تبليغاتX
پایگاه حجه الاسلام یحیی جهانگیری سهروردی

پایگاه حجه الاسلام یحیی جهانگیری سهروردی

روز جمعه در دانشکده علوم حدیث شهر ری بودم برای یک دوره آموزشی، بعضی ها هرجور بود خودشونو به نماز جمعه آقا رسوندن، و برخی ها مثل من که حدس میزدیم نمیتونیم  برسیم و شاید نتونیم خوب استماع کنیم  نرفیتیم تا شاید از رادیو بهتر بشنویم.

همه گوش بزنگ بودند انگار خبر مهمی قرار است اتفاق بیافتد. آری ولی امر مسلمین امروز قرار است خطبه گوید.

بگذرم که آقا در خطبه ها چه گفت. موضع طرفداران هر دو طیف قابل توجه بود. یکی از دوستان که خیلی هم قبلا ولایی نبود، بعد سخنان آقا بهم گفت واقعا امروز اقا ثابت کرد که بی طرف و منصف است. امروز خیلی ها فهمیدن که رهبر یعنی چه. برا ی من موضع این دوستم جالب بود.

اما جالب تر قسمت پایانی خطبه های آقا بود که به همدردی و یا همدلی با مولی خود اباصالح پرداخت. اینجا بود که همه نهار می خوردند، گویی لقمه در دهان قدرت جویدن نداشتند و دستها بی رمق از برداشتن غذا بودند. همه سکوت و همه توقف کردند. این جا بود که ابرهای چشم دوستان باریدن گرفت. ولی من ماجرا جو، با چشم آبکی خودم، نگاهی به اطراف انداختم، حضرت استاد آیه الله جعفرالهادی را دیدم که دست به صورت گذاشته و بسیار شدید گریه می کند.

با خودم گفتم عجب رهبری هستی تو ای آقا! در این زیرزمین سلف سرویس دانشکده علوم حدیث که تو خبری هم شاید از آنها نداری تنها رابطه اینها با تو همین امواج رادیویی است ولی تو چنان در قلب ها نفوذت را دوانیده ای که کسی یارای ترکیدن بغض تو را ندارد.

آری گویی علی بر منبر خطبه می گوید: اما  نه نر کوفیان بی وفا بلکه بر مشرقیانی که برای هر فرمان او یک لبیک نثار می کردند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط جواد فتحی  |