی می باشد. این هویت در دو عرصه هویت دینی فردی و هویت دینی جامعه قابل تامل است. چنانکه گاه افرادی دارای شاخصه های دینی شمرده می شوند و گاه نیز جامعه ای به لحاظ دینی بررسی می شود.
چنانکه جامعه آمیشهای آمریکایی به عنوان جامعه دینی که مخالف مدرنیزم است شناخته می شوند.


* دین یک پدیده فطری است
حجة الاسلام علی اکبر مظاهری نیز با اشاره بر نقش هویت دینی معتقد است: دین یک پدیده فطری است که از بدو تولد همراه با انسان است و در واقع از سوی خدا در وجود انسان نهادینه شده است. در واقع همه انسان ها به طور فطری خداجو و دین گرا هستند.
البته گاه دین خواهی و پایبندی به این مفاهیم به طور عینی مشهود است و گاه از سرغفلت، پنهان مانده و زیر خار و خاشاکهایی مستتر شده است، اما در اصل وجود بشر وجود دارد و گاه که فرصت ظهور و بروز می یابد، جلوه می کند.


* آثار هویت دینی 
دین وهویت دینی جزء جدایی ناپذیر زندگی بشری است. چنانکه بنیامین راش -روانپزشک آمریکایی- بر این باور است که؛ «دین، آن قدر برای پرورش و سلامت روح آدمی اهمیت دارد که هوا برای تنفس» اما پرسش اینجاست که ثمرات هویت دینی برای جامعه چیست؟ 
حجة الاسلام جهانگیری سهروردی با تاکید بر اینکه، هویت دینی می تواند تاثیری بر حیات فردی و اجتماعی ما داشته باشد، می گوید: با سفر به جوامع غربی می توان دریافت که این جوامع به نیهیلیسم و پوچ گرایی کشیده شده است. جنانکه مرحوم علامه جعفری در یکی از سخنرانی هایشان می گفتند: «با دانشمندی برخورد کردم که می گفت: حالا که بشر به هیچ رسیده است دوست دارم دنیا پر از زرادخانه های اتمی شده و نابود شود.» زیرا بنا بر باور وی بشر به اینجا رسیده است. در حالیکه در یک جامعه با بن مایه هویت دینی، فرد، قادر به پاسخگویی و یافتن پرسشهای بنیادین خود نظیر اینکه «از کجا آمده ام؟ به کجا می روم، آیا این دنیا پایان راه است یا من در جهان دیگر سقوط و اوجی خواهم داشت؟» خواهد بود و از پوچ گرایی رها می شود. زیرا همه این مسیر را دین برای ما ترسیم کرده و پاسخ گفته است. اما در جوامع ماتریالیستی چنین نیست. زیرا هیچگاه به این پرسش ها نمی رسند و اگر هم برسند دچار بن بست و سرگردانی می شوند. ازهمین رو؛ با نگاهی به حماسه امام حسین(ع) می توان دید که یارانشان در سایه هویت دینی به درک راستینی از پرسشهای زیربنایی رسیده اند چنانکه در مقابل آن همه دشواری، بازهم با نشاط و پویا هستند. اما در مقابل، دشمنان سرگردان و مشوش بودند. در واقع هویت دینی به افراد و جامعه پویایی و نشاط می بخشد چنانکه شاهدیم آموزه والای مهدویت نیز چنین خاصیتی داشته است. به طوری که در سالهای دفاع مقدس، شاهد تاثیر نام مبارک امام زمان(عج) در نشاط و پویایی رزمندگان بودیم.

 

* در جامعه دینی، همه مسؤولند
این استاد حوزه و دانشگاه در ادامه با اشاره به تاثیر دیگر هویت دینی می گوید: دیگر ارزش هویت دینی این است که جامعه را اخلاق گرا و تکلیف محور بار می آورد. اما در غرب همیشه از حق بشر می گویند و از تکلیفش حرفی نمی زنند. البته در حالی این نظام، از حق بشر دم می زند که در زیر لفافه آن دشوار ترین تکالیف را به بشر تحمیل می کند. اما اسلام معتقد است هر که حق بیشتری دارد در مقابل تکلیف بیشتری دارد. اینگونه، افراد در برابر یکدیگر و جامعه خود مسؤول هستند. از این رو گفته می شود؛ اگر تو شب را با غفلت از همسایه مسلمانت سپری کنی، مسلمان نیستی. به تعبیر دیگر این بشر را «تکلیف محور» رشد می دهد و تاکید می کند؛ تو همیشه مسؤولی؛ «کلکم راع و کلکم مسؤول». 
درواقع این بشرِ مسؤول، همواره دغدغه دیگران را دارد. حال آنکه یکی از شاخصه های عرفانهای کاذب که غرب امروز، وارد محیطهای دینی کرده این است که این عرفان ها مخدرند و هویت تکلیف گرای دینی بشر را به چالش می کشند. چنانکه توصیه می کنند برای رسیدن به خدا باید از هرگونه دغدغه فکری نسبت به دیگران خودتان را رها کنید. وقتی بشر به این وادی پا گذاشت دیگر دغدغه ای نخواهد داشت و تکلیف گرا نخواهد بود. این در حالی است که در خود غرب بر تکلیف گرایی تاکید دارند. چنانکه در پژوهشی از کارفرما ها پرسیده بودند در استخدام نیروهای خود، افراد دیندار اولویت دارند یا غیر دیندار ها که آنها بر نیروی کار دیندار تاکید داشتند. زیرا این فرد تعهد دارد. 
جهانگیری سهروردی همچنین می گوید: هویت دینی به زندگی معنا می دهد. اینگونه، جامعه دینی اگر دچار بلا و مشکلی شود، می شود آن را از سوی خدا دانسته و خود را مشوش وبی پناه نمی بیند. چنانکه در فرازهای آخرین زیارت عاشورا می خوانیم؛ خدایا به آن مصیبتهایی که بر امام حسین(ع) و یاران وی رفته خدا را شکر می کنم. زیرا بنابر نگرش دینی، افراد با بصیرت و آگاهی ورای حادثه را می بینند.

 

* بیم و امید با هم 
با توجه به آنچه گفته شد، این پرسش مطرح می شود که؛ وضعیت جامعه امروز ما به لحاظ «هویت دینی» چگونه است؟ 
حجة الاسلام مظاهری، پژوهشگر در مسایل دینی و خانواده می گوید: جامعه ما هنوز هم با هویت راستین دینی فاصله دارد. از این رو همه به ویژه متولیان فرهنگی باید در این زمینه فعالیت جدی کنند. ما امروز می توانیم شعار دهیم و بگوییم جوانان ما با نسلهای قبل متفاوتند. متدین تر هستند. اما گاه شواهد به گونه دیگری است. اگر ما خشنود از حضور جوانان در مراسم مذهبی نظیر اعتکاف هستیم باید بررسی شود که این جوانان چند درصد جمعیت جوان ماهستند؟ 
بنابراین در کنار بشارت به جامعه و جوانان در زمینه دینی، باید نسبت به کاستی ها نیز هشدار داد و آن ها را جدی گرفت. چنانکه حضرت علی(ع) می فرماید: کسی که تو رابیم می دهد همانند کسی است که به تو بشارت می دهد. یعنی با توصیه به هشدار ها می توان باعث رسیدن به موفقیت و سلامت شد که حاصل آن بشارت است. پس باید به هشدار ها نیز توجه کرد. 
وی با اشاره به اینکه مهم ترین کاستی همه ما در بروز «هویت دینی» در جامعه این است که خیلی از اعمال و حرکتهای ما خدایی نیست می گوید: ما سرگردانیم چون خدا در زندگی و باور ما گم شده است. از این رو باید در دو زمینه فعالیت کنیم، نخست مسؤولان و متولیان با تدبیر، برنامه ریزی کنند و سپس فعالیتهای مناسبی برای مردم داشته باشیم نه آنکه در مجالس ونشست ها با بی تدبیری و ناآگاهی جوانان را از دین دور کنیم.

 

* خانه هایی به رنگ خدا
اما خانواده، چگونه می تواند باعث آموزش و تقویت «هویت دینی» شود؟ 
حجة الاسلامجهانگیری سهروردی در پاسخ می گوید: هویت دینی را می توان در جلوه های مختلف همانند علم ها و بیرق ها و مراسم دید بنابراین اگر می خواهیم فرزندانمان بااین مفاهیم رشد کنند باید به درستی فرزندان را با این نماد ها و شعائر آشنا کنیم چرا که دنیای کودکی دنیای تجسم و تصویرسازی است. باید تصاویری از این شعائر در ذهن بچه ها بسازیم. بیشتر ما هم مفاهیم عاشورایی را در کودکی از کتاب ها ومنبر ها یاد نگرفتیم بلکه از مراسم های تعزیه خوانی آموختیم. 
بنابراین در اولین گام باید فرزندان را با این قالبهای نمادین آشنا کرد. اما باید توجه داشت، در ادامه، مسیر تربیت دینی، از این نماد ها می گذرد و باید ورای آن و فلسفه واقعی آن و مفاهیم والای آن را به فرزندان معرفی کنیم. زیرا اگر او این نماد ها را ببیند ولی فلسفه ذاتی آن ها را نشناسد در عمل؛ همین نماد ها، مفاهیم خشک و توخالی شده و باعث دین گریزی می شود. همچنین علاوه بر خانواده ها، دولت نیز باید فلسفه این مفاهیم را در جامعه تبیین کند زیرا اگر ما این مفاهیم را در جامعه و بین تمام اقشار حتی نخبگان و دانشگاهیان تبیین نکنیم دچار آسیب می شویم در حالیکه نگاههای روشنفکرانه و غربزده، این نماد ها را تخریب کرده وجایگاهی برای آن درجامعه قایل نیستند.


* بی توجهی به فرصت گرانقدر محرم
این استاد حوزه و دانشگاه در ادامه به علل بی توجهی به فرصت گرانقدر محرم در تقویت هویت دینی اشاره کرده و می افزاید: دو مساله در عدم استفاده از این فرصت ها موثر بوده است. نخست اینکه نمادهایی که می توانسته هویت دینی ما را تشکیل دهد بخشی از آن ها با خرافات عجین شده است به طوری که شاهدیم در مقوله آموزه والای مهدویت نیز مدعیان کاذبی دست به تخریب اعتقادات می زنند. ازاین رو، استاد مطهری دغدغه این مساله را داشته و کتاب حماسه حسینی را تالیف کردند. 
نکته دیگر اینکه، برخی تحریف شناسی های عاشورا به دلیل اینکه روشمند و منطقی وعلمی نیست خود باعث تحریف شده است.
حجة الاسلام مظاهری تاکید می کند: بنا بر اظهار نظرهای جهانی حتی در میان سایر ادیان، تعلق خاطر به امام حسین(ع) نیروی کارآمدی است که می تواند کارگشای همه جانبه باشد. از این رو، چنین ایامی فرصت مناسبی است که بتوان از این نیرو بهره مند شده و جوانان و جامعه را بیشتر به سوی دین فراخواند. زیرا دراین ماه ها می توان جلوه های گوناگونی از جوشیدن عواطف را در جوانان دید باید این مسیر را هدایت کرد. ابتدا قلب ها را باید شست و سپس مفاهیم راستین دین را در آن نهادینه ساخت.


نگاه بخشی به دین 
به رغم اینکه بسیاری از افراد، معتقد به دینداری هستند اما گاه رنگ و بوی ایمان راستین در این افراد، چندان جلوه گر نیست؛ چرا؟ 
حجة الاسلام جهانگیری سهروردی معتقد است: مشکل اینجاست که گاهی اوقات به دین بخشی و مقطع نگاه می کنیم. عزاداری امام حسین(ع) رابرگزار می کنیم اما نماز نمی خوانیم یا نماز می خوانیم اما حق الناس را رعایت نمی کنیم.همین رفتار ها سبب شده که تضادهایی را ببینیم. در حالی که، بخشی از دینداری ما از راه «دین» گسترش پیدا نمی کند بلکه از طریق «تدین» است. 
یعنی بخشی از دین را از رفتارهای مومنان فرا می گیریم. به هر روی بسیاری از ما، دین را به عنوان مجموعه ای نمی بینیم که برای تمام موضوعات زندگی فردی واجتماعی ما حرفی برای گفتن دارد. دیگر اینکه، ما در عرصه فقهی با تاکید بیشتری، دینداری می کنیم اما در عرصه سجایای اخلاقی کم توجه هستیم.چنانکه برخی افراد به جزیی ترین مسایل شرعی و فقهی توجه دارند اما وقتی به مسایل اخلاقی نظیر دروغ و غیبت می رسند به سادگی نادیده گرفته و عبور می کنند. در حالی که زمانی که بدن امام حسین(ع) را دفن می کردند متوجه نشانه هایی بر دوش و کتف ایشان شدند. 
امام سجاد (ع) فرمودند: این اثر کمکهای مستمر حضرت به فقراست. در حالی که در جامعه ما در ایام سوگواری سالار شهیدان نذورات و احسان بسیاری می بینیم که شایسته است. اما اگر این موارد را می توانستیم مدیریت کنیم و بخشی از آن ها را به نیازمندان واقعی می دادیم، و این رویه را در همه سال ادامه می دادیم، این می توانست جامعه ما را به هویت دینی نزدیکتر کند.

انتهاي خبر/ قدس آنلاين / کد خبر: 22857
 
 http://qudsonline.ir/NSite/FullStory/News/?Id=22857&Titr=%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%20%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4


تاريخ : شنبه 21 تیر1393 | 5:16 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
کد خبر : ‌27102تاریخ انتشار : ‌يكشنبه 1 تير 1393 - 00:23:22
دریافت فایل PDF این خبر |  نسخه مناسب برای چاپ | ارسال به یک دوست
 

تعداد بازدید : 780

یک پژوهشگر حوزوی با اشاره به علت های بروز پدیده ازدواج سفید در کشورمان گفت: ریشه های این مسئله را باید در گرایش ها به تک زیستی ها و خانه های مجردی جستجو کرد.

 

 


ازدواج سفید واژه ایست که اخیرا در محافل مختلف از آن تحت عنوان یک تهدید برای جامعه و مخضوضا جوانان نام برده می شود و کارشناسان مختلفی به عدم همخوانی این مسئله با فرهنگ و اعتقادات ملی و دینی مان اشاره کرده اند. پدیده ای که هرچند هنوز در بخش های بزرگی از کشورمان جایی ندارد ولی باید با نگاه به آینده مراقب گسترش احتمالی آن باشیم.

حجت الاسلام سهروردی از پژوهشگران و محققین حوزوی، مبلغ بین المللی و نگارنده کتب و مقالات متعدد در موضوعات مختلف دینی و اجتماعی در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری شبستان به مطالعه ریشه ای این معضل پرداخت و گفت: ازدواج سفید یا همان "with marriage" از جمله فرهنگ ها وارداتی است که ابتدا در غرب بوده و اخیرا وارد کشورمان شده ست.

وی با اشاره به ورود بی رویه فرهنگ و یا عادات غربی به کشور ادامه داد: متاسفانه فرهنگ غربی و حتی فرهنگ های بسیار پنهان این کشورها هم وارد کشور ما شده، فرهنگ هایی که حتی در غرب از حیث فرهنگی پدیده زیاد مطلوبی نبوده، امروز وارد جامعه ما شده است.

این محقق و پژوهشگر حوزوی گفت: پدیده ازدواج سفید که امروز آرام آرام سفیدی اش در جامعه ما چشم ها را می زند، حتی در آمریکا تا سال 1970 خلاف عرف و غیرقانونی بود که بعدها شکل رسمی تری به خود گرفت.

متاسفانه حتی فرهنگ های غیر استاندارد مغرب زمین را هم پذیرا شده ایم؛این یک هشدار جدی است

وی با ابراز نگرانی نسبت به تبعیت گسترده ای که امروز در کشور از فرهنگ غربی و حتی ابعاد پنهان آن می شود، افزود: ما نه تنها در مواردی که استانداردهایی دارد بلکه حتی در مسائلی که فاقد هرگونه استانداردی است از سبک زندگی غربی ها تبعیت می کنیم که این موضوع ازدواج سفید هم یکی از همین موارد می باشد.

حجت الاسلام سهروردی تصریح کرد: امروز متاسفانه وضعیت به شکلی شده که جامعه ما حتی ناپسندهای جامعه غرب را هم می پسندد و آن را وارد زندگی روزمره می کند و این یک هشدار جدی است و در نگاه آینده پژوهانه مشکل ساز که در باید این مسئله مخصوصا مورد توجه هنرمندان باشد و با تولیدات خود ابعاد منفی این مسائل را به جامعه با زبان تاثیرگذار هنر نشان دهند.

وی ادامه داد: نکته دیگر در این خصوص که مخصوصا حوزویان باید به آن توجه کنند این است که رابطه سنت با مدرنیته را مشخص کنند.

مولف کتاب "مصلحت در فقه؛ مبانی، رهیافت ها، کارکردها" گفت: وقتی که انسان مرد و زن بودنش از کانتکست مدرنیته تحصیل می شود، مرد یا زن بودن معنایی دیگر پیدا کره و نتیجتا این دو تفسیر جداگانه ای پیدا می کنند که روابط این دو را هم تحت تاثیر قرار می دهد.

وی افزود: فعلا ما فقط بحث انسان چیست و زن و مرد چیست را دیده ایم ولی به رابطه آنها توجهی نکرده ایم و این در حالی است که در تفسیر مدرن ازدواج سنتی زن و مرد اصلا معنایی دیگر پیدا کرده و به شوریدن علیه ازدواج سنتی انجامیده و تبدیل به مسائلی می شود که امروز در جوامع غربی می بینیم.

وی با اشاره به رشد مسائلی همچون ازدواج سفید در نتیجع این روند در جوامع مختلف تصریح کرد: این مسئله اگر هم در غرب رشد پیدا کرد با توجه به فرهنگ آنها شاید موردی نداشته باشد ولی در کشور ما اگر این اتفاق بیفتد، قابل تحلیل است.

حجت الاسلام سهروردی در ادامه به تحلیل موضوعی ازدواج سفید پرداخت و خاطرشان کرد: در این ارتباط یک زن و مرد بدون اینکه عقدی بخوانند، یک زندگی مشترک را شروع می کنند.

وی با اشاره به وجود این مسئله در دیگر فرهنگ ها گفت: در این فرهنگ ها به دلیل عدم مغایرت با مسائل فرهنگی و اعتقادی آنها این اتفاق ممکن است، بیفتد ولی با اجازه و نظارت خانواده هاست ولی در جامعه ما به دلیل مغایرت ها در فرهنگ و آیینمان ابن اتفاق بدون اجازه والدین می افتد.

آینده ای که در آن دیگر سفیدی ازدواج ها چشم را نمی زند!

مولف کتاب "بگذار زندگی کنم" با اشاره به مسائل پیرامون این اتفاق ادامه داد: در نتیجه روندی که ذکر شد این مسئله امروز بدون اجازه والدین اتفاق می افتد ولی اگر به صورت تاثیرگذار جلوی رواج آن گرفته نشود در آینده می بینیم که ازدواج های سفید بدون هیچ مشکل و یا ابراز تعجبی با اجازه والدین صورت می گیرد.

وی با بیان اینکه در موضوع ازدواج سفید دو مسئله مطرح می باشد، اضافه کرد: اول اینکه موضوع ازدواج های سفید در ایران فعلا مخفیانه است و آمار دقیقی از آن نداریم و دومین مسئله تلاش دو طرف برای اینکه رابطه جنسی در این نوع ازدواج وجود نداشته باشند چرا که این مسئله مخفیانه و بدون اجازه پدر و مادر ها اتفاق می افتد.

ریشه گرایش جوانان به ازدواج سفید را باید در تمایلات آنها به تک زیستی جستجو کرد

حجت الاسلام سهروردی در ادامه به بررسی علت های گرایش جوانان به ازدواج سفید پرداخت و افزود: اگر ما بتوانیم، دلیل گرایش جوانان به خانه های مجردی یا همان تک زیستی ها را بفهمیم، می دانیم که چرا حالا به ازدواج سفید گرایش یافته اند.

وی گفت: مورد دوم هم در این خصوص پرهزینه بودن ازدواج است، در این زمانه که ازدواج هزینه های فراوان اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را بر زوجین تحمیل می کند و مردم احساس می کنند، قادر به تربیت یک فرزند خوب نیستند، جوان به زیر بار عقدنامه ای که کلی مسئولیت برایش به همراه دارد، نمی رود.

وی تصریح کرد: البته کارشناسان ما، قوه قضائیه، حقوقدانان و مجلس باید به این مسئله بپردازند تا کلفت و سنگینی که جوان با ازدواج به روی دوش خود احساس می کند را کاملا رفع کرده یا حداقل مقدار زیادی از این بار کم کنند.

جوانی که ازدواج را بیشتر وبال می داند تا بال

این پژوهشگر حوزوی افزود: ما باید به مردممان بفهمانیم که ازدواج وبال و سنگینی نیست بلکه ازدواج بالی است برای اوج گرفتن ولی متاسفانه جوان ما ازدواج را وبال می داند نه بالی برای پرکشیدن.

وی در ادامه به اشاره به این واقعیت که امروز جوانان علاقه ای به قبول مسئولیت یک زندگی ندارند، خاطرنشان کرد: البته با توجه به گسترش پدیده طلاق ما با مسائل دیگری هم مواجهیم که جوان را گریزان می کند از ازدواج و احتمال شکست در آن.

ازدواج سنگین و طلاقی سنگین تر فضا را برای ازدواج سفید فراهم می کند

حجت الاسلام سهروردی ادامه داد: طلاق درکشور ما پروسه ای سنگین دارد و همین ازدواج سنگین و طلاق سنگین باعث گرایش بیشتر به سمت مسائلی همچون ازدواج سفید می شود که در آن ازدواج و طلاق راحت تری اتفاق می افتد.

وی گفت: جامعه ، رسانه، مسئولین فرهنگی و مخصوصا مسئولین حقوقی ما باید به این پدیده توجه کنند که امروزه در پدیده ازدواج روند به هم رسیدن و یا جدا شدن از هم برای دختران و پسران پرهزینه شده و باید راهکاری برای سهولت این روند پیدا کنند وگرنه در آینده شاهد رشد عجیب و غریب ازدواج های سفید خواهیم بود.

این استاد حوزه و دانشگاه افزود: بحث دیگر جوانی است که برای رسیدن به فرد مورد علاقه خود و به علت مخالفت خانواده ها مجبور به گذراندن پروسه ای در داگاه هاست تا ثابت کند "من رشیدم" که خوب در ازدواج سفید خیلی راحت تر زندگی شروع می شود و از پروسه ابراز رشید بودن هم خبری نیست.

وی تصریح کرد: مجموعه این سنگ اندازی های والدین و سخت گرفتن ها در امر ازدواج و سختی های قانونی و هزینه های سرسام آور دست به دست هم می دهد تا زمینه را برای گسترش ازدواج سفید فراهم کند.

سفیدی که بیم آن می رود، چشم ها را خیره کند

وی با ابراز نگرانی نسبت به این مسئله گفت: بنده نگرانم در آینده با وجود نگاه ناهنجارانه جامعه ما با موضوع ازدواج سفید چون این مسئله قیافه شکیلی دارد، بتواند سفیدی خود را در جامعه نشان دهد!

با کار صرفا پلیسی و امنیتی به جایی نمی رسیم

حجت الاسلام سهروردی تصریح کرد: باید از همین حالا با زیرساخت های حقوقی، فرهنگی و رسانه ای جلوی این گسترش را بگیریم و نه اینکه تنها کار پلیسی و امنیتی بکنیم.

وی افزود: ما باید بحث های تقوینی ازدواج و طلاق را در کشور جدی بگیریم و گرنه این آسیب ها در آینده به طور جدی دامن جامعه را می گیرد.

این استاد دانشگاه ادامه داد: اتفاقاتی که در ادامه این روند در کشور خواهد افتاد بسیار فجیع است که تنها نمونه های جزئی آن مسائلی مثل سقط جنین یا جدایی غیرعاطفی دختران و پسران از هم می باشد، مسئولین باید زودتر برای این موضوع راهاکاری جدی بیندیشند تا آسیب های اجتماعی کمتری از این ناحیه به کشور وارد شود.
http://fordunews.com/newsF-27102.html


تاريخ : شنبه 21 تیر1393 | 5:7 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
کد خبر: ٢٥٤٧٦ تاریخ انتشار: ٣١ خرداد ١٣٩٣ - ١٣:٣٢  
صفحه نخست » سیاسی » تازه های خبری    
 
خانه مجردی و گرایش جوانان به ازدواج سفید

یک پژوهشگر حوزوی با اشاره به علت های بروز پدیده ازدواج سفید در کشورمان گفت: ریشه های این مسئله را باید در گرایش ها به تک زیستی ها و خانه های مجردی جستجو کرد.

 

به نقل از خبرگزاری شبستان_ قم، ازدواج سفید واژه ایست که اخیرا در محافل مختلف از آن تحت عنوان یک تهدید برای جامعه و مخضوضا جوانان نام برده می شود و کارشناسان مختلفی به عدم همخوانی این مسئله با فرهنگ و اعتقادات ملی و دینی مان اشاره کرده اند. پدیده ای که هرچند هنوز در بخش های بزرگی از کشورمان جایی ندارد ولی باید با نگاه به آینده مراقب گسترش احتمالی آن باشیم.

حجت الاسلام سهروردی از پژوهشگران و محققین حوزوی، مبلغ بین المللی و نگارنده کتب و مقالات متعدد در موضوعات مختلف دینی و اجتماعی در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری شبستان به مطالعه ریشه ای این معضل پرداخت و گفت: ازدواج سفید یا همان "with marriage" از جمله فرهنگ ها وارداتی است که ابتدا در غرب بوده و اخیرا وارد کشورمان شده ست.


وی با اشاره به ورود بی رویه فرهنگ و یا عادات غربی به کشور ادامه داد: متاسفانه فرهنگ غربی و حتی فرهنگ های بسیار پنهان این کشورها هم وارد کشور ما شده، فرهنگ هایی که حتی در غرب از حیث فرهنگی پدیده زیاد مطلوبی نبوده، امروز وارد جامعه ما شده است.


این محقق و پژوهشگر حوزوی گفت: پدیده ازدواج سفید که امروز آرام آرام سفیدی اش در جامعه ما چشم ها را می زند، حتی در آمریکا تا سال 1970 خلاف عرف و غیرقانونی بود که بعدها شکل رسمی تری به خود گرفت.


متاسفانه حتی فرهنگ های غیر استاندارد مغرب زمین را هم پذیرا شده ایم؛این یک هشدار جدی است
وی با ابراز نگرانی نسبت به تبعیت گسترده ای که امروز در کشور از فرهنگ غربی و حتی ابعاد پنهان آن می شود، افزود: ما نه تنها در مواردی که استانداردهایی دارد بلکه حتی در مسائلی که فاقد هرگونه استانداردی است از سبک زندگی غربی ها تبعیت می کنیم که این موضوع ازدواج سفید هم یکی از همین موارد می باشد.


حجت الاسلام سهروردی تصریح کرد: امروز متاسفانه وضعیت به شکلی شده که جامعه ما حتی ناپسندهای جامعه غرب را هم می پسندد و آن را وارد زندگی روزمره می کند و این یک هشدار جدی است و در نگاه آینده پژوهانه مشکل ساز که در باید این مسئله مخصوصا مورد توجه هنرمندان باشد و با تولیدات خود ابعاد منفی این مسائل را به جامعه با زبان تاثیرگذار هنر نشان دهند.


وی ادامه داد: نکته دیگر در این خصوص که مخصوصا حوزویان باید به آن توجه کنند این است که رابطه سنت با مدرنیته را مشخص کنند.


مولف کتاب "مصلحت در فقه؛ مبانی، رهیافت ها، کارکردها" گفت: وقتی که انسان مرد و زن بودنش از کانتکست مدرنیته تحصیل می شود، مرد یا زن بودن معنایی دیگر پیدا کره و نتیجتا این دو تفسیر جداگانه ای پیدا می کنند که روابط این دو را هم تحت تاثیر قرار می دهد.


وی افزود: فعلا ما فقط بحث انسان چیست و زن و مرد چیست را دیده ایم ولی به رابطه آنها توجهی نکرده ایم و این در حالی است که در تفسیر مدرن ازدواج سنتی زن و مرد اصلا معنایی دیگر پیدا کرده و به شوریدن علیه ازدواج سنتی انجامیده و تبدیل به مسائلی می شود که امروز در جوامع غربی می بینیم.


وی با اشاره به رشد مسائلی همچون ازدواج سفید در نتیجع این روند در جوامع مختلف تصریح کرد: این مسئله اگر هم در غرب رشد پیدا کرد با توجه به فرهنگ آنها شاید موردی نداشته باشد ولی در کشور ما اگر این اتفاق بیفتد، قابل تحلیل است.

حجت الاسلام سهروردی در ادامه به تحلیل موضوعی ازدواج سفید پرداخت و خاطرشان کرد: در این ارتباط یک زن و مرد بدون اینکه عقدی بخوانند، یک زندگی مشترک را شروع می کنند.


وی با اشاره به وجود این مسئله در دیگر فرهنگ ها گفت: در این فرهنگ ها به دلیل عدم مغایرت با مسائل فرهنگی و اعتقادی آنها این اتفاق ممکن است، بیفتد ولی با اجازه و نظارت خانواده هاست ولی در جامعه ما به دلیل مغایرت ها در فرهنگ و آیینمان ابن اتفاق بدون اجازه والدین می افتد.


آینده ای که در آن دیگر سفیدی ازدواج ها چشم را نمی زند!
مولف کتاب "بگذار زندگی کنم" با اشاره به مسائل پیرامون این اتفاق ادامه داد: در نتیجه روندی که ذکر شد این مسئله امروز بدون اجازه والدین اتفاق می افتد ولی اگر به صورت تاثیرگذار جلوی رواج آن گرفته نشود در آینده می بینیم که ازدواج های سفید بدون هیچ مشکل و یا ابراز تعجبی با اجازه والدین صورت می گیرد.


وی با بیان اینکه در موضوع ازدواج سفید دو مسئله مطرح می باشد، اضافه کرد: اول اینکه موضوع ازدواج های سفید در ایران فعلا مخفیانه است و آمار دقیقی از آن نداریم و دومین مسئله تلاش دو طرف برای اینکه رابطه جنسی در این نوع ازدواج وجود نداشته باشند چرا که این مسئله مخفیانه و بدون اجازه پدر و مادر ها اتفاق می افتد.
 

ریشه گرایش جوانان به ازدواج سفید را باید در تمایلات آنها به تک زیستی جستجو کرد
حجت الاسلام سهروردی در ادامه به بررسی علت های گرایش جوانان به ازدواج سفید پرداخت و افزود: اگر ما بتوانیم، دلیل گرایش جوانان به خانه های مجردی یا همان تک زیستی ها را بفهمیم، می دانیم که چرا حالا به ازدواج سفید گرایش یافته اند.


وی گفت: مورد دوم هم در این خصوص پرهزینه بودن ازدواج است، در این زمانه که ازدواج هزینه های فراوان اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را بر زوجین تحمیل می کند و مردم احساس می کنند، قادر به تربیت یک فرزند خوب نیستند، جوان به زیر بار عقدنامه ای که کلی مسئولیت برایش به همراه دارد، نمی رود.


وی تصریح کرد: البته کارشناسان ما، قوه قضائیه، حقوقدانان و مجلس باید به این مسئله بپردازند تا کلفت و سنگینی که جوان با ازدواج به روی دوش خود احساس می کند را کاملا رفع کرده یا حداقل مقدار زیادی از این بار کم کنند.


جوانی که ازدواج را بیشتر وبال می داند تا بال
این پژوهشگر حوزوی افزود: ما باید به مردممان بفهمانیم که ازدواج وبال و سنگینی نیست بلکه ازدواج بالی است برای اوج گرفتن ولی متاسفانه جوان ما ازدواج را وبال می داند نه بالی برای پرکشیدن.


وی در ادامه به اشاره به این واقعیت که امروز جوانان علاقه ای به قبول مسئولیت یک زندگی ندارند، خاطرنشان کرد: البته با توجه به گسترش پدیده طلاق ما با مسائل دیگری هم مواجهیم که جوان را گریزان می کند از ازدواج و احتمال شکست در آن.


ازدواج سنگین و طلاقی سنگین تر فضا را برای ازدواج سفید فراهم می کند
حجت الاسلام سهروردی ادامه داد: طلاق درکشور ما پروسه ای سنگین دارد و همین ازدواج سنگین و طلاق سنگین باعث گرایش بیشتر به سمت مسائلی همچون ازدواج سفید می شود که در آن ازدواج و طلاق راحت تری اتفاق می افتد.


وی گفت: جامعه ، رسانه، مسئولین فرهنگی و مخصوصا مسئولین حقوقی ما باید به این پدیده توجه کنند که امروزه در پدیده ازدواج روند به هم رسیدن و یا جدا شدن از هم برای دختران و پسران پرهزینه شده و باید راهکاری برای سهولت این روند پیدا کنند وگرنه در آینده شاهد رشد عجیب و غریب ازدواج های سفید خواهیم بود.


این استاد حوزه و دانشگاه افزود: بحث دیگر جوانی است که برای رسیدن به فرد مورد علاقه خود و به علت مخالفت خانواده ها مجبور به گذراندن پروسه ای در داگاه هاست تا ثابت کند "من رشیدم" که خوب در ازدواج سفید خیلی راحت تر زندگی شروع می شود و از پروسه ابراز رشید بودن هم خبری نیست.


وی تصریح کرد: مجموعه این سنگ اندازی های والدین و سخت گرفتن ها در امر ازدواج و سختی های قانونی و هزینه های سرسام آور دست به دست هم می دهد تا زمینه را برای گسترش ازدواج سفید فراهم کند.


سفیدی که بیم آن می رود، چشم ها را خیره کند
وی با ابراز نگرانی نسبت به این مسئله گفت: بنده نگرانم در آینده با وجود نگاه ناهنجارانه جامعه ما با موضوع ازدواج سفید چون این مسئله قیافه شکیلی دارد، بتواند سفیدی خود را در جامعه نشان دهد!


با کار صرفا پلیسی و امنیتی به جایی نمی رسیم
حجت الاسلام سهروردی تصریح کرد: باید از همین حالا با زیرساخت های حقوقی، فرهنگی و رسانه ای جلوی این گسترش را بگیریم و نه اینکه تنها کار پلیسی و امنیتی بکنیم.


وی افزود: ما باید بحث های تقوینی ازدواج و طلاق را در کشور جدی بگیریم و گرنه این آسیب ها در آینده به طور جدی دامن جامعه را می گیرد.


این استاد دانشگاه ادامه داد: اتفاقاتی که در ادامه این روند در کشور خواهد افتاد بسیار فجیع است که تنها نمونه های جزئی آن مسائلی مثل سقط جنین یا جدایی غیرعاطفی دختران و پسران از هم می باشد، مسئولین باید زودتر برای این موضوع راهاکاری جدی بیندیشند تا آسیب های اجتماعی کمتری از این ناحیه به کشور وارد شود.
 

http://www.enghelab-news.ir/shownews.php?idnews=25476



تاريخ : شنبه 21 تیر1393 | 5:6 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
مستند فیلم برداری شده از زندگی حجه الاسلام یحیی جهانگیری سهروردی، و سفر های تبلیغی ایشان از شبکه چهار سیما در برنامه رهیافت پخش می شود.

قسمت اول این برنامه روز پنجشنبه 12 رمضان به روی آنتن می رود.

«رهیافت» عنوان ویژه برنامه ای است از گروه معارف و اندیشه دینی این شبکه در طول ماه مبارک رمضان روی آنتن شبکه فرهیختگان می رود. برنامه «رهیافت» سعی دارد محوریت زندگی حضرت رسول(ص) را در ابعاد مختلفی همچون: زندگی و شخصیت ایشان به صورت علمی واکاوی نماید.این برنامه همچنین موضوعات"پیامبر و ایمان، پیامبر وکعبه، آفرینش از نظر پیامبر، پیامبر و مرگ، پیامبر و تعامل با دشمنان، اخلاق، صبر، امید وآگاهی پیامبر و...را نیز بررسی می کند. گفتنی است حضور دانشجویان نخبه و برگزیده دانشگاهها در برنامه رهیافت، و پرسش و پاسخ آنان در خصوص شبهات دین اسلام و بویژه حضرت رسول(ص)، از ویژگی های شاخص این برنامه معارفی است.



تاريخ : جمعه 20 تیر1393 | 2:53 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
معرفی کتاب؛

مصلحت در فقه؛ مبانی، رهیافت‌ها، کارکردها

حقیقت آن است که بحث فقه و مصلحت، بحثی تطبیقی، بینامذهبی و فلسفه فقهی است. اصل ضرورت توجه به مصلحت در فقه را هیچ‌یک از مذاهب انکار نکرده‌اند. همچنان که هیچ‌یک از مذاهب اهل سنت حتی مالکیه مصلحت را به‌طور مطلق نمی‌پذیرد.

maslahatاسلام دین جامع و البته جاودانی است. شریعت اسلامی نیز با بهره‌مندی از قواعدی همچون قاعده مصلحت به اثبات این ادعا کمک می‌کند. ولی هر مصلحتی مطلوب نیست. و حجیت مصلحت در فقه امامیه هرگز نباید سر از مصالح مرسله اهل سنت درآورد و یا موجب قدسیت‌زدایی از فقه وسکولاریزاسیون شود. از سوی دیگر با تأسیس نظام اسلامی در ایران، و نیز اقبال مسلمین به احیای ظرفیت‌های نهفته در دین اسلام، ما را بایسته می‌دارد که قواعد پویاساز این دین را کشف و تبیین کنیم.

مصلحت، یکی از قواعد مؤثر در پویایی فقه است. بی‌شک یکی از رازهای جاودانگی شریعت اسلامی، وجود عنصر مصلحت در آن است. مسئله این است که جایگاه حجیت این قاعده در فقه چگونه است؟ فقه حکومتی، چه ابتنایی بر مصلحت دارد؟ آیا بحث از قاعده مصلحت در فقه امامیه، از سر نیاز به جهت تشکیل نظام سیاسی است؟ یا این قاعده عمق و قدمت دارد؟ هنگام تعارض مصلحت عام با یک فرع فقهی، باید چه راه حلی برگزید؟ کارشناسان، شورا و… چه نقشی در کشف مصلحت دارد؟

این نوشتار، مصلحت را از منظر فقه – خصوصاً فقه امامیه – در راستای پاسخ به سؤالات فوق بررسی می‌کند.

بیشتر مصلحت‌پژوهان، اعتراف کرده‌اند که تنها توانسته‌اند بخشی از ابعاد این قاعده را بررسی کنند. به جهت عدم بسامد پیشینیه پژوهشی در این عرصه در طول تاریخ تشیع از یک‌سو و از سوی دیگر حضور حکم حکومتی، بررسی ابعاد این قاعده جدی‌تر می‌نماید.

حقیقت آن است که بحث فقه و مصلحت، بحثی تطبیقی، بینامذهبی و فلسفه فقهی است. اصل ضرورت توجه به مصلحت در فقه را هیچ‌یک از مذاهب انکار نکرده‌اند. همچنان که هیچ‌یک از مذاهب اهل سنت حتی مالکیه مصلحت را به‌طور مطلق نمی‌پذیرد. این نشان‌گر ضابطه‌مند بودن استفاده از این عنصر است.

هر جا – چه در جهان تسنن و چه در عالم تشیع – رابطه فقه و دولت، نزدیک شد، بحث مصلحت، برجسته گردید. لذا به جهت پیوند و تنیدگی فقه مالکی با حکومت‌های سیاسی، حضور پررنگ مصلحت در این مذهب فقهی پررنگ‌تر است.

نکته برجسته دیگر اینکه آنچه در اندیشه فقهای امامیه، مصلحت خوانده می‌شود هیچ‌گونه انفکاک و مرز فاصلی با حقیقت ندارد، بلکه چهره و تجلی حقیقت در شرایط مختلف است. آنچه بین حقیقت (Truth) و مصلحت، جدایی می‌افکند نگرش پراگماتیستی بر مصلحت و تفسیر مادی و سردانگارانه (Utility) از آن است. از این رو توجه به مصلحت، به معنای ذبح شریعت در پای مصلحت نیست.

با این مبنا، مصلحت و حکم حکومتی در پی این نیست که از امور دینی قدسیت‌زدایی کند و آن را عرفی سازد، بلکه به دنبال قدسی نمودن همه ساحت‌های زندگی است.

در این پژوهش روشن می‌شود که مصلحت در فقه امامیه که مبتنی بر کلام عدلیه‌ای است، باید بیشتر خود را نشان بدهد تا فقه اهل تسنن که مبتنی بر مبنای اشعری است و حسن و قبح را نمی‌پذیرد.

از آنجا که از آسیب‌های پژوهش، خلط بین مفاهیم است، این کتاب در ابتدا به تنقیح و تفکیک مفاهیم و کلیدواژگان دخیل می‌پردازد. و سپس جهت فهم سره از فرازوفرود مصلحت، پیشینه‌شناسی – هم در فقه اهل سنت و هم در فقه امامیه- می‌کند. با تقسیم‌بندی دوره‌های فقهی، سعی بر آن دارد که پررنگی یا کم‌رنگی مصلحت را در هر دوره تبیین نماید. مقایسه بین قواعد هم‌سو با مصلحت، – در راستای تنقیح قلمرو و کارکرد آن از قواعد دیگر- رسالت دیگر این پژوهش است تا نقطه نزاع را روشن نماید.

در ادامه، با بیان دیدگاه‌ها – خصوصاً اقوال فقهای شیعی – و ادله ارائه‌شده بر مصلحت، حجیت آن را واکاوی می‌کند.

این کتاب در پایان، مهم‌ترین پرسش معاصر در عرصه مصلحت‌پژوهی یعنی سکولاریزاسیون را بررسی کرده و سپس به ارائه پاسخ عدم امکان سقوط شریعت در سکولاریزاسیون – البته با رعایت ضوابط پیش‌بینی‌شده برای مصلحت در فقه شیعه- می‌پردازد.

نظر به اینکه مصلحت را می‌شود از ابعاد مختلفی به بررسی نشست، این پژوهش با تفکیک رویکردها، تصریح دارد که تنها از منظر فقهی- اصولی بدان می‌پردازد.

 

فهرست بخش‌های کتاب:

مقدمه آیت‌الله محسن اراکی

مقدمه پرفسور تکیم

پیشگفتار

فصل اول: مفاهیم

مبحث اول: مفهوم شناسی «مصلحت»

مبحث دوم مفهوم شناسی «فقه»

مبحث سوم: مفهوم شناسی «استصلاح» و «مصالح مرسله»

مبحث چهارم: مفهوم شناسی «سد و فتح ذرایع»

مبحث پنجم: مفهوم شناسی «مقاصد الشریعه»

فصل دوم: مقایسه واژه «مصلحت» با مفاهیم همسو

مبحث اول: مقایسه مفهوم «مصلحت» و «حکمت»

مبحث دوم: مقایسه مفهوم «مصلحت» و «علت»

مبحث سوم: مقایسه مفهوم «مصلحت» و «منفعت»

مبحث چهارم: مقایسه مفهوم «مصلحت» و «منفعت»

فصل سوم: پیشینه شناسی و گونه شناسی

مبحث اول: پیشینه قاعده مصلحت

مبحث دوم: تعریف اصطلاحی- فقهی مصلحت

مبحث سوم: اقسام مصلحت

فصل چهارم: جایگاه مصلحت در فقه امامیه

مبحث اول: تمایز قاعده مصلحت با قیاس

مبحث دوم: تمایز قاعده مصلحت باسد ذرایع

مبحث سوم: تمایز قاعده مصلحت امامیه با مصلح مرسله اهل سنت

فصل پنجم: اقوال و ادله حجیت مصلحت در فقه امامیه

مبحث اول: اقوال

مبحث دوم: ادله

فصل ششم: جایگاه مصلحت در احکام حکومتی

مبحث اول: تعریف حکم حکومتی

مبحث دوم: تزاحم مصلحت (حکم حکومتی) با فروعات فقهی

فصل هفتم: مراجع تشخیص مصلحت

مبحث اول: شاخص و ملاک تشخیص

مبحث دوم: بررسی میزان اعتبار نظر کارشناسان متخصص در تشخیص مصلحت

مبحث سوم: بررسی میزان اعتبار مشورت در تشخیص مصلحت

فصل هشتم: مصلحت محوری نه (سکولاریزاسیون) عرفی گرایی

مبحث اول: مفهوم شناسی «سکولاریزاسیون»

مبحث دوم: بررسی شبهات مدعیان عرفی شدن شریعت در سایه مصلحت‌محوری

نویسنده کتاب: یحیی جهانگیری سهروردی
سطح چهار موسسه بین‌المللی مطالعات اسلامی، دانشجوی دکتری دانشگاه ادیان و مذاهب قم

http://mobahesat.com/



تاريخ : چهارشنبه 18 تیر1393 | 3:4 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |



تاريخ : سه شنبه 10 تیر1393 | 5:44 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |



تاريخ : سه شنبه 10 تیر1393 | 5:41 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
پاسخ به پرسش های دینی، از تعدد در ابزار تا تنوع در شیوه

«تکنیک های پاسخ به پرسش های دینی»             

دکتر یحیی جهانگیری سهروردی

یکم: شاید دیگر سخن از «بایسته بودن» پاسخ دهی به پرسش های دینی، ضرور نباشد. زیرا چنان اهمیت و البته لزوم این رسالت بر همگان روشن شده است که دیگر جایی هر گونه بحث و انکار را بسته است. با درک همین رسالت بود که خصوصا در دهه اخیر مراکز «متعدد و متنوع» پاسخگویی به پرسش های دینی جوانان تاسیس شد.

دوم: بی شک یکی از موسم های بسامدی پرسش های دینی، ماه مبارک رمضان است. شایسته است کارشناسان و مراکز متولی، شیوه های پاسخ دهی را کارآمد و روزآمد سازند. تاکید می شود منظور از نحوه پاسخ دهی، «ابزار» نیست تا سخن از رش های پاسخ دهی «تلفنی، سایبری، کتبی، حضوری، و...» شود. بلکه سخن از « شیوه» است.

سوم: پرسش را نباید «تفنن» پرسشگر دانست بلکه آن را باید حاصل نخست «نیاز» و دوم «کنجکاوی» او دانست. این رو هر «پاسخ» ارائه شده باید یا روح جوینده پرسشگر را کامیاب کند و یا جان تشنه اش را سیراب.

این هنر پاسخگوست که  از پس واژه ها و الفاظی که از سوی پرسشگر - چه پیشت تلفن یا روی کاغذ و ... - ایراد می شود، باید به «نیاز» پرسشگر پی ببرد. او باید این راهبرد اساسی را هماره یاد آورد که در پس این «سوال»، «مسأله»ای نهفته است.

ناگوارانه باید گفت هنوز ما سوال = question، جوانان را جواب = answer،می دهیم. بی آنکه بدانیم پساپرده سوال جوانان، مساله ای problemنفهته است. و حس کنجکاوی و یا نیازی که او را به پرسش فراخوانده، یک مساله بوده است. از این رو، جوان دنبال پاسخ یا جواب نیست، او در جستجوی، راه حل = solution است، چون مساله دارد نه سوال. هر چند به علل رواشناختی و جامعه شناختی این مساله را در قالب سوال مطرح می کند.

شاید از این جهت است که خداوند هم، سوال را جواب نمیدهد  بلکه از سوال مخاطبان پی به نیاز و مساله آنان می برد و در پی حل مساله بر می آید. یسئلونک عن العفو؟ قل العفو...،

پنجم: یک پاسخگوی دینی باید بداند که نوع پرسش های دینی در دهه های اخیر از طیف «معرفتی»، به «معنویتی» تغییر جهت داده است. دیگر پرسش بیش از آنکه از «چرایی» باشد از «چگونگی» است. گرایش فزاینده جوانان به کتاب ها و فیلم های «معنویتی – عرفانی»، نسبت به آثار «کلامی – معرفتی» شاهدی بر مدعاست.

ظهور جریان های مدعی معنویت در ایران معاصر، نسبت به پیدایش گونه های متعدد گرایش های فکری و معرفتی در دهه های پیشین، سینگال برجسته ای برای دغدغه مندان دینی باید باشد که بدانند در دوره معاصر، سنخ پرسش های دینی، «معنویت جویانه» خواهد بود نه «معرفت طلبانه».

http://www.qudsonline.ir/PDF/7587/mah2.pdf

 



تاريخ : سه شنبه 10 تیر1393 | 5:36 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |



تاريخ : دوشنبه 9 تیر1393 | 4:0 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |



تاريخ : دوشنبه 9 تیر1393 | 3:56 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |



تاريخ : دوشنبه 9 تیر1393 | 3:52 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
سه شنبه 3 تیر 1393 12:20شماره خبر : 1421966ارسال به دوستنسخه قابل چاپ

 

حجت‌الاسلام جهانگیری‌سهروردی بیان کرد:

تنوع محیطی؛ اهرم نخست در ایجاد جذابیت اوقات فراغت دانش‌آموزان

%d8%aa%d9%86%d9%88%d8%b9-%d9%85%d8%ad%db%8c%d8%b7%db%8c%d8%9b-%d8%a7%d9%87%d8%b1%d9%85-%d9%86%d8%ae%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d8%ac%d8%a7%d8%af-%d8%ac%d8%b0%d8%a7%d8%a8%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%82%d8%a7%d8%aa-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%ba%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4%e2%80%8c%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%d8%a7%d9%86

گروه اجتماعی: مدرس حوزه و دانشگاه‌های زنجان با تأکید بر این‌که ایجاد تنوع محیطی، نخستین اهرم در ایجاد جذابیت اوقات فراغت است، گفت: روبرو شدن دانش‌آموز در فصل تابستان با فضای تحصیل خود، نوعی دلزدگی به بار می‌آورد؛ در حالی که می‌توان با کشاندن آنها به مساجد، این تنوع فضا را ایجاد کرد.

حجت‌الاسلام والمسلیمن یحیی جهانگیری‌سهروردی، مبلّغ بین‌الملل و مدرس حوزه و دانشگاه‌های زنجان در گفت‌و‌گو با خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از زنجان، با تأکید بر این‌که متأسفانه ایدئولوژی مسئولان فرهنگی کشور نسبت به اوقات فراغت جوانان و نوجوانان، با استراتژی غنی‌سازی غریبه است، گفت: با وجود این‌که اوقات فراغت و ایام تعطیل در نگاه اسلام و کشورهای توسعه‌یافته، زمان آغاز کاری جدید است و تعطیلی در آن معنا ندارد؛ نگاه مسئولان فرهنگی کشور، متفاوت است.

وی افزود: این نوع نگرش سبب شده است که مسئولان نه تنها به دنبال غنی‌سازی اوقات فراغت دانش‌آموزان و دانشجویان کشور نباشند، بلکه در ایام تعطیل، رابطه ذهنی آنها با یادگیری به‌طور کامل از بین می‌رود و پس از تعطیلی مدارس و دانشگاه‌ها، کلیه داده‌های ذهنی نوجوان و جوان به سمت فراموشی پیش می‌رود.

نوجوان ایرانی در ایام تابستان با فضای یادگیری بیگانه می‌شود
این مدرس حوزه و دانشگاه‌های زنجان با اشاره به نقایص نظام آموزشی کشور درباره اوقات فراغت، اظهار کرد: این امر که تمامی معلمان و دبیران در ابتدای سال تحصیلی، خلاصه‌ای از دروس سال گذشته را ارائه می‌دهند، نشان‌دهنده این موضوع است که نوجوان ایرانی در ایام تابستان به‌طور کامل با فضای یادگیری بیگانه شده است و تنها راه از بین بردن این نقیصه، این است که اوقات فراغت نوجوانان را براساس نیازهای وی در دوره تحصیلی پر کنیم.

حجت‌الاسلام جهانگیری‌سهروردی یکی از نقص‌های عمده نظام آموزشی کشور را نیز داده‌محوری دانست و اظهار کرد: دوری از آموزش‌های مهارت‌های زندگی در سال تحصیلی سبب می‌شود که دانش‌آموز در ایام فراغت خود، با بسیاری از مهارت‌هایی که در حوزه اجتماع، نیاز به آن دارد، بیگانه باشد؛ همچون زمانی که وارد بانک شده و نحوه استفاده از خدمات بانکی را نمی‌داند.

لزوم ایجاد جذابیت در برنامه‌های اوقات فراغت نسل نوجوان و جوان
وی با اشاره به این‌که باید به دنبال ایجاد جذابیت در برنامه‌های اوقات فراغت نسل نوجوان و جوان باشیم، عنوان کرد: ایجاد تنوع محیطی، نخستین اهرم در ایجاد جذابیت اوقات فراغت برای دانش‌آموزان است و براین اساس، دانش‌آموز نباید اموری را که در تابستان فراخواهد گرفت، در محیط مدرسه جست‌وجو کند.

این مدرس حوزه و دانشگاه‌های زنجان ادامه داد: روبرو شدن دانش‌آموز در فصل تابستان با فضای تحصیل خود، نوعی خستگی و دلزدگی به بار می‌آورد؛ در حالی که می‌توان با ایجاد تنوع محیطی و کشاندن دانش‌آموزان به مساجد، این تنوع فضا را ایجاد کرد.

این مبلّغ بین‌الملل اظهار کرد: نظام آموزشی ما باید به سمتی پیش برود که دانش‌آموز در دوره تحصیل خود، خلأ‌هایی را در مباحث ارائه شده را درک کند و در دوره فراغت خود به دنبال پر کردن این خلأها باشد. به عبارتی باید به دانش‌آموز خود زمینه‌ای ارائه کنیم که خود به دنبال ایجاد خلاقیت در روش ماهی‌گیری باشد، نه این‌که ماهی‌گیری را به او بیاموزیم.

حجت‌الاسلام جهانگیری‌سهروردی یادآور شد: پرسش‌محور شدن نظام آموزشی به جای پاسخ‌محوری، سبب می‌شود که جذابیت مفاهیم به صورت درونی برای او ایجاد شود.

http://www.iqna.ir/fa/News/1421966



تاريخ : پنجشنبه 5 تیر1393 | 2:17 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
زندگی مجردی رهآورد مدرنیته برای جوان ایرانی

تصویر خبر

یک محقق و پژوهشگر در حوزه علوم دینی با اشاره به آفت های زندگی مجردی به عنوان یکی از مظاهر زندگی مدرن گفت: زندگی مجردی حیات خلوتی برای آسیب های اجتماعی است.

سبک زندگی از مفاهیم مطرح در تمام جوامع بشری است که در ایران با فرهنگ و تمدن غنی که شهره جهانیان است نیز مطرح بوده و هست. در میان تمام سبک های زندگی "سبک زندگی اسلامی" موضوعی است که با توجه به اسلامی بودن کشورمان و نیاز به داشتن سبک زندگی مناسب با اندیشه دینی باید به آن پرداخت. حجت الاسلام یحی سهروردی، محقق و پژوهشگر در حوزه علوم دینی و مولف مقالات و کتاب های مختلف مرتبط با این موضوع و از مبلغان بین المللی است که به بیان دیدگاه خود در این موضوع  می پردازد.


حجت الاسلام یحیی سهروردی در ابتدا با تاکید بر جامع بودن آیین اسلام تصریح کرد: ما معتقدیم اسلام آیین زندگی است و تنها از مرگ سخن نمی راند.


سامان ندادن سبک زندگی مان، دیگر ساحت های زندگی را هم به آثار سوء مبتلا می کند
وی با بیان اینکه اسلام چگونه زیستن را آموزش می دهد، ادامه داد: سبک زندگی مسئله بسیار مهمی است و اگر ما تنوانیم سبک زندگی خودمان را سامان ببخشیم، همه ساحت های زندگی مان تحت تاثیر آثار سوء آن قرار می گیرد.


وی گفت: پدیده شکاف نسلی چیزی نیست جز تغییر در سبک زندگی، ما در سبک زندگی کلا بر این موضوع بحث می کنیم که چگونه زندگی کنیم و این پدیده بسیار بزرگی است.


این مبلغ بین المللی با اشاره به علت های تاکید رهبری بر موضوع سبک زندگی اسلامی ادامه داد: مهم ترین علت تاکید ویژه مقام معظم رهبری بر موضوع "سبک زندگی اسلامی" آثاری است که سبک زندگی در ابعاد و مسائل مختلف خواهد داشت.


وی در ادامه خاطرنشان کرد: در این گفتگو موضوع بحث ما زندگی مجردی است و من از آن با عنوان "تک زیستی" نام می برم.


حجت الاسلام سهروردی در توضیح این گونه از زندگی اضافه کرد: این پدیده به معنای تنها زیستن می باشد به گونه ای که نه مبداء این نوع زندگی خانواده باشد و نه مقصدش.


وی ادامه داد: بعضی مواقع تک زیستی ها و یا همان زندگی های مجردی پس از یک دوره مثلا جهت کسب علم و یا داشتن شغل به اتمام رسیده و فرد به کانون خانواده باز می گردد و یا خود به یک خانواده تبدیل می شود.


این استاد دانشگاه گفت: ‌ولی در تک زیستی هایی که واقعا باید به دنبال راهکاری برای مقابله با آن باشیم این زندگی تجردی قرار نیست به زندگی یک خانواده منتهی شود و در ادامه برای جامعه ای مثل جامعه ما مشکل آفرین می شود.


حیات خلوتی به نام زندگی مجردی که آسیب های اجتماعی را تشدید می کند
وی افزود: تک زیستی امروز در جامعه ما به یک پدیده مسری تبدیل شده و در حال سرایت می باشد، ‌امروز زندگی مجردی برای کشور ما به یک حیات خلوت برای آسیب های اجتماعی و روابط نامشروع تبدیل شده و یک آسیب جدی است.


حجت الاسلام سهروردی با اشاره به تفاوت نگاه ها به زندگی مجردی و داشتن خانه های مجردی در جوامع مختلف ادامه داد: ‌ممکن است در غرب به این نوع زندگی ارزش های خاصی دهند و آن را یک نوع زندگی بدانند (که البته این نگاه حاصل فرهنگ حاکم در این کشورهاست) ولی در جامعه ما نگاه ارزش گذارانه ای برای این مسئله وجود ندارد.


وی ادامه داد: مدرنیته ای که امروز از فرهنگ بیگانه در فرهنگ ما رسوخ کرده با خود معانی و رفتارهایی به همراه دارد که تک زیستی از اقتضائات آن است.


این محقق و نویسنده در ادامه با اشاره به وضعیت جامعه امروز کشور خاطرنشان کرد:‌ دو شاخصه جوان بودن و گذر از مرحله سنتی بودن و ورود به مدرنیته باعث شده تا در آن برهه زمانی شاهد افزایش اقبال ها از تک زیستی باشیم.


وی ادامه داد: یکی از پیش زمینه های مدرن شدن داشتن رفتارهایی مشابه مدرنیته گرایان می باشد و به این ترتیب است که ما به اصطلاح مدرن می شویم ولی اصلا بی خبریم که مدرن شدن چه زمینه هایی را لازم دارد.


اصلا بی خبریم که مدرن شدن چه می خواهد و تهران را مظهر مدرنیته می دانیم 
حجت الاسلام سهروردی در ادامه با تاکید بر موقعیت تهران به عنوان مظهر مدرنیته در ایران امروز گفت: امروز در کشور از تهران به عنوان مظهر مدرنیته یاد می شود و برخی ها با افتخار تهران را مدرن می دانند ولی اصلا بی خبرند که مدرن شدن چه می خواهد.


وی ادامه داد: البته این وظیفه فلاسفه مان است تا موضوعات مطرح در این خصوص را از فضای ذهن به صحنه عمل بیاورند.


فردگرایی، مسئولیت گریزی و متمایز از دیگران بودن شاخصه های بارز مدرنیسم 
حجت الاسلام سهروردی افزود: فردگرایی، مسئولیت گریزی و متمایز از دیگران بودن سه شاخصه جدی مدرنیسم می باشد و به همین علت است که پیروان این سبک از زندگی در ابتدا این سوال را مطرح می کنند که اصلا خانواده چیست؟ و همین سوال ابتدایی محل اختلاف ما با این تفکر است.


وی تصریح کرد:‌ پیروان این سبک از زندگی که ما پایتخت کشورمان را مظهر آن می دانیم، ‌زندگی خانوادگی را به علت مسئولیت آفرینی هایش ‌نمی پذیرد.


وی گفت: ما باید از پیامدهای مدرن بودن باخبر باشیم و بدانیم که مثلا با تغییر سبک زندگی مان به این سمت همچون کشورهای پیشرو در این موضوع در آینده می بینیم افرادی را در جامعه که هر روز یک تیپ دارند و کارهایی از قبیل نقاشی روی پلک و بقیه مسائل را انجام می دهد تا به عنوان پیرو این سبک از زندگی به گونه ای متمایز از بقیه افراد جامعه باشد و یک سوال جدی اینجا مطرح است،‌ اینکه آیا نسبت به این مسائل آگاهی های لازم را داریم؟


این مبلغ بین المللی خاطرنشان کرد: اینها تنها نمونه هایی کوچک از مواردی است که باید بدانیم، ‌ما هر چه مدرن تر می شویم این موارد هم بیشتر نمود پیدا می کند، ‌مخصوصا در تهران که امروز نماد مدرنیته در کشور است.

شبستان

 http://basij.irib.ir/web/qom/showcontent/-/asset_publisher/xr2ERqqRRvxc/content/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D8%AC%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D8%B1%D9%87%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86%DB%8C%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C/pop_up;jsessionid=329019EECCA821BE64F0F455E9CDB0C9?_101_INSTANCE_xr2ERqqRRvxc_viewMode=print


تاريخ : یکشنبه 1 تیر1393 | 0:44 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.