تبليغاتX
. - فرزندان یک عالم سنی آیه الله مکارم را "بابا" صدا می کنند.



اواخر سال گذشته درست بنجشنبه 17/12/86 طبق قرار قبلي به اتفاق يكي از اهالي سينما و تلويزيون خدمت حضرت آيه الله العظمي مكارم شيرازي رسيديم. به گفته مسئول ملاقات ها، بخاطر ترافيك برنامه ها، خيلي از ديدار ها حذف شده است ولي به خاطر اهميت كار شما، اين ديدار را در اين مدت كوتاه(دوهفته اي) ترتيب داده ام. ساعت 8 صبح روز موعود جلوي مدرسه امام حسين ع خيابان صفائيه قم، منتظر دوست تهيه كننده ام هستم تا در باره فيلم، نظر حضرت آقا را هم جويا شويم. ولي چون ايشان از تهران مي آمد با همه تلاشش درست با 15 دقيقه تاخير رسيد . و آقا رفته بودند. من كه ابتدا حدسم اين بود معمول در ايران اين است كه وقتي ميگويند ساعت 8 يعني حداقل 8:30 و متاسفانه در بين علما به حكم شعار \"نظم ما در بي نظمي است\"اين پديده شابعتر است. ولي عجبا كه يك مرجع براي ديدار دو نفر راس ساعت 8 در محل حاضر مي شود و منتظر مي ماند. آنك دريافتم كه آنان كه با تقواترند با نظم ترند. اينان اگر به نظم فرا ميخوانند كه در مرامشان متهد به اجراي نظمند اساسا با بي نظمي كه مرجع نمي توان شد. بايد از قطرات عمر بهره جست. اتفاقا موبايلم را هم كه نگاه كردم ديدم چند بار از ساعت 8 تا 8:15 از طرف دفتر آقا بهم زنگ زدند كه متاسفانه به خاطر آماده شدن براي جلسه خاموش كردم. فمهميدم كه واقعا آقا منتظر ما بوده است. بالاخره با سخاوت مسئول ملاقات ها به رغم بد وعده گي ما، باز نزديك اذان در مدرسه امام حسن در دفتر خصوصي نشستيم تا آقا تشريفآوردند. سخن از فيلم گفتيم و درخواست راهنمايي كرديم. و ايشان نظراتشان را گفتند تااينكه خاطر اي گفتند حيفم آمد تا ننويسم.(نقل به مضمون است. اميد وارم چيزي فراموش نكرده باشم تا خاطر آن مرجع مهربان آزرده نشود) زماني كه من تبعيد بودم در مهاباد، آنجا عالمي سني داشت كه شافعي بود با هم مراوده داشتيم آن قدر با هم صميمي بوديم كه فرزندانش به من ميگفتند \"عمو\". تااينكه فرزندانش و خودش رفتند امريكا با هم در اين مدت اربتاط داشتيم. مدتي بيش بابت زمين مشكل داشتند كه من با رهبري تماس گرفتم و ايشان لطف كردند و مشكل حل شد. ولي اتفاقا چند شب پيش بود كه آنها زنگ زدند و گفتند كه پدرمان از دنيا رفته است. از اين به بعد شما پدر مائيد. و من هم بيام تسليتي ارسال كردم. و... موقع برگشتن دوستم دست آقا را بوسيد و در بيرون علتش را بهم چنين گفت كه در آخر فهميدم كه حقيقت بيش اين ها ست.(نقل به مضمون) ايشان اين داستان را بابت وحدت شيعه و سني فرمودند. يك مرجع شيعي نه در بين توده عموم بلكه در بين فرزندان يك عالم سني چنان جاي پيدا مي كند كه بدو \"عمو\" و \"پدر\" لقب مي دهند و در مشكلات دست به دامن او ميشوند.

تایید این خاطره از طرف دفتر ایشان:

نامه بنده

بسمه تعالي اخيرا در سايت تابناك مقاله در باره تجديد ديدار علما با مردم آمده بود كه لحن انتقادي داشت حقير جهت دفاع از ساحت مرجعيت اين خاطره را ميخواستم به همان سايت ارسال دارم. چون ان مقاله هم بيان خاطره اي داشت بنده هم اين خاطره را انتخاب نمودم. در صورت تاييد محتواي از طرف دفتر ميخواستم ان را به اين خبرگزاري بدهم. ممنون. با ارزوي طول عمر حضرت آقا و ديدار دوباره يحيي جهانگيري محقق ومترجم حوزوي 15/1/1387

جواب دفتر معظم له:

با اهداء سلام و تحيت؛مانعی ندارد مجاز هستید

+ نوشته شده در  ;ساعت ;  توسط جواد فتحی;  |