حوزه علمیه باید در متن جامعه باشد

حوزه علمیه باید در متن جامعه باشد

حوزه های علمیه به عنوان مهمترین و شاخص ترین داعیه دار ترویج و تبیین معنویت و دینداری در طول تاریخ، هماره محور تحولات و نقطه عطف در تاریخ بوده و هستند.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از سمت وسو،حجت الاسلام یحیی جهانگیری سهروردی، از مبلغان بین المللی، مولف کتاب “مسجد مجازی، رهیافت ها و راهکارها” و از اساتید جامعه الزهرا (س)  در پاسخ به سوالی در خصوص مواضع حوزه های علمیه در خصوص مسایل مختلف داخلی و خارجی به واکاوی بنیادین این موضوع پرداخت و افزود: اساسا در تاریخ علوم اسلامی، حوزه های علمیه در بطن جامعه قرار داشتند.

وی ادامه داد: نخستین حوزه علمیه که توسط شیخ طوسی بنیان نهاده شد، “جامع” نام داشت. هنوز هم حوزه های علمیه عراق با این عنوان شناخته می شوند اما امروز در کشور ما به حوزه های علمیه مبدل شده است.

این مبلغ بین المللی که محرم امسال برای تبلیغ اسلام در مالزی به سر می برده است، ادامه داد: جامع (حوزه های علمیه) به معنای فضایی است که با جامعه درارتباط است و همیشه در کنار این جامعه قرار دارد.

بازاریان در همجواری با حوزه ها مکاسب می آموختند

وی گفت: به طور مثال در نگاهی جامعه شناسانه به تاریخ حوزه های علمیه می بینیم که این جامعه علمی همیشه با جامعه درگیر بوده و نمونه بارز آن همجواری با بازارها بود که آشنایی بازاریان با مکاسب را درپی داشت.

حجت الاسلام سهروردی ادامه داد: در این ارتباط طلبه ها با جامعه درگیر بودند و می دیدند در این لحظه نیاز جامعه چیست که البته با دقت در این مسایل متوجه می شویم که حوزه ها در گذشته چگونه فرآیند دینی سازی مردم را انجام می دادند.

حوزه ها و دانشگاه ها را از بطن جامعه دور کرده ایم

وی با اشاره به تغییرات صورت گرفته در حوزه های علمیه خاطرنشان کرد: ولی امروز می بینیم که دانشگاه ها و حتی حوزه های علمیه بیرون از شهرها ساخته می شود در حالی که این مراکز علمی باید درگیر جامعه بوده و در نتیجه این ارتباط روزمره و تنگاتنگ مسایل جامعه را به صورت آکادمیک تحلیل کنند.

وی اظهار داشت: این اتفاق در هیچ کشوری تایید شده نیست و می بینیم که دانشگاه های معتبر دنیا در داخل شهرها ساخته می شوند تا اهالی علم با بطن جامعه در ارتباط باشند.

این استاد حوزه تصریح کرد: این اتفاق باید در کشور ما هم بیفتد و دانشگاه ها و حوزه های علمیه را به بطن فضای اجتماعی بکشیم چرا که جامع (عنوان حوزه های علمیه در گذشته های دور کشورمان و امروز برخی کشورهای مسلمان) باید با جامعه درگیر باشد.

حوزه سکولار از دردهای جامعه خالی است

وی با تاکید بر فواید این همجواری افزود: دردها و شادی های مردم در جامعه شکل می گیرد و اگر حوزه های علمیه از این جامعه فاصله بگیرند، سکولار شده و از دردهای مردم خالی می شوند.

حجت الاسلام سهرودی تصریح کرد: باید بررسی شود که آیا حوزه های علمیه ما تمام دانش هایی که تولید می کنند در جامعه مورد نیاز است یا اینکه در این خصوص با مشکل مواجه هستیم.

وی با اشاره به راهکارهای موجود در این خصوص خاطرنشان کرد: امروز در شاخه های مختلف علمی بحث های بین رشته ای مطرح می شود که با ورود به این عرصه می توان گفت تا موقعیت ایده آل چقدر فاصله داریم.

این مبلغ بین المللی در ادامه با اشاره به تاریخچه ای از نقشه های استعمار پیر و استعمار نو برای به حاشیه کشیدن حوزه های علمیه افزود: این موضوع پدیده ایست که از زمان مشروطه و توسط غرب کلید خورد و طرح ها برای اینکه جامع ها در کنار جامعه نباشند، ریخته شد.

وی گفت: پیش از مشروطه مردم هم علوم مختلف و هم دانش دین را در جامع ها فرا می گرفتند و دارالفنون نخستین مرکز علمی غیر از جامع ها در کشور بود که شکل گرفت.

وی خاطرنشان کرد: ولی پس ازمشروطه نام جامع ها را تغییر داده و اسم حوزه های علمیه را بر آنها نهادند که این نامگذاری با توجه به مفهوم آن معنایی جز اختصاص مطالعات حاشیه ای به حوزه ها و بخش دیگر علوم به دانشگاه ها نداشت.

حجت الاسلام سهروردی تصریح کرد: با این اقدامات عملا هر دوی این مراکز را نسبت به جامعه در حاشیه قرار داده و می خواهیم مشکلات جامعه را حل کنیم اما در غرب قضیه دقیقا برعکس می باشد، آنها صنعت، دانشگاه و جامعه را با هم درگیر کرده اند تا تولیدی که در این قسمت می شود، دقیقا همان چیزی باشد که جامعه نیاز دارند.

وی در ادامه با اشاره به دیگر مشکلات اینچنینی در جامعه خاطرنشان کرد: به طور مثال باید دید چرا پایان نامه های امروز ما مشکل جامعه را حل نمی کند و قادر نیست باری از مشکلات جامعه را از دوش کشور بردارد.

مولف کتاب “مسجد مجازی، رهیافت ها و راهکارها” افزود: اگر پیوند جامع و جامعه برقرار شود همانگونه که در میراث برجای مانده از حوزه های علمیه در قرن ها قبل نیز نمایان است، حتما می توانیم مشکلات جامعه را حل کنیم.

تئوری غربی ها برای حوزه های علمیه؛ مدل اسلامی کلیساها

وی گفت: به نظر من به حاشیه راندن حوزه های علمیه از متن جامعه معنایی جز دور کردن جامع های علمی از جامعه ندارد و این تئوری و ترفندی غربی است که در نظر داشته و دارند تا مدل کلیساها (جدایی بین جامعه و مقوله دین) را ایجاد کنند.

حجت الاسلام سهروردی با اشاره به برخی از صفات این مدل خاطرنشان کرد: دوری کلیسا از دولت، دوری کشیش از قیصر مهم ترین این صفات است و نظریه پردازان غربی با تبدیل جامع ها به حوزه های علمیه در کشورمان به دنبال اجرای همین هدف هستند.

عالمان دینی در نگاه اسلام و روحانی در نگاه مسیحیت 

وی تصریح کرد: این اتفاق با ۲ حرکت استراتژیک از زمان مشروطه دنبال می شود، اول تبدیل جامع ها به حوزه های علمیه و دوم تغییر عبارت عالمان دینی به روحانی.

وی با تاکید بر نگاه متفاوت اسلام و مسیحیت امروز به جایگاه عالمان دینی اظهار داشت: در نگاه اسلامی عالم دین فقط روحانی نیست بلکه در ۲ حوزه معاش و معاد حضور و ارشاد دارد ولی روحانی کلیسا فقط در خصوص معاش مردم صحبت می کند و با معاد کاری ندارد.

این استاد حوزه گفت: مسئله مهم دقت در خصوص واژه سازی هایی است که در سده اخیر برای ما داشته اند و در ادامه این بررسی ها متوجه می شویم که در این خصوص یک جریان خاص در حوزه های علمیه راه افتاده است که نمونه بارز آن تغییر عنوان عالم دینی به روحانی است.

وی تصریح کرد: این مسایل و برخی از جریان های انزوا گرا در حوزه به راه افتاده که تا حدودی در خصوص آنها صحبت شد و همین مسایل باعث شده تا رهبر معظم انقلاب در خصوص حوزه علمیه سکولار در سفر آخر خود به قم صحبت کرده و هشدارها و مطالبات خود را بیان کنند.

انتهای پیام/

کلید واژه
http://www.dana.ir/News/132906.html


تاريخ : چهارشنبه 5 شهریور1393 | 6:28 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |

بنيادگرايي در جنبش‌هاي شيعه

محمد صادق لبّاني مطلق[1] 

 

از اواخر دوران قاجاريه که عده‌اي از دانشجويان به اروپا رفته و تفکرات غربي کساني چون روسو، منتسکيو، جان لاک، هابز و ... را وارد ادبيات ايران نمودند، شاهد به وجود آمدن جرياني به نام «منوّر الفکران» (روشنفکران)[42] هستيم که به دنبال قانون، عدالت‌خانه، سلطنت مشروطه و ... بودند که نتيجه آن به وجود آمدن جنبش مشروطه (1283ش/ 1905م) بود. از اين زمان شاهد رشد طبقه روشنفکران هستيم، طبقه‌اي که خود محصول انقلاب فرانسه (1789م) و ارزش‌هاي به‌وجود آمده از اين انقلاب يعني لائيسيته، سکولاريسم، آزادي، دموکراسي و ... است. (نک: Constitutionelle de France).

بدين ترتيب، از همان ابتداي وضع واژه، روشنفکر با سکولاريسم پيوند برقرار کرد، منتهي ورود واژه «روشنفکر» به کشورهاي اسلامي و عربي نتوانست وفاداري خود را با «سکولاريسم» حفظ نمايد، به اين علت که در اين کشورها سنت‌هاي ديني و اسلامي به‌شدت در ذهن مردم و نخبگان رسوخ داشت و اين جوامع هنوز تجربه اصلاح‌طلبي و پروتستانتيزم را نداشتند که به ناگاه با عصر روشنگري، مدرنيسم و دستاوردهاي ناشي از آن مانند دموکراسي، تفکيک قوا، آزادي، و ... مواجهه شدند. مسلمين به جاي داشتن اين دستاوردها، در عوض سايه سنگين استبداد، جهل و ديکتاتوري را در بالاي سر خود حس مي‌نمودند. در ايران مانند عثماني شکست از روس و انعقاد عهدنامه‌هاي گلستان (1228ق/ 1813م) و ترکمانچاي (1243ق/ 1828م) عواملي شد تا عده‌اي را به فکر تغيير اوضاع کنوني را بياندازد. در نتيجه، روشنفکري در دنياي اسلام تعهدي بر سکولار بودن نداشت.

با اين حال، نمي‌توان واژه روشنفکري را دربردارنده ويژگي واحد تمام انواع تنوع‌ها و گوناگوني‌هاي اين گروه برشمرد. به اين علت که در طيف روشنفکري با مجموعه‌اي از آرا و تفکرات مواجه هستيم که وجه تشابه ايشان تنها انتقاد از وضع موجود است، اما راه‌حل‌هايي که ارائه داده‌اند، تشابهي با يکديگر ندارند. يکي از معيارهاي ارائه شده براي گونه‌شناسي روشنفکري در جهان اسلام تمايز دادن بين روشنفکران ديني از غير ديني است. هر چند اصطلاح روشنفکر ديني به عقيده عده‌اي داراي تضاد و پارادوکس دروني است؛ ولي به نظر مي‌رسد هنوز بهترين معيار باشد که بتوان تمايزات فکري اين گروه را از يکديگر تفکيک نمايد. بديهي است بين سيد جمال‌الدين، ميرزاي نائيني، ميرزا ملکم خان، آخوند زاده، تقي زاده، شريعتي، سروش، شبستري، سيد حسين نصر، زرين کوب، مرتضي مطهري و ... تفاوت‌هاي بنيادين وجود دارد، هرچند همه ايشان تحت يک نام «روشنفکر» جمع شده باشند که از سوي افرادي با سليقه‌هاي مختلف به آنان اطلاق شود.

همان‌طور که روشنفکران غيرديني به گونه‌هاي مختلفي همچون ليبرال، سوسيال، مارکسيسم و ... تقسيم مي‌شوند، براي تمييز روشنفکران ديني نيز بايد معياري اراده داد تا به خلط مبحث و مغالطه مشترک لفظي دچار نشويم. بنيادگرايي يکي از اين ضابطه‌ها است که گونه‌هاي روشنفکري ديني يا اصلاح‌طلبي را از يکديگر تفکيک مي‌نمايد. به عبارت ديگر، روشنفکر ديني کسي است که در کنار ديگر دغدغه‌هاي ناشي از رودررويي با جهان نوين، به عکس روشنفکر غير ديني، دغدغه و تعلق ديني داشته و سعي در آشتي دادن بين آموزه‌هاي ناشي از سنت و تجدد دارد. در اين ميان، عده‌اي که به سنت خود وفادار بوده و سعي در اصلاح سنت دارند، در يک کفه قرار مي‌گيرند و عده‌اي که به کلي اميدي به سنت نداشته و سنن خود را رها نموده‌اند، در کفه‌اي ديگر. طيف اخير فارغ از آموزه‌هاي سنتي، خود را تنها با نصوص ديني مواجه مي‌بينند که اين خود البته محصول دنياي نو و مدرنيسم است که بر مبناي فردگرايي[43] و ارزش‌هاي برگرفته از آن شکل گرفته است. پس همان‌طور که روشنفکري و فردگرايي محصول مدرنيسم است، بنيادگرايي هم زاييده مدرنيسم است، خواه در مسيحيت، يهوديت، اسلام شيعي يا سني باشد. پس روشنفکر غيرديني از دريچه غيرديني و سکولاريسم به پديده‌ها نگاه مي‌نمايد، ولي روشنفکر ديني از دريچه دين به پديده‌ها مي‌نگرد؛ هر چند مي‌تواند در نهايت به سکولاريسم ختم شود. به عبارت ديگر، ورودي و خروجي روشنفکر غيرديني سکولاريسم است، اما ورودي روشنفکر ديني دين، اما خروجي آن لزوماً ديني نيست و مي‌تواند به سکولاريسم ختم شود. يکي از گونه‌هاي روشنفکر ديني در ايران علي شريعتي است. او در آثار خود از کساني چون فريدون آدميت، تقي‌زاده و داريوش آشوري (د 1317ش) را به عنوان روشنفکراني غيرديني مورد نقد قرار مي‌دهد (شريعتي، 1379، ج 35، ص 284). با اين حال در آثارش خود را يک پروتستان مي‌داند (شريعتي،‌ 1380، ج 20، ص 293). پروتستان‌ها به دنبال دنيايي کردن دين مي‌باشند، به نحوي که دين را درخور زندگي دنيا درآوردند. به تعبير ماکس و بر پروتستانتيسم مسيحي به دنبال عقلاني کردن دين و اخلاق بود و اصلاح‌طلبان اسلامي نيز همين داعيه را دارند.

روشنفکري شريعتي براي ايجاد هماهنگي دوباره بين مذهب و جامعه صورت مي‌گيرد. مدرنيسم اسلامي او «تلاشي براي آزادسازي دين اسلام از قيد و بندهاي سنت و انجام اصلاحاتي است که با نيازهاي پيچيده زندگي مدرن تطبيق نمايد». اين بنيادگرايان ضمن رد دوگانگي بنيادين بين ايمان و منطق، از حق بررسي آزادانه منابع و به‌کار بردن عقايد و ارزش‌هاي ليبرال انساني در تفسير خود حمايت مي‌کنند و در نتيجه، بسيار فردي هستند. هدف اين طيف از اصلاح‌طلبان مذهبي بازگشت به مفاهيم اصلي عرف‌ها و ارزش‌هاي ديني است و لذا منتظر قرض کردن عقايد خارج و اضافه نمودن آن‌ها به مجموعه ديني نمي‌شود (فرح‌بخش، ص 42)؛ بدين ترتيب، کساني هم‌چون شريعت سنگلجي (1269- 1322ش)، علي اکبر حکمي زاده (نک: اسرار هزارساله) و احمد کسروي (1269- 1325ش) تلاش براي تهذيب دين و زدودن خرافات از دين براي تطبيق آن با مقتضيات جهان نو داشتند و همگي به‌شدت از تشکيلات روحانيت و برداشت ايشان از دين انتقاد مي‌نمودند (سنگلجي، ص 165). در ادامه اين مبارزه عليه روحانيت، احمد کسروي بود که به صراحت نام آيين خود را «پاک ديني» نام نهاد (ورجاند بنياد) و مانند همه اصلاح‌طلبان ديگر به عقايد شيعه و صوفيه تاخت (نک: صوفي‌گري و شيعي‌گري)، سيد ابوالفضل برقعي (1287-1370ش) در کسر الاصنام و احکام القرآن تحت عنوان قرآن‌گرايي به عقايد متداول تشيع حمله برد. اين نوع قرائت از دين اما از انتقادات علماي مذهبي همچون امام خميني (نک: کشف‌الاسرار، سراسر اثر) و ديگراني چون حاج سراج انصاري (نک: نبرد با بي‌ديني) شيخ محمد خالصي (نک: کشف الاستار) و جمعيت فدائيان اسلام مصون نماند و همگي ايشان منبر و کتاب را براي مبارزه با اين نوع از قرائت ديني به کار بردند.

شريعتي اما نه مانند طيف قبل راديکال، که معقتد بود روشنفکر مسلمان نبايد مذهبي را نفي نمايد، بلکه از جهت آخرت‌گرايي بايد آن را دنيايي کرده و از توجه به روح و نفس و اخلاق و رياضت به کار، سازندگي، کوشش و فعاليت کشاند و از جهت صوفي‌گري آن را به اعتراض تبديل نمايد. (شريعتي، 1380، ج20، ص 490). به نظر شريعتي، ديني دين است که به درد دنيا بخورد، نه تنها آخرت. نتيجه اين تفکر البته رسيدن به سکولاريسم است؛ يعني منطقه‌اي که در آن اراده خداوند نافذ نيست و تعريف و تبيين نظريه‌اي که به جدا کردن حساب دين از دنيا ختم شود (سروش، 1384، ص 66).

او معتقد به تز اسلام منهاي روحانيت و جايگزيني روشنفکران به جاي روحانيت بود (شريعتي، 1379، ج1). شريعتي در يک تقابل ساختاري بين نها «تشيع علوي» و «تشيع صفوي» آموزه‌هاي به زعم خود ناشي از سنت را طرد مي‌نمود. او بسياري از سنت‌ها را يا طرد مي‌نمايد يا دنبال خوانشي جديد از آن است. به عنوان نمونه، عزاداري، گريستن، تقيه، غلو، ولايت، عصمت، غيبت، شفاعت، اجتهاد، دعا و ... را از مصاديق تشيع راستين نمي‌داند (شريعتي، 1382، ج9، ص 22). او از تقليد انتقاد مي‌کرد و مي‌گفت: «تقليد عقل و اختيار را در انسان مي‌کشد و ... بدين‌گونه است که تقليد که در تشيع علوي عامل رشد علمي نظام فکري بود، در تشيع صفوي انسان‌ها را تبديل به انعام الله مي‌نمايد.» (شريعتي، 1382، ج9، ص 292-304).

تقابل دوگانه او بين تشيع علوي – تشيع صفوي منجر به انتقاد از بسياري از فقها و روحانيون (محتشم کاشاني و مجلسي) شد، (شريعتي، 1382، ج9، ص 71، 115). او تشيع را نه «اسلام و به اضافه چيزهاي ديگر» که «اسلام ناب» مي‌نامد، اسلامي که به نحوي با خواست‌هاي امروزي دنياي نوين تطابق نمايد.

شريعتي به دنبال اين است که از روحانيت سنتي سلب مسئوليت نموده و روشنفکران را به جاي آن‌ها قرار دهد (شريعتي، 1380، ج20، ص 473). به اعتقاد او، «بلند کردن نسلي که در برابر نظام حاکم بر جهان و ارزش‌هاي تحميلي بر يک جامعه اسلامي يا سنت هاي موروثي و ضداسلامي تمکين کرده و تسليم شده است، کار روشنفکر است». روشنفکران، مذهب مترقي را به راه و زمان و رسالت اوليه‌اش بازگردانده‌اند و آن‌گاه يک حرکت، يک تحول اجتماعي ريشه‌دار و جدي و عميق در تاريخ تحقق پيدا نموده است.

در نزد او دين يک ابزار اجتماعي است که بايد عملکرد خاص خود را داشته باشد و لذا مطالعه تاريخ را براي پي‌بردن به سرچشمه احکام لازم مي‌داند و براي قرآن‌پژوهي ارزش بالايي قائل است (شريعتي، 1362، ص 240، شريعتي، 1380، ج20، ص 382).

البته انتقادهايي از اين قبيل موجب شد که مرتضي مطهري در نامه‌اي طرفداري جدي خود را از روحانيت بيان نمايد و روحانيت را وارث نسبي فرهنگ هزار و چهارصد ساله اسلامي دانسته اعتقاد خود را به ابقاي اين سازمان بيان نمايد (مطهري، 1371، ص 119). رودررويي ايشان بالاخص در حسينيه ارشاد، در واقع رودررويي دو جريان فکري روشنفکري است که يکي بنيادگرايي است و ديگري به دنبال اصلاح تعليمات ناشي از سنت و ساختار روحانيت است.

قرابت فکري شريعتي با سيد جمال در مقاله او با عنوان اصلاح مذهبي بازگشت به اسلام راستين هويدا است (جمعي از نويسندگان، بي‌تا، ج1، ص 14). شريعتي به سلفي‌گري که سيدجمال آغاز نمود، اعتقاد دارد؛ «چرا که سلفي‌گري به معناي کهنه‌انديشي و حرکت ارتجاعي نيست، بلکه گذشته شناسي است و لذا سيد جمال و عبده مظهر آزادانديشي مي‌باشند.» (شريعتي، 1362، ص 249).

مانند بسياري از بنيادگرايان ديگر مانند ابن تيميه، محمد بن عبدالوهاب، عبده و... نقطه عزيمت وي نيز «اصل توحيد» است. از آنجا که وي از اسلام‌شناسي تعبير به «برداشت‌هاي ما» مي‌نمايد، در تبيين اصل توحيد نيز به برداشت خود رجوع کرده و جامعة توحيدي را جامعه بي‌طبقه توصيف مي‌نمايد (شريعتي، 1383، ج 30، ص 43). برداشت او از شخصيت‌هاي صدر اسلام چون حضرت زهرا (س)، سلمان فارسي، ابوذر غفاري، با خوانش سنت از ايشان سنخيتي ندارد. او نگران اين است که که زن امروز يا سراپا اسير سنت‌هاي خود شود، يا به يک‌باره در دامان تمدن غربي بيفتد، لذا به دنبال الگويي نوين است و سعي مي‌کند در کتاب فاطمه، فاطمه است ايشان را از نزديک رصد نموده و معيارهايي براي زن مدرن ارائه نمايد (شريعتي 1387، ج21، ص8 و 43). از نظر او زن سنتی هیچ شباهتی با حضرت فاطمه ندارد برداشتی این چنینی درباره ابوذر نیست مصداق دارد آنجا که تعبیر او از ابوذر یک انسان سوسیالیست و انقلابی است که با سیاست‌های معاویه مبارزه می‌نماید. (شریعتی،‌1381، ج3، ص147). شریعتی نهادها و شخصيت‌هاي اسلامي را در قالب مدرن مانند انقلابي، سوسياليسم تطبيق داده و از عثمان و بني اميه به زرپرستان و بورژواهاي مدينه ياد مي‌نمايد (شريعتي، 1381، ص 253)، بدون توجه به اينکه بورژوازي زائيده دوران مدرنيسم و انقلاب صنعتي است؛ همان‌طور که تعبير او از احسان بن ثابت يک شاعر روشنفکر است (شريعتي، 1362، ص 240).

از جمله برداشت‌هاي فردگرايانه او، تقابل مفهومي ترکيب قرآني «حمأ مسنون» و «نفخت فيه من روحي» به صورت يک ترکيب ثنوي متضاد و هگلي (تز و آنتي‌تز) است. چنين تقابلي (روح خدا + لجن متعفن = انسان) انسان را در يک حرکت تکاملي ديالکتيک قرار مي‌دهد که مبارزه بي‌نهايت را دنبال مي‌نمايد (شريعتي، 1362، ص 56).

او مذهب را نه هدف، که راهي مي‌داند براي رسيدن به خدا که بايد از آن عبور کرد تا به خدا رسيد؛ لذا داستان‌هاي قرآني نزد او کارکردهاي اجتماعي دارد و نه اخلاقي (شريعتي، 1380، ج 20، ص 65).

ديد او به نزاع قابيل و هابيل نيز نه ديد سنتي (حرمت قتل نفس)، بلکه نگاهي نزديک به مباني ديالکتيکي است. از نظر او نزاع اين دو، نزاع مالک و دامدار است که در آن دوره اشتراک عمومي منابع توليد و روح برادري و ايمان با پيدايش عصر کشاورزي و استقرار نظام مالکيت خصوصي و خدعه مذهبي و تجاوز به حق ديگران از بين مي‌رود. يا اينکه او «ناس» را به جامعه تعبير مي‌نمايد و معتقد است در صورتي که کارکردهاي اجتماعي مدنظر قرآن باشد (مانند الحکم لله، إن تقرضو الله قرضاً حسناً)، «الله» و «ناس» مي‌توانند جايگزين هم شوند (شريعتي، 1362، ص 93).

او رابطه قابليان با ناس را عبارت از استبداد، استثمار و استحمار مي‌داند (زر، زور، مذهب) و به دنبال قدرت‌زدايي از قابيليان است (شريعتي، 1380، ج26، ص 187). در نزد او، چهره فرعون (حکومت)، قارون (ثروت) و بلعم باعورا (مذهب منحط)[44] در تثليث مسيحي تجلي پيدا نموده است (شريعتي، 1380، ج14، ص 323، ج4، ص 235)، و لذا به دنبال اصلاح اين سه رکن بالاخص نهاد دين است. اخلاف او نيز مانند حبيب‌الله آشوري و اکبر گودرزي کتاب‌هاي توحيد و توحيد و ابعاد گوناگون آن با همين روش تحرير نمودند. به عنوان مثال، تفسير ايشان از «ناس» توده‌هاي محروم است؛ که طبيعي است انتقاد روشنفکران ديني غيربنيادگرا را برمي‌انگيزد (مقدمه‌اي بر جهان بيني اسلامي، استاد مطهري و روشنفکران، ص 125، صدرا).

در نظر او تنها اسلام خالص داراي کارکردهاي اجتماعي است نه اسلام عرفاني و فلسفي. او در يک مقايسه بين ابن سينا و حلاج و ابوذر جانب ابوذر را مي‌گيرد و آموزه‌هاي فلسفي و عرفاني را فاقد کارکردهاي اجتماعي مي‌داند (شريعتي، 1381، ج27، ص 27).

شريعتي مانند آن‌چه نزد عموم بنيادگرايان ديده مي‌شود، اجتهاد را جايز مي‌داند و از آن‌جا که به‌دنبال تصفيه فرهنگي است، «آنچه را در اصطلاح سنتي «تفسير به رأي» مي‌خوانند، از منظري مثبت مي‌نگرد (شريعتي، 1362، ص 31، شريعتي، 1380، ج 20، ص 401). او رأي را در روايت «هر کس قرآن را با رأي خويش تفسير نمايد، جايگاه خود را در جهنم مي‌نهد»، به پيش‌داوري (prejugement) تفسير مي‌نمايد نه عقل؛ چرا که «نفي تعقل موجب مي‌گردد که مانند قرون وسطي فهميدن در انحصار عده‌اي خاص قرار گيرد» (شريعتي، 1380، ج20، ص 295). پس به عکس آن‌چه روآ مي‌گويد (روآ، 1378، ص 38) بنيادگرايان اتفاقاً به‌دنبال فتح باب اجتهاد هستند.

بدين ترتيب، به رغم نظر نويسندگاني که انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني (1368ش) را جنبشي بنيادگرا مي‌نامند (Bruce, 2008, P.46, Caplan, 1987, P. 177)، ايشان طرفدار آموزه‌هاي سنتي بوده و روحانيت را پشتوانه اسلام مي‌دانند (امام خميني، 1386، ج1، ص 117) و در بيانيه‌هاي متعددي از حريم «مقدس روحانيت» دفاع کرده (امام خميني، 1386، ج1، ص 148) و از کساني که حريم روحانيت را ناديده مي‌گيرند، انتقاد مي‌نمايند (امام خميني، 1386، ج1، ص 418). ايشان قانون و روحانيت را نقطه اتکاي ملت به حساب مي‌آورند (امام خميني، 1386، ج4، ص 53)؛ زيرا روحانيت در طول تاريخ، سنگ راه استعمار بوده است (امام خميني، 1386، ج1، ص 97).

به‌عکس بنيادگرايان که از عرفان بيزاري مي‌جويند و به يک‌باره سنت‌هاي اسلامي را به کناري مي‌نهند، ايشان در جواب سؤال محمد حسنين هيکل، علاقه خود به سنت اسلامي يعني کتب روايي، فقهي و فلسفي چون اسفار، جواهر و کافي را متذکر مي‌شوند (امام خميني، 1386، ج5، ص 271). امام در خطاب به حوزه‌هاي علميه، نگراني خود را از دور شدن حوزه‌هاي علميه از اشتغال به علوم رايج اسلامي و خصوصاً فقه و مبادي آن به طريق سنتي را بيان مي‌نمايند. ايشان در تحليلي و خصوصاً فقه و مبادي آن به طريق سنتي را بيان مي‌نمايند. ايشان در تحليلي وفاداري خود را به کل تاريخ فقه اماميه ابراز نموده و علاقه خود را به «سلف صالحي چون شيخ الطائفه، صاحب جواهر و شيخ انصاري» (امام خميني، 1386، ج17، ص 327 و 375) متذکر مي‌شوند. ايشان در منشور روحانيت، فقها را نگهبان علوم قرآن، احاديث و سنت معصومين(علیه السلام) مي‌دانند و به کتاب‌هاي متقدمين و متأخرين مانند فقه و فلسفه، رياضيات، نجوم، اصول، کلام، حديث، رجال، ادب و عرفان به ديده احترام مي‌نگرند (امام خميني، 1386، ج21، ص 275) و به نوعي اتکاي خود را به کل تمدن اسلامي متذکر مي‌شوند.

انتقادات شريعتي از علامه مجلسي، خواجه نصيرالدين طوسي، تز اسلام منهاي روحانيت و آنتي‌آخونديسم او موجب انتقادات علمايي همچون امام خميني، مرتضي مطهري و سيد مرتضي عسگري شد. به بيان ايشان، اسلام به استثناي آخوند و روحاني به معناي حذف کل اسلام است (امام خميني، 1386، ج7، ص 377). امام در جواب بنيادگرايان مي‌فرمايند:

«حذف روحانيت از اسلام و تز اسلام منهاي روحانيت، يعني نخواستن کل اسلام؛ چرا که اسلام بي‌آخوند اصلاً نمي‌شود و ايشان مبين قرآن و مظهر نبي مکرّم مي‌باشند.» (امام خميني، 1386، ج5، ص 280.)

ايشان به‌عکس شريعتي که به‌دنبال جايگزين کردن روشنفکران به جاي روحانيت است، به اقتدار روحانيت پايبند بوده و معتقد است که روشنفکران به آخوندي که به مسائل سياسي ناآشناست، آموزش دهند، ولي رهبري کماکان به دست روحانيت باقي بماند (امام خميني، 1386، ج3، ص 247).

البته بنيادگرايي شريعتي به خود او ختم نشد، پيروان او نيز همّ خود را تنها در تفسير قرآن قرار داده بودند. گروه فرقان بر اساس ايدئولوژي «ارزش‌هاي راستين سرخ علوي» و «آزادسازي اسلام علي از اسارت آخونديسم» به رويارويي با روحانيت برخاستند. «گروه آرمان مستضعفين و جنبش مسلمانان مبارز» نيز داعيه برخورد با روحانيت طبق روش شريعتي را داشتند و هر از چندي مخالفين خود را تهديد مي‌نمودند. البته در نهايت، تقابل اين دو تفکر موجب شد که فرقاني‌ها به مستمسک قرار دادن همين مسئله، مرتضي مطهري، قرني و مفتح را به شهادت برسانند (جعفريان، 1381، ص 307، ناصري و ستوده، 1378، ص 367).

http://www.dinonline.com/detail/News/3911



تاريخ : جمعه 31 مرداد1393 | 11:57 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
حجت الاسلام والمسلمین دکتر محمد مسجدجامعی

مکتب تشيع به عنوان يک نظام عظيم، مرتبط و متين فقهي و کلامي و معرفتي عميقاً مرهون تعليمات امام صادق (ع) است. امام ششم را در پي افکندن اين نظام و تبيين و توسعه آن نقشي است بي بديل. انتساب مذهب تشيع به حضرتش از ديرباز به همين علت بوده است. قبل از پرداختن به موضوع لازم است اجمالاً‌به دو نکته اشارت داد.
1. تلقي عمومي شيعيان در طي دهه هاي اخير نسبت به ائمه و نقش آنان دچار دگرگوني ها يي شده است. در گذشته شناخت نسبت به امامان عمدتاً‌ بر اساس احاديثي بود در فضائل و مناقب آنان،‌و در دوران اخير اين شناخت تحت تأثير تصوري است که شيعيان از نقش اجتماعي و سياسي و فرهنگي امامان دارند.
اين تحولِ در شناخت به نوبه خود متأثر از شرايط جديدي است که در کمتر از يک سده گذشته حاکم شده است . گرايش به فهم تحليلي تاريخ و از آن مهمتر نفوذ عميق و محبوبيت و بلکه مقبوليت انديشه هاي چپ و به طور کلي افکار انقلابي و بعضاً‌مسلحانه و بر اندازانه، از مهتمرين عوامل است.
البته تحول ياد شده در قلمروهاي مختلف شيعي يکسان و همانند نيست. در ايران به گونه اي است و در بين شيعيان عرب و عرب زبان ها به گونه اي ديگر و در بين شيعيان شبه قاره هند و افغانستان به گونه اي متفاوت تر. اين تفاوت ها به دليل شرائط متفاوت آنها است و اينکه اين تفاوت، خصوصيات و الزامات خاص خود را داشته است. 
در ايران بعد از مشروطه و به ويژه پس از شهريور 1320 افکار چپ به عنوان يک جريان فکري و ايدئولوژيکي و سياسي در بين تحصيلکردها و روشنفکران محبوبيتي بلامنازع يافت. اين جريان طبقات جديد مذهبي را، خصوصاً از دهه 1340به بعد، عميقاً‌ تحت تأثير قرار داد . اينان گذشته خود و حتي گذشته دين خود را در بسياري از موارد بر اساس همان روش ها و معيارهايي بررسي کردند که در ميان ترقي خواهان چپ ايراني رواج و مقبوليت داشت و در پي اثبات همان مسائلي بودند که براي آنها اهميت داشت. البته عوامل ديگري هم در اين ميان دخالت داشت که از بيانش در مي گذريم.
اما داستان در بين شيعيان عرب منطقه چنين نبود. در آنجا احساس محروميت عميق صرفاً‌به دليل شيعه بودن،‌و احساس اقليت بودن حتي در آنجا که اکثريت عددي از آنان بود،‌ و احساس ادامه همه جانبه سياست تبعيض آميز و طائفه گرايانه عثماني ها حتي پس از استقلال کشورهاي عربي،‌ مهترين عامل رجوع به انديشه هاي چپ و انقلابي بود. 
به عبارت ديگر ماهيت تمايل به افکار چپ و چپ گرايي در بين شيعيان عرب در بطن خود کاملاً‌ متفاوت بود با آنچه در ايران وجود داشت. اما نتيجه هر دو جريان در فهم بيش از حد سياسي و انقلابي روش و سيره ائمه، کم و بيش يکسان بود.
از اين ديدگاه بزرگترين و بلکه تنها رسالت امامان در مبارزه همه جانبه انان با حاکم و نظام حاکم خلاصه مي شد. و اين خود بر دو باور مبتني بود. اول آنکه تمامي بدي ها و کژي ها و ستم ها به حاکمان راجع مي شود و دوم آنکه تنها وظيفه امامان مقابله بي امان با آنها است. بر اساس چنين تفسيري مجموع اقدامات ائمه اعم از «فعل» و «قول» و «تقرير» صرفاً‌در خدمت همين هدف است، حتي اگر به انقلاب مسلحانه بينجامد. خواه از طرف خود آنان باشد و يا از طرف پيروان و شاگردانشان. 
2- نکته ديگر اين که هستند در بين شيعيان کسان فراواني که مکتب تشيع را کم و بيش همانند ساير مکاتب و مذاهب اسلامي مي دانند ، بدون آنکه به غناي استثنايي آن در وجوه مختلف فقهي و کلامي و معرفتي و عاطفي توجه داشته باشند و اينکه اين غنا و ژرفنايي و متانت نتيجه مستقيم تعليمات امامان معصوم است.
در اينجا هدف صرفاً‌ تذکر يک واقعيت است و نه ارزش گذاري و بيان فضيلت و برتري . تا هنگامي که اين واقعيت به درستي و به گونه اي بي طرفانه و عالمانه روشن نشود نمي توان درباره نقش امامان صحبت کرد. کافي است نه تنها محتوي بلکه تقسيم بندي ها و عناوين ابواب و فصول کتابي همچون «کافي» با کتب حديثي غير شيعيان مقايسه شود تا نکته ياد شده به دست آيد.
اشتباه نشود. در اينجا هدف دفاع از کليت ميراث حديثي ما نيست که هيچ عالم مجتهدي در طول تاريخ نه چنين ادعايي داشته و نه چنين کرده است. ارزيابي صحت و اعتبار احاديث خود فن مستقلي است و مباني خاص خود را دارد. سخن در اين است که اين مجموعه هاي حديثي که عموماً‌ چيزي جز آموزش هاي عملي و بياني ائمه نيست، مشتمل بر معارفي است که در نزد مکاتب و مذاهب اسلامي ديگر يافت نمي شود. سخن در نقاط قوت استثنايي و منحصر به فرد است و نه موارد ضعيف و يا موارد مشابهي که در نزد ديگران هم وجود دارد.
اگر اين نکته پذيرفته شود آن گاه به راحتي مي توان درباره نقش بي بديل ائمه در تکوين و سامان دهي مکتب تشيع سخن گفت و اينکه اين مکتب مشتمل بر چه معارف و ويژگيهايي است که چنين نظام اعتقادي و فقهي مستحکم و منسجمي را توليد کرده است.
3- در اينجا لازم است به مفهوم رسالت امامان اشارتي رود. اين رسالت در درجه نخست بيان و تشريح معارف عميق و حياني بود. آن نوع معارفي که انسان ها با ظرفيت هاي انساني شان ،‌اعم از عقلاني و روحي و احساسي و عاطفي،‌ نمي توانند بدان دست يابند. مي بايد آن را از منبعي آسماني دريافت کنند و افراد آشناي با اين رمز و راز آن را برايشان بازگو و تفسير کنند.
اين منبع از نظر ما قرآن کريم است و آموزش هاي پيامبر (ص). و نقش اصلي ائمه توضيح و مفهوم کردن و تطبيق دادن اين مجموعه است. اعم از آنکه به اصول اعتقادي راجع شود و يا به فروع عملي.
در آغاز نبرد سهمناک صفين مردي از منطقه شام لگام اسب امام علي (ع) را گرفت و از ايشان درباره قضا و قدر الهي سئوال کرد. ( به احتمال فراوان به دليل سطح بالاي فرهنگ منطقه شام اين نوع سئوال ها در آن ايام براي شاميان مطرح بود. اگر چه اين نوع مسائل در دهه هاي بعد کل جامعه اسلامي را فرا گرفت.) اطرافيان حضرت برآشفتند و اينکه در اين گير و دار اين چه سئوال و چه توقعي است. حضرت فرمود ما اصولاً‌براي چنين مسائلي است که مي جنگيم و سپس با مهرباني و با تفصيل به پاسخ شامي پرداخت.
بدون شک دفاع از حق و حقيقت و دفاع از مظلوم و مستضعف و مقابله با کژي و ظلم و انحراف و تلاش براي استقرار سنت و عدالت و عمل به وظيفه اي که دين در شرايط مختلف طلب مي کرده و تطبيق دادن احکام دين با موقعيت هاي متفاوت، از جمله رسالت هاي امامان معصوم بوده است اما وظيفه اصلي همانا شرح و بسط معارف وحياني و الهي بوده است. 
براي نمونه ادعيه معتبر را در نظر بگيريد. اعم از آنکه کوتاه باشد و يا بلند. زيباترين و لطيف ترين بخش هر ديني دعاهاي او است. هم اديان ابراهيمي و هم اديان ژرف و عميق آسيايي را ادعيه اي است . اما به واقع هيچيک به تعالي و عمق و زيبايي و صميميت و سبکي و لطافت و روح نوازي ادعيه ما نيست. به ويژه در آنجا که خداوند را توصيف و تسبيح و ستايش مي کند و خود را معرفي و ترسيم مي کند با او راز و نياز و نجوي مي نمايد. انسان به واقع احساس مي کند که بي نهايت را درمي يابد و به آن متصل مي شود.
البته اين يک نمونه است. مهم اين است که نقش امامان تا سطح يک انقلابي عدالت خواه و يا يک اصلاح گر انديشمند و عاقبت بين تقليل نيابد. اصولاً‌يکي از مشکلات امامان بعد از امام باقر و به ويژه امام صادق با انقلابيون مبارز بني الحسن، به همين دلائل بود.
4- امام صادق در سال 83 تولد يافت و در 114 به امامت رسيد و در 148 دار فاني را وداع گفت. در بين امامان معصوم، به جز آخرين آنان، حضرتش طولاني ترين عمر و طولاني ترين دوران امامت را داشت. اين سالها مصادف است با دوران ضعف بني اميه و سپس سقوط آنان و اوائل دوران بني عباس. بدين دليل فشار سياسي و امنيتي بر روي امام و شيعيان و شاگردان حضرت در مقايسه با ائمه ديگر به مراتب کمتر بود. اگر چه پس از قدرت يافتن منصور دوانيقي و دوران هاي پس از او، فشار امنيتي حتي از دوران اوج قدرت بني اميه هم بيشتر شد.
و اين امتياز مهمي بود. عموم امامان خصوصاً‌از امام سجاد به بعد تحت محاصره شديد سياسي و ا منيتي بودند و مردم عادي و حتي نزديکان سببي و نسبي آنان کمتر مي توانستند با ايشان ديدار و گفتگو کنند. اين فشارها تا قبل از سال هاي پاياني عمر امام صادق بسيار کاهش يافت و اين سبب هجوم انبوه دوستداران علم و فقه و معارف گرديد.
5- اما اين همه يک طرف داستان بود. امام با مشکلات جديدي روبرو شد که يا کاملاً‌جديد بود و يا آنکه شدت و حدت آن به مراتب بيش از گذشته بود. مشکلات جديد خود مولود شرايط و موقعيت جديد بود. بيش از يک قرن از تولد و گسترش سريع اسلام مي گذشت. يکي از دو قدرت و بلکه ابر قدرت زمان فرو پاشيده بود و ديگري بخش هاي وسيعي از قلمرو خويش را از دست داده بود. قدرت هاي محلي نيز فرو پاشيده بودند.
همزمان با اين تحولات بزرگ سياسي و نظامي،‌جابجايي عظيم جمعيتي اتفاق افتاد. ساکنان سرزمين وسيع جزيره العرب که از محروميت هاي فراواني رنج مي بردند به سوي سرزمين هاي جديد سرازير شدند. ضمن آنکه دين جديد ساکنان مناطق متعدد را مورد خطاب قرار مي داد. مسئله تنها تولد امپراطوري جديد نبود که نظم و نظام خاص خود را داشت. پيام و دعوت نويني به ميدان آمده بود و مردمان را به سوي خود فرا مي خواند.
اين دعوت کم و بيش براي نسل اول نامفهوم بود. چرا که آنان عموماً‌ زبان عربي را نمي دانستند و در فضاي تمدني و فرهنگي کاملاً‌ متفاوتي به دنيا آمده و رشد کرده بودند. اما از نسل دوم به بعد داستان تغيير کرد. فرهيختگانشان با زبان فاتحان آشنا شدند و اين وسيله اي بود براي آشنايي با معارف اسلامي.
در کنار اين همه نظام خشن و ظالم و تبعيض آميز و بلکه نژاد پرستانه اموي عرصه را بر مردم و خصوصاً غير عرب ها تنگ کرده بود. مهمتر آنکه انواع و اقسام افکار و انديشه ها و آداب و رسوم متعلق به تمدن هاي ديگري که هم اکنون تحت سلطه اعراب قرار گرفته بودند،‌ به صحنه آمد و عموماً‌ قالبي اسلامي يافت. اين مجموعه در کنار نظام حاکم جبار و پر عصبيت به ايجاد گرايش هاي گونه گونه فکري و اجتماعي و مذهبي انجاميد. از گرايش هاي جبر گرايانه گرفته تا گرايش هاي الحادي و اباحي و خارجي.
6- اسلام ديني جامع گسترده بود. و شئون مختلف فردي و اجتماعي را در بر مي گرفت. و اين ايجاب مي کرد فقهي گسترده داشته باشد. بخشي از اين فقه بيشتر مورد ابتلاي مردم بود که عمدتاً به طهارت و عبادات و مسائل ازدواج و طلاق و ارث مي پرداخت. بسياري از اين فروع فقهي در طول قرن اول شکل گرفت و مسلمانان بر اساس آن عمل مي کردند.
چگونگي شکل گيري اين فروع که در حقيقت استنباط احکام از منابع اوليه بود، خود داستان مفصلي دارد. اين استنباط ها توسط عالمان مختلفي صورت پذيرفت که هر يک معيارها و سليقه خود را داشتند. توده مردم خصوصاً‌ اگر متعلق به شهر و منطقه آن عالم بودند،‌ سخنان او را به گوش مي گرفتند و بدان گونه عمل مي کردند و به جز آن را باطل مي دانستند. در اين ميان سياست و نظام حاکم را نقش چنداني نبود.
آنچه بيان شد صرفاً‌در محدوده احکام فقهي نبود. معتقداتي هم وجود داشت که مردم بدان خو گرفته بودند و آن را حق مي دانستند و حاضر نبودند به جز آن را بشنوند و البته در اين جا سياست را نقشي بزرگ و تعيين کننده بود. اين اعتقادات در اواخر قرن اول و اوائل قرن دوم بيشتر در باره تاريخ صدر اسلام و صحابه و به قدسيت بر داشتن اين برهه از تاريخ و مردمانش بود.
7- سال هاي طولاني امامت امام صادق مصادف است با اوج گيري تمامي جريان هايي که تنها به بخشي از آن اشارت رفت . اعم از فقهي و کلامي و گرايش هاي زهد طلبانه و صوفيانه . ضعف حکومت مرکزي آزادي هاي دوران انتقال نيز به تشديد و گسترش اين جريان ها کمک مي کرد. در کنار اين همه در بين علويان و خاصه بني الحسن کساني بودند که داعيه هاي حکومتي داشتند و مردم را به قيام مي خواندند. 
در اين ميان امام مي بايد سخن حق را بگويد و در عين حال به گونه اي مسائل مختلف را بيان کند که بيان حضرتش مورد سوء استفاده قرار نگيرد و مشکلاتي ايجاد نکند . چه از طرف کساني که تابع استنباط هاي فقهي ديگر بودند و چه از طرف ابا حي گراياني که براي مصون ساختن خويش به پيروي از تشيع تظاهر مي کردند و چه از جانب حکومت مرکزي که در پي يافتن شيعيان آن حضرت بود.
مشکل امام صرفاً نظام حاکم نبود. به عنواني توده مردم هم بودند که با فقهي متفاوت پرورش يافته و صرفاً‌ آن را حق مي دانستند. علوياني هم بودند که از آن حضرت بيعت و حمايت مي خواستند و بعضاً انتقاد و تهديد مي کردند . کسان ديگري هم بودند که تظاهر به پيروي از امامان را وسيله اي براي توجيه اعتقادات و اعمال خلاف شرع خود قرار مي دادند و بالاخره شيعياني بودند که به دلائل مختلف مي خواستند تند تر و يا کند تر از امام حرکت و رفتار کنند و به نوعي خودنمايي نمايند. شايد کم آزار ترين شان زنادقه اي بودند که به دليل سعه صدر و خوش رفتاري و قدرت علمي و اقناعي امام يا آن حضرت بحث و گفتگو مي کردند و به جهت همين صفات استثنايي از آن حضرت پيوسته با تعظيم و تکريم نام مي بردند.
8- مباحثي که در اصول فقه تحت عناوين «تعادل و تراجيح» و يا «تعادل و ترجيح» و يا «تعارض ادله» و يا «تعارض ادله و اختلاف حديث» مورد بررسي قرار مي گيرد عمدتاً‌ و بلکه کلاً‌درباره ملاک هاي اعتبار و حجيت احاديثي بحث مي کند که در شرائطي که گفته آمد ، بيان و تقرير شده است. همين نوع بررسي ها را نيز در فقه در مبحث تقيه و تمامي ابواب ديگري که مشتمل بر احاديثي است که به نوعي متعارض است، مي توان سراغ گرفت.
دقت در اين مباحث نشان دهنده اوضاع و احوال سخت آن ايام و مشکلات عديده امام براي بيان حقايق است. جالب اينجا است که اکثريت قريب به اتفاق احاديث متعارض مورد بحث و نيز « اخبار علاجيه» که ملاک هاي لازم براي دريافت نظريه درست را توضيح مي دهد، از امام ششم مي باشد.
و امام در چنين شرائط دشوار و بعضاً جانکاهي قرار داشت،‌ اما رسالت خويش را به پايان برد. مکتب تشيع در اصول و فروع و خصوصاً فروع، مرهون آن حضرت است. عليرغم تمامي مشکلات، براي هيچيک از ائمه ديگر چنين فرصتي به دست نيامد و مذهب تشيع به حق مذهب جعفري ناميده شده است. 
به جز اين، عموم علماي بزرگ اهل سنت معاصر امام، و حتي پس از آن حضرت، به طور مستقيم و غير مستقيم شاگردان ايشان بودند . همچنانکه برخورد بزرگوارانه و هدايت گرايانه امام در برخورد با معنويت گرايان منحرف و شکاکان و زنادقه آن زمان به طور قطع تأثيري عميق در جلوگيري از گسترش و تعميق انحرافات رايج در آن دوران داشته است.
http://shafaq.org/persian/shafaqna/item/83881-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82-%D8%B9-%D9%88-%D9%85%DA%A9%D8%AA%D8%A8-%D8%AA%D8%B4%D9%8A%D8%B9-%D8%AF%D8%B1%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AD%D8%AC%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D9%85%D8%B3%D8%AC%D8%AF-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%DB%8C

 



تاريخ : پنجشنبه 30 مرداد1393 | 8:9 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |

الاهیات و آینده پژوهی؛ همگرایی؟ واگرایی؟

موضوع سخنرانی بنده در پژوهشگاه شاخص اصفهان

چهارشنبه: 29 شهریور. دانشگاه اصفهان

سر فصل ها:

نگاه آینده پژوهانه به دین

نگاه دین پژوهانه به آینده



تاريخ : یکشنبه 26 مرداد1393 | 0:47 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
کد خبر : ۲۱۱۶۶۰۱۰ : ۲۹  - ۱۳۹۱/۱۱/۱۴سرويس : قم
حوزه علمیه سکولار از دردهای جامعه خالی است/حوزه باید در متن جامعه باشد

حوزه علمیه سکولار از دردهای جامعه خالی است/حوزه باید در متن جامعه باشد

مبلغ بین المللی با اشاره به تلاش غرب در جهت جدا کردن حوزه ها از بطن جامعه گفت: دردها و شادی های مردم در جامعه شکل می گیرد و اگر حوزه های علمیه از جامعه فاصله بگیرند، سکولار شده و از دردهای مردم خالی می شوند.

 

خبرگزاری شبستان - قم: حوزه های علمیه به عنوان مهمترین و شاخص ترین داعیه دار ترویج و تبیین معنویت و دینداری در طول تاریخ، هماره محور تحولات و نقطه عطف در تاریخ بوده و هستند. حوزه های علمیه نه تنها جریان ها را راهبری کرده و می کنند بلکه در بسیاری از مقاطع تاریخی، خود، جریان ساز و حادثه ساز بوده اند.
با این نگرش، مدیریت درونی حوزه ها و یا حتی نگاهی که از بیرون به حوزه های علمیه می شود، به طور جد و حتم می تواند تعیین کننده و سرنوشت ساز هم در چگونگی ادامه حیات حوزه های علمیه و هم کارکردها و مدیریت بیرونی جامعه توسط حوزه ها باشد.
بر اساس همین رویکرد، می توان اساس شکل گیری انقلاب اسلامی و رهبری داهیانه امام راحل به عنوان یک حوزوی و عالم دینی را تفسیر و تبیین کرد. با انقلاب بسیاری از نگرش ها در حوزه های علمیه تغییر یافت. از سوی دیگر پس از جریان انقلاب، هم از ناحیه حضرت امام(ره) و هم مقام معظم رهبری، مباحثی مبنی بر تحول در حوزه های علمیه و لزوم موضع گیری این نهاد در مسایل مختلف مطرح شد. این امر در سال های اخیر به طور جد از سوی مقام معظم رهبری در دیدارهایی که به بهانه های مختلف، طلاب و اساتید حوزه های علمیه با ایشان داشته اند، مورد تاکید و سفارش خاص ایشان قرار گرفته است.
تحول در حوزه های علمیه چه از لحاظ آموزه ها و تعالیم محتوایی و چه از منظر ساختار و روش، مسئولیت علمای دین در نظریه پردازی و تولید علوم انسانی، ضرورت تبیین چشم انداز و برنامه ریزی در حوزه های علمیه بخشی از توصیه هایی بوده که ایشان دائما به آن نظر داشته و دارند. بعد از گذشت 2 سال از آخرین سفر مقام معظم رهبری به قم و دیدار حوزویان با ایشان، بر آن شدیم تا در گفتگو با صاحبنظران این مسایل مهم و راهکارهای دستیابی به حوزه علمیه مطلوب را مورد بررسی قرار دهیم.

 

حجت الاسلام یحیی جهانگیری سهروردی، از مبلغان بین المللی، مولف کتاب "مسجد مجازی، رهیافت ها و راهکارها" و از اساتید جامعه الزهرا (س) در گفتگو با خبرنگار شبستان در پاسخ به سوالی در خصوص مواضع حوزه های علمیه در خصوص مسایل مختلف داخلی و خارجی به واکاوی بنیادین این موضوع پرداخت و افزود: اساسا در تاریخ علوم اسلامی، حوزه های علمیه در بطن جامعه قرار داشتند.

 

وی ادامه داد: نخستین حوزه علمیه که توسط شیخ طوسی بنیان نهاده شد، "جامع" نام داشت. هنوز هم حوزه های علمیه عراق با این عنوان شناخته می شوند اما امروز در کشور ما به حوزه های علمیه مبدل شده است.

 

این مبلغ بین المللی که محرم امسال برای تبلیغ اسلام در مالزی به سر می برده است، ادامه داد: جامع (حوزه های علمیه) به معنای فضایی است که با جامعه درارتباط است و همیشه در کنار این جامعه قرار دارد.

 

بازاریان در همجواری با حوزه ها مکاسب می آموختند

وی گفت: به طور مثال در نگاهی جامعه شناسانه به تاریخ حوزه های علمیه می بینیم که این جامعه علمی همیشه با جامعه درگیر بوده و نمونه بارز آن همجواری با بازارها بود که آشنایی بازاریان با مکاسب را درپی داشت.

 

حجت الاسلام سهروردی ادامه داد: در این ارتباط طلبه ها با جامعه درگیر بودند و می دیدند در این لحظه نیاز جامعه چیست که البته با دقت در این مسایل متوجه می شویم که حوزه ها در گذشته چگونه فرآیند دینی سازی مردم را انجام می دادند.

 

حوزه ها و دانشگاه ها را از بطن جامعه دور کرده ایم

وی با اشاره به تغییرات صورت گرفته در حوزه های علمیه خاطرنشان کرد: ولی امروز می بینیم که دانشگاه ها و حتی حوزه های علمیه بیرون از شهرها ساخته می شود در حالی که این مراکز علمی باید درگیر جامعه بوده و در نتیجه این ارتباط روزمره و تنگاتنگ مسایل جامعه را به صورت آکادمیک تحلیل کنند.

 

وی اظهار داشت: این اتفاق در هیچ کشوری تایید شده نیست و می بینیم که دانشگاه های معتبر دنیا در داخل شهرها ساخته می شوند تا اهالی علم با بطن جامعه در ارتباط باشند.

 

این استاد حوزه تصریح کرد: این اتفاق باید در کشور ما هم بیفتد و دانشگاه ها و حوزه های علمیه را به بطن فضای اجتماعی بکشیم چرا که جامع (عنوان حوزه های علمیه در گذشته های دور کشورمان و امروز برخی کشورهای مسلمان) باید با جامعه درگیر باشد.

 

حوزه سکولار از دردهای جامعه خالی است

وی با تاکید بر فواید این همجواری افزود: دردها و شادی های مردم در جامعه شکل می گیرد و اگر حوزه های علمیه از این جامعه فاصله بگیرند، سکولار شده و از دردهای مردم خالی می شوند.

 

حجت الاسلام سهرودی تصریح کرد: باید بررسی شود که آیا حوزه های علمیه ما تمام دانش هایی که تولید می کنند در جامعه مورد نیاز است یا اینکه در این خصوص با مشکل مواجه هستیم.

 

وی با اشاره به راهکارهای موجود در این خصوص خاطرنشان کرد: امروز در شاخه های مختلف علمی بحث های بین رشته ای مطرح می شود که با ورود به این عرصه می توان گفت تا موقعیت ایده آل چقدر فاصله داریم.

 

این مبلغ بین المللی در ادامه با اشاره به تاریخچه ای از نقشه های استعمار پیر و استعمار نو برای به حاشیه کشیدن حوزه های علمیه افزود: این موضوع پدیده ایست که از زمان مشروطه و توسط غرب کلید خورد و طرح ها برای اینکه جامع ها در کنار جامعه نباشند، ریخته شد.

 

وی گفت: پیش از مشروطه مردم هم علوم مختلف و هم دانش دین را در جامع ها فرا می گرفتند و دارالفنون نخستین مرکز علمی غیر از جامع ها در کشور بود که شکل گرفت.

 

وی خاطرنشان کرد: ولی پس ازمشروطه نام جامع ها را تغییر داده و اسم حوزه های علمیه را بر آنها نهادند که این نامگذاری با توجه به مفهوم آن معنایی جز اختصاص مطالعات حاشیه ای به حوزه ها و بخش دیگر علوم به دانشگاه ها نداشت.

 

حجت الاسلام سهروردی تصریح کرد: با این اقدامات عملا هر دوی این مراکز را نسبت به جامعه در حاشیه قرار داده و می خواهیم مشکلات جامعه را حل کنیم اما در غرب قضیه دقیقا برعکس می باشد، آنها صنعت، دانشگاه و جامعه را با هم درگیر کرده اند تا تولیدی که در این قسمت می شود، دقیقا همان چیزی باشد که جامعه نیاز دارند.

 

وی در ادامه با اشاره به دیگر مشکلات اینچنینی در جامعه خاطرنشان کرد: به طور مثال باید دید چرا پایان نامه های امروز ما مشکل جامعه را حل نمی کند و قادر نیست باری از مشکلات جامعه را از دوش کشور بردارد.

 

مولف کتاب "مسجد مجازی، رهیافت ها و راهکارها" افزود: اگر پیوند جامع و جامعه برقرار شود همانگونه که در میراث برجای مانده از حوزه های علمیه در قرن ها قبل نیز نمایان است، حتما می توانیم مشکلات جامعه را حل کنیم.

 

تئوری غربی ها برای حوزه های علمیه؛ مدل اسلامی کلیساها

وی گفت: به نظر من به حاشیه راندن حوزه های علمیه از متن جامعه معنایی جز دور کردن جامع های علمی از جامعه ندارد و این تئوری و ترفندی غربی است که در نظر داشته و دارند تا مدل کلیساها (جدایی بین جامعه و مقوله دین) را ایجاد کنند.

 

حجت الاسلام سهروردی با اشاره به برخی از صفات این مدل خاطرنشان کرد: دوری کلیسا از دولت، دوری کشیش از قیصر مهم ترین این صفات است و نظریه پردازان غربی با تبدیل جامع ها به حوزه های علمیه در کشورمان به دنبال اجرای همین هدف هستند.

 

عالمان دینی در نگاه اسلام و روحانی در نگاه مسیحیت 

وی تصریح کرد: این اتفاق با 2 حرکت استراتژیک از زمان مشروطه دنبال می شود، اول تبدیل جامع ها به حوزه های علمیه و دوم تغییر عبارت عالمان دینی به روحانی.

 

وی با تاکید بر نگاه متفاوت اسلام و مسیحیت امروز به جایگاه عالمان دینی اظهار داشت: در نگاه اسلامی عالم دین فقط روحانی نیست بلکه در 2 حوزه معاش و معاد حضور و ارشاد دارد ولی روحانی کلیسا فقط در خصوص معاش مردم صحبت می کند و با معاد کاری ندارد.

 

این استاد حوزه گفت: مسئله مهم دقت در خصوص واژه سازی هایی است که در سده اخیر برای ما داشته اند و در ادامه این بررسی ها متوجه می شویم که در این خصوص یک جریان خاص در حوزه های علمیه راه افتاده است که نمونه بارز آن تغییر عنوان عالم دینی به روحانی است.

 

وی تصریح کرد: این مسایل و برخی از جریان های انزوا گرا در حوزه به راه افتاده که تا حدودی در خصوص آنها صحبت شد و همین مسایل باعث شده تا رهبر معظم انقلاب در خصوص حوزه علمیه سکولار در سفر آخر خود به قم صحبت کرده و هشدارها و مطالبات خود را بیان کنند.

 

پایان پیام/
 

 

 http://www.javanemrooz.com/news/newsreader/shabestan/show-3256725.aspx



تاريخ : جمعه 24 مرداد1393 | 1:36 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
 

تاریخ ایجاد : ۱۳۹۳ شنبه ۳۱ خرداد    تعداد بازدید : ۴۵
 

خانه مجردی و گرایش جوانان به ازدواج سفید

یک پژوهشگر حوزوی با اشاره به علت های بروز پدیده ازدواج سفید در کشورمان گفت: ریشه های این مسئله را باید در گرایش ها به تک زیستی ها و خانه های مجردی جستجو کرد.
 

به گزارش پایگاه 598 به نقل از خبرگزاری شبستان_ قم، ازدواج سفید واژه ایست که اخیرا در محافل مختلف از آن تحت عنوان یک تهدید برای جامعه و مخضوضا جوانان نام برده می شود و کارشناسان مختلفی به عدم همخوانی این مسئله با فرهنگ و اعتقادات ملی و دینی مان اشاره کرده اند. پدیده ای که هرچند هنوز در بخش های بزرگی از کشورمان جایی ندارد ولی باید با نگاه به آینده مراقب گسترش احتمالی آن باشیم.

حجت الاسلام سهروردی از پژوهشگران و محققین حوزوی، مبلغ بین المللی و نگارنده کتب و مقالات متعدد در موضوعات مختلف دینی و اجتماعی در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری شبستان به مطالعه ریشه ای این معضل پرداخت و گفت: ازدواج سفید یا همان "with marriage" از جمله فرهنگ ها وارداتی است که ابتدا در غرب بوده و اخیرا وارد کشورمان شده ست.


وی با اشاره به ورود بی رویه فرهنگ و یا عادات غربی به کشور ادامه داد: متاسفانه فرهنگ غربی و حتی فرهنگ های بسیار پنهان این کشورها هم وارد کشور ما شده، فرهنگ هایی که حتی در غرب از حیث فرهنگی پدیده زیاد مطلوبی نبوده، امروز وارد جامعه ما شده است.


این محقق و پژوهشگر حوزوی گفت: پدیده ازدواج سفید که امروز آرام آرام سفیدی اش در جامعه ما چشم ها را می زند، حتی در آمریکا تا سال 1970 خلاف عرف و غیرقانونی بود که بعدها شکل رسمی تری به خود گرفت.


متاسفانه حتی فرهنگ های غیر استاندارد مغرب زمین را هم پذیرا شده ایم؛این یک هشدار جدی است
وی با ابراز نگرانی نسبت به تبعیت گسترده ای که امروز در کشور از فرهنگ غربی و حتی ابعاد پنهان آن می شود، افزود: ما نه تنها در مواردی که استانداردهایی دارد بلکه حتی در مسائلی که فاقد هرگونه استانداردی است از سبک زندگی غربی ها تبعیت می کنیم که این موضوع ازدواج سفید هم یکی از همین موارد می باشد.


حجت الاسلام سهروردی تصریح کرد: امروز متاسفانه وضعیت به شکلی شده که جامعه ما حتی ناپسندهای جامعه غرب را هم می پسندد و آن را وارد زندگی روزمره می کند و این یک هشدار جدی است و در نگاه آینده پژوهانه مشکل ساز که در باید این مسئله مخصوصا مورد توجه هنرمندان باشد و با تولیدات خود ابعاد منفی این مسائل را به جامعه با زبان تاثیرگذار هنر نشان دهند.


وی ادامه داد: نکته دیگر در این خصوص که مخصوصا حوزویان باید به آن توجه کنند این است که رابطه سنت با مدرنیته را مشخص کنند.


مولف کتاب "مصلحت در فقه؛ مبانی، رهیافت ها، کارکردها" گفت: وقتی که انسان مرد و زن بودنش از کانتکست مدرنیته تحصیل می شود، مرد یا زن بودن معنایی دیگر پیدا کره و نتیجتا این دو تفسیر جداگانه ای پیدا می کنند که روابط این دو را هم تحت تاثیر قرار می دهد.


وی افزود: فعلا ما فقط بحث انسان چیست و زن و مرد چیست را دیده ایم ولی به رابطه آنها توجهی نکرده ایم و این در حالی است که در تفسیر مدرن ازدواج سنتی زن و مرد اصلا معنایی دیگر پیدا کرده و به شوریدن علیه ازدواج سنتی انجامیده و تبدیل به مسائلی می شود که امروز در جوامع غربی می بینیم.


وی با اشاره به رشد مسائلی همچون ازدواج سفید در نتیجع این روند در جوامع مختلف تصریح کرد: این مسئله اگر هم در غرب رشد پیدا کرد با توجه به فرهنگ آنها شاید موردی نداشته باشد ولی در کشور ما اگر این اتفاق بیفتد، قابل تحلیل است.

حجت الاسلام سهروردی در ادامه به تحلیل موضوعی ازدواج سفید پرداخت و خاطرشان کرد: در این ارتباط یک زن و مرد بدون اینکه عقدی بخوانند، یک زندگی مشترک را شروع می کنند.


وی با اشاره به وجود این مسئله در دیگر فرهنگ ها گفت: در این فرهنگ ها به دلیل عدم مغایرت با مسائل فرهنگی و اعتقادی آنها این اتفاق ممکن است، بیفتد ولی با اجازه و نظارت خانواده هاست ولی در جامعه ما به دلیل مغایرت ها در فرهنگ و آیینمان ابن اتفاق بدون اجازه والدین می افتد.


آینده ای که در آن دیگر سفیدی ازدواج ها چشم را نمی زند!
مولف کتاب "بگذار زندگی کنم" با اشاره به مسائل پیرامون این اتفاق ادامه داد: در نتیجه روندی که ذکر شد این مسئله امروز بدون اجازه والدین اتفاق می افتد ولی اگر به صورت تاثیرگذار جلوی رواج آن گرفته نشود در آینده می بینیم که ازدواج های سفید بدون هیچ مشکل و یا ابراز تعجبی با اجازه والدین صورت می گیرد.


وی با بیان اینکه در موضوع ازدواج سفید دو مسئله مطرح می باشد، اضافه کرد: اول اینکه موضوع ازدواج های سفید در ایران فعلا مخفیانه است و آمار دقیقی از آن نداریم و دومین مسئله تلاش دو طرف برای اینکه رابطه جنسی در این نوع ازدواج وجود نداشته باشند چرا که این مسئله مخفیانه و بدون اجازه پدر و مادر ها اتفاق می افتد.
 

ریشه گرایش جوانان به ازدواج سفید را باید در تمایلات آنها به تک زیستی جستجو کرد
حجت الاسلام سهروردی در ادامه به بررسی علت های گرایش جوانان به ازدواج سفید پرداخت و افزود: اگر ما بتوانیم، دلیل گرایش جوانان به خانه های مجردی یا همان تک زیستی ها را بفهمیم، می دانیم که چرا حالا به ازدواج سفید گرایش یافته اند.


وی گفت: مورد دوم هم در این خصوص پرهزینه بودن ازدواج است، در این زمانه که ازدواج هزینه های فراوان اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را بر زوجین تحمیل می کند و مردم احساس می کنند، قادر به تربیت یک فرزند خوب نیستند، جوان به زیر بار عقدنامه ای که کلی مسئولیت برایش به همراه دارد، نمی رود.


وی تصریح کرد: البته کارشناسان ما، قوه قضائیه، حقوقدانان و مجلس باید به این مسئله بپردازند تا کلفت و سنگینی که جوان با ازدواج به روی دوش خود احساس می کند را کاملا رفع کرده یا حداقل مقدار زیادی از این بار کم کنند.


جوانی که ازدواج را بیشتر وبال می داند تا بال
این پژوهشگر حوزوی افزود: ما باید به مردممان بفهمانیم که ازدواج وبال و سنگینی نیست بلکه ازدواج بالی است برای اوج گرفتن ولی متاسفانه جوان ما ازدواج را وبال می داند نه بالی برای پرکشیدن.


وی در ادامه به اشاره به این واقعیت که امروز جوانان علاقه ای به قبول مسئولیت یک زندگی ندارند، خاطرنشان کرد: البته با توجه به گسترش پدیده طلاق ما با مسائل دیگری هم مواجهیم که جوان را گریزان می کند از ازدواج و احتمال شکست در آن.


ازدواج سنگین و طلاقی سنگین تر فضا را برای ازدواج سفید فراهم می کند
حجت الاسلام سهروردی ادامه داد: طلاق درکشور ما پروسه ای سنگین دارد و همین ازدواج سنگین و طلاق سنگین باعث گرایش بیشتر به سمت مسائلی همچون ازدواج سفید می شود که در آن ازدواج و طلاق راحت تری اتفاق می افتد.


وی گفت: جامعه ، رسانه، مسئولین فرهنگی و مخصوصا مسئولین حقوقی ما باید به این پدیده توجه کنند که امروزه در پدیده ازدواج روند به هم رسیدن و یا جدا شدن از هم برای دختران و پسران پرهزینه شده و باید راهکاری برای سهولت این روند پیدا کنند وگرنه در آینده شاهد رشد عجیب و غریب ازدواج های سفید خواهیم بود.


این استاد حوزه و دانشگاه افزود: بحث دیگر جوانی است که برای رسیدن به فرد مورد علاقه خود و به علت مخالفت خانواده ها مجبور به گذراندن پروسه ای در داگاه هاست تا ثابت کند "من رشیدم" که خوب در ازدواج سفید خیلی راحت تر زندگی شروع می شود و از پروسه ابراز رشید بودن هم خبری نیست.


وی تصریح کرد: مجموعه این سنگ اندازی های والدین و سخت گرفتن ها در امر ازدواج و سختی های قانونی و هزینه های سرسام آور دست به دست هم می دهد تا زمینه را برای گسترش ازدواج سفید فراهم کند.


سفیدی که بیم آن می رود، چشم ها را خیره کند
وی با ابراز نگرانی نسبت به این مسئله گفت: بنده نگرانم در آینده با وجود نگاه ناهنجارانه جامعه ما با موضوع ازدواج سفید چون این مسئله قیافه شکیلی دارد، بتواند سفیدی خود را در جامعه نشان دهد!


با کار صرفا پلیسی و امنیتی به جایی نمی رسیم
حجت الاسلام سهروردی تصریح کرد: باید از همین حالا با زیرساخت های حقوقی، فرهنگی و رسانه ای جلوی این گسترش را بگیریم و نه اینکه تنها کار پلیسی و امنیتی بکنیم.


وی افزود: ما باید بحث های تقوینی ازدواج و طلاق را در کشور جدی بگیریم و گرنه این آسیب ها در آینده به طور جدی دامن جامعه را می گیرد.


این استاد دانشگاه ادامه داد: اتفاقاتی که در ادامه این روند در کشور خواهد افتاد بسیار فجیع است که تنها نمونه های جزئی آن مسائلی مثل سقط جنین یا جدایی غیرعاطفی دختران و پسران از هم می باشد، مسئولین باید زودتر برای این موضوع راهاکاری جدی بیندیشند تا آسیب های اجتماعی کمتری از این ناحیه به کشور وارد شود.
http://www.monazereh.ir/fa/ndt/937005/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%85%D8%AC%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D9%88-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC-%D8%B3%D9%81%DB%8C%D8%AF


تاريخ : جمعه 24 مرداد1393 | 1:27 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
 حضرت آیت‌الله جوادی آملی در خصوص مفهوم  شفا و تفاوت آن با دوا آورده اند :خداي سبحان فرموده است که: ما راه درمان را به مؤمنین نشان مي‌دهيم نه تنها طبيب مي‌فرستيم نه تنها دارو مي‌فرستيم بلكه شفا مي‌فرستيم؛نفرمود قرآن دواست ، نفرمود «و ننزّل من القرآن ما هو دواء» بلکه فرمود: ﴿وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ﴾ ممكن است كسي دارو مصرف كند و شفا پيدا نكند، اما ممكن نيست چیزی شفا باشد و انسان با استفاده از آنان شفا پيدا نكند؛ لذا فرمود، ما شفابخشيم ، اما ﴿لِلْمُؤْمِنِينَ﴾خداي سبحان اين شفا و اين عنايت را به افراد با ایمان عطا كرده است.



تاريخ : سه شنبه 21 مرداد1393 | 9:50 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
شهاب الدین سهروردی شهابی در آسمان نوآوران فلسفی(به بهانه هشتم مرداد روز بزرگداشت شیخ شهاب الدین سهروردی)


پدید آورنده : یحیی جهانگیری سهروردی ، صفحه 62

 

شیخ شهاب الدین ابوالفتوح یحیی سهروردی، معروف به شیخ اشراق، شیخ شهید و شیخ مقتول، چهره برجسته ای در حکمت، فلسفه و عرفان در فرهنگ ایران است. او در سال 549 هـ . ق در سهرورد[1] زنجان دیده به جهان گشود. اولین آموخته های او در سهرورد و سپس در مراغه نزد مجدالدین جیلی بود و در همان جا با فخررازی هم درس شد. او سپس به اصفهان رفت و نزد ظهیرالدین فارسی، علم و منطق را آموخت. در همین شهر بود که با افکار ابن سینا آشنا شد.

سهروردی سفرهایش را به آناتولی و از آنجا به حلب سوریه ادامه داد. در حلب، مَلِک ظاهر، پسر صلاح الدین ایوبی، شیفته شیخ شد و از او خواست که در آنجا اقامت گزیند. از آن رو، سهروردی درس و بحث خود را در مدرسه حلاویه آغاز کرد. در همین مدرسه بود که شاگرد وفادارش شمس الدین شهرزوری به او پیوست.

بعد از گذراندن سالیانی در راه اعتلای فرهنگ ایرانی اسلامی، در 36 یا 38 سالگی بر اثر سوء ظنی به قتل رسید. جنازه شیخ را در روز جمعه آخر ذی الحجه سال587 هـ . ق از زندان بیرون آوردند. بدین ترتیب، سهروردی نیز سرانجامی همچون سقراط یافت. مزار او در شهر حلب مشهور است.

برخی بر این باورند که روش اشراقی را ابن سینا بنیان نهاده است؛ زیرا او در منطق المشرقین و سه فصل آخر اشارات و تنبیهات به این روش اشاره کرده است؛ ولی همه دوست داران فلسفه معتقدند سهروردی حکمت اشراق را به تکامل رسانده است. سهروردی نه تنها به نیروی عقل و قیاس برهانی اکتفا نمی کند، بلکه سیر و سلوک قلبی را نیز لازمه این راه می داند.

این حکیم ایرانی از دو جنبه دیگر نیز برجسته است:

1. وی آموزه های بلند اسلامی را با اندیشه ناب فهلویون ایرانی درآمیخت و همگونی ایرانی ـ اسلامی را به نمایش گذاشت. اگر فردوسی، زبان ایرانی را در شاهنامه تجلی داد، شیخ اشراق، اندیشه ایرانی را در آثارش متبلور ساخت.

2. دومین ویژگی سهروردی به اذعان فلاسفه معاصر، شجاعت او در نگارش آثار به زبان فارسی است. شاید به سبب همین نگاه ویژه او به تفکر و زبان ایرانی بود که عده ای تنگ نظر، او را به شُعوبی گری (ملی گرایی ایرانی) متهم کردند.

شیخ اشراق کتاب عقل سرخ خود را چنین آغاز می کند:

ستایش: «حمد باد، مَلکی را که مُلک هر دو جهان در تصرف اوست. بُودِ هر که بُود، از بُودِ او بُوَد و هستی هر که هست، از هستی اوست. بودنِ هر که باشد، از بودنِ او باشد. هُوالاوَّلُ و الآخِرُ و الظاهِرُ و الباطِنُ و هُو بِکُلِ شیءٍ بَصیر.

و صلوات و تحیات بر فرستادگان او به خلق، خصوصاً بر محمد مختار که نبوت را ختم بدو کردند و بر صحابه و علماء دین رضوان الله علیهم اجمعین».[2]

سهروردی در طلیعه کتاب آواز پر جبرئیل چنین آورده است:

ستایش: «تقدیس بی نهایت، حضرت قیومیت را سزاوار است لاغیر؛ و تسبیح بی قصا[3] جناب کبریا را شایسته است بی شرکت. سپاس باد قدوسی را که اویی هر که او را خواند، حاصلش اویی او از اوست و بود هر چه شاید که بُوَد، از بودِ او بُوَد. و درود و آفرین بر روان خواجه ای باد که پرتو نور طهارت او به خافقین[4] بتافت و شعاع شرع او را لمعان،[5] به مشارق و مغارب برسید و بر اصحاب و انصار او».[6]

بدترین دوره؛ دوره نبود نوآوری

از دیدگاه شیخ اشراق، جامعه ای که در نوآوری و شکوفایی نباشد، بدترین دوره زمانی خود را می گذراند. وی نوآوری علمی را در سایه تعامل آن با دین و اشراقات الهی می داند تا به این ترتیب، علم و دین در سایه هم به شکوفایی دست یابند. خود او نیز به حق در عین نوآوری هایی که داشته، همواره علم را به همکرانی کشف و شهود فراخوانده است. وی در کتاب حکمة الاشراق در این زمینه می گوید:

حکمت: «بدترین قرن ها، قرنی است که در آن بساط اجتهاد و ریاضت درنوردیده باشد و سِیر اندیشه ها و تکامل آنها منقطع گردد و درهای مکاشفات بسته و راه های مشاهدات مسدود گردد».[7]

شرح زندگی یک سخت کوش

یاقوت حموی درباره سهروردی می نویسد:

نکته: «شهاب الدین ابوالفتوح سهروردی، فقیه اصولی و ادیب و شاعر و حکیم و ذوفنون، در مناظره بس توانا بود، چنان که با هر که مناظره می کرد بر او غالب می شد و مُجابش می ساخت. در مراغه، از شیخ امام مجدالدین جیلی، فقیه و اصولی و متکلم، علم آموخت و مدتی ملازم او بود. سپس به سیر و سفر در بلاد پرداخت. در ماردین، شیخ فخرالدین ماردینی را دید و به صحبت او در آمد. شیخ فخرالدین بر شهاب الدین فراوان ثنا می گفت و می گفت تا بوده ام همانند او ندیده ام، ولی به سب تندی گفتار و تهور در بیان عقاید، بر جان او می ترسم.

شهاب الدین به حلب رَخت کشید و در زمانِ الظاهر غازی بن ایوب، به سال 579 هـ . ق بدان شهر وارد شد و در مدرسه حلاویه فرود آمد و به حلقه درس شیخ آنجا، شریف افتخارالدین در آمد و با فقهایی که شاگردان او بودند به بحث پرداخت. در چند مسئله با آنان مناظره کرد و پیروز گردید. شیخ افتخارالدین، مقام و مرتبت علمی او را بشناخت و او را به خود نزدیک ساخت. از این زمان، زبان فُقَها به بدگویی در حق او دراز شد. ملکْ الظاهر او را فرا خواند و مجلسی از فقها و متکلمین بر پا ساخت. با او مباحثه و مناظره کردند و در برابر حجت ها و ادله و براهین او منکوب شدند. ملکْ الظاهر را از او خوش آمد و او را مقرب خود ساخت و از خواص خود گردانید. این امر خشم و کینه شکست خوردگان در مناظره را برانگیخت و به الحاد متهمش کردند و زندیقش خواندند. و این اتهام به ملک الناصر صلاح الدین نوشتند و او را از فساد عقیده فرزندش در اثر مصاحبت با سهروردی بر حذر داشتند وگفتند اگر او را زنده بگذارد، بسا اعتقادات مردم را نیز فاسد کند. صلاح الدین به پسرش نوشت که باید شهاب الدین را بکشد و در این اقدام تأکید بسیار نمود. فقهای حلب به قتل او فتوا دادند. این خبر به شهاب الدین رسید. از الظاهر خواست که او را در مکانی حبس کند و از خوردن و آشامیدن باز دارد تا بمیرد. و گویند که الظاهر فرمان داد او را در زندان خفه کنند. پس در سال 587 هـ .ق او را خفه کردند. در این هنگام به چهل سالگی نزدیک شده بود.

گویند که الظاهر از کرده پشیمان شد و آن فقهایی را که به قتل او فتوا داده بودند، بگرفت و در بند کشید و منکوب نمود و از جماعتی از ایشان اموال بسیار مصادره کرد».[8]

شیخ شهید از دوران کودکی در جست وجوی حقیقت بود. آن روز که در سهرورد هم سن های خود را دید که به مکتب می روند، آتش حقیقت جویی در وجود او ناگهان شعله کشید:

گفت وگو: «در طفولیت بر سر کویی، چنان که عادت کودکان باشد بازی می کردم. کودکی چند را دیدم که جمع می آمدند. مرا جمعیت ایشان شگفت آمد. پیش رفتم، پرسیدم که کجا می روید؟ گفتند: به مکتب از بهر تحصیل علم. گفتم: علم چه باشد؟ گفتند: ما جواب ندانیم. از استاد ما باید پرسیدن. این گفتند و از من در گذشتند. بعد از زمانی با خود گفتم: گویی علم چه باشد؟ چرا من با ایشان پیش استاد نرفتم و از او علم نیاموختم؟ در پی ایشان رفتم، ایشان را نیافتم. اما شیخی را دیدم در صحرایی ایستاده، در پیش رفتم و سلام کردم. جواب داد و هرچه بر حسن لطف تعلق داشت، با من در پیش آورد.

من گفتم: جماعتی کودکان را دیدم که به مکتب می رفتند. من از ایشان پرسیدم که غرض رفتن به مکتب چه باشد؟ گفتند: از استاد ما باید پرسیدن. من آن زمان غافل شدم، ایشان از من درگذشتند. بعد از حضور ایشان، مرا نیز هوس[علم آموزی] برخاست. در پی ایشان برفتم، در ایشان را نیافتم. اکنون هم در پی ایشان می گردم. اگر هیچ از ایشان خبری داری و از استاد ایشان، مرا آگاهی ده! شیخ گفت: استاد ایشان منم. گفتم: باید از علم مرا چیزی بیاموزی. لوحی پیش من آورد و الفبایی بر آن نبشته بود، در من آموخت. گفت: امروز به این قدر اختصار کن... من به خانه رفتم و تا روز دیگر تکرار الفبای می کردم. دو روز دیگر به خدمتش رسیدم که مرا درسی دیگر گفت. پس چنان شد که روزی ده بار می رفتم و هر بار چیزی می آموختم. چنان شد که خود یک زمان از خدمت شیخ خالی نمی بودم و بسیار علم تحصیل می کردم».[9]

سهروردی برای تحصیل، مسافرت به شهرها را آغازید. او به مراغه، اصفهان و... مسافرت نمود.

نکته: «در صِغَرِ سن، به طلب حکمت، مسافرت گزید تا به مراغه رسید و در آنجا در خدمت مجدالدین جیلی به تحصیل مشغول گشت و از آنجا به اصفهان توجه نمود و به من چنین رسید که او «بصائر» ابن سهلان ساوی را نزد ظهیر فارسی خواند. و الله اعلم.

و از کتب او چنان مفهوم می شود که در بصائر فکر بسیار کرده است. به اطراف و نواهی متعدده، بسیار سفر نمود و در این اثنا با جماعت صوفیه نیز ملاقات کرد و صحبت داشت و از ایشان استفاده ها نمود... به ریاضت و خلوات[10] و افکار به جانب نفس خود متوجه و مشغول گشت تا آنکه رسید به نهایت سِرّ و غایت مقامات حکما. و این مجملی بود از احوال شیخ در حکمت ذوقی و بحثی».[11]

شرح آثار و مکتوبات

آثار سهروردی را می توان به چهار بخش کلی تقسیم کرد:

1. کتاب های فلسفی که به زبان عربی است: تلویحات، المقاومات، مطارحات و حکمة الاشراق از این جمله اند.

2. رساله های عرفانی که به زبان پارسی و عربی است: عقل سرخ، آواز پر جبرئیل، صفیر سیمرغ و لغت موران به پارسی؛ و هیاکل النور وکلمه التصوف به عربی.

3. ترجمه ها و شروحی که او بر کتب پیشینیان، قرآن و احادیث نوشته است. ترجمه فارسی رسالة الطیر ابن سینا و شرحی بر اشارات و تنبیهات ابن سینا و نیز تفاسیری بر چند سوره قرآن کریم از این گونه اند.

4. دعاها و مناجات نامه هایی که به زبان عربی است و...

شرح تمثیلی یک زندگی روحانی

شیخ شهاب الدین سهروردی در کتاب عقل سرخ، در قالب داستانی، به شکل تمثیلی، قصه ملاقات خود با حضرت خضر(ع) را به تصویر می کشد که جناب خضر به شیخ از عجایب هفت گانه خبر می دهد که هفتمین آن، چشمه زندگانی است.

گفت وگو: «گفتم: ای پیر! چشمه زندگانی کجاست؟

گفت: در ظلمات. اگر آن می طلبی، خضروار، پای افراز در پای کن و راه توکل پیش گیر تا به ظلمات رسی.

گفتم: راه از کدام جانب است؟

گفت: از هر طرف که روی. اگر راه روی، راه بَری.

گفتم: نشان ظلمات چیست؟

گفت: سیاهی، و تو خود در ظلماتی، اما تو نمی دانی. آن کس که این راه رود، چون خود را در تاریکی بیند، بداند که پیش از آن هم در تاریکی بوده است و هرگز روشنایی به چشم ندیده. پس اولین قدم در راه روان، این است و از اینجا ممکن بود که ترقی کند. اکنون اگر کسی بدین مقام برسد، از اینجا تواند بُوَد که پیش رود».[12]

توصیه های حکیم

سهروردی بر ضرورت مداوای بیماری های روحی تأکید دارد و این نوع بیماری ها را حجاب می شمارد.

تمثیل: «هر بیگانه ای که بدانست [که] دل او بینا نیست، تواند بود که بینا شود و مثال وی چون مثال رنجوری بُود که وی را رنج سرسام باشد. رنجور تا به این رنج اسیر است، از خود و رنج خود خبر نمی دارد؛ زیرا که رنج سرسام بر دماغ افتد و دماغ را ضعیف کند. و قوّت دریافت بیشتر از دماغ بود. چون دماغ متغیر گشت، رنجور بی خبر باشد. آن گه به خویشتن آید و بداند که رنجور است که رنج، روی به صحت نهاده باشد... بیمارِ تن را و بیمار دل را به طبیب باید رفتن. طبیب، رنجِ تن بیمار را شربت ها فرماید که بر اخلاط تعلق دارد و درد دلِ بیمار را شربت ها فرماید که به معنی تعلق دارد».[13]

سهروردی درباره افراد کوردلی که حقیقت را نمی بینند و دیگران را متهم به کوردلی می کنند، چنین حکایت کرده است:

حکایت: «در صحرا، کِرمی است. آن کرم به روز از سوراخ بیرون نیاید الّا به شب. و در آن کرم، آن خاصیت است که چون نَفَس بزند، از دهان او روشنایی پدید آید، همچون درفشیدن[14] آتش از میان آهن و سنگ. پس کرم در صحرا به آن روشنایی تفرج[15] کند و قوت خود به دست آورد. آن کرم را پرسیدند: که تو چرا به روز در صحرا نگردی؟

گفت: مرا خود از نَفَس خود روشنی هست؛ چرا باید زیر مِنَّت آفتاب رفتن و به روشنایی نور او جهان دیدن؟

بی چاره، تنگ حوصله است، خود نمی داند که آن روشناییِ نَفَس وی هم از آفتاب است».[16]

سهروردی در قالب حکایتی زیبا، نتیجه علاقه به دنیا را چنین گوشزد می کند:

حکایت: «در حکایت است که وقتی منعمی بود مالی وافر داشت، وی را آرزوی آن افتاد که سرایی سازد هرچه بی تکلف تر[17]. از اطراف صنعت گران را بفرمود آوردن؛ از جنس تعهد با ایشان هیچ باقی نگذاشت.[18] ایشان نیز لایقِ مزد خویش کار کردند، بنیادی بنهادند و اساسی پدید آوردند.

چون عمارت نیم پرداخت گشت، چنان آمد[19] که از شهرها به تماشای آن رفتندی. دیوارهای عالی برافراشتند و نقش های زیبا در آن بنگاشتند. سقفش رشکِ[20] کارنامه مانی[21] بود و رواقش[22] بی جفت تر[23] از تاق کسرا.

سرای، هنوز ناپرداخته، صاحب سرای، رنجور[24] گشت و دردی که امکان درمان نداشت، روی به او نمود و کار به مقامی رسید که در نُزع[25] افتاد. ملک الموت به بالین او آمد. خواجه، کار دریافت. ملک الموت را گفت: هیچ ممکن بُوَد که مرا چندان امان دهی که این سرای را تمام برسانم؟ که مرا در این همه عالم، [فقط] این آرزوست.

ملک الموت گفت: این خود ممکن نبود؛ اما گمان کن که چندان مهلت یافتی که سرای به اتمام رسانیدی وجان تسلیم کردی، تو را حسرت سرای آن گه بیشتر بود؛ زیرا که رنج در آنجا تو برده ای و دیگران را جای تَعَیُّش[26] بودی».[27]

از دیدگاه سهروردی، آزادی آن گاه برای انسان حاصل می شود که به دنیا تعلق خاطر نداشته باشد. هر قدر این تعلق کمتر باشد، به همان اندازه آزادی انسان فزون تر خواهد بود.

حکایت: «در حکایت است که وقتی بازرگانی بود و نعمت بی کران داشت. خواجه خواست که در کشتی نشیند و به حکم تجارت از آن شهر که بود، به شهری دیگر رود. چون به دریا رسید، آن همه نعمت که داشت در کشتی نهاد و او نیز در نشست. ملاحان[28] کشتی را بر روی آب، روان کردند. چون کشتی به دریا رسید، باد مخالف بر آمد و کشتی را در غرقاب[29] انداخت.

ملاحان آن گهر ها در قعر دریا انداختند و چنان که قاعده[30] ایشان بود، بازرگانان را خوف می نمودند و بر ایشان تَحَکُّم می کردند. این بازرگان پرمایه، عاجز فرو ماند. هر لحظه، وهمی و هر دم، اندیشه ای. و به هیچ صفت آن غم را تحمل نمی توانست کردن. گاهی غم مال بود، گاهی غم سَر. نه روی ستیز بود، نه پای گریز. حال به جایی رسید که از جان عاجز گشت و زندگانی بر وی تلخ گشت و لذت مال در دل وی نماند.

عاقبت، آن باد بنشست و کشتی روانه شد و به ساحل رسیدند. بازرگان چون خود را بر کنار دریا بدید، دست کرد و هرچه داشت از مال خود به آب انداخت. مردمان وی را گفتند: که مگر دیوانه گشته ای و اگر نه، این حرکت بر قرار نیست. در مقام خود که با غوطه[31]، اسیر بودی و بیم سَر بود، از این هیچ نکردی. اکنون که جای امن پدید آمد، این حرکت کردن بر چیست؟

بازرگان گفت: در آن زمان اگر مال در آب انداختمی و[یا] اگر نه، هیچ تفاوتی نکردی. از بهر آنکه اگر کشتی به سلامت جستی، هم مال و هم سر از دریا در آمدی. و اگر غرقه[32] شدی، نه مال جستی نه سر، پس تفاوت نبودی.

اما اکنون که به کنار رسیده ام... چون به آسایش رسیدم، پندارم که خود به آسایش آمده ام. اکنون با خود می اندیشم که به این زودی رنج فراموش کردمی، این همه عذاب فراموش کردمی و مدتی دیگر رنج [ی که کشیدم] کهن تر شدی، هیچ بر خاطر نماندی. و اگر در مال خود، سود وافر دیدمی از حرص دنیا نبادا که باز در کشتی نشستمی و همان محنت [دوباره] پیش آمدی و این بار [به خلاف بار اول] هلاک بودی... نانی با عافیت، بهتر از گنج و پادشاهی».[33]

از دیدگاه سهروردی، حواس انسان تنها در همین حواس ظاهری خلاصه نمی شود، بلکه حواس ادراکات انسانی، فراتر از این ها ست که بدان «حواس باطنی» گویند:

حکایت: «روزی، با جماعت صوفیان، در خانقاهی نشسته بودم. هر کس از مقامات شیخِ خویش، فصلی می پرداخت. چون نوبت به من رسید، گفتم: وقتی در خدمت شیخ نشسته بودم شیخ را گفتم:... چون دیده گشاده شود، بیننده چه بیند؟

شیخ گفت: چون دیده اندرونی گشاده شود، دیده ظاهر بر هم باید نهادن و لب بر هم بستن. و این پنج حس ظاهر را دست کوتاه باید کردن و حواس باطن را بر کار باید انداختن تا این بیمار، چیز اگر گیرد، به دست باطن گیرد و اگر بیند، به چشم باطن بیند و اگر شنود، به گوش باطن شنود و اگر بوید، به شم[34] باطن بوید و ذوق وی از خلق جان باشد.

چون این معنا حاصل آید، پیوسته مطالعه سرّ آسمان ها کند و از عالم غیب هر زمان آگاهانیده شود... از آن چیزها که در نظر وی آرند، حکایت نتوان کرد؛ الّا که به ذوق خود همان را توان دانستن. و این عالَم، کم کسی را میسّر شود».[35]

گاه دشمن درصدد ضربه زدن و آسیب رسانی برمی آید که به خواست و اراده خدا و از روی کج فهمی خود، به فرد خیری فراوان می رسد. تهدیدها و تحریم ها علیه جمهوری اسلامی ایرانی نیز از این گونه قصه هاست که موجب تعالی و شکوفایی کشور شده است:

حکایت: «وقتی خفاشی چند را با حِربا[36] خصومت افتاد و مُکاوِحَت[37] میان ایشان سخت گشت و مشاجرت از حد برفت، خفافیش[38] اتفاق کردند که چون غَسَقِ[39] شب در مُقَعَّر[40] فلک مستطیر[41] شود و رئیس ستارگان در حظیره[42] افول هوا کند، ایشان جمع شوند و قصد حربا کنند و بر سبیل حِراب[43] حربا را اسیر گردانند... . چون وقت فرصت به آخر رسید، به در آمدند و حربای مسکین را به تعاون و تعاضد[44]، یکدیگر را در کاشانه اِدبارِ[45] خود کشیدند و آن شب محبوس بداشتند.

بامداد گفتند: این حربا را طریق تعذیب چیست؟

همه اتفاق کردند بر قتل او، پس تدبیر کردند با یکدیگر بر کیفیت قتل. رأیشان بر آن قرار گرفت که هیچ تعذیب بَتَر از مشاهدت آفتاب نیست. البته هیچ عذابی بتر از مجاورت[46] آفتاب ندانستند. [زیرا] قیاس بر حال خویش کردند و او را به مطالعت[47] آفتاب تهدید کردند.

حربا از خدای خود این می خواست و خود آرزوی این نوع قتل می کرد. چون آفتاب برآمد، او را از خانه نَحُوست خود به در انداختند تا به شعاع آفتاب مُعَذّب شود.

تعذیب احیای او بود. «وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ ... یُرْزَقُونَ»،[48] (فَرِحِینَ بِمَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ)[49] اگر بدانستندی که در حق حِربا به آن تعذیب، چه احسان کرده اند... همانا که در غضب بمردندی».[50]

 

 

 

 

 

[1]. در منابع قدیم، برخی سهرورد را شهر و برخی قریه نامیده اند؛ ولی در تقسیمات جدید کشوری، به شهر ارتقا یافته است. از این شهر، دانشمندان برجسته دیگری، مانند عمر سهروردی (نویسنده عوارف المعارف) و ابونجیب سهروردی (نویسنده آداب المریدین) برخاسته اند. این شهر در20 کیلومتری شهرستان خدابنده قرار دارد.

[2]. شهاب الدین سهروردی، عقل سرخ، تهران، انتشارات مولی، 1378، چ 5، ص1.

[3]. قصا: قابل شمارش.

[4]. خافق: ناامید، پراضطراب.

[5]. لمعان: روشنی، درخشندگی.

[6]. شهاب الدین یحیی سهروردی، آواز پر جبرئیل، به کوشش: حسین مفید، تهران، انتشارات مولی، 1378، چ 2، ص7.

[7]. شهاب الدین یحیی سهروردی، حکمة الاشراق، ترجمه و شرح: سید جعفر سجادی، تهران، مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، خرداد 1366، مقدمه شیخ اشراق به حکمة الاشراق.

[8]. یاقوت حموی، معجم الادباء، ترجمه: عبدالمحمد آیتی، انتشارات سروش، تهران، 1381، چ 1، ج2، ص1224.

[9]. شهاب الدین سهروردی، رسالة فی الطفولیة، تهران، انتشارات مولی، 1374، چ 1، صص 7 و 8 ، شهاب الدین سهروردی، قصه های شیخ اشراق، ویرایش متن: جعفر مدرس صادقی، نشر مرکز، 1380 ، چ 3، صص17 و 18.

[10]. خلوات: انزوا، عزلت.

[11]. شهاب الدین سهروردی، مجموعه مصنفات شیخ اشراق، تصحیح: سیدحسین نصر، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1380، چ 3، ج3، ص13.

[12]. عقل سرخ، صص15 و 16.

[13]. رسالة فی الطفولیة، ص 11؛ قصه های شیخ اشراق، ص19.

[14]. درفشیدن: درخشیدن.

[15]. تفرج: خوش حالی، گشایش یافتن از غم.

[16]. رسالة فی الطفولیة، ص20؛ قصه های شیخ اشراق، ص12.

[17]. بی تکلف: بی سختی و رنج.

[18]. هرچه به آنان تعهد کرده بود پرداخت.

[19]. آمد: شد.

[20]. رشک: رقیب.

[21]. مانی: نقاشی مشهور در زمان اردشیر بوده و برخی گویند در زمان بهرام شاه می زیست.(لغت نامه دهخدا واژه «مانی»).

[22]. رواق: سایبان خانه.

[23]. بی جفت تر: بی مانند.

[24]. رنجور: بیمار.

[25]. نُزع: حال جان کندن.

[26]. تَعَیُّش: خوش گذرانی.

[27]. رسالة فی الطفولیة، صص17و18؛ قصه های شیخ اشراق، صص22 و 23.

[28]. ملاح: کشتی بان.

[29]. غرقاب: غرق شدن در آب.

[30]. قاعده: قانون.

[31]. غوطه: غرق شدن.

[32]. غرقه: غرق شدن، در آب فرورفتن.

[33]. رسالة فی الطفولیه، صص 19 ـ 21؛ قصه های شیخ اشراق، صص 23 و 24.

[34]. یکی از حواس پنجگانه که عمل درک بوها را انجام می دهد.

[35]. شهاب الدین سهروردی، روزی با جماعت صوفیان، تهران، انتشارات مولی، 1374، چ 1، صص7، 17 و 18؛ قصه های شیخ اشراق، صص27 و 32.

[36]. حِربا: سمندر، آفتاب پرست.

[37]. مکاوحت: با هم جنگ کردن.

[38]. خفافیش: جمع خفاش.

[39]. غَسَقِ: تاریکی اول شب.

[40]. مُقَعَّر: گودی.

[41]. مستطیر: بر دمیده، ساطع.

[42]. حظیره: جایگاه گوسفند، جای شتر.

[43]. حراب: جنگ و نزاع.

[44]. تعاضد: همدیگر را یاری کردن.

[45]. ادبار: پشت.

[46]. مجاورت: همسایگی.

[47]. مطالعت: به چیزی نگریستن.

[48]. «کسانی که در راه خدا کشته شدند، مپندار مردگانند، بلکه زنده هایی هستند که در نزد پروردگار خویش روزی داده می شوند». (آل عمران: 169)

[49]. «به آنچه خدا از فضلش به آنها داده شاد و مسرورند و درباره کسانی که پشت سرشان بوده و هنوز به آنها نپیوسته اند، خوشدل اند که ترس و غمی بر آنها نیست». (آل عمران: 170).

[50]. شهاب الدین سهروردی، لغت موران، تهران، انتشارات مولی، 1374، صص13ـ 15؛ قصه های شیخ اشراق، صص43 و44.



تاريخ : دوشنبه 13 مرداد1393 | 4:43 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
Sheikh Ishragh’s Life and Philosophy
A review on the occasion of World Day of Suhrawardi, July 30, 2014
By Yahya Jahangiri Suhrawardi

Thirtieth of July, 8 Mordad has been entitled as "NATIONAL RESPECT DAY OF SHAIKH ISRAQ SUHRAWARDI"
Shahab al-Din, Abul Fotouh Yahia Suhrawardi, known as Sheikh Ishragh, the founder of the School of Illumination(philosophy of Ishragh), was born in 1155 AD/549 AHL in the town of Suhraward in North-West-Iran.
Suhrawardi is one of the most important intellectual figures in the history of Iran and the region in general.
Sheikh Ishragh learnt philosophy and Usul-e-fiqh( the principles of Islamic jurisprudence) in Maraghah, with Majdud din Jili, the mentor of Fakhr Al-Din Al-Razi. Then he moved to Isfahan to continue his studying.
During his life which spanned a period of less than forty years, he became conversant and thoroughly proficient in philosophy. He proceeded for meditation spent some time in Iraq and Damascus in touring and studying.
In 1183 Suhrawardi moved to Aleppo where he became a friend of al-Malik al-Zahir (son of the Ayyubid Salah al-Din, better known in European literature as Saladin). He was accused by Foghaha( jurists) in this city. By order of Salah al-Din, he was arrested and executed in 1191 at the age of 36 or 38. Because of the injustice, he is known as al-Maqtul (the Slain).
Sheikh Ishragh’s written works:
1- Hikmat al-ishraq (The Philosophy of Illumination),
2- Al-muqawamat,
3- Al-mashari' wa-'l-mutarahat,
4- Al-talwihat, 
1- Hayakil al-nur (The Temples of Light)
and others numerous treatises in Arabic & Persian.

Hikmat-ol Ishragh Philosophical System
The system of Ishragh philosophy, its basic principles, was founded by Suhrawardi, and constitutes one of the most valuable system of Islamic philosophy
The effect of Ishragh philosophy on evolution of the philosophy in Iran, particularly its influence in theoretical mysticism, perhaps is more than other philosophic system.
Suhrawardi, produced a series of highly assured works which established him as the founder of a new school of philosophy in the Muslim world, the school of Illuminationist philosophy.
Suhrawardi's Illuminationist philosophy is critical of several of the positions taken by Ibn Sina (Avicenna), and radically departs from the latter through the creation of a symbolic language to give expression to his metaphysics and cosmology, his 'science of lights'.
Suhrawardi also elaborated the idea of an independent, intermediary world, the imaginary world (alam al-mithal). His views have exerted a powerful influence down to this day, particularly through Mulla Sadra's adaptation of his concept of intensity and gradation in existence.
He is also renowned for his attempt at integrating aspects of Zoroastrian thought into his works. Suhrawardi was able to appreciate the rational dimension of Zoroastrianism.
Other intellectual figures of Suhraward:
Sheikh Ishragh is sometimes mistaken for other personalities known as Suhrawardi. I’d like to point out that many distinguished intellectual figures, were born in Suhraward, including:
1- Diya al-din Abu al-Najib al-Suhrawardi (1097 – 1168 AD) was an Iranian Sufi. He studied Islamic law in Baghdad, then eventually came to be the Sufi order of Suhrawardiyya. His famous book is "Adab al-moridin".
2- Abu Hafs Umar al-Suhrawardi (1144 - 1234AD) was an Iranian Sufi too. He expanded the Sufi order of Suhrawardiyya that had been created by his uncle Abu al-Najib al-Suhrawardi. "Avaref al-maref" is his great book.
Suhrawardiyya is the name of a Sufi order founded by Abu 'n-Najib Suhrawardi. Many Sufis from all over the Islamic world joined the order, under the founder's nephew Umar Suhrawardi. Later the Order spread into India.



تاريخ : جمعه 10 مرداد1393 | 4:8 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
آداب روز عید و فضایل عید فطر


پدید آورنده : تهیه: یحیی جهانگیری ، صفحه 31

 

چهارشنبه

10 مهر 1387

1 شوال 1429

1 October 2008

اشاره

ملت های مختلف روزهایی از سال را با توجه به فرهنگ خود جشن می گیرند. این عیدها برخی برخاسته از دین و برخی بر اساس فرهنگ عمومی آن مردم است. عید فطر از عیدهای بزرگ اسلامی است که همواره در میان مسلمانان و ایرانیان جایگاهی ویژه داشته است. البته در آیین اسلام، عید بار ارزشی خاصی دارد که در متون کهن نیز بدان اشارت رفته است.

روزه عید فطر

درباره روزه گرفتن در روز عید فطر آمده است:

نکته: «اما آنچه حرام است: روزه داشتن روز عید فطر است».[1]

روزه پس از عید

از روزهای مستحب برای روزه گرفتن عبارت است از:

نکته: «اما آنچه خداوند را اختیار باشد: روزه روز دوشنبه است و پنجشنبه و آدینه. و این سه روز که ایام بیض[2] خوانند... و روزه شش روز است از پس عید فطر».[3]

روز بی معصیت، عید است

در احوالات امام علی(ع) آمده است:

حکایت: «چون در عراق نبطیان[4] را دید که در عید خود زینتی و تجملی ظاهر کرده بودند، گفت: این چیست که اظهار کرده اند؟ گفتند: روز عید ایشان است. گفت: هر روزی که خدای را معصیت نکنیم آن عید ماست».[5]

عید و نهی از منکر

ابوحامد غزالی می نویسد:

حکایت: «و آمده است که مروان حکم در نماز عید پیش از نماز خطبه کردی، مردی بر وی انکار[6] کرد که خطبه پس از نماز باشد! مروان گفت: ای فلان، آن متروک[7] شده است.

بو سعید خدری گفت: این مرد حقی که بر وی بود به جای آورد، که پیغامبر ـ صلی الله علیه و سلم ـ ما را گفته است: مَن رأی مُنْکَراً فَلَیَنکُره بِیَده، فإنْ لَم یَسْتَطِعْ فَبِلِسَانِه، فإنْ لَمْ یَسْتَطِع فَبِقَلْْبِه، و ذلک أضْعَفُ الایمان، اَیّ[8]: هر که منکری بیند باید که به دست آن را تغییر کند، و اگر نتواند به زبان، و اگر نتواند به دل، و آن ضعیف ترین ایمان است».[9]

حضور پرشکوه

حضور ایرانیان در نماز عید، هماره شکوه خاصی داشته است:

حکایت: «چون قتیبه بن مسلم مسجد جامع بنا کرد اندرون حصار بود. از اندرون شهر و آن حوالی را ریگستان می خوانند، آن موضع را نمازگاه عید کرد و مسلمانان را بیرون آورد، تا نماز عید کردند. و مردمان را فرمود تا سلاح با خود بیرون آوردند، به سبب آنکه اسلام هنوز نو بود، و مسلمانان از کافران ایمن[10] نبودند، و امروز سنت مانده است، تا هر که اهل سلاح باشند با خویشتن بیرون آرند. و آن دروازه را «دروازه سرای معبد» خوانند. ... و بدین نمازگاه سال های بسیار نماز عید گزارده اند. ]چون مردم در این مکان[ نمی گنجیده اند، امیر سدید منصور بن نوح بن نصر... حایط ها[11] و باغ های بانزهت[12] بخرید به قیمت بسیار، و مال بسیار در آن خرج کرده آن را نمازگاه عید ساخت، و منبر و محراب نیکو فرمود. و سال های بسیار نماز عید آنجا کردند. آن نمازگاه تا به روزگار ارسلان خان بود. ارسلان خان فرمود تا نمازگاه به نزدیک شهر کردند، تا مردمان را رنج نباشد. و اگر وقتی دشمنی قصد شهر کند، مردمان شهر غایب نباشند».[13]

زکات فطر

بلعمی احوالات پیامبر اکرم(ص) را در روز عید چنین گزارش می دهد:

حکایت: «پس چون ماه رمضان بگذشت، پیغمبر علیه السلام صدقه روز عید واجب کرد. روز عید بیرون آمد از مدینه و به مصلی رفت و نماز کرد، و اندر خطبه صدقه فطر فرمود».[14]

در جای دیگر نیز چنین آورده است:

«و پیغمبر علیه السلام روزه ماه رمضان بداشت و نماز عید بکرد و صدقه عید بفرمود، و چون از شوال هفت روز بگذشت به غزو احد شد».[15]

پی نوشت:

[1]. محمد بن جریر طبری، تفسیر طبری، ترجمه: مترجمان، تحقیق: حبیب یغمایی، تهران، انتشارات توس، 1356، چ 2، ج 1، ص 118.

[2]. ایام البیض: سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم ماه قمری باشد.

[3]. تفسیر طبری، ج 1، ص 127.

[4]. نبطی: از اقوام ساکن در عراق باستان.

[5]. ابوحامد غزالی، احیاء علوم الدین، ترجمه: محمد خوارزمی، تصحیح: حسین خدیوجم، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، 1373، ج 4، ص497.

[6]. انکارکردن: زشت شمردن.

[7]. متروک شدن: مورد توجه نبودن، بدان عمل نکردن.

[8]. ای: یعنی.

[9]. احیاء علوم الدین، ج 2، ص 685.

[10]. ایمن: در امنیت.

[11]. حایط: زمینی است در داخل شهر که اطراف آن دیوار کشیده باشند و در آن زراعت کنند.

[12]. نزهت: خرمی.

[13]. ابوبکر محمد بن جعفر نرشخی، تاریخ بخارا، ترجمه: ابونصر احمد بن نصر القباوی، تحقیق: محمدتقی مدرس رضوی، تهران، توس، 1363، چ 2، صص 72 و 73.

[14]. بلعمی، تاریخ نامه طبری، تحقیق: محمد روشن، تهران، سروش، 1378، چ 2، ج 3، ص 107.

[15]. همان، ص 161.



تاريخ : شنبه 4 مرداد1393 | 1:43 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
محمد مسجدجامعی 
عظمت و مظلومیت 
یادداشتی از محمد مسجدجامعی درباره تاریخ کوفه
 

 

1. اوضاع عمومی مسلمانان در اواخر دوران عثمان به وخامت گرایید و اکثریت از شرایطی که روزبه روز سخت­تر می­ شد، ناراضی بودند. مرکز ناآرامی­ ها کوفه بود مصر و نیز مکه و مدينه. در دو منطقه نخست این توده مسلمانان بودند که از ظلم و ستم و نیز بی­ دینی و بی­ مبالاتی حکام به جان آمده بودند و در دو شهر بعدي این متنفذان مهاجر و انصار بودند که سهمی از قدرت می­ خواستند و احساس می­ کردند خلیفه صرفاً به خانواده خود، یعنی شاخه بنی­ امیه توجه دارد و تمامی امتیازها در دست آنان است.

 

جامعه در بحرانی عمیق به سر می­ برد. اعتراض­ ها فراوان و متعدد بود، اما گوشی برای شنیدن وجود نداشت و اين اوضاع را بغرنج­ تر و مردم را عصباني­ تر مي­ کرد. البته دلائل بحران بیشتر و ژرف­تر از صرف سیاست فرمانداران خانواده اموی بود. جامعه­ ای بسیط و فقیر در مدتي کوتاه و با حالتی انفجارگونه به سرزمین­ های ثروتمند و حاصلخیز اطراف سرازیر شده بود و امپراطوری­ ای وسیع­تر از قلمرو امپراطوران بزرگ آن زمان، تشکیل داده بود. این جریان بسیار فراتر از قدرت هضم فاتحان بود و لذا طبیعی بود که نتوانند پی­آمدهای مختلف و سنگین آن را تحمل کنند.

 

علی­ رغم این همه قابل انکار نیست که سیاست بدویانه و ظالمانه فرمانروایان اموی را در این میان بیشترین سهم بود. پس از اعتراض­های فردی و گروهی متعدد، بالاخره عثمان به قتل رسید. معترضان هم از مکه و مدینه بودند و هم از کوفه و مصر و مناطق اطراف.

 

در چنین شرایطی توده ناراضی به امام علی بن ابی­طالب پناه برد. این برای نخستین بار بود که توده مردم فردی را به عنوان خلیفه و حاکم انتخاب می­کردند. هجوم آنان برای بیعت به گونه­ ای بود که به بيان خود آن حضرت دو فرزند دلبندش در زیر دست و پای بیعت­ کنندگان قرار گرفتند و به این ترتیب خلافت بر ایشان مستقر گردید.

 

2. مشکل بزرگ اين بود که جامعه از درون دچار تشتّت و انشقاق شده بود. از مهمترين عوامل آن بزرگان مهاجر و انصار و به ویژه مهاجر بودند. عموم آنان به برکت غنائم جنگی به ثروتی افسانه­ ای دست یافته بودند، امّا هیچ یک به سهم و موقعیت خود قانع نبودند. گویی آنان خود را گم کرده بودند و خواست و ادعایی فراتر داشتند. و این یکی از بدترین و سخت­ترین شرائطی است که یک جامعه می­تواند بدان دچار شود. به ویژه اگر چنین جامعه­ای ساختاری قبیله­ ای و عشیره­ ای داشته باشد. به این معنی که هر فرد شاخصی بتواند به پشتوانه قبیله خود و قبائل هم­پيمان اعتراض و قیام کند.

 

به این ترتیب آن حضرت مجبور به مواجهه با شرائطی شد که هیچ دخالتی در خلق آن نداشت. خلفای قبلی بر جامعه­ ای یک­دست که هر کس در جایگاه خود قرار داشت و بدان قانع بود حکومت می­ کردند. امّا در اینجا جامعه­ ای به واقع از هم گسیخته وجود داشت.

 

3. اولین اعتراض و بلکه قیام مسلحانه از سوی بصره بود. محرکان قیام ترکیبی بودند از دو شخصيت بزرگ مهاجر و بخشی از خاندان اموی که برای وجاهت دینی و اجتماعی همسر پیامبر را با خود همراه کرده بودند. عامل انسجام و اتحاد ظاهری آنان مخالفت با وضع موجود بود. به احتمال قریب به یقین اگر فرد دیگری هم به جای آن حضرت بود، در برابرش می­ ایستادند. چرا که مسئله واقعی عدم رضایت به موقعیتی بود که در آن قرار داشتند. آنان به چیزی کمتر از زعامت و رهبری قانع نبودند و قیام­شان در برابر امام عمدتاً بدان دلیل بود که او در این سمت قرار گرفته بود.

 

مضافاً که خود اینان در تعارضی شدید قرار داشتند. یک بار برای امامت نماز طلحه و زبیر بر صورت اسبان خود تازیانه زدند که موجب تنش در لشگر گردید که با مداخله عایشه و راه حل پیشنهادی او، به پایان رسید. قبل از آغاز جنگ زبیر جبهه را ترک گرفت و در اثنای جنگ طلحه با تیر پرتاب شده توسط مروان حکم به قتل رسید در حالتی که می­ گفت انتقام خون عثمان را از قاتل واقعی­اش گرفتم. چرا که طلحه از کساني بود که مردم را عليه عثمان تحريک و به قتل او تشويق مي­ کرد.

 

عامل اصلی اين جنگ همین شخصیت­های ناراضی و نيز مال اندوخته شده توسط خاندان اموي بود. لشکریان هم برخی از قبایل یمنی مهاجرت کرده به منطقه بصره بودند که به دلیل حضور همسر پیامبر و قدرت شگرف او در تهییج احساسات دینی، بدانان پیوستند.

 

به واقع این جنگ همچون دو جنگ بعدی به آن حضرت تحمیل شد. علی­رغم استنکاف و خویشتن­داری فراوان امام، آنان جنگ را آغاز کردند و فجایعی مرتکب شدند و در نتیجه امام مجبور به دفاع و دفع آنان شد.

 

4. امام برای خاموش کردن آتش فتنه­ ای که برانگیخته شده بود مجبور به حرکت به سوی بصره شد. اما پس از پایان جنگ دیگر به مدینه بازنگشت و کوفه را به پایتختی برگزید. این جریان خود نشان­ دهنده تحولات وسیعی بود که در جامعه آن زمان رخ داده بود.

 

بدون شک مدینه و خاطرات تلخ و شيرینش و نیز قبر مطهر پیامبر و دخت گرامش امام را به سوی خود جلب می­ کرد، امّآ ضرورت­های جدید عملاً مانع از بازگشت به سوی آن گردید. امامان معصوم بعدی نیز پیوسته به مدینه و قبر مطهر پیامبر و مادر معصومه­ شان تعلق خاطر عمیقی داشتند و جز با اجبار حاضر نبودند آن را ترک کنند و عموماً به هنگام ترک، وداعی سوزناک با قبر جدشان داشتند.

 

کوفه و موقعیت جغرافیایی و استراتژیکش، جمعیت و ترکیب جlعیتی­ اش و دلایل علاقه مندی بسیاری از ساکنانش به امام درخور بررسی و دقت فراوانی است. امّا نکته مهم آن که در تحولات بعدی دوران حضرت نقش فراونی ایفا کرد، نوپایی آن و ترکیب جمعیتی آن بود.

 

این سرزمین­ حاصل­خیز در کنار قلمرو امپراطوری ساسانی و نزدیک به پایتخت­های بزرگ و باشکوه و ثروتمند تابستانی و زمستانی آنان قرار داشت. کوفه در ابتدا به عنوان یک پایگاه نظامی و سپس به عنوان یک شهر در دوران خلیفه دوم سر برآورد و با توجه به موقعیت جغرافیایی و زمين­ های آبرفتي و سرسبزش به سرعت قبائل مناطق مختلف عربستان و یمن را به سوي خود جذب کرد. مطمئناً تعداد قابل توجهی از ایرانیان ساکن در مناطق مرزی و نیز مردمان امارت­ نشين حيره،‌ بدانجا مهاجرت کرده بودند. اين اميرنشين دست­ نشانده ساسانيان بود تا از نفوذ قبائل صحراگرد عرب به داخل قلمروشان جلوگيري کند.

 

5. این شهر علی­ رغم وسعت و ثروتش در مقایسه با شهرهایی چون دمشق فاقد قوام شهری بود. شهری نوبنیاد که قبائل و اقوام مختلفی را در درون خود جای داده بود. اینان در محلات مختلفی سکونت داشنند. به دلیل مهاجر و جدیدالورود بودن با سرزمین جدید آشنايي نداشتند و هنوز فرهنگ و آداب و رسومی برای تعامل متقابل با یکدیگر نیافته بودند و از مشکلاتی رنج می­ بردند که هر شهر جدید و به سرعت رشدیافته­ ای از آن رنج می­ برد.

 

در مقابل این شهر دمشق قرار داشت. قدیمی­ترین شهر شناخته شده دنیا. به لحاظ قدمت شهری، دمشق قدیمی­ترین شهر جهان است. بخشی از امپراطوری روم شرقی که قرن­ها قبل از ورود اسلام از فرهنگ و زبان سامی و آرامی و عربی برخوردار بود.

 

پس از سقوط شام در زمان خلیفه دوم این منطقه تحت حکمرانی يزید برادر معاویه قرار گرفت و بعد از مرگ او تحت حکمرانی معاویه. مضافاً که خلیفه دوم برخلاف فرمانروایان دیگرش بر معاویه سخت نمی­ گرفت و او را «کسرای عرب» می­ نامید و لذا او فرصت یافت دمشق و نواحی اطرافش را متناسب با ذوق و سلیقه خود مدیریت کند. مناطقی که قوام و انسجام شهری داشت.

 

6. امام پس از دفع غائله جمل مجبور شد به معاویه بپردازد. او نه تنها فرمان نمی­برد که مدعی خون­خواهی عثمان بود و دائماً تحریک می­کرد. دفع او یک ضرورت بود. امّا دو لشگر در یک موقعیت قرار نداشتند. در یک جا لشگری منسجم، منظم و فرمان­پذیر قرار داشت که به دلائل مختلف معاویه را رهبر دین و دنیای خود می­دانست و بدون هیچ تردید و گفتگو. و در طرف دیگر لشگری بود متشکل از گروه­ ها و قبائل مختلف و متعدد که هر یک از منطقه­ ای آمده بودند و چندان منسجم و مدیریت­ پذیر نبودند. عمدتاً شیعیان پرشور امام همچون عمار و مالک اشتر و قیس بن سعد و حجر بن عدی بودند که با تکیه بر احساسات دینی آنان را وحدت و انسجام می­بخشیدند. از این گذشته عموم لشگریان امام به آن حضرت بدان گونه نمی­نگریستند که لشگریان شام به معاویه. التزام امام به اصول و معیارهای اسلامی، و نه سیاست­های عوام­فریبانه، خود این جریان را تشدید می­ کرد.

 

مصاف این دو لشگر موجب بروز و ظهور مشکلاتی شد که به طور طبیعی در جماعت کوفیان و لشگریان حضرت وجود داشت. با پایمردی و رشادت امام و شیعیان پاکبازش لشگر شام در آستانه شکست قرار گرفت. در این هنگام معاویه و دستیارانش به حیله­ای متوسل شدند که موجب تشتّت لشگر حضرت گردید، امّا اگر این حیله هم وجود نمی­داشت، چنین تشتّتی در نهایت تجلی می­ یافت. به واقع مشکلی داخلی وجود داشت و این فریب­کاری توانست بروز آن را تسریع کند.

 

7. فتنه خوارج خود حاصل تکاثف و سپس بروز بخشی از مشکلاتی بود که به طور طبیعی در جامعه کوفه و بین­ النهرین وجود داشت. این نه امام و نه سیاست­ های او بود که این معضل را خلق کرد، این معضل وجود داشت و تنها محتاج آن بود که در زمان مناسب خود را نشان دهد.

 

آنان کسانی بودند که از نواحی قفر و خشک عربستان مهاجرت کرده بودند. محیطی که فرهنگ و آداب و رسومی سخت بدویانه را ایجاد و حاکم کرده بود و لذا هیچ نوع نظم و نظام اجتماعی را برنمی­تافتند و بر همه اعتراض داشتند. اعتراض آنان عملاً به حيات اجتماعي و ساختارها و الزاماتش بود. آنها مي­ خواستند در درون جامعه شهري با معيارهاي صحرايي زندگي کنند.

 

پس از جنگ حنین که انبوهی از غنائم مسلمانان را نصیب شد، پیامبر بر حسب مصلحت به افرادی از قریش که اخیراً به اسلام گرویده بودند، سهمی بیشتر داد. «ذی الخویصره» که بعدها از سران خوارج شد زبان به اعتراض گشود و این که عدالت را رعایت نکرده­ ای؟ پیامبر غضبناک شد و فرمود به جز من عدالت را در نزد چه کسی توانی یافت و آن گونه که نقل شده به آینده وی و اینکه از دین خارج خواهد شد، اشاره کرد.

 

این نمونه­ ای است از آنچه در فکر و ذهن و اعتقادات آنان می­ گذشت. این سخت­گیری بدویانه را در سراسر فرهنگ و جامعه آنان می­ توان یافت. چنانکه گفتیم آنان هیچ نوع نظم و نظامی را نمی­ پذیرفتند و همه مسائل را از دین و نظم سیاسی و حکومتی گرفته تا تعاملات اجتماعی را در پرتو نظام قبیله­ ای بسیط و خشن خود درمی­ یافتند. نظامی که در آن جایی برای مدنیّت و محبّت و سازمان­دهی وجود نداشت.

 

8. چنین افراد و گروه­ ها و قبائلی به سرزمینی جدید و به کلی متفاوت با سرزمین اجدادی مهاجرت کردند. این جریان بحران فکری و شخصيّتي و فرهنگی آنان را تشدید کرد. ضمن آن که آنان هم­انديشان غیر هم­قبیله­ ای خویش را یافته بودند و احساس قدرت بیشتری می­ کردند.

 

در این میان شوک بزرگ جنگ صفین و داستان قرآن به نیزه کردن شامیان اتفاق افتاد و این نقطه عطف مهمّی بود. به ناگهان از لشگر انشعاب کرده و در برابر امام ایستادند. مسئله این است که این جریان به هرحال اتفاق می­ افتاد اگرچه شوک ناشی از جنگ، ظهور آن را تسریع کرد. آنها بعدها در برابر حکّام ديگر هم ايستادند و تا زماني که در درون محيط و فرهنگ جامعه خود تحليل نرفتند،‌ اين مقاومت ادامه يافت.

 

نکته این است که در نهایت فتنه خوارج بخشی، اگرچه بخشی بزرگ، از مشکل بود. مشکل اصلی عدم انسجام، عدم وجود ساختارهای اجتماعی و فرهنگی و سیاسی در جامعه شهری کوفه و نواحی اطراف آن بود. دقیقاً به عکس موقعیتی که در دمشق وجود داشت. مشکلی که نه تنها در زمان امام علی (ع) که در دوران­ های بعدی هم وجود داشت و این خود یکی از مهم ترین دلایلی بود که قیام­ های این شهر را ابتر و بی­ سرانجام می­ گذاشت.

 

9. امام مجبور بود این همه را تحمل کند. او وارث جامعه­ ای بود که بزرگانش هر یک به نوعی خود را گم کرده بودند و داعی ه­ای داشتند. این سخن در مورد صحابه پیامبر و به ویژه مهاجرانش صحیح­تر است. از طرف دیگر مجبور به مقابله با فردی چون معاویه بود که اولاً بر جامعه یک دست و منسجم شام حکومت می­ راند، و ثانیاً با پول و زیرکی خاص خود بسیاری از بزرگان و متنفذان قریش را به سوی خود جلب کرده بود.

 

آن حضرت اگرچه شیعیان و پیروانی پاک­باخته داشت اما بدنه اصلی لشگریانش چنان بود که اجمالاً توصیفش گذشت. نکته دیگر آن­که عموم قریشیان به دلیل جنگ­های سال­های نخستین اسلام با امام خصومت داشتند و به دلائل متعدد او را تحمل نمی­ کردند.

 

واقعیت این است که اگر به جای آن حضرت فرد دیگری هم می­ بود با همین مشکلات مواجه می­ شد و قدرتش در حل و فصل آنها به مراتب کمتر بود. چه کسی می­ توانست در برابر اصحاب جمل و تبلیغات وسیع­شان و یا در برابر نهروانیان و تظاهرات دینی­ شان بایستد و آنها را شکست دهد؟

 

اگرچه بعدها قدرت بر معاویه و خاندان اموی استقرار یافت، امّا آن حضرت با رفتار و کیفیت برخوردش نشان داد که چگونه می­ باید با توطئه­ هایی که لباس حق به تن کرده­ اند، مقابله کرد. امام عملاً روش اسلامی برخورد با دو گروه مسلمانی را که به جنگ با یکدیگر برخاسته­ اند، نشان داد و این برای اولین بار بود که اتفاق می­ افتاد.

 

10. صرف نظر از تمامی آنچه گفته آمد آن حضرت میراث دینی و معنوی و معرفتی عظیمی برجای گذاشت که در خطبه­ ها، نامه­ ها و کلمات قصار متجلی است. ظاهراً تمامی این مجموعه به ایام خلافت آن حضرت راجع می­ شود که علی­ رغم گرفتاری­های فراوان و جانکاه، ایراد و یا نوشته شده است. هیچ یک از خلفا و زمامداران بعدی چنین میراث جاودانه­ ای را به یادگار نگذاشته­ اند و این در حالی بود که در موارد فراوانی به دلیل سطح نازل فکری و فرهنگی مخاطبان و یا غرض­ ورزی و حسادت و جهل آنها، حضرت از کلام باز می­ ایستاد و یا آن را ناتمام می­ گذاشت.

 

مطمئناً اگر شرایط برای استماع و درک سخنان و پیام­های حضرت آماده­ تر بود این میراث به مراتب غنی­ تر و ژرف­ تر می­ گردید. همین عدم آمادگی و عدم تحمل از جمله عواملی بود که پیوسته حضرت را رنج می­ داد و احساس تنهایی و غربت می­ کرد. احساسی که صرفاً به دلیل عدم همراهی لشگر در جلوگیری از تاخت و تازهای لشگریان معاویه نبود، بخشی بدان علت بود که حضرتش گوشی برای استماع نمی­ یافت و نمی­ توانست معارف و اسراری را که از قلب مبارکش تراوش می­ کرد، انتقال دهد.

 

بزرگي و عظمت او موجب غربت و تنهايي­ اش شده بود. اين تنهايي صرفاً محدود به زمان خود آن حضرت نبود، در دوران­ هاي بعدي نيز کمتر درک شد. نقش بي­ بديل امام در تصفيه و راست کردن جامعه اسلامي و ارائه سنتي عملي براي مقابله با انحراف­ هاي مختلف عقيدتي و اجتماعي و سياسي، به ندرت مورد بررسي و ارزيابي قرار گرفته است.

 

در مقايسه بين حضرتش و خلفاي پيشين نيز جانب انصاف رعايت نمي­ شد و اينکه اينان در شرایطي کاملاً متفاوت به خلافت رسيدند و امام با مشکلاتي مواجه بود که اصولاً در گذشته وجود نداشت و عملاً هم نمي­ توانست وجود داشته باشد.

 

چنانکه گفتيم ميراث عظيم و منحصر به فرد معرفتي آن حضرت هم به دلایلي فراوان مورد غفلت و بلکه تغافل و انکار قرار گرفت. عجيب اين است که بعد بلاغي و ادبي اين ميراث به مراتب بيش از بعد معارفي آن مورد توجه و تأکيد بوده است. اين خود شاهد ديگري است از تنهايي بزرگ­مردي که عظمتش موجب غربت و نيز مظلوميتش شد. چه در دوران زندگاني­ اش و چه در دوران­هاي بعد از آن.



تاريخ : شنبه 4 مرداد1393 | 1:42 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |



تاريخ : پنجشنبه 2 مرداد1393 | 5:26 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |



تاريخ : پنجشنبه 2 مرداد1393 | 5:25 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
مستند فیلم برداری شده از زندگی حجه الاسلام یحیی جهانگیری سهروردی، و سفر های تبلیغی ایشان از شبکه چهار سیما در برنامه رهیافت پخش می شود.

«رهیافت» عنوان ویژه برنامه ای است از گروه معارف و اندیشه دینی این شبکه در طول ماه مبارک رمضان روی آنتن شبکه فرهیختگان می رود. برنامه «رهیافت» سعی دارد محوریت زندگی حضرت رسول(ص) را در ابعاد مختلفی همچون: زندگی و شخصیت ایشان به صورت علمی واکاوی نماید.این برنامه همچنین موضوعات"پیامبر و ایمان، پیامبر وکعبه، آفرینش از نظر پیامبر، پیامبر و مرگ، پیامبر و تعامل با دشمنان، اخلاق، صبر، امید وآگاهی پیامبر و...را نیز بررسی می کند. گفتنی است حضور دانشجویان نخبه و برگزیده دانشگاهها در برنامه رهیافت، و پرسش و پاسخ آنان در خصوص شبهات دین اسلام و بویژه حضرت رسول(ص)، از ویژگی های شاخص این برنامه معارفی است.



تاريخ : پنجشنبه 2 مرداد1393 | 5:22 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |



تاريخ : پنجشنبه 2 مرداد1393 | 5:17 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |

سیمای هویت دینی در جامعه ؛ از نماد ها تا باور ها

گروه جامعه- محبوبه علی پور: چند روز است خانه «آقاجون» مراسم عزاداری محرم است. هر روز «محسن» پنج ساله با پدرش به این مراسم می رود. یک روز، مادر قبل از رفتن، لیوان شیری را به محسن می دهد. محسن نگاهی می کند و می گوید: من امروز شیر نمی خورم. عاشوراست... حضرت علی اصغر(ع) عاشورا شیر نخورد. دیشب خونه آقا جون، حاج آقای روحانی می گفت علی اصغر(ع) خیلی تشنگی کشیده و آخرش هم روی دست امام حسین(ع) در حالی که از تشنگی لبهاش ترک خورده بود شهید شد.
محرم، عاشورا، روضه خوانی این ها سرفصلهای مهمی هستند که می توانند، در غنای هویت ما مؤثر باشند.حجة الاسلام یحیی جهانگیری سهروردی با تاکید بر همین مقوله می گوید: به طور کلی هویت، همان شناسه و معرفه یک شخص است که به دو صورت هویت فردی واجتماعی مشاهده می شود. از این رو معتقدم هیچ انسانی بی هویت تلقی نمی شود. هرچند برخی نظریه پردازان معاصر معتقدند که جهان از بحران بی هویتی رنج می برد.
اما همین بی هویتی نیز در خود هویتی دارد. چنانکه در فضای مجازی نیز افراد برای خود دارای هویت و به قول دیگر «آی. دی» هستند. وی می افزاید: هر فرد دارای چندین وجه هویتی است اما از عرصه های برجسته هویتی بشر که شناسه و معرف اوست، هویت دینی می باشد. این هویت در دو عرصه هویت دینی فردی و هویت دینی جامعه قابل تامل است. چنانکه گاه افرادی دارای شاخصه های دینی شمرده می شوند و گاه نیز جامعه ای به لحاظ دینی بررسی می شود.
چنانکه جامعه آمیشهای آمریکایی به عنوان جامعه دینی که مخالف مدرنیزم است شناخته می شوند.


* دین یک پدیده فطری است
حجة الاسلام علی اکبر مظاهری نیز با اشاره بر نقش هویت دینی معتقد است: دین یک پدیده فطری است که از بدو تولد همراه با انسان است و در واقع از سوی خدا در وجود انسان نهادینه شده است. در واقع همه انسان ها به طور فطری خداجو و دین گرا هستند.
البته گاه دین خواهی و پایبندی به این مفاهیم به طور عینی مشهود است و گاه از سرغفلت، پنهان مانده و زیر خار و خاشاکهایی مستتر شده است، اما در اصل وجود بشر وجود دارد و گاه که فرصت ظهور و بروز می یابد، جلوه می کند.


* آثار هویت دینی 
دین وهویت دینی جزء جدایی ناپذیر زندگی بشری است. چنانکه بنیامین راش -روانپزشک آمریکایی- بر این باور است که؛ «دین، آن قدر برای پرورش و سلامت روح آدمی اهمیت دارد که هوا برای تنفس» اما پرسش اینجاست که ثمرات هویت دینی برای جامعه چیست؟ 
حجة الاسلام جهانگیری سهروردی با تاکید بر اینکه، هویت دینی می تواند تاثیری بر حیات فردی و اجتماعی ما داشته باشد، می گوید: با سفر به جوامع غربی می توان دریافت که این جوامع به نیهیلیسم و پوچ گرایی کشیده شده است. جنانکه مرحوم علامه جعفری در یکی از سخنرانی هایشان می گفتند: «با دانشمندی برخورد کردم که می گفت: حالا که بشر به هیچ رسیده است دوست دارم دنیا پر از زرادخانه های اتمی شده و نابود شود.» زیرا بنا بر باور وی بشر به اینجا رسیده است. در حالیکه در یک جامعه با بن مایه هویت دینی، فرد، قادر به پاسخگویی و یافتن پرسشهای بنیادین خود نظیر اینکه «از کجا آمده ام؟ به کجا می روم، آیا این دنیا پایان راه است یا من در جهان دیگر سقوط و اوجی خواهم داشت؟» خواهد بود و از پوچ گرایی رها می شود. زیرا همه این مسیر را دین برای ما ترسیم کرده و پاسخ گفته است. اما در جوامع ماتریالیستی چنین نیست. زیرا هیچگاه به این پرسش ها نمی رسند و اگر هم برسند دچار بن بست و سرگردانی می شوند. ازهمین رو؛ با نگاهی به حماسه امام حسین(ع) می توان دید که یارانشان در سایه هویت دینی به درک راستینی از پرسشهای زیربنایی رسیده اند چنانکه در مقابل آن همه دشواری، بازهم با نشاط و پویا هستند. اما در مقابل، دشمنان سرگردان و مشوش بودند. در واقع هویت دینی به افراد و جامعه پویایی و نشاط می بخشد چنانکه شاهدیم آموزه والای مهدویت نیز چنین خاصیتی داشته است. به طوری که در سالهای دفاع مقدس، شاهد تاثیر نام مبارک امام زمان(عج) در نشاط و پویایی رزمندگان بودیم.

 

* در جامعه دینی، همه مسؤولند
این استاد حوزه و دانشگاه در ادامه با اشاره به تاثیر دیگر هویت دینی می گوید: دیگر ارزش هویت دینی این است که جامعه را اخلاق گرا و تکلیف محور بار می آورد. اما در غرب همیشه از حق بشر می گویند و از تکلیفش حرفی نمی زنند. البته در حالی این نظام، از حق بشر دم می زند که در زیر لفافه آن دشوار ترین تکالیف را به بشر تحمیل می کند. اما اسلام معتقد است هر که حق بیشتری دارد در مقابل تکلیف بیشتری دارد. اینگونه، افراد در برابر یکدیگر و جامعه خود مسؤول هستند. از این رو گفته می شود؛ اگر تو شب را با غفلت از همسایه مسلمانت سپری کنی، مسلمان نیستی. به تعبیر دیگر این بشر را «تکلیف محور» رشد می دهد و تاکید می کند؛ تو همیشه مسؤولی؛ «کلکم راع و کلکم مسؤول». 
درواقع این بشرِ مسؤول، همواره دغدغه دیگران را دارد. حال آنکه یکی از شاخصه های عرفانهای کاذب که غرب امروز، وارد محیطهای دینی کرده این است که این عرفان ها مخدرند و هویت تکلیف گرای دینی بشر را به چالش می کشند. چنانکه توصیه می کنند برای رسیدن به خدا باید از هرگونه دغدغه فکری نسبت به دیگران خودتان را رها کنید. وقتی بشر به این وادی پا گذاشت دیگر دغدغه ای نخواهد داشت و تکلیف گرا نخواهد بود. این در حالی است که در خود غرب بر تکلیف گرایی تاکید دارند. چنانکه در پژوهشی از کارفرما ها پرسیده بودند در استخدام نیروهای خود، افراد دیندار اولویت دارند یا غیر دیندار ها که آنها بر نیروی کار دیندار تاکید داشتند. زیرا این فرد تعهد دارد. 
جهانگیری سهروردی همچنین می گوید: هویت دینی به زندگی معنا می دهد. اینگونه، جامعه دینی اگر دچار بلا و مشکلی شود، می شود آن را از سوی خدا دانسته و خود را مشوش وبی پناه نمی بیند. چنانکه در فرازهای آخرین زیارت عاشورا می خوانیم؛ خدایا به آن مصیبتهایی که بر امام حسین(ع) و یاران وی رفته خدا را شکر می کنم. زیرا بنابر نگرش دینی، افراد با بصیرت و آگاهی ورای حادثه را می بینند.

 

* بیم و امید با هم 
با توجه به آنچه گفته شد، این پرسش مطرح می شود که؛ وضعیت جامعه امروز ما به لحاظ «هویت دینی» چگونه است؟ 
حجة الاسلام مظاهری، پژوهشگر در مسایل دینی و خانواده می گوید: جامعه ما هنوز هم با هویت راستین دینی فاصله دارد. از این رو همه به ویژه متولیان فرهنگی باید در این زمینه فعالیت جدی کنند. ما امروز می توانیم شعار دهیم و بگوییم جوانان ما با نسلهای قبل متفاوتند. متدین تر هستند. اما گاه شواهد به گونه دیگری است. اگر ما خشنود از حضور جوانان در مراسم مذهبی نظیر اعتکاف هستیم باید بررسی شود که این جوانان چند درصد جمعیت جوان ماهستند؟ 
بنابراین در کنار بشارت به جامعه و جوانان در زمینه دینی، باید نسبت به کاستی ها نیز هشدار داد و آن ها را جدی گرفت. چنانکه حضرت علی(ع) می فرماید: کسی که تو رابیم می دهد همانند کسی است که به تو بشارت می دهد. یعنی با توصیه به هشدار ها می توان باعث رسیدن به موفقیت و سلامت شد که حاصل آن بشارت است. پس باید به هشدار ها نیز توجه کرد. 
وی با اشاره به اینکه مهم ترین کاستی همه ما در بروز «هویت دینی» در جامعه این است که خیلی از اعمال و حرکتهای ما خدایی نیست می گوید: ما سرگردانیم چون خدا در زندگی و باور ما گم شده است. از این رو باید در دو زمینه فعالیت کنیم، نخست مسؤولان و متولیان با تدبیر، برنامه ریزی کنند و سپس فعالیتهای مناسبی برای مردم داشته باشیم نه آنکه در مجالس ونشست ها با بی تدبیری و ناآگاهی جوانان را از دین دور کنیم.

 

* خانه هایی به رنگ خدا
اما خانواده، چگونه می تواند باعث آموزش و تقویت «هویت دینی» شود؟ 
حجة الاسلامجهانگیری سهروردی در پاسخ می گوید: هویت دینی را می توان در جلوه های مختلف همانند علم ها و بیرق ها و مراسم دید بنابراین اگر می خواهیم فرزندانمان بااین مفاهیم رشد کنند باید به درستی فرزندان را با این نماد ها و شعائر آشنا کنیم چرا که دنیای کودکی دنیای تجسم و تصویرسازی است. باید تصاویری از این شعائر در ذهن بچه ها بسازیم. بیشتر ما هم مفاهیم عاشورایی را در کودکی از کتاب ها ومنبر ها یاد نگرفتیم بلکه از مراسم های تعزیه خوانی آموختیم. 
بنابراین در اولین گام باید فرزندان را با این قالبهای نمادین آشنا کرد. اما باید توجه داشت، در ادامه، مسیر تربیت دینی، از این نماد ها می گذرد و باید ورای آن و فلسفه واقعی آن و مفاهیم والای آن را به فرزندان معرفی کنیم. زیرا اگر او این نماد ها را ببیند ولی فلسفه ذاتی آن ها را نشناسد در عمل؛ همین نماد ها، مفاهیم خشک و توخالی شده و باعث دین گریزی می شود. همچنین علاوه بر خانواده ها، دولت نیز باید فلسفه این مفاهیم را در جامعه تبیین کند زیرا اگر ما این مفاهیم را در جامعه و بین تمام اقشار حتی نخبگان و دانشگاهیان تبیین نکنیم دچار آسیب می شویم در حالیکه نگاههای روشنفکرانه و غربزده، این نماد ها را تخریب کرده وجایگاهی برای آن درجامعه قایل نیستند.


* بی توجهی به فرصت گرانقدر محرم
این استاد حوزه و دانشگاه در ادامه به علل بی توجهی به فرصت گرانقدر محرم در تقویت هویت دینی اشاره کرده و می افزاید: دو مساله در عدم استفاده از این فرصت ها موثر بوده است. نخست اینکه نمادهایی که می توانسته هویت دینی ما را تشکیل دهد بخشی از آن ها با خرافات عجین شده است به طوری که شاهدیم در مقوله آموزه والای مهدویت نیز مدعیان کاذبی دست به تخریب اعتقادات می زنند. ازاین رو، استاد مطهری دغدغه این مساله را داشته و کتاب حماسه حسینی را تالیف کردند. 
نکته دیگر اینکه، برخی تحریف شناسی های عاشورا به دلیل اینکه روشمند و منطقی وعلمی نیست خود باعث تحریف شده است.
حجة الاسلام مظاهری تاکید می کند: بنا بر اظهار نظرهای جهانی حتی در میان سایر ادیان، تعلق خاطر به امام حسین(ع) نیروی کارآمدی است که می تواند کارگشای همه جانبه باشد. از این رو، چنین ایامی فرصت مناسبی است که بتوان از این نیرو بهره مند شده و جوانان و جامعه را بیشتر به سوی دین فراخواند. زیرا دراین ماه ها می توان جلوه های گوناگونی از جوشیدن عواطف را در جوانان دید باید این مسیر را هدایت کرد. ابتدا قلب ها را باید شست و سپس مفاهیم راستین دین را در آن نهادینه ساخت.


نگاه بخشی به دین 
به رغم اینکه بسیاری از افراد، معتقد به دینداری هستند اما گاه رنگ و بوی ایمان راستین در این افراد، چندان جلوه گر نیست؛ چرا؟ 
حجة الاسلام جهانگیری سهروردی معتقد است: مشکل اینجاست که گاهی اوقات به دین بخشی و مقطع نگاه می کنیم. عزاداری امام حسین(ع) رابرگزار می کنیم اما نماز نمی خوانیم یا نماز می خوانیم اما حق الناس را رعایت نمی کنیم.همین رفتار ها سبب شده که تضادهایی را ببینیم. در حالی که، بخشی از دینداری ما از راه «دین» گسترش پیدا نمی کند بلکه از طریق «تدین» است. 
یعنی بخشی از دین را از رفتارهای مومنان فرا می گیریم. به هر روی بسیاری از ما، دین را به عنوان مجموعه ای نمی بینیم که برای تمام موضوعات زندگی فردی واجتماعی ما حرفی برای گفتن دارد. دیگر اینکه، ما در عرصه فقهی با تاکید بیشتری، دینداری می کنیم اما در عرصه سجایای اخلاقی کم توجه هستیم.چنانکه برخی افراد به جزیی ترین مسایل شرعی و فقهی توجه دارند اما وقتی به مسایل اخلاقی نظیر دروغ و غیبت می رسند به سادگی نادیده گرفته و عبور می کنند. در حالی که زمانی که بدن امام حسین(ع) را دفن می کردند متوجه نشانه هایی بر دوش و کتف ایشان شدند. 
امام سجاد (ع) فرمودند: این اثر کمکهای مستمر حضرت به فقراست. در حالی که در جامعه ما در ایام سوگواری سالار شهیدان نذورات و احسان بسیاری می بینیم که شایسته است. اما اگر این موارد را می توانستیم مدیریت کنیم و بخشی از آن ها را به نیازمندان واقعی می دادیم، و این رویه را در همه سال ادامه می دادیم، این می توانست جامعه ما را به هویت دینی نزدیکتر کند.

انتهاي خبر/ قدس آنلاين / کد خبر: 22857
 
 http://qudsonline.ir/NSite/FullStory/News/?Id=22857&Titr=%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%20%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4


تاريخ : شنبه 21 تیر1393 | 5:16 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
کد خبر : ‌27102تاریخ انتشار : ‌يكشنبه 1 تير 1393 - 00:23:22
دریافت فایل PDF این خبر |  نسخه مناسب برای چاپ | ارسال به یک دوست
 

تعداد بازدید : 780

یک پژوهشگر حوزوی با اشاره به علت های بروز پدیده ازدواج سفید در کشورمان گفت: ریشه های این مسئله را باید در گرایش ها به تک زیستی ها و خانه های مجردی جستجو کرد.

 

 


ازدواج سفید واژه ایست که اخیرا در محافل مختلف از آن تحت عنوان یک تهدید برای جامعه و مخضوضا جوانان نام برده می شود و کارشناسان مختلفی به عدم همخوانی این مسئله با فرهنگ و اعتقادات ملی و دینی مان اشاره کرده اند. پدیده ای که هرچند هنوز در بخش های بزرگی از کشورمان جایی ندارد ولی باید با نگاه به آینده مراقب گسترش احتمالی آن باشیم.

حجت الاسلام سهروردی از پژوهشگران و محققین حوزوی، مبلغ بین المللی و نگارنده کتب و مقالات متعدد در موضوعات مختلف دینی و اجتماعی در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری شبستان به مطالعه ریشه ای این معضل پرداخت و گفت: ازدواج سفید یا همان "with marriage" از جمله فرهنگ ها وارداتی است که ابتدا در غرب بوده و اخیرا وارد کشورمان شده ست.

وی با اشاره به ورود بی رویه فرهنگ و یا عادات غربی به کشور ادامه داد: متاسفانه فرهنگ غربی و حتی فرهنگ های بسیار پنهان این کشورها هم وارد کشور ما شده، فرهنگ هایی که حتی در غرب از حیث فرهنگی پدیده زیاد مطلوبی نبوده، امروز وارد جامعه ما شده است.

این محقق و پژوهشگر حوزوی گفت: پدیده ازدواج سفید که امروز آرام آرام سفیدی اش در جامعه ما چشم ها را می زند، حتی در آمریکا تا سال 1970 خلاف عرف و غیرقانونی بود که بعدها شکل رسمی تری به خود گرفت.

متاسفانه حتی فرهنگ های غیر استاندارد مغرب زمین را هم پذیرا شده ایم؛این یک هشدار جدی است

وی با ابراز نگرانی نسبت به تبعیت گسترده ای که امروز در کشور از فرهنگ غربی و حتی ابعاد پنهان آن می شود، افزود: ما نه تنها در مواردی که استانداردهایی دارد بلکه حتی در مسائلی که فاقد هرگونه استانداردی است از سبک زندگی غربی ها تبعیت می کنیم که این موضوع ازدواج سفید هم یکی از همین موارد می باشد.

حجت الاسلام سهروردی تصریح کرد: امروز متاسفانه وضعیت به شکلی شده که جامعه ما حتی ناپسندهای جامعه غرب را هم می پسندد و آن را وارد زندگی روزمره می کند و این یک هشدار جدی است و در نگاه آینده پژوهانه مشکل ساز که در باید این مسئله مخصوصا مورد توجه هنرمندان باشد و با تولیدات خود ابعاد منفی این مسائل را به جامعه با زبان تاثیرگذار هنر نشان دهند.

وی ادامه داد: نکته دیگر در این خصوص که مخصوصا حوزویان باید به آن توجه کنند این است که رابطه سنت با مدرنیته را مشخص کنند.

مولف کتاب "مصلحت در فقه؛ مبانی، رهیافت ها، کارکردها" گفت: وقتی که انسان مرد و زن بودنش از کانتکست مدرنیته تحصیل می شود، مرد یا زن بودن معنایی دیگر پیدا کره و نتیجتا این دو تفسیر جداگانه ای پیدا می کنند که روابط این دو را هم تحت تاثیر قرار می دهد.

وی افزود: فعلا ما فقط بحث انسان چیست و زن و مرد چیست را دیده ایم ولی به رابطه آنها توجهی نکرده ایم و این در حالی است که در تفسیر مدرن ازدواج سنتی زن و مرد اصلا معنایی دیگر پیدا کرده و به شوریدن علیه ازدواج سنتی انجامیده و تبدیل به مسائلی می شود که امروز در جوامع غربی می بینیم.

وی با اشاره به رشد مسائلی همچون ازدواج سفید در نتیجع این روند در جوامع مختلف تصریح کرد: این مسئله اگر هم در غرب رشد پیدا کرد با توجه به فرهنگ آنها شاید موردی نداشته باشد ولی در کشور ما اگر این اتفاق بیفتد، قابل تحلیل است.

حجت الاسلام سهروردی در ادامه به تحلیل موضوعی ازدواج سفید پرداخت و خاطرشان کرد: در این ارتباط یک زن و مرد بدون اینکه عقدی بخوانند، یک زندگی مشترک را شروع می کنند.

وی با اشاره به وجود این مسئله در دیگر فرهنگ ها گفت: در این فرهنگ ها به دلیل عدم مغایرت با مسائل فرهنگی و اعتقادی آنها این اتفاق ممکن است، بیفتد ولی با اجازه و نظارت خانواده هاست ولی در جامعه ما به دلیل مغایرت ها در فرهنگ و آیینمان ابن اتفاق بدون اجازه والدین می افتد.

آینده ای که در آن دیگر سفیدی ازدواج ها چشم را نمی زند!

مولف کتاب "بگذار زندگی کنم" با اشاره به مسائل پیرامون این اتفاق ادامه داد: در نتیجه روندی که ذکر شد این مسئله امروز بدون اجازه والدین اتفاق می افتد ولی اگر به صورت تاثیرگذار جلوی رواج آن گرفته نشود در آینده می بینیم که ازدواج های سفید بدون هیچ مشکل و یا ابراز تعجبی با اجازه والدین صورت می گیرد.

وی با بیان اینکه در موضوع ازدواج سفید دو مسئله مطرح می باشد، اضافه کرد: اول اینکه موضوع ازدواج های سفید در ایران فعلا مخفیانه است و آمار دقیقی از آن نداریم و دومین مسئله تلاش دو طرف برای اینکه رابطه جنسی در این نوع ازدواج وجود نداشته باشند چرا که این مسئله مخفیانه و بدون اجازه پدر و مادر ها اتفاق می افتد.

ریشه گرایش جوانان به ازدواج سفید را باید در تمایلات آنها به تک زیستی جستجو کرد

حجت الاسلام سهروردی در ادامه به بررسی علت های گرایش جوانان به ازدواج سفید پرداخت و افزود: اگر ما بتوانیم، دلیل گرایش جوانان به خانه های مجردی یا همان تک زیستی ها را بفهمیم، می دانیم که چرا حالا به ازدواج سفید گرایش یافته اند.

وی گفت: مورد دوم هم در این خصوص پرهزینه بودن ازدواج است، در این زمانه که ازدواج هزینه های فراوان اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را بر زوجین تحمیل می کند و مردم احساس می کنند، قادر به تربیت یک فرزند خوب نیستند، جوان به زیر بار عقدنامه ای که کلی مسئولیت برایش به همراه دارد، نمی رود.

وی تصریح کرد: البته کارشناسان ما، قوه قضائیه، حقوقدانان و مجلس باید به این مسئله بپردازند تا کلفت و سنگینی که جوان با ازدواج به روی دوش خود احساس می کند را کاملا رفع کرده یا حداقل مقدار زیادی از این بار کم کنند.

جوانی که ازدواج را بیشتر وبال می داند تا بال

این پژوهشگر حوزوی افزود: ما باید به مردممان بفهمانیم که ازدواج وبال و سنگینی نیست بلکه ازدواج بالی است برای اوج گرفتن ولی متاسفانه جوان ما ازدواج را وبال می داند نه بالی برای پرکشیدن.

وی در ادامه به اشاره به این واقعیت که امروز جوانان علاقه ای به قبول مسئولیت یک زندگی ندارند، خاطرنشان کرد: البته با توجه به گسترش پدیده طلاق ما با مسائل دیگری هم مواجهیم که جوان را گریزان می کند از ازدواج و احتمال شکست در آن.

ازدواج سنگین و طلاقی سنگین تر فضا را برای ازدواج سفید فراهم می کند

حجت الاسلام سهروردی ادامه داد: طلاق درکشور ما پروسه ای سنگین دارد و همین ازدواج سنگین و طلاق سنگین باعث گرایش بیشتر به سمت مسائلی همچون ازدواج سفید می شود که در آن ازدواج و طلاق راحت تری اتفاق می افتد.

وی گفت: جامعه ، رسانه، مسئولین فرهنگی و مخصوصا مسئولین حقوقی ما باید به این پدیده توجه کنند که امروزه در پدیده ازدواج روند به هم رسیدن و یا جدا شدن از هم برای دختران و پسران پرهزینه شده و باید راهکاری برای سهولت این روند پیدا کنند وگرنه در آینده شاهد رشد عجیب و غریب ازدواج های سفید خواهیم بود.

این استاد حوزه و دانشگاه افزود: بحث دیگر جوانی است که برای رسیدن به فرد مورد علاقه خود و به علت مخالفت خانواده ها مجبور به گذراندن پروسه ای در داگاه هاست تا ثابت کند "من رشیدم" که خوب در ازدواج سفید خیلی راحت تر زندگی شروع می شود و از پروسه ابراز رشید بودن هم خبری نیست.

وی تصریح کرد: مجموعه این سنگ اندازی های والدین و سخت گرفتن ها در امر ازدواج و سختی های قانونی و هزینه های سرسام آور دست به دست هم می دهد تا زمینه را برای گسترش ازدواج سفید فراهم کند.

سفیدی که بیم آن می رود، چشم ها را خیره کند

وی با ابراز نگرانی نسبت به این مسئله گفت: بنده نگرانم در آینده با وجود نگاه ناهنجارانه جامعه ما با موضوع ازدواج سفید چون این مسئله قیافه شکیلی دارد، بتواند سفیدی خود را در جامعه نشان دهد!

با کار صرفا پلیسی و امنیتی به جایی نمی رسیم

حجت الاسلام سهروردی تصریح کرد: باید از همین حالا با زیرساخت های حقوقی، فرهنگی و رسانه ای جلوی این گسترش را بگیریم و نه اینکه تنها کار پلیسی و امنیتی بکنیم.

وی افزود: ما باید بحث های تقوینی ازدواج و طلاق را در کشور جدی بگیریم و گرنه این آسیب ها در آینده به طور جدی دامن جامعه را می گیرد.

این استاد دانشگاه ادامه داد: اتفاقاتی که در ادامه این روند در کشور خواهد افتاد بسیار فجیع است که تنها نمونه های جزئی آن مسائلی مثل سقط جنین یا جدایی غیرعاطفی دختران و پسران از هم می باشد، مسئولین باید زودتر برای این موضوع راهاکاری جدی بیندیشند تا آسیب های اجتماعی کمتری از این ناحیه به کشور وارد شود.
http://fordunews.com/newsF-27102.html


تاريخ : شنبه 21 تیر1393 | 5:7 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
کد خبر: ٢٥٤٧٦ تاریخ انتشار: ٣١ خرداد ١٣٩٣ - ١٣:٣٢  
صفحه نخست » سیاسی » تازه های خبری    
 
خانه مجردی و گرایش جوانان به ازدواج سفید

یک پژوهشگر حوزوی با اشاره به علت های بروز پدیده ازدواج سفید در کشورمان گفت: ریشه های این مسئله را باید در گرایش ها به تک زیستی ها و خانه های مجردی جستجو کرد.

 

به نقل از خبرگزاری شبستان_ قم، ازدواج سفید واژه ایست که اخیرا در محافل مختلف از آن تحت عنوان یک تهدید برای جامعه و مخضوضا جوانان نام برده می شود و کارشناسان مختلفی به عدم همخوانی این مسئله با فرهنگ و اعتقادات ملی و دینی مان اشاره کرده اند. پدیده ای که هرچند هنوز در بخش های بزرگی از کشورمان جایی ندارد ولی باید با نگاه به آینده مراقب گسترش احتمالی آن باشیم.

حجت الاسلام سهروردی از پژوهشگران و محققین حوزوی، مبلغ بین المللی و نگارنده کتب و مقالات متعدد در موضوعات مختلف دینی و اجتماعی در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری شبستان به مطالعه ریشه ای این معضل پرداخت و گفت: ازدواج سفید یا همان "with marriage" از جمله فرهنگ ها وارداتی است که ابتدا در غرب بوده و اخیرا وارد کشورمان شده ست.


وی با اشاره به ورود بی رویه فرهنگ و یا عادات غربی به کشور ادامه داد: متاسفانه فرهنگ غربی و حتی فرهنگ های بسیار پنهان این کشورها هم وارد کشور ما شده، فرهنگ هایی که حتی در غرب از حیث فرهنگی پدیده زیاد مطلوبی نبوده، امروز وارد جامعه ما شده است.


این محقق و پژوهشگر حوزوی گفت: پدیده ازدواج سفید که امروز آرام آرام سفیدی اش در جامعه ما چشم ها را می زند، حتی در آمریکا تا سال 1970 خلاف عرف و غیرقانونی بود که بعدها شکل رسمی تری به خود گرفت.


متاسفانه حتی فرهنگ های غیر استاندارد مغرب زمین را هم پذیرا شده ایم؛این یک هشدار جدی است
وی با ابراز نگرانی نسبت به تبعیت گسترده ای که امروز در کشور از فرهنگ غربی و حتی ابعاد پنهان آن می شود، افزود: ما نه تنها در مواردی که استانداردهایی دارد بلکه حتی در مسائلی که فاقد هرگونه استانداردی است از سبک زندگی غربی ها تبعیت می کنیم که این موضوع ازدواج سفید هم یکی از همین موارد می باشد.


حجت الاسلام سهروردی تصریح کرد: امروز متاسفانه وضعیت به شکلی شده که جامعه ما حتی ناپسندهای جامعه غرب را هم می پسندد و آن را وارد زندگی روزمره می کند و این یک هشدار جدی است و در نگاه آینده پژوهانه مشکل ساز که در باید این مسئله مخصوصا مورد توجه هنرمندان باشد و با تولیدات خود ابعاد منفی این مسائل را به جامعه با زبان تاثیرگذار هنر نشان دهند.


وی ادامه داد: نکته دیگر در این خصوص که مخصوصا حوزویان باید به آن توجه کنند این است که رابطه سنت با مدرنیته را مشخص کنند.


مولف کتاب "مصلحت در فقه؛ مبانی، رهیافت ها، کارکردها" گفت: وقتی که انسان مرد و زن بودنش از کانتکست مدرنیته تحصیل می شود، مرد یا زن بودن معنایی دیگر پیدا کره و نتیجتا این دو تفسیر جداگانه ای پیدا می کنند که روابط این دو را هم تحت تاثیر قرار می دهد.


وی افزود: فعلا ما فقط بحث انسان چیست و زن و مرد چیست را دیده ایم ولی به رابطه آنها توجهی نکرده ایم و این در حالی است که در تفسیر مدرن ازدواج سنتی زن و مرد اصلا معنایی دیگر پیدا کرده و به شوریدن علیه ازدواج سنتی انجامیده و تبدیل به مسائلی می شود که امروز در جوامع غربی می بینیم.


وی با اشاره به رشد مسائلی همچون ازدواج سفید در نتیجع این روند در جوامع مختلف تصریح کرد: این مسئله اگر هم در غرب رشد پیدا کرد با توجه به فرهنگ آنها شاید موردی نداشته باشد ولی در کشور ما اگر این اتفاق بیفتد، قابل تحلیل است.

حجت الاسلام سهروردی در ادامه به تحلیل موضوعی ازدواج سفید پرداخت و خاطرشان کرد: در این ارتباط یک زن و مرد بدون اینکه عقدی بخوانند، یک زندگی مشترک را شروع می کنند.


وی با اشاره به وجود این مسئله در دیگر فرهنگ ها گفت: در این فرهنگ ها به دلیل عدم مغایرت با مسائل فرهنگی و اعتقادی آنها این اتفاق ممکن است، بیفتد ولی با اجازه و نظارت خانواده هاست ولی در جامعه ما به دلیل مغایرت ها در فرهنگ و آیینمان ابن اتفاق بدون اجازه والدین می افتد.


آینده ای که در آن دیگر سفیدی ازدواج ها چشم را نمی زند!
مولف کتاب "بگذار زندگی کنم" با اشاره به مسائل پیرامون این اتفاق ادامه داد: در نتیجه روندی که ذکر شد این مسئله امروز بدون اجازه والدین اتفاق می افتد ولی اگر به صورت تاثیرگذار جلوی رواج آن گرفته نشود در آینده می بینیم که ازدواج های سفید بدون هیچ مشکل و یا ابراز تعجبی با اجازه والدین صورت می گیرد.


وی با بیان اینکه در موضوع ازدواج سفید دو مسئله مطرح می باشد، اضافه کرد: اول اینکه موضوع ازدواج های سفید در ایران فعلا مخفیانه است و آمار دقیقی از آن نداریم و دومین مسئله تلاش دو طرف برای اینکه رابطه جنسی در این نوع ازدواج وجود نداشته باشند چرا که این مسئله مخفیانه و بدون اجازه پدر و مادر ها اتفاق می افتد.
 

ریشه گرایش جوانان به ازدواج سفید را باید در تمایلات آنها به تک زیستی جستجو کرد
حجت الاسلام سهروردی در ادامه به بررسی علت های گرایش جوانان به ازدواج سفید پرداخت و افزود: اگر ما بتوانیم، دلیل گرایش جوانان به خانه های مجردی یا همان تک زیستی ها را بفهمیم، می دانیم که چرا حالا به ازدواج سفید گرایش یافته اند.


وی گفت: مورد دوم هم در این خصوص پرهزینه بودن ازدواج است، در این زمانه که ازدواج هزینه های فراوان اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را بر زوجین تحمیل می کند و مردم احساس می کنند، قادر به تربیت یک فرزند خوب نیستند، جوان به زیر بار عقدنامه ای که کلی مسئولیت برایش به همراه دارد، نمی رود.


وی تصریح کرد: البته کارشناسان ما، قوه قضائیه، حقوقدانان و مجلس باید به این مسئله بپردازند تا کلفت و سنگینی که جوان با ازدواج به روی دوش خود احساس می کند را کاملا رفع کرده یا حداقل مقدار زیادی از این بار کم کنند.


جوانی که ازدواج را بیشتر وبال می داند تا بال
این پژوهشگر حوزوی افزود: ما باید به مردممان بفهمانیم که ازدواج وبال و سنگینی نیست بلکه ازدواج بالی است برای اوج گرفتن ولی متاسفانه جوان ما ازدواج را وبال می داند نه بالی برای پرکشیدن.


وی در ادامه به اشاره به این واقعیت که امروز جوانان علاقه ای به قبول مسئولیت یک زندگی ندارند، خاطرنشان کرد: البته با توجه به گسترش پدیده طلاق ما با مسائل دیگری هم مواجهیم که جوان را گریزان می کند از ازدواج و احتمال شکست در آن.


ازدواج سنگین و طلاقی سنگین تر فضا را برای ازدواج سفید فراهم می کند
حجت الاسلام سهروردی ادامه داد: طلاق درکشور ما پروسه ای سنگین دارد و همین ازدواج سنگین و طلاق سنگین باعث گرایش بیشتر به سمت مسائلی همچون ازدواج سفید می شود که در آن ازدواج و طلاق راحت تری اتفاق می افتد.


وی گفت: جامعه ، رسانه، مسئولین فرهنگی و مخصوصا مسئولین حقوقی ما باید به این پدیده توجه کنند که امروزه در پدیده ازدواج روند به هم رسیدن و یا جدا شدن از هم برای دختران و پسران پرهزینه شده و باید راهکاری برای سهولت این روند پیدا کنند وگرنه در آینده شاهد رشد عجیب و غریب ازدواج های سفید خواهیم بود.


این استاد حوزه و دانشگاه افزود: بحث دیگر جوانی است که برای رسیدن به فرد مورد علاقه خود و به علت مخالفت خانواده ها مجبور به گذراندن پروسه ای در داگاه هاست تا ثابت کند "من رشیدم" که خوب در ازدواج سفید خیلی راحت تر زندگی شروع می شود و از پروسه ابراز رشید بودن هم خبری نیست.


وی تصریح کرد: مجموعه این سنگ اندازی های والدین و سخت گرفتن ها در امر ازدواج و سختی های قانونی و هزینه های سرسام آور دست به دست هم می دهد تا زمینه را برای گسترش ازدواج سفید فراهم کند.


سفیدی که بیم آن می رود، چشم ها را خیره کند
وی با ابراز نگرانی نسبت به این مسئله گفت: بنده نگرانم در آینده با وجود نگاه ناهنجارانه جامعه ما با موضوع ازدواج سفید چون این مسئله قیافه شکیلی دارد، بتواند سفیدی خود را در جامعه نشان دهد!


با کار صرفا پلیسی و امنیتی به جایی نمی رسیم
حجت الاسلام سهروردی تصریح کرد: باید از همین حالا با زیرساخت های حقوقی، فرهنگی و رسانه ای جلوی این گسترش را بگیریم و نه اینکه تنها کار پلیسی و امنیتی بکنیم.


وی افزود: ما باید بحث های تقوینی ازدواج و طلاق را در کشور جدی بگیریم و گرنه این آسیب ها در آینده به طور جدی دامن جامعه را می گیرد.


این استاد دانشگاه ادامه داد: اتفاقاتی که در ادامه این روند در کشور خواهد افتاد بسیار فجیع است که تنها نمونه های جزئی آن مسائلی مثل سقط جنین یا جدایی غیرعاطفی دختران و پسران از هم می باشد، مسئولین باید زودتر برای این موضوع راهاکاری جدی بیندیشند تا آسیب های اجتماعی کمتری از این ناحیه به کشور وارد شود.
 

http://www.enghelab-news.ir/shownews.php?idnews=25476



تاريخ : شنبه 21 تیر1393 | 5:6 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
مستند فیلم برداری شده از زندگی حجه الاسلام یحیی جهانگیری سهروردی، و سفر های تبلیغی ایشان از شبکه چهار سیما در برنامه رهیافت پخش می شود.

قسمت اول این برنامه روز پنجشنبه 12 رمضان به روی آنتن می رود.

«رهیافت» عنوان ویژه برنامه ای است از گروه معارف و اندیشه دینی این شبکه در طول ماه مبارک رمضان روی آنتن شبکه فرهیختگان می رود. برنامه «رهیافت» سعی دارد محوریت زندگی حضرت رسول(ص) را در ابعاد مختلفی همچون: زندگی و شخصیت ایشان به صورت علمی واکاوی نماید.این برنامه همچنین موضوعات"پیامبر و ایمان، پیامبر وکعبه، آفرینش از نظر پیامبر، پیامبر و مرگ، پیامبر و تعامل با دشمنان، اخلاق، صبر، امید وآگاهی پیامبر و...را نیز بررسی می کند. گفتنی است حضور دانشجویان نخبه و برگزیده دانشگاهها در برنامه رهیافت، و پرسش و پاسخ آنان در خصوص شبهات دین اسلام و بویژه حضرت رسول(ص)، از ویژگی های شاخص این برنامه معارفی است.



تاريخ : جمعه 20 تیر1393 | 2:53 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
معرفی کتاب؛

مصلحت در فقه؛ مبانی، رهیافت‌ها، کارکردها

حقیقت آن است که بحث فقه و مصلحت، بحثی تطبیقی، بینامذهبی و فلسفه فقهی است. اصل ضرورت توجه به مصلحت در فقه را هیچ‌یک از مذاهب انکار نکرده‌اند. همچنان که هیچ‌یک از مذاهب اهل سنت حتی مالکیه مصلحت را به‌طور مطلق نمی‌پذیرد.

maslahatاسلام دین جامع و البته جاودانی است. شریعت اسلامی نیز با بهره‌مندی از قواعدی همچون قاعده مصلحت به اثبات این ادعا کمک می‌کند. ولی هر مصلحتی مطلوب نیست. و حجیت مصلحت در فقه امامیه هرگز نباید سر از مصالح مرسله اهل سنت درآورد و یا موجب قدسیت‌زدایی از فقه وسکولاریزاسیون شود. از سوی دیگر با تأسیس نظام اسلامی در ایران، و نیز اقبال مسلمین به احیای ظرفیت‌های نهفته در دین اسلام، ما را بایسته می‌دارد که قواعد پویاساز این دین را کشف و تبیین کنیم.

مصلحت، یکی از قواعد مؤثر در پویایی فقه است. بی‌شک یکی از رازهای جاودانگی شریعت اسلامی، وجود عنصر مصلحت در آن است. مسئله این است که جایگاه حجیت این قاعده در فقه چگونه است؟ فقه حکومتی، چه ابتنایی بر مصلحت دارد؟ آیا بحث از قاعده مصلحت در فقه امامیه، از سر نیاز به جهت تشکیل نظام سیاسی است؟ یا این قاعده عمق و قدمت دارد؟ هنگام تعارض مصلحت عام با یک فرع فقهی، باید چه راه حلی برگزید؟ کارشناسان، شورا و… چه نقشی در کشف مصلحت دارد؟

این نوشتار، مصلحت را از منظر فقه – خصوصاً فقه امامیه – در راستای پاسخ به سؤالات فوق بررسی می‌کند.

بیشتر مصلحت‌پژوهان، اعتراف کرده‌اند که تنها توانسته‌اند بخشی از ابعاد این قاعده را بررسی کنند. به جهت عدم بسامد پیشینیه پژوهشی در این عرصه در طول تاریخ تشیع از یک‌سو و از سوی دیگر حضور حکم حکومتی، بررسی ابعاد این قاعده جدی‌تر می‌نماید.

حقیقت آن است که بحث فقه و مصلحت، بحثی تطبیقی، بینامذهبی و فلسفه فقهی است. اصل ضرورت توجه به مصلحت در فقه را هیچ‌یک از مذاهب انکار نکرده‌اند. همچنان که هیچ‌یک از مذاهب اهل سنت حتی مالکیه مصلحت را به‌طور مطلق نمی‌پذیرد. این نشان‌گر ضابطه‌مند بودن استفاده از این عنصر است.

هر جا – چه در جهان تسنن و چه در عالم تشیع – رابطه فقه و دولت، نزدیک شد، بحث مصلحت، برجسته گردید. لذا به جهت پیوند و تنیدگی فقه مالکی با حکومت‌های سیاسی، حضور پررنگ مصلحت در این مذهب فقهی پررنگ‌تر است.

نکته برجسته دیگر اینکه آنچه در اندیشه فقهای امامیه، مصلحت خوانده می‌شود هیچ‌گونه انفکاک و مرز فاصلی با حقیقت ندارد، بلکه چهره و تجلی حقیقت در شرایط مختلف است. آنچه بین حقیقت (Truth) و مصلحت، جدایی می‌افکند نگرش پراگماتیستی بر مصلحت و تفسیر مادی و سردانگارانه (Utility) از آن است. از این رو توجه به مصلحت، به معنای ذبح شریعت در پای مصلحت نیست.

با این مبنا، مصلحت و حکم حکومتی در پی این نیست که از امور دینی قدسیت‌زدایی کند و آن را عرفی سازد، بلکه به دنبال قدسی نمودن همه ساحت‌های زندگی است.

در این پژوهش روشن می‌شود که مصلحت در فقه امامیه که مبتنی بر کلام عدلیه‌ای است، باید بیشتر خود را نشان بدهد تا فقه اهل تسنن که مبتنی بر مبنای اشعری است و حسن و قبح را نمی‌پذیرد.

از آنجا که از آسیب‌های پژوهش، خلط بین مفاهیم است، این کتاب در ابتدا به تنقیح و تفکیک مفاهیم و کلیدواژگان دخیل می‌پردازد. و سپس جهت فهم سره از فرازوفرود مصلحت، پیشینه‌شناسی – هم در فقه اهل سنت و هم در فقه امامیه- می‌کند. با تقسیم‌بندی دوره‌های فقهی، سعی بر آن دارد که پررنگی یا کم‌رنگی مصلحت را در هر دوره تبیین نماید. مقایسه بین قواعد هم‌سو با مصلحت، – در راستای تنقیح قلمرو و کارکرد آن از قواعد دیگر- رسالت دیگر این پژوهش است تا نقطه نزاع را روشن نماید.

در ادامه، با بیان دیدگاه‌ها – خصوصاً اقوال فقهای شیعی – و ادله ارائه‌شده بر مصلحت، حجیت آن را واکاوی می‌کند.

این کتاب در پایان، مهم‌ترین پرسش معاصر در عرصه مصلحت‌پژوهی یعنی سکولاریزاسیون را بررسی کرده و سپس به ارائه پاسخ عدم امکان سقوط شریعت در سکولاریزاسیون – البته با رعایت ضوابط پیش‌بینی‌شده برای مصلحت در فقه شیعه- می‌پردازد.

نظر به اینکه مصلحت را می‌شود از ابعاد مختلفی به بررسی نشست، این پژوهش با تفکیک رویکردها، تصریح دارد که تنها از منظر فقهی- اصولی بدان می‌پردازد.

 

فهرست بخش‌های کتاب:

مقدمه آیت‌الله محسن اراکی

مقدمه پرفسور تکیم

پیشگفتار

فصل اول: مفاهیم

مبحث اول: مفهوم شناسی «مصلحت»

مبحث دوم مفهوم شناسی «فقه»

مبحث سوم: مفهوم شناسی «استصلاح» و «مصالح مرسله»

مبحث چهارم: مفهوم شناسی «سد و فتح ذرایع»

مبحث پنجم: مفهوم شناسی «مقاصد الشریعه»

فصل دوم: مقایسه واژه «مصلحت» با مفاهیم همسو

مبحث اول: مقایسه مفهوم «مصلحت» و «حکمت»

مبحث دوم: مقایسه مفهوم «مصلحت» و «علت»

مبحث سوم: مقایسه مفهوم «مصلحت» و «منفعت»

مبحث چهارم: مقایسه مفهوم «مصلحت» و «منفعت»

فصل سوم: پیشینه شناسی و گونه شناسی

مبحث اول: پیشینه قاعده مصلحت

مبحث دوم: تعریف اصطلاحی- فقهی مصلحت

مبحث سوم: اقسام مصلحت

فصل چهارم: جایگاه مصلحت در فقه امامیه

مبحث اول: تمایز قاعده مصلحت با قیاس

مبحث دوم: تمایز قاعده مصلحت باسد ذرایع

مبحث سوم: تمایز قاعده مصلحت امامیه با مصلح مرسله اهل سنت

فصل پنجم: اقوال و ادله حجیت مصلحت در فقه امامیه

مبحث اول: اقوال

مبحث دوم: ادله

فصل ششم: جایگاه مصلحت در احکام حکومتی

مبحث اول: تعریف حکم حکومتی

مبحث دوم: تزاحم مصلحت (حکم حکومتی) با فروعات فقهی

فصل هفتم: مراجع تشخیص مصلحت

مبحث اول: شاخص و ملاک تشخیص

مبحث دوم: بررسی میزان اعتبار نظر کارشناسان متخصص در تشخیص مصلحت

مبحث سوم: بررسی میزان اعتبار مشورت در تشخیص مصلحت

فصل هشتم: مصلحت محوری نه (سکولاریزاسیون) عرفی گرایی

مبحث اول: مفهوم شناسی «سکولاریزاسیون»

مبحث دوم: بررسی شبهات مدعیان عرفی شدن شریعت در سایه مصلحت‌محوری

نویسنده کتاب: یحیی جهانگیری سهروردی
سطح چهار موسسه بین‌المللی مطالعات اسلامی، دانشجوی دکتری دانشگاه ادیان و مذاهب قم

http://mobahesat.com/



تاريخ : چهارشنبه 18 تیر1393 | 3:4 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |



تاريخ : سه شنبه 10 تیر1393 | 5:44 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |



تاريخ : سه شنبه 10 تیر1393 | 5:41 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
پاسخ به پرسش های دینی، از تعدد در ابزار تا تنوع در شیوه

«تکنیک های پاسخ به پرسش های دینی»             

دکتر یحیی جهانگیری سهروردی

یکم: شاید دیگر سخن از «بایسته بودن» پاسخ دهی به پرسش های دینی، ضرور نباشد. زیرا چنان اهمیت و البته لزوم این رسالت بر همگان روشن شده است که دیگر جایی هر گونه بحث و انکار را بسته است. با درک همین رسالت بود که خصوصا در دهه اخیر مراکز «متعدد و متنوع» پاسخگویی به پرسش های دینی جوانان تاسیس شد.

دوم: بی شک یکی از موسم های بسامدی پرسش های دینی، ماه مبارک رمضان است. شایسته است کارشناسان و مراکز متولی، شیوه های پاسخ دهی را کارآمد و روزآمد سازند. تاکید می شود منظور از نحوه پاسخ دهی، «ابزار» نیست تا سخن از رش های پاسخ دهی «تلفنی، سایبری، کتبی، حضوری، و...» شود. بلکه سخن از « شیوه» است.

سوم: پرسش را نباید «تفنن» پرسشگر دانست بلکه آن را باید حاصل نخست «نیاز» و دوم «کنجکاوی» او دانست. این رو هر «پاسخ» ارائه شده باید یا روح جوینده پرسشگر را کامیاب کند و یا جان تشنه اش را سیراب.

این هنر پاسخگوست که  از پس واژه ها و الفاظی که از سوی پرسشگر - چه پیشت تلفن یا روی کاغذ و ... - ایراد می شود، باید به «نیاز» پرسشگر پی ببرد. او باید این راهبرد اساسی را هماره یاد آورد که در پس این «سوال»، «مسأله»ای نهفته است.

ناگوارانه باید گفت هنوز ما سوال = question، جوانان را جواب = answer،می دهیم. بی آنکه بدانیم پساپرده سوال جوانان، مساله ای problemنفهته است. و حس کنجکاوی و یا نیازی که او را به پرسش فراخوانده، یک مساله بوده است. از این رو، جوان دنبال پاسخ یا جواب نیست، او در جستجوی، راه حل = solution است، چون مساله دارد نه سوال. هر چند به علل رواشناختی و جامعه شناختی این مساله را در قالب سوال مطرح می کند.

شاید از این جهت است که خداوند هم، سوال را جواب نمیدهد  بلکه از سوال مخاطبان پی به نیاز و مساله آنان می برد و در پی حل مساله بر می آید. یسئلونک عن العفو؟ قل العفو...،

پنجم: یک پاسخگوی دینی باید بداند که نوع پرسش های دینی در دهه های اخیر از طیف «معرفتی»، به «معنویتی» تغییر جهت داده است. دیگر پرسش بیش از آنکه از «چرایی» باشد از «چگونگی» است. گرایش فزاینده جوانان به کتاب ها و فیلم های «معنویتی – عرفانی»، نسبت به آثار «کلامی – معرفتی» شاهدی بر مدعاست.

ظهور جریان های مدعی معنویت در ایران معاصر، نسبت به پیدایش گونه های متعدد گرایش های فکری و معرفتی در دهه های پیشین، سینگال برجسته ای برای دغدغه مندان دینی باید باشد که بدانند در دوره معاصر، سنخ پرسش های دینی، «معنویت جویانه» خواهد بود نه «معرفت طلبانه».

http://www.qudsonline.ir/PDF/7587/mah2.pdf

 



تاريخ : سه شنبه 10 تیر1393 | 5:36 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |



تاريخ : دوشنبه 9 تیر1393 | 4:0 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |



تاريخ : دوشنبه 9 تیر1393 | 3:56 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |



تاريخ : دوشنبه 9 تیر1393 | 3:52 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
سه شنبه 3 تیر 1393 12:20شماره خبر : 1421966ارسال به دوستنسخه قابل چاپ

 

حجت‌الاسلام جهانگیری‌سهروردی بیان کرد:

تنوع محیطی؛ اهرم نخست در ایجاد جذابیت اوقات فراغت دانش‌آموزان

%d8%aa%d9%86%d9%88%d8%b9-%d9%85%d8%ad%db%8c%d8%b7%db%8c%d8%9b-%d8%a7%d9%87%d8%b1%d9%85-%d9%86%d8%ae%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d8%ac%d8%a7%d8%af-%d8%ac%d8%b0%d8%a7%d8%a8%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%82%d8%a7%d8%aa-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%ba%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4%e2%80%8c%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%d8%a7%d9%86

گروه اجتماعی: مدرس حوزه و دانشگاه‌های زنجان با تأکید بر این‌که ایجاد تنوع محیطی، نخستین اهرم در ایجاد جذابیت اوقات فراغت است، گفت: روبرو شدن دانش‌آموز در فصل تابستان با فضای تحصیل خود، نوعی دلزدگی به بار می‌آورد؛ در حالی که می‌توان با کشاندن آنها به مساجد، این تنوع فضا را ایجاد کرد.

حجت‌الاسلام والمسلیمن یحیی جهانگیری‌سهروردی، مبلّغ بین‌الملل و مدرس حوزه و دانشگاه‌های زنجان در گفت‌و‌گو با خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از زنجان، با تأکید بر این‌که متأسفانه ایدئولوژی مسئولان فرهنگی کشور نسبت به اوقات فراغت جوانان و نوجوانان، با استراتژی غنی‌سازی غریبه است، گفت: با وجود این‌که اوقات فراغت و ایام تعطیل در نگاه اسلام و کشورهای توسعه‌یافته، زمان آغاز کاری جدید است و تعطیلی در آن معنا ندارد؛ نگاه مسئولان فرهنگی کشور، متفاوت است.

وی افزود: این نوع نگرش سبب شده است که مسئولان نه تنها به دنبال غنی‌سازی اوقات فراغت دانش‌آموزان و دانشجویان کشور نباشند، بلکه در ایام تعطیل، رابطه ذهنی آنها با یادگیری به‌طور کامل از بین می‌رود و پس از تعطیلی مدارس و دانشگاه‌ها، کلیه داده‌های ذهنی نوجوان و جوان به سمت فراموشی پیش می‌رود.

نوجوان ایرانی در ایام تابستان با فضای یادگیری بیگانه می‌شود
این مدرس حوزه و دانشگاه‌های زنجان با اشاره به نقایص نظام آموزشی کشور درباره اوقات فراغت، اظهار کرد: این امر که تمامی معلمان و دبیران در ابتدای سال تحصیلی، خلاصه‌ای از دروس سال گذشته را ارائه می‌دهند، نشان‌دهنده این موضوع است که نوجوان ایرانی در ایام تابستان به‌طور کامل با فضای یادگیری بیگانه شده است و تنها راه از بین بردن این نقیصه، این است که اوقات فراغت نوجوانان را براساس نیازهای وی در دوره تحصیلی پر کنیم.

حجت‌الاسلام جهانگیری‌سهروردی یکی از نقص‌های عمده نظام آموزشی کشور را نیز داده‌محوری دانست و اظهار کرد: دوری از آموزش‌های مهارت‌های زندگی در سال تحصیلی سبب می‌شود که دانش‌آموز در ایام فراغت خود، با بسیاری از مهارت‌هایی که در حوزه اجتماع، نیاز به آن دارد، بیگانه باشد؛ همچون زمانی که وارد بانک شده و نحوه استفاده از خدمات بانکی را نمی‌داند.

لزوم ایجاد جذابیت در برنامه‌های اوقات فراغت نسل نوجوان و جوان
وی با اشاره به این‌که باید به دنبال ایجاد جذابیت در برنامه‌های اوقات فراغت نسل نوجوان و جوان باشیم، عنوان کرد: ایجاد تنوع محیطی، نخستین اهرم در ایجاد جذابیت اوقات فراغت برای دانش‌آموزان است و براین اساس، دانش‌آموز نباید اموری را که در تابستان فراخواهد گرفت، در محیط مدرسه جست‌وجو کند.

این مدرس حوزه و دانشگاه‌های زنجان ادامه داد: روبرو شدن دانش‌آموز در فصل تابستان با فضای تحصیل خود، نوعی خستگی و دلزدگی به بار می‌آورد؛ در حالی که می‌توان با ایجاد تنوع محیطی و کشاندن دانش‌آموزان به مساجد، این تنوع فضا را ایجاد کرد.

این مبلّغ بین‌الملل اظهار کرد: نظام آموزشی ما باید به سمتی پیش برود که دانش‌آموز در دوره تحصیل خود، خلأ‌هایی را در مباحث ارائه شده را درک کند و در دوره فراغت خود به دنبال پر کردن این خلأها باشد. به عبارتی باید به دانش‌آموز خود زمینه‌ای ارائه کنیم که خود به دنبال ایجاد خلاقیت در روش ماهی‌گیری باشد، نه این‌که ماهی‌گیری را به او بیاموزیم.

حجت‌الاسلام جهانگیری‌سهروردی یادآور شد: پرسش‌محور شدن نظام آموزشی به جای پاسخ‌محوری، سبب می‌شود که جذابیت مفاهیم به صورت درونی برای او ایجاد شود.

http://www.iqna.ir/fa/News/1421966



تاريخ : پنجشنبه 5 تیر1393 | 2:17 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
زندگی مجردی رهآورد مدرنیته برای جوان ایرانی

تصویر خبر

یک محقق و پژوهشگر در حوزه علوم دینی با اشاره به آفت های زندگی مجردی به عنوان یکی از مظاهر زندگی مدرن گفت: زندگی مجردی حیات خلوتی برای آسیب های اجتماعی است.

سبک زندگی از مفاهیم مطرح در تمام جوامع بشری است که در ایران با فرهنگ و تمدن غنی که شهره جهانیان است نیز مطرح بوده و هست. در میان تمام سبک های زندگی "سبک زندگی اسلامی" موضوعی است که با توجه به اسلامی بودن کشورمان و نیاز به داشتن سبک زندگی مناسب با اندیشه دینی باید به آن پرداخت. حجت الاسلام یحی سهروردی، محقق و پژوهشگر در حوزه علوم دینی و مولف مقالات و کتاب های مختلف مرتبط با این موضوع و از مبلغان بین المللی است که به بیان دیدگاه خود در این موضوع  می پردازد.


حجت الاسلام یحیی سهروردی در ابتدا با تاکید بر جامع بودن آیین اسلام تصریح کرد: ما معتقدیم اسلام آیین زندگی است و تنها از مرگ سخن نمی راند.


سامان ندادن سبک زندگی مان، دیگر ساحت های زندگی را هم به آثار سوء مبتلا می کند
وی با بیان اینکه اسلام چگونه زیستن را آموزش می دهد، ادامه داد: سبک زندگی مسئله بسیار مهمی است و اگر ما تنوانیم سبک زندگی خودمان را سامان ببخشیم، همه ساحت های زندگی مان تحت تاثیر آثار سوء آن قرار می گیرد.


وی گفت: پدیده شکاف نسلی چیزی نیست جز تغییر در سبک زندگی، ما در سبک زندگی کلا بر این موضوع بحث می کنیم که چگونه زندگی کنیم و این پدیده بسیار بزرگی است.


این مبلغ بین المللی با اشاره به علت های تاکید رهبری بر موضوع سبک زندگی اسلامی ادامه داد: مهم ترین علت تاکید ویژه مقام معظم رهبری بر موضوع "سبک زندگی اسلامی" آثاری است که سبک زندگی در ابعاد و مسائل مختلف خواهد داشت.


وی در ادامه خاطرنشان کرد: در این گفتگو موضوع بحث ما زندگی مجردی است و من از آن با عنوان "تک زیستی" نام می برم.


حجت الاسلام سهروردی در توضیح این گونه از زندگی اضافه کرد: این پدیده به معنای تنها زیستن می باشد به گونه ای که نه مبداء این نوع زندگی خانواده باشد و نه مقصدش.


وی ادامه داد: بعضی مواقع تک زیستی ها و یا همان زندگی های مجردی پس از یک دوره مثلا جهت کسب علم و یا داشتن شغل به اتمام رسیده و فرد به کانون خانواده باز می گردد و یا خود به یک خانواده تبدیل می شود.


این استاد دانشگاه گفت: ‌ولی در تک زیستی هایی که واقعا باید به دنبال راهکاری برای مقابله با آن باشیم این زندگی تجردی قرار نیست به زندگی یک خانواده منتهی شود و در ادامه برای جامعه ای مثل جامعه ما مشکل آفرین می شود.


حیات خلوتی به نام زندگی مجردی که آسیب های اجتماعی را تشدید می کند
وی افزود: تک زیستی امروز در جامعه ما به یک پدیده مسری تبدیل شده و در حال سرایت می باشد، ‌امروز زندگی مجردی برای کشور ما به یک حیات خلوت برای آسیب های اجتماعی و روابط نامشروع تبدیل شده و یک آسیب جدی است.


حجت الاسلام سهروردی با اشاره به تفاوت نگاه ها به زندگی مجردی و داشتن خانه های مجردی در جوامع مختلف ادامه داد: ‌ممکن است در غرب به این نوع زندگی ارزش های خاصی دهند و آن را یک نوع زندگی بدانند (که البته این نگاه حاصل فرهنگ حاکم در این کشورهاست) ولی در جامعه ما نگاه ارزش گذارانه ای برای این مسئله وجود ندارد.


وی ادامه داد: مدرنیته ای که امروز از فرهنگ بیگانه در فرهنگ ما رسوخ کرده با خود معانی و رفتارهایی به همراه دارد که تک زیستی از اقتضائات آن است.


این محقق و نویسنده در ادامه با اشاره به وضعیت جامعه امروز کشور خاطرنشان کرد:‌ دو شاخصه جوان بودن و گذر از مرحله سنتی بودن و ورود به مدرنیته باعث شده تا در آن برهه زمانی شاهد افزایش اقبال ها از تک زیستی باشیم.


وی ادامه داد: یکی از پیش زمینه های مدرن شدن داشتن رفتارهایی مشابه مدرنیته گرایان می باشد و به این ترتیب است که ما به اصطلاح مدرن می شویم ولی اصلا بی خبریم که مدرن شدن چه زمینه هایی را لازم دارد.


اصلا بی خبریم که مدرن شدن چه می خواهد و تهران را مظهر مدرنیته می دانیم 
حجت الاسلام سهروردی در ادامه با تاکید بر موقعیت تهران به عنوان مظهر مدرنیته در ایران امروز گفت: امروز در کشور از تهران به عنوان مظهر مدرنیته یاد می شود و برخی ها با افتخار تهران را مدرن می دانند ولی اصلا بی خبرند که مدرن شدن چه می خواهد.


وی ادامه داد: البته این وظیفه فلاسفه مان است تا موضوعات مطرح در این خصوص را از فضای ذهن به صحنه عمل بیاورند.


فردگرایی، مسئولیت گریزی و متمایز از دیگران بودن شاخصه های بارز مدرنیسم 
حجت الاسلام سهروردی افزود: فردگرایی، مسئولیت گریزی و متمایز از دیگران بودن سه شاخصه جدی مدرنیسم می باشد و به همین علت است که پیروان این سبک از زندگی در ابتدا این سوال را مطرح می کنند که اصلا خانواده چیست؟ و همین سوال ابتدایی محل اختلاف ما با این تفکر است.


وی تصریح کرد:‌ پیروان این سبک از زندگی که ما پایتخت کشورمان را مظهر آن می دانیم، ‌زندگی خانوادگی را به علت مسئولیت آفرینی هایش ‌نمی پذیرد.


وی گفت: ما باید از پیامدهای مدرن بودن باخبر باشیم و بدانیم که مثلا با تغییر سبک زندگی مان به این سمت همچون کشورهای پیشرو در این موضوع در آینده می بینیم افرادی را در جامعه که هر روز یک تیپ دارند و کارهایی از قبیل نقاشی روی پلک و بقیه مسائل را انجام می دهد تا به عنوان پیرو این سبک از زندگی به گونه ای متمایز از بقیه افراد جامعه باشد و یک سوال جدی اینجا مطرح است،‌ اینکه آیا نسبت به این مسائل آگاهی های لازم را داریم؟


این مبلغ بین المللی خاطرنشان کرد: اینها تنها نمونه هایی کوچک از مواردی است که باید بدانیم، ‌ما هر چه مدرن تر می شویم این موارد هم بیشتر نمود پیدا می کند، ‌مخصوصا در تهران که امروز نماد مدرنیته در کشور است.

شبستان

 http://basij.irib.ir/web/qom/showcontent/-/asset_publisher/xr2ERqqRRvxc/content/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D8%AC%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D8%B1%D9%87%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86%DB%8C%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C/pop_up;jsessionid=329019EECCA821BE64F0F455E9CDB0C9?_101_INSTANCE_xr2ERqqRRvxc_viewMode=print


تاريخ : یکشنبه 1 تیر1393 | 0:44 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |

خانه های مجردی و گرایش جوانان به ازدواج سفید !

منتشر شده در شنبه, 31 خرداد 1393 17:29 |  بازدید: 123 |  کد خبر: 20250

 

IMAGE635377405168266413سرویس اجتماعی : یک پژوهشگر حوزوی با اشاره به علت های بروز پدیده ازدواج سفید در کشورمان گفت: ریشه های این مسئله را باید در گرایش ها به تک زیستی ها و خانه های مجردی جستجو کرد.

 

 

به گزارش گلستان ما ؛ ازدواج سفید واژه ایست که اخیرا در محافل مختلف از آن تحت عنوان یک تهدید برای جامعه و مخضوضا جوانان نام برده می شود و کارشناسان مختلفی به عدم همخوانی این مسئله با فرهنگ و اعتقادات ملی و دینی مان اشاره کرده اند. پدیده ای که هرچند هنوز در بخش های بزرگی از کشورمان جایی ندارد ولی باید با نگاه به آینده مراقب گسترش احتمالی آن باشیم.

حجت الاسلام سهروردی از پژوهشگران و محققین حوزوی، مبلغ بین المللی و نگارنده کتب و مقالات متعدد در موضوعات مختلف دینی و اجتماعی در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری شبستان به مطالعه ریشه ای این معضل پرداخت و گفت: ازدواج سفید یا همان "with marriage" از جمله فرهنگ ها وارداتی است که ابتدا در غرب بوده و اخیرا وارد کشورمان شده ست.

وی با اشاره به ورود بی رویه فرهنگ و یا عادات غربی به کشور ادامه داد: متاسفانه فرهنگ غربی و حتی فرهنگ های بسیار پنهان این کشورها هم وارد کشور ما شده، فرهنگ هایی که حتی در غرب از حیث فرهنگی پدیده زیاد مطلوبی نبوده، امروز وارد جامعه ما شده است.

این محقق و پژوهشگر حوزوی گفت: پدیده ازدواج سفید که امروز آرام آرام سفیدی اش در جامعه ما چشم ها را می زند، حتی در آمریکا تا سال 1970 خلاف عرف و غیرقانونی بود که بعدها شکل رسمی تری به خود گرفت.

متاسفانه حتی فرهنگ های غیر استاندارد مغرب زمین را هم پذیرا شده ایم؛این یک هشدار جدی است
وی با ابراز نگرانی نسبت به تبعیت گسترده ای که امروز در کشور از فرهنگ غربی و حتی ابعاد پنهان آن می شود، افزود: ما نه تنها در مواردی که استانداردهایی دارد بلکه حتی در مسائلی که فاقد هرگونه استانداردی است از سبک زندگی غربی ها تبعیت می کنیم که این موضوع ازدواج سفید هم یکی از همین موارد می باشد.

حجت الاسلام سهروردی تصریح کرد: امروز متاسفانه وضعیت به شکلی شده که جامعه ما حتی ناپسندهای جامعه غرب را هم می پسندد و آن را وارد زندگی روزمره می کند و این یک هشدار جدی است و در نگاه آینده پژوهانه مشکل ساز که در باید این مسئله مخصوصا مورد توجه هنرمندان باشد و با تولیدات خود ابعاد منفی این مسائل را به جامعه با زبان تاثیرگذار هنر نشان دهند.

وی ادامه داد: نکته دیگر در این خصوص که مخصوصا حوزویان باید به آن توجه کنند این است که رابطه سنت با مدرنیته را مشخص کنند.

مولف کتاب "مصلحت در فقه؛ مبانی، رهیافت ها، کارکردها" گفت: وقتی که انسان مرد و زن بودنش از کانتکست مدرنیته تحصیل می شود، مرد یا زن بودن معنایی دیگر پیدا کره و نتیجتا این دو تفسیر جداگانه ای پیدا می کنند که روابط این دو را هم تحت تاثیر قرار می دهد.

وی افزود: فعلا ما فقط بحث انسان چیست و زن و مرد چیست را دیده ایم ولی به رابطه آنها توجهی نکرده ایم و این در حالی است که در تفسیر مدرن ازدواج سنتی زن و مرد اصلا معنایی دیگر پیدا کرده و به شوریدن علیه ازدواج سنتی انجامیده و تبدیل به مسائلی می شود که امروز در جوامع غربی می بینیم.

وی با اشاره به رشد مسائلی همچون ازدواج سفید در نتیجع این روند در جوامع مختلف تصریح کرد: این مسئله اگر هم در غرب رشد پیدا کرد با توجه به فرهنگ آنها شاید موردی نداشته باشد ولی در کشور ما اگر این اتفاق بیفتد، قابل تحلیل است.

حجت الاسلام سهروردی در ادامه به تحلیل موضوعی ازدواج سفید پرداخت و خاطرشان کرد: در این ارتباط یک زن و مرد بدون اینکه عقدی بخوانند، یک زندگی مشترک را شروع می کنند.

وی با اشاره به وجود این مسئله در دیگر فرهنگ ها گفت: در این فرهنگ ها به دلیل عدم مغایرت با مسائل فرهنگی و اعتقادی آنها این اتفاق ممکن است، بیفتد ولی با اجازه و نظارت خانواده هاست ولی در جامعه ما به دلیل مغایرت ها در فرهنگ و آیینمان ابن اتفاق بدون اجازه والدین می افتد.

آینده ای که در آن دیگر سفیدی ازدواج ها چشم را نمی زند!

مولف کتاب "بگذار زندگی کنم" با اشاره به مسائل پیرامون این اتفاق ادامه داد: در نتیجه روندی که ذکر شد این مسئله امروز بدون اجازه والدین اتفاق می افتد ولی اگر به صورت تاثیرگذار جلوی رواج آن گرفته نشود در آینده می بینیم که ازدواج های سفید بدون هیچ مشکل و یا ابراز تعجبی با اجازه والدین صورت می گیرد.

وی با بیان اینکه در موضوع ازدواج سفید دو مسئله مطرح می باشد، اضافه کرد: اول اینکه موضوع ازدواج های سفید در ایران فعلا مخفیانه است و آمار دقیقی از آن نداریم و دومین مسئله تلاش دو طرف برای اینکه رابطه جنسی در این نوع ازدواج وجود نداشته باشند چرا که این مسئله مخفیانه و بدون اجازه پدر و مادر ها اتفاق می افتد.
 
ریشه گرایش جوانان به ازدواج سفید را باید در تمایلات آنها به تک زیستی جستجو کرد

حجت الاسلام سهروردی در ادامه به بررسی علت های گرایش جوانان به ازدواج سفید پرداخت و افزود: اگر ما بتوانیم، دلیل گرایش جوانان به خانه های مجردی یا همان تک زیستی ها را بفهمیم، می دانیم که چرا حالا به ازدواج سفید گرایش یافته اند.

وی گفت: مورد دوم هم در این خصوص پرهزینه بودن ازدواج است، در این زمانه که ازدواج هزینه های فراوان اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را بر زوجین تحمیل می کند و مردم احساس می کنند، قادر به تربیت یک فرزند خوب نیستند، جوان به زیر بار عقدنامه ای که کلی مسئولیت برایش به همراه دارد، نمی رود.

وی تصریح کرد: البته کارشناسان ما، قوه قضائیه، حقوقدانان و مجلس باید به این مسئله بپردازند تا کلفت و سنگینی که جوان با ازدواج به روی دوش خود احساس می کند را کاملا رفع کرده یا حداقل مقدار زیادی از این بار کم کنند.

جوانی که ازدواج را بیشتر وبال می داند تا بال

این پژوهشگر حوزوی افزود: ما باید به مردممان بفهمانیم که ازدواج وبال و سنگینی نیست بلکه ازدواج بالی است برای اوج گرفتن ولی متاسفانه جوان ما ازدواج را وبال می داند نه بالی برای پرکشیدن.

وی در ادامه به اشاره به این واقعیت که امروز جوانان علاقه ای به قبول مسئولیت یک زندگی ندارند، خاطرنشان کرد: البته با توجه به گسترش پدیده طلاق ما با مسائل دیگری هم مواجهیم که جوان را گریزان می کند از ازدواج و احتمال شکست در آن.

ازدواج سنگین و طلاقی سنگین تر فضا را برای ازدواج سفید فراهم می کند

حجت الاسلام سهروردی ادامه داد: طلاق درکشور ما پروسه ای سنگین دارد و همین ازدواج سنگین و طلاق سنگین باعث گرایش بیشتر به سمت مسائلی همچون ازدواج سفید می شود که در آن ازدواج و طلاق راحت تری اتفاق می افتد.

وی گفت: جامعه ، رسانه، مسئولین فرهنگی و مخصوصا مسئولین حقوقی ما باید به این پدیده توجه کنند که امروزه در پدیده ازدواج روند به هم رسیدن و یا جدا شدن از هم برای دختران و پسران پرهزینه شده و باید راهکاری برای سهولت این روند پیدا کنند وگرنه در آینده شاهد رشد عجیب و غریب ازدواج های سفید خواهیم بود.

این استاد حوزه و دانشگاه افزود: بحث دیگر جوانی است که برای رسیدن به فرد مورد علاقه خود و به علت مخالفت خانواده ها مجبور به گذراندن پروسه ای در داگاه هاست تا ثابت کند "من رشیدم" که خوب در ازدواج سفید خیلی راحت تر زندگی شروع می شود و از پروسه ابراز رشید بودن هم خبری نیست.

وی تصریح کرد: مجموعه این سنگ اندازی های والدین و سخت گرفتن ها در امر ازدواج و سختی های قانونی و هزینه های سرسام آور دست به دست هم می دهد تا زمینه را برای گسترش ازدواج سفید فراهم کند.

سفیدی که بیم آن می رود، چشم ها را خیره کند

وی با ابراز نگرانی نسبت به این مسئله گفت: بنده نگرانم در آینده با وجود نگاه ناهنجارانه جامعه ما با موضوع ازدواج سفید چون این مسئله قیافه شکیلی دارد، بتواند سفیدی خود را در جامعه نشان دهد!

با کار صرفا پلیسی و امنیتی به جایی نمی رسیم

حجت الاسلام سهروردی تصریح کرد: باید از همین حالا با زیرساخت های حقوقی، فرهنگی و رسانه ای جلوی این گسترش را بگیریم و نه اینکه تنها کار پلیسی و امنیتی بکنیم.

وی افزود: ما باید بحث های تقوینی ازدواج و طلاق را در کشور جدی بگیریم و گرنه این آسیب ها در آینده به طور جدی دامن جامعه را می گیرد.

این استاد دانشگاه ادامه داد: اتفاقاتی که در ادامه این روند در کشور خواهد افتاد بسیار فجیع است که تنها نمونه های جزئی آن مسائلی مثل سقط جنین یا جدایی غیرعاطفی دختران و پسران از هم می باشد، مسئولین باید زودتر برای این موضوع راهاکاری جدی بیندیشند تا آسیب های اجتماعی کمتری از این ناحیه به کشور وارد شود.

http://golestanema.com/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87/20250-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AC%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D9%88-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC-%D8%B3%D9%81%DB%8C%D8%AF



تاريخ : یکشنبه 1 تیر1393 | 0:42 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
کد خبر: ۲۳۱۵۱۲
تاریخ انتشار:۳۱ خرداد ۱۳۹۳ - ۱۰:۵۵
 
 
خانه مجردی و گرایش جوانان به ازدواج سفید
یک پژوهشگر حوزوی با اشاره به علت های بروز پدیده ازدواج سفید در کشورمان گفت: ریشه های این مسئله را باید در گرایش ها به تک زیستی ها و خانه های مجردی جستجو کرد.

به گزارش پایگاه 598 به نقل از خبرگزاری شبستان_ قم، ازدواج سفید واژه ایست که اخیرا در محافل مختلف از آن تحت عنوان یک تهدید برای جامعه و مخضوضا جوانان نام برده می شود و کارشناسان مختلفی به عدم همخوانی این مسئله با فرهنگ و اعتقادات ملی و دینی مان اشاره کرده اند. پدیده ای که هرچند هنوز در بخش های بزرگی از کشورمان جایی ندارد ولی باید با نگاه به آینده مراقب گسترش احتمالی آن باشیم.

حجت الاسلام سهروردی از پژوهشگران و محققین حوزوی، مبلغ بین المللی و نگارنده کتب و مقالات متعدد در موضوعات مختلف دینی و اجتماعی در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری شبستان به مطالعه ریشه ای این معضل پرداخت و گفت: ازدواج سفید یا همان "with marriage" از جمله فرهنگ ها وارداتی است که ابتدا در غرب بوده و اخیرا وارد کشورمان شده ست.


وی با اشاره به ورود بی رویه فرهنگ و یا عادات غربی به کشور ادامه داد: متاسفانه فرهنگ غربی و حتی فرهنگ های بسیار پنهان این کشورها هم وارد کشور ما شده، فرهنگ هایی که حتی در غرب از حیث فرهنگی پدیده زیاد مطلوبی نبوده، امروز وارد جامعه ما شده است.


این محقق و پژوهشگر حوزوی گفت: پدیده ازدواج سفید که امروز آرام آرام سفیدی اش در جامعه ما چشم ها را می زند، حتی در آمریکا تا سال 1970 خلاف عرف و غیرقانونی بود که بعدها شکل رسمی تری به خود گرفت.


متاسفانه حتی فرهنگ های غیر استاندارد مغرب زمین را هم پذیرا شده ایم؛این یک هشدار جدی است
وی با ابراز نگرانی نسبت به تبعیت گسترده ای که امروز در کشور از فرهنگ غربی و حتی ابعاد پنهان آن می شود، افزود: ما نه تنها در مواردی که استانداردهایی دارد بلکه حتی در مسائلی که فاقد هرگونه استانداردی است از سبک زندگی غربی ها تبعیت می کنیم که این موضوع ازدواج سفید هم یکی از همین موارد می باشد.


حجت الاسلام سهروردی تصریح کرد: امروز متاسفانه وضعیت به شکلی شده که جامعه ما حتی ناپسندهای جامعه غرب را هم می پسندد و آن را وارد زندگی روزمره می کند و این یک هشدار جدی است و در نگاه آینده پژوهانه مشکل ساز که در باید این مسئله مخصوصا مورد توجه هنرمندان باشد و با تولیدات خود ابعاد منفی این مسائل را به جامعه با زبان تاثیرگذار هنر نشان دهند.


وی ادامه داد: نکته دیگر در این خصوص که مخصوصا حوزویان باید به آن توجه کنند این است که رابطه سنت با مدرنیته را مشخص کنند.


مولف کتاب "مصلحت در فقه؛ مبانی، رهیافت ها، کارکردها" گفت: وقتی که انسان مرد و زن بودنش از کانتکست مدرنیته تحصیل می شود، مرد یا زن بودن معنایی دیگر پیدا کره و نتیجتا این دو تفسیر جداگانه ای پیدا می کنند که روابط این دو را هم تحت تاثیر قرار می دهد.


وی افزود: فعلا ما فقط بحث انسان چیست و زن و مرد چیست را دیده ایم ولی به رابطه آنها توجهی نکرده ایم و این در حالی است که در تفسیر مدرن ازدواج سنتی زن و مرد اصلا معنایی دیگر پیدا کرده و به شوریدن علیه ازدواج سنتی انجامیده و تبدیل به مسائلی می شود که امروز در جوامع غربی می بینیم.


وی با اشاره به رشد مسائلی همچون ازدواج سفید در نتیجع این روند در جوامع مختلف تصریح کرد: این مسئله اگر هم در غرب رشد پیدا کرد با توجه به فرهنگ آنها شاید موردی نداشته باشد ولی در کشور ما اگر این اتفاق بیفتد، قابل تحلیل است.

حجت الاسلام سهروردی در ادامه به تحلیل موضوعی ازدواج سفید پرداخت و خاطرشان کرد: در این ارتباط یک زن و مرد بدون اینکه عقدی بخوانند، یک زندگی مشترک را شروع می کنند.


وی با اشاره به وجود این مسئله در دیگر فرهنگ ها گفت: در این فرهنگ ها به دلیل عدم مغایرت با مسائل فرهنگی و اعتقادی آنها این اتفاق ممکن است، بیفتد ولی با اجازه و نظارت خانواده هاست ولی در جامعه ما به دلیل مغایرت ها در فرهنگ و آیینمان ابن اتفاق بدون اجازه والدین می افتد.


آینده ای که در آن دیگر سفیدی ازدواج ها چشم را نمی زند!
مولف کتاب "بگذار زندگی کنم" با اشاره به مسائل پیرامون این اتفاق ادامه داد: در نتیجه روندی که ذکر شد این مسئله امروز بدون اجازه والدین اتفاق می افتد ولی اگر به صورت تاثیرگذار جلوی رواج آن گرفته نشود در آینده می بینیم که ازدواج های سفید بدون هیچ مشکل و یا ابراز تعجبی با اجازه والدین صورت می گیرد.


وی با بیان اینکه در موضوع ازدواج سفید دو مسئله مطرح می باشد، اضافه کرد: اول اینکه موضوع ازدواج های سفید در ایران فعلا مخفیانه است و آمار دقیقی از آن نداریم و دومین مسئله تلاش دو طرف برای اینکه رابطه جنسی در این نوع ازدواج وجود نداشته باشند چرا که این مسئله مخفیانه و بدون اجازه پدر و مادر ها اتفاق می افتد.
 

ریشه گرایش جوانان به ازدواج سفید را باید در تمایلات آنها به تک زیستی جستجو کرد
حجت الاسلام سهروردی در ادامه به بررسی علت های گرایش جوانان به ازدواج سفید پرداخت و افزود: اگر ما بتوانیم، دلیل گرایش جوانان به خانه های مجردی یا همان تک زیستی ها را بفهمیم، می دانیم که چرا حالا به ازدواج سفید گرایش یافته اند.


وی گفت: مورد دوم هم در این خصوص پرهزینه بودن ازدواج است، در این زمانه که ازدواج هزینه های فراوان اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را بر زوجین تحمیل می کند و مردم احساس می کنند، قادر به تربیت یک فرزند خوب نیستند، جوان به زیر بار عقدنامه ای که کلی مسئولیت برایش به همراه دارد، نمی رود.


وی تصریح کرد: البته کارشناسان ما، قوه قضائیه، حقوقدانان و مجلس باید به این مسئله بپردازند تا کلفت و سنگینی که جوان با ازدواج به روی دوش خود احساس می کند را کاملا رفع کرده یا حداقل مقدار زیادی از این بار کم کنند.


جوانی که ازدواج را بیشتر وبال می داند تا بال
این پژوهشگر حوزوی افزود: ما باید به مردممان بفهمانیم که ازدواج وبال و سنگینی نیست بلکه ازدواج بالی است برای اوج گرفتن ولی متاسفانه جوان ما ازدواج را وبال می داند نه بالی برای پرکشیدن.


وی در ادامه به اشاره به این واقعیت که امروز جوانان علاقه ای به قبول مسئولیت یک زندگی ندارند، خاطرنشان کرد: البته با توجه به گسترش پدیده طلاق ما با مسائل دیگری هم مواجهیم که جوان را گریزان می کند از ازدواج و احتمال شکست در آن.


ازدواج سنگین و طلاقی سنگین تر فضا را برای ازدواج سفید فراهم می کند
حجت الاسلام سهروردی ادامه داد: طلاق درکشور ما پروسه ای سنگین دارد و همین ازدواج سنگین و طلاق سنگین باعث گرایش بیشتر به سمت مسائلی همچون ازدواج سفید می شود که در آن ازدواج و طلاق راحت تری اتفاق می افتد.


وی گفت: جامعه ، رسانه، مسئولین فرهنگی و مخصوصا مسئولین حقوقی ما باید به این پدیده توجه کنند که امروزه در پدیده ازدواج روند به هم رسیدن و یا جدا شدن از هم برای دختران و پسران پرهزینه شده و باید راهکاری برای سهولت این روند پیدا کنند وگرنه در آینده شاهد رشد عجیب و غریب ازدواج های سفید خواهیم بود.


این استاد حوزه و دانشگاه افزود: بحث دیگر جوانی است که برای رسیدن به فرد مورد علاقه خود و به علت مخالفت خانواده ها مجبور به گذراندن پروسه ای در داگاه هاست تا ثابت کند "من رشیدم" که خوب در ازدواج سفید خیلی راحت تر زندگی شروع می شود و از پروسه ابراز رشید بودن هم خبری نیست.


وی تصریح کرد: مجموعه این سنگ اندازی های والدین و سخت گرفتن ها در امر ازدواج و سختی های قانونی و هزینه های سرسام آور دست به دست هم می دهد تا زمینه را برای گسترش ازدواج سفید فراهم کند.


سفیدی که بیم آن می رود، چشم ها را خیره کند
وی با ابراز نگرانی نسبت به این مسئله گفت: بنده نگرانم در آینده با وجود نگاه ناهنجارانه جامعه ما با موضوع ازدواج سفید چون این مسئله قیافه شکیلی دارد، بتواند سفیدی خود را در جامعه نشان دهد!


با کار صرفا پلیسی و امنیتی به جایی نمی رسیم
حجت الاسلام سهروردی تصریح کرد: باید از همین حالا با زیرساخت های حقوقی، فرهنگی و رسانه ای جلوی این گسترش را بگیریم و نه اینکه تنها کار پلیسی و امنیتی بکنیم.


وی افزود: ما باید بحث های تقوینی ازدواج و طلاق را در کشور جدی بگیریم و گرنه این آسیب ها در آینده به طور جدی دامن جامعه را می گیرد.


این استاد دانشگاه ادامه داد: اتفاقاتی که در ادامه این روند در کشور خواهد افتاد بسیار فجیع است که تنها نمونه های جزئی آن مسائلی مثل سقط جنین یا جدایی غیرعاطفی دختران و پسران از هم می باشد، مسئولین باید زودتر برای این موضوع راهاکاری جدی بیندیشند تا آسیب های اجتماعی کمتری از این ناحیه به کشور وارد شود.
http://www.598.ir/fa/mobile/231512


تاريخ : یکشنبه 1 تیر1393 | 0:40 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
چاپ اين مطلب | در تاریخ ۱۳۹۳/۰۳/۳۱ ساعت ۱۱:۰۰ ق.ظ

یک پژوهشگر حوزوی با اشاره به علت های بروز پدیده ازدواج سفید در کشورمان گفت: ریشه های این مسئله را باید در گرایش ها به تک زیستی ها و خانه های مجردی جستجو کرد.

به گزارش مرصاد به نقل از خبرگزاری شبستان_ قم، ازدواج سفید واژه ایست که اخیرا در محافل مختلف از آن تحت عنوان یک تهدید برای جامعه و مخضوضا جوانان نام برده می شود و کارشناسان مختلفی به عدم همخوانی این مسئله با فرهنگ و اعتقادات ملی و دینی مان اشاره کرده اند. پدیده ای که هرچند هنوز در بخش های بزرگی از کشورمان جایی ندارد ولی باید با نگاه به آینده مراقب گسترش احتمالی آن باشیم.

حجت الاسلام سهروردی از پژوهشگران و محققین حوزوی، مبلغ بین المللی و نگارنده کتب و مقالات متعدد در موضوعات مختلف دینی و اجتماعی در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری شبستان به مطالعه ریشه ای این معضل پرداخت و گفت: ازدواج سفید یا همان "with marriage" از جمله فرهنگ ها وارداتی است که ابتدا در غرب بوده و اخیرا وارد کشورمان شده ست.


وی با اشاره به ورود بی رویه فرهنگ و یا عادات غربی به کشور ادامه داد: متاسفانه فرهنگ غربی و حتی فرهنگ های بسیار پنهان این کشورها هم وارد کشور ما شده، فرهنگ هایی که حتی در غرب از حیث فرهنگی پدیده زیاد مطلوبی نبوده، امروز وارد جامعه ما شده است.


این محقق و پژوهشگر حوزوی گفت: پدیده ازدواج سفید که امروز آرام آرام سفیدی اش در جامعه ما چشم ها را می زند، حتی در آمریکا تا سال ۱۹۷۰ خلاف عرف و غیرقانونی بود که بعدها شکل رسمی تری به خود گرفت.


متاسفانه حتی فرهنگ های غیر استاندارد مغرب زمین را هم پذیرا شده ایم؛این یک هشدار جدی است
وی با ابراز نگرانی نسبت به تبعیت گسترده ای که امروز در کشور از فرهنگ غربی و حتی ابعاد پنهان آن می شود، افزود: ما نه تنها در مواردی که استانداردهایی دارد بلکه حتی در مسائلی که فاقد هرگونه استانداردی است از سبک زندگی غربی ها تبعیت می کنیم که این موضوع ازدواج سفید هم یکی از همین موارد می باشد.


حجت الاسلام سهروردی تصریح کرد: امروز متاسفانه وضعیت به شکلی شده که جامعه ما حتی ناپسندهای جامعه غرب را هم می پسندد و آن را وارد زندگی روزمره می کند و این یک هشدار جدی است و در نگاه آینده پژوهانه مشکل ساز که در باید این مسئله مخصوصا مورد توجه هنرمندان باشد و با تولیدات خود ابعاد منفی این مسائل را به جامعه با زبان تاثیرگذار هنر نشان دهند.


وی ادامه داد: نکته دیگر در این خصوص که مخصوصا حوزویان باید به آن توجه کنند این است که رابطه سنت با مدرنیته را مشخص کنند.


مولف کتاب "مصلحت در فقه؛ مبانی، رهیافت ها، کارکردها" گفت: وقتی که انسان مرد و زن بودنش از کانتکست مدرنیته تحصیل می شود، مرد یا زن بودن معنایی دیگر پیدا کره و نتیجتا این دو تفسیر جداگانه ای پیدا می کنند که روابط این دو را هم تحت تاثیر قرار می دهد.


وی افزود: فعلا ما فقط بحث انسان چیست و زن و مرد چیست را دیده ایم ولی به رابطه آنها توجهی نکرده ایم و این در حالی است که در تفسیر مدرن ازدواج سنتی زن و مرد اصلا معنایی دیگر پیدا کرده و به شوریدن علیه ازدواج سنتی انجامیده و تبدیل به مسائلی می شود که امروز در جوامع غربی می بینیم.


وی با اشاره به رشد مسائلی همچون ازدواج سفید در نتیجع این روند در جوامع مختلف تصریح کرد: این مسئله اگر هم در غرب رشد پیدا کرد با توجه به فرهنگ آنها شاید موردی نداشته باشد ولی در کشور ما اگر این اتفاق بیفتد، قابل تحلیل است.

حجت الاسلام سهروردی در ادامه به تحلیل موضوعی ازدواج سفید پرداخت و خاطرشان کرد: در این ارتباط یک زن و مرد بدون اینکه عقدی بخوانند، یک زندگی مشترک را شروع می کنند.


وی با اشاره به وجود این مسئله در دیگر فرهنگ ها گفت: در این فرهنگ ها به دلیل عدم مغایرت با مسائل فرهنگی و اعتقادی آنها این اتفاق ممکن است، بیفتد ولی با اجازه و نظارت خانواده هاست ولی در جامعه ما به دلیل مغایرت ها در فرهنگ و آیینمان ابن اتفاق بدون اجازه والدین می افتد.


آینده ای که در آن دیگر سفیدی ازدواج ها چشم را نمی زند!
مولف کتاب "بگذار زندگی کنم" با اشاره به مسائل پیرامون این اتفاق ادامه داد: در نتیجه روندی که ذکر شد این مسئله امروز بدون اجازه والدین اتفاق می افتد ولی اگر به صورت تاثیرگذار جلوی رواج آن گرفته نشود در آینده می بینیم که ازدواج های سفید بدون هیچ مشکل و یا ابراز تعجبی با اجازه والدین صورت می گیرد.


وی با بیان اینکه در موضوع ازدواج سفید دو مسئله مطرح می باشد، اضافه کرد: اول اینکه موضوع ازدواج های سفید در ایران فعلا مخفیانه است و آمار دقیقی از آن نداریم و دومین مسئله تلاش دو طرف برای اینکه رابطه جنسی در این نوع ازدواج وجود نداشته باشند چرا که این مسئله مخفیانه و بدون اجازه پدر و مادر ها اتفاق می افتد.
 

ریشه گرایش جوانان به ازدواج سفید را باید در تمایلات آنها به تک زیستی جستجو کرد
حجت الاسلام سهروردی در ادامه به بررسی علت های گرایش جوانان به ازدواج سفید پرداخت و افزود: اگر ما بتوانیم، دلیل گرایش جوانان به خانه های مجردی یا همان تک زیستی ها را بفهمیم، می دانیم که چرا حالا به ازدواج سفید گرایش یافته اند.


وی گفت: مورد دوم هم در این خصوص پرهزینه بودن ازدواج است، در این زمانه که ازدواج هزینه های فراوان اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را بر زوجین تحمیل می کند و مردم احساس می کنند، قادر به تربیت یک فرزند خوب نیستند، جوان به زیر بار عقدنامه ای که کلی مسئولیت برایش به همراه دارد، نمی رود.


وی تصریح کرد: البته کارشناسان ما، قوه قضائیه، حقوقدانان و مجلس باید به این مسئله بپردازند تا کلفت و سنگینی که جوان با ازدواج به روی دوش خود احساس می کند را کاملا رفع کرده یا حداقل مقدار زیادی از این بار کم کنند.


جوانی که ازدواج را بیشتر وبال می داند تا بال
این پژوهشگر حوزوی افزود: ما باید به مردممان بفهمانیم که ازدواج وبال و سنگینی نیست بلکه ازدواج بالی است برای اوج گرفتن ولی متاسفانه جوان ما ازدواج را وبال می داند نه بالی برای پرکشیدن.


وی در ادامه به اشاره به این واقعیت که امروز جوانان علاقه ای به قبول مسئولیت یک زندگی ندارند، خاطرنشان کرد: البته با توجه به گسترش پدیده طلاق ما با مسائل دیگری هم مواجهیم که جوان را گریزان می کند از ازدواج و احتمال شکست در آن.


ازدواج سنگین و طلاقی سنگین تر فضا را برای ازدواج سفید فراهم می کند
حجت الاسلام سهروردی ادامه داد: طلاق درکشور ما پروسه ای سنگین دارد و همین ازدواج سنگین و طلاق سنگین باعث گرایش بیشتر به سمت مسائلی همچون ازدواج سفید می شود که در آن ازدواج و طلاق راحت تری اتفاق می افتد.


وی گفت: جامعه ، رسانه، مسئولین فرهنگی و مخصوصا مسئولین حقوقی ما باید به این پدیده توجه کنند که امروزه در پدیده ازدواج روند به هم رسیدن و یا جدا شدن از هم برای دختران و پسران پرهزینه شده و باید راهکاری برای سهولت این روند پیدا کنند وگرنه در آینده شاهد رشد عجیب و غریب ازدواج های سفید خواهیم بود.


این استاد حوزه و دانشگاه افزود: بحث دیگر جوانی است که برای رسیدن به فرد مورد علاقه خود و به علت مخالفت خانواده ها مجبور به گذراندن پروسه ای در داگاه هاست تا ثابت کند "من رشیدم" که خوب در ازدواج سفید خیلی راحت تر زندگی شروع می شود و از پروسه ابراز رشید بودن هم خبری نیست.


وی تصریح کرد: مجموعه این سنگ اندازی های والدین و سخت گرفتن ها در امر ازدواج و سختی های قانونی و هزینه های سرسام آور دست به دست هم می دهد تا زمینه را برای گسترش ازدواج سفید فراهم کند.


سفیدی که بیم آن می رود، چشم ها را خیره کند
وی با ابراز نگرانی نسبت به این مسئله گفت: بنده نگرانم در آینده با وجود نگاه ناهنجارانه جامعه ما با موضوع ازدواج سفید چون این مسئله قیافه شکیلی دارد، بتواند سفیدی خود را در جامعه نشان دهد!


با کار صرفا پلیسی و امنیتی به جایی نمی رسیم
حجت الاسلام سهروردی تصریح کرد: باید از همین حالا با زیرساخت های حقوقی، فرهنگی و رسانه ای جلوی این گسترش را بگیریم و نه اینکه تنها کار پلیسی و امنیتی بکنیم.


وی افزود: ما باید بحث های تقوینی ازدواج و طلاق را در کشور جدی بگیریم و گرنه این آسیب ها در آینده به طور جدی دامن جامعه را می گیرد.


این استاد دانشگاه ادامه داد: اتفاقاتی که در ادامه این روند در کشور خواهد افتاد بسیار فجیع است که تنها نمونه های جزئی آن مسائلی مثل سقط جنین یا جدایی غیرعاطفی دختران و پسران از هم می باشد، مسئولین باید زودتر برای این موضوع راهاکاری جدی بیندیشند تا آسیب های اجتماعی کمتری از این ناحیه به کشور وارد شود.
http://mersadnews.ir/?p=173677


تاريخ : یکشنبه 1 تیر1393 | 0:36 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
عنوان  :  دروازه آسمان
نویسنده :  یحیی جهانگیری سهروردی
كلمات كليدي  :  ادیان جدید، نومعنویت‌ها، مارشال هيرف اپل‌وايت، بونی نتلس، دروازه آسمان، بشقاب پرنده، پست مدرن، باب بهشت.

هیونز گیت، واژه‌ای انگلیسی است. هیونز، در لغت به معنای آسمان و بهشت و گیت به معنای دروازه است. در اصطلاح، عبارت از دینی تازه تاسیس است که توسط مارشال هيرف اپل‌وايت[1](1931- 1997 میلادی) و بوني نيتلس[2](1927- 1985 میلادی) ایجاد شده است.
در 28 مارس 1997 مردم آمريكا با 39 جسد در «رانچوسانتافي» در ايالت كاليفرنيا مواجه شدند كه خودكشي كرده بودند. اين گروه به يك تفكر ديني وابسته بوده و همگي لباس مشكي و كفني(پوششي) ارغواني كه نشان سوگ و غم است به تن كرده بودند. پس از چند روز اين قصه در رسانه‌ها دامنه يافت. اكثر اعضاي اين گروهِ خودكشي كرده بين 18 تا 24 سال بودند. راز اين خودكشي دسته‌جمعي اين بود كه اپل‌وايت به آنها گفته بود كه خودش بخاطر سرطاني كه داشت خواهد مرد(خودكشي خواهد كرد). لذا آنها را متقاعد كرده بود كه اگر هنگام كشته ‌شدنش، آنها هم به او ملحق شوند ستاره دنباله‌داري به نام «هيل‌ باپ»[3] خواهد آمد و آنها را به دنياي جاويدان خواهد برد.[4] به زعم وی، این ستاره دنباله‌دار، نشانه‌اي از فرا رسيدن زمان «ترك كردن» كره زمين از طرف آنها براي انتقال يافتن به وسيله يك سفينه فضايي به دنيايي ديگر است.[5]
روبرت بلاچ[6] جامعه‌شناس، كيش اين گروه را «دين بشقاب‌پرنده‌اي بو و پيپ»[7] نام‌گذاري كرده است. او اپل‌وايت را كسي مي‌داند كه مدتي در حال ترديد ميان علاقه به جنس موافق و مخالف بود. او با هيچ‌كس راحت نبود جز با نيتليس كه علاقه‌هاي جنسي او را تخريب نمي‌كرد. كم‌كم رابطه خود را از هم قطع نمودند. در اين مدت آنها به تخيل در مسائل متافيزيكي بطور خصوصي پرداختند؛ بطوريكه از زندگي دنيايي دست كشيدند.[8]
 
ریشه دین
واژه دروازه آسمان در اولین سوره کتاب یهودی- مسیحی عهد عتیق دیده می‌شود که به نظر می‌آید نام این دین را بنیانگذارانش با زیرکی تمام از عهدین گرفته اند.[9]
با توجه به اینکه مکاشفات یوحنا بعنوان یک کتاب پیشگویی مطرح است، شاید برخی آیاتش، شاهدی بر نبوت اپل‌وايت و بونی نیتلس، باشد![10]
برخی محققان با تیپ‌شناسی ادیان جدید، این دین را در زمره ادیان متمرکز بر موجودات فرازميني، فرشتگان و بشقاب پرنده‌شناسي[11] دانسته‌اند.[12]
اعضای این دین از طريق طراحي شبكه، حمايت مالي مي‌شد، در نتيجه اعضاي آن نيازي به تماس با افراد ديگر، جز اعضاي گروه خود نداشتند. عقايد اصلي اين فرقه به طور مداوم از راه ارتباطات الكترونيكي گزينشي ميان‌قاره‌اي با ساير طرفداران اين فرقه تقويت مي‌شد.
 
عقايد
برخي از آموزه‌هاي اين دين برگرفته از سنت مسيحي است. زیرا پدر اپل‌وايت يك روحاني مسيحي بوده و انگيزه وعظ ديني نيز داشته است. لذا پس از اخذ مدرک ليسانس در سال 1952 هر چند بسيار كوتاه باز به مطالعات ديني روي آورد. بنیانگذاران این دین معتقد بودند كه كشته شده و بدنشان بعد از سه يا سه و نيم روز، به بهشتي كه در ابرهاست نايل خواهد شد. وسيله نجات آنها هم بشقاب‌پرنده خواهد بود. البته اين مطلب بين پيروانشان زياد مقبول نيفتاد. اعتقاد به اینکه راه نجات، منحصر در سفر با سفينه‌هاي فضائي است، نیز متأثر از تلقينات نتليس و آرائي است كه درباره بشقاب‌پرنده‌ها بيان مي‌شود. آنها به این خاطر، يك دفتر مربوط به امور فضائي را براي فعاليتهاي خود برگزيدند.[13]
همچنین اين دو معتقد بودند كه هر دو موجودات فراخاكي بوده و آمده‌اند تا خود را قرباني گناهان بشر كنند. اين چيزي است كه از كلام مسيحي که به عنوان تجسد عیسای مسیح مطرح است رنگ گرفته است.
 
مناسک دینی
ركن اصلي سلوک، عدم دلبستگي به دنيا است. از آموزه‌هايي كه در اين دين بايد رعايت شود تا نجات حاصل شود، مي‌توان به امور زير اشاره كرد:
1- تجرد و امتناع از ازدواج؛ بحران‌هاي جنسي وایت در پديد آمدن اين باور مؤثر بوده است. در اعتقاد به تجرد، اين دين افزون بر مسيحيت از عرفان‌هاي شرقي نيز متأثر گشته است.
2- تغيير دادن اسم یکديگر؛ ايشان چندين‌بار تغيير نام داده و حتي به پيروان خود در آن سفر سفارش كردند تا با ضمير «او» يكديگر را نخوانند.
3- كنترل و محدودسازي رفتار با ديگران؛ علت منش عزلت و محافظه‌كاري ناشي از مشكلات رواني اپل‌وايت به ويژه بيماري مشرف به مرگ او، دستگيريهایش بخاطر بزه ارتكابي، اخراج از دانشگاه اس‌تي‌توماس به دليل رسوائي‌اش در گردآوري دانشجويان ذكور و نگرش منفي مردم به اعضاي اين گروه. به‌زعم روبرت بلاچ رفتارهاي سلوكي اينان بيشتر درونگرا بود تا برونگرا.[14]
4- کوچ مداوم؛ مهاجرت و كوچ‌نشيني‌ يكي از منشهاي زندگي پيروان اين آئين بود.[15]
تراشيدن موي ديگري؛ اعطاي مايملك خود به ديگران؛ پرهيز از مشروبات الكلي؛ نيز از مواردي است كه در آن سفر معروف، اپل‌وايت پيروانش را به انجامش ملزم نمود.[16]
 


[1] - Marshall Herff Applewhite.
[2] - Bonnie Nettles.
[3] - Hale-Bop.
[4] - www.wave.net/upg/gate/index.htm
[5] - www.press1.com/current/hgate/mirror/book/a52.htm
[6] - Robert Blach.
[7] - Bo and Peep UFO Cult.
[8] - مقاله «دین هیونز گیت»، همان.
[9]. در پیدایش می‌خوانیم: «سپس يعقوب از خواب بيدار شد و با ترس گفت: خداوند در اين مكان حضور دارد و من نمي دانستم! اين چه جاي ترسناكي است! اين است خانه خدا و اين است دروازه آسمان.»
[10] - «من دو شاهد خود را مأمور خواهم ساخت ، دو پلاس پوش که در تمام آن یکهزار و دویست و شصت روز نبوت خواهند کرد. این دو نفر همان دو درخت زیتون و دو چراغی هستند که در پیشگاه خداوند زمین می‌ایستند. اگر کسی بخواهد به آنها آزاری رساند ... » یوحنا(11: 3-13)
 .[11] urology
[12] - حمیدیه، بهزاد، مقاله «تيپولوژي اديان جديد در ايران»، روزنامه رسالت،  شماره 5867، مورخه 30/ 2/ 85، صفحه 2 .
[13] - مقاله «دین هیونز گیت»، ص10.
[14] - همان.
[15] - همان.
[16] - همان.

 
 
http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=30382


تاريخ : جمعه 30 خرداد1393 | 11:57 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
کد خبر : ۳۷۵۰۳۱۱۱ : ۲  - ۱۳۹۳/۳/۲۷سرويس : قم
بخت آزمایی رسانه ملی به نام تبلیغات تجاری

بخت آزمایی رسانه ملی به نام تبلیغات تجاری

خبرگزاری شبستان:عضواتاق فکر صداوسیمای قم باتحلیل وضعیت رسانه ملی درموضوع تبلیغات گفت:امروز رسانه ملی نه تنهابه شبکه های تبلیغاتی بلکه به شبکه های بخت آزمایی تبدیل شده واین موضوع هم ازتوصیه های اسلام به دور است.

 

خبرگزاری شبستان- قم: تبلیغات موضوعی است که از دیرباز در مسائل تجاری جایگاه ویژه ای داشته و باعث می شده تا مثلا کالایی در تمام دنیا به اسم یک منطقه یا کشور مطرح شود و کیفیت آن محصول هم مزید بر علت می شد تا کالای مورد نظر جهانی شود. در دنیای امروز هم تبلیغات به شکلی بسیار متفاوت و گسترده تر از گذشته وجود دارد و مدام با نام های مختلف تجاری مواجهی که تو را به خرید تشویق می کنند. در این میان البته پیام های بازرگانی تلویزیون به دلیل بهره مندی از چند مزیت جایگاه بهتری دارند و همین مسئله و رقابت ها برای گرفتن زمانی برای تبلیغ کالا حتی با وجود هزینه های هنگفت مسابقه ای سیری ناپذیر را در این بخش رقم زده، مسابقه ای که پیام های بازرگانی رسانه ملی را به سوهان روح بیننده تبدیل کرده است. در همین خصوص و با هدف بررسی علت های این اتفاق با حجت الاسلام یحیی جهانگیری سهروردی، عضو اتاق فکر صدا و سیمای قم و کارشناس صدا و سیما گفتگو کرده ایم که شرح آن در ذیل آمده است:

 حجت الاسلام سهروردی در این خصوص به سه نکته اشاره کرد و افزود: متاسفانه صدا و سیما بخاطر کاهش بودجه با این مسائل مواجه شده و این در حالی است که این سازمان به عنوان یک قطب فرهنگی باید پشتوانه عظیم مالی داشته باشد.


وی با اشاره به همزمانی این کاهش در بودجه با افزایش کمی شبکه های سیما خاطرنشان کرد: امروز این سازمان بیش از 20 شبکه را حمایت کمی می کند و با توجه به کاهش ها مجبور به تامین بودجه مورد نیاز از جای دیگر است.


عضو اتاق فکر صدا و سیمای قم گفت: این موضوع به اتفاقی تحت عنوان مشارکت طلبی منجر می شود که در این روند هم صدا و سیما مجبور به تبلیغ کالای طرف مشارکت کننده است که خوب این موضوع مسئله ای آسیب زا برای صدا و سیماست و اتفاقاتی که امروز در پیام های بازرگانی می بینیم، نتیجه همین وابستگی مالی است.


وی با اشاره به وضعیت برنامه های تلویزیون افزود: صدا و سیما باید این موضوع را به عنوان یک هشدار ببینند وقتی که تنوعی در برنامه هایش ندارد و فقط پیام های تبلیغاتی پخش می کند در این صورت مردم از صدا و سیما زده شده و به شبکه های ماهواره ای رجوع می کنند که البته امروز هم تا حدودی شاهد این مسئله هستیم.


امروز رسانه ملی نه تنها به شبکه های تبلیغاتی بلکه به شبکه های بخت آزمایی تبدیل شده اند
وی ادامه داد: متاسفانه امروز شبکه های مختلف رسانه ملی که می توانست سبک زندگی را به عموم مردم آموزش دهد نه تنها به یک شبکه پیام بازرگانی تبدیل شده بلکه اخیرا برای اینکه این مسئله برجسته تر دیده شود به شبکه های بخت آزمایی تبدیل شده اند. 
 

حجت الاسلام سهروردی تصریح کرد: امروزه پدیده تبلیغ کالا به یک پدیده بخت آزمایی تبدیل شده و این در حالی است که در نگاه فلسفی و معرفتی ما به عنوان مسلمان این مسئله محکوم است ولی خوب رسانه ملی مان عملا به این مسئله دامن می زند!


تبلیغات کالا یا بخت آزمایی، سوالی که مرکز پژوهش های حوزه باید به آن بپردازد
وی افزود: ما با این عملکرد در رسانه ملی عملا رفتار و پندار مردم را بازی می دهیم و این خیلی خطرناک است، ما باید تکلیفمان را روشن کنیم البته این مسئله باید در سریعترین زمان ممکن مورد توجه مرکز پژوهش های حوزه قرار بگیرد.


کارشناس صدا و سیما با اشاره به ظرفیت های صدا و سیما خاطرنشان کرد: ما با حسن استفاده از این ظرفیت باید از این شبکه ها سبک زندگی و مخصوصا سبک زندگی اسلامی را به مردم آموزش دهیم و نه بخت آزمایی را.


گاها برنامه ای هم بین پیام های بازرگانی پخش کنید
وی ادامه داد: اخیرا کار سیما در پخش پیام های تبلیغاتی به جایی رسیده که باید گفت، خوب است گاهی وسط پیام های بازرگانی یک برنامه هم پخش کنید و در مجموع می توان گفت که این روند کم کم در بین مردم دلزدگی ایجاد می کند.


پایان پیام/
 http://www.shabestan.ir/NSite/FullStory/News/?Serv=0&Id=375031&Mode=



تاريخ : پنجشنبه 29 خرداد1393 | 1:50 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |

آداب روز عید و فضایل عید فطر


اشاره
ملت های مختلف روزهایی از سال را با توجه به فرهنگ خود جشن می گیرند. این عیدها برخی برخاسته از دین و برخی بر اساس فرهنگ عمومی آن مردم است. عید فطر از عیدهای بزرگ اسلامی است که همواره در میان مسلمانان و ایرانیان جایگاهی ویژه داشته است. البته در آیین اسلام، عید بار ارزشی خاصی دارد که در متون کهن نیز بدان اشارت رفته است.

روزه عید فطر

درباره روزه گرفتن در روز عید فطر آمده است:
نکته: «اما آنچه حرام است: روزه داشتن روز عید فطر است». [1]

روزه پس از عید

از روزهای مستحب برای روزه گرفتن عبارت است از:
نکته: «اما آنچه خداوند را اختیار باشد: روزه روز دوشنبه است و پنجشنبه و آدینه. و این سه روز که ایام بیض [2] خوانند... و روزه شش روز است از پس عید فطر». [3]

روز بی معصیت، عید است

در احوالات امام علی (ع) آمده است:
حکایت: «چون در عراق نبطیان [4] را دید که در عید خود زینتی و تجملی ظاهر کرده بودند، گفت: این چیست که اظهار کرده اند؟ گفتند: روز عید ایشان است. گفت: هر روزی که خدای را معصیت نکنیم آن عید ماست». [5]

عید و نهی از منکر

ابوحامد غزالی می نویسد:
حکایت: «و آمده است که مروان حکم در نماز عید پیش از نماز خطبه کردی، مردی بر وی انکار [6] کرد که خطبه پس از نماز باشد! مروان گفت: ای فلان، آن متروک [7] شده است.
بو سعید خدری گفت: این مرد حقی که بر وی بود به جای آورد، که پیغامبر ـ صلی الله علیه و سلم ـ ما را گفته است: مَن رأی مُنْکَراً فَلَیَنکُره بِیَده، فإنْ لَم یَسْتَطِعْ فَبِلِسَانِه، فإنْ لَمْ یَسْتَطِع فَبِقَلْْبِه، و ذلک أضْعَفُ الایمان، اَیّ [8]: هر که منکری بیند باید که به دست آن را تغییر کند، و اگر نتواند به زبان، و اگر نتواند به دل، و آن ضعیف ترین ایمان است». [9]

حضور پرشکوه

حضور ایرانیان در نماز عید، هماره شکوه خاصی داشته است:
حکایت: «چون قتیبه بن مسلم مسجد جامع بنا کرد اندرون حصار بود. از اندرون شهر و آن حوالی را ریگستان می خوانند، آن موضع را نمازگاه عید کرد و مسلمانان را بیرون آورد، تا نماز عید کردند. و مردمان را فرمود تا سلاح با خود بیرون آوردند، به سبب آنکه اسلام هنوز نو بود، و مسلمانان از کافران ایمن [10] نبودند، و امروز سنت مانده است، تا هر که اهل سلاح باشند با خویشتن بیرون آرند. و آن دروازه را «دروازه سرای معبد» خوانند. ... و بدین نمازگاه سال های بسیار نماز عید گزارده اند. ]چون مردم در این مکان [ نمی گنجیده اند، امیر سدید منصور بن نوح بن نصر... حایط ها [11] و باغ های بانزهت [12] بخرید به قیمت بسیار، و مال بسیار در آن خرج کرده آن را نمازگاه عید ساخت، و منبر و محراب نیکو فرمود. و سال های بسیار نماز عید آنجا کردند. آن نمازگاه تا به روزگار ارسلان خان بود. ارسلان خان فرمود تا نمازگاه به نزدیک شهر کردند، تا مردمان را رنج نباشد. و اگر وقتی دشمنی قصد شهر کند، مردمان شهر غایب نباشند». [13]

زکات فطر

بلعمی احوالات پیامبر اکرم (ص) را در روز عید چنین گزارش می دهد:
حکایت: «پس چون ماه رمضان بگذشت، پیغمبر علیه السلام صدقه روز عید واجب کرد. روز عید بیرون آمد از مدینه و به مصلی رفت و نماز کرد، و اندر خطبه صدقه فطر فرمود». [14]
در جای دیگر نیز چنین آورده است:
«و پیغمبر علیه السلام روزه ماه رمضان بداشت و نماز عید بکرد و صدقه عید بفرمود، و چون از شوال هفت روز بگذشت به غزو احد شد». [15]

------------------------------------------
پی نوشت ها : 


 [1]. محمد بن جریر طبری، تفسیر طبری، ترجمه: مترجمان، تحقیق: حبیب یغمایی، تهران، انتشارات توس، 1356، چ 2، ج 1، ص 118.
 [2]. ایام البیض: سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم ماه قمری باشد.
 [3]. تفسیر طبری، ج 1، ص 127.
 [4]. نبطی: از اقوام ساکن در عراق باستان.
 [5]. ابوحامد غزالی، احیاء علوم الدین، ترجمه: محمد خوارزمی، تصحیح: حسین خدیوجم، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، 1373، ج 4، ص497.
 [6]. انکارکردن: زشت شمردن.
 [7]. متروک شدن: مورد توجه نبودن، بدان عمل نکردن.
 [8]. ای: یعنی.
 [9]. احیاء علوم الدین، ج 2، ص 685.
 [10]. ایمن: در امنیت.
 [11]. حایط: زمینی است در داخل شهر که اطراف آن دیوار کشیده باشند و در آن زراعت کنند.
 [12]. نزهت: خرمی.
 [13]. ابوبکر محمد بن جعفر نرشخی، تاریخ بخارا، ترجمه: ابونصر احمد بن نصر القباوی، تحقیق: محمدتقی مدرس رضوی، تهران، توس، 1363، چ 2، صص 72 و 73.
 [14]. بلعمی، تاریخ نامه طبری، تحقیق: محمد روشن، تهران، سروش، 1378، چ 2، ج 3، ص 107.
 [15]. همان، ص 161.
 
http://www.alhassanain.org/persian/?com=content&id=1228


تاريخ : چهارشنبه 28 خرداد1393 | 2:11 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
عنوان  :  اُشو Osho
نویسنده :  یحیی جهانگیری سهروردی
كلمات كليدي  :  نومعنويت ها، عرفان هاي جديد، اديان جديد، اشويسم

اُشو، یکی از مدعیان معنویت در دوره معاصر است. او در یازدهم دسامبر 1931 در روستای کوچودا (Kuchwada) در استان ماذیاپراش (Madhya Pradesh) هند دیده به جهان گشود[1] و در نوزدهم ژانویه 1990 در سن 58 سالگی در پونه(Pune) در استان ماهاراشتره (Maharashtra) هند از دنیا رفت.[2]
  از رسوم عجیبی که رهبران ادیان جدید آن را برگزیده‌اند، برگزیدن و تغییر مداوم اسامی خود است. اشو نیز از این قاعده خود را مستثنا نکرد. او در سال 1960 به "آکاریا راجنیش" (Acharya Rajneesh)، از سال 1970 تا 1980، "باگوان شری راجنیش"(Bhagwan Shree Rajneesh) و در سال 1989 به اشو تغییر نام داد.[3] اسم اصلی­اش "چاندارا ماهان جین" (Chandra Mohan Jain) می‌باشد.[4]
  واژه «اشو»، به‌گفته خود اشو برگرفته از اصطلاح «oceanic» به‌معنای "حل شده در اقیانوس" است[5] که نخستین‌بار ویلیام جیمز (William James)، روانشناس بزرگ آمریکایی آن را به‌کار برد.[6] همچنین "باگوان شری راجنیش" از دیگر نام‌های اوست. "باگوان" به‌معنای آقا  و سرور، "شری"، به معنای مقرب و مقدس، که لقب او بوده و "راجنیش"، نیز نام پدری وی می‌باشد.[7]
  با مطالعه روانشناختی بر روی گذشته اشو، علت اینکه او نوعی معنویت جدید را ادعا نمود روشن می‌شود. والدین اشو او را در خردسالی نزد پدربزرگش گذاشتند و او تا هفت سالگی با آنها زیست و نخستین تاثیرات را از پدربزرگش فرا گرفت.[8] در سال 1938 در هفت سالگی پدربزرگش را از دست داد. پیرمرد بیمار، سوار بر دُرشکه‌ای، سر بر روی پای نوه‌اش گذاشته بود و راهی طولانی را به‌سوی نزدیکترین پزشک موجود در آن حوالی می‌پیمود. این حادثه اثری عمیق بر زندگی اشو گذاشت و باعث برانگیختن تصمیم درونی وی برای کشف راز ابدیت  و جاودانگی شد.[9] خود اشو اعتراف می‌کند که از این حادثه تعالیم فراوانی بدست آورد!! او می‌گوید: «از سکوت آن لحظه چیزهای فراوانی آموختم و دنیایی جدید در مقابل دیدگانم گشوده شد.»[10]
  چهارده سال بعد از این حادثه، یعنی در سال 1952 در 21 سالگی بود که به ادعای خودش، حالت روشن‌بینی و اشراق برایش حاصل شد[11]: «سالیان مدید، تلاش و تقلّا نموده و هر آنچه لازم بود انجام دادم. اما به آنچه می‌خواستم نرسیدم و اتفاقاتی که  انتظارش را داشتم رخ نداد. در حقیقت تلاش فراوان، خود مانعی بود برای رسیدن به هدف... اما لحظه‌ای فرا رسیده بود که کنکاش نیز باید کنار گذاشته می‌شد... در آن روز کاوش متوقف گردید... و آن حادثه به‌وقوع پیوست... نیرویی جدید خلق شد. نیرویی که از هیچ جا و همه جا می‌جوشید و سر بر می‌آورد. آن انرژی در درختان، صخره‌ها، آسمان، خورشید و هوا وجود داشت، در حالی‌که پیش‌تر تصور می‌کردم فرسنگ‌ها با من فاصله دارد و از من دور است.»[12]
  اشو در 21 مارس 1953 در رشته فلسفه، دانش آموخته می‌شود و سال 1957 در دانشگاه سنسکریت[13] شهر ریپور[14] و به‌ مدت شش سال در دانشگاه جبالپور[15] هند به تدریس فلسفه مشغول می‌شود. او پس از گفتگوی‌های فراوان با رهبران ادیان مختلف در سراسر هندوستان، و بیش از 35 سال سخنرانی درباره انسان، مراقبه، بلوغ، راز، عشق و سکوت، بالاخره در 14 آوریل 1970 به ابداع و ارائه تکنیک‌های منحصر به ‌فرد مراقبه خود، به مثابه یک عرفان و معنویت جدید با نام "مراقبه دینامیک"[16] پرداخت.[17]
  اشو در سال 1974 در شهر پونه هندوستان انجمنی تاسیس کرد که به ‌زودی مردمانی بسیار از سراسر جهان برای مراقبه و دیدار با او به آنجا سرازیر شدند.[18] «انجمن بین‌المللی اشو»[19] هنوز هم یکی از مراکز مراقبه در هند به‌شمار می‌رود و پذیرای هزاران نفر از سراسر دنیاست.[20]
  از وقایع و اسرار مهم زندگی اشو، مهاجرت او به آمریکا در سال 1981 می‌باشد. دلیل اولیه‌ سفر او معالجه بود، ولی به‌دلیل استقبال از تعاليمش در آن‌جا ماندگار شد. مریدان اشو پس از چهار ماه، محلی را در ایالت اریگون[21] آمریکا خریداری و شهری به‌نام "رانجیش پورام"[22] بنا کردند. محبوبیت او در آمریکا فزونی می‌یافت که ناگهان در سال 1985 از آمریکا اخراج شد. هرچند پیروان او معتقدند که اشو به‌خاطر زیر سوال بردن ارزش‌های جامعه آمریکا، از آنجا اخراج شد؛ اما برخی با استناد به اسناد سازمان اتباع خارجه امریکا - که وزارت امور خارجه هند نیز آن‌ها را تایید کرده است، تأکید دارند که اشو به دلیل فساد اخلاقی از آمریکا اخراج شده است[23] و بالاخره در 28 اکتبر 1985 همراه با چند نفر از همراهانش دستگیر و به‌ مدت 12 روز بازداشت شد. [24]
  پس از آن اشو را از کشورهای متعددی اخراج کرده و یا حتی ویزای ورود ندادند. از این روی بالاجبار در 29 جولای همان سال راهی جز اقامت در موطن خود یعنی هند، پیدا نکرد.[25]
 
شخصیت اشو
  هرچند اشو با فرقه‌های سرّی بسیاری در تماس بوده ولی تنها سه نفر به نام‌های "ماگا بابا"، "پاگال بابا" و "ماستا بابا" در او تاثیر گذارده است.[26]
چنان‌که از سخنان اشو برمی‌آید او دارای شخصیتی بسیار متکبر و مغرور بود. او در جایی خود را استاد استادان و مرشد مرشدان می‌خواند.[27] در تعبیر دیگر، به‌طور ضمنی خود را حتی بالاتر از مسیح(ع) می‌داند: «یافتن من پشت این صف طولانی کاری دشوار است، من تنها کافی هستم. همان‌طور که وقتی مسیح بود، کافی بود. وقتی با من هستی، مرشد کافی است و اساساً تو با من هستی. برای من نیازی نیست مسیح یا بودا یا دیگری را واسطه کنی.»[28]
  او همچنین مانند موسی(ع) "ده نافرمان"[29] صادر کرده است[30] که نشان از تاثیرپذیری او از یهودیت است.
 
تعالیم اشو
  خدا؛ به اعتقاد اشو «خداوند یک شخص نیست. بلکه تنها، تجربه‌ای است که تمام هستی را به پدیده‌ای مبدل می‌سازد. تنهایی او مطرح نیست. او با زندگی می‌تپد! با زندگی که دارای ضربان است. لحظه‌ای که دریابی که دلِ هستی می‌تپد خداوند را کشف کرده‌ای.»[31] او می‌گوید: «من به شما می‌گویم خدا را فراموش کنید! حقیقت را فراموش کنید. من به شما می‌گویم تنها به دنبال عشق باشید.»[32] از این روی هرگونه نیایش را به خلاف ادیان الهی، خارج از مقوله مذهب تفسیر می‌کند: «نیایش پیوند شاعرانه با هستی است. ربطی به مذهب خاص تو ندارد.»[33]
  هدایت و گمراهی؛ در دیدگاه اشو، نزاع خدا و شیطان برای هدایت و ضلالت بشر، ره به جایی نخواهد برد. او می‌گوید: «شیطان قدرت گمراه کردن شما را ندارد. خداوند هم قدرت هدایت شما را ندارد.»[34]
  عشق و سکس؛ عشق، از محوری‌ترین آموزه‌های اشو است. ولي رسيدن به عشق را از طريق جنس مخالف امکان­پذير مي­داند. مهم­ترين ابزارها براي ترويج فحشا و زنا در بين پيروان مکاتب تازه تأسيس، مجالس زناي دسته­جمعي با نام فحشاي مقدس است.[35] به اعتقاد اشو، «سکس بزرگ­ترين هنر مديتيشن است... و عشق از آميزش جنسي زاييده مي­شود.»[36] اشو اصرار دارد که پیوند عشق و رابطه جنسی است که تعالی‌بخش خواهد بود: «پیوند جنسی، زمانی معنا می‌یابد که با عشق همراه باشد ... آنگاه که پیوند جنسی به عشق گره می‌خورد بالا و بالاتر جریان می‌یابد.»[37] از این رو اشو به «معلم جنسی»[38] در هند شهرت دارد.[39]
به‌طور خلاصه تعالیم اشو، التقاطی از معارف هندویسم، حسیدیسم، تنتره، مسیحیت و اوپه‌نیشدهاست.[40] ولی آن‌چه بیش از همه مورد توجه او بود آئین ذن است.[41]
 
آثار اشو
  اشو هرگز کتابی ننوشته است. اما از او 7000 سخنرانی و 1700 نوار ویدئو و کاست به‌جای مانده که در بیش از 650 جلد کتاب انتشار یافته و تقریباً تمامی آن‌ها به سی زبان زنده دنیا ترجمه شده است. کتاب‌ها را پیروان او گردآوری و چاپ کرده‌اند.  کتاب‌های اشو که به زبان فارسی هم ترجمه شده عبارتند از: "الماس‌های اشو"، "شورشی"، "پیوند"، "اینک برکه‌ای کهن"، "مراقبه، هنر وجد و سرور"، "آینده طلایی"، "عشق پرنده‌ای آزاد است"، "شکوه آزادی"، "من درس شهامت می‌دهم"، "پرواز در تنهایی"، "قطره‌ای در دریا"، "با خود یکی شو"، "خود را به هستی واگذار"، "دل به دریا بزن" و...
  سرانجام اشو در نوزدهم ژانویه 1990 از دنیا رفت و به رسم هندوها جنازه‌اش را سوزاندند.[42] به اعتقاد پیراوانش «اشو هرگز نه به دنیا آمد و نه مرد. فقط از یازدهم 1931 تا ژانویه 1990 به زیارت سیاره زمین آمد.[43]»[44]


[1] . www.oshoworld.com/biography/briefbio.asp.
[2] . همان.
[4] . همان.
[5] . اشو، مراقبه: شور و مستی، ترجمه امید اصغری، امید سخن، تهران، 1382، ص 10.
[6] . www.oshoworld.com/biography/briefbio.asp.
[7] . www.rahpoo.com/Default.aspx?spkPath=osho.
[8] . Forsthoefel, Thomas A; Humes, Cynthia Ann (eds.), Gurus in America, NY: State University of New York Press, Albany,  2005, p 177.
[9] . bonyanemarsoos.blogfa.com/cat-7.aspx.
[10] . مراقبه: شور و مستی، ص8.
[11] . www.oshoworld.com/biography/briefbio.asp.
[12] . مراقبه: شور و مستی، ص8.
[13] . Sanskrit College.
[14] . Raipur.
[15] . Jabalpur.
[16] . Dynamic Meditation.
[17]. www.oshoworld.com/biography/briefbio.asp .
[19] . Osho Commune International.
[22] . Rajneeshpuram.
[23] . رحیمی، مقاله « شيطان عتيق؛ شيطان مدرن»، ره توشه راهيان نور، تابستان 87، ص160.
www.balagh.net/persian/magazine/rah_toshe/rah_77/12.htm.
[24] . www.oshoworld.com/biography/briefbio.asp.
[25] . همان.
[26] . اشو، اینک برکه‌ای کهن، ترجمه: سیروس سعدوندیان، نگارستان کتاب، تهران، 1380، اول، ص370-340.
[27] . اینک برکه‌ای کهن، ص 303.
[28] . همان، ص 304.
[29] . ده دستور اخلاقی و شریعتی حضرت موسی (ع).
[30] . اشو، الماس های اشو، ترجمه: مرجان فرجی، فردوس، تهران، 1382، چهارم، ص 177. / اشو، آفتاب در سایه، ترجمه: عبدالعلی براتی، انتشارات نسیم دانش، تهران، 1380، ص 108.
[31] . اشو، شورشی، ترجمه: عبدالعلی براتی، انتشارات نسیم دانش، تهران، 1383، دوم، ص 200.
[32] . اشو، راز بزرگ، ترجمه: روان کهریز، باغ نو، تهران، 1381، دوم، ص 10.
[33] . اشو، پیوند، ترجمه: عبدالعلی براتی، انتشارات نسیم دانش، تهران، 1383، دوم، ص 112.
[34] . راز بزرگ، ص 169.
[35] . مقاله شيطان عتيق؛ شيطان مدرن، ص160.
[36] . الماس­هاي اشو، صص 240 و 316.
[37] . پیوند، ص 58.
[38] . sex guru.
[40] . Mullan, Bob, Life as Laughter: Following Bhagwan Shree Rajneesh, Melbourne and Henley: London, Boston,  1983, p 33.
[42] . www.oshoworld.com/biography/briefbio.asp.
[43] . Never Born. Never Died. Only Visited This Planet Earth Between 11 December 1931 - 19 January 1990
[44] . الماس های اشو، ص411.

 



تاريخ : چهارشنبه 28 خرداد1393 | 2:10 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
برنامه های حجه الاسلام یحیی جهانگیری سهروردی در سفر به قیدار

پنجشنبه 14 شعبان. سخنرانی در جمع طلاب خواهر حوزه عملیه قیدار

پنجشنبه شب. یعنی شب نیمه شعبان. سخنرانی در هیئت بزرگ مذهبی علمدار کربلا قیدار

جمعه صبح نمیه شعبان. سخنرانی در مراسم دعای ندبه



تاريخ : سه شنبه 20 خرداد1393 | 4:55 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |



تاريخ : سه شنبه 20 خرداد1393 | 4:51 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |



تاريخ : سه شنبه 20 خرداد1393 | 4:50 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |



تاريخ : سه شنبه 20 خرداد1393 | 4:33 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
یک شنبه 18 خرداد 1393 11:49شماره خبر : 1415176ارسال به دوستنسخه قابل چاپ

 

یک مبلّغ بین‌الملل تأکید کرد:

جلوگیری از نشر معارف ضد ‌دینی در فضای مجازی؛ نیازمند استراتژی حضور فعالانه در این فضا

%d8%ac%d9%84%d9%88%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d8%b4%d8%b1-%d9%85%d8%b9%d8%a7%d8%b1%d9%81-%d8%b6%d8%af-%e2%80%8c%d8%af%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%81%d8%b6%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d8%b2%db%8c%d8%9b-%d9%86%db%8c%d8%a7%d8%b2%d9%85%d9%86%d8%af-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%aa%da%98%db%8c-%d8%ad%d8%b6%d9%88%d8%b1-%d9%81%d8%b9%d8%a7%d9%84%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d9%81%d8%b6%d8%a7

گروه فضای مجازی: جلوگیری از نشر معارف ضد ‌دینی و ضد اخلاقی در فضای مجازی، نیازمند استراتژی حضور فعالانه در این فضا است و این در حالی است که گاهی حضور نیروهای زبده فرهنگی ـ دینی در این فضا، حضور انفعالی است.

حجت‌الاسلام والمسلمین یحیی جهانگیری‌سهروردی، مبلّغ بین‌الملل و پژوهشگر علوم دینی در گفت‌و‌گو با خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از زنجان، با تأکید بر اینکه فضای مجازی، ‌امروز به عنوان ظرفیتی ویژه در دنیا مطرح شده است، گفت: یکی از نکاتی که باید به آن توجه ویژه داشته باشیم، این است که قدرت‌های غربی از صدور پیام انقلاب اسلامی ایران هراس دارند و همان‌گونه که امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری نیز بر آن تأکید داشته‌اند، باید از تمامی ظرفیت‌ها برای صدور پیام انقلاب بهره ببریم.
وی افزود: در این میان، فضای مجازی، به عنوان ظرفیتی سهل‌الوصول برای صدور و انتقال پیام انقلاب اسلامی ایران مطرح بوده و همه مسئولان و فعالان فرهنگی کشور باید از این ظرفیت نهایت بهره را ببرند.
این مبلّغ بین‌الملل عنوان کرد: مسئولان فرهنگی کشور باید به این موضوع توجه ویژه داشته و به این پرسش پاسخ دهند که چه دلیلی سبب شده است تا در برخی موارد، به جای صدور فرهنگ انقلاب اسلامی به سایر نقاط جهان، امروز واردکننده فرهنگ ناهمگن غربی شده‌ایم؟
حجت‌الاسلام جهانگیری‌سهروردی اظهار کرد: در افق ایران 1404، ایران به عنوان کشوری الهام‌بخش فرهنگی در منطقه باید معرفی شود و این‌که تاکنون تا چه حد به این هدف دست یافته‌ایم، نیاز به ارزیابی دارد.

امروز بسیاری از انقلاب‌های فرهنگی در شبکه‌های اجتماعی رقم می‌خورد
وی با بیان این‌که امروزه بسیاری از انقلاب‌های فرهنگی در شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی رقم می‌خورد، اضافه کرد: فضای مجازی ظرفیتی بالقوه برای بسط فرهنگ و صدور انقلاب اسلامی ایران است و نباید اجازه دهیم که این ظرفیت، مملو از معارف ضددینی و ضداخلاقی شود.
این پژوهشگر علوم دینی ادامه داد: جلوگیری از نشر معارف ضد ‌دینی و ضد اخلاقی در فضای مجازی، نیازمند استراتژی حضور فعالانه در این فضا است و این در حالی است که گاهی حضور نیروهای زبده فرهنگی ـ دینی در این فضا، حضور انفعالی است.
حجت‌الاسلام جهانگیری‌سهروردی با تأکید بر لزوم هدایت جنبش‌های جوان دینی در فضای مجازی، عنوان کرد: متأسفانه در برخی موارد به دلیل هدایت‌شده نبودن حضور جوانان در فضای مجازی، آنها گرفتار دام‌های قدرت‌های جاسوسی می‌افتند و این امر هشداری برای دولت‌مردان ما است.

سواد استفاده از فضای مجازی در بین جوانان کم است
نویسنده مقاله «شبکه‌های اجتماعی؛ فرصت یا چالش» سواد استفاده از فضای مجازی را در بین جوانان کشور در سطح پایین دانست و تأکید کرد: هویت‌های جعلی در این فضا سبب بروز جرم و بزه در آن شده و دولت باید به دنبال ارائه راهبردهای هدایتی به جوانان باشد.
وی ادامه داد: امروز باید به دنبال تبیین ابعاد استفاده از فضای مجازی بر اساس معرفت‌شناسی اسلامی باشیم و در غیر این صورت باید در طول 3 دهه آینده در انتظار بروز بحران در این زمینه بود.
این پژوهشگر علوم دینی با تأکید بر اینکه فضای مجازی بر اساس مکتب معرفت‌شناسی پراگماتیسم طراحی شده و در آن موضوعات غیرواقعی، ارزشمند معرفی می‌شوند، یادآور شد: این در حالی است که اسلام مبتنی بر مکتب واقع‌گرایانه است و فضای مجازی در جامعه‌ای اسلامی باید خود را با واقعیت‌های عینی هم‌سو کند.
حجت‌الاسلام جهانگیری‌سهروردی در پایان گفت: غرب به کمک تکنولوژی سعی دارد تا فضای مجازی را شبیه فضای واقعی کند، در حالی که سران غربی باید آگاه باشند که تا مشکل خود را با معرفت‌شناسی اسلامی حل نکنند، مطمئن باشند که در آینده نزدیک باید منتظر واکنش جدی مسلمانان در فضای مجازی باشند.

http://iqna.ir/fa/province/News/1415176



تاريخ : دوشنبه 19 خرداد1393 | 11:32 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
فیلم سخنرانی

http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=b778866c7a6363dba15d187fc6fe5e49



تاريخ : دوشنبه 19 خرداد1393 | 4:36 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
کد خبر : ۳۵۵۸۶۱۹ : ۴۶  - ۱۳۹۳/۱/۱۷سرويس : قم
سیاست های جمعیتی را آینده پژوهانه دنبال کنیم

سیاست های جمعیتی را آینده پژوهانه دنبال کنیم

خبرگزاری شبستان: یک محقق در حوزه علوم دینی با تاکید بر لزوم توجه به نگاه آینده پژوهانه در برنامه ریزی های کشوری بر لزوم توجه به این مسئله در برنامه ریزی های جمعیتی کشور تاکید کرد.

 

خبرگزاری شبستان - قم: حجت الاسلام یحیی سهروردی، محقق و پژوهشگر در حوزه علوم دینی و مولف مقالات و کتاب های مختلف و از مبلغان بین المللی در ادامه گفتگوی خود در موضوع سیاست های جمعیتی کشورمان با خبرنگارخبرگزاری شبستان در قم بر لزوم داشتن نگاه آینده پژوهانه در برنامه ریزی های کشور برای هر موضوعی تصریح کرد. ادامه این گفتگو در پی آمده است:


بفرمایید که منظور شما از نگاه آینده پژوهانه چیست و این نگاه چه تاثیری در برنامه ریزی های یک کشور به همراه دارد؟

ببینید در برنامه ریزی ها مخصوصا یک کشور باید در کنار توجه به مشکلات مقطعی و در لحظه به آینده هم توجه کرد. مثلا در همین موضوع جمعیت ما در نتیجه عدم توجه به آینده در طول دهه های اخیر با فراز و فرودهای فراوانی مواجه شده ایم. چه بسیار مواردی که در دوران رشد بالای جمعیت کشور بدون نگاه به آینده فراهم کردیم و در آینده بدون کاربرد باقی ماند.

 

بدون توجه به آینده فقط بحران لحظه را می بینیم
برای مثال بفرمایید در چه مواردی در کشور نگاه آینده پژوهانه نداشته ایم؟

 مثلا در مقطعی که کشور با افزایش میزان زاد و ولد مواجه بود در نتیجه عدم توجه به این نوع نگاه در عین تلاش های فراوان برای رفع مشکلات مقطعی با مشکلات فراوانی مواجه شدیم. اگر ما نگاه آینده پژوهان داشتیم و در استراتژی تصمیم ها به آن توجه می کردیم، می فهمیدیم که یکی از بحران هایی که در دهه 60 کشور با آن مواجه بود، شیرخشک بود که برای تامین آن تلاش هایی کردیم ولی بازهم به علت توجه نکردن به آینده متوجه نبودیم که همین نوزادانی که امروز شیرخشک می خواهند در آینده مدرسه می خواهند، پس در ادامه با مدرسه های سه شیفته و در ادامه با بحران دانشگاه مواجه شدیم. تمام این مسائل باعث شده تا در سال هایی که کم کم در حال گذر از آن هستیم یک آرزوی مشترک بین جوانان وجود داشته باشد، اینکه "فقط از قیف دانشگاه رد شوند". متاسفانه ما در تمام این موارد تنها بحران همان لحظه را دیدیم بدون کوچکترین نگاهی به آینده.

 

یادمان باشد، تیپولوژی هم عزت آفرین است
در موضوع جمعیت چگونه می توان در کنار تشویق به افزایش باروری نگاه آینده پژوهانه هم داشت؟

در ابتدای پاسخ به این سوال به کشورهایی اشاره می کنم که در مواجهه با کاهش میزان باروری و جمعیت خود در کار تشویق به فرزندآوری به نوع یا کیفیت جمعیتی که در راه است هم توجه می کنند. بعضی ملیت ها به موضوع کیفیت جمعیت توجه ویژه دارند و جمعیتی برای آینده کشور می خواهند که در کنار مسئله آماری جمعیتی سالم باشند. مثلا در بلاروس وزارت جمعیت این کشور پروسه تولد بچه را از زمان تصمیم گیری برای داشتن فرزند توسط والدین تا پس از تولد را بررسی می کند و در ادامه این نظارت ها پیامدهای مثبت فراوانی برای این کشور به همراه دارد.

اگر نظارت ها قبل و در طول زندگی ادامه داشته باشد جمعیت کیفی افزایش یافته و اینها افتخار ملی را بالا می برد. در این مورد مثلا خود بنده در مدت حضور در ژاپن می دیدم که ترکیب جمعیت دو نوع است، نوع اول؛ قد کوتاه و پوستی تیره دارند (دهه های پیشین) و نوع دوم؛ سفید و قد بلند (از نسل جدید). این اتفاق پس از دو سه دهه بررسی ها و تغییرات ژنتیک در این کشور رخ داده. می دنیم که ژاپنی ها قد بلندی ندارند و به همین علت آنها احساس می کردند که این مسئله (رنگ پوست و قد) عزت ملی آنها را زیر سوال می برد. بنا بر همین مسئله به تحقیق در ژن مردم خودشان پرداخته و برنامه های خود را با هدف ارتقای کیفیت ژنتیک مردم این کشور اجرا کردند. نمونه های دیگر از چنین مواردی را هم می توان در بخشی از کشورهای عربی دید مثل دبی که بخاطر علاقه به موی بور و چشم آبی همسرانی اروپایی و مخصوصا آلبانیایی تبار برگزیدند تا نژاد عوض شده و به اصطلاح فاخر شوند.

البته در این مسئله که این نگاه درست هست یا نه بحثی جداگانه وجود دارد که فعلا مورد بحث نیست ولی با نگاهی کوتاه به این نمونه ها می توان به لزوم داشتن نگاه آینده پژوهانه در برنامه ریزی ها و مخصوصا در موضوع جمعیت پی برد. حال که ایران با موضوعی تحت عنوان کاهش بی رویه جمعیت مواجه شده باید برای داشتن جمعیتی کیفی تر برنامه داشته نباشیم که البته کیفیت به لحاظ سلامت و داشتن رتبه بالای ذهنی و هوشی.


آیا در موضوع بیکاری هم صدق می کند؟

بله. ما امروز با مشکل جمعیت بیکار در کشور مواجه هستیم که باید در کنار تلاش برای رفع آن به وضعیت موضوع کار در آینده کشور هم توجه کنیم. امروز کشورهایی که نیروی کار کمی دارند، مجبور به واردات در این بخش هستند. بنگلادشی ها، هندی و پاکستانی نیروی خدماتی هستند که امروزه در اغلب کشورها یافت می شوند مثلا امروزه در عربستان این نیروها مشغول به فعالیت هستند و این کشور مجبور به رعایت حقوق شهروندی آنهاست.

 

تعارض فرهنگی نتیجه حضور گسترده نیروی کار در کشورهای مختلف
وارد کردن نیروی کار به کشور را چگونه ارزیابی میکنید؟

  وقتی یک قوم، فرهنگ و یا ملیتی تنها وارد کشوری می شود در آن هضم می شود ولی برای چنین حضوری (جمعیت چند هزار نفری به عنوان نیروی کار) باید منتظر مسائل پیرامونی از جمله غلبه یا تعارض فرهنگی باشیم. در ایران هم با این روال تا 50 سال آینده فقط فرهنگ ایرانی اسلامی نخواهیم داشت و یکی از فرهنگ ها یاغالب آنها از پاکستانی ها و شبه قاره ای ها نشات می گیرد چرا که نیروی کار دنیا در اثر فراوانی جمعیت این کشورها از این مناطق تامین می شود. آنها در کنار فرهنگ، پوشش خود را می آورند و در کشور شما باب می کنند همانگونه که در عربستان و مالزی هم اینگونه شده پس ما حتی در توجه به موضوع بیکاری در کشور و ایجاد فرصت های شغلی هم باید نگاه آینده پژوهانه داشته باشیم.


مطالعات آینده پژوهانه در کشور ما بسیار جوان است// ربات هایی که رمان های امروز را در آینده تبدیل به واقعیت می کنند...
وضعیت مطالعات آینده پژوهانه را در ایران چگونه ارزیابی می کنید؟

علی رغم نیاز بالا به این موضوع متاسفانه مطالعات آینده پژوهانه در کشور ما خیلی تازه است، اتفاقاتی در آینده خواهیم داشت که باید نسبت به آن هوشیار باشیم. البته باید این مسئله را متذکر شوم که بحث های آینده پژوهی شگفتی آفرین بوده ولی واقعیت دارد. خارج از موضوع بحث می گویم مثلا ما در آینده بحث شورش ربات ها را خواهیم داشت و آنچه که سال هاست در قالب رمان ها و فیلم های تخیلی می دیدیم، روزی مقابل چشمانمان اتفاق می افتد و ربات هایی را می بینیم که ادعای شهروند بودن دارند برای رسیدن به حقوق خود راهپیمایی می کند. این فیلم ها و کتاب ها البته زمینه را برای بشر و برای باور این مسائل آماده می کند و در این سیر البته روند ما به علت توجه نداشتن به آینده وحشتناک تر می شود.

 

پایان پیام/

http://www.shabestan.ir/NSite/FullStory/News/?Serv=0&Id=355861&Mode=



تاريخ : دوشنبه 19 خرداد1393 | 1:27 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
فعالیت های افراطی گر ها به نام شیعه هرگز مطلوب شیعه و اسلام نیست
خبرنگار زنجان بیست
زنجان- مبلغ بین المللی و عضو اتاق فکر استان قم،گفت: فعالیت های افراطی گر ها به نام شیعه هرگز مطلوب شیعه و اسلام نیست.
0
 
 
 
 
0
 
 
 
 

به گزارش خبرنگار زنجان بیست،"یحیی جهانگیری"  با اشاره به جریانdaesh افزود:امروزه عده ای افراطی میخواهندحکومت معاویه ای را احیاءنمایندو درقالب تفکر اسلامی شعار احیاء حکومت معاویه را میدهند.

این مقام مسئول ادامه داد:افراطی گری ها به نام شیعه  هرگز مطلوب اسلام وشیعه نیست.

جهانگیری عنوان کرد: ماحتی در حوزه ی جریان های،دینی اینگونه نیستیم اگرمااینهارا به صورت جریان میدیدیم خیلی راحت میتوانستیم تحلیل کنیم.

مبلغ بین المللی  با اشاره به به دیدگاه های سلفی گری بیان کرد: سلفی گری ونگاه سلفی یک جریان کوتاهی بود که توانست در سایه ی  اسلام ،وهابیت را نمایان کنند.این ها،جریانهای افراطی هستند که به اسم شیعه شکل میگیرد .

وی ادامه داد: متاسفانه در عصر کنونی دنیابا یک پدیده وهابیت شیعی مواجه شده است که در واقع  این پدیده اهداف وهابیت را درکلام شیعه  ترویج می نماید .

یحیی جهانگیری با اشاره به عملکرد آگاهانه  امام خمینی(ره) در باره تشکیل انقلاب اسلامی خاطر نشان کرد:انقلاب اسلامی در واقع انقلاب شیعه ای بودو چون امام آگاه بودکه انقلاب اسلامی ایران همان انقلاب شیعی است  و به دلیل جلوگیری از ضربه خوردن به انقلاب شیعه از عنوان "انقلاب اسلامی "یاد کرد.

یحیی جهانگیری عضو اتاق فکر صداسیمای قم ،گفت: متاسفانه می بینیم بعضی ها به نام انقلاب اسلامی طبل شیعه بودن را افراطی گری می کوبندمخصوصااین ایام،ایام ربیع الاول به بهانه ی اینکه می خواهندازشیعه حمایت کنندبه بهانه ای که میخواهندازاهل بیت حمایت کنندکارهایی راانجام میدهندکه اینهانه تنها به نفع اهل بیت نیست بلکه به ضرراهل بیت است.

وی تصریح کرد: عده ای بافحش دادن به مقدسات اهل سنت  میخواهند شیعه را درمقابل اهل سنت قراردهندشیعه و سنی بایدبااین جریانهاآشناباشند و جلوی این حرکت بایستند واتحاد  را سرلوحه شیعه و سنی قرار دهند.

پایان خبر/

/ باشگاه خبری بیست/زنجان/بهمنی

http://www.zanjan.beest.ir/?q=node/3021&page=4



تاريخ : دوشنبه 19 خرداد1393 | 1:20 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |

کتاب «مصلحت در فقه؛ مبانی، رهیافت‌ها و کارکردها» به چاپ رسید

گروه اندیشه: کتاب «مصلحت در فقه؛ مبانی، رهیافت‌ها، کارکردها» تألیف حجت‌الاسلام یحیی جهانگیری‌سهروردی، مبلغ بین‌الملل و پژوهشگر زنجانی با مقدمه آیت‌الله محسن اراکی، رئیس مجمع تقریب مذاهب و پروفسور تکیم، استاد دانشگاه مک‌مستر کانادا از چاپ خارج شده است.
دوشنبه 12 خرداد 1393
http://newhub.shafaqna.com/FA/IR/72632


تاريخ : دوشنبه 19 خرداد1393 | 1:20 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
داشتن سبک در هر مسئله ای حاصل برخی رفتارها، باورها و عملکردها است. در موضوع زندگی هم از دیرباز بشر با سبک های مختلفی آشنا شده و پس از گذر زمان با تغییر سبک زندگی خود به سمت بهتر زیستن حرکت کرده است.
کد خبر: ۴۱۷۸۲
تاریخ انتشار: ۱۴ خرداد ۱۳۹۳ - ۱۹:۲۷
 

گفتار نيوز:در میان سبک های مختلف زندگی "سبک زندگی اسلامی" حرف های زیادی برای گفتن دارد و ظرفیت های فراوانی هم برای تشکیل جامعه ای سالم و پویا. این سبک امروز نیاز کشور ماست ولی هنوز بعد از گذشت بیش از 30 سال در کشور به اجرایی نشده.

حجت الاسلام یحیی جهانگیری سهروردی، محقق و پژوهشگر در حوزه علوم دینی و مولف مقالات و کتاب های مختلف مرتبط با این موضوع و از مبلغان بین المللی است که به بیان دیدگاه خود در این موضوع پرداخت.

شکاف نسلی چیزی جز تغییر در سبک زندگی ها نیستحجت الاسلام يحيي سهروردي در ابتدای گفتگو گفت: ما معتقديم اسلام آيين زندگي است و فقط از مرگ حرف نمي زند بلكه چگونه زيستن را آموزش مي دهد. اين موضوعي است كه در فراز بلندي از زيارت عاشورا هم بر آن تاكيد مي شود.

سبك زندگي مسئله بسيار مهمي است و اگر ما تنوانيم سبك زندگي خودمان را سامان ببخشيم، همه ساحت هاي زندگي مان تحت تاثير آثار سوء آن قرار مي گيرد.وي گفت: پديده شكاف نسلي چيزي نيست جز تغيير در سبك زندگي، ما در سبك زندگي كلا بر اين موضوع بحث مي كنيم كه چگونه زندگي كنيم و اين پديده بسيار بزرگي است.

اين مبلغ بين المللي با تاكيد بر ابعاد مهم و مختلفي از موضوع سبك زندگي ادامه داد: اين مسائل و آثاري كه مي تواند هر تغييري در سبك زندگي در جامعه در بر داشته باشد، علت هاي تاكيد ويژه مقام معظم رهبري بر موضوع "سبك زندگي اسلامي" را نمايان مي سازد.وي در ادامه خاطرنشان كرد:

در اين گفتگو موضوع بحث ما زندگي مجردي است كه البته بنده از آن با عنوان "تك زيستي" نام مي برم.حجت الاسلام سهروردي اين پديده به معناي تنها زيستن مي باشد به گونه اي كه نه مبداء اين نوع زندگي خانواده باشد و نه مقصدش.وي ادامه داد:

بعضي مواقع تك زيستي ها و يا همان زندگي هاي مجردي پس از يك دوره مثلا جهت كسب علم و يا داشتن شغل به اتمام رسيده و فرد به كانون خانواده باز مي گردد و يا خود به يك خانواده تبديل مي شود.در تک زیستی ها قرار نیست، خانواده ای تشکیل شود.


اين استاد دانشگاه گفت: ‌ولي در تك زيستي هايي كه واقعا بايد به دنبال راهكاري براي مقابله با آن باشيم اين زندگي تجردي قرار نيست به زندگي يك خانواده منتهي شود و در ادامه براي جامعه اي مثل جامعه ما مشكل آفرين مي شود.وي افزود: تك زيستي امروز در جامعه ما به يك

پديده مسري (اپيدميك) تبديل شده و در حال سرايت و زياد شدن است.زندگي مجردي حيات خلوتي براي آسيب هاي اجتماعي وي تصريح كرد:‌امروز زندگي مجردي براي كشور ما به يك حيات خلوت براي آسيب هاي اجتماعي و روابط نامشروع تبديل شده پس يك آسيب جدي است.


حجت الاسلام سهروردي با اشاره به تفاوت نگاه ها به زندگي مجردي و داشتن خانه هاي مجردي در جوامع مختلف ادامه داد: ‌ممكن است در غرب به اين نوع زندگي ارزش هاي خاصي دهند

و آن را يك نوع زندگي بدانند (كه البته اين نگاه حاصل فرهنگ حاكم در اين كشورهاست) ولي در جامعه ما نگاه ارزش گذارانه اي براي اين مسئله وجود ندارد.وي ادامه داد: مدرنيته با خود معاني و رفتارهايي به همراه دارد كه تك زيستي از اقتضائات آن است.


اين محقق و نويسنده در ادامه با اشاره به وضعيت جامعه امروز كشور خاطرنشان كرد:‌ دو شاخصه جوان بودن و گذر از مرحله سنتي بودن و ورود به مدرنيته باعث شده تا اقبال ها از تك زيستي رو به افزايش باشد.

وي ادامه داد: در مسير حركت از سنتي بودن ها به سمت مدرن زيستن ‌اين روند سرعت مي گيرد و مي بينيم كه به هر ميزان كه به مدرنيته نزديك مي شويم،‌ ناگزيريم، ‌اقتضائات آن را هم بپذيريم.وي گفت: يكي از قالب هاي زندگي مدرن تك زيستي است.

اگر مي خواهيم مدرن شويم در ناخودآگاهمان اين مقتضيات را هر چند كه در مقابل باورها و فرهنگمان قرار داشته باشد، ‌مي پذيريم.حجت الاسلام سهروردي ادامه داد: به اين ترتيب است كه ما به اصطلاح مدرن مي شويم ولي اصلا بي خبريم كه مدرن شدن چه زمينه هايي را لازم دارد.

وي گفت: امروز در كشور از تهران به عنوان مظهر مدرنيته ياد مي شود ولي بايد در نقد بحث مدرنيسم و رابطه تفكر فلسفي به اين مسئله توجه كنيم و فلاسفه ما براي حل مشكلات عيني موجود در اين زمينه تلاش كنند.


اين مولف با اشاره به اشكالات موجود در اين زمينه گفت: برخي ها با افتخار از تهران را مدرن مي دانند ولي اصلا بي خبرند كه مدرن شدن چه مي خواهد و اين وظيفه فلاسفه مان است تا موضوعات مطرح در اين خصوص را از فضاي ذهن به صحنه عمل بياورند.

وي افزود: با اين نگاه مي توان گفت كه ما هنوز نه سنتي سنتي شده ايم و نه مدرن مدرن، ‌بايد مباحث ذهني مرتبط با سنت و مدرنيته را به طور عملي در جامعه پياده كنيم تا در ادامه حداقل بدانيم كه مدرن شدن يعني چه و با اين موضوع با آگاهي رفتار كنيم.


فردگرايي، مسئوليت گريزي و متمايز از ديگران بودن سه شاخصه جدي مدرنيسمحجت الاسلام سهروردي افزود: فردگرايي، مسئوليت گريزي و متمايز از ديگران بودن سه شاخصه جدي مدرنيسم مي باشد و به همين علت است كه پيروان اين سبك از زندگي در ابتدا اين سوال را مطرح

مي كنند كه اصلا خانواده چيست؟.وي تصريح كرد:‌ پيروان اين سبك از زندگي كه ما پايتخت كشورمان را محضر آن مي دانيم، ‌زندگي خانوادگي را كه مسئوليت آفرين است، ‌نمي پذيرد و از پذيرش آن شانه خالي مي كند و به دنبال تمايز در رفتار، ‌پوشش، گويش و بسياري از مسائل ديگر است.


وي گفت: ما بايد از پيامدهاي مدرن بودن باخبر باشيم و بدانيم كه مثلا با تغيير سبك زندگي مان به اين سمت همچون كشورهاي پيشرو در اين موضوع در آينده مي بينيم افرادي را در جامعه كه هر روز يك تيپ دارند

و كارهايي از قبيل نقاشي روي پلك و بقيه مسائل را انجام مي دهد تا به عنوان پيرو اين سبك از زندگي به گونه اي متمايز از بقيه افراد جامعه باشد و يك سوال جدي اينجا مطرح است،‌ اينكه آيا نسبت به اين مسائل آگاهي هاي لازم را داريم؟


اين مبلغ بين المللي خاطرنشان كرد: اينها تنها نمونه هايي كوچك از مواردي است كه بايد بدانيم، ‌ما هر چه مدرن تر مي شويم اين موارد هم بيشتر نمود پيدا مي كند، ‌مخصوصا در تهران كه امروز نماد مدرنيته در كشور است.

80 درصد خانه های مجردی تهران به خود تهرانی ها اختصاص داردوي با اشاره به ارقامي در اين خصوص گفت: گفتيم كه تك زيستي يكي از نمادهاي پررنگ اين روش از زندگي وارداتي است و در ادامه بايد اشاره كنم.

كه 80 درصد از تهراني هاي تك زيست ‌اصالتا اهل تهرانند و تنها 20 درصد از كساني كه در تهران در خانه هاي مجردي زندگي مي كنند از شهرستاني هاي مقيم هستند.وي افزود: اين آمار نشان مي دهد،‌

خانواده هايي كه سنتي ترند، ‌اقبال كمتري از زندگي تجردي دارند ولي آنهايي كه تهرانيزه شده اند با وجود داشتن محل زندگي در اين شهر بازهم خانه اي جدا از خانواده دارند و تك زيستند و باید مراقب این نوع زندگی باشیم که در ردیگر شهرها هم به الگو تبدیل می شود.


حجت الاسلام سهروردي گفت: نكته ديگر در برخورد با اين سبك از زندگي كم ارزشي خانواده ها نزد اين تفكر است در اين سبك (زندگي مدرن) خانواده ارزش خود را از دست داده و همين مسئله ايست كه باعث مي شود

برخلاف زندگي سنتي كه از جوان در آستانه ازدواج مي پرسيد،‌خانواده تشكيل مي دهي يا نه، ‌امروز از اين جوان مي پرسد، ‌خانه داري يا نه!.وي افزود: و اين تغيير در سبك زندگي است كه باعث مي شود.

‌فرد حتي خانه هم داشته باشد ولي تنها زندگي كند، ‌پيروان اين نوع از زندگي خانواده را نمي خواهند و وقتي كه پديده خانواده كم ارزش مي شود، ‌عملا جوان هم تعهدي نسبت به آن نشان نمي دهد.خیلی وقت ها خواسته یا ناخواسته افرادی طعم ازدواج را نمی‌چشند

و تا انتهای عمر تجرد را برمی‌گزینند. بعضی از این دلایل فقدان پایگاه اجتماعی و اقتصادی مناسب، عدم مهارت‌های ارتباطی خانواده یا انزوا، انتقاد بیش از حد از خواستگاران و فوت فرصت‌های مناسب است.

http://goftarnews.ir/fa/news/41782/%D9%85%D8%AC%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%A2%D8%B3%DB%8C%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87



تاريخ : یکشنبه 18 خرداد1393 | 5:46 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
کد خبر : ۳۷۰۸۶۳۱۲ : ۹  - ۱۳۹۳/۳/۱۷سرويس : قم
مشاغلی که صاحبانش فاقد تخصص اند//تبیین مباحث شرعی و اخلاقی وجدان کاری

مشاغلی که صاحبانش فاقد تخصص اند//تبیین مباحث شرعی و اخلاقی وجدان کاری

خبرگزاری شبستان:مشاورعالی جامعه اسلامی کارآفرینان بااشاره به علل راندمان پایین کاردرکشورمان گفت:متاسفانه درایران مهارت ها و تحصیلات عالی افراد باشغل شان مطابقت نداردو این باعث کاهش راندمان و وجدان کاری می شود.

 

خبرگزاری شبستان _ قم:

کار یک ارزش مهم برای تمام جوامع بشری است که در فرهنگ ها و آیین ها با درجات مورد توجه است. این ارزش در دین اسلام و فرهنگ غنی ایرانی هم درجه اهمیت بالایی دارد ولی متاسفانه جامعه امروز تا حدودی از این فرهنگ فاصله گرفته و برای بازگرداندن این ارزش به جامعه کار سختی پیش رو داریم. البته برای عمل به سبک زندگی اسلامی باید در کنار تمام مسائل به فرهنگ کار هم توجه کرد و دوباره کار کردن را به عنوان یک ارزش مهم در جامعه نشان داد. در همین راستا حجت الاسلام یحیی جهانگیری سهروردی، مشاور عالی جامعه اسلامی کار آفرینان گفتگو شده که شرح بخش دوم آن در ذیل آمده است؛


کارآفرینانمان را گرامی داریم// تولیدگر نامی درخور شان برای جامعه کارگری

حجت الاسلام یحیی جهانگیری سهروردی، مشاور عالی جامعه اسلامی کار آفرینان در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری شبستان در قم با تاکید بر لزوم گرامیداشت مقام کارآفرینان تصریح کرد: باید در کنار جلیل از نویسندگان و قهرمانان ملی مان از کارآفرینان هم تجلیل کنیم.

وی افزود: مثلا همچون روال معمول در کشور مثلا اسم یک خیابان را به نام کارآفرینی برتر مزین کنیم این کار قدمی مهم برای تبدیل شدن کارآفرینی به یک ارزش می باشد.


این استاد دانشگاه ادامه داد: مهم تر از تمام این مسائل، درک درست جامعه نسبت به این نظریه است که کار ارزش و برتری دارد ولی متاسفانه در جامعه ما چنین جا افتاده که همه به دنبال کارمندی و پشت میز نشینی باشند تا اینکه با دستان خود کاری انجام دهند.


وی با اشاره به علت های این اتفاق تصریح کرد: در جامعه ما نگاه به کارگر نگاه درجه دومی است و به همین علت است که رهبری هم بر این مسئله تاکید فراوان دارند که کارگری درجه بالایی دارد تا این فرهنگ عوض شود.


حجت الاسلام سهروردی با اشاره به راهکارهای موجود برای رفع این مورد اضافه کرد: پیشنهاد بنده این است که دیگر به این قشر زحمتکش و مخلص کارگر نگوییم که بار معنایی خاصی دارد و بجای آن از واژه هایی زیبا همچون "تولیدگر" استفاده کنیم.


وی با تاکید بر درجه اهمیت بالای بار معنایی کلمات گفت: این اتفاق البته بارها در کشور افتاده و شاهد نتایج خوب حاصل از آن هم بوده ایم مثل افرادی که از نعمت دیدن محروم هستند و تلاش کردیم تا دیگر به آنها نگوییم کور و گفتیم "روشن دل".


مشاور عالی جامعه اسلامی کار آفرینان تصریح کرد: ما می توانیم در عرصه کارگری به نکته های بلندی برسیم و اطلاق واژه "تولیدگر" یکی از راهکارهای پیش رویمان است که می تواند اثر مفیدی در بالا بردن ارزش کارگر و کارآفرین داشته باشد.


وی در ادامه با تاکید بر لزوم نگاه جدی به روش آموزش هایمان در دانشگاه ها ادامه داد: ما باید در دانشگاه هایمان مهارت ها را هم آموزش دهیم و نه فقط اطلاعات و اگر این دو در کنار هم باشند، می توانیم به هدف مطلوب برسیم.


حجت الاسلام سهروردی در ادامه با تاکید بر لزوم شناسایی مشکلات جامعه توسط پژوهشگران و اندیشمندان و طرح آنها در محیط های دانشگاهی برای رسیدن به راه حل خاطرنشان کرد: همین کار باید در حوزه های علمیه هم انجام شود و بین بدنه تولیدگر علم و اخلاق جامعه و مشکلاتی که در این خصوص در جامعه وجود دارد باید ارتباطی باشد.


وی با اشاره به توانایی های حوزه در این خصوص تاکید کرد: حوزه علمیه ما باید بتواند، ارزش کار را در جامعه تبیین کرده و جایگاه کارگر را (همچون رابطه های اخلاقی بین کارگر و کارفرما) از متون دینی بیرون کشیده و با زبانی متعارف به عموم جامعه انتقال دهد.


وجدان و انضباط کاری را جدی بگیریم// نیروی انسانی ما مهارت دیده نیستند

وی ادامه داد: در پدیده کار چندین مسئله وجود دارد که باید به آنها توجه کرد، اولین مسئله وجدان کاری است و دومین مورد، انضباط کاری.


این استاد و محقق حوزوی با تاکید بر نقش مهم این دو خاطرنشان کرد: انضباط و وجدان کاری دو مسئله بسیار مهم است که باید زمینه های لازم را فرهم کرد تا خود را بالا بکشد.


وی در ادامه با اشاره به علت های کم کاری که در کشور ما فراوان از آن انتقاد می شود، گفت: بیشترین دلیل این مشکل این است که نیروی انسانی ما مهارت دیده نیستند.


حجت الاسلام سهروردی افزود: اگر نیروی کار ما مهارت چگونه کار کردن را می دانستند این اتفاق نمی افتاد و وضعیت کار در کشورمان به این شکل نبود.


وی ادامه داد: ما فراوان می بینیم که در ایران مثلا کسی که رشته اش اقتصاد است، مسئول کار فرهنگی است و یا بالعکس، این افراد مجبورند با کاری مواجه شوند که آن را بلد نیستند.


وی در ادامه خاطرنشان کرد: گاها از موضوعی تحت عنوان عدم وجدان کاری در میان ایرانیان سخن به میان می آید که در این خصوص لازم است متذکر شوم که بخشی از این عدم وجدانی که در جامعه ایرانی وجود دارد برآیند همین نقص می باشد.


این پژوهشگر حوزوی افزود: این بخش از مشکل حاصل سیستم غلطی است که داریم و نه خود فرد، چرا که باید انگیزه قوی باشد تا فرد دل به کار دهد و یکی از این انگیزه ها همین تخصص داشتن در کار است که متاسفانه در جامعه ما با وجود کسب تحصیلات دانشگاهی توسط اکثریت جوانان به دلیل ناخوانی این آموخته ها با شغل آینده آنها وجود ندارد.


حجت الاسلام سهروردی ما می توانیم در عرصه کارگری به نکته های بلندی برسیم و با اگر با کارهایی همچون اطلاق عنوان تولیدگر به کارگر ارزش کار و کارفرما را بالا ببریم.


به دانشجویان مهارت ها را هم آموزش دهیم
وی با اشاره به راهکارهای پیش رو در این خصوص تصریح کرد: ما در دانشگاه هایمان باید مهارت ها را آمورش دهیم و نه فقط اطلاعات را و اگر این دو در کنار هم رعایت شود می توانیم به نقطه مطلوب برسیم.


مشاور عالی جامعه اسلامی کار آفرینان در ادامه تصریح کرد: "آر اند دی" (R&D واحدهای تحقیق و توسعه ، ابزارهایی ارزشمند برای توسعه و بهبود هر بیزینس) راهکار مهمی در این خصوص می باشد که البته در خصوص علوم دینی هم باید همین کار را در حوزه های علمیه انجام دهیم و بدنه تولیدگر علم و اخلاق را در جامعه از طریق حوزه ها به هم متصل کنیم.


وی با تاکید بر لزوم ورود حوزه به موضوع احیای ارزش های فراموش شده ای همچون ارزش کار و اسخراج این تاکیدها از متون دینی اضافه کرد: حوزه باید بتواند ارزش کار آفرینی را در جامعه تبیین کند، جایگاه کارگر را از متون دینی استخراج کرده و در میان عموم جامعه گسترش دهند.


برای رسیدن به فرهنگ کار مورد نظر وجدان کاری و انضباط را در میان مردم ارتقا دهیم
وی در ادامه خاطرنشان کرد: گفته می شود که وجدان کاری در میان مردم ما پایین است ولی ما در پدیده کار چند چیز را باید جدی بگیریم اول وجدان کاری و دوم انضباط کاری است.


بحث های شرعی و اخلاقی وجدان کاری را تبیین کنیم 
حجت الاسلام سهروردی افزود: ما برای ساماندهی وضعیت کار کشورمان باید بحث های شرعی و اخلاقی وجدان کاری را تبیین کنیم مثلا در این خصوص می بینیم غربی ها اگر آخرت ندارند ولی حدود این مسئل در دنیا را کاملا مشخص کرده اند و در مقابل ما که ظرفیت عظیمی تحت عنوان آخرت داریم، هنوز از آن برای این هدف استفاده ای نکرده ایم تا کارفرما بداند، حیطه و قلمرو اخلاق و وظیفه اش کجاست.


وی ادامه داد: یکی از موارد مهم دیگر در وجدان کاری پایین وجود تملق ها و چاپلوسی هاست و این در حالی است که ساختار ما باید واقعیت ها را ببیند نه تملق و چاپلوسی را و کسی که کاری را انجام می دهد، بداند آنچه که جایگاه او را ارتقا می دهد کار خوب اوست و نه چیز دیگر!


وی در پایان با اشاره به نگاه اسلام به این موضوع تصریح کرد: در اسلام هم چاپلوسی و تملق ممنوع است ولی متاسفانه در جامعه ما علی رغم توصیه اسلام شاهد این مسئله هستیم ولی اگر ما اخلاق کارگری و کارفرما را بدانیم این عوض می شود و کشور در فرهنگ کار پیشرفت خواهد کرد.


پایان پیام/



تاريخ : یکشنبه 18 خرداد1393 | 5:41 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
با مقدمه آیت‌الله اراکی منتشر شد؛ 
مبانی و کارکردهای «مصلحت در فقه»
کتاب «مصلحت در فقه؛ مبانی، رهیافت‌ها، کارکردها» تألیف حجت‌الاسلام یحیی جهانگیری‌سهروردی، مبلّغ بین‌الملل و پژوهشگر زنجانی با مقدمه آیت‌الله محسن اراکی، دبیر کل مجمع جهانی تقریب مذاهب چاپ و منتشر شد.
به گزارش شبکه اجتهاد، کتاب «مصلحت در فقه؛ مبانی، رهیافت‌ها، کارکردها» تألیف حجت‌الاسلام والمسلمین یحیی جهانگیری‌سهروردی، مبلّغ بین‌الملل و پژوهشگر زنجانی، در حوزه اجتهاد شیعی به چاپ رسیده است.
 
مولف کتاب «مصلحت در فقه؛ مبانی، رهیافت ها، کارکردها» درباره انگیزه تالیف این کتاب گفت: عده‌ای در دهه اخیر معتقدند که در جمهوری اسلامی فقه شیعی بخاطر پیوند خوردن با سیاست مجبور شده تا به قانون تبدیل شود.
 
وی افزود: این ادعا به این معناست که فقه قدسی و شریعت الهی به قانون عرفی تبدیل شده و به همین خاطر گفته می‌شود که قانون فصلی است که در فقه شیعه بنیانگذاری شده است.
 
حجت‌الاسلام سهروردی تصریح کرد: یعنی بر این اساس فقه جواهری به فقه المصلحت تبدیل روش داده و به مثابه این است که فقه شیعه دارد به پدیده سکولاریزاسیون و نه سکولاریزم تبدیل می‌شود.
 
مصلحت نه برای قدسیت‌زدایی از شریعت بلکه برای اسلامی‌سازی قوانین عرفی 
این پژوهشگر حوزه فقه گفت: مدعیان این موضوع می‌گویند که هیچ گاه سکولاریسم در ایران به وقوع نمی‌پیوندد ولی به دست خود فقها سکولاریزاسیون ایجاد می‌شود.
 
وی در ادامه تصریح کرد: در پاسخ به این موضوع باید فهمید که آیا مصلحت می‌خواهد قوانین را شرعی کند و یا نه، مصلحت می‌خواهد شرع را به قانون تبدیل کند؟ و این سوال رسالت اصلی پژوهش بنده بود که در پایان به گردآوری و چاپ کتاب «مصلحت در فقه؛ مبانی، رهیافت ها، کارکردها» انجامید.
 
این استاد حوزه و دانشگاه گفت: تلاش شده تا در این کتاب ثابت شود که مصلحت نه تنها برای قدسیت‌زدایی از شریعت نیست بلکه برای اسلامی‌سازی قوانین عرفی است تا با روش مصلحت، شریعت را از بن بست نجات دهد.
 
یادآوری می‌شود، کتاب «مصلحت در فقه؛ مبانی، رهیافت‌ها، کارکردها» سومین کتاب حجت‌الاسلام جهانگیری‌سهروردی در حوزه اجتهاد شیعی است که با مقدمه آیت‌الله محسن اراکی، رئیس مجمع تقریب مذاهب از چاپ خارج شده است.

منبع: شبکه اجتهاد - See more at: http://www.ijtihad.ir/NewsDetails.aspx?itemid=4773#sthash.rE0t5Nc2.dpuf



تاريخ : چهارشنبه 14 خرداد1393 | 7:2 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
دوشنبه 12 خرداد 1393 13:09شماره خبر : 1413598ارسال به دوستنسخه قابل چاپ

 

با مقدمه آیت‌الله اراکی؛

کتاب «مصلحت در فقه؛ مبانی، رهیافت‌ها و کارکردها» به چاپ رسید

%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%c2%ab%d9%85%d8%b5%d9%84%d8%ad%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d9%81%d9%82%d9%87%d8%9b-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%8c-%d8%b1%d9%87%db%8c%d8%a7%d9%81%d8%aa%e2%80%8c%d9%87%d8%a7-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7%c2%bb-%d8%a8%d9%87-%da%86%d8%a7%d9%be-%d8%b1%d8%b3%db%8c%d8%af

گروه اندیشه: کتاب «مصلحت در فقه؛ مبانی، رهیافت‌ها، کارکردها» تألیف حجت‌الاسلام یحیی جهانگیری‌سهروردی، مبلّغ بین‌الملل و پژوهشگر زنجانی با مقدمه آیت‌الله محسن اراکی، رئیس مجمع تقریب مذاهب و پروفسور تکیم، استاد دانشگاه مک‌مستر کانادا از چاپ خارج شده است.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از زنجان، کتاب «مصلحت در فقه؛ مبانی، رهیافت‌ها، کارکردها» تألیف حجت‌الاسلام والمسلمین یحیی جهانگیری‌سهروردی، مبلّغ بین‌الملل و پژوهشگر زنجانی، در حوزه اجتهاد شیعی به چاپ رسیده است.
این کتاب، سومین کتاب حجت‌الاسلام جهانگیری‌سهروردی در حوزه اجتهاد شیعی است که با مقدمه آیت‌الله محسن اراکی، رئیس مجمع تقریب مذاهب و پروفسور تکیم، استاد دانشگاه مک‌مستر کانادا از چاپ خارج شده است.
یادآور می‌شود، حجت‌الاسلام یحیی جهانگیری‌سهروردی، از پژوهشگران جوان حوزه و دانشگاه زنجان و قم است که تدریس در حوزه علمیه را از سن 17 سالگی آغاز کرده و در حال حاضر عضو شورای راهبردی عرفان‌های نوظهور، عضو شورای راهبری پژوهشکده مهدویت، عضو انجمن ادیان و مذهب حوزه و عضو هیئت مؤسس و مدیره هیئت رزمندگان اسلام شهر سهرورد است.
همچنین وی به عنوان مبلّغ نخبه و ممتاز دفتر تبلیغات حوزه عملیه قم انتخاب شده و مبلّغ زباندان بعثه مقام معظم رهبری نیز انتخاب شده و بیش از 30 مقاله و کتاب توسط وی تاکنون به چاپ رسیده است.
یادآور می‌شود،کتاب‌های «بگذار زندگی کنم» و «مساجد مجازی، رهیافت‌ها و کارکردها» نیز در سال‌های اخیر توسط این پژوهشگر زنجانی به چاپ رسیده است.

http://91.98.101.74/fa/News/1413598



تاريخ : چهارشنبه 14 خرداد1393 | 7:0 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
کد خبر : ۳۷۲۹۸۷۱۲ : ۲۷  - ۱۳۹۳/۳/۱۲سرويس : قم
مصلحت گرایی در فقه شیعی مانند منفعت محوری دانش سیاسی نیست

مصلحت گرایی در فقه شیعی مانند منفعت محوری دانش سیاسی نیست

خبرگزاری شبستان:مولف کتاب 'مصلحت در فقه؛ مبانی، رهیافت ها، کارکردها'گفت:در این پژوهش تصریح شده که مصلحت گرایی در فقه شیعی به مانند منفعت محوری دانش سیاسی نیست که در آن بخاطر منفعت بتوان به هرکاری دست زد.

 

حجت الاسلام یحیی جهانگیری سهروردی، مولف کتاب "مصلحت در فقه؛ مبانی، رهیافت ها، کارکردها" در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری شبستان با اشاره به علت های نگارش این کتاب تصریح کرد: پس از پیروزی انقلاب سلامی یکی از فاکتورهای پویایی فقه شیعه مصلحت بوده که تا به امروز هم ادامه داشته است.


وی گفت: امام راحل با تکیه بر مصلحت بسیاری از مشکلات نظام و مسلمین را حل کردند و این پدیده ( مصلحت) را به شکل جدی مطرح کردند.


مولف کتاب "مصلحت در فقه؛ مبانی، رهیافت ها، کارکردها" ادامه داد: عده ای در دهه اخیر معتقدند که در جمهوری اسلامی فقه شیعی بخاطر پیوند خوردن با سیاست مجبور شده تا به قانون تبدیل شود.


وی افزود: این ادعا به این معناست که فقه قدسی و شریعت الهی به قانون عرفی تبدیل شده و به همین خاطر گفته می شود که قانون فصلی است که در فقه شیعه بنیانگذاری شده است.


حجت الاسلام سهروردی تصریح کرد: یعنی بر این اساس فقه جواهری به فقه المصلحت تبدیل روش داده و به مثابه این است که فقه شیعه دارد به پدیده سکولاریزاسیون و نه سکولاریزم تبدیل می شود.


(گفتنی است، اگرچه سکولاریسم و سکولاریزاسیون ارتباط معنایی نزدیکی با هم دارند، اما یکی نیستند. تفاوت این دو مفهوم در پاسخی است که به پرسش از نقش دین در جامعه می‌دهند. سکولاریسم مدعی قلمرویی برای معرفت، ارزش‌ها و کنش‌هاست که مستقل از اتوریته دین باشد، اما ضرورتاً منکر نقش دین در امور سیاسی و اجتماعی نیست. سکولاریزاسیون اما، به معنای کنار گذاشتن دین از این حیطه‌هاست.)


وی گفت: مدعیان این موضوع می گویند که هیچ گاه سکولاریسم در ایران به وقوع نمی پیوندد ولی به دست خود فقها سکولاریزاسیون ایجاد می شود.


وی در ادامه تصریح کرد: در پاسخ به اینموضوع باید فهمید که آیا مصلحت می خواهد قوانین را شرعی کند و یا نه، مصلحت می خواهد شرع را به قانون تبدیل کند؟ و این سوال رسالت اصلی پژوهش بنده بود که در پایان به گردآوری و چاپ کتاب"مصلحت در فقه؛ مبانی، رهیافت ها، کارکردها" انجامید.


این استاد حوزه و دانشگاه گفت: تلاش شده تا در این کتاب ثابت شود که مصلحت نه تنها برای قدسیت زدایی از شریعت نیست بلکه برای اسلامی سازی قوانین عرفی است تا با کاربست مصلحت، شریعت را از بن بست نجات دهد.


وی ادامه داد: بحث دوم در این خصوص استفاده مدعیان این عقیده بر علیه فقه هسته ای ماست، آنها می گویند که مبتنی بر مصلحت ممکن است هر روز نظر ایران عوض شود و با وجود اینکه امروز فتوایی برای حرام بودن بمب هسته ای دارید ولی در آینده بخاطر مصلحت این فتوا تغییر پیدا کند.


مخالفان بدانند، مصلحت گرایی در فقه شیعی به مانند منفعت محوری دانش سیاسی نیست 
حجت الاسلام سهروردی خاطرنشان کرد: در این پژوهش تصریح شده که باید یادمان باشد، مصلحت گرایی در فقه شیعی به مانند منفعت محوری دانش سیاسی نیست که شما (کشورهای مدعی مصلحت گرایی ایران در موضوع هسته ای) در آن بخاطر منفعت می توانید به هر کاری دست بزنید.


وی با تاکید بر این موضوع که مصلحت گرایی دارای ضابطه است، گفت: هیچ گاه این مسئله منجر به چنین اتفاقاتی و آنچه که مدعیان مطرح می کنند، نمی شود.


مولف کتاب "مصلحت در فقه؛ مبانی، رهیافت ها، کارکردها" تصریح کرد: البته برخی معتقدند که موضوع مصلحت در فقه شیعه ناشی از فقه اهل سنت است که این مسئله هم در این کتاب مورد بحث قرار گرفته است.


وی در ادامه با اشاره به نگارش مقدمه بری این اثر توسط دو تن از اندیشمندان نام آشنای جهان اسلام اضافه کرد: نظر به بین المللی بودن موضوع این اثر یکی از اندیشمندانی که غرب رادیده (آیت الله محسن اراکی ریس مجمع تقریب مذاهب) و یک دانشمند غربی که با جهان اسلام آشنا بده و خود مسلمان است (پروفسور لیاقت تکیم استاد دانشگاه مک مستر کانادا)، مقدمه این کتاب را تحریر کرده اند.


حجت الاسلام سهروردی با بیان این موضوع که کتاب مذکور در هشت فصل و مشتمل بر 320 صفحه از چاپ خارج شده، گفت: مفهوم شناسی مصلحت و مقایسه مصلحت با منفعت و مفاهیم همسوی دیگر دو بخش آغازین کتاب را تشکیل می دهند و در فصل سوم هم به پیشینه شناسی و گونه ناسی مصلحت پرداخته شده و گونه های مصلحت و بیان تفاوت های مصلحت شیعه با مصلحت مرسله اهل سنت مورد بحث قرار گرفته است.


وی افزود: در فصل چهارم این کتاب به موضوع جایگاه کصلحت در فقه امامیه پرداخته شده و فصل پنجم نیز به موضوع اقوال و ادله حجیت مصلحت در فقه امامیه پرداخته شده است.


مولف کتاب "مصلحت در فقه؛ مبانی، رهیافت ها، کارکردها" با مهم دانستن ششمین فصل این کتاب خاطرنشان کرد: مهم ترین فصل کتاب با عنوان "جایگاه مصلحت در احکام حکومتی" مشخص شده و در آن به نقش آفرینی مصلحت و احکام حکومتی پرداخته شده است.


وی گفت: فصل هفتم این کتاب به موضوع مراجع تشخیص مصلحت می پردازد که بنده در این بخش دو ملاک را در این تشخیص معرفی کرده ام، اول اینکه باید به متخصصین امر مراجعه کرد و دوم اینکه به مشورت ها در این موضوع بها داده شود.


مصلحت محوری آری ولی سکولاریزاسیون و عرفی گرایی هرگز پاسخ نهایی کتاب مصلحت در فقه؛ مبانی، رهیافت ها، کارکردها"
حجت الاسلام سهروردی در پایان تصریح کرد: این کتاب در پایان تلاش می کند تا به ا سوال بزرگی که در ابتدای بحث مطرح شد پاسخ هد و به این نتیجه می رسیم که مصلحت محوری آری ولی سکولاریزاسیون و عرفی گرایی هرگز.


گفتنی است این کتاب سومین اثر گردآوری شده در قالب یک کتاب از حجت الاسلام یحیی جهانگیری سهروردی است که به تازگی به چاپ رسیده است.


پایان پیام/

http://www.shabestan.ir/NSite/FullStory/News/?Serv=37&Id=372987&Mode=



تاريخ : چهارشنبه 14 خرداد1393 | 6:59 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
در دنیای امروز، متفکران ضدمدرن در قالب جدیدی دنیا را به طور کل بی‌اهمیت می‌دانند. این گروه‌ها نئواخباری و نئواغراق‌گران دین هستند که دنیا را ذبح کردند. این خطر بسیار مهمی است که سبک زندگی اسلامی را تهدید می‌کند.

تغییر سبک زندگی اسلامی

تغییر سبک زندگی اسلامی

به گزارش جنگ نرم و عملیات روانی؛  در سال گذشته، رهبر معظم انقلاب، در فرمایشاتی مهم و راهبردی، به بررسی مقوله‌ای تحت عنوان «سبک زندگی» پرداختند؛ مقوله‌ای که تا قبل از این سخنرانی، کمتر در فضای نخبگان ما به آن پرداخته شده بود. اما از آن تاریخ به بعد، پرداختن به آن در بین رسانه‌ها، نخبگان جامعه، فضاهای علمی و دانشگاهی و مجموعاً در بسیاری از محافل داخلی، به شکلی واضح گسترش پیدا کرد و هر کس در حد توان و بضاعتش، شروع به پرداختن به این موضوع کرد.

در نگاه اول و با یک دید عُقلایی، به نظر می‌رسد که در مواجهه با هر مفهومی، پس از بررسی چیستی یا ماهیت آن، بایستی چرایی و ضرورت آن را مورد بررسی قرار دهیم.

 بررسی چرایی سبک زندگی، در حقیقت بررسی این مسئله است که اساساً به چه دلیل یا دلایلی، سبک زندگی برای ما اهمیت دارد. صرف ‌نظر از رویکردهایی که در قبال سبک زندگی، چیستی آن و نیز مؤلفه‌های تشکیل‌دهنده‌ی آن در سبک زندگی غربی یا اسلامی وجود دارد، به سراغ حجت‌الاسلام والمسلمین «یحیی جهانگیری سهروردی» رفتیم تا از منظر ایشان به بررسی ضرورت‌های بررسی مقوله‌ی سبک زندگی بپردازیم.

ایشان از نخبگان فعال علمی کشور به شمار می‌آیند که با تسلط به زبان انگلیسی و عربی، به طور گسترده‌ای در پاسخ به شبهات دینی در فضای مجازی فعالیت دارند و با انجام مصاحبه‌های مختلف و چاپ مقالات گوناگون به زبان‌های عربی و انگلیسی و سخنرانی‌های مختلف علمی در دانشگاه‌های بزرگ کشور، گام بزرگی در تبلیغ و اشاعه‌ی فرهنگ ناب اسلام برداشته‌اند.

از نظر ایشان، دلیل عدم موفقیت ما در بسط فرهنگ اسلامی، ‌صدور پیام‌های دینی به صورت تک‌عاملی است؛ در حالی که پیام‌هایی که جریان مخالف صادر می‌کند، چند‌عاملی است. پیام‌های چند‌عاملی از همه‌ی زوایا مخاطب را احاطه می‌کنند و به همین دلیل، مخاطب تسلیم آن (پیام) می‌شود. در مقابل، پیامی که ما صادر می‌کنیم، چون تک‌عاملی است، ‌در برابر عامل‌های دیگر شکست می‌خورد.

ایشان در ادامه به نکات درخور توجهی اشاره کردند که در ادامه می‌خوانیم.

 موضوع سبک زندگی در کشور ما از مباحث جدید به شمار می‌آید که پس از فرمایشات راهبردی رهبری، اخیراً بیشتر مورد توجه نخبگان علمی فرهنگی کشور قرار گرفته است. در ابتدا می‌خواهیم بدانیم که چرا در فضای فکری و فرهنگی جامعه‌ی ایران امروز، سبک زندگی به یک مسئله تبدیل شده است؟

ابتدا عرض کنم که اندیشکده‌ی برهان موضوع خوبی را برای بررسی انتخاب کرده است. درباره‌ی سؤال شما، باید بگویم که به نظر من، رسالت رهبری اصلاً این نیست که درباره‌ی بعضی از مسائل بحث کند. رسالت رهبری این است که آنچه نادیدنی است، او ببیند. ممکن است عده‌ی زیادی راجع به مسئله‌ی خاصی بحث کنند، اما رهبری باید آنچه را مغفول مانده و از چشم بقیه پنهان است ببیند و بر آن تأکید کند. همه دیدیم که رهبری یک‌باره درباره‌ی تولید علم سخن می‌گوید یا گاهی بر موضوع سبک زندگی تأکید می‌کند. اساساً این کار، رسالت رهبری است و اندیشکده‌ی برهان به خوبی در صدد پاسخ گفتن به خواسته‌ی رهبری برآمده است.

ما در بعضی از مواقع، به خوبی به حرف مقام معظم رهبری گوش می‌کنیم و کار را انجام می‌دهیم، ولی اقدام ما به‌ موقع، در فرصت مناسب و بزنگاه نیست. لذا کار ما شبیه به کار توابین می‌شود. توابین شهدای فراوانی در کربلا دادند، ولی این حرکت آن‌ها فایده‌ای نداشت، زیرا دیر اقدام کردند. اگر مطالبه‌ی رهبری سبک زندگی است، باید به موقع، فرصت را مغتنم بشماریم. از این منظر، کار اندیشکده‌ی برهان به نظر مفید و مناسب است.

حال به سؤال شما برگردیم که چرا سبک زندگی در این برهه از حیات اجتماعی ایران، به یک ضرورت تبدیل شده است. بنده این سؤال را از چند زاویه بررسی می‌کنم. پس از پیروزی انقلاب، همواره تلاش کردیم که جامعه را دینی کنیم. در این راه، انواع نهادهای دینی، از جمله نهاد رهبری در دانشگاه و سازمان تبلیغات اسلامی را ساختیم. به جز این‌ها، همه‌ی نهادهای غیردینی مانند وزارت اقتصاد (که وظیفه‌ی اقتصادی صرف دارد) نیز این رسالت را بر دوش گرفتند که جامعه را دینی کنند.

 حال سؤال اینجاست که چرا علی‌رغم اینکه تمام این پیام‌ها جامعه را به سمت دینی شدن می‌برد، منحنی دینی شدن ما به جای اینکه قوس صعودی داشته باشد، قوس نزولی دارد یا حداقل قوس صعودی ندارد؟ اگر به این سؤال جواب دهیم، به یکی از ضرورت‌های چرایی سبک زندگی می‌رسیم. اگر آغاز انقلاب را سال ۴۲ بدانیم، در سال ۴۱ در دیدار عده‌ای از انقلابیان و حضرت امام، آن‌ها از امام پرسیدند: هدف شما از انقلاب چیست؟ امام فرمود: ما می‌خواهیم انقلابمان را به دنیا صادر کنیم. پرسیدند: منظورتان چیست؟ امام فرمود: من می‌خواهم این انقلاب ابتدا در ایران اتفاق بیفتد، سپس این مفهوم ناب، کل دنیا را در بر بگیرد.

باید ابتدا به این سوال پاسخ دهیم که چرا علی‌رغم اینکه تمام پیام‌ها جامعه را به سمت دینی شدن می‌برد، منحنی دینی شدن ما به جای اینکه قوس صعودی داشته باشد، قوس نزولی دارد اگر به این سؤال جواب دهیم، به یکی از ضرورت‌های چرایی سبک زندگی می‌رسیم.

عده‌ی فراوانی در اوایل انقلاب از سخن امام این‌ طور برداشت کردند که صدور انقلاب یعنی حمله‌ی نظامی به کشورهای دیگر. امام به خوبی توضیح دادند که نباید از حرف ما این معنای غلط را برداشت کنند که می‌خواهیم کشورگشایی کنیم. ایشان در ادامه فرمودند که حرف ما بر سر بسط فرهنگی است.

پس ما در اوایل انقلاب، به دنبال بسط فرهنگی در کل دنیا بودیم. همچنین در چشم‌انداز بیست‌ساله، این مسئله را مورد تأکید قرار دادیم که این انقلاب باید الهام‌بخش تمام منطقه باشد. به عبارت دیگر، پیام‌های فرهنگی انقلاب محدود به درون مرزهای ما نیست، بلکه فرامرزی است. به این دو پارامتر دقت کنید: تئوری صدور انقلاب (که امام پیش از انقلاب آن را مطرح کرد) و چشم‌انداز بیست‌ساله (که مقام معظم رهبری آن را طرح کرد). با این دو ابزار، ما در پی این بودیم که پیام‌های انقلاب را فرامرزی کنیم.

 فرمودید هدف اصلی انقلاب ما بسط فرهنگ به کل دنیا بود. چرا علی‌رغم اینکه قصد صدور پیام‌های انقلاب را داشتیم، نتوانستیم فضای درون جامعه را دینی کنیم؟

زیرا در مقابل، جریان مخالفی به نام بی‌دینی، سکولاریسم و لیبرالیسم وجود دارد که هر گاه فرهنگی را صادر می‌کند، پیام او دقیقاً به هدف می‌خورد. چرا این اتفاق می‌افتد، اما پیام‌هایی که ما صادر می‌کنیم به خطا می‌رود؟ جالب است که ما مدعی هستیم پیام‌هایی که صادر می‌کنیم، مطابق با خواست فطری انسان‌ها نیز هست و به همین دلیل، باید بیشتر از آن‌ها استقبال شود، ولی این اتفاق نمی‌افتد. دلیل این رخداد در سبک زندگی نهفته است.

چرا باید سبک زندگی را بررسی کنیم؟ ‌دلیل آن است که ما پیام‌های دینی صادر می‌کنیم، ولی این پیام‌ها تک‌عاملی است؛ در حالی که پیام‌هایی که جریان مخالف صادر می‌کند، چند‌عاملی است. پیام‌های چند‌عاملی از همه زوایا مخاطب را احاطه می‌کنند و به همین دلیل، مخاطب تسلیم آن (پیام) می‌شود. در مقابل، پیامی که ما صادر می‌کنیم، چون تک‌عاملی است، ‌در برابر عامل‌های دیگر شکست می‌خورد.

هدف من این است که به جای تعریف کلی سبک زندگی، با این بحث‌ها به تعریف سبک زندگی خودمان بپردازم. بد نیست که با مثال شروع کنم. غرب برای ترویج تک‌فرزندی از چه روشی استفاده کرد؟ اگر ما به جای آن‌ها بودیم، از چه روشی استفاده می‌کردیم؟ احتمالاً یک بنر در خیابان نصب می‌کردیم و روی آن می‌نوشتیم: «تک‌فرزند باشید.» در بهترین حالت نیز از مجتهدان می‌خواستیم که فتوای تک‌فرزندی را صادر کنند. اما غربیان در این راه تلاش فراوانی کردند و پیام‌های تک‌عاملی نساختند.

 برای ترویج تک‌فرزندی، غربیان (از حیث اقتصادی) نظریه‌ی فقر را مطرح کردند. آن‌ها به مردم گفتند که دنیا در حال حرکت به سوی فقر است و خانواده‌هایی که بچه‌های زیادی دارند، با مشکل اقتصادی مواجه خواهند شد. همچنین از حیث فلسفی، نظریه‌ی «individualism» یا فردگرایی را مطرح کردند و ادعا کردند که فردگرایی مزایای بیشتری نسبت به جمع‌گرایی دارد. تلاش آن‌ها محدود به حیث فلسفی و اقتصادی نبود، بلکه عروسک‌های باربی را نیز به همین هدف ساختند. باربی‌هایی که تا سال ۱۹۹۵ ساخته شدند، از نظر فرم بدنی، به هیچ عنوان برجستگی شکم را به نشانه‌ی حاملگی نداشتند. آن‌ها معتقد بودند که حتی کودکان نیز باید مخاطب این پیام باشند و ساختمان بدنشان را به این شکل نبینند.

همان طور که عرض کردم، اگر پیام از جوانب و زاویه‌های مختلف به مخاطب برسد، مخاطب تسلیم می‌شود. ممکن است اصلاً نداند که پیامِ دریافتی درست است یا خیر، اما تسلیم می‌شود. این در حالی است که پیام ما تک‌عاملی است و شکست می‌خورد. پیام فقط در شرایطی چند‌عاملی می‌شود که سبک زندگی با پیام همسو باشد. در غیر این صورت، شکست خواهد خورد.

برای مثال، ما امروزه جوان‌ها را توصیه به ازدواج می‌کنیم؛ ولی سبک زندگی فعلی که برای جامعه‌ی ما ترسیم شده، مخالف این پیام است. گزاره‌ی پیام ما از این قرار است: افراد جامعه باید باحیا و عفیف باشند. از آنجا که این پیام تک‌عاملی است، شکست می‌خورد. دلیل این امر آن است که مخاطب با خود می‌گوید که پیام شما بسیار خوب است؛ اما اگر من ازدواج کنم (با توجه به شرایط فعلی)، حتی اگر چندین سال دوندگی نمایم، باز هم نمی‌توانم یک زندگی معمولی برای خود فراهم کنم. او از طرف دیگر، روابط بسیار آزادی را در سطح جامعه می‌بیند. در واقع، ازدواج را مساوی با مسئولیت و مشقت می‌داند، ولی روابط آزاد و بی‌قید را راحت و بدون مسئولیت تشخیص می‌دهد.

به عبارت دیگر، یک پیام می‌گوید ازدواج کنیم؛ ولی نهادهای دیگری که این پیام را صادر می‌کنند (مانند دانشگاه، خیابان، مبلمان شهری و پارک‌ها) این روابط را آزاد دیده‌اند. این نهاد‌ها عملاً پیشنهاد می‌کنند که ازدواج مسئولیت دارد و بهتر است به سراغ گزینه‌های دیگر برویم. به این ترتیب، پیام ازدواج ما با شکست مواجه می‌شود.

 دلیل شکست آن این است که چند‌عاملی نیست و عامل‌های دیگر آن را شکست می‌دهند. اگر ما قادر بودیم یک سبک زندگی طراحی کنیم که در آن، پارک، مبلمان شهری و دانشگاه همگی همسو پیام دهند که عفاف و حجاب خوب است، حتماً موفق می‌شدیم. ما فقط در صدد صادر کردن تک‌پیام بودیم. ای‌کاش به جای صادر کردن چندین پیام تک‌عاملی، یک پیام چند‌عاملی صادر می‌کردیم؛ آن گاه می‌دیدیم که چه اثر فوق‌العاده‌ای دارد.

ما پیام‌های دینی صادر می‌کنیم، ولی این پیام‌ها تک‌عاملی است؛ در حالی که پیام‌هایی که جریان مخالف صادر می‌کند، چند‌عاملی است. برای مثال، ما امروزه جوان‌ها را توصیه به ازدواج می‌کنیم؛ ولی سبک زندگی فعلی که برای جامعه‌ی ما ترسیم شده، مخالف این پیام است.

سال‌ها پیش، وضع اقتصادی چین نابسامان بود و مسئولان در پی ترویج اقتصاد کمونیستی بودند. آن‌ها در کنار همه‌ی عوامل، یک عامل را هم اضافه کردند و به مردم گفتند که باید لباس آستین کوتاه بپوشند، زیرا با وجود یک میلیارد جمعیت چین، اگر به ازای هر فرد، به اندازه‌ی دو آستین پارچه کم می‌شد، کشور رشد بیشتری می‌کرد. اگر می‌خواهیم پیام‌های چند‌عاملی بفرستیم، باید پیام‌های دینی و همسو را در تمام ساحت‌های زندگی مردم بفرستیم. در غیر این صورت، نمی‌توانیم یک زندگی دینی فراهم کنیم.

یک مثال دیگر می‌زنم. در یکی از برنامه‌های تلویزیونی، گوینده مردم را به ساده‌زیستی و پرهیز از اسراف توصیه می‌کرد؛ ولی دکور آن برنامه فوق‌العاده پرهزینه بود. در این حالت، پیام‌های صوتی ساده‌زیستی را به مخاطب انتقال می‌دهد، اما پیام‌های پاراسمپاتیک به او می‌گوید: «به لوکیشن نگاه کن، تو هم باید به همین نحو زندگی کنی.» مخاطب در دریافت پیام دچار پارادوکس می‌شود و به همین دلیل، پیام مجری برنامه هیچ گاه اثربخش نخواهد بود. به خاطر همین فقدان همسویی و همگنی، بسیاری از برنامه‌ها و پیام‌رسان‌های دینی ما، اعم از صداوسیما، مبلغان دینی و مساجد قادر نیستند پیام خود را به مردم برسانند.

اگر می‌خواهیم همسو با هزینه‌ای که برای صدور پیام‌های دینی مصرف می‌کنیم، ضریب جینی تدین هم بالا برود، باید به سبک زندگی بپردازیم. به این ترتیب، همه‌ی ساحت‌های انسانی پیام‌های همسو می‌دهند. مادامی که سبک زندگی را نسازیم، حتی اگر گزاف‌ترین هزینه را برای تبلیغ اسلام کنیم، برداشت بسیار اندکی خواهیم کرد و در تبلیغ دین، دخلمان به خرجمان نخواهد ارزید.

 به تدریجبه دلیل دوم چرایی سبک زندگی خواهم پرداخت. روایت جالبی می‌خواندم که اگر امام زمان ظهور کند، افراد دروغ‌گو را از بین نمی‌برد. در واقع در آن زمان، آرمان‌شهری ساخته می‌شود که در آن، همه‌ی افراد دینی و معنوی هستند؛ به خاطر اینکه پیامی که امام زمان صادر می‌کند، چند‌عاملی است و تمام ساحت‌های حیات مخاطب تأیید می‌کند که آن پیام‌ها درست است. پس امام زمان به جای دروغ‌گو، دروغ را از بین می‌برد: «و یزهق الکذب» در آن آرمان‌شهر، همه‌ی امور (مبلمان شهری، انسان‌ها، پارک‌ها و ماشین‌ها) فریاد می‌زنند که «دروغ هرگز» و به همین ترتیب، بشر نیز دروغ نمی‌گوید.

چرا بشر دروغ می‌گوید؟ زیرا مشکل اقتصادی او را وادار می‌کند وقتی چکش برگشت خورد، آن را با دروغ توجیه کند. در عصر امام زمان، به قدری وضعیت معیشت مردم خوب خواهد شد و امنیت افزایش خواهد یافت که مردم لزومی نمی‌بینند دروغ بگویند. پس اگر می‌خواهیم فضایی دین‌دارانه ایجاد کنیم، باید همه‌ی عرصه‌ها را دینی کنیم.

دلیل دوم چرایی سبک زندگی از این قرار است: حکومت اسلامی همواره در پی این است که شرایط ظهور را فراهم کند و امام و رهبری نیز همیشه گفته‌اند که این انقلاب زمینه‌ساز ظهور است. متأسفانه گاهی ما ظهور را تحمیلی می‌دانیم؛ یعنی به خداوند تحمیل می‌کنیم که باید ظهور اتفاق بیفتد. این رویکرد بسیار غلط است. رویکرد غلط دیگر، تعجیلی است. پیوسته می‌گوییم که «خدایا هر چه زودتر ظهور آقا را برسان.» واقعیت این است که ظهور نه تحمیل است و نه تعجیل؛ بلکه تسهیل است. در این راستا، باید زمینه و زمانه را آماده کنیم.

به خاطر بسپاریم که ظهور در کانتکسی اتفاق خواهد افتاد که تمام هستی هم‌صدا آن را فریاد بزنند و جامعه پیام‌های همسوی دینی بدهد. وظیفه‌ی ما این است که این زمینه را فراهم کنیم. مقام معظم رهبری از آنجا که می‌داند انقلاب اسلامی زمینه‌ساز ظهور است، توصیه می‌کند که به سبک زندگی بپردازیم.

فرمودید که یکی از دلایل شکست ما در بسط فرهنگ (خواه در داخل کشور و خواه در صدور فرهنگ عمومی به خارج از کشور)، تک‌عاملی بودن پیام‌های ما و همسو نبودن آن‌ها با سبک زندگی ماست. لطفاً در مورد تبعات این مسئله بیشتر توضیح بدهید.

 اولین تبعات آن، این است که این پیام‌ها خودمتناقض می‌شوند. به این معنا که واعظ در بالای منبر می‌گوید که «مردم، عفیف باشید»؛ اما صداوسیما بلافاصله برنامه‌ای را پخش می‌کند که پیام او را با شکست مواجه می‌نماید. جالب اینجاست که حتی ممکن است بنده (که یک روحانی هستم) وقتی بعد از وعظ مردم، به دانشگاه می‌روم، مخاطب با دیدن من این پیام را دریافت کند که به علت حضور من، محیط دانشگاه نیز دینی است؛ ولی آیا دین این‌ گونه مسائل است؟

بدترین بلا در امر پیام‌رسانی و تبلیغات این است که پیام‌های خودمتناقض صادر کنیم. پیام‌های سمپاتیک ما مردم را به سوی دین‌داری دعوت می‌کند، ولی پیام‌های پاراسمپاتیک خلاف آن را صادر می‌کند. به عنوان مثال، مبلمان شهری مردم را به دین‌داری دعوت نمی‌کند. برای ساده شدن مطلب، یک مثال می‌زنم. چرا مردم ما به فریضه‌ی مهمی به نام نظم پایبند نیستند، اما در کشور لائیکی مانند ژاپن، مردم به نظم پایبندند؟ زیرا در کشور ما فقط ائمه‌ی جمعه در ابتدای خطبه‌های نماز می‌گویند که «مردم، شما را به نظم و تقوا دعوت می‌کنم»؛ ولی سبک زندگی، ابزارها و ساحت‌هایی که در آن زندگی می‌کنیم، با نظم همسو نیست. فراتر از این، اگر منظم باشیم، زندگی‌مان دچار مشکل می‌شود. در حالی که در کشور ژاپن، اگر افراد منظم نباشند، زندگی نابسامانی خواهد داشت. در واقع نظمی که ژاپنی‌ها رعایت می‌کنند، نظم ارزشمندی نیست، اما اگر منظم نباشند، زندگی‌شان به هم می‌ریزد.

ژاپنی‌ها اتومبیل و ترافیک را طوری به وسیله‌ی های‌تک طراحی کردند که همه‌ی انسان‌ها منظم می‌شوند. ما نیز اگر بخواهیم به سبک زندگی اسلامی برسیم، باید سیستمی را طراحی کنیم و زیرساخت‌های آن را تأمین نماییم. مثلاً تعدادی از آن‌ها، زیرساخت‌های های‌تک است. بعضی از آن‌ها نیز زیرساخت‌های اپیستمولوژیک (معرفت‌شناختی) است و بنده قصد دارم بیشتر از این منظر صحبت کنم. در آخر صحبت‌هایم نیز چند زیرساخت را مثال می‌زنم.

ما نمی‌توانیم مردم را به نظم دعوت کنیم، ‌ولی زیرساخت‌های تعهد به نظم را فراهم نکنیم. تا موقعی که مبلمان شهری عملاً ما را وادار به بی‌نظمی می‌کند، نمی‌توانیم مردم را به نظم دعوت کنیم. به همین دلیل، عرض کردم که این پیام‌ها خودمتناقض است. بنابراین باید به سبک زندگی برسیم، چون امام زمان امام سبک زندگی است. ایشان با آمدنش سبک زندگی را متحول می‌کند و مردم دین‌دار می‌شوند. اگر ما قصد داریم ظهور را تسهیل کنیم (نه تحمیل و تعجیل)، باید سبک زندگی را بررسی کنیم. رسالت منتظران، بررسی سبک زندگی است.

حال دلیل سوم چرایی بحث سبک زندگی را مطرح می‌کنم که اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد. ما متأسفانه تعارضی را بین دین و دنیا برای مردم ترسیم کرده‌ایم. امام زمان ظهور می‌کند که مردم دروغ نگویند و مرتکب گناه نشوند تا سبک زندگی آن‌ها بهبود یابد. دلیل آن این است که آخرت خوبی داشته باشند. ما تنها وقتی به آخرت خوب می‌رسیم که دنیای خوبی داشته باشیم. متأسفانه در دوره‌ای (از حیث الهیاتی) این بحث مطرح شد که در اسلام دین و دنیا با هم تعارض دارند. این‌ طور تحریف شده است که هر چه به دنیا و «life» در این دنیا توجه کنیم، «life» آخرتی فراموش می‌شود. در نتیجه، دین و دنیا در عرض هم قرار گرفتند؛ حال اینکه این دو در طول هم هستند. اگر ما دنیای خود را بسازیم، دین و آخرت خود را هم خواهیم ساخت. متأسفانه رواج این تفکر به ما فرصت نداد که درباره‌ی «lifestyle» بحث کنیم.

 چرا تا به حال مسلمانان راجع به سبک زندگی بحثی نکرده‌اند، اما غربی‌ها در این زمینه پیشینه‌ی طولانی‌تری دارند؟

دلیلش این است که ما متأسفانه معاش و معاد و دین و دنیا را در مقابل هم قرار داده‌ایم. از این رو، اگر کسی به مردم توصیه می‌کرد که آرایش، راه رفتن و معماری شما باید به این سبک باشد، به او اعتراض می‌کردیم که «چرا در مورد دنیا حرف می‌زنی؟» گویی دین، دین آخرت است. اگر به خاطر داشته باشید، یکی از نویسندگان نیز کتابی با عنوان «توحید و معاد؛ هدف بعثت انبیاء» نوشت. طبق این رویکرد، هدف بعثت انبیاء فقط معاد بود و آن‌ها با معاش مردم کاری نداشتند. وقتی این نگاه الهیاتی در جامعه حاکم شود، قادر نیستیم به یک سبک زندگی برسیم.

یکی از اقدامات مهم امام خمینی، تحول رویکرد در الهیات بود. ایشان ثابت کرد که ما باید دنیای مردم را بسازیم تا دین آن‌ها ساخته شود. متأسفانه ما فقط چگونه مردن را به مردم آموخته‌ایم، ولی فراموش نکنیم که اسلام آیین چگونه زیستن نیز هست. باید به مردم یاد بدهیم مادامی که چگونه زیستن را یاد نگیرند، چگونه مردنشان معلوم نیست. «خدایا به من چگونه زیستن را بیاموز» باید این دعا را به مردم یادآوری کنیم. زیارت عاشورا بسیار زیباست: «أللهم الجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد» خدایا، ابتدا چگونه زیستن من را محمدی کن؛ چرا که در این صورت، ممات من نیز محمدی می‌شود. این در حالی است که ما دینی را به مردم معرفی کردیم که دنیاستیز یا دنیاگریز است. به خاطر همین تبلیغات ما، عملاً زندگی دنیوی برای مردم بی‌معنی و کم‌ارزش شده است. این موارد جزء زیرساخت‌های بحث سبک زندگی است.

پس یکی از بنیادهای نظری تحول در سبک زندگی این است که از نظر الهیاتی دیدگاه‌ها را تغییر دهیم.

بله، به عبارتی، باید به مردم بگوییم که دین و دنیا در عرض هم نیستند، بلکه در طول هم‌اند. دین اسلام دنیاگریزی و دنیاستیزی را ترویج نمی‌کند، بلکه اتفاقاً معتقد است که زندگی‌ دنیوی می‌تواند زندگی دینی و آخرت خوبی را بسازد.

این تبلیغات سبب شده است که تفکر حاکم بر جهان اسلام، مانند گذشته، تفکری ضددنیا در قالب صوفیسم باشد. همان طور که می‌دانید، در گذشته، همواره عالمان دینی با صوفیان درگیر بودند. علتش آن بود که صوفیان فقط به دین اهمیت می‌دادند و دنیا را فدا کرده بودند. این امر باعث شد که عالمان راستین دین با آن‌ها مقابله کنند. در دنیای امروز نیز متفکران ضدمدرن در قالب جدیدی دنیا را به طور کل بی‌اهمیت می‌دانند. شبیه آن‌ها، اهالی روستایی در کشور هستند که دقیقاً مانند جریان‌های ضددنیا، فقط به دین اهمیت می‌دهند. تمامی این گروه‌ها نئواخباری و نئواغراق‌گران دین هستند که دنیا را ذبح کرده‌اند. این خطر بسیار مهمی است که سبک زندگی اسلامی را تهدید می‌کند.

 بنده مقاله‌ای به نام «از ملا تا روحانی» نوشتم و در آن ذکر کردم که تا دوره‌ی قاجار، اصلاً واژه‌ی روحانی در ادبیات مردم وجود نداشت. طبق این کلمه، رسالت افراد دینی فقط این است که به جای حرف زدن درباره‌ی دنیا، درباره‌ی روح و معاد حرف بزنند. به این ترتیب، در آن دوره، به کسانی که در راه دین مطالعه می‌کردند، روحانی می‌گفتند. همچنین مکانی را که آن‌ها در آن به مطالعه می‌پرداختند، حوزه نامیدند. قبل‌تر به این مکان «جامع» می‌گفتند؛ اما حوزه به معنای حاشیه است. در واقع، با این نام‌گذاری اعلام کردند که روحانیان نباید با بطن زندگی مردم کاری داشته باشند؛ بلکه باید به حاشیه‌های زندگی (مانند معاد) بپردازند. به این ترتیب، ما روحانیان تبدیل به رانده‌شده‌های زندگی و حوزوی‌شده‌های حیات انسانی شدیم. در اثر این رخداد، زندگی مردم به یک نحو بود و پیام‌هایی که ما صادر کردیم به نحو دیگری بود و این دو هیچ گاه همگن و هم‌سنخ و همسو نشدند. پس اگر می‌خواهیم به سبک زندگی برسیم، باید رویکرد خود را (از نظر الهیاتی) تغییر دهیم.

به نظر شما، چرا رهبری در این برهه (و نه در زمان دیگری) موضوع سبک زندگی را مطرح می‌کنند؟

پاسخ این سؤال در واقع ضرورت چهارم پرداختن به بحث سبک زندگی است. در واقع علت آن است که مردم ما دین‌دار هستند و دین جزء مقوله‌های سنت است. جامعه‌ی ما تا دهه‌های پیش، وارد دنیای مدرن نشده بود. به این ترتیب، دین سنتی و دنیای سنتی را در کنار هم داشت. این دو هیچ وقت پارادوکس نداشتند و مردم به تناقض نمی‌رسیدند.

هنگامی که ما پا به دنیای مدرن گذاشتیم، دیدیم که مدرنیته دنیا را برجسته کرده است؛ در حالی که دین، سنت را برجسته می‌کرد. به این صورت، این دو در تعارض با هم قرار گرفتند و بشر درمانده شد که در دوره‌ی جدید چگونه زندگی کند. او با خود گفت که اگر حیات من دینی باشد، باید سنتی زندگی کنم و مدرنیته را کنار بگذارم. لذا باید مثل آمیش‌های کانادا یا اهالی روستایی در کشور خودمان زندگی کنم. اگر بخواهم مدرن زندگی کنم نیز باید دین خود را کنار بگذارم. قبلاً چنین پرسشی برای بشر مطرح نبود، اما امروز این پرسش حل‌نشده باقی مانده است. او مشکل را به این صورت حل کرد: دین سنتی برای قیامت و زمان مرگ، دنیای مدرن برای حالا و زمان زیستن.

ما هنگامی می‌توانیم زندگی مردم را دینی کنیم که دانشی طراحی کنیم که زندگی مردم و چگونگی تغییر آن را بررسی کند. این دانش باید چگونه زیستن، چگونه خوردن، چگونه نوشیدن و چگونه پوشیدن را به مردم آموزش دهد. دانش ما در حال حاضر فقه است که متأسفانه هنوز در پازل دنیای سنتی بازی می‌کند.

وظیفه‌ی ما این است که بگوییم دین سنتی در دنیای مدرن نیز پاسخ‌گوست و می‌تواند چگونه زیستن را در دنیای مدرن جواب بدهد.

 چگونه و با چه ابزاری می‌توان در فضای فعلی جامعه‌ی ایران این کار را انجام داد؟

دانشی که حیات دنیوی مردم را بسامان می‌کند، دانش فقه است؛ اما متأسفانه فقه ما دانشی حداقلی در زمینه‌ی دین‌داری است. در واقع فقط پاسخ‌گوی حلال و حرام است. اگر از فقیهی بپرسیم که خانه‌ی ما باید اوپن باشد یا خیر، جوابی نمی‌دهد؛ در حالی که باید جواب بدهد. فقه ما همچنان جواب‌گوی مشکلات دنیای سنتی است؛ حال آنکه دنیای ما تغییر کرده است. در این صورت، دانشی که برای سامان امور دنیوی نهادینه شده است نیز باید متحول شود. به همین دلیل، امام و رهبری بر تحول در اجتهاد تأکید می‌کردند.

ما هنگامی می‌توانیم زندگی مردم را دینی کنیم که دانشی طراحی کنیم که زندگی مردم و چگونگی تغییر آن را بررسی کند. این دانش باید چگونه زیستن، چگونه خوردن، چگونه نوشیدن و چگونه پوشیدن را به مردم آموزش دهد. دانش ما در حال حاضر فقه است که متأسفانه هنوز در پازل دنیای سنتی بازی می‌کند. واقعیت این است که این دانش فعلاً ناکافی است.

پس شما معتقدید که فقه سنتی پاسخ‌گوی نیازهای فعلی جامعه‌ی امروز ما نیست.

بله، همان طور که امام فرمودند، فقه جواهری امری در کنار فقه پویا است. فقه امروز باید انبوه‌سازی و ویلانشینی را بررسی کند. همچنین باید به نیازهای مهندسی و معماری امروز جواب دهد و خیابان‌ها، مبلمان خانه‌ها، پوشش مردم و حتی رنگ آن را تعیین کند.

 وقتی از حمله‌ی ساپورت‌ها به تهران سخن می‌گوییم، فقه نباید ساکت بنشیند. کافی نیست که فقط بگوید لباس نباید نازک باشد؛ بلکه باید از سبک زندگی مردم حرف بزند. فقه اساساً باید (پس از این) پیشنهادی عمل کند، نه منعی. مردم گاهی اوقات سؤالاتی از ما می‌پرسند و ما متأسفانه در پاسخ، تنها از نبایدها و منع‌ها سخن می‌گوییم. در حالی که از این به بعد باید خودمان پیشنهاد بدهیم و به مردم بگوییم که اگر می‌خواند با نسخه‌ی دینی زندگی کنند، باید این رنگ را بپوشند و به این صورت خانه بسازند.

ما در حال حاضر، دین‌داری مردم را به صورت حداقلی می‌بینیم و آن را در نماز خواندن و روزه گرفتن و رعایت حجاب خلاصه می‌کنیم؛ اما اگر در پی تحقق سبک زندگی دینی هستیم، باید به صورت حداکثری به دین‌داری نگاه کنیم. مثلاً باید بدانیم که اگر سبک خانه به شکل دینی نباشد، دین‌داری کامل نخواهد بود. حتی رنگ خانه پیام می‌دهد که دین‌دار باشیم یا خیر. عجیب است که در کشوری مثل آلمان حتی رنگ کردن در خانه‌ها سیاست‌گذاری شده است؛ حال آنکه ما ابداً به این مسائل فکر نمی‌کنیم.

دلیل این امر این است که ما دین‌داری را در حداقل‌ها (مانند نماز خواندن) دیده‌ایم؛ در حالی که باید دقت کنیم که اگر فردی در مسجد نماز خوانده، ممکن است در خیابان یک المان شهری یا رنگی را دیده که پیام دین‌دار نبودن را به او منتقل کرده است. در واقع ما اصلاً به این ظرافت‌ها دقت نمی‌کنیم. پس چهارمین چرایی سبک زندگی، دلیلی معرفت‌شناسانه است و عبارت است از اینکه دانش فعلی بسامان‌سازی امور دنیوی مردم (یعنی دانش فقه) ناکافی است. اگر این دانش می‌خواهد بسامان شود، باید متحول شود تا بتواند پاسخ‌گوی تمام ساحت‌ها باشد. سبک زندگی بدون تغییر در این ساحت‌ها دشوار و بلکه ناممکن خواهد بود. مثال‌هایی که عرض کردم، بنیادهای نظری سبک زندگی است.

http://www.psyop.ir/?p=69141



تاريخ : چهارشنبه 7 خرداد1393 | 1:35 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.