X
تبلیغات
وبلاگ یحیی جهانگیری سهروردی
دوشنبه 25 فروردین 1393 12:12شماره خبر : 1395133ارسال به دوستنسخه قابل چاپ

استفاده از شبکه‌های اجتماعی از عوامل موفقیت فرقه‌های انحرافی/ کارشناسان دینی در این فضا تلاش کنند

%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d9%81%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d8%b4%d8%a8%da%a9%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84-%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82%db%8c%d8%aa-%d9%81%d8%b1%d9%82%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%ad%d8%b1%d8%a7%d9%81%db%8c-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86-%d8%af%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d9%81%d8%b6%d8%a7-%d8%aa%d9%84%d8%a7%d8%b4-%da%a9%d9%86%d9%86%d8%af

گروه اندیشه: پژوهشگر برجسته دینی با اشاره به اینکه استفاده از شبکه‌های اجتماعی برای تغذیه فکری مخاطبان، یکی از راهکارهای فرقه‌های نوپدید است، گفت: اخیرا فعالیت‌هایی از سوی کارشناسان دینی در فضای سایبری برای مبارزه فرقه‌ها صورت گرفته اما نیازهای جامعه بیش از این میزان است.

حجت‌الاسلام یحیی جهانگیری، مدرس حوزه و دانشگاه‌های زنجان در گفت‌و‌گو با خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از زنجان، با اشاره به این‌که فرقه‌های انحرافی یا جنبش‌های معنوی نوپدید، در سال‌های اخیر، تلاش‌های فراوانی برای جذب افراد و به خصوص جوانان به سمت خود نموده‌اند، گفت: متأسفانه باید گفت که این جنبش‌ها موفق به جذب برخی جوانان و اقشار مختلف مردم در ایران نیز شده‌اند و باید به دنبال این واقعیت بود که دلایل اصلی جذابیت این فرقه‌ها برای برخی افراد چیست.
وی اضافه کرد: یکی از مهم‌ترین دلایل جذب برخی افراد و به‌خصوص جوانان به سمت این جنبش‌های معنوی نوپدید، استفاده بهینه آنها از فناوری‌ها و تکنولوژی‌های روز برای بسط دادن معارف خود است که ورود موفق آنها به فضای سایبری، نمونه این بهره‌مندی از تکنولوژی برای جذب مخاطب از سوی آنهاست.

بهره‌مندی فرقه‌های نوپدید از شبکه‌های اجتماعی برای تغذیه فکری مخاطبان

این مدرس حوزه و دانشگاه‌های زنجان با تأکید بر این‌که باید به این حقیقت واقف باشیم که کاربران زیادی از سراسر جهان، جذب شبکه‌های اجتماعی همچون Facebook شده‌اند، افزود: به گفته یکی از پژوهشگران، اگر Facebook، کشور بود، به طور قطع به یکی از پرجمعیت‌ترین کشورهای جهان، پس از چین تبدیل می‌شد و همین موضوع نیز مورد توجه فرقه‌های نوپدید قرار گرفته است.
حجت‌الاسلام جهانگیری با بیان این‌که بهره‌مندی از این‌گونه شبکه‌های اجتماعی برای تغذیه فکری مخاطبان، یکی از راهکارهای نومعنویت‌هاست، اظهار کرد: با وجود این‌که اخیرا فعالیت‌هایی از سوی کارشناسان و پژوهشگران دینی کشور در فضای سایبری برای مبارزه با این معنویت‌های انحرافی صورت گرفته است؛ اما باید توجه داشت که نیازهای جامعه ما بسیار بیشتر از این میزان فعالیت‌هاست.

تبلیغات دینی با استفاده از منابع مدرن و سنتی پاسخ‌گوی نیازهای جامعه است

وی دومین راهکار جذب افراد توسط جنبش‌های معنوی نوپدید را تطبیق مناسب آنها با مدرنیته دانست و تصریح کرد: مبلغان دین‌های رسمی اسلام، مسیحیت و یهودیت که در فضای سنتی گذشته آورده شده‌اند، باید در دنیای مدرن، با منابع سنتی، پاسخ گوی نیازهای افراد باشند و اگر نتوانند این مأموریت را به خوبی اجرا کنند، شکست خواهند خورد.
این پژوهشگر برجسته دینی با اشاره به این‌که جنبش‌های معنوی نوپدید، به دلیل سنتی نبودن، پاسخ‌گوی نیازهای جامعه مدرن هستند، عنوان کرد: آنها از ابزار رسانه نیز به خوبی بهره برده‌اند و امروز مشاهده می‌کنیم که سینمای امروز، بیان‌گر بخشی از معنویت انحرافی غرب است.

مسلمانان در تبلیغ رسانه‌ای دین ضعیف عمل کرده‌اند

حجت‌الاسلام جهانگیری تأکید کرد: همان‌گونه که یکی از کارشناسان غربی بر این موضوع تأکید دارد که با رسانه می‌توان تفکرات یک انسان را تغییر داد «Media changes the mind»، این جنبش‌های معنوی نوپدید نیز با استفاده از ابزار رسانه و سینما، بسیاری از حرف‌های خود را می‌زنند و ما در این زمینه کم کاری کرده‌ایم.
این مدرس حوزه و دانشگاه‌های زنجان یادآوری کرد: نباید از این نکته نیز غافل شویم که جنبش‌های معنوی نوپدید، پررونق هستند ولی در کنار این پررونقی، همانند مسکنی هستند که درد را برای مدتی تسکین می‌دهد؛ در حالی که تنها آئینی که می‌تواند برای همیشه دردهای بشر را برطرف کند، اسلام است.

اسلام سرشار از معنویت و عرفان است

وی با تأکید بر این‌که اسلام سرشار از معنویت و عرفان است و باید به دنبال مدل‌های فرقه‌های نوپدید در بطن آموزه‌های دینی باشیم، یادآور شد: ما باید اسلام را به‌گونه‌ای به جوانان معرفی کنیم که زندگی روز جوانان را سامان دهد و تنها از آخرت برای آنها نگوید و این موضوع، همان سبک زندگی است که از سوی مقام معظم رهبری بارها مورد تأکید قرار گرفته است.
این پژوهشگر برجسته دینی در پایان گفت: فعالان فرهنگی دانشگاه‌ها و حوزه‌های علمیه باید بار بصیرت‌افزایی در این حوزه را به دوش بکشند، چرا که بسیاری از افرادی که جذب این فرقه‌های انحرافی شده‌اند، خود اعتراف کرده‌اند که ناآگاهی باعث این اتفاق شده است.

http://iqna.ir/fa/News/1395133



تاريخ : دوشنبه 25 فروردین1393 | 3:14 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
کد خبر: 3100تاریخ انتشار: ۱۸ فروردین ۱۳۹۳تعداد نظرات: . نظرخانه » آخرین عناوین » حوزه های علمیه به موضوع فقه و نشاط بپردازندحوزه های علمیه به موضوع فقه و نشاط بپردازند
محقق و مبلغ بین المللی با اشاره به تقارن ایام فاطمیه و روزهای آغازین امسال گفت:حوزه های علمیه باید در موضوع بحث فقه و نشاط کار کنند.

حجت الاسلام یحیی سهروردی، محقق و پژوهشگر در حوزه علوم دینی و مولف مقالات و کتاب های مختلف و از مبلغان بین المللی در گفت وگو با خبرنگار سمت وسو با توجه به تقارن ایام فاطمیه و روزهای آغازین  امسال تصریح کرد: اهل بیت (ع) به ما الگوداده اند و بر اساس همین الگو شیعه در کنار عقلانیت، منطق ومعرفت باید یک برونداد فرهنگی و تمدنی هم داشته باشد.

شیعه بودن فقط به معنای داشتن یک باور خاص نیستوی با بیان اینکه باید این الگوها رفتارهای فردی و هم در رفتارهای اجتماعی و حتی در پوشاک و گفتار ما هم مشخص باشد، اضافه کرد: شیعه بودن فقط به معنای داشتن یک باور خاص نیست بلکه علاوه بر باورهای خاص یک سری رفتارها، گفتارها و رویکردهایی هم در زندگی دارد که با دیدن این موارد هر کسی از هر جای دنیا که باشد، می فهمد که این فرد شیعه است.
 محقق و پژوهشگر در حوزه علوم دینی ادامه داد: اینکه امام صادق (ع) تاکید می کنند که باید شیعه ما را بشناسند نیز نشان دهنده همین مسئله است.
وی افزود: شیعه باید مناسک داشته باشد و غم ها و شادی هایش مشخص باشد این یک ماهیت اساسی است و نباید آن را گم کنیم.
مردم ایران امسال پیام خود را در موضوع هماهنگی مناسبت های مذهبی و ملی به دنیا صادر کردندسهروردی افزود: امسال ایران به دنیا یک پیام ارزشی صادر کردو آن هم اینکه ملت ایران می تواند بین میراث ملی و ارزش دینی، جمع ببندد.
این هنر ایرانی هاست که در طول تاریخ توانستند خود را با ارزش های اسلامی همگن کنند
این مبلغ بین المللی با بیان اینکه بسیاری از فرهنگ ها و ملل دنیا در این موضوع موفق عمل نکرده اند، خاطرنشان کرد:  ملل دنیا نتوانسته اند بین دو چیز هماهنگ شوند مثلا اروپایی ها در این موضوع نتوانستند خود را با مسیحیت جمع کنند اما این هنر ایرانی ها بوده و در طول تاریخ توانستند خود رابا ارزش های اسلامی همگن کنند.
تقارن نوروز و ایام فاطمیه در ظاهر یک تناقض استوی در ادامه با تاکیدبر تقارن روزهای آغازین سال۹۳ و ایام فاطمیه تصریح کرد: امسال نوروز که اوج شادی در میراث ملی ماست و ایام فاطمیه که اوج غم و حزن ارزشی و دینی ماست با هم در یک زمان قرار گرفتند که این تقارن در ظاهر به شکل یک تناقض دیده می شود ولی مردم ما می تواند این دورا با هم جمع کنند.
 مهندسی غم و شادی نداریماین مبلغ بین المللی با بیان این موضوع که ما مهندسی غم و شادی در جامعه نداریم، افزود: مقام معظم رهبری هم همیشه دغدغه مهندسی فرهنگی را داشته و آن را به عنوان یک مطالبه جدی مطرح می کنند و اخیرا نیز در دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی این موضوع را مجددا مورد تاکید قرار دادند.
وی گفت: یکی از بحث های مهم حوزه فرهنگ بحث شادی و غم است باید بتوانیم این موضوع را ساماندهی کنیم.
حجت الاسلام سهروردی تصریح کرد: ما مردمی هستیم که روزهای شاد و روزهای غمگین داریم ولی متاسفانه برخی مواقع می مانیم که چگونه شاد باشیم و چگونه غمگین.
حوزه های علمیه به موضوع فقه و نشاط بپردازندوی ادامه داد: حوزه های علمیه باید در موضوع بحث فقه و نشاط کار کنند ما امروزه به برکت انقلاب اسلامی در عرصه های مختلف فقه مثل فقه هسته ای یا پزشکی ورود یافته ایم.
این مسئول  تصریح کرد: ما باید بحث نشاط و شادی ها مردم را از منظر فقهی بحث کرده و الگو و سبک بدهیم این مسئله ایست که باید مورد توجه حوزوی ها و نخبگان قرار بگیرد.
 

پایان خبر//

http://samtosoo.ir/archives/3100.html



تاريخ : دوشنبه 18 فروردین1393 | 2:30 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
ﻣﺘﻔﮑﺮان ﺑﯿﻨﺪﯾﺸﻨﺪ ﮐﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ اﯾﺮاﻧﯿﺖ و اﺳﻼﻣﯿﺖ را ﮐﻨﺎر ﻫﻢ ﺑﭽﯿﻨﻨﺪ

ﺧﺒﺮﮔﺰاری ﺷﺒﺴﺘﺎن:ﻣﺤﻘﻖ و ﻣﺒﻠﻎ ﺑﯿﻦ اﻟﻤﻠﻠﯽ ﺑﺎ اﺷﺎره ﺑﻪ ﺗﻘﺎرن اﯾﺎم ﻓﺎطﻤﯿﻪ و ﻧﻮروز ﮔﻔﺖ:ﻣﺘﻔﮑﺮان ﻣﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﯿﻨﺪﯾﺸﻨﺪ ﮐﻪ در

ﭼﻨﯿﻦ ﺗﻘﺎرﻧﯽ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﻨﺪ، اﯾﺮاﻧﯿﺖ و اﺳﻼﻣﯿﺖ ﺧﻮد را ﮐﻨﺎر ھﻢ ﺑﭽﯿﻨﻨﺪ.

ﺣﺠﺖ اﻻﺳﻼم ﯾﺤﯿﯽ ﺳﮫﺮوردی، ﻣﺤﻘﻖ و ﭘﮋوھﺸﮕﺮ در ﺣﻮزه ﻋﻠﻮم دﯾﻨﯽ و ﻣﻮﻟﻒ ﻣﻘﺎﻻت و ﮐﺘﺎب ھﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ و از ﻣﺒﻠﻐﺎن ﺑﯿﻦ

اﻟﻤﻠﻠﯽ در ﮔﻔﺘﮕﻮ ﺑﺎ ﺧﺒﺮﻧﮕﺎر ﺧﺒﺮﮔﺰاری ﺷﺒﺴﺘﺎن در ﻗﻢ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺗﻘﺎرن اﯾﺎم ﻓﺎطﻤﯿﻪ و ﻧﻮروز اﻣﺴﺎل ﺗﺼﺮﯾﺢ ﮐﺮد: اھﻞ ﺑﯿﺖ (ع)

ﺑﻪ ﻣﺎ اﻟﮕﻮداده اﻧﺪ و ﺑﺮ اﺳﺎس ھﻤﯿﻦ اﻟﮕﻮ ﺷﯿﻌﻪ در ﮐﻨﺎر ﻋﻘﻼﻧﯿﺖ، ﻣﻨﻄﻖ وﻣﻌﺮﻓﺖ ﺑﺎﯾﺪ ﯾﮏ ﺑﺮوﻧﺪاد ﻓﺮھﻨﮕﯽ و ﺗﻤﺪﻧﯽ ھﻢ

داﺷﺖ ﺑﺎﺷﺪ.

ﺷﯿﻌﻪ ﺑﻮدن ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎی داﺷﺘﻦ ﯾﮏ ﺑﺎور ﺧﺎص ﻧﯿﺴﺖ 

وی ﺑﺎ ﺑﯿﺎن اﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎﯾﺪ اﯾﻦ اﻟﮕﻮھﺎ رﻓﺘﺎرھﺎی ﻓﺮدی و ھﻢ در رﻓﺘﺎرھﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ و ﺣﺘﯽ در ﭘﻮﺷﺎک و ﮔﻔﺘﺎر ﻣﺎ ھﻢ ﻣﺸﺨﺺ

ﺑﺎﺷﺪ، اﺿﺎﻓﻪ ﮐﺮد: ﺷﯿﻌﻪ ﺑﻮدن ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎی داﺷﺘﻦ ﯾﮏ ﺑﺎور ﺧﺎص ﻧﯿﺴﺖ ﺑﻠﮑﻪ ﻋﻼوه ﺑﺮ ﺑﺎورھﺎی ﺧﺎص ﯾﮏ ﺳﺮی رﻓﺘﺎرھﺎ،

ﮔﻔﺘﺎرھﺎ و روﯾﮑﺮدھﺎﯾﯽ ھﻢ در زﻧﺪﮔﯽ دارد ﮐﻪ ﺑﺎ دﯾﺪن اﯾﻦ ﻣﻮارد ھﺮ ﮐﺴﯽ از ھﺮ ﺟﺎی دﻧﯿﺎ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﻣﯽ ﻓﮫﻤﺪ ﮐﻪ اﯾﻦ ﻓﺮد

ﺷﯿﻌﻪ اﺳﺖ.

 

ﻣﺤﻘﻖ و ﭘﮋوھﺸﮕﺮ در ﺣﻮزه ﻋﻠﻮم دﯾﻨﯽ اداﻣﻪ داد: اﯾﻨﮑﻪ اﻣﺎم ﺻﺎدق (ع) ﺗﺎﮐﯿﺪ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺷﯿﻌﻪ ﻣﺎ را ﺑﺸﻨﺎﺳﻨﺪ ﻧﯿﺰ

ﻧﺸﺎن دھﻨﺪه ھﻤﯿﻦ ﻣﺴﺌﻠﻪ اﺳﺖ.

وی اﻓﺰود: ﺷﯿﻌﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻨﺎﺳﮏ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ و ﻏﻢ ھﺎ و ﺷﺎدی ھﺎﯾﺶ ﻣﺸﺨﺺ ﺑﺎﺷﺪ اﯾﻦ ﯾﮏ ﻣﺎھﯿﺖ اﺳﺎﺳﯽ اﺳﺖ و ﻧﺒﺎﯾﺪ

آن را ﮔﻢ ﮐﻨﯿﻢ.

وی ﺗﺼﺮﯾﺢ ﮐﺮد: ﺑﺎﯾﺪ رﻓﺘﺎر ﺷﯿﻌﯿﺎن ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ ای ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﺑﯿﺎﻧﮕﺮ اﻋﺘﻘﺎدات آﻧﮫﺎ ﺑﻮده و ﺑﺎﯾﺪ اﻣﺴﺎل ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺗﻘﺎرن ﻧﻮروز و اﯾﺎم

ﻓﺎطﻤﯿﻪ اﯾﻦ ﻣﺴﺌﻠﻪ را ﺷﺎھﺪ ﺑﺎﺷﯿﻢ.

ﺣﺠﺖ اﻻﺳﻼم ﺳﮫﺮوردی اﻓﺰود: ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ اﯾﻦ ﺗﻘﺎرن ﺑﺎﯾﺪ ﻧﻤﺎی ﺷﮫﺮی و ﻓﺮھﻨﮓ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﻣﺎ ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ ای ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ دﻧﯿﺎ ﻧﺤﻮه

ﮔﺮاﻣﯿﺪاﺷﺖ ﺣﻀﺮت ﻓﺎطﻤﻪ (س) را در اﯾﺮان ﺑﺒﯿﻨﺪ.

ﻣﺮدم اﯾﺮان اﻣﺴﺎل ﭘﯿﺎم ﺧﻮد را در ﻣﻮﺿﻮع ھﻤﺎھﻨﮕﯽ ﻣﻨﺎﺳﺒﺖ ھﺎی ﻣﺬھﺒﯽ و ﻣﻠﯽ ﺑﻪ دﻧﯿﺎ ﺻﺎدر ﮐﻨﻨﺪ

وی اﻓﺰود: اﻣﺴﺎل ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ دﻧﯿﺎ ﯾﮏ ﭘﯿﺎم ﺻﺎدر ﮐﻨﯿﻢ و آن ھﻢ اﯾﻨﮑﻪ ﻣﻠﺖ اﯾﺮان ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﺑﯿﻦ ﻣﯿﺮاث ﻣﻠﯽ و ارزش دﯾﻨﯽ، ﺟﻤﻊ

ﺑﺒﻨﺪد.

اﯾﻦ ھﻨﺮ اﯾﺮاﻧﯽ ھﺎﺳﺖ ﮐﻪ در طﻮل ﺗﺎرﯾﺦ ﺗﻮاﻧﺴﺘﻨﺪ ﺧﻮد را ﺑﺎ ارزش ھﺎی اﺳﻼﻣﯽ ھﻤﮕﻦ ﮐﻨﻨﺪ

اﯾﻦ ﻣﺒﻠﻎ ﺑﯿﻦ اﻟﻤﻠﻠﯽ ﺑﺎ ﺑﯿﺎن اﯾﻨﮑﻪ ﺑﺴﯿﺎری از ﻓﺮھﻨﮓ ھﺎ و ﻣﻠﻞ دﻧﯿﺎ در اﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮع ﻣﻮﻓﻖ ﻋﻤﻞ ﻧﮑﺮده اﻧﺪ، ﺧﺎطﺮﻧﺸﺎن ﮐﺮد:

وﻟﯽ اﯾﻦ ﮐﺸﻮرھﺎ در اﯾﻦ اﻣﺮ ﻣﻮﻓﻖ ﻧﺒﻮدﻧﺪ، ﻣﻠﻞ دﻧﯿﺎ ﻧﺘﻮاﻧﺴﺘﻪ اﻧﺪ ﺑﯿﻦ دو ﭼﯿﺰ ﺟﻤﻊ ﮐﻨﻨﺪ ﻣﺜﻼ اروﭘﺎﯾﯽ ھﺎ در اﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮع

ﻧﺘﻮاﻧﺴﺘﻨﺪ ﺧﻮد را ﺑﺎ ﻣﺴﯿﺤﯿﺖ ﺟﻤﻊ ﮐﻨﻨﺪ اﻣﺎ اﯾﻦ ھﻨﺮ اﯾﺮاﻧﯽ ھﺎ ﺑﻮده و در طﻮل ﺗﺎرﯾﺦ ﺗﻮاﻧﺴﺘﻨﺪ ﺧﻮد ﺑﺎ ارزش ھﺎی اﺳﻼﻣﯽ

ھﻤﮕﻦ ﮐﻨﻨﺪ.

ﺗﻘﺎرن ﻧﻮروز و اﯾﺎم ﻓﺎطﻤﯿﻪ در ظﺎھﺮ ﯾﮏ ﺗﻨﺎﻗﺾ اﺳﺖ 

وی در اداﻣﻪ ﺑﺎ ﺗﺎﮐﯿﺪ ﻣﺠﺪد ﺑﺮ ﺗﻘﺎرن ﻧﻮروز و اﯾﺎم ﻓﺎطﻤﯿﻪ ﺗﺼﺮﯾﺢ ﮐﺮد: اﻣﺴﺎل ﻧﻮروز ﮐﻪ اوج ﺷﺎدی در ﻣﯿﺮاث ﻣﻠﯽ ﻣﺎﺳﺖ و اﯾﺎم

ﻓﺎطﻤﯿﻪ ﮐﻪ ﺑﻠﻨﺪا و اوج ﻏﻢ و ﺣﺰن ارزﺷﯽ و دﯾﻨﯽ ﻣﺎﺳﺖ ﺑﺎ ھﻢ در ﯾﮏ زﻣﺎن ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ ﮐﻪ اﯾﻦ ﺗﻘﺎرن در ظﺎھﺮ ﺑﻪ ﺷﮑﻞ ﯾﮏ

ﺗﻨﺎﻗﺾ دﯾﺪه ﻣﯽ ﺷﻮد وﻟﯽ ﻣﺮدم ﻣﺎ ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ اﯾﻦ را ﺑﺎ ھﻢ ﺟﻤﻊ ﮐﻨﻨﺪ.

ﻣﺘﻔﮑﺮان ﺑﯿﻨﺪﯾﺸﻨﺪ ﮐﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ اﯾﺮاﻧﯿﺖ و اﺳﻼﻣﯿﺖ را ﮐﻨﺎر ھﻢ ﺑﭽﯿﻨﻨﺪ 

ﺣﺠﺖ اﻻﺳﻼم ﺳﮫﺮوردی اداﻣﻪ داد: ﺑﻨﺪه ﺑﺎ اﯾﻦ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﻣﺨﺎﻟﻔﻢ، ﭼﻨﯿﻦ ﺑﺪاﻧﯿﻢ ﮐﻪ اﻣﺴﺎل ﻧﻮروز ﺗﺤﺖ اﻟﺸﻌﺎع اﯾﺎم ﻓﺎطﻤﯿﻪ و ﯾﺎ

ﺑﺮﻋﮑﺲ ﻗﺮار ﻣﯽ ﮔﯿﺮد ﯾﺎ اﯾﻨﮑﻪ اﯾﺎم ﻓﺎطﻤﯿﻪ ﺗﺤﺖ اﻟﺸﻌﺎع ﻧﻮرورز ﻗﺮار ﺑﮕﯿﺮد ﺑﻠﮑﻪ ﻣﺘﻔﮑﺮان ﻣﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﯿﻨﺪﯾﺸﻨﺪ ﮐﻪ در ﭼﻨﯿﻦ ﺗﻘﺎرﻧﯽ

ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﻨﺪ، اﯾﺮاﻧﯿﺖ و اﺳﻼﻣﯿﺖ ﺧﻮد را ﮐﻨﺎر ھﻢ ﺑﭽﯿﻨﻨﺪ.

وی ﺑﺎ اﺷﺎره ﺑﻪ ﺗﻮﺟﻪ وﯾﮋه ﺷﺒﮑﻪ ھﺎی ﻣﺎھﻮاره ای ﺑﻪ اﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮع اﺿﺎﻓﻪ ﮐﺮد: اﻣﺴﺎل ﺷﺒﮑﻪ ھﺎی ﻣﺎھﻮاره ای ھﻢ ﻓﺮﺻﺖ را

ﻏﻨﯿﻤﺖ ﺷﻤﺮده اﻧﺪ و ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺗﻘﺎرن اﯾﺎم ﻓﺎطﻤﯿﻪ و ﻧﻮروز ﺑﺎﺳﺘﺎﻧﯽ ﺑﻪ طﻮر ﺟﺪی ﺑﻪ ﻣﯿﺪان آﻣﺪه و ﻣﯽ ﺧﻮاھﻨﺪ ﺗﺎ ﻧﻮروز را ﺗﺤﺖ3/27/2014 ﺷﺒﺴﺘﺎن ﺧﺒﺮﮔﺰاری :: Shabestan News

http://shabestan.ir/NSite/FullStory/Print/?Id=354213 2/2

ﻟﯿﻨﮏ ﻣﻄﻠﺐ:

اﻟﺸﻌﺎع ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ھﺎﯾﺸﺎن ﻗﺮار دھﻨﺪ.

اﯾﻦ ﻣﺤﻘﻖ ﻋﻠﻮم ﺣﻮزوی در اداﻣﻪ ﺧﻄﺎب ﺑﻪ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﻦ رﺳﺎﻧﻪ ای ﮔﻔﺖ: ﻣﺎ ھﻢ ﻧﺒﺎﯾﺪ ھﻤﺎﻧﻨﺪ ﺑﺮﺧﯽ ﻣﻮاﻗﻊ ﺑﯿﺶ از ﺣﺪ ﻣﺘﻌﺎرف

ﺑﻪ اﯾﻦ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺑﭙﺮدازﯾﻢ ﺑﻪ ﺷﮑﻠﯽ ﮐﻪ ﻣﺮدم ﻧﻮروز را ﻓﺮاﻣﻮش ﮐﻨﻨﺪ و ﭼﺮا ﮐﻪ ﻧﻮروز ﯾﮑﯽ از ارزش ھﺎی دﯾﻨﯽ ﻣﺎﺳﺖ و در رواﯾﺎت

ھﻢ ﻣﻮرد ﺗﺎﮐﯿﺪ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ.

اﻟﮕﻮی ﻣﮫﻨﺪﺳﯽ ﺷﺪه ای ﺑﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ اراﺋﻪ ﺷﻮد

وی ﺗﺼﺮﯾﺢ ﮐﺮد: ﻣﺎ ﺑﺎﯾﺪ اﻟﮕﻮی ﻣﮫﻨﺪﺳﯽ ﺷﺪه ای ﺑﺎ در ﮐﻨﺎر ھﻢ ﻗﺮار دادن اﯾﻦ دو ﻣﻨﺎﺳﺒﺖ ﺑﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ اراﺋﻪ ﮐﻨﯿﻢ. ﺟﺎﻟﺐ اﯾﻨﮑﻪ

ﻣﺮدم اﯾﺮان در طﻮل ﺗﺎرﯾﺦ ﺗﻮاﻧﺴﺘﻪ اﻧﺪ، ھﻤﮕﻦ و ھﻤﮕﻮن ﺑﺒﯿﻨﻨﺪ.

در دﯾﺪ و ﺑﺎزدﯾﺪھﺎﯾﻤﺎن ﺑﻪ ﻣﻮﺿﻮع ﺷﺨﺼﯿﺖ ﺣﻀﺮت ﻓﺎطﻤﻪ (س) ﺑﭙﺮدازﯾﻢ

ﺣﺠﺖ اﻻﺳﻼم ﺳﮫﺮوردی ﮔﻔﺖ: ﭘﯿﺸﻨﮫﺎد ﺑﻨﺪه اﯾﻦ اﺳﺖ در ﻧﻮروز ﮐﻪ ﻣﻮﺿﻮع ﺻﻠﻪ رﺣﻢ ﻣﻄﺮح ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ در ﺟﺮﯾﺎن دﯾﺪ و

ﺑﺎزدﯾﺪھﺎ اﯾﻦ ﻓﺮھﻨﮓ ﺑﻪ ﻣﺮدم اﻧﺘﻘﺎل ﯾﺎﺑﺪ ﮐﻪ درﺑﺎره ﺣﻀﺮت ﻓﺎطﻤﻪ ﺻﺤﺒﺖ ﮐﻨﻨﺪ.

وی اداﻣﻪ داد: از دﯾﮕﺮ راھﮑﺎرھﺎ اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ در ﺷﮫﺮھﺎی زﯾﺎرﺗﯽ ﺷﮫﺮداری ھﺎ ﻓﻀﺎﯾﯽ ﻧﻤﺎﯾﺸﮕﺎھﯽ ﺑﺎ ﻣﻮﺿﻮع ﻣﻌﺮﻓﯽ ﺣﻀﺮت

ﻓﺎطﻤﻪ (س) ﺑﺮﮔﺰار ﮐﻨﻨﺪ ﺗﺎ زاﺋﺮان و ﻣﺴﺎﻓﺮان در ﺑﺎزدﯾﺪ از اﯾﻦ ﻧﻤﺎﯾﺸﮕﺎه ھﺎ ﺑﺎ ﺷﺨﺼﯿﺖ آن ﺑﺎﻧﻮی ﮔﺮاﻣﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮ و ﺑﮫﺘﺮ آﺷﻨﺎ

ﺷﻮﻧﺪ.

وی ﮔﻔﺖ: ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﻣﺮدم ﺑﮕﻮﯾﯿﻢ ﻋﺰاداری ﺑﺮای اﯾﺸﺎن ﻣﻌﻨﺎﯾﺶ اﯾﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﻨﻨﺪ ﺑﻠﮑﻪ ﭼﻨﯿﻦ ﻣﻌﻨﺎﯾﯽ دارد ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎ

اﯾﻦ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ آﺷﻨﺎ ﺷﻮﯾﻢ.

ﻣﮫﻨﺪﺳﯽ ﻏﻢ و ﺷﺎدی ﻧﺪارﯾﻢ

اﯾﻦ ﻣﺒﻠﻎ ﺑﯿﻦ اﻟﻤﻠﻠﯽ ﺑﺎ ﺑﯿﺎن اﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮع ﮐﻪ ﻣﺎ ﻣﮫﻨﺪﺳﯽ ﻏﻢ و ﺷﺎدی در ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻧﺪارﯾﻢ، اﻓﺰود: ﻣﻘﺎم ﻣﻌﻈﻢ رھﺒﺮی ھﻢ

ھﻤﯿﺸﻪ دﻏﺪﻏﻪ ﻣﮫﻨﺪﺳﯽ ﻓﺮھﻨﮕﯽ را داﺷﺘﻪ و آن را ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﯾﮏ ﻣﻄﺎﻟﺒﻪ ﺟﺪی ﻣﻄﺮح ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ و اﺧﯿﺮا ﻧﯿﺰ در دﯾﺪار ﺑﺎ

اﻋﻀﺎی ﺷﻮرای ﻋﺎﻟﯽ اﻧﻘﻼب ﻓﺮھﻨﮕﯽ اﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮع را ﻣﺠﺪدا ﻣﻮرد ﺗﺎﮐﯿﺪ ﻗﺮار دادﻧﺪ.

وی ﮔﻔﺖ: ﯾﮑﯽ از ﺑﺤﺚ ھﺎی ﻣﮫﻢ ﺣﻮزه ﻓﺮھﻨﮓ ﺑﺤﺚ ﺷﺎدی و ﻏﻢ اﺳﺖ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺘﻮاﻧﯿﻢ اﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮع را ﺳﺎﻣﺎﻧﺪھﯽ ﮐﻨﯿﻢ.

ﺣﺠﺖ اﻻﺳﻼم ﺳﮫﺮوردی ﺗﺼﺮﯾﺢ ﮐﺮد: ﻣﺎ ﻣﺮدﻣﯽ ھﺴﺘﯿﻢ ﮐﻪ روزھﺎی ﺷﺎد و روزھﺎی ﻏﻤﮕﯿﻦ دارﯾﻢ وﻟﯽ ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﺑﺮﺧﯽ

ﻣﻮاﻗﻊ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﯿﻢ ﮐﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺷﺎد ﺑﺎﺷﯿﻢ و ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻏﻤﮕﯿﻦ، ﺣﺘﯽ ﻧﮫﺎدھﺎی ﻓﺮھﻨﮕﯽ ﻣﺎ ﻣﺎﻧﺪه اﻧﺪ ﮐﻪ اﮔﺮ ﺑﻪ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻧﻮروز اﻣﺴﺎل

دو ﻣﻨﺎﺳﺒﺖ اﯾﻦ ﭼﻨﯿﻦ ﺗﻘﺎرن ﯾﺎﻓﺖ، ﭼﻪ ﮐﻨﻨﺪ.

ﺣﻮزه ھﺎی ﻋﻠﻤﯿﻪ ﺑﻪ ﻣﻮﺿﻮع ﻓﻘﻪ و ﻧﺸﺎط ﺑﭙﺮدازﻧﺪ

وی اداﻣﻪ داد: ﺣﻮزه ھﺎی ﻋﻠﻤﯿﻪ ﺑﺎﯾﺪ در ﻣﻮﺿﻮع ﺑﺤﺚ ﻓﻘﻪ و ﻧﺸﺎط ﮐﺎر ﮐﻨﻨﺪ ﻣﺎ اﻣﺮوزه ﺑﻪ ﺑﺮﮐﺖ اﻧﻘﻼب اﺳﻼﻣﯽ در ﻋﺮﺻﻪ ھﺎی

ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻓﻘﻪ ﻣﺜﻞ ﻓﻘﻪ ھﺴﺘﻪ ای ﯾﺎ ﭘﺰﺷﮑﯽ ورود ﯾﺎﻓﺘﻪ اﯾﻢ.

وی در ﭘﺎﯾﺎن ﺗﺼﺮﯾﺢ ﮐﺮد: ﻣﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺤﺚ ﻧﺸﺎط و ﺷﺎدی ھﺎ ﻣﺮدم را از ﻣﻨﻈﺮ ﻓﻘﮫﯽ ﺑﺤﺚ ﮐﺮده و اﻟﮕﻮ و ﺳﺒﮏ ﺑﺪھﯿﻢ اﯾﻦ ﻣﺴﺌﻠﻪ

اﯾﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ ﺣﻮزوی ھﺎ و ﻧﺨﺒﮕﺎن ﻣﺎ در اﯾﻦ ﻋﺮﺻﻪ ھﺎ ﭘﮋوھﺶ ﺑﺎﺷﺪ.

 

ﭘﺎﯾﺎن ﭘﯿﺎم/

اﻧﺘﮫﺎي ﺧﺒﺮ

http://shabestan.ir/ NSite/FullStory/?Id=354213

ﭼﺎپ ﺧﺒﺮ



تاريخ : پنجشنبه 7 فروردین1393 | 2:59 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
کد خبر: ١٣٥٢تاریخ انتشار: ٣٠ بهمن ١٣٩٢ - ٠٨:٥٠تعداد بازدید: 122صفحه نخست » روزمره » مطلب ویژه

جای خالی رمان در موضوع سبك زندگی اسلامی

يك استاد دانشگاه با تاكيد بر لزوم توجه به نگاه ترويجی در تدوين كتاب در موضوع سبك زندگی جای رمانی تاثيرگذار در اين حوزه را خالی دانست.

به گزارش مجله سبك زندگي اسلامي،حجت الاسلام يحيي جهانگيري سهروردي از مبلغان بين المللي، استاد دانشگاه و پژ‍وهشگر حوزه علوم اسلامي در گفتگو با خبرنگار ما در خصوص نقش كتاب در ترويج سبك زندگي اسلامي گفت: خوشبختانه ما در زمينه تاليف كتاب در موضوعات مختلف طي چند دهه اخير و به دليل افزايش تعداد پژ‍وهشگران و محققان با رشد خوبي مواجه هستيم.

 وي با اشاره به وضعيت كتاب هاي تدوين و چاپ شده در موضوع سبك زندگي اسلامي تصريح كرد: عموم كتاب هايي كه در اين حوزه تاليف شده پس از مطالبه رهبري انجام شده است.

 

در موضوع سبك زندگي اسلامي به كتاب هاي ترويجي نياز داريم

اين مبلغ بين المللي ادامه داد: اين كتاب ها ترويجي نبوده و پ‍ژوهشي هستند و اين يكي از آسيب هاي موجود در اين حوزه است.

 وي گفت: اين كتاب ها قشر خاصي از مخاطب را دارند كه پ‍ژوهشگران هستند ولي چون ترويجي نيستند پس قادر به جريان سازي در جامعه هم نيستند.

وي در ادامه با اشاره به وي‍ژگي هاي كتاب هاي رمان در ماندگاري تصوير، ‌جمله،‌ احساس و يا حتي روش زندگي ها در ذهن مخاطب خاطرنشان كرد: رمان حتي ممكن است، ‌منبعي براي مطالب خود نداشته باشد ولي با يك زبان زيبا مطلب را در عمق جان مخاطب طنين انداز مي كند.

حجت الاسلام سهروردي ادامه داد: متاسفانه ما در نگاه پژوهش محورانه به موضوع سبك زندگي اسلامي در تاليف كتب فقط نگاهمان به يك عده مخاطب خاص بوده و قشر جوان را فراموش كرده ايم.

وي گفت: يا بعضي كتاب ها كه در اين موضوع به بازار عرضه شده اند را ‌وقتي مشاهده مي كنيم، ‌نمي توانيم به اين نتيجه برسيم كه گردآورنده آن آيا معناي واقعي سبك زندگي اسلامي را مي دانسته چرا كه مطالب آن مباحث پيراموني اين سبك از زندگي را دربر نمي گيرد.

اين استاد دانشگاه با اشاره به موضوع ديگر در خصوص كتاب هاي منتشر شده با موضوع سبك زندگي اسلامي اضافه كرد: برخي آمده اند و در اين كتاب ها تمام سنت ها كه در تاريخ اسلام وجود داشته را براي زندگي امروز معرفي كرده اند در صورتي كه بسياري از آنها در فرهنگ امروز جامعه پذيرفته نيست.

وي با اشاره به نمونه اي در اين خصوص گفت: مثلا مسواك زدن پيامبر با چوب درختان سودمند چيزي نيست كه بتوان براي جامعه امروز هم تجويز كرد ولي اصل موضوع پاكيزگي دهان و دندان هميشه مورد توجه است.

 

نگاه افراطي سنت گرا در موضوع سبك زندگي اسلامي انسان را گريزان مي كند

حجت الاسلام سهروردي ادامه داد: سبك زندگي يعني همسو بودن با يك فرهنگ خاص كه اينجا آن فرهنگ از آن اسلام است ولي بعضي مواقع نگاه ها به سبك زندگي اسلامي چنان با سنت آميخته مي شود كه واقعا ذائقه گريز است.

 

‌جاي خالي يك كتاب رمان در موضوع سبك زندگي اسلامي

وي در ادامه با تاكيد بر وجود خلاء كتاب هاي  ترويجي در موضوع سبك زندگي اسلامي در كشورمان اظهار داشت: ما كتاب ترويجي در اين موضوع نداريم، ‌جاي خالي يك كتاب رمان در موضوع سبك زندگي اسلامي كاملا احساس مي شود.

اين پژوهشگر و نويسنده گفت: نويسندگان ما بايد تلاش كنند تا با نگارش رمان هايي كه مروج اين سبك از زندگي است كم كم احساس علاقمندي و در ادامه گزينش سبك زندگي اسلامي از بين تمام سبك هاي موجود را در خوانندگان خود كه اكثرا نوجوان و جوان هستند، ‌ايجاد كنند.

وي در ادامه با تاكيد بر نقش سينما در اين موضوع افزود: در حوزه ترويج بايد از سينما و ديگر رسانه ها هم نام برده شده و ببينيم كه چگونه مي توان از اين ظرفيت عظيم در علاقمندتر كردن مردممان به سبك زندگي اسلامي بهره بگيريم

حجت الاسلام سهروردي با اشاره به روند كشورهاي پيشرفته در جريان آشناكردن عموم جامعه با مفهوم مورد نظر خاطرنشان كرد: در غرب در هر موضوعي كه براي عموم ناآشناست و نياز به آشنايي مردم با آن دارند به گفتمان سازي در آن موضوع مي پردازند.

وي ادامه داد: تئوري تا به گفتمان تبديل نشور در هوا مي ماند، قابليت عملياتي شدن ندارد مابايد فكر كنيم كه چگونه مي توانيم يك تئوري را گفتمان سازي كنيم و اين نگرش را در تئوري هاي روش زندگي اسلامي هم گفتمان سازي كنيم.

اين استاد دانشگاه گفت: مهم ترين آسيب دانشي ما در كشور اين است كه مشكلات را نمي شناسم چون مسئله شناسي نداريم، ‌اصلا نمي دانيم كه مسئله چيست و پشت هم جواب مي بافيم، جواب هايي كه كاري از پيش نمي برد.‌

 

مطالبات رهبري گفتمان سازي شود

وي در پايان با اشاره به نكات فراواني كه مقام معظم رهبري در صحبت هايشان مورد توجه قرار داده اند، افزود: بايد اين مطالبات به يك گفتمان تبديل شود.

انتهای پیام

http://omfils.ir/shownews.php?idnews=1352



تاريخ : سه شنبه 13 اسفند1392 | 11:31 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |

Printer-friendly versionSend to friend
شکاف نسلی چیزی جز تغییر در سبک زندگی ها نیست
خبرنگار زنجان بیست
یک محقق و پژوهشگر در حوزه علوم دینی گفت: شکاف نسلی چیزی جز تغییر در سبک زندگی ها نیست.
0
 
 
 
 
0
 
 
 
 

 حجت الاسلام يحيي سهروردي در گفت وگو  با خبرنگار زنجان بیست،افزود: ما معتقديم اسلام آيين زندگي است و فقط از مرگ حرف نمي زند بلكه چگونه زيستن را آموزش مي دهد.

وی ادامه داد:اين موضوعي است كه در فراز بلندي از زيارت عاشورا هم بر آن تاكيد مي شود. سبك زندگي مسئله بسيار مهمي است و اگر ما تنوانيم سبك زندگي خودمان را سامان ببخشيم، همه ساحت هاي زندگي مان تحت تاثير آثار سوء آن قرار مي گيرد.

 سهروردي گفت: پديده شكاف نسلي چيزي نيست جز تغيير در سبك زندگي، ما در سبك زندگي كلا بر اين موضوع بحث مي كنيم كه چگونه زندگي كنيم و اين پديده بسيار بزرگي است.

 اين مبلغ بين المللي با تاكيد بر ابعاد مهم و مختلفي از موضوع سبك زندگي ادامه داد: اين مسائل و آثاري كه مي تواند هر تغييري در سبك زندگي در جامعه در بر داشته باشد، علت هاي تاكيد ويژه مقام معظم رهبري بر موضوع "سبك زندگي اسلامي" را نمايان مي سازد.

 وي در ادامه خاطرنشان كرد: در اين گفتگو موضوع بحث ما زندگي مجردي است كه البته بنده از آن با عنوان "تك زيستي" نام مي برم.

 حجت الاسلام سهروردي اين پديده به معناي تنها زيستن مي باشد به گونه اي كه نه مبداء اين نوع زندگي خانواده باشد و نه مقصدش.

وي ادامه داد: بعضي مواقع تك زيستي ها و يا همان زندگي هاي مجردي پس از يك دوره مثلا جهت كسب علم و يا داشتن شغل به اتمام رسيده و فرد به كانون خانواده باز مي گردد و يا خود به يك خانواده تبديل مي شود.

 در تک زیستی ها قرار نیست، خانواده ای تشکیل شود

 اين استاد دانشگاه گفت: ‌ولي در تك زيستي هايي كه واقعا بايد به دنبال راهكاري براي مقابله با آن باشيم اين زندگي تجردي قرار نيست به زندگي يك خانواده منتهي شود و در ادامه براي جامعه اي مثل جامعه ما مشكل آفرين مي شود.

 وي افزود: تك زيستي امروز در جامعه ما به يك پديده مسري (اپيدميك) تبديل شده و در حال سرايت و زياد شدن است. 

 زندگي مجردي حيات خلوتي براي آسيب هاي اجتماعي

 وي تصريح كرد:‌امروز زندگي مجردي براي كشور ما به يك حيات خلوت براي آسيب هاي اجتماعي و روابط نامشروع تبديل شده پس يك آسيب جدي است.

 حجت الاسلام سهروردي با اشاره به تفاوت نگاه ها به زندگي مجردي و داشتن خانه هاي مجردي در جوامع مختلف ادامه داد: ‌ممكن است در غرب به اين نوع زندگي ارزش هاي خاصي دهند و آن را يك نوع زندگي بدانند (كه البته اين نگاه حاصل فرهنگ حاكم در اين كشورهاست) ولي در جامعه ما نگاه ارزش گذارانه اي براي اين مسئله وجود ندارد.

وي ادامه داد: مدرنيته با خود معاني و رفتارهايي به همراه دارد كه تك زيستي از اقتضائات آن است.

 اين محقق و نويسنده در ادامه با اشاره به وضعيت جامعه امروز كشور خاطرنشان كرد:‌ دو شاخصه جوان بودن و گذر از مرحله سنتي بودن و ورود به مدرنيته باعث شده تا اقبال ها از تك زيستي رو به افزايش باشد.

 وي ادامه داد: در مسير حركت از سنتي بودن ها به سمت مدرن زيستن ‌اين روند سرعت مي گيرد و مي بينيم كه به هر ميزان كه به مدرنيته نزديك مي شويم،‌ ناگزيريم، ‌اقتضائات آن را هم بپذيريم.

 وي گفت: يكي از قالب هاي زندگي مدرن تك زيستي است و اگر مي خواهيم مدرن شويم در ناخودآگاهمان اين مقتضيات را هر چند كه در مقابل باورها و فرهنگمان قرار داشته باشد، ‌مي پذيريم.

 حجت الاسلام سهروردي ادامه داد: به اين ترتيب است كه ما به اصطلاح مدرن مي شويم ولي اصلا بي  خبريم كه مدرن شدن چه زمينه هايي را لازم دارد.

 وي گفت: امروز در كشور از تهران به عنوان مظهر مدرنيته ياد مي شود ولي بايد در نقد بحث مدرنيسم و رابطه تفكر فلسفي به اين مسئله توجه كنيم و فلاسفه ما براي حل مشكلات عيني موجود در اين زمينه تلاش كنند.

 اين مولف با اشاره به اشكالات موجود در اين زمينه گفت: برخي ها با افتخار از تهران را مدرن مي دانند ولي اصلا بي خبرند كه مدرن شدن چه مي خواهد و اين وظيفه فلاسفه مان است تا موضوعات مطرح در اين خصوص را از فضاي ذهن به صحنه عمل بياورند.

 وي افزود: با اين نگاه مي توان گفت كه ما هنوز نه سنتي سنتي شده ايم و نه مدرن مدرن، ‌بايد مباحث ذهني مرتبط با سنت و مدرنيته را به طور عملي در جامعه پياده كنيم تا در ادامه حداقل بدانيم كه مدرن شدن يعني چه و با اين موضوع با آگاهي رفتار كنيم.

 فردگرايي، مسئوليت گريزي و متمايز از ديگران بودن سه شاخصه جدي مدرنيسم

 حجت الاسلام سهروردي افزود: فردگرايي، مسئوليت گريزي و متمايز از ديگران بودن سه شاخصه جدي مدرنيسم مي باشد و به همين علت است كه پيروان اين سبك از زندگي در ابتدا اين سوال را مطرح مي كنند كه اصلا خانواده چيست؟.

 وي تصريح كرد:‌ پيروان اين سبك از زندگي كه ما پايتخت كشورمان را محضر آن مي دانيم، ‌زندگي خانوادگي را كه مسئوليت آفرين است، ‌نمي پذيرد و از پذيرش آن شانه خالي مي كند و به دنبال تمايز در رفتار، ‌پوشش، گويش و بسياري از مسائل ديگر است.

 وي گفت: ما بايد از پيامدهاي مدرن بودن باخبر باشيم و بدانيم كه مثلا با تغيير سبك زندگي مان به اين سمت همچون كشورهاي پيشرو در اين موضوع در آينده مي بينيم افرادي را در جامعه كه هر روز يك تيپ دارند و كارهايي از قبيل نقاشي روي پلك و بقيه مسائل را انجام مي دهد تا به عنوان پيرو اين سبك از زندگي به گونه اي متمايز از بقيه افراد جامعه باشد و يك سوال جدي اينجا مطرح است،‌ اينكه آيا نسبت به اين مسائل آگاهي هاي لازم را داريم؟.

 اين مبلغ بين المللي خاطرنشان كرد: اينها تنها نمونه هايي كوچك از مواردي است كه بايد بدانيم، ‌ما هر چه مدرن تر مي شويم اين موارد هم بيشتر نمود پيدا مي كند، ‌مخصوصا در تهران كه امروز نماد مدرنيته در كشور است.

 80 درصد خانه های مجردی تهران به خود تهرانی ها اختصاص دارد

 وي با اشاره به ارقامي در اين خصوص گفت: گفتيم كه تك زيستي يكي از نمادهاي پررنگ اين روش از زندگي وارداتي است و در ادامه بايد اشاره كنم كه 80  درصد از تهراني هاي تك زيست ‌اصالتا اهل تهرانند و تنها 20 درصد از كساني كه در تهران در خانه هاي مجردي زندگي مي كنند از شهرستاني هاي مقيم هستند.

 وي افزود: اين آمار نشان مي دهد،‌ خانواده هايي كه سنتي ترند، ‌اقبال كمتري از زندگي تجردي دارند ولي آنهايي كه تهرانيزه شده اند با وجود داشتن محل زندگي در اين شهر بازهم خانه اي جدا از خانواده دارند و تك زيستند و باید مراقب این نوع زندگی باشیم که در ردیگر شهرها هم به الگو تبدیل می شود.

 حجت الاسلام سهروردي گفت: نكته ديگر در برخورد با اين سبك از زندگي كم ارزشي خانواده ها نزد اين تفكر است در اين سبك (زندگي مدرن) خانواده ارزش خود را از دست داده و همين مسئله ايست كه باعث مي شود برخلاف زندگي سنتي كه از جوان در آستانه ازدواج مي پرسيد،‌خانواده تشكيل مي دهي يا نه، ‌امروز از اين جوان مي پرسد، ‌خانه داري يا نه!.

 وي افزود: و اين تغيير در سبك زندگي است كه باعث مي شود، ‌فرد حتي خانه هم داشته باشد ولي تنها زندگي كند، ‌پيروان اين نوع از زندگي خانواده را نمي خواهند و وقتي كه پديده خانواده كم ارزش مي شود، ‌عملا جوان هم تعهدي نسبت به آن نشان نمي دهد.

پایان خبر//

باشگاه خبری بیست/زنجان/بهمنی

 



تاريخ : دوشنبه 12 اسفند1392 | 0:13 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
http://motahari.ghasam.ir/pshhosseini/fa/news-details/29489/%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%AC%D8%AF-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2%DB%8C%D8%9B-%D9%BE%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B5%D8%AF%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-/


یحیی جهانگیری سهروردی ۱۳۹۱/۱۱/۲۱

مساجد مجازی؛ پلی برای صدور انقلاب
calendar
تاریخ : 1392/12/04
source
منبع : مرکز رسیدگی به امور مساجد

مدتی است که رهبر معظم انقلاب بر ضرورت نوآوری تأکید می‌کنند، به‌دلیل «اجتناب‌ناپذیربودن تحولات در جوامع بشری» .درنتیجه، ایشان «مدیریت تحولات در کشور» را ضروری دانسته‌اند و فرموده‌اند: «با توقف در گذشته و نفی نوآوری نمی‌توان به جایی رسید... بنابراین تنها راه صحیح بازگذاشتن راه نوآوری، آزادفکری و آزاداندیشی و مدیرت این راه تحول‌آفرین است» . ایشان یکی از سال‌ها را نیز سال نوآوری و شکوفایی نامیدند که ضرورت این مسئله را در این برهه از ایران معاصر نشان می‌دهد. مسجد نیز باید در دایره‌ی نوآوری جایگاه خود را مشخص کند و از این قافله عقب نماند. به فرموده‌ی ولی امر مسلمانان، «تحول راز ماندگاری و تعالی بشر است» . درغیراین‌صورت، «کناره‌گیری از تحول موجب ازبین‌رفتن و یا منزوی‌شدن خواهد شد». در این مقاله، سعی داریم برای بهبود وضعیت مساجد، جذب جوانان، بهره‌گیری از رقبای فرهنگی مسجد درراستای مسجد (یعنی قراردادن ابزارهای جدید فناوری در طول مسجد و نه در عرض آن و به‌عنوان رفیق مسجد، نه رقیب) و رساندن پیام انقلاب به جهان راهکاری کاربردی پیشنهاد کنیم. مسجد مجازی یکی از ویژگی‌های اماکن مجازی این است که بشر در آن بر مکان و زمان فائق می‌آید و می‌تواند از هر جایی و در هر زمانی به مقصودش دست یابد. درحالی‌که مکان‌های مذهبی واقعی چنین ویژگی‌ای ندارند و استفاده از آن‌ها نیازمند برنامه‌ی زمانی و مکانی خاصی است. بنابراین، مسجد مجازی می‌تواند پاسخگوی نیازهای افراد در هر زمان و مکانی باشد، آن هم به انتخاب مخاطب و نه خطیب. مراد از مسجد مجازی در مقاله این است که همه‌ی سازوکارهای (ارکان) مسجد واقعی(فیزیکی) در فضای مجازی وجود داشته باشد- هم اینترنت و هم بازی‌های رایانه‌ای. لازم به ذکر است این مقاله بخشی از کتابی است با نام مسجد مجازی که به همت دفتر مطالعات و پژوهش‌های مرکز رسیدگی به امور مساجد در حال تألیف است. مسجد و انقلاب چه آنان که حوادث انقلاب اسلامی ایران را دیده‌اند و چه آنان که در لابه‌لای نگاشته‌ها مطالعه کرده‌اند، به این حقیقت واقف‌اند که رابطه‌ی دو پدیده‌ی «مسجد» و «انقلاب» رابطه‌ای علی و معلولی است. در دیدگاه بنیانگذار انقلاب «این مساجد است که این نهضت را درست کرده است» و همین فراز می‌تواند برای اثبات میزان تأثیر مساجد در تحقق انقلاب گواهی روشن باشد. نقش مساجد در پیروزی انقلاب چنان پررنگ بود که حامد الگار، نویسنده‌ی آمریکایی، هسته‌ی اساسی پیروزی انقلاب اسلامی را مسجد می‌داند و می‌افزاید در دوره‌ی نهضت خمینی(رحمة‌الله‌علیه) بود که «مسجد به یک کانون مبارزه و مرکز فرماندهی بدل گردید و به‌طورخلاصه مسجد تماماً آن چیزی شد که در عصر پیامبر(صل‌الله‌علیه‌وآله) بود». مساجد در دوران انقلاب به‌طورطبیعی و البته با تکیه بر پیشینه‌ی تاریخی خود مرکز مبارزه علیه رژیم بودند؛ ازاین‌رو همواره با عکس‌العمل تند رژیم طاغوت مواجه می‌شدند. مساجد نه‌تنها پایگاهی جهت بیداری مردم علیه حکومت پهلوی بودند، بلکه محلی برای سازماندهی نیروهای انقلابی و مبارزه بودند. تبادل اطلاعات و جلسات مشاوره میان مبارزان در مساجد صورت می‌گرفت؛ زیرا پخش اعلامیه در بیشتر مساجد آسان‌تر و سریع‌تر بود و اعتراض مردم، علما و حضرت امام(رحمة‌الله‌علیه) با پخش اعلامیه‌های آنان در مجامع مذهبی، به‌ویژه مساجد، همه‌گیر می‌شد. تأثیر مساجد بر پیروزی انقلاب آنقدر صریح است که یکی از یاوران انقلاب، می‌گوید: «اگر مسجد نبود، انقلاب نبود». اما نقش مساجد بعد از دوره‌ی «وقوع انقلاب» نیز متوقف نماند. پس از پیروزی انقلاب، باز مساجد بودند که در مرحله‌ی «ثبوت انقلاب» نقش‌آفرینی کردند. بعد از فروپاشی نظام شاهنشاهی، تقریباً همه‌ی کارهای انقلاب در مساجد انجام گرفت و کمیته‌های انقلاب از دل مساجد جوشید. در زمان هشت سال دفاع مقدس، مساجد نقش چشمگیری در اعزام نیرو، پشتیبانی، برگزاری مراسم دعا و بزرگداشت شهدا داشتند. در زمان سازندگی، امدادرسانی به مردم آسیب‌دیده از بلایای طبیعی، بازسازی مناطق جنگی، برگزاری انتخابات و... نیز مساجد فعال ظاهر شدند. انقلاب اسلامی فرآیندی بود که مراحل تکاملی داشت: مرحله‌ی نخست، پیروزی انقلاب اسلامی بود که از آن به «حدوث انقلاب» یاد می‌کنیم. این مرحله از انقلاب به یاری خدا ، همت مردم و رهبری امام(رحمة‌الله‌علیه) به پیروزی رسید. مرحله‌ی دوم انقلاب، استقرار دولت اسلامی و اثبات کارآمدی نظامی بود که برپایه‌ی ولایت فقیه بنا شده باشد. این مرحله را مرحله‌ی «ثبوت انقلاب» می‌نامند. مساجد در این دو مرحله محور یا دست‌کم نقش‌آفرین بوده‌اند. مرحله‌ی سومی که انقلاب پیش روی دارد، ایجاد تمدن اسلامی است. نظریه‌ی «صدور انقلاب» می‌تواند در راستای این مرحله تفسیر گردد. ایجاد تمدن اسلامی هدف غایی انقلاب اسلامی است. همچنان‌که مسجد مبنای اساسی «حدوث» و «ثبوت» انقلاب بوده است، باید در مرحله‌ی سوم از فرآیند تکاملی آن، یعنی مرحله‌ی «صدور» انقلاب، نیز نقش محوری داشته باشد. اساساً، به‌دلیل‌اینکه مسجد جایگاه توحید، نفی شرک، ندای حق و دادخواهی مظلوم بوده است، همواره مهد قیام و اعتراض نیز بوده است و مردم نیز برحسب موقعیت جامعه از این مکان مقدس الهام گرفته‌اند. جایگاه صدور انقلاب در قاموس فکری امام و رهبری درک دقیق از معنا و زمان اعلان تئوری صدور انقلاب، از طرف امام، نشان می‌دهد که ایشان حتی قبل عینیت‌یافتن انقلاب تحقق غایتش را در صادرکردنش می‌دید. صدور انقلاب اسلامی از لحظه‌ی ورود حضرت امام(رحمة‌الله‌علیه) به پاریس و اوجگیری نهضت مقدس مردم ایران در کانون توجهات جامعه‌ی جهانی قرار گرفت و اولین پرسش‌ها در این باب توسط نهادهای سیاسی غرب و قبل از پیروزی انقلاب اسلامی مطرح گردید. ازاین‌رو، امام(رحمة‌الله‌علیه) نه بعد از انقلاب، بلکه قبل از انقلاب دغدغه‌ی صدور انقلاب را داشت. با تأمل در خاطرات یکی از یاران امام درمی‌یابیم که ایشان حتی در اسفند سال ٤١ انقلاب را به سه مرحله تقسیم کرده بودند: «شما بدانید که مبارزه‌ی ما سه مرحله دارد؛ نخست اسلامی‌کردن ایران، دوم اسلامی‌کردن کشورهای اسلامی، سوم اسلامی‌کردن جهان. آن روز است که به مولایم مهدی(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه) عرض می‌کنم جهان منتظر قدوم مبارک توست» . انقلاب اسلامی رویداد نیست که صدورش به زمان خاصی متوقف باشد. انقلاب اسلامی فرایندی است که باید تا تشکیل تمدن اسلامی، رفاه و آزادی همه‌ی مستضعفان در گسترش آن کوشید. همچنان که امام فرموده‌اند: «مقصد این است که اسلام، احکام اسلام، احکام جهانگیر اسلام زنده بشود، پیاده بشود، همه در رفاه باشند، همه آزاد باشند و همه مستقل باشند». انقلاب‌ها به‌صورت‌طبیعی میل به گسترش دارند و انقلاب اسلامی نیز از این قاعده مستثنا نیست. ازاین‌نظر، می‌توان گفت صدور انقلاب‌ها فرایندی طبیعی است و همچنان ادامه دارد. صدور انقلاب یک بایسته امام(رحمة‌الله‌علیه) فرموده بودند: «ما موظفیم که اسلام را در همه جای دنیا معرفی کنیم»؛ زیرا ایشان مظلومیت و غریب‌بودن اسلام را در دنیای امروز درک می‌کرد. امام(رحمة‌الله‌علیه) در عین توجه به مشکلات معیشتی مردم، غفلت از اهداف و آرمان‌های انقلاب را به مسئولان گوشزد می‌کرد: مسائل اقتصادی و مادی اگر لحظه‌ای مسئولین را از وظیفه‌ای که بر عهده دارند منصرف کند، خطری بزرگ و خیانتی سهمگین را به دنبال دارد. باید دولت اسلامی تمام سعی و توان خود را در اداره‌ی هرچه بهتر مردم بنماید؛ ولی این بدان معنی نیست که آن‌ها را از اهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانی است منصرف کند». از منظر رهبر معظم انقلاب نیز انقلاب دو جهت دارد: یکی مبارزه با استبداد داخلی و دیگری سخن و پیام جدید انقلاب برای دنیا و بشر. «پیام جهانی و انسانی اسلام است که او را به ستایش وادار می‌کند. جنبه‌ی دوم بسیار مهم است؛ ما باید بتوانیم این را بیان کنیم». همچنان‌که ایشان فرموده‌اند، صادرکردن تفکر انقلابی و اندیشه‌ی مبارزه به بیرون مرزها بسی مهم‌تر از مبارزه با استبداد داخلی است. شاید به‌دلیل اهمیت همین موضوع بود که رهبر معظم انقلاب حدود یک ماه بعد از انتصاب به رهبری انقلاب، در نوزده تیر ١٣٦٨، به تبیین نظریه‌ی صدور انقلاب پرداختند. رهبر فرزانه در جایی دیگر صدور انقلاب را تداوم راه انبیا و ستیز با آن را کار دشمن شمرده‌اند: ما به این کار و انجام این وظیفه افتخار می‌کنیم. این راه انبیاست و ما این راه را باید ادامه دهیم... چرا ما باید از صادرکردن توحید، اخلاق انبیا، روح فداکاری، اخلاص و تزکیه‌ی اخلاقی به کشورهای دیگر خجالت بکشیم؟! چرا باید شرم کنیم از اینکه غیرت و حمیت صحیح و ایستادگی در مقابل قدرت‌های باطل را به‌صورت درس عملی به ملت‌های دیگر ارایه و تعلیم بدهیم؟ ملت‌ها باور نمی‌کنند که بشود با عوامل و مزدوران قدرت‌های استکباری درافتاد. ما درافتادیم و پیروز هم شدیم. چرا این عمل و تجربه‌ی خودمان را در اختیار افکار عمومی ملت‌ها نگذاریم؟ ما این انقلاب را صادر می‌کنیم. ما از اینکه بتوانیم توحید و مکتب انبیا و روش‌های انسانیِ پاکیزه، طیب، طاهر، صبر، مقاومت و ایثار را به کشورهای دیگر صادر کنیم، هیچ ابایی نداریم. رسانه‌های غربی که با پول صهیونیست‌ها و با تدبیر سیاستمداران خبیث و ظالم و فاسد اداره می‌شوند، می‌خواهند جنجال درست کنند و ما را از این حرف و عمل که فرهنگ و مفاهیم انقلاب باید صادر شود پشیمان کنند. صدور انقلاب کاری فرهنگی صدور انقلاب صدور رسالت انقلاب اسلامی و انتقال ارزش‌های معنوی و الهی آن به گوش جهانیان است. این امر در سایه‌ی زور و لشکرکشی انجام نمی‌شود؛ بلکه باید به همه‌ی امکانات و ابزارهای پیام‌رسانی، محتوای پیام، موقعیت زمان و مکان و نیازهای مخاطبان در مناطق مختلف دنیا توجه کرد. انقلاب ما انقلابی فرهنگی بود و به تعبیر شهید مظلوم، دکتر بهشتی، «انقلاب ارزش‌ها» بود. در اوایل انقلاب، عده‌ای صدور انقلاب را را رویکردی نظامی تفسیر می‌کردند؛ اما در همین‌جا بود که امام(رحمة‌الله‌علیه) رویکرد فرهنگی را پیشنهاد کردند: اینکه می‌گوییم باید انقلاب ما به همه جا صادر بشود، این معنی غلط را از آن برداشت نکنند که ما می‌خواهیم کشورگشایی کنیم. ما همه‌ی کشورهای مسلمین را از خودمان می‌دانیم. همه‌ی کشورها باید در محل خودشان باشند، ما می‌خواهیم این چیزی که در ایران واقع شد و این بیداری‌ای که در ایران واقع شد و خودشان از ابرقدرت‌ها فاصله گرفتند و دست آن‌ها را از مخازن خودشان کوتاه کردند، این در همه‌ی ملت‌ها و در همه‌ی دولت‌ها بشود. آرزوی ما این است... . رهبر معظم انقلاب در آغاز رهبری، قالب صدور انقلاب را نه قالبی نظامی که فرهنگی شمردند: پس از پیروزی انقلاب اسلامی، سردمداران تبلیغات جهانی روی اشاعه‌ی فرهنگ انقلابی اسلام جنجال راه انداختند و آن را به‌عنوان صدور انقلاب - با معنای غلطی که از صدور انقلاب می‌کردند - مورد تهاجم تبلیغاتی قرار دادند. همه‌ی رسانه‌ها در سرتار عالم روی این نکته و کلمه تکیه می‌کنند که جمهوری اسلامی درصدد صدور انقلاب است! خباثت آن‌ها در اینجاست که صدور انقلاب را به‌معنای صدور مواد منفجره و ایجاد درگیری در گوشه و کنار عالم و از این قبیل کارها معرفی می‌کنند! که این هم مثل بقیه‌ی خباثت‌های تبلیغاتی دنیای غرب یک ترفند رذیلانه است. رهبر انقلاب، صدور انقلاب را چنین فرهنگی تعریف می‌کنند: صدور انقلاب صدور تجاوز و جنگ و به‌معنای گرفتن زمین‌های دیگران نیست... صدور انقلاب به‌معنای صدور پیام و صدور رسالت انقلاب است، صدور ارزش‌هایی مانند استقلال، عدم وابستگی، خودکفایی، خصلت‌های انسانی پاک، ایمان، شرف، افتخار، حمایت از مستضعفان و... . در بیانی دیگر، امام(رحمة‌الله‌علیه) تبیین اندیشه‌های انقلاب را صدور انقلاب می‌دانند: «صدور انقلاب به‌معنی لشگرکشی نیست؛ بلکه می‌خواهیم حرفمان را به دنیا برسانیم». مساجد مجازی روش عملی صدور انقلاب پس از گذشت سی سال از پیروزی انقلاب به‌جاست در نحوه‌ی عملیاتی‌کردن صدور انقلاب قدری تأمل کنیم. چنان‌که گفته شد، در دو مرحله‌ی «حدوث» و «ثبوت» انقلاب محوریت مسجد کاملاً مشهود است. تعامل بین انقلاب و مسجد بر پویایی مساجد و تنوع‌بخشی به کارکردهای آن نیز مؤثر بوده است. در فرایند صدور انقلاب نیز باید مسجد محور شود. شاید به همین دلیل بود که رهبر انقلاب تأکید داشتند باید مساجد همواره آماده‌ی قیام و پیشبرد اهداف اسلامی باشند. «اسلام مساجد را سنگر قرار داد؛ وسیله‌ای از باب اینکه از همین مساجد... همه‌ی اموری که اسلام را به پیش می‌برد و قیام را به پیش می‌برد مهیا باشد». باتوجه‌به محذوریت‌های ساخت مسجد، ممنوعیت‌های احیای کارکردهای انقلابی در مساجد خارج کشور و زمانبر و پرهزینه‌بودن ساخت مسجد، توجه به مساجد مجازی ضروری می‌نماید. مساجد مجازی می‌تواند با جذب مخاطب در ساخت مسجد ، احیای کارکرد انقلابی آن و مخالفت با قوانین ممنوعیت ساخت مسجد بسیار مفید باشد. ازیک‌سو، ملت ایران با تکلیفی به نام صدور ارزش‌های انقلاب و یاری مستضعفان مواجه است و ازسوی‌دیگر با موانعی که بر سر راه مساجد قرار دارد. مسجد مجازی هم فرصتی است برای صدور انقلاب، هم راهی برای برداشتن موانع؛ زیرا موجب توسعه‌ی بنایی و گسترش کارکرد مساجد می‌شود. این‌ها یعنی اثبات کارامدی مساجد در سومین مرحله از انقلاب. اگر در فرهنگ امام(رحمة‌الله‌علیه) ثمره‌ی انقلاب، آزادی همه‌ی مستضعفان جهان است و در اندیشه‌ی او باید مساجد را حفظ کرد «ای ملت! مسجدهایتان را حفظ کنید تا این نهضت به ثمر برسد» ، تحقق این دو با مساجد مجازی سامان می‌یابد. آنچه از سخنان امام(رحمة‌الله‌علیه) نتیجه می‌شود، تحول در کارکرد مساجد برای ایجاد پیروزی‌های دیگر اسلامی است : «این مساجد بود که این پیروزی را برای ملت ما درست کرد، این مراکز حساسی است که ملت باید به آن توجه داشته باشند، این‌طور نباشد که خیال کنیم حالا دیگر ما پیروز شدیم، دیگر مسجد می‌خواهیم چه کنیم؟ پیروزی ما برای اداره‌ی مسجد است». بدیهی است که امام(رحمة‌الله‌علیه) نیز تبلیغ و استفاده از رسانه‌ها را شیوه‌ی عملی صدور انقلاب می‌دانستند: ما که می‌گوییم اسلام را می‌خواهیم صادر کنیم، معنایش... این است که می‌توانیم به‌وسیله‌ی دستگاه‌هایی که داریم، به‌وسیله‌ی همین صداوسیما، به‌وسیله‌ی مطبوعات، به‌وسیله‌ی گروه‌هایی که به خارج می‌روند، اسلام را آن طوری که هست معرفی کنیم. اگر آن طوری که هست معرفی بشود، مورد قبول همه خواهد بود. مقام معظم رهبری نیز استفاده از ابزارهای متناسب با زمان و مخاطب را اثرگذار می‌دانند: «ماییم و تفکر و معارف اسلامی، ماییم و پیام انقلاب اسلامی؛ ما باید بتوانیم این‌ها را درست به دنیا برسانیم... ما باید بتوانیم مفاهیم و معارف اسلامی و آنچه را که متعلق به ماست، بیان کنیم؛ البته باید با لحن و بیان روشنفکرانه و کاملاً مترقی و با استفاده از واژگان متناسب با هر دوره و زمان باشد». مسجد به‌مثابه‌ی رسانه‌ای سنتی و اینترنت به‌مثابه‌ی ابزاری مدرن می‌توانند در ابلاغ پیام انقلاب نقش‌آفرین باشند. متأسفانه، رویکردی در کشور ما این دو را در ساحت نزاعی آشتی‌ناپذیر قرار داده است؛ ازاین‌رو هیچ‌گاه نتوانسته‌ایم برای بیان رسالت انقلاب از ظرفیت این دو رسانه بهره جوییم. مسجد رسانه‌ای است سنتی، ولی پویا، مقبول غیردولتی و دینی؛ درمقابل اینترنت ابزاری است مدرن، با مخاطبانی بسیار. معقول آن است که کمیت یکی با کیفیت دیگری همراه گردد و این دو از عرصه‌ی رقابت به ساحت رفاقت بازگردند. دشمن علیه انقلاب امروز، ایران اسلامی مورد حمله‌ی فرهنگی دشمن قرار گرفته است؛ اما به فرموده‌ی رهبر انقلاب: «اگر ما بتوانیم در صحنه‌ی فکر و فرهنگ کار شایسته‌ای انجام دهیم، همه‌ی تهدیدهای مادی دنیا خنثی خواهد شد». در باور امام، ما باید از اهرم صدور فرهنگی انقلاب برای مقابله با ترفندهای دشمن بهره بگیریم: ما باید در صدرو انقلابمان به جهان کوشش کنیم... ازطرفی‌دیگر تمام قدرت‌ها و ابرقدرت‌ها کمر به نابودی‌مان بسته‌اند و اگر ما در بسته بمانیم، قطعاٌ با شکست مواجه خواهیم شد. ما باید حسابمان را صریحاً با قدرت‌ها و ابرقدرت‌ها یکسره کنیم و به آن‌ها نشان دهیم که با تمام گرفتاری‌های مشقت‌باری که داریم با جهان برخورد مکتبی می‌نمائیم. در سنجش میزان اسلام‌ستیزی استکبار کافی است بدانیم از سال ١٩٨٠ واژه‌ای به نام اسلاموفوبیا در ادبیات انگلیسی ابداع شد که به اسلام‌هراسی و تعصب علیه اسلام و مسلمانان اشاره دارد و هزاران سایت اینترنتی نیز دراین‌زمینه فعال است. موج الگوی‌گیری از انقلاب با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، موج حمایت از همه‌ی نهضت‌ها و جنبش‌های رهایی‌بخش بر پا شد. آقای صبحی الجابی، پژوهشگر و نویسنده‌ی سوری، درخصوص تأثیر و بازتاب جهانی فرهنگ و تمدن انقلاب اسلامی اظهار می‌دارد: انقلاب اسلامی فرهنگ و تمدن حقیقی را برای جهانیان به ارمغان آورد. این تمدن در زمینه‌های سیاست، حقوق بشر و اخلاق با فرهنگ و تمدن غربی تفاوت اساسی دارد. به‌هرحال، هرکس فرهنگ انقلاب اسلامی را الگوی خود قرار دهد، حتماً پیروز خواهد شد. امام(رحمة‌الله‌علیه) اندیشه‌ی صدور انقلاب را هیچ‌گاه آرمان‌گرایانه و غیرعملی تلقی نمی‌کرد؛ بلکه آن را واقعیتی ممکن می‌دانست و در بسیاری از مناطق جهان اسلام آن را به‌عینه می‌دید. «نهضت مقدس ایران نهضت اسلامی است. ازاین‌جهت، بدیهی است که همه‌ی مسلمین جهان تحت تأثیر آن قرار می‌گیرند». «ما امروز دورنمای صدور انقلاب اسلامی را در جهان مستضعفان و مظلومان بیش‌ازپیش می‌بینیم». امام(رحمة‌الله‌علیه) نشانه‌های تحقق این پدیده را نمایان می‌دید: امروز قدرت ایرانی و قدرت اسلام در ایران به طوری است که توجه همه‌ی ملت‌های ضعیف را به خودش معطوف کرده است و اسلام صادر شد در سرتاسر دنیا، از این سیاه‌های عزیزی که در امریکا هستند و تا آفریقا و تا شوروی و همه‌جا نور اسلام تابیده است و توجه مردم به اسلام شده است و مقصود ما از صدور انقلاب همین بود و تحقق پیدا کرد و انشاءالله اسلام در همه‌جا غلبه بر کفر پیدا خواهد کرد. اسامه ابوحمدان، نماینده‌ی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین در لبنان، انتفاضه‌ی مردمی فلسطین را یکی از ثمرات انقلاب اسلامی در ایران می‌داند و دراین‌باره می‌گوید: «با پیروزی انقلاب اسلامی مهم‌ترین خواسته‌ی مسلمانان در قرن بیستم تحقق یافت. مسلمانان جهان انقلاب اسلامی را الگو و سرمشق خود می‌دانند». گیزلاکرافت، دانشمند آلمانی شرکت‌کننده در همایش بین‌المللی گفتگوی فرهنگ‌ها، حافظ، گوته و پوشکین، گفت: «اسلام در دهه‌های اخیر به الگو و مکتب نیرومندی تبدیل شده که در سایه‌ی آن مبارزه‌ی شدید با مادیگری و برای احیای معنویت جریان دارد». متولیان مسجد و صدور انقلاب امام(رحمة‌الله‌علیه) رسماً متولیان، ائمه‌ی جماعات و روحانیان را برای عملی‌کردن صدور انقلاب مخاطب قرار می‌دهد: مسجد در اسلام و در صدر اسلام همیشه مرکز جنبش و حرکت‌های اسلامی بوده... از مسجد تبلیغات اسلامی شروع می‌شده است، از مسجد حرکت قوای اسلامی برای سرکوب کفار و واردکردن آن‌ها در (زیر) بیرق اسلام بوده است. شما که از اهالی مسجد و علمای مساجد هستید، باید پیروی از پیغمبر اسلام(صل‌الله‌علیه‌وآله) و اصحاب آن سرور کنید و مساجد را برای تبلیغ اسلام و حرکت اسلامیت و قطع ایادی شرک و کفر و تأیید مستضعفین در مقابل مستکبرین قرار دهید. یادمان باشد فرهنگ تشیع پیوسته به حکومت‌ها اعتراض کرده است؛ ازاین‌رو روحانیتی معترض تربیت کرده که خانه‌اش مسجد است. درنتیجه، مساجد و روحانیت هستند که فریاد ظلم‌ستیزی انقلاب را به گوش همگان می‌رسانند. منبع: دفتر مطالعات و پژوهشهای مرکز رسیدگی به امورمساجد


منبع : مرکز رسیدگی به امور مساجد



تاريخ : دوشنبه 12 اسفند1392 | 0:7 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |

کد خبر: ١٣٣٤ تاریخ انتشار: ٢٧ بهمن ١٣٩٢ - ٠٩:٠٧ تعداد بازدید: 42
صفحه نخست » روزمره » مطلب ویژه 
تا پايان امسال صورت مي گيرد؛
چاپ و انتشار كتاب "بگذار زندگي كنم"

كتاب "بگذار زندگي كنم" با موضوع تخصصي نگاه به سبك زندگي اسلامي و با هدف انتشار در بين جوانان تا پايان سال جاري به زير چاپ مي رود.

به گزارش مجله سبک زندگی اسلامی، "بگذار زندگي كنم" نام كتابي است كه با موضوع تخصصي سبك زندگي اسلامي تنظيم و گردآوري شده و در آستانه چاپ مي باشد. مطالب اين كتاب توسط يك گروه دانشجويي 10نفره (كه در حوزه علوم اسلامي دانشگاهيان استان زنجان) همراه با استاد جهانگيري سهروردي جمع آوري، بحث و تاييد شده تا به صورت يك كتاب و با توجه به نياز و مطالبه نسل جوان در اختيار آنها قرار بگيرد. معصومه توكلي، يكي از دانشجويان همراه استاد براي گردآوري مطالب اين كتاب است كه در اين خصوص گفت: اين كار پس از ارائه طرح آن توسط استادمان ابتدا با 11 نفر از دانشجويان آغاز شد و در نهايت با 10 دانشجوي ثابت كار پيگيري شد.

وي ادامه داد: مراحل ابتدايي بحث و بررسي ها و تهيه فصل هاي مختلف كتاب "بگذار زندگي كنم" از بهمن سال 91 آغاز شد و اميد داريم تا پايان امسال اين كتاب از چاپ درآمده و در اختيار علاقمندان قرار بگيرد.

توكلي با اشاره به تاثير كلاس هاي جريان شناسي برگزار شده در حوزه علوم اسلامي دانشگاهيان استان زنجان در علاقمندي دانشجويان براي ورود به اين موضوع گفت: پس از تشكيل اين گروه جلسات پي در پي همراه با مطالعات قبلي اعضا كه هر كدام در جنبه هاي مختلفي از سبك زندگي اسلامي به مطالعه و جستجوي اينترنتي مي پرداختند، برگزار شد و دانشجويان هر جلسه در چهارچوب اوليه اي كه استاد تعيين كرده بود به ارائه اندوخته هاي خود مي پرداختند و اين نظرات مورد بحث و بررسي قرار مي گرفت.

عضو گروه پژوهشي كتاب "بگذار زندگي كنم" افزود: در اين جلسات اطلاعات مطرح شده و ناب گزيني ها انتقال داده مي شد و پس از مشخص شدن نظر گروه در خصوص موضوع هر جلسه با توجه به نظر نهايي استاد اين ناب گزيني ها صورت مي گرفت.

وي با بيان اينكه اين كتاب مشتمل بر هفت فصل مي باشد،‌ خاطرنشان كرد: مطالب گردآوري شده توسط گروه از قرآن و جستجوها در فضاي اينترنتي حاصل مي شد و در ابتداي كار براي بستند فصل اول شش جلسه تشكيل شد.

وي افزود: "سبك زندگي يعني..." ، "مگر زندگي سبك مي خواهد!"، "زندگي يا زنده گي"، "آري مسلماني چگونه زيستن است"، "من مسلمان قرن 21 را با اسلام سنتي چكار؟؟"، "و اين است داستان زندگي ما" و "رهبرم نگاشت" به ترتيب نگاشت هاي اول تا هفتم اين كتاب است.

توكلي با اشاره به اهداف تهيه اين كتاب گفت: اطاعت از خواسته رهبري در موضوع سبك زندگي اسلامي و تاليف اثري تاثيرگذار با اين موضوع كه در بين قشر جوان و دانشجو تاثيرگذار باشد از جمله اين اهداف هستند.

وي ادامه داد: بايد اين را بدانيم كه اسلام ما براي اين عهد هم حرف هاي فراواني دارد ولي ما اسلام را در زندگي خودمان جستجو نمي كنيم و همين باعث شكافت بين ما و دينمان شده و تمام آسيب هاي اجتماعي نيز از اين مسئله نشأت مي گيرد.


تاريخ : دوشنبه 12 اسفند1392 | 0:6 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
سخنرانی در جمع اساتید دانشگاه و فرماندگان پایگاه های استان کرمان

پنجشنبه ساعت 9



تاريخ : چهارشنبه 7 اسفند1392 | 8:41 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
کد خبر: ١١٥٥تاریخ انتشار: ١٥ بهمن ١٣٩٢ - ١١:٥٥تعداد بازدید: 89
صفحه نخست » روزمره » خبر ویژه
زندگی مجردی و گرفتاری در دام آسیب های اجتماعی

یک محقق و پژوهشگر در حوزه علوم دینی با اشاره به آفت های زندگی مجردی به عنوان یکی از مظاهر زندگی مدرن گفت: زندگي مجردي حيات خلوتي براي آسيب هاي اجتماعي است.

 

به گزارش مجله سبک زندگی اسلامی، داشتن سبک در هر مسئله ای حاصل برخی رفتارها، باورها و عملکردها است. در موضوع زندگی هم از دیرباز بشر با سبک های مختلفی آشنا شده و پس از گذر زمان با تغییر سبک زندگی خود به سمت بهتر زیستن حرکت کرده است. در میان سبک های مختلف زندگی "سبک زندگی اسلامی" حرف های زیادی برای گفتن دارد و ظرفیت های فراوانی هم برای تشکیل جامعه ای سالم و پویا. این سبک امروز نیاز کشور ماست ولی هنوز بعد از گذشت بیش از 30 سال در کشور به اجرایی نشده. حجت الاسلام یحیی جهانگیری سهروردی، محقق و پژوهشگر در حوزه علوم دینی و مولف مقالات و کتاب های مختلف مرتبط با این موضوع و از مبلغان بین المللی است که به بیان دیدگاه خود در این موضوع پرداخت.

 شکاف نسلی چیزی جز تغییر در سبک زندگی ها نیست

 حجت الاسلام يحيي سهروردي در ابتدای گفتگو گفت: ما معتقديم اسلام آيين زندگي است و فقط از مرگ حرف نمي زند بلكه چگونه زيستن را آموزش مي دهد. اين موضوعي است كه در فراز بلندي از زيارت عاشورا هم بر آن تاكيد مي شود. سبك زندگي مسئله بسيار مهمي است و اگر ما تنوانيم سبك زندگي خودمان را سامان ببخشيم، همه ساحت هاي زندگي مان تحت تاثير آثار سوء آن قرار مي گيرد.

 وي گفت: پديده شكاف نسلي چيزي نيست جز تغيير در سبك زندگي، ما در سبك زندگي كلا بر اين موضوع بحث مي كنيم كه چگونه زندگي كنيم و اين پديده بسيار بزرگي است.

 اين مبلغ بين المللي با تاكيد بر ابعاد مهم و مختلفي از موضوع سبك زندگي ادامه داد: اين مسائل و آثاري كه مي تواند هر تغييري در سبك زندگي در جامعه در بر داشته باشد، علت هاي تاكيد ويژه مقام معظم رهبري بر موضوع "سبك زندگي اسلامي" را نمايان مي سازد.

 وي در ادامه خاطرنشان كرد: در اين گفتگو موضوع بحث ما زندگي مجردي است كه البته بنده از آن با عنوان "تك زيستي" نام مي برم.

 حجت الاسلام سهروردي اين پديده به معناي تنها زيستن مي باشد به گونه اي كه نه مبداء اين نوع زندگي خانواده باشد و نه مقصدش.

وي ادامه داد: بعضي مواقع تك زيستي ها و يا همان زندگي هاي مجردي پس از يك دوره مثلا جهت كسب علم و يا داشتن شغل به اتمام رسيده و فرد به كانون خانواده باز مي گردد و يا خود به يك خانواده تبديل مي شود.

 در تک زیستی ها قرار نیست، خانواده ای تشکیل شود

 اين استاد دانشگاه گفت: ‌ولي در تك زيستي هايي كه واقعا بايد به دنبال راهكاري براي مقابله با آن باشيم اين زندگي تجردي قرار نيست به زندگي يك خانواده منتهي شود و در ادامه براي جامعه اي مثل جامعه ما مشكل آفرين مي شود.

 وي افزود: تك زيستي امروز در جامعه ما به يك پديده مسري (اپيدميك) تبديل شده و در حال سرايت و زياد شدن است

 زندگي مجردي حيات خلوتي براي آسيب هاي اجتماعي

 وي تصريح كرد:‌امروز زندگي مجردي براي كشور ما به يك حيات خلوت براي آسيب هاي اجتماعي و روابط نامشروع تبديل شده پس يك آسيب جدي است.

 حجت الاسلام سهروردي با اشاره به تفاوت نگاه ها به زندگي مجردي و داشتن خانه هاي مجردي در جوامع مختلف ادامه داد: ‌ممكن است در غرب به اين نوع زندگي ارزش هاي خاصي دهند و آن را يك نوع زندگي بدانند (كه البته اين نگاه حاصل فرهنگ حاكم در اين كشورهاست) ولي در جامعه ما نگاه ارزش گذارانه اي براي اين مسئله وجود ندارد.

وي ادامه داد: مدرنيته با خود معاني و رفتارهايي به همراه دارد كه تك زيستي از اقتضائات آن است.

 اين محقق و نويسنده در ادامه با اشاره به وضعيت جامعه امروز كشور خاطرنشان كرد:‌ دو شاخصه جوان بودن و گذر از مرحله سنتي بودن و ورود به مدرنيته باعث شده تا اقبال ها از تك زيستي رو به افزايش باشد.

 وي ادامه داد: در مسير حركت از سنتي بودن ها به سمت مدرن زيستن ‌اين روند سرعت مي گيرد و مي بينيم كه به هر ميزان كه به مدرنيته نزديك مي شويم،‌ ناگزيريم، ‌اقتضائات آن را هم بپذيريم.

 وي گفت: يكي از قالب هاي زندگي مدرن تك زيستي است و اگر مي خواهيم مدرن شويم در ناخودآگاهمان اين مقتضيات را هر چند كه در مقابل باورها و فرهنگمان قرار داشته باشد، ‌مي پذيريم.

 حجت الاسلام سهروردي ادامه داد: به اين ترتيب است كه ما به اصطلاح مدرن مي شويم ولي اصلا بي  خبريم كه مدرن شدن چه زمينه هايي را لازم دارد.

 وي گفت: امروز در كشور از تهران به عنوان مظهر مدرنيته ياد مي شود ولي بايد در نقد بحث مدرنيسم و رابطه تفكر فلسفي به اين مسئله توجه كنيم و فلاسفه ما براي حل مشكلات عيني موجود در اين زمينه تلاش كنند.

 اين مولف با اشاره به اشكالات موجود در اين زمينه گفت: برخي ها با افتخار از تهران را مدرن مي دانند ولي اصلا بي خبرند كه مدرن شدن چه مي خواهد و اين وظيفه فلاسفه مان است تا موضوعات مطرح در اين خصوص را از فضاي ذهن به صحنه عمل بياورند.

 وي افزود: با اين نگاه مي توان گفت كه ما هنوز نه سنتي سنتي شده ايم و نه مدرن مدرن، ‌بايد مباحث ذهني مرتبط با سنت و مدرنيته را به طور عملي در جامعه پياده كنيم تا در ادامه حداقل بدانيم كه مدرن شدن يعني چه و با اين موضوع با آگاهي رفتار كنيم.

 فردگرايي، مسئوليت گريزي و متمايز از ديگران بودن سه شاخصه جدي مدرنيسم

 حجت الاسلام سهروردي افزود: فردگرايي، مسئوليت گريزي و متمايز از ديگران بودن سه شاخصه جدي مدرنيسم مي باشد و به همين علت است كه پيروان اين سبك از زندگي در ابتدا اين سوال را مطرح مي كنند كه اصلا خانواده چيست؟.

 وي تصريح كرد:‌ پيروان اين سبك از زندگي كه ما پايتخت كشورمان را محضر آن مي دانيم، ‌زندگي خانوادگي را كه مسئوليت آفرين است، ‌نمي پذيرد و از پذيرش آن شانه خالي مي كند و به دنبال تمايز در رفتار، ‌پوشش، گويش و بسياري از مسائل ديگر است.

 وي گفت: ما بايد از پيامدهاي مدرن بودن باخبر باشيم و بدانيم كه مثلا با تغيير سبك زندگي مان به اين سمت همچون كشورهاي پيشرو در اين موضوع در آينده مي بينيم افرادي را در جامعه كه هر روز يك تيپ دارند و كارهايي از قبيل نقاشي روي پلك و بقيه مسائل را انجام مي دهد تا به عنوان پيرو اين سبك از زندگي به گونه اي متمايز از بقيه افراد جامعه باشد و يك سوال جدي اينجا مطرح است،‌ اينكه آيا نسبت به اين مسائل آگاهي هاي لازم را داريم؟.

 اين مبلغ بين المللي خاطرنشان كرد: اينها تنها نمونه هايي كوچك از مواردي است كه بايد بدانيم، ‌ما هر چه مدرن تر مي شويم اين موارد هم بيشتر نمود پيدا مي كند، ‌مخصوصا در تهران كه امروز نماد مدرنيته در كشور است.

 80 درصد خانه های مجردی تهران به خود تهرانی ها اختصاص دارد

 وي با اشاره به ارقامي در اين خصوص گفت: گفتيم كه تك زيستي يكي از نمادهاي پررنگ اين روش از زندگي وارداتي است و در ادامه بايد اشاره كنم كه 80  درصد از تهراني هاي تك زيست ‌اصالتا اهل تهرانند و تنها 20 درصد از كساني كه در تهران در خانه هاي مجردي زندگي مي كنند از شهرستاني هاي مقيم هستند.

 وي افزود: اين آمار نشان مي دهد،‌ خانواده هايي كه سنتي ترند، ‌اقبال كمتري از زندگي تجردي دارند ولي آنهايي كه تهرانيزه شده اند با وجود داشتن محل زندگي در اين شهر بازهم خانه اي جدا از خانواده دارند و تك زيستند و باید مراقب این نوع زندگی باشیم که در ردیگر شهرها هم به الگو تبدیل می شود.

 حجت الاسلام سهروردي گفت: نكته ديگر در برخورد با اين سبك از زندگي كم ارزشي خانواده ها نزد اين تفكر است در اين سبك (زندگي مدرن) خانواده ارزش خود را از دست داده و همين مسئله ايست كه باعث مي شود برخلاف زندگي سنتي كه از جوان در آستانه ازدواج مي پرسيد،‌خانواده تشكيل مي دهي يا نه، ‌امروز از اين جوان مي پرسد، ‌خانه داري يا نه!.

 وي افزود: و اين تغيير در سبك زندگي است كه باعث مي شود، ‌فرد حتي خانه هم داشته باشد ولي تنها زندگي كند، ‌پيروان اين نوع از زندگي خانواده را نمي خواهند و وقتي كه پديده خانواده كم ارزش مي شود، ‌عملا جوان هم تعهدي نسبت به آن نشان نمي دهد.

 



تاريخ : دوشنبه 21 بهمن1392 | 5:41 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
کد خبر: ١٥٣١٦٩تاریخ انتشار: ٣٠ دي ١٣٩٢ - ١٣:١٦تعداد بازدید: 1205
صفحه نخست » فرهنگی » گزارش ویژه
رهیافت ها و راه‌کارها در مسجد مجازی

کتاب مسجد مجازی، رهیافت ها و راه کارها اثر حجت الاسلام جهانگیری سهروردی کتابی است در تبیین جایگاه و منزلت مساجد در فضای مجازی.


به گزارش روابط عمومی دبیرخانه کانونهای فرهنگی هنری مساجد استان تهران به نقل از شبستان، کتاب «مسجد مجازی، رهیافت ها و راه کارها» اثر حجت الاسلام یحیی جهانگیری سهروردی با در برداشتن هشت فصل مجزا به تبیین جایگاه و منزلت مساجد در فضای مجازی می پردازد.

 

از عناوین برجسته بخش های این کتاب می توان به ادیان و معابد مجازى، مخالفان معابد و مساجد مجازى، مساجد فرصت‏ها و تهدیدات پیش‏رو، مسجدمجازى و بازیابى کارکردهاى متنوع مساجد، مسجدمجازى، پلى براى صدور انقلاب و مسجدمجازى و بایسته چشم‏ انداز بیست ساله ایران اسلامى اشاره کرد.

 

در واقع مولف این کتاب در جست و جوی این است تا جایگاه اسلام در دنیای مجازی را مشخص و ضمن تبیین نقش آن، حضور انقلاب و اسلام در دنیای مجازی را مورد بررسی قرار دهد.

 

در بخشی از این کتاب می خوانیم: «... آمار نشان از این دارد که مطالعه مذهبى جوانان رو به کاهش است. اینترنت به عنوان ابزارى که جوانان روزانه لحظاتى را با آن سپرى مى‏کنند، مى‏تواند به مدیریت خوب و تولید انبوه محصولات دینى بر فضاى وب، در گسترش دانش دینى جوانان مؤثر افتد و خود موجب گرایش جوانان به مساجد شود. زیرا بخشى از این محصول عرضه شده در فضاى وب، درباره جایگاه مساجد خواهد بود و این خود بر راهبرد ما در مسجد مجازى که عبارتست از آستانه بودن مسجد مجازى براى مساجد واقعى، گواهى نیک خواهد بود....»


کتاب مسجد مجازی، رهیافت‌ها و راهکار‌ها به همت دفتر مطالعات و پژوهش های مرکز رسیدگی به امور مساجد برای نخستین بار در تیرماه 1387 و با تیراژ 3000 نسخه منتشر شده است. 

علاقه مندان به تهیه این کتاب می توانند به دفتر مطالعات و پژوهش های مرکز رسیدگی به امور مساجد واقع در قم، خیابان 45 متری شهید صدوقی، خیابان حضرت ابولفضل(ع)، بعد از چهار راه اول،  پلاک 103مراجعه کنند و یا با شماره های 7ـ 2923836 تماس بگیرند.
پایان پیام/


موضوعات مرتبط: در باره کتاب مسجد مجازی

تاريخ : چهارشنبه 9 بهمن1392 | 0:31 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |

زنجان- مبلغ بین المللی و عضو اتاق فکر استان قم،گفت: افراطی گری ها به نام شیعه ی هرگزمطلوب اسلام وشیعه نیست.

به گزارش خبرنگارسمت وسو،”یحیی جهانگیری”  با اشاره به جریانdaesh افزود:امروزه عده ای افراطی میخواهندحکومت معاویه ای را احیاءنمایندو درقالب تفکر اسلامی شعار احیاء حکومت معاویه را میدهند.

این مقام مسئول ادامه داد:افراطی گری ها به نام شیعه  هرگز مطلوب اسلام وشیعه نیست.

جهانگیری عنوان کرد: ماحتی در حوزه ی جریان های،دینی اینگونه نیستیم اگرمااینهارا به صورت جریان میدیدیم خیلی راحت میتوانستیم تحلیل کنیم.

مبلغ بین المللی  با اشاره به به دیدگاه های سلفی گری بیان کرد: سلفی گری ونگاه سلفی یک جریان کوتاهی بود که توانست در سایه ی  اسلام ،وهابیت را نمایان کنند.این ها،جریانهای افراطی هستند که به اسم شیعه شکل میگیرد .

وی ادامه داد: متاسفانه در عصر کنونی دنیابا یک پدیده وهابیت شیعی مواجه شده است که در واقع  این پدیده اهداف وهابیت را درکلام شیعه  ترویج می نماید .

یحیی جهانگیری با اشاره به عملکرد آگاهانه  امام خمینی(ره) در باره تشکیل انقلاب اسلامی خاطر نشان کرد:انقلاب اسلامی در واقع انقلاب شیعه ای بودو چون امام آگاه بودکه انقلاب اسلامی ایران همان انقلاب شیعی است  و به دلیل جلوگیری از ضربه خوردن به انقلاب شیعه از عنوان “انقلاب اسلامی “یاد کرد.

یحیی جهانگیری عضو اتاق فکر صداسیمای قم ،گفت: متاسفانه می بینیم بعضی ها به نام انقلاب اسلامی طبل شیعه بودن را افراطی گری می کوبندمخصوصااین ایام،ایام ربیع الاول به بهانه ی اینکه می خواهندازشیعه حمایت کنندبه بهانه ای که میخواهندازاهل بیت حمایت کنندکارهایی راانجام میدهندکه اینهانه تنها به نفع اهل بیت نیست بلکه به ضرراهل بیت است.

وی تصریح کرد: عده ای بافحش دادن به مقدسات اهل سنت  میخواهند شیعه را درمقابل اهل سنت قراردهندشیعه و سنی بایدبااین جریانهاآشناباشند و جلوی این حرکت بایستند واتحاد  را سرلوحه شیعه و سنی قرار دهند.

پایان خبر/

/ باشگاه سمت وسو/زنجان

http://samtosoo.ir/archives/900.html



تاريخ : دوشنبه 7 بهمن1392 | 7:38 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |


تاريخ : دوشنبه 16 دی1392 | 11:30 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
وهابیت نسخه ای از اسلام نیست خبرنگارزنجان بیست زنجان-مبلغ اسلام و استاد دانشگاه یحیی جهانگیری، گفت: ماباید به دنیا ثابت کنیم که وهابیت نسخه ای از اسلام نیست بلکه نسخه ای خشن که جدای از اسلام است.00 به گزارش خبر نگار زنجان بیست،مبلغ اسلامی "یحیی جهانگیری "در گفت وگو با خبر نگار زنجان بیست ،افزود: وهابیت ادعامیکند که نسخه ای از اسلام را برداشته است ولی در حقیقت این خارج از دایره اسلام است .وی تصریح کرد: وهابیت به کمک غرب و دشمنان اسلام میخواهد خود را نماینده جهان اسلام بنامدوشیعه را در حاشیه قرار دهد .یحیی جهانگیری بیان داشت: فرقه وهابیت بجای اینکه خودشان را با دنیای جدید تطبیق بدهند میخواهند بافتواهای جدید آبروی اسلام را به خطر انداخته و چهره ی بسیار خشنی از اسلام رانشان بدهند.جهانگیری در پاسخ به سوالات" آیا وهابیت نفس های آخرش رامیکشد؟وهابیت به کجاخواهد رفت؟آیا پر پرواز خواهد گرفت؟"گفت: ماباید به دنیا ثابت کنیم که وهابیت نسخه ای از اسلام نیست بلکه نسخه ای خشن که جدای از اسلام است.وی ادامه داد: ما باید وهابیت واهل سنت را از هم جدا کنیم وتا میتوانیم وهابیت را در اقلیت قرار دهیم. وهابیت امروزه با ظهور و حضور در دنیا توانسته است در کشور هایی مانند عربستان وبلاروس....فعالیتشان را به طور جدی شروع کندودر حال حاضر به 2روش کار را شروع کرده اند:1_در داخل ایران وهابیت تربیت کنند 2_تربیت شیعه بیرون شیعه.وی از پیدایش فرقه دیگری با نام ژئوبیسم که جریانی متشکل از جریان وهابیسم وصهیونیسم است بعنوان جریان خطر ناک دنیا خبر داد.وی با اشاره به رسالت شیعه تاکید کرد: باید جوان شیعه را در شناخت رسالتش توانمند سازیم.پایان خبر// باشگاه خبری بیست/زنجان/بهمنیhttp://www.zanjan.beest.ir/?q=node%2F2954

تاريخ : جمعه 13 دی1392 | 1:32 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |

روضه های خانگی یا مسابقه چشم و هم چشمی! ا

خبرگزاری شبستان: مولف کتاب 'مسجد مجازی، رهیافت ها و راهکارها' با تاکید بر جایگاه فراموش شده مسجد در برگزاری مجالس روضه گفت: روضه های خانگی به مسابقه چشم و هم چشمی تبدیل شده است.

 خبرگزاری شبستان_ قم: مجالس و روضه های خانگی یکی از مراسم های آشنا برایمان است که این روزها حرف و حدیث هایی از نحوه برگزاری آن و برخی مسائل دیگر به گوش می رسد، مجالسی که از ابتدا با فلسفه ای خاص شکل گرفت و امروز تنها برای خانم ها در منازل تشکیل می شود. بعضی موارد مطرح شده در کیفیت و روند ادامه روضه های خانگی باعث شد تا به کندوکاو بیشتر در این موضوع بپردازیم تا ابتدا با فلسفه ایجاد چنین مجالسی در ایران قدیم آشنا شویم و در ادامه هم برای رفع آسیب هایی که گاها در این مجالس دیده می شود به دنبال راهکاری اثرگذار باشیم. حجت الاسلام یحیی جهانگیری سهروردی، از مبلغان بین المللی، مولف کتاب "مسجد مجازی، رهیافت ها و راهکارها" و از اساتید جامعه الزهرا (س) و عضو اتاق فکر صدا و سیمای استان قم در این موضوع دیدگاه هایی دارد و بهترین راه جدایی این مجالس از این آسیب ها را بازگرداندن این مجالس به کانون اصلی خود یعنی مساجدعنوان کرد.

 

وی با اشاره به فلسفه شکل گیری مجالس روضه خانگی در کشور گفت: از همان ابتدای امر از این مجلس تحت عبارت های هیئات خانگی و یا مجالس و روضه های خانگی نام برده می شده و نام دیگر آن هم "مجالس زنانه" می باشد، یعنی مجلسی ویژه روضه و ذکر مصائب معصومین (ع) که برای خانم ها در منازل برگزار می شود.

 

این مبلغ بین المللی ادامه داد: برای بررسی موضوع مجالس زنانه تحت عنوان یک پدیده دینی به این کلید واژه ها (هیئات خانگی و یا مجالس و روضه های خانگی) نیاز داریم.


در دوره خفقان رضاخانی و محدودیت ها برای مساجد بهترین فضا برای درج مفاهیم دینی روضه های خانگی بود

وی تصریح کرد: فلسفه تاسیس این مجالس و اولین رگه های این موضوع به زمان رضاخان می رسد، دوره ای که مساجد محل ممنوعه تلقی می شد و در حوزه موضوعات و مفاهیم دینی با سانسور جدی مواجه بودیم و جایی برای گفتن حرف حق برایمان باقی نگذاشته بودند.

 

وی ادامه داد: در آن شرایط و با آن ویژگی ها بهترین زنجیره ای که می توانست، مفاهیم دینی را نسل به نسل منتقل کند، همین روضه های خانگی بود.

 

حجت الاسلام سهروردی با اشاره به تلاش حکومت در آن دوران برای کنترل رفت و آمدها و صحبت هایی که در فضای مساجد صورت می گرفت، خاطرنشان کرد: در آن فضا جاسوس هایی برای رصد هر مسجد و مخصوصا مساجدی که محل حشر و نشر بزرگان بود در نظر می گرفتند و به همین جهت امکان بیان تمام مسائل روز جامعه و یا برگزاری محافل عزاداری برای اهل بیت (ع) در مساجد وجود داشت.

 

وی افزود: در این فضا منازل بهترین جایگزین برای مجالسی بودند که دیگر امکان برگزاری آن در مساجد به جهت حضور جاسوسان وجود نداشت، چرا که این افراد به راحتی در مساجد حضور می یافتند ولی در منازل این امکان یا وجود نداشت وتنها افراد قابل اعتماد به این مجالس راه می یافتند.


مولف کتاب "مسجد مجازی، رهیافت ها و راهکارها" تصریح کرد: در این مجالس و یا همان روضه های خانگی حرف های صریح دینی و مباحث داغ سیاسی مطرح می شد، یعنی فضایی که قبلا در مساجد فراهم بود در دوره رضاخان با سانسور مواجه شد و در ادامه راه به منازل امن پیدا کرد.

 

وی با تاکید بر اهمیت این روضه ها و هیئت های خانگی در آن دوران اضافه کرد: این زنجیره مهم در آن دوران با توجه به خلاء ممنوعه ای که حکومت ایجاد کرده بود در جهت نشر مفاهیم دینی پدید آمد و سوالی که در این فراز از بحث مطرح می شود این است که آیا ما هنوز هم به چنین مجلش خانگی نیاز داریم؟ امروز که نظام خود به دنبال اشاعه فرهنگ اهل بیت (ع) و اسلام ناب محمدی است و بسترها در مساجد، تکیه ها، حسینیه ها و هیئات فراهم است چه اجباری به برگزاری مجلس روضه خانگی داریم که این روزها متاسفانه شاهد رخنه کردن برخی آسیب ها در این سنت حسنه هستیم.

 

حجت الاسلام سهروردی گفت: بنده معتقدم این مجالس وقتی ارزشمند بود که فلسفه وجودی که به آن اشاره شد، وجود داشت ولی در سایه این نظام که فضا آماده است دیگر نیازی به برگزار کردن روضه های خانگی نیست.


مجالس روضه توسط امام صادق (ع) به جهت خفقان عباسی به صورت خانگی برگزار می شد
وی در ادامه با بیان اینکه ممکن است، عده ای نسبت به این مسئله موضع بگیرند، افزود: برخی ها در مقابل این حرف امکان دارد به برگزاری مجالس عزاداری امام صادق (ع) در بیت ایشان اشاره کنند که در پاسخ باید بگویم که بله، ایشان مجلس خانگی داشتند ولی این مسئله در دوران خفقان عباسی بود که حاکم زمان اجازه نمی داد، بزرگداشتی برای امام حسین (ع) و دیگر معصومین (ع) برگزار شود و در فضا و یا مجالس عمومی این امکان برای حضرت فراهم نبود.

 

سادگی و بی آلایشی روضه های خانگی جای خود را به چشم و هم چشمی ها داده است
این استاد حوزه در ادامه گفتگو به کارکردهای روضه های خانگی اشاره کرد و گفت: این مجالس از ابتدا ساده و بدون تکلف و تشریفات برگزار می شد و میهمانان فقط با یک استکان چای پذیرایی شده و از مکتب اهل بیت (ع) کسب فیض می کردند.

 

وی ادامه داد: ولی واقعیت این است که امروزه این روضه های خانگی به مسابقه چشم و هم چشمی تبدیل شده و این پدیده ارزش آفرین به پدیده ای ضد دینی تبدیل شده است.


وی با بیان اینکه این مجالس دیگر فلسفه وجودی خود را از دست داده و به به فضای مسابقه ای شباهت یافته، خاطرنشان کرد: مورد دیگر از کارکردهای این مجالس تاثیر این مجالس در درک عمق معارف دینی است که باید در روضه های خانگی به آن توجه شود.

 

حجت السلام سهروردی گفت: متاسفانه امروز در بیشتر این مجالس نه تنها این مسئله مورد غفلت واقع می شود بلکه حتی گاها بخشی از خرافات و حتی مباحث مجعول در همین مجالس بیان شده و به میان طیف مخاطبان راه پیدا می کند.

 

وی ادامه داد: ما در برخی روضه های خانگی با مبلغانی بی سواد و مستمعانی ناآگاه مواجهیم، این دو در کنار هم فکر می کنند، روند خوبی را طی می کنند و این در حالی است که اینها به بحث های فراوانی در جامعه دامن می زنند.

 

این مولف آثار دینی در ادامه تصریح کرد: این مجالس جای حضور فارغ التحصیلان جامعه الزهرا (س) است، افرادی که علم دین را آموزش دیده اند نه افرادی که تنها چند نوحه را از روی آثار دیگران از بر کرده و مجلس را گرم می کنند، اینها آسیب زننده است.

 

روضه های خانگی جایگزین مساجدی که ممنوع شده بود یا رقیب آنها
وی افزود: نکته نهایی از منظر کارکردهای روضه های خانگی این است که این مجالس قرار بود، جای مسجدی که ممنوع بود را پر کنند و نه اینکه به رقیب مساجد تبدیل شوند.

 

وی با اشاره به فضای حاکم در کشور اضافه کرد: وقتی امروز فضا برای برگزاری این مجالس و عزاداری ها و روضه ها در مساجد فراهم است، شایسته نیست که این امکان حضور را از مسجد بگیریم و روضه هایمان را در قالب مجالس خانگی برگزار کنیم.

 


حجت الاسلام سهروردی در ادامه با اشاره به ندیده شدن فضایی مناسب بانوان در معماری مساجد از این مسئله گله کرده و ادامه داد: متاسفانه ما در معماری مساجد فضایی برای خانم ها ندیده ایم و باید در کنار تلاش برای برگزاری روضه های خانگی در مساجد به این موضوع هم توجه کنیم که نامناسب ترین فضاهای مسجد همیشه برای خانم ها در نظر گرفته می شود و یا اینکه اصلا فضایی مستقل برای بانوان در مسجد از همان زمان طراحی و نقشه کشی لحاظ نمی شود.

 

معماری اسلامی که جایی برای بانوان در مساجد مشخص نکرده!
وی تصریح کرد: باید فضا در معماری اسلامی مان در مساجد برای خانم ها در نظر گرفته شود وگرنه یادمان باشد که اگر روزی آسیب های این روضه های خانگی جدی تر در جامعه مطرح شد، طراحان و سازندگان مساجد به عنوان یکی از عوامل دامن زننده به این آسیب ها هستند.

 

وی در پایان با اشاره به پایان یافتن ماه صفر و قرار گرفتن در آستانه ربیع گفت: ما حتی در جشن های مذهبی خانگی هم که برگزار می شود گاها با چنین مسائلی روبرو می شویم که باید در این خصوص هم فکری اساسی صورت گیرد.

 

پایان پیام/



تاريخ : جمعه 13 دی1392 | 1:26 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |

ا عاشورایی ایزوله شده و صرفا حس گرا تجویز غرب برای ایران ا

خبرگزاری شبستان:نویسنده مقاله «آیا فرقه ای جدید در راه است؟»' با اشاره به فرازهایی از کتاب'مایکل براونت' هشدار داد: عاشورایی ایزوله شده، صرفا احساسی و بدون توجه به بعد عقلی تجویز دنیای غرب برای شیعیان ایران است

خبرگزاری شبستان- قم

حجت الاسلام یحیی سهروردی، از مبلغان فعال در عرصه بین المللی است که چندین مقاله نیز تا کنون در موضوع عاشورا تالیف کرده که از آن جمله می توان به مقاله "عرفان حسینی، عرفان های کاذب" اشاره کرد که به چاپ هم رسیده است. عنوان مقاله دیگر وی "آیا فرقه جدیدی درراه است؟" می باشد. وی که دارای درجه دکترا در دو رشته شیعه شناسی و مطالعات اسلامی است تا کنون چندین کتاب هم تالیف کرده که از جمله آنها می توان به دو کتاب "نگاه از بیرون" و "مسجد مجازی" اشاره کرد. در ادامه گفتگوهایمان با موضوع بررسی جریان مدح و مداحی در کشورمان و آسیب های احتمالی آن با حجت الاسلام سهروردی به صحبت نشستیم که مطالعه متن این گفتگو خالی از لطف نیست.


در ابتدای گفتگویمان بفرمایید که آسیب شناسی مداحی ها باید به چه شکلی باشد؟

در آغاز بحث باید بر این موضوع تاکید کنم که هدف از آسیب شناسی دانش ها انتقاد، تخریب و هجمه بردن نیست بلکه هدف تعالی بخشی آن دانش با یافتن نقاط کور و موانع برای رسیدن به نقطه مطلوب است. پس هدف از آسیب شناسی مداحی تخریب نیست و ما به دنبال شناسایی و تعالی ظرفیت های موجود در این دانش همراه با رفع موانع احتمالی هستیم. ولی متاسفانه گاهی این حدود مشخص نیست و دیده می شود که به بهانه آسیب شناسی به مدح و مداحی توهین می شود و این بسیار خطرناک است. باید یادمان بماند که همین مداحی ها و آهنگران ها بودند که با مدح هایشان پشتوانه معنوی و فکری بچه ها در زمان جنگ را تامین می کرد. ما تا کنون اصلا بحث نکرده ایم که نقش مداحی در رشد هنر و یا فرهنگ عمومی مان چه نقشی دارد یا اینکه چه نقشی در فاخرسازی موسیقی کشورمان داشته است. در یک حساب سرانگشتی می فهمیم که تا چه حد از ادبیات منظوم ما در حوزه عاشوراست.


مدح معصومین (ع) حوزه عظیمی از داده های ادبیات منظوم ماست
یعنی شما معتقدید که جریان داشتن مداحی در کشور در حوزه شعر و ادبیات هم تاثیرگذار است؟

بله. مثلا شما در بررسی اشعار دیگر کشورها انواع شعرهای عاشقانه، اجتماعی و یا سیاسی را می بینید ولی شعری معادل شعر آیینی ما که در مدح اهل بیت عصمت و طهارت می باشد، ندارند. مدح معصومین (ع) حوزه عظیمی از داده های ادبیات منظوم ماست و چنین موفقیتی در کنار آسیب شناسی ها شایسته تقدیر است. تمام این حرف ها را گفتم تا به این نتیجه برسم که ما نباید در مسیر آسیب شناسی مداحی ها از آن طرف بام بیفتیم. امام راحل هم تاکید داشتند، ما هر چه داریم از محرم و صفر است و باید قدر این فرهنگ را بدانیم. البته در مدیریت استراتژیک این بحث مطرح می باشد که هر دانشی که ظرفیت بیشتری داشته باشد، مستعد آسیب های بیشتری هم هست.


عاشورای ایزوله شده تجویز غربی ها برای مقابله با فرهنگ کربلا
مایکل برانت نویسنده کتاب "نقشه ای برای جدایی مکاتب الهی در آمریکا" در مصاحبه ای می گوید: ما بعد از مدت ها تحقیقات متوجه شدیم که شیعیان بیشتر از هر مذهب و فرقه ای فعال و پویا هستند و به این نتیجه رسیدیم که نمی شود، مستقیم با شیعه در افتاد . به خاطر همین 40 میلیون دلار برای این کار در نظر گرفتیم . در برنامه ریزی ها و جلسات متعدد به این نتیجه رسیدیم که باید فرهنگ عاشورا و شهادت طلبی که شیعیان هر ساله در مراسمی این فرهنگ را زنده نگه می دارند از بین ببریم . باید با حمایت مالی از برخی سخنرانان و مداحان و برگزار کنندگان اصلی اینگونه مراسم که افراد سودجو و شهرت طلب هستند عقاید شیعه و فرهنگ شهادت طلبی را سست و متزلزل کنیم و مسائل انحرافی در آنها به وجود آوریم به گونه ای که شیعه یک گروه جاهل و خرافاتی به نظر بیاید. همین فرد در کتابی دیگر نوشته هایی با این مضمون دارد که یکی از پشتوانه های شیعه عاشوراست که دو بعد عقلانی و احساسی دارد و بر لزوم سرمایه گذاری بر بعد حسی آن و کنار گذاشتن بعد عقل تاکید می کند، کربلای دیروز آنگونه بود و در کربلای امروز آمریکا بجای یزید نشسته و این کار ما (براونت) را سخت می کند. براونت در ادامه از راه های پییش رو برای مقابله با تفکر عاشورایی سخن به میان آورده و می نویسد، ما دو راه بیشتر نداریم، اول اینکه کلا عاشورا را برداریم که این محال است و یا اینکه آن را ایزوله کنیم. یعنی اینکه حس را رشد دهیم ولی بعد عقلی را از این موضوع بگیریم. بله، این راهکار غرب برای مقابله با فرهنگ عاشوراست، آنها تلاش می کنند تا معارف بلند عقلانی موجود در این مکتب را گرفته و مداحی ها را برجسته تر کنند. بر اساس نوشته های براونت این دو پروسه طولانی مدت آنها را به اهدافشان می رساند. در این راستا باید این ترفندها را جدی تر بگیریم و مخصوصا در حوزه مداحی باید مراقب نقشه هایی که برایمان ریخته شده باشیم.


مداحان بدانند، پا جای پای چه کسی می گذارند// فیتیله احساس را کمی پایین بکشید
مداحان چه وظیفه ای در این خصوص دارند؟

مداحان ما اگر می خواهند در مقابل این نقشه ها بایستند باید فتیله را کمی پایین بکشند و انقدر بر بعد حس در مدح هایشان تاکید نکنند. مثلا این مکتب به قدری در کشور ما قوی است که هنوز بعد از گذشت قرن ها از آن واقعه اگر کسی نام فرزند خود را یزید بگذارد با برخورد منفی جامعه مواجه می شود. مداحان ما باید بدانند که پا جای پای چه کسانی می گذارند، امام سجاد (ع) و حضرت زینب (س) اولین مداح ها بودند.

حوزه مداحی به چه آسیب هایی گرفتار است؟

از مهم ترین آسیب های موجود در این شاخه این است که متاسفانه برخی بجای مداحی اهل بیت (ع) مداحی خود می کنند. یعنی در طول مداحی شان بیشتر خود را تبلیغ کرده و مثلا می خواهند که از فلان آقا بهتر باشند و یک سری مریدانی هم دور خود جمع کنند و این خطرناک است. نباید مریدبازی دربیاوریم این موضوع مورد تاکید امام خمینی (ره) هم بود، لازم است که اخلاق را رعایت کنیم. بحث دیگر موضوع غلو و کذب در خصوص اهل بیت (ع) است. نباید در مداحی ها به هر چیزی متوسل شویم تا اشک مردم را دربیاوریم. حوزه مداحی حوزه شعر است و می توان به علت این تقارن از بعد احساس بهترین استفاده را برد. 
 

راهکاری برای گذر از این وضعیت دارید؟

مقاتل از منابع معتبر برای استفاده مادحین است. البته الزامی نیست که از روی این مقاتل به همان شکل که نگارش شده بخوانند. اگر مداحی با سبک خاصی از روی این مضامین بخواند که به تحریک عواطف بینجامد، اشکالی ندارد. البته باید در این مسیر هم مراقب باشیم چرا که گاها ما به حدی از مستندات حرف می زنیم که دست و پای مداح را می بندیم. حوزه مداحی حوزه احساس و عاطفه است و برای تحریک عواطف مداح می تواند از عبارت هایی البته در حد اعتدال استفاده کند.


ببینید اگر متن را از مداحی ها بگیرید از آن چه چیزی می ماند

در خصوص موسیقی مداحی ها چه نظری دارید؟

بخش مهم دیگر مداحی ها موسیقی است. گاها می بینیم که در مدح هایمان چنان از آهنگ غربی و یا حتی عربی تاثیر گرفته ایم که اصطلاحا باید گفت، دل رفت همانجا که عرب نی انداخت! این مسئله به حدی است که اگر از بعضی مداحی ها متن را بگیریم، چیزی جز یک آهنگ به اصطلاح آن ور آبی باقی نمی ماند. حضرت آقا پیشنهاد خوبی برای مداحان دارند، اینکه خودتان سبک های جدید را اختراع کنید. متاسفانه نگاه تند، سلبی و افراطی ما به بحث موسیقی امکان ابداعات کم نظیر و غنی در این خصوص را از ما گرفته و همین مسئله گرایش به تقلید را بیشتر کرده است. اگر این نگاه سلبی تند را نداشته باشیم از حیث آهنگ و نوا تولیداتی فاخر خواهیم داشت و فعالان در این عرصه دست به ابداعات خوبی می زنند.


باید مرکزی ویژه برای رصد و هدایت حوزه مداحی و نواهای مذهبی داشته باشیم

به علت نگاه خاص اسلام به موضوع موسیقی چگونه می توان وارد این بحث شد؟

بله با این مسائل هم مواجه هستیم به همین علت باید جایگاهی در وزارت ارشاد و یا سازمان صدا و سیما تعریف شود تا همانگونه که آهنگ های موجود در حوزه غیرمداحی را رصد می کنند به این مسئله هم توجه داشته باشند. باید مرکزی ویژه برای رصد و هدایت حوزه مداحی و نواهای مذهبی داشته باشیم. بنده معتقدم باید در هنرستان ها و یا دانشگاه هایمان رشته ای تحت عنوان مداحی داشته باشیم تا آموزش ها در این خصوص هدفمندتر باشد. افرادی که در این حوزه تازه وارد هستند، بدون گذراندن دوره های کارورزی نباید وارد عرصه حرفه ای شوند باید بدانیم که دوره فله ای عمل کردن گذشته و باید در این حوزه که با دین و باورهای مردم ارتباط دارد به تربیت مداحان همت گذاشت. با وجود گذشت نزدیک به 40 سال از پیروزی انقلاب هنوز جای خالی چنین مسئله ای در کشور احساس می شود. البته برای ورود به این عرصه حتما باید ارتباطی با حوزه های علمیه داشته باشیم چرا که مداحی ارتباط مستقیم با باورهای مردم دارد و نیازمند نظارتی جدی است.


تلاش همسایگانمان برای ثبت سنت دیرینه مداحی به نام خود دور از انتظار نیست

نظراتی در خصوص ثبت جهانی عزاداری ها و مداحی های ایرانیان در سازمان های بین المللی فرهنگی ارائه شده، نظر شما در این خصوص چیست؟

خوب امروز سنت های معنوی در دنیا ثبت می شود، متاسفانه چندین مورد از مشخصه های ایران نیز در همین راستا توسط کشوزهای همسایه و به نام خودشان در سازمان یونسکو به ثبت رسیده است. یکی از سنت های مهم برای هر کشوری ارزش ها و مفاخر فرهنگی هستند که با ثبت جهانی آن مطلب یا واقعه در دنیا تبلیغ می شود. ما هم باید برای ثبت عزاداری ها و مداحی هایمان به صورت جهانی اقدام کنیم. در غیراینصورت باید منتظر باشیم تا یکی از کشورهای منطقه ظرف همین چند سال این آیین را هم به نام خود ثبت کنند.

مراقب سیاست زدگی ها باشیدآیا سیاست هم در این حوزه آسیب زاست؟

بله، از آسیب های جدید است. باید مواظب باشیم، البته دین ما عین سیاست ماست ولی نباید در این مورد دچار سیاست زدگی شده و بجای موثر بودن باعث تخریب شویم. مثلا بعضا می شنویم که عده ای فلان مجلس روضه و مداحی را ترک کرده اند که چرا فلان موضوع در آن مطرح شده است. آقایان و یا خانم های فعال در این عرصه باید تمام این مسائل را در نظر بگیرند و حضوری تاثیرگذار در هدایت جامعه داشته باشند.


مراقب باشیم در مدح هایمان از معصومین (ع) ما فوق انسان نسازیم

و حرف آخر...

مجلس امام حسین (ع) مجلس آرامش است ولی متاسفانه با این هیاهوهایی که با بهره گرفتن بیش از حد برخی مداحان از همان بعد احساس که قبلا متذکر شدیم، ایجاد می شود جایی برای آرامش و برقراری ارتباط معنوی نمی ماند این مسائل سنت مداحی ما را با آسیب های جدی مواجه می کند. باید ببینیم که چرا مجالس ما به این شکل درآمده، امروز حتی آیین های "من درآوردی" هم معابدی برای خود ایجاد کرده اند که آرامش بر آن حاکم است ولی متاسفانه ما در این مجالس یا حتی در بارگاه ها و بقاع متبرکه نمی توانیم برای دو دقیقه خلوت کنیم. مثلا در مجالس عزاداری لحظه ای صدای بلندگوها قطع نمی شود و صداها و رفتارهای آنچنانی تمام خلوت فرد را به هم می ریزد که البته این مسائل را باید به صورت جدی و جداگانه مورد بحث و بررسی قرار داد.


آسیب معرفتی از دیگر آسیب های موجود در این خصوص است، متاسفانه ما در مدح هایمان مثلا امام حسین (ع) را بجای اینکه به عنوان یک الگو از صحنه عاشورا مطرح کنیم نه مافوق انسان. گاها بعضی چیزها در این اشعار گفته می شود که اصلا قابل الگو برداری نیست و بسیار خطرناک می باشد. البته این مورد تنها ویژه مداحی ها نیست و در مورد روضه ها هم باید مراقب بود. گاهی برخی رضیلت ها را به اسم فضیلت برای اهل بیت (ع) می گوییم و هدف امام حسین (ع) را چیزهایی معرفی می کنیم که اصلا در شان ایشان نیست و در ادامه می بینیم که واقعیت های تاریخی را نادرست معنا می کنیم.

 

پایان پیام/



تاريخ : دوشنبه 4 آذر1392 | 11:13 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
انا لله و انا الیه راجعون

درگذشت عالم ربانی استاد سطح عالی حوزه علمیه قم حجت الاسلام سید حسین موسوی واسعی

از سرزمین وحی

درگذشت استاد مهربانم

مدرس درس خارج و سطوح عالی حوزه

 آیه الله سید حسین موسوی واسعی 

را به محضر امام زمان عزیزم

و رهبر فرزانه ام

و البته شاگردانش دلسوزش

و خانواده داغدارش

خصوصا جامعه طلاب زنجان تسلیت عرض می کنم

خدایش بیامرزد و با اولیاء طاهرینش محشور گرداند

یحیی جهانگیری

ذی الحجه. مکه مکرمه



تاريخ : جمعه 3 آبان1392 | 8:50 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
http://borhan.ir/NSite/FullStory/News/?Id=5734

گفت‌وگوی «برهان» با حجت‌الاسلام والمسلمین «یحیی جهانگیری سهروردی» (1)؛ 
ذبح دنیا؛ تهدیدی برای سبک زندگی اسلامی
در دنیای امروز، متفکران ضدمدرن در قالب جدیدی دنیا را به طور کل بی‌اهمیت می‌دانند. این گروه‌ها نئواخباری و نئواغراق‌گران دین هستند که دنیا را ذبح کردند. این خطر بسیار مهمی است که سبک زندگی اسلامی را تهدید می‌کند.
گروه فرهنگی-اجتماعی برهان؛ سبک زندگی موضوعی است که به طور خاص، از نیمه‌ی دوم قرن بیستم مورد توجه اندیشمندان غربی قرار گرفت.
 
در سال گذشته، رهبر معظم انقلاب، در فرمایشاتی مهم و راهبردی، به بررسی مقوله‌ای تحت عنوان «سبک زندگی» پرداختند؛ مقوله‌ای که تا قبل از این سخنرانی، کمتر در فضای نخبگان ما به آن پرداخته شده بود. اما از آن تاریخ به بعد، پرداختن به آن در بین رسانه‌ها، نخبگان جامعه، فضاهای علمی و دانشگاهی و مجموعاً در بسیاری از محافل داخلی، به شکلی واضح گسترش پیدا کرد و هر کس در حد توان و بضاعتش، شروع به پرداختن به این موضوع کرد.
 
در نگاه اول و با یک دید عُقلایی، به نظر می‌رسد که در مواجهه با هر مفهومی، پس از بررسی چیستی یا ماهیت آن، بایستی چرایی و ضرورت آن را مورد بررسی قرار دهیم.
 
بررسی چرایی سبک زندگی، در حقیقت بررسی این مسئله است که اساساً به چه دلیل یا دلایلی، سبک زندگی برای ما اهمیت دارد. صرف ‌نظر از رویکردهایی که در قبال سبک زندگی، چیستی آن و نیز مؤلفه‌های تشکیل‌دهنده‌ی آن در سبک زندگی غربی یا اسلامی وجود دارد، به سراغ حجت‌الاسلام والمسلمین «یحیی جهانگیری سهروردی» رفتیم تا از منظر ایشان به بررسی ضرورت‌های بررسی مقوله‌ی سبک زندگی بپردازیم.
 
ایشان از نخبگان فعال علمی کشور به شمار می‌آیند که با تسلط به زبان انگلیسی و عربی، به طور گسترده‌ای در پاسخ به شبهات دینی در فضای مجازی فعالیت دارند و با انجام مصاحبه‌های مختلف و چاپ مقالات گوناگون به زبان‌های عربی و انگلیسی و سخنرانی‌های مختلف علمی در دانشگاه‌های بزرگ کشور، گام بزرگی در تبلیغ و اشاعه‌ی فرهنگ ناب اسلام برداشته‌اند.
 
از نظر ایشان، دلیل عدم موفقیت ما در بسط فرهنگ اسلامی، ‌صدور پیام‌های دینی به صورت تک‌عاملی است؛ در حالی که پیام‌هایی که جریان مخالف صادر می‌کند، چند‌عاملی است. پیام‌های چند‌عاملی از همه‌ی زوایا مخاطب را احاطه می‌کنند و به همین دلیل، مخاطب تسلیم آن (پیام) می‌شود. در مقابل، پیامی که ما صادر می‌کنیم، چون تک‌عاملی است، ‌در برابر عامل‌های دیگر شکست می‌خورد.
 
ایشان در ادامه به نکات درخور توجهی اشاره کردند که در ادامه می‌خوانیم.
 
موضوع سبک زندگی در کشور ما از مباحث جدید به شمار می‌آید که پس از فرمایشات راهبردی رهبری، اخیراً بیشتر مورد توجه نخبگان علمی فرهنگی کشور قرار گرفته است. در ابتدا می‌خواهیم بدانیم که چرا در فضای فکری و فرهنگی جامعه‌ی ایران امروز، سبک زندگی به یک مسئله تبدیل شده است؟
 
ابتدا عرض کنم که اندیشکده‌ی برهان موضوع خوبی را برای بررسی انتخاب کرده است. درباره‌ی سؤال شما، باید بگویم که به نظر من، رسالت رهبری اصلاً این نیست که درباره‌ی بعضی از مسائل بحث کند. رسالت رهبری این است که آنچه نادیدنی است، او ببیند. ممکن است عده‌ی زیادی راجع به مسئله‌ی خاصی بحث کنند، اما رهبری باید آنچه را مغفول مانده و از چشم بقیه پنهان است ببیند و بر آن تأکید کند. همه دیدیم که رهبری یک‌باره درباره‌ی تولید علم سخن می‌گوید یا گاهی بر موضوع سبک زندگی تأکید می‌کند. اساساً این کار، رسالت رهبری است و اندیشکده‌ی برهان به خوبی در صدد پاسخ گفتن به خواسته‌ی رهبری برآمده است.
 
ما در بعضی از مواقع، به خوبی به حرف مقام معظم رهبری گوش می‌کنیم و کار را انجام می‌دهیم، ولی اقدام ما به‌ موقع، در فرصت مناسب و بزنگاه نیست. لذا کار ما شبیه به کار توابین می‌شود. توابین شهدای فراوانی در کربلا دادند، ولی این حرکت آن‌ها فایده‌ای نداشت، زیرا دیر اقدام کردند. اگر مطالبه‌ی رهبری سبک زندگی است، باید به موقع، فرصت را مغتنم بشماریم. از این منظر، کار اندیشکده‌ی برهان به نظر مفید و مناسب است.
 
حال به سؤال شما برگردیم که چرا سبک زندگی در این برهه از حیات اجتماعی ایران، به یک ضرورت تبدیل شده است. بنده این سؤال را از چند زاویه بررسی می‌کنم. پس از پیروزی انقلاب، همواره تلاش کردیم که جامعه را دینی کنیم. در این راه، انواع نهادهای دینی، از جمله نهاد رهبری در دانشگاه و سازمان تبلیغات اسلامی را ساختیم. به جز این‌ها، همه‌ی نهادهای غیردینی مانند وزارت اقتصاد (که وظیفه‌ی اقتصادی صرف دارد) نیز این رسالت را بر دوش گرفتند که جامعه را دینی کنند.
 
حال سؤال اینجاست که چرا علی‌رغم اینکه تمام این پیام‌ها جامعه را به سمت دینی شدن می‌برد، منحنی دینی شدن ما به جای اینکه قوس صعودی داشته باشد، قوس نزولی دارد یا حداقل قوس صعودی ندارد؟ اگر به این سؤال جواب دهیم، به یکی از ضرورت‌های چرایی سبک زندگی می‌رسیم. اگر آغاز انقلاب را سال 42 بدانیم، در سال 41 در دیدار عده‌ای از انقلابیان و حضرت امام، آن‌ها از امام پرسیدند: هدف شما از انقلاب چیست؟ امام فرمود: ما می‌خواهیم انقلابمان را به دنیا صادر کنیم. پرسیدند: منظورتان چیست؟ امام فرمود: من می‌خواهم این انقلاب ابتدا در ایران اتفاق بیفتد، سپس این مفهوم ناب، کل دنیا را در بر بگیرد.
 
باید ابتدا به این سوال پاسخ دهیم که چرا علی‌رغم اینکه تمام پیام‌ها جامعه را به سمت دینی شدن می‌برد، منحنی دینی شدن ما به جای اینکه قوس صعودی داشته باشد، قوس نزولی دارد اگر به این سؤال جواب دهیم، به یکی از ضرورت‌های چرایی سبک زندگی می‌رسیم.
 
عده‌ی فراوانی در اوایل انقلاب از سخن امام این‌ طور برداشت کردند که صدور انقلاب یعنی حمله‌ی نظامی به کشورهای دیگر. امام به خوبی توضیح دادند که نباید از حرف ما این معنای غلط را برداشت کنند که می‌خواهیم کشورگشایی کنیم. ایشان در ادامه فرمودند که حرف ما بر سر بسط فرهنگی است.
 
پس ما در اوایل انقلاب، به دنبال بسط فرهنگی در کل دنیا بودیم. همچنین در چشم‌انداز بیست‌ساله، این مسئله را مورد تأکید قرار دادیم که این انقلاب باید الهام‌بخش تمام منطقه باشد. به عبارت دیگر، پیام‌های فرهنگی انقلاب محدود به درون مرزهای ما نیست، بلکه فرامرزی است. به این دو پارامتر دقت کنید: تئوری صدور انقلاب (که امام پیش از انقلاب آن را مطرح کرد) و چشم‌انداز بیست‌ساله (که مقام معظم رهبری آن را طرح کرد). با این دو ابزار، ما در پی این بودیم که پیام‌های انقلاب را فرامرزی کنیم.
 
فرمودید هدف اصلی انقلاب ما بسط فرهنگ به کل دنیا بود. چرا علی‌رغم اینکه قصد صدور پیام‌های انقلاب را داشتیم، نتوانستیم فضای درون جامعه را دینی کنیم؟
 
زیرا در مقابل، جریان مخالفی به نام بی‌دینی، سکولاریسم و لیبرالیسم وجود دارد که هر گاه فرهنگی را صادر می‌کند، پیام او دقیقاً به هدف می‌خورد. چرا این اتفاق می‌افتد، اما پیام‌هایی که ما صادر می‌کنیم به خطا می‌رود؟ جالب است که ما مدعی هستیم پیام‌هایی که صادر می‌کنیم، مطابق با خواست فطری انسان‌ها نیز هست و به همین دلیل، باید بیشتر از آن‌ها استقبال شود، ولی این اتفاق نمی‌افتد. دلیل این رخداد در سبک زندگی نهفته است.
 
چرا باید سبک زندگی را بررسی کنیم؟ ‌دلیل آن است که ما پیام‌های دینی صادر می‌کنیم، ولی این پیام‌ها تک‌عاملی است؛ در حالی که پیام‌هایی که جریان مخالف صادر می‌کند، چند‌عاملی است. پیام‌های چند‌عاملی از همه زوایا مخاطب را احاطه می‌کنند و به همین دلیل، مخاطب تسلیم آن (پیام) می‌شود. در مقابل، پیامی که ما صادر می‌کنیم، چون تک‌عاملی است، ‌در برابر عامل‌های دیگر شکست می‌خورد.
 
هدف من این است که به جای تعریف کلی سبک زندگی، با این بحث‌ها به تعریف سبک زندگی خودمان بپردازم. بد نیست که با مثال شروع کنم. غرب برای ترویج تک‌فرزندی از چه روشی استفاده کرد؟ اگر ما به جای آن‌ها بودیم، از چه روشی استفاده می‌کردیم؟ احتمالاً یک بنر در خیابان نصب می‌کردیم و روی آن می‌نوشتیم: «تک‌فرزند باشید.» در بهترین حالت نیز از مجتهدان می‌خواستیم که فتوای تک‌فرزندی را صادر کنند. اما غربیان در این راه تلاش فراوانی کردند و پیام‌های تک‌عاملی نساختند.
 
برای ترویج تک‌فرزندی، غربیان (از حیث اقتصادی) نظریه‌ی فقر را مطرح کردند. آن‌ها به مردم گفتند که دنیا در حال حرکت به سوی فقر است و خانواده‌هایی که بچه‌های زیادی دارند، با مشکل اقتصادی مواجه خواهند شد. همچنین از حیث فلسفی، نظریه‌ی «individualism» یا فردگرایی را مطرح کردند و ادعا کردند که فردگرایی مزایای بیشتری نسبت به جمع‌گرایی دارد. تلاش آن‌ها محدود به حیث فلسفی و اقتصادی نبود، بلکه عروسک‌های باربی را نیز به همین هدف ساختند. باربی‌هایی که تا سال 1995 ساخته شدند، از نظر فرم بدنی، به هیچ عنوان برجستگی شکم را به نشانه‌ی حاملگی نداشتند. آن‌ها معتقد بودند که حتی کودکان نیز باید مخاطب این پیام باشند و ساختمان بدنشان را به این شکل نبینند.
 
همان طور که عرض کردم، اگر پیام از جوانب و زاویه‌های مختلف به مخاطب برسد، مخاطب تسلیم می‌شود. ممکن است اصلاً نداند که پیامِ دریافتی درست است یا خیر، اما تسلیم می‌شود. این در حالی است که پیام ما تک‌عاملی است و شکست می‌خورد. پیام فقط در شرایطی چند‌عاملی می‌شود که سبک زندگی با پیام همسو باشد. در غیر این صورت، شکست خواهد خورد.
 
برای مثال، ما امروزه جوان‌ها را توصیه به ازدواج می‌کنیم؛ ولی سبک زندگی فعلی که برای جامعه‌ی ما ترسیم شده، مخالف این پیام است. گزاره‌ی پیام ما از این قرار است: افراد جامعه باید باحیا و عفیف باشند. از آنجا که این پیام تک‌عاملی است، شکست می‌خورد. دلیل این امر آن است که مخاطب با خود می‌گوید که پیام شما بسیار خوب است؛ اما اگر من ازدواج کنم (با توجه به شرایط فعلی)، حتی اگر چندین سال دوندگی نمایم، باز هم نمی‌توانم یک زندگی معمولی برای خود فراهم کنم. او از طرف دیگر، روابط بسیار آزادی را در سطح جامعه می‌بیند. در واقع، ازدواج را مساوی با مسئولیت و مشقت می‌داند، ولی روابط آزاد و بی‌قید را راحت و بدون مسئولیت تشخیص می‌دهد.
 
به عبارت دیگر، یک پیام می‌گوید ازدواج کنیم؛ ولی نهادهای دیگری که این پیام را صادر می‌کنند (مانند دانشگاه، خیابان، مبلمان شهری و پارک‌ها) این روابط را آزاد دیده‌اند. این نهاد‌ها عملاً پیشنهاد می‌کنند که ازدواج مسئولیت دارد و بهتر است به سراغ گزینه‌های دیگر برویم. به این ترتیب، پیام ازدواج ما با شکست مواجه می‌شود.
 
دلیل شکست آن این است که چند‌عاملی نیست و عامل‌های دیگر آن را شکست می‌دهند. اگر ما قادر بودیم یک سبک زندگی طراحی کنیم که در آن، پارک، مبلمان شهری و دانشگاه همگی همسو پیام دهند که عفاف و حجاب خوب است، حتماً موفق می‌شدیم. ما فقط در صدد صادر کردن تک‌پیام بودیم. ای‌کاش به جای صادر کردن چندین پیام تک‌عاملی، یک پیام چند‌عاملی صادر می‌کردیم؛ آن گاه می‌دیدیم که چه اثر فوق‌العاده‌ای دارد.
 
ما پیام‌های دینی صادر می‌کنیم، ولی این پیام‌ها تک‌عاملی است؛ در حالی که پیام‌هایی که جریان مخالف صادر می‌کند، چند‌عاملی است. برای مثال، ما امروزه جوان‌ها را توصیه به ازدواج می‌کنیم؛ ولی سبک زندگی فعلی که برای جامعه‌ی ما ترسیم شده، مخالف این پیام است.
 
سال‌ها پیش، وضع اقتصادی چین نابسامان بود و مسئولان در پی ترویج اقتصاد کمونیستی بودند. آن‌ها در کنار همه‌ی عوامل، یک عامل را هم اضافه کردند و به مردم گفتند که باید لباس آستین کوتاه بپوشند، زیرا با وجود یک میلیارد جمعیت چین، اگر به ازای هر فرد، به اندازه‌ی دو آستین پارچه کم می‌شد، کشور رشد بیشتری می‌کرد. اگر می‌خواهیم پیام‌های چند‌عاملی بفرستیم، باید پیام‌های دینی و همسو را در تمام ساحت‌های زندگی مردم بفرستیم. در غیر این صورت، نمی‌توانیم یک زندگی دینی فراهم کنیم.
 
یک مثال دیگر می‌زنم. در یکی از برنامه‌های تلویزیونی، گوینده مردم را به ساده‌زیستی و پرهیز از اسراف توصیه می‌کرد؛ ولی دکور آن برنامه فوق‌العاده پرهزینه بود. در این حالت، پیام‌های صوتی ساده‌زیستی را به مخاطب انتقال می‌دهد، اما پیام‌های پاراسمپاتیک به او می‌گوید: «به لوکیشن نگاه کن، تو هم باید به همین نحو زندگی کنی.» مخاطب در دریافت پیام دچار پارادوکس می‌شود و به همین دلیل، پیام مجری برنامه هیچ گاه اثربخش نخواهد بود. به خاطر همین فقدان همسویی و همگنی، بسیاری از برنامه‌ها و پیام‌رسان‌های دینی ما، اعم از صداوسیما، مبلغان دینی و مساجد قادر نیستند پیام خود را به مردم برسانند.
 
اگر می‌خواهیم همسو با هزینه‌ای که برای صدور پیام‌های دینی مصرف می‌کنیم، ضریب جینی تدین هم بالا برود، باید به سبک زندگی بپردازیم. به این ترتیب، همه‌ی ساحت‌های انسانی پیام‌های همسو می‌دهند. مادامی که سبک زندگی را نسازیم، حتی اگر گزاف‌ترین هزینه را برای تبلیغ اسلام کنیم، برداشت بسیار اندکی خواهیم کرد و در تبلیغ دین، دخلمان به خرجمان نخواهد ارزید.
 
به تدریجبه دلیل دوم چرایی سبک زندگی خواهم پرداخت. روایت جالبی می‌خواندم که اگر امام زمان ظهور کند، افراد دروغ‌گو را از بین نمی‌برد. در واقع در آن زمان، آرمان‌شهری ساخته می‌شود که در آن، همه‌ی افراد دینی و معنوی هستند؛ به خاطر اینکه پیامی که امام زمان صادر می‌کند، چند‌عاملی است و تمام ساحت‌های حیات مخاطب تأیید می‌کند که آن پیام‌ها درست است. پس امام زمان به جای دروغ‌گو، دروغ را از بین می‌برد: «و یزهق الکذب» در آن آرمان‌شهر، همه‌ی امور (مبلمان شهری، انسان‌ها، پارک‌ها و ماشین‌ها) فریاد می‌زنند که «دروغ هرگز» و به همین ترتیب، بشر نیز دروغ نمی‌گوید.
 
چرا بشر دروغ می‌گوید؟ زیرا مشکل اقتصادی او را وادار می‌کند وقتی چکش برگشت خورد، آن را با دروغ توجیه کند. در عصر امام زمان، به قدری وضعیت معیشت مردم خوب خواهد شد و امنیت افزایش خواهد یافت که مردم لزومی نمی‌بینند دروغ بگویند. پس اگر می‌خواهیم فضایی دین‌دارانه ایجاد کنیم، باید همه‌ی عرصه‌ها را دینی کنیم.
 
دلیل دوم چرایی سبک زندگی از این قرار است: حکومت اسلامی همواره در پی این است که شرایط ظهور را فراهم کند و امام و رهبری نیز همیشه گفته‌اند که این انقلاب زمینه‌ساز ظهور است. متأسفانه گاهی ما ظهور را تحمیلی می‌دانیم؛ یعنی به خداوند تحمیل می‌کنیم که باید ظهور اتفاق بیفتد. این رویکرد بسیار غلط است. رویکرد غلط دیگر، تعجیلی است. پیوسته می‌گوییم که «خدایا هر چه زودتر ظهور آقا را برسان.» واقعیت این است که ظهور نه تحمیل است و نه تعجیل؛ بلکه تسهیل است. در این راستا، باید زمینه و زمانه را آماده کنیم.
 
به خاطر بسپاریم که ظهور در کانتکسی اتفاق خواهد افتاد که تمام هستی هم‌صدا آن را فریاد بزنند و جامعه پیام‌های همسوی دینی بدهد. وظیفه‌ی ما این است که این زمینه را فراهم کنیم. مقام معظم رهبری از آنجا که می‌داند انقلاب اسلامی زمینه‌ساز ظهور است، توصیه می‌کند که به سبک زندگی بپردازیم.
 
فرمودید که یکی از دلایل شکست ما در بسط فرهنگ (خواه در داخل کشور و خواه در صدور فرهنگ عمومی به خارج از کشور)، تک‌عاملی بودن پیام‌های ما و همسو نبودن آن‌ها با سبک زندگی ماست. لطفاً در مورد تبعات این مسئله بیشتر توضیح بدهید.
 
اولین تبعات آن، این است که این پیام‌ها خودمتناقض می‌شوند. به این معنا که واعظ در بالای منبر می‌گوید که «مردم، عفیف باشید»؛ اما صداوسیما بلافاصله برنامه‌ای را پخش می‌کند که پیام او را با شکست مواجه می‌نماید. جالب اینجاست که حتی ممکن است بنده (که یک روحانی هستم) وقتی بعد از وعظ مردم، به دانشگاه می‌روم، مخاطب با دیدن من این پیام را دریافت کند که به علت حضور من، محیط دانشگاه نیز دینی است؛ ولی آیا دین این‌ گونه مسائل است؟
 
بدترین بلا در امر پیام‌رسانی و تبلیغات این است که پیام‌های خودمتناقض صادر کنیم. پیام‌های سمپاتیک ما مردم را به سوی دین‌داری دعوت می‌کند، ولی پیام‌های پاراسمپاتیک خلاف آن را صادر می‌کند. به عنوان مثال، مبلمان شهری مردم را به دین‌داری دعوت نمی‌کند. برای ساده شدن مطلب، یک مثال می‌زنم. چرا مردم ما به فریضه‌ی مهمی به نام نظم پایبند نیستند، اما در کشور لائیکی مانند ژاپن، مردم به نظم پایبندند؟ زیرا در کشور ما فقط ائمه‌ی جمعه در ابتدای خطبه‌های نماز می‌گویند که «مردم، شما را به نظم و تقوا دعوت می‌کنم»؛ ولی سبک زندگی، ابزارها و ساحت‌هایی که در آن زندگی می‌کنیم، با نظم همسو نیست. فراتر از این، اگر منظم باشیم، زندگی‌مان دچار مشکل می‌شود. در حالی که در کشور ژاپن، اگر افراد منظم نباشند، زندگی نابسامانی خواهد داشت. در واقع نظمی که ژاپنی‌ها رعایت می‌کنند، نظم ارزشمندی نیست، اما اگر منظم نباشند، زندگی‌شان به هم می‌ریزد.
 
ژاپنی‌ها اتومبیل و ترافیک را طوری به وسیله‌ی های‌تک طراحی کردند که همه‌ی انسان‌ها منظم می‌شوند. ما نیز اگر بخواهیم به سبک زندگی اسلامی برسیم، باید سیستمی را طراحی کنیم و زیرساخت‌های آن را تأمین نماییم. مثلاً تعدادی از آن‌ها، زیرساخت‌های های‌تک است. بعضی از آن‌ها نیز زیرساخت‌های اپیستمولوژیک (معرفت‌شناختی) است و بنده قصد دارم بیشتر از این منظر صحبت کنم. در آخر صحبت‌هایم نیز چند زیرساخت را مثال می‌زنم.
 
ما نمی‌توانیم مردم را به نظم دعوت کنیم، ‌ولی زیرساخت‌های تعهد به نظم را فراهم نکنیم. تا موقعی که مبلمان شهری عملاً ما را وادار به بی‌نظمی می‌کند، نمی‌توانیم مردم را به نظم دعوت کنیم. به همین دلیل، عرض کردم که این پیام‌ها خودمتناقض است. بنابراین باید به سبک زندگی برسیم، چون امام زمان امام سبک زندگی است. ایشان با آمدنش سبک زندگی را متحول می‌کند و مردم دین‌دار می‌شوند. اگر ما قصد داریم ظهور را تسهیل کنیم (نه تحمیل و تعجیل)، باید سبک زندگی را بررسی کنیم. رسالت منتظران، بررسی سبک زندگی است.
 
حال دلیل سوم چرایی بحث سبک زندگی را مطرح می‌کنم که اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد. ما متأسفانه تعارضی را بین دین و دنیا برای مردم ترسیم کرده‌ایم. امام زمان ظهور می‌کند که مردم دروغ نگویند و مرتکب گناه نشوند تا سبک زندگی آن‌ها بهبود یابد. دلیل آن این است که آخرت خوبی داشته باشند. ما تنها وقتی به آخرت خوب می‌رسیم که دنیای خوبی داشته باشیم. متأسفانه در دوره‌ای (از حیث الهیاتی) این بحث مطرح شد که در اسلام دین و دنیا با هم تعارض دارند. این‌ طور تحریف شده است که هر چه به دنیا و «life» در این دنیا توجه کنیم، «life» آخرتی فراموش می‌شود. در نتیجه، دین و دنیا در عرض هم قرار گرفتند؛ حال اینکه این دو در طول هم هستند. اگر ما دنیای خود را بسازیم، دین و آخرت خود را هم خواهیم ساخت. متأسفانه رواج این تفکر به ما فرصت نداد که درباره‌ی «lifestyle» بحث کنیم.
 
چرا تا به حال مسلمانان راجع به سبک زندگی بحثی نکرده‌اند، اما غربی‌ها در این زمینه پیشینه‌ی طولانی‌تری دارند؟
 
دلیلش این است که ما متأسفانه معاش و معاد و دین و دنیا را در مقابل هم قرار داده‌ایم. از این رو، اگر کسی به مردم توصیه می‌کرد که آرایش، راه رفتن و معماری شما باید به این سبک باشد، به او اعتراض می‌کردیم که «چرا در مورد دنیا حرف می‌زنی؟» گویی دین، دین آخرت است. اگر به خاطر داشته باشید، یکی از نویسندگان نیز کتابی با عنوان «توحید و معاد؛ هدف بعثت انبیاء» نوشت. طبق این رویکرد، هدف بعثت انبیاء فقط معاد بود و آن‌ها با معاش مردم کاری نداشتند. وقتی این نگاه الهیاتی در جامعه حاکم شود، قادر نیستیم به یک سبک زندگی برسیم.
 
یکی از اقدامات مهم امام خمینی، تحول رویکرد در الهیات بود. ایشان ثابت کرد که ما باید دنیای مردم را بسازیم تا دین آن‌ها ساخته شود. متأسفانه ما فقط چگونه مردن را به مردم آموخته‌ایم، ولی فراموش نکنیم که اسلام آیین چگونه زیستن نیز هست. باید به مردم یاد بدهیم مادامی که چگونه زیستن را یاد نگیرند، چگونه مردنشان معلوم نیست. «خدایا به من چگونه زیستن را بیاموز» باید این دعا را به مردم یادآوری کنیم. زیارت عاشورا بسیار زیباست: «أللهم الجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد» خدایا، ابتدا چگونه زیستن من را محمدی کن؛ چرا که در این صورت، ممات من نیز محمدی می‌شود. این در حالی است که ما دینی را به مردم معرفی کردیم که دنیاستیز یا دنیاگریز است. به خاطر همین تبلیغات ما، عملاً زندگی دنیوی برای مردم بی‌معنی و کم‌ارزش شده است. این موارد جزء زیرساخت‌های بحث سبک زندگی است.
 
پس یکی از بنیادهای نظری تحول در سبک زندگی این است که از نظر الهیاتی دیدگاه‌ها را تغییر دهیم.
 
بله، به عبارتی، باید به مردم بگوییم که دین و دنیا در عرض هم نیستند، بلکه در طول هم‌اند. دین اسلام دنیاگریزی و دنیاستیزی را ترویج نمی‌کند، بلکه اتفاقاً معتقد است که زندگی‌ دنیوی می‌تواند زندگی دینی و آخرت خوبی را بسازد.
 
این تبلیغات سبب شده است که تفکر حاکم بر جهان اسلام، مانند گذشته، تفکری ضددنیا در قالب صوفیسم باشد. همان طور که می‌دانید، در گذشته، همواره عالمان دینی با صوفیان درگیر بودند. علتش آن بود که صوفیان فقط به دین اهمیت می‌دادند و دنیا را فدا کرده بودند. این امر باعث شد که عالمان راستین دین با آن‌ها مقابله کنند. در دنیای امروز نیز متفکران ضدمدرن در قالب جدیدی دنیا را به طور کل بی‌اهمیت می‌دانند. شبیه آن‌ها، اهالی روستایی در کشور هستند که دقیقاً مانند جریان‌های ضددنیا، فقط به دین اهمیت می‌دهند. تمامی این گروه‌ها نئواخباری و نئواغراق‌گران دین هستند که دنیا را ذبح کرده‌اند. این خطر بسیار مهمی است که سبک زندگی اسلامی را تهدید می‌کند.
 
بنده مقاله‌ای به نام «از ملا تا روحانی» نوشتم و در آن ذکر کردم که تا دوره‌ی قاجار، اصلاً واژه‌ی روحانی در ادبیات مردم وجود نداشت. طبق این کلمه، رسالت افراد دینی فقط این است که به جای حرف زدن درباره‌ی دنیا، درباره‌ی روح و معاد حرف بزنند. به این ترتیب، در آن دوره، به کسانی که در راه دین مطالعه می‌کردند، روحانی می‌گفتند. همچنین مکانی را که آن‌ها در آن به مطالعه می‌پرداختند، حوزه نامیدند. قبل‌تر به این مکان «جامع» می‌گفتند؛ اما حوزه به معنای حاشیه است. در واقع، با این نام‌گذاری اعلام کردند که روحانیان نباید با بطن زندگی مردم کاری داشته باشند؛ بلکه باید به حاشیه‌های زندگی (مانند معاد) بپردازند. به این ترتیب، ما روحانیان تبدیل به رانده‌شده‌های زندگی و حوزوی‌شده‌های حیات انسانی شدیم. در اثر این رخداد، زندگی مردم به یک نحو بود و پیام‌هایی که ما صادر کردیم به نحو دیگری بود و این دو هیچ گاه همگن و هم‌سنخ و همسو نشدند. پس اگر می‌خواهیم به سبک زندگی برسیم، باید رویکرد خود را (از نظر الهیاتی) تغییر دهیم.
 
به نظر شما، چرا رهبری در این برهه (و نه در زمان دیگری) موضوع سبک زندگی را مطرح می‌کنند؟
 
پاسخ این سؤال در واقع ضرورت چهارم پرداختن به بحث سبک زندگی است. در واقع علت آن است که مردم ما دین‌دار هستند و دین جزء مقوله‌های سنت است. جامعه‌ی ما تا دهه‌های پیش، وارد دنیای مدرن نشده بود. به این ترتیب، دین سنتی و دنیای سنتی را در کنار هم داشت. این دو هیچ وقت پارادوکس نداشتند و مردم به تناقض نمی‌رسیدند.
 
هنگامی که ما پا به دنیای مدرن گذاشتیم، دیدیم که مدرنیته دنیا را برجسته کرده است؛ در حالی که دین، سنت را برجسته می‌کرد. به این صورت، این دو در تعارض با هم قرار گرفتند و بشر درمانده شد که در دوره‌ی جدید چگونه زندگی کند. او با خود گفت که اگر حیات من دینی باشد، باید سنتی زندگی کنم و مدرنیته را کنار بگذارم. لذا باید مثل آمیش‌های کانادا یا اهالی روستایی در کشور خودمان زندگی کنم. اگر بخواهم مدرن زندگی کنم نیز باید دین خود را کنار بگذارم. قبلاً چنین پرسشی برای بشر مطرح نبود، اما امروز این پرسش حل‌نشده باقی مانده است. او مشکل را به این صورت حل کرد: دین سنتی برای قیامت و زمان مرگ، دنیای مدرن برای حالا و زمان زیستن.
 
ما هنگامی می‌توانیم زندگی مردم را دینی کنیم که دانشی طراحی کنیم که زندگی مردم و چگونگی تغییر آن را بررسی کند. این دانش باید چگونه زیستن، چگونه خوردن، چگونه نوشیدن و چگونه پوشیدن را به مردم آموزش دهد. دانش ما در حال حاضر فقه است که متأسفانه هنوز در پازل دنیای سنتی بازی می‌کند.
 
وظیفه‌ی ما این است که بگوییم دین سنتی در دنیای مدرن نیز پاسخ‌گوست و می‌تواند چگونه زیستن را در دنیای مدرن جواب بدهد.
 
چگونه و با چه ابزاری می‌توان در فضای فعلی جامعه‌ی ایران این کار را انجام داد؟
 
دانشی که حیات دنیوی مردم را بسامان می‌کند، دانش فقه است؛ اما متأسفانه فقه ما دانشی حداقلی در زمینه‌ی دین‌داری است. در واقع فقط پاسخ‌گوی حلال و حرام است. اگر از فقیهی بپرسیم که خانه‌ی ما باید اوپن باشد یا خیر، جوابی نمی‌دهد؛ در حالی که باید جواب بدهد. فقه ما همچنان جواب‌گوی مشکلات دنیای سنتی است؛ حال آنکه دنیای ما تغییر کرده است. در این صورت، دانشی که برای سامان امور دنیوی نهادینه شده است نیز باید متحول شود. به همین دلیل، امام و رهبری بر تحول در اجتهاد تأکید می‌کردند.
 
ما هنگامی می‌توانیم زندگی مردم را دینی کنیم که دانشی طراحی کنیم که زندگی مردم و چگونگی تغییر آن را بررسی کند. این دانش باید چگونه زیستن، چگونه خوردن، چگونه نوشیدن و چگونه پوشیدن را به مردم آموزش دهد. دانش ما در حال حاضر فقه است که متأسفانه هنوز در پازل دنیای سنتی بازی می‌کند. واقعیت این است که این دانش فعلاً ناکافی است.
 
پس شما معتقدید که فقه سنتی پاسخ‌گوی نیازهای فعلی جامعه‌ی امروز ما نیست.
 
بله، همان طور که امام فرمودند، فقه جواهری امری در کنار فقه پویا است. فقه امروز باید انبوه‌سازی و ویلانشینی را بررسی کند. همچنین باید به نیازهای مهندسی و معماری امروز جواب دهد و خیابان‌ها، مبلمان خانه‌ها، پوشش مردم و حتی رنگ آن را تعیین کند.
 
وقتی از حمله‌ی ساپورت‌ها به تهران سخن می‌گوییم، فقه نباید ساکت بنشیند. کافی نیست که فقط بگوید لباس نباید نازک باشد؛ بلکه باید از سبک زندگی مردم حرف بزند. فقه اساساً باید (پس از این) پیشنهادی عمل کند، نه منعی. مردم گاهی اوقات سؤالاتی از ما می‌پرسند و ما متأسفانه در پاسخ، تنها از نبایدها و منع‌ها سخن می‌گوییم. در حالی که از این به بعد باید خودمان پیشنهاد بدهیم و به مردم بگوییم که اگر می‌خواهند با نسخه‌ی دینی زندگی کنند، باید این رنگ را بپوشند و به این صورت خانه بسازند.
 
ما در حال حاضر، دین‌داری مردم را به صورت حداقلی می‌بینیم و آن را در نماز خواندن و روزه گرفتن و رعایت حجاب خلاصه می‌کنیم؛ اما اگر در پی تحقق سبک زندگی دینی هستیم، باید به صورت حداکثری به دین‌داری نگاه کنیم. مثلاً باید بدانیم که اگر سبک خانه به شکل دینی نباشد، دین‌داری کامل نخواهد بود. حتی رنگ خانه پیام می‌دهد که دین‌دار باشیم یا خیر. عجیب است که در کشوری مثل آلمان حتی رنگ کردن در خانه‌ها سیاست‌گذاری شده است؛ حال آنکه ما ابداً به این مسائل فکر نمی‌کنیم.
 
دلیل این امر این است که ما دین‌داری را در حداقل‌ها (مانند نماز خواندن) دیده‌ایم؛ در حالی که باید دقت کنیم که اگر فردی در مسجد نماز خوانده، ممکن است در خیابان یک المان شهری یا رنگی را دیده که پیام دین‌دار نبودن را به او منتقل کرده است. در واقع ما اصلاً به این ظرافت‌ها دقت نمی‌کنیم. پس چهارمین چرایی سبک زندگی، دلیلی معرفت‌شناسانه است و عبارت است از اینکه دانش فعلی بسامان‌سازی امور دنیوی مردم (یعنی دانش فقه) ناکافی است. اگر این دانش می‌خواهد بسامان شود، باید متحول شود تا بتواند پاسخ‌گوی تمام ساحت‌ها باشد. سبک زندگی بدون تغییر در این ساحت‌ها دشوار و بلکه ناممکن خواهد بود. مثال‌هایی که عرض کردم، بنیادهای نظری سبک زندگی است.
 
ادامه دارد...

با تشکر از فرصتی که در اختیار «برهان» قرار دادید.



تاريخ : جمعه 22 شهریور1392 | 10:56 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |

باز هم دربدر شب شدم ای نور سلام

باز هم زائرتان نیستم از دور سلام

با زبانی که به ذکرت شده مأمور سلام

به سلیمان برسد از طرف مور سلام

 

کاش سمت حرمت باز شود پنجره ها

باز از دوریت افتاده به کارم گره ها

تو خودت خواسته ای دار و ندارم باشی

کاش لطفی کنی و آخر کارم باشی

مرد سلمانی تو باشم و یارم باشی

لحظه ی مرگ بیایی و کنارم باشی

 

قول دادی به همه پس به خدا می آیی

هر که یک بار بیاید تو سه جا می آیی



تاريخ : جمعه 22 شهریور1392 | 9:32 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
- خانم صفری خبرنگار شبستان نیوز در موضوع "کارآمدی نظام اسلامی" با استاد جهانگیری به مصاحبه پرداخت

- حجه الاسلام جهانگیری در صدای قم بطور زنده به تحلیل آسیب های ماهواره و الته راهکارهای عملی در این باره پرداخت

- جمعی از دانشجویان خواهر بسیجی استان زنجان عازم قم با حاج اقا جهانگیری دیدار داشتند. این سخنرانی در اردوگاه ولایت قم با موضوع مطالبات رهبری از دانشجویان برگزار شد



تاريخ : سه شنبه 17 اردیبهشت1392 | 1:41 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
دیگر نیاز نیست به سبک و به مرثیه

"مادر" فقط همین کلمه غم می آورد

اصلاً تو تا کنون غم مادر چشیده ای؟!

دیدی غمش چه بر سر آدم می آورد؟!



تاريخ : چهارشنبه 21 فروردین1392 | 11:21 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |



تاريخ : پنجشنبه 17 اسفند1391 | 9:57 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
به گزارش جهان،به نقل از فاکس نیوز نوشت: رئیس گارد ریاست جمهوری ونزوئلا گفت؛ هوگو چاوز بر اثر حملات قلبی گسترده ناشی از بیماری مزمن خود درگذشته است.رئیس گارد ریاست جمهوری ونزوئلا هنگام مرگ چاوز بر بالین وی حضور داشته است. 
ژنرال «خوزه اورنلا» گفت؛ در لحظات آخر چاوز نمی‌توانست بلند حرف بزند اما خیلی آهسته گفت: «من نمی‌خواهم بمیرم، لطفا نگذارید من بمیرم». 
اورنلا طی ۲ سال گذشته همواره در کنار هوگو چاوز حضور داشت. وی افزود: در لحظه مرگ، سرطان چاوز به شدت گسترده شده بود.



تاريخ : پنجشنبه 17 اسفند1391 | 9:43 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
در لینک زیر بیایید

http://k-b.ir/2618



تاريخ : پنجشنبه 17 اسفند1391 | 1:36 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
در خبر ها خواندم که استاد عزیزم ایه الله ملک حسینی زید عزه از طرف رهبر معظم انقلاب به نمایندگی ولی فقیه در استان غیور کهکیویه و بویزاحمد انتخاب شدند

حقیر که مدتی توفیق حضور در محضر  این استاد برایم فراهم شده بود اراستگی علمی و اخلاقی ایشان بسان پدر بزرگوارشان مورد تحسین همگان بود.

ایشان هرجا باشد مایه برکت خواهد بود... بخصوص در این استان که عنایت ویزه رهبری عزیز را هم با خود دارند

ضمن تبریک به استاد عزیز همچنان توفیقات روز افزون را از خدای بی مانند برای وجود ذی جودشان خواهانم

جهانگیری



تاريخ : پنجشنبه 17 اسفند1391 | 1:31 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
 کشور چین که ید طولایی در تولید محصولات مختص به مسلمانان و شیعیان دارد، اخیرا اقدام به تولید عمامه‌هایی برای روحانیون مسلمان کرده است.
اخیرا قران های دیجیتالی که تولید می شوند ساخت کشور چین است که بسیار باعث تاسف است که یک کشور کمونیستی برای ما قران تولید کند و منتشر نماید.
اخیار مشاهده شده است که چین اقدام به تولید عمامه برای طلاب و روحانیون کرده است که بصورت افسار گسیخته در بازرهای کشورهای اسلامی بخصوص کشورهای عربی در حال پخش است که متاسفانه با استقبال هم روبرو شده است.
این عمامه ها که با سایز های مختلف برای مصرف کننده تولید شده است و در بسته بندی مشخص می باشد با کلی تزئینات به مصرف کننده القا می شود که این با بهترین کیفیت است.
این عمامه ها که در حال حاضر مفتی های کشورهای عربی هم حتی از آنها استفاده می کنند با طراحی جدیدی است که با عمامه های سنتی متفاوت است و معلوم نیست که با چه هدفی این تغییر در این عمامه ها انجام شده است.

حتی در این عمامه ها مارک با عنوان «مدین چینا» نیز مشاهده می شود که در داخل عمامه چاپ شده است.

اخیرا افرادی که به کشورهایی همچون عربستان سعودی و یا سوریه و عراق سفر میکنند این عمامه ها را به وفور مشاهده می کنند که متاسفانه برخی نیز انها را خریداری کرده و به ایران نیز اورده‌اند.



تاريخ : سه شنبه 15 اسفند1391 | 10:49 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
اينترنت و سبك زندگي

با حضور استاد جهانگيري

برنامه كاشانه. راديو قم. دوشنبه 10-12 صبح

تهيه كننده: خانم رضواني

اجرا: خانم توكلي



تاريخ : یکشنبه 13 اسفند1391 | 9:36 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |

به دعوت بسيج دانشجويي استان زنجان

نشست تخصصي عفاف

ارائه استاد جهانگيري

فردا پنجشنبه سوم اسفند

ساعت 14

كانون سهروردي انتهاي خ فاتح




تاريخ : چهارشنبه 2 اسفند1391 | 9:44 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |

به دعوت بسیج دانشجویی دانشگاه پیام نور و آزاد خدابنده

سخنران: حاج آقا جهانگیری

موضوع: جهان اسلام و چالش های فکری فرارو

دوشنبه 16 بهمن ساعت 10 صبح

سالن آمفی تئاتر دانشگاه پیام نور



تاريخ : شنبه 14 بهمن1391 | 9:56 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |

برنامه زنده با همکاری بهزیستی و صدا و سیما قم

پخش و تولید زنده از اطراف حرم مطهر

با حضور و کارشناسی استاد جهانگیری سهروردی

ساعت 6 عصر میدان اطراف حرم

فردا جمعه



تاريخ : پنجشنبه 21 دی1391 | 5:31 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |

سبک زندگی اسلامی در خانواده

با تکیه بر سیره رسول اکرم ص

فردا پنج شنبه بطور زنده از رادیو قم

با حضور و کارشناسی استاد جهانگیری

ساعت 10 صبح تا 11:30

تهیه کننده خانم رضوانی

30000252 پیامک برنامه



تاريخ : چهارشنبه 20 دی1391 | 6:5 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
برنامه زنده رادیویی

باحضور و کارشناسی حاج اقا جهانگیری

در برنامه زنده بمناسبت روز تاریخی 19 دی

پخش روز سه شنبه ساعت 1 ظهر



تاريخ : یکشنبه 17 دی1391 | 6:32 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |

بمناسبت 9 دی

برنامه های رادیویی حجه الاسلام جهانگیری سهروردی

رادیو قم

پنج شنبه. بصورت تلفنی. برنامه فراسو. 

تهیه کننده ناصر هاشمی. اجرا خانم نظری

جمعه. بصورت زنده. برنامه پیام 9 دی

اجرا اقای مهدیزاده و خانم توکلی



تاريخ : شنبه 9 دی1391 | 9:56 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |

"فقط یک جمله در باب اربعین عرض کنم؛ آمدن اهل‌بیت حسین‌بن علی(ع) به سرزمین کربلا، که اصل این آمدن مورد قبول هست، اما سال اول یا دوم بودن آن معلوم نیست، فقط برای این نبود که دلی خالی کنند یا تجدید عهدی بکنند؛ آنچنان که گاهی بر زبان‌ها جاری می‌شود. مسأله از این بسیار بالاتر بود. نمی‌شود کارهای شخصیتی مثل امام سجاد(ع) یا مثل زینب کبری(س) را بر همین مسائل عادی رایج ظاهری حمل کرد، باید در کارها و تصمیمات شخصیت‌هایی به این عظمت در جست‌وجوی رازهای بزرگتر بود. مسألۀ آمدن بر سر مزار سیدالشّهدا(ع)، در حقیقت امتداد حرکت عاشورا بود. با این کار خواستند به پیروان حسین‌بن علی(ع) و دوستان خاندان پیغمبر و مسلمانانی که تحت تأثیر این حادثه قرار گرفته بودند تفهیم کنند این حادثه تمام نشد؛ مسأله با کشته شدن، دفن کردن و اسارت گرفتن و بعد رها کردن اسیران خاتمه پیدا نکرد؛ مسأله ادامه دارد.

به شیعیان یاد دادند اینجا محل اجتماع شماست؛ اینجا میعاد بزرگی است که با جمع شدن در این میعاد، هدف جامعۀ شیعی و هدف بزرگ اسلامی جامعۀ مسلمین را باید به یاد هم بیاورید. تشکیل نظام اسلامی و تلاش در راه آن حتی در حد شهادت، آن هم با آن وضع! این چیزی است که باید از یاد مسلمانان نمی‌رفت و خاطرۀ آن برای همیشه زنده می‌ماند. آمدن خاندان پیغمبر، امام سجاد(ع) و زینب کبری(س) به کربلا در اربعین به این مقصود بود."

به نقل از کتاب «آفتاب در مصاف»، انشارات موسسۀ انقلاب اسلامی-دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای، ص236.)



تاريخ : پنجشنبه 7 دی1391 | 10:32 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
فکرم همه‌جا هست، ولی پیشِ خدا نیست            سجادۀ زَردوز که محرابِ دعا نیست

گفتند سر سجده کجا رفته حواست؟                   اندیشه سَیّالِ من ـ ای دوست ـ کجا نیست؟!

از شدّتِ اِخلاصِ من عالَم شده حیران                  تعریف نباشد، ابداً قصدِ ریا نیست!

از کمّیتِ کار که هر روز سه وعده                        از کیفیتش نیز همین بس که قضا نیست

یک‌ ذرّه فقط کُندتر از سرعتِ نور است                  هر رکعتِ من حائزِ عنوان جهانی‌ست!

این سجدۀ سهو است؟ و یا رکعتِ آخر؟               چندی‌ست که این حافظه در خدمتِ ما نیست

ای دلبرِ من! تا غمِ وام است و تورُّم                     محراب به یاد خمِ ابروی شما نیست

بی‌دغدغه یک سجدۀ راحت نتوان کرد                 تا فکر من از قسطِ عقب‌مانده جدا نیست

هر سکّه که دادند دوتا سکّه گرفتند                   گفتند که این بهرۀ بانکی‌ست، رِبا نیست!

از بس‌ که پیِ نیم‌ وَجَب نانِ حلالیم                     در سجدۀ ما رونق اگر هست، صفا نیست

بَه بَه، چه نمازی‌ست! همین است که گویند         راهِ شُعَرا دور زِ راهِ عُرَفا نیست

http://www.ammarname.ir/link/16669



تاريخ : سه شنبه 28 آذر1391 | 9:27 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |

داستان پایان دنیا ،تجارت معنویت

پایان تاریخ و اینکه فرجام انسان و هستی به کجا خواهد انجامید از پرسش های همیشگی انسان بوده است و هر یک از مکاتب و ادیان و همواره در پی پاسخی فراخور بوده اند.

 اما متاسفانه نگاه عمومی به پایان دنیا برابر شده با مرگ، نابودی ؛ اینگونه یک موج عظیم وحشت و نگرانی هماره بر مردم حاکم بوده است از تصور و تصویر پایان دنیا.همین دیروز بود که ایمیل بدستم رسید که عکس های گرافیکی و نقاشی شده از پایان تاریخ را گردآوردی کرده بودند که عصاره وحاصل و خلاصه همه این تصاویر یک چیز بود، دنیا با یک تلخی به پایان خواهد رسید. اما چرا این باور ایجاد شده است ؟ درحالیکه در ذهن ملل مختلف همواره غرب امروز خاستگاه عقلانیت است و شرقی های و مسلمانان مردمانی خرافاتی ،
اما باورهایی نظیر " زمزمه های آخردنیا " نشان داد که خرافات چقدر در غرب دامن گیر است . این امر همچنان حکایت از آن دارد که غرب امروزین از عقل افراطی قرن گذشته فرار کرده و افتاده به دامن یک تفریط که همان خرافات است. چنانکه دراین روزگار ، "ان. آر. ام"" ها یعنی ادیان جدید در غرب به دنبال جذب پیرو ان است . آن هم ادیانی که وقتی ما در مجامع علمی به تحلیل آنها می پردازیم و برخی از این ادیان را فقط معرفی می کنیم شنوندگان با حیرت می گویند: واقعا مردم این ادیان را می پذیرند؟ صادقانه باید گفت ، افراط در راسیونالیسم و عقل گرایی نتیجه اش شده این تفریط که این همه به خرافات روی آورده اند .

نکته دیگر که این روزها در غرب خیلی جدی است بحث "تجارت معنوی" است چنانکه شاهدیم در کنار دهها گونه وانگیزه جذب توریسم همانند توریسم درمانی، اکو توریسم ،توریسم علمی ، بحث توریسم مذهبی وسفر به امکان دینی نیز به شدت رونق گرفته است که می توان آن را "تجارت معنوی " دانست که البته در آمد بالایی هم در پی دارد. در این تجارت ، معنویت فروخته می شود چراکه بشر غرب امروز محتاج معنویت است واین گونه انواع معنویت های دورغین به انها فروخته می شود. اینگونه ، قصه پیش گویی مایایی نشان داده که پشت صحنه این نوع پیش گویی ها که در واقع یک معنویت است بنگاه های اقتصادی خوابیده اند . امروزه معنویت با اقتصاد گره خورده است .اینگونه مردم زود باور عصر فناوری برای رهایی از خطرات آخر دنیا به برخی شهرهای جهان چقدر افراد هجوم بردند تا نجات یابند .گویی آن شهر ها سرزمینهای ایمن آخرالزمانی اند.
بی تردید این حادثه نه اولی است و نه آخری خواهد بود چنانکه در آغاز سال 2000همین قصه بود که بار دیگر تکرار شد وباز هم تکرار خواهد شد . زیرا این داستانها فرصت مناسبی برای کسب درآمد ، بنگاه های اقصادی است . زمانی برای سوداگری معنویت وآرامش..تمام آنچه که بشرامروزی در جستجوی آن است.

 انتهای خبر/ قدس آنلاین / کد خبر: 91403

http://www.qudsonline.ir/NSite/FullStory/News/?Id=91403



تاريخ : سه شنبه 28 آذر1391 | 8:53 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
مدت‌هاست که شایعات مختلفی در مورد به پایان رسیدن دنیا در سال ۲۰۱۲ و در روز ۲۱ دسامبر (مصادف با اول دی ماه) در وبلاگ‌های مختلف و شبکه‌های اجتماعی رد و بدل می‌شود و هر روز ابعاد گسترده‌تری نیز به خود می‌گیرد.

رای این شایعات منابع و استنادات مختلفی نیز مطرح می‌شود. تقویم قوم مایا، پیش‌گویی‌های نوستراداموس و حتی منابع مذهبی و باستانی از جمله مواردی هستند که مطرح‌کنندگان این شایعه به آن استناد می‌کنند و نتیجه می‌گیرند که دنیا باید در این روز به پایان برسد.

این موضوع مختص ایران نبوده و در سرتاسر دنیا مطرح شده است. شایعه دیگری نیز که در این زمینه مطرح شده بحث خاموشی سه روزه زمین و ورود زمین به دوره جدیدی از حیات خود است. تمام این شایعات و گسترش آن موجب شد تا سازمان هوانوردی و فضا آمریکا (ناسا) به این ادعاها واکنش نشان دهد. مطلب زیر از پایگاه اطلاع‌رسانی ناسا برداشت شده و در آن به سوالات مطرح در این مورد پاسخ داده شده است:

سوال) آیا در سال ۲۰۱۲ خطری زمین را تهدید می‌کند؟ بسیاری می‌گویند که جهان در دسامبر ۲۰۱۲ به پایان می‌رسد.
ناسا) جهان در سال ۲۰۱۲ به پایان نمی‌رسد. سیاره ما بیش از ۴ میلیارد سال به خوبی عمر کرده و دانشمندان معتبر دنیا هم می‌گویند در سال ۲۰۱۲ هیچ خطری زمین را تهدید نمی‌کند.

سوال) ریشه این پیش‌گویی که زمین در سال ۲۰۱۲ به پایان می‌رسد، از کجا آمده؟
ناسا) این داستان اولین بار با این ادعا آغاز شد که سیاره‌ای به نام «نیبیرو» که سومری‌ها آن را کشف کرده‌اند، در حال حرکت به سوی زمین است. ابتدا گفته می‌شد که این فاجعه در ماه می ۲۰۰۳ رخ می‌دهد و زمانی که این تاریخ گذشت و هیچ اتفاقی نیفتاد، زمان موعد به دسامبر ۲۰۱۲ تغییر کرد و به تقویم باستانی «مایا» ها که تحول بزرگ در سال زمستان ۲۰۱۲ را پیش‌بینی کرده بود، ربط داده شد. به همین دلیل هم تاریخ ۲۰ دسامبر به عنوان روز موعد پیش‌بینی شد.

سوال) آیا تقویم مایاها در دسامبر ۲۰۱۲ به پایان می‌رسد؟
ناسا) دقیقا همانطور که تقویم‌هایی که در خانه دارید پس از ۳۱ دسامبر به پایان نمی‌رسد، تقویم مایا هم پس از ۲۱ دسامبر ۲۰۱۲ تمام نمی‌شود. این تاریخ پایان یک دوره بزرگ تویق مایا است و پس از آن همانطور که تقویم شما با اول ژانویه ادامه می‌یابد، این تقویم هم با آغاز یک دوره بزرگ دیگر ادامه می‌یابد.

سوال) آیا ناسا وقوع تاریکی سرتاسری زمین در تاریخ ۲۳ دسامبر تا ۲۵ دسامبر را پیش‌بینی می‌کند؟
ناسا) قطعا نه. نه ناسا و نه هیچ سازمان علمی دیگری چنین پیش‌بینی نکرده است. گزارش‌های غلطی که در این مورد منتشر شده، ادعا کرده‌اند که چیزی نظیر بروز «به خط شدن گیتی» موجب حاکم شدن این تاریکی می‌شود. اصلا چنین ترازی وجود ندارد (سوال بعد را ببینید). این شایعات برگرفته از یک پیام آماده‌سازی است که «چارلز بولدن» مسئول ناسا منتشر کرده. این پیام بخشی از یک برنامه دولتی است که با هدف بالا بردن آمادگی مردم انجام گرفته، اما هیچ‌گاه در آن صحبتی از بروز تاریکی نشده است.

سوال) آیا این امکان وجود دارد که کرات به نحوی در یک راستا قرار گیرند که بر زمین تأثیر بگذارند؟
ناسا) حداقل تا چند دهه آینده چنین همراستایی رخ نمی‌دهد و حتی اگر هم چنین پدیده‌ای اتفاق افتد، تأثیر آن بز رمین بسیار ناچیز است. به عنوان نمونه، در سال ۱۹۶۲ چنین هم ترازی رخ داد، و دو مورد دیگر هم در سال‌های ۱۹۸۲ و ۲۰۰۰ اتفاق افتاد. در هر دسامبر هم زمین و خورشید با مرکز کهکشان راه شیری هم تراز می‌شوند، اما این یک رخداد سالانه است که هی تبعاتی هم ندارد.

سوال) آیا اصلا سیاره‌ یا کره کوتوله قهوه‌ای رنگ به نام «نیبیرو»، «کره ایکس» و یا «اریس» وجود دارد که در حال نزدیک شدن به زمین باشد و سیاره ما را در معرض تخریب گسترده قرار دهد؟
ناسا) نیبیرو یا داستان‌های دیگری که در مورد سیارات نزدیک‌شونده به زمین مطرح می‌شود، همگی شوخی‌های اینترنتی هستند. این ادعاها هیچ ریشه‌ای در واقعیت ندارند. اگر واقعا نیبیرو یا سیاره ایکسی وجود داشت که در حال حرکت به سمت زمین بود و قرار بود در سال ۲۰۱۲ به زمین برخورد کند، اخترشناسان حداقل از ده سال قبل آن را شناسایی و ردیابی می‌کردند و این سیاره باید اکنون با چشم غیرمسلح قابل رویت می‌شد. واضح است که چنین چیزی وجود ندارد. البته «اریس» واقعی است، اما آن هم سیاره‌ای کوتوله شبیه به «پلوتون» است که همواره در بیرون از منظومه شمسی باقی می‌ماند. نزدیک‌ترین فاصله‌ای که این سیاره می‌تواند با زمین داشته باشد، ۴ میلیارد مایل است.

سوال) آیا در سال ۲۰۱۲ زمین مورد اصابت یک شهاب سنگ قرار می‌گیرد؟
ناسا) زمین همواره در معرض تأثیرات ستاره‌های دنباله‌ دار و شهاب‌سنگ‌ها قرار دارد، اما اصابت‌های بزرگ بسیار نادر است. آخرین برخود بزرگ یک شهاب‌سنگ با زمین به ۶۵ میلیون سال قبل بازمی‌گردد که موجب انقراض دایناسورها شد. امروزه اخترشناسان ناسا بررسی‌های موسوم به «بررسی ایمنی فضایی» انجام می‌دهند تا اجرام بزرگ نزدیک به زمین را مدت‌ها پیش از برخورد شناسایی کنند. ما پیش از این مشخص کرده‌ایم که هیچ شهاب سنگ بزرگی مانند آنچه که دایناسورها را منقرض کرد، زمین را تهدید نمی‌کند.

سوال) موضع دانشمندان در قبال ادعای به پایان رسیدن دنیا در سال ۲۰۱۲ چیست؟
ناسا) ریشه علمی ادعای بروز فاجعه و تغییرات شدید در سال ۲۰۱۲ کجاست؟ مدارک آن کجاست؟ هیچ مدرکی وجود ندارد و همه این‌ها تخیلاتی هستند که در کتاب‌ها، فیلم‌های سینمایی، برنامه‌های مستند و یا حتی در اینترنت ساخته شده‌اند، ما نمی‌توانیم این حقیقت را تغییر دهیم. هیچ مدرک معتبری که ادعای رخ دادن پدیده‌های غیرعادی در دسامبر ۲۰۱۲ را تائید کند، وجود ندارد.



تاريخ : چهارشنبه 15 آذر1391 | 11:3 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
به گزارش مشرق، روزنامه جمهوری اسلامی نوشت: تلاش دشمنان اسلام در غرب براي مخدوش ساختن چهره دين خدا به شكل‌هاي مختلف ادامه دارد. بعضي رسانه‌هاي مجازي غرب خبر افتتاح اولين عبادت گاه ويژه همجنس بازان مسلمان را منتشر كردند.

سايت بي‌بي سي در اينباره نوشت باني اين كار، يك همجنس باز مسلمان به نام لودويك محمد زاهد است كه خود چندي پيش با يك همجنس‌باز ديگر ازدواج كرده بود. او توجيه خود براي اختصاص چنين معبدي را "راحت نبودن همجنس بازان زن و مرد در مساجد عادي" عنوان كرد و گفت آنها از ترس شناخته شدن، به مسجد نمي‌روند.

نكته قابل توجه اينكه مكان اختصاص يافته به عنوان معبد اسلامي همجنس بازان، در واقع بخشي از يك پرستشگاه بودايي‌ها در شهر پاريس است.
 

بي‌بي سي از مخالفت شديد و قاطعانه جامعه مسلمان پاريس اعم از شيعه وسني با اين اقدام خبر داده است. اما ظاهراً محمد زاهد كه منتظر بروز مخالفت‌ها بوده است، پيشاپيش با القاء ترس از ناامني و ايجاد مزاحمت توسط مسلمانان مخالف، براي تأمين امنيت اين مكان از مأموران امنيتي كمك طلبيده است تا با اين كار اولاً مخالفين خود را - حتي پيش از بروز هرگونه مخالفت عملي - افراطي و خشونت طلب معرفي كند و ثانياً با ياري خواستن از مأمورين امنيتي، به كار خود وجهه قانوني و مشروع ببخشد.

چند سال قبل نيز در چارچوب مخدوش ساختن چهره اسلام، در نيويورك عده‌اي زن و مرد مسلمان نمازي را به جماعت خواندند كه امام جماعت و مكبر آن زن بوده و در صفوف نماز، زن و مرد - با حجاب و بي‌حجاب - در كنار يكديگر قرار داشتند.



تاريخ : سه شنبه 14 آذر1391 | 9:58 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |

به جهت سفر تبلیغی حاج آقا جهانگیری

در دهه اول محرم به کشور مالزی

برنامه های تبلیغی ایشان در ایران کنسل می باشد



تاريخ : دوشنبه 13 آذر1391 | 6:10 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
تحقیقات جدید پزشکی نشان میدهد که 20 هزار مرد در سال های 2009 و 2010 خواستار مراجعه به بخش زایمان شدند. بنا به این گزارش 17 هزار نفر به صورت علنی از خدمات بخش زایمان خواستار رسیدگی و مراقبت از کودک درون شکم خود شدند.

این در حالی است که برخی از مردم انگلیس معتقد هستند که تعداد مردان باردار در این کشور کمتر از تعداد اعلام شده است و نسبت به انتشار این آمار اعتراض دارند.



تاريخ : یکشنبه 12 آذر1391 | 9:57 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |

خواص و عوام در عاشورا

مخاطبین برنامه نخبگان استان قم

ضبط شده در رادیو قم

پخش در ایام محرم

تهیه کننده خانم حیدری. اجرا خانم توکلی

کارشناس: استاد جهانگیری

====

سخن کوتاه در باره واژه های عاشورایی

چهار برنامه ضبط شده

پخش در ایام محرم

از طریق رادیو قم

کارشناس: حجه الاسلام جهانگیری



تاريخ : چهارشنبه 24 آبان1391 | 4:34 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |



تاريخ : سه شنبه 23 آبان1391 | 9:40 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |

پنج شنبه یک روز مانده به محرم. ساعت 9 صبح

سخنرانی با سرگروه های طرح صالحین.

خدابنده. سالن اداره جهاد

=====

جمعه اول محرم

ساعت 8 شب

مسجد طه دانشگاه علوم پزشکی زنجان

====

ششم محرم

دانشگاه آزاد اسلامی خدابنده

====

هر روز در دهه محرم

ساعت 3 عصر

بیت الرقیه. بسیج خواهران خدابنده

ساعت 9 صبح

بیت العباس خدابنده

===

برنامه های دانشگا آزاد و ... متعاقبا اعلام میشود



تاريخ : سه شنبه 23 آبان1391 | 9:11 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |

برنامه زنده رادیوی

بمناسبت کنگره آیه الله العظمی گلپایگانی ره

با رادیو قم به صورت تلفنی



تاريخ : شنبه 20 آبان1391 | 6:41 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |

برای فیلم باغ فردوس پنج بعد از ظهر سیامک شایقی در [آسایش‌گاه] امین‌آباد فیلم‌برداری داشتیم. در بخشی که خانم‌ها را نگه‌داری می‌کردند، کار می‌کردیم.

در روز دو نوبت به این بخت‌برگشته‌ها داروهایی تزریق می‌کردند که آرام شوند.

یک دختر و یک زن میان‌سال بیش‌تر از دیگران توجه مرا جلب کرده بودند. دخترک حدود ۲۰ سال داشت. با خودش حرف می‌زد. راه می‌رفت و ناگهان گوشه‌ای از ترس کز می‌کرد و کمک می‌خواست… بعد می‌خندید و قهقهه می‌زد.

از مسوول بخش پرسیدم: ماجرای این دختر چیست؟

گفت: پدرش، برادرش و دایی‌اش به او تجاوز کرده‌اند.

کافی بود. دیگر نمی‌خواستم بقیه‌ی ماجرا را بشنوم.

 

اما زن. حدود ۵۰ سال داشت. زنی باشخصیت و خانواده‌دار بود. موهای جوگندمی داشت و موقر راه می‌رفت. یک‌بار قبل از این‌که داروی صبح را به او تزریق کنند و هنوز سرپا بود، با من سلام‌وعلیک کرد. از نوع حرف‌زدن‌اش معلوم بود خانم تحصیل‌کرده‌ای است. از من خواهش کرد اگر ممکن است برای‌اش روپوش، جوراب و روسری مناسب بیاورم. قبول کردم و بلافاصله رفت تا کسی متوجه نشود.

شب، ماجرا را برای هایده تعریف کردم و او برای‌اش روپوش و روسری و جوراب مناسب داد.

فردا، قبل از تزریق خودم را به او رساندم و بسته را به او دادم. خیلی تشکر کرد. گفتم شما برای چه این‌جا هستید؟

با ترس و لرز گفت: شوهرم را کشتند!

ادامه داد که کسی را جز شوهرش نداشته. گفت از اقوام یکی از نمایشنامه‌نویسان است.

گفتم: من او را می‌شناسم.

گوش نکرد. با عجله تعریف کرد که اقوام‌اش از کانادا آمده‌اند و او را این‌جا انداخته‌اند و می‌خواهند ارث و میراث شوهرش را بالا بکشند. به این‌جا تلفن زده‌اند که دیوانه‌ام. آن‌ها هم مرا با آمبولانس به این‌جا منتقل کرده‌اند.

مرا صدا زدند. رفتم. تقریباً همان دقایق او را هم برای تزریق بردندحرف‌های‌اش چیزی میان جنون و واقعیت بود. نمی‌دانستم باید باور کنم یا نه. فکر کردم اگر به من هم آن داروها را تزریق می‌کردند، قاطی می‌کردم؟!

از همان‌جا در یک وقت استراحت به آن نویسنده تلفن زدم. خاموش بود. شب هم زنگ زدم، خاموش بود. از دوستان مشترک‌مان پرسیدم، گفتند: ایران نیست. برای اجرای یک نمایش به خارج رفته!

 

فردا قبل از تزریق سراغ آن خانم رفتم. از من خواسته بود به او خبر بدهم. به او گفتم قوم و خویش‌تان ایران نیست. کلی مضطرب شد. شماره‌ی دیگری از اقوام دورترشان داد. گفت به آن‌ها خبر بدهید، بیایند مرا از این‌جا ببرند. من این‌جا دیوانه می‌شوم و باز هم گفت که شوهرش را کشته‌اند! ادامه داد: کسانی که شوهر او را کشته‌اند، می‌خواهند خانه‌ی او را بفروشند و پول‌ها را بالا بکشند و بلیط‌شان را هم تهیه کرده‌اند تا دو هفته‌ی دیگر به کانادا برمی‌گردند من باید تا آخر عمر این‌جا بمانم

 

میان پلان‌هایی که فیلم‌برداری می‌کردیم از پرستاران راجع به او می‌پرسیدم. می‌گفتند حالش خوب نیست، پرت‌وپلا می‌گوید. شوهرش فوت کرده، کشته نشده… آمد از جلوی من رد شد، حتی مرا نشناخت. به جایی، شاید در اعماق ذهن‌اش، خیره شده بود.

هر شب، ماجرای همان روز را برای هایده تعریف می‌کردم. هایده گفت به این قوم و خویش‌اش هم تلفن بزنم. زدم. وقتی خودم را معرفی کردم، آن‌ها هم خوش‌حال شده بودند و هم متعجب که چرا به آن‌ها زنگ زده‌ام. فکر کردند شاید یک برنامه‌ی تلویزیونی است. وقتی ماجرا را برایشان تعریف کردم، سکوت کردند. سکوت… مِن‌مِن… دوست نداشتند راجع به این ماجرا حرف بزنند. بالاخره یکی از خانم‌های پشت تلفن به من گفت: او راست می‌گوید… و گفت که پای آن‌ها را به این ماجرا نکشانم، دوست نداشتند بیش‌تر حرف بزنند و خداحافظی کردند.

قضیه جالب شد… من و هایده نمی‌دانستیم چه کنیم. فردا او را دیدم. جلو نرفتم. نمی‌دانستم چه باید بکنم. آن روزها با یکی از افراد حراست امین‌آباد، سلام و علیکی پیدا کرده بودم. رفتم سراغ‌اش و همه‌ی ماجرا را برای او تعریف کردمو تاکید کردم اگر ماجرا حقیقت داشته باشد، من و تو مسوول‌ایم. او قول داد ماجرا را پی‌گیری کند.

فردای آن روز، فیلم‌برداری ما در امین‌آباد تمام می‌شد. به او گفتم که از پس‌فردا ما دیگر به امین‌آباد برنخواهیم گشت. او شماره‌اش را به من داد تا خبر بگیرم

چند روز بعد به من زنگ زد. من کلی دل‌شوره داشتم. گفت: تحقیق کردم. آن خانم راست می‌گفته.

خیلی خوش‌حال شدم.

گفت: آن قوم و خویش‌های ناقوم و خویش را ممنوع‌الخروج می‌کنم. چند روز بعد تلفن زد و گفت آن خانم را به خانه بازگردانده.

هنوز هم فکر می‌کنم، شاید کسان دیگری در امین‌آباد باشند که هیچ‌وقت فرصت نکرده‌اند قبل از تزریق، حرف‌شان را بزنند.”



تاريخ : شنبه 20 آبان1391 | 6:39 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |



تاريخ : پنجشنبه 11 آبان1391 | 11:5 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |

باید به رهبر معظم انقلاب، لقب "امام" را بکار برد. چرا؟

 

یکم: واژه "رهبر" و "ملت" به هم مرتبط اند. هرجا سخن از ملت است آنجا باید رهبر باشد.

ولی هر جا سخن از "امت" است باید از "امام" سخن گفت.

یادمان باشد طبق متون دینی و البته متن صریح قانون اساسی رهبر، از آن امت است تا ملت. لذا امام است تا رهبر

 

دوم: سال 59 به یکی از اساتید یهودی آلمان گفته شد «استاد! چرا رسانه‌های شما نمی‌گویند امام خمینی؟». خنده‌ای کرد و گفت «آخر ما بعضی چیزها را متوجه شدیم!». کیف‌اش را باز کرد و یک کتاب درآورد. ترجمه‌ی آلمانی کتاب «ولایت فقیه» امام بود.

 گفت «آقای خمینی یک تئوری جهانی دارد. وقتی ما بگوییم "امام"، ایشان بین کشورهای دنیا شاخص می‌شود. چون کلمه‌ی "امام" قابل ترجمه نیست. ولی وقتی بگوییم "رهبر"، این کلمه در فرهنگ غرب بار منفی دارد.

دیگر ما ایشان را کنار استالین و موسیلینی و هیتلر قرار می‌دهیم. کلمه‌ی "رهبر" به نفع ما و کلمه‌ی "امام" به نفع آقای خمینی است. از طرف دیگر اگر ایشان یک جایگاه دینی دارد، ما به ایشان می‌گوییم "آیت‌الله"، اما "امام" یک بار معنوی دارد! از طرفی ایشان آن طور می‌شود امام امت اسلامی که مسلمان‌های دنیا را دور خودش جمع بکند!». با این صراحت این را گفت

حال که رسانه ها و فعالان عرب از جمله "تحسین دقاق" رئیس انجمن جوانان فلسطینی صریحا می گویند:  العالم همه مسلمانان و ملت های عربی را در یک صف واحد جمع کرده و شما با این اقتدار بر قلب های مردم جهان اسلام وارد شده اید آیا شایسته نیست در پوشش خبری تان از صحبت های مقام عظمای ولایت لفظ "امام" را که این همه شهید داده و این مقدار تلاش برای برقراری آن صورت گرفته استفاده کنید؟

آیت‌الله سید محمدباقر حکیم پا می‌شود می‌رود نجف. از آن‌جا نامه می‌نویسد به «حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای». یک هفته بعد شهیدش می‌کنند. آن مرد بزرگ می‌فهمد که باید از آن‌جا پیغام دهد «امام خامنه‌ای». سید حسن نصرالله می‌فهمد در سخت‌ترین شرایطی که دارد، باید بگوید امام خامنه‌ای! ما اینجا نشسته‌ایم و نمی‌گوییم



تاريخ : دوشنبه 8 آبان1391 | 9:9 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
این فهرست برمبنای تولید ناخالص داخلی در سرانه برابری قدرت خرید (PPP)، ارزش کل کالاهای نهایی و خدمات تولید شده در یک کشور در یک سال مشخص تقسیم بر متوسط جمعیت آن کشور در همان سال است و داده‌ها بیشتر مربوط به سال ۲۰۱۱ است که از پایگاه داده شاخص‌های توسعه جهانی بانک جهانی استخراج شده است.

۱-قطر: سرانه تولید ناخالص داخلی: ۸۸٫۹۱۹ دلار (۲۰۱۱)
۲- کویت: سرانه تولید ناخالص داخلی: ۵۴٫۶۵۴ دلار (۲۰۱۱)
۳- برونئی: سرانه تولید ناخالص داخلی: ۵۰٫۵۰۶ دلار (۲۰۱۱)
۴-امارات متحده عربی: سرانه تولید ناخالص داخلی: ۴۸٫۲۲۲ دلار (۲۰۱۱)
۵- عمان: سرانه تولید ناخالص داخلی: ۲۸٫۸۸۰ دلار (۲۰۱۱)
۶-عربستان سعودی: سرانه تولید ناخالص داخلی: ۲۴٫۴۳۴ دلار (۲۰۱۱)
۷- بحرین: سرانه تولید ناخالص داخلی: ۲۳٫۶۹۰ دلار (۲۰۱۱)
۸- ترکیه: سرانه تولید ناخالص داخلی: ۱۶٫۸۸۵ دلار (۲۰۱۱)
۹- لیبی: سرانه تولید ناخالص داخلی: ۱۶٫۸۵۵ دلار (۲۰۰۹)
۱۰- مالزی: سرانه تولید ناخالص داخلی: ۱۵٫۵۸۹ دلار (۲۰۱۱)



تاريخ : شنبه 6 آبان1391 | 9:8 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
آیا برخی از دانشمندان یونان باستان از انبیا بودند؟

یکی از مسائلی که دانستن آن خالی از لطف نیست این است که برخی از علمای اسلامی گفته‌اند برخی از حکمای یونان از انبیاء بوده‌اند.

به عنوان نمونه، سید بن طاووس در کتاب «فرج المهموم فی تاریخ علماء النجوم» می‌نویسد خیلی از پیامبران الهی به خاطر اینکه اسامی آنها، اسامی یونانی بوده، مردم گمان می‌کنند که جزو حکما هستند در حالی که جزو پیامبران هستند و شیخ بهایی در «الحدیقة الهلالیه» نیز این عبارت سید را تایید کرده و گفته است: بعید نیست.

همچنین دیلمی در محبوب القلوب روایتی نقل کرده به این مضمون که مردی خدمت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله رسید و درباره طرفداران ارسطو طالیس سخنی گفت و بلا فاصله بعد از نام ارسطو گفت: لعنت خدا بر او! پیامبر اکرم فرمود: ساکت باش ای عمرو! ارسطا طالیس پیامبر بود سپس قومش او را نشناختند.

این قاعده کلی را - که برخی از حکمای یونان از پیامبران بودند - برخی بر امثال سقراط، بقراط، افلاطون و ... تطبیق داده‌اند. و شاید بتوان گفت آثار پیامبران یونان، همانند دیگر پیامبران گذشته، دچار تحریف شده است.



تاريخ : چهارشنبه 3 آبان1391 | 9:8 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
هانری کربن اسلام شناس فرانسوی در زمان حیات دنیوی علامه طباطبایی برای دیدار با ایشان به ایران می آمد،در یکی از این دیدارها و در فرصت استراحت،علامه از ایشان میپرسند شما وقتی دلت می گیرد چه ذکری را زمزمه می کنید؟هانری کربن می گوید من هر وقت دلم می گیرد "یا باقر و "یا صادق" می گویم و آرام می شوم.علامه فکر می کنند هانری کربن با این دو ذکر دو صفت خداوند را بر زبان می آورد. اما هانری کربن توضیح می دهد:من در تمام ادیان کار کرده ام و در هیج کجا کسی را مثل این دو امام شما شیعیان در ارتباط با خداوند ندیدم.



تاريخ : چهارشنبه 3 آبان1391 | 9:32 قبل از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
بفهمیم كه زرنگی ضایع كردن حق دیگران نیستبلكه  ، رعایت حقوق دیگران ، رسیدن به حقوق خودمان است؛



تاريخ : دوشنبه 1 آبان1391 | 6:19 بعد از ظهر | نویسنده : الهام شیری. نبی اله جهانگیری |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.