مبلغ بین المللی فرهنگ رضوی در گفتگو با خبرگزاری رضوی:

دوراندیشی و هجرت امام رضا(ع) عامل شکل گیری و هدایت تمدن اسلامی

قم - مبلغ بین المللی فرهنگ رضوی گفت: امام رضا(ع) به مسلمانان سفارش کردند که باید دور اندیش، بالنده و جهان اندیش باشند تا بتوانند تأثیرگذار بوده و جامعه و تمدن اسلامی را شکل دهند.

دوراندیشی و هجرت امام رضا(ع) عامل شکل گیری و هدایت تمدن اسلامی

خبرگزاری رضوی. حرکت تاریخی امام رضا علیه السلام در هجرت به ایران و خراسان بنیان های سترگی را در تاریخ اسلام پی افکند که فرهنگ و تمدن رضوی حاصل آن تا به امروز بوده است. این فرهنگ دارای شاخص های متنوعی است که می تواند برای جوامع اسلامی در دنیای امروز الهام بخش باشد. در این موضوع با حجت الاسلام دکتر جهانگیری مبلغ برجسته بین المللی فرهنگ رضوی و استاد مطالعات اسلامی گفتگو کرده ایم.

این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به یکی از مهمترین آموزه های امام رضا علیه السلام برای همگرایی بیشتر جهان اسلام و دور کردن آنها از توطئه ها گفت: یکی از اتفاقات مهم در فهم زندگی امام رضا علیه السلام این است که بیش از پیش امام رضا و تلاش های ایشان برای ایجاد یک جامعه یکپارچه اسلامی در جهان اسلام را بشناسانیم، یعنی تلاش های امام رضا را نشان دهیم که از فرصت فراهم شده برای معرفی درست اسلام ناب محمدی استفاده کردند.
وی در این باره افزود: یکی از مسائل آن دوره دعواهای مختلف بر سر مسائل بی ارزشی بود که امام رضا شاهد آن بودند، یعنی شاهد مطرح شدن نامساله ها در جهان اسلام! به این معنا که بسیاری از مساله های مطرح شده در آن زمان و حتی اینک اصلا مساله اصلی جهان اسلام نبوده و نیست اما مسلمانان برای موضوعات بی ارزش حتی همدیگر را به قتل می رساندند و با دعواهایی که داشتند هیچ گاه به سکون و آرامش نمی رسیدند مثل بحث کلامی و عقیدتی حدوث و قدم قرآن.
استاد مطالعات اسلامی در این باره توضیح داد: بخشی از مسلمانان در دوره امام رضا علیه السلام نیز همدیگر را تکفیر می کردند و خاطر امام رضا را می رنجاندند چرا که امام می دانست این ها مسائل مهم جهان اسلام نیست لذا همواره این موضوع را به مسلمانان گوشزد کردند که این مسائل مهم نیست و نباید انرژی مسلمین و اندیشمندان را سر مطالب بیهوده خرج کنید.
حجت الاسلام دکتر یحیی جهانگیری سهروردی  در این باره تصریح کرد: امام به مسلمانان یادآور شدند که انرژی خود را نباید روی مسائل غیر مهم صرف کنید. این موضوع قطعا دردی است که مسلمانان در طول تاریخ اسلام همواره از آن رنج برده و سرمایه انسانی را از بین برده است. چون امام رضا علیه السلام همان زمان شاهد کلنجار رفتن مسلمانان بر سر موضوعات غیر مهم بود تلاش کرد تا جامعه را به سوی شناخت مساله ها هدایت کند یعنی امام رضا علیه السلام در این موضوع خدمت بزرگی به جهان اسلام کردند.
وی در این باره افزود: امام هرگز به این موارد پرجنجال و کم ثمر کلامی ورود نکرد و عرض کردند باید از این مسائل عبور کنیم چرا که امام با این نگاه سعی داشت مسلمانان را از خرده نگری و نداشتن نگاه فراخ و بلند به مسائل سرنوشت ساز جهان اسلام دور کند.
استاد حوزه و دانشگاه گفت: امام به مسلمانان تأکید داشتند که باید دور اندیش باشید. بالنده بیاندیشید و جهان اندیش باشید به همین خاطر است که امام رضا علیه السلام وقتی می بیند در مرو می تواند اثر گذار باشد شهر پیامبر را ترک می کند و به سمت مرو می آید.
این حرکت امام رضا نشان داد باید از مدینه اسلامی گاهی دل بکنیم تا تمدن اسلامی بسازیم.
وی در ادامه خاطر نشان کرد: امام رضا به مسلمانان گفتند شما زمینگیر نباشید و فکر نکنید به این خاک باید چسبید بلکه باید حرکت کرد تا اسلام را به ساخت تمدن در مقیاس فراتری برسانید.
امام رضا علیه السلام به همین دلیل ناب از مدینه حرکت کرد و از مدینه شهر پیامبر دل کند تا دل های مسلمانان تشنه را دریابد. از خاک وطن خود دل کند اما به دل های پاک دل بست و دل های مسلمانان را زنده کرد. این مساله وقتی مهم می شود که مشاهده می کنیم که شیعیان در بسیاری از کشورهای دور دست احساس می کنند از اسلام دور هستند، امروز وظیفه ماست که با نشر آموزه های رضوی به آنها امید دهیم که اسلام وابسته به خاک نیست، بلکه وابسته به قلب پاکی است که امام رضا علیه السلام این موضوع را تمام قد عینیت بخشید.

در گفتگوی الف با مدرس حوزه و دانشگاه مطرح شدچه شد که اندیشه و تفکر دیگر به کار جامعه نیامد؟

گروه فرهنگی الف، ۲۶ خرداد ۱۴۰۱، ۰۹:۳۰  4010325073۸ نظر، ۴۸ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار

دوری تدریجی اندیشمندان علوم انسانی و عالمان علوم اسلامی ما از مسایل جامعه به این چالش انجامیده که «نامسأله ها» در مراکز علمی مطرح شود و کارایی این مراکز در جامعه به حداقل خود برسد.

چه شد که اندیشه و تفکر دیگر به کار جامعه نیامد؟

حجت‌الاسلام یحیی جهانگیری، مدرس حوزه و دانشگاه درباره زوال و ناکار آمدی علوم نظری در جامعه به الف گفت: تفکر، مقوله‌ای است که در تاریخ و فرهنگ ما ریشه دوانده است. چه در تاریخ اسلام و چه در تاریخ ایران، فکر و اندیشه از جایگاه والایی برخوردار است، و پس از ورود اسلام به ایران و پیوند این دو فرهنگ، شکوفایی چشمگیری را در عرصه علم و اندیشه شاهد بودیم، به طوری می‌توان گفت هیچ کشوری به اندازه ایران، در گسترش و تقویت فکر و اندیشه اسلامی سهم نداشته است. چه در علوم اسلامی و چه در علوم انسانی در دوره تمدن اسلام و پس از آن؛ ایرانیان سهم گسترده‌ای را در فرایند اندیشه اسلامی داشته‌اند و از فرط موارد و مصادیق احتیاجی به بازگو کردن اسامی نیست، چون همه ما با نام آن‌ها آشنا هستیم. 

وی افزود: آنچه که عیان و واضح به‌نظر می‌آید این است که آموزه‌های اسلامی محرک و عامل تفکر و اندیشه آدمی هستند. آموزه‌های رسیده از اهل‌بیت(علیهم‌السلام) و تأکیدات این حضرات بر عقل و عقلانیت همگی در این حوزه نقش داشته است. اما در 200سال گذشته باید اذعان کرد که مراکز علوم اسلامی و حوزه‌های علمیه ما از یک درد رنج می‌برند. در گذشته، حوزه را با نام «جامع» می‌شناختند، و هنوز هم در عراق نظایری از این جامع‌ها چون: جامع طوسی و جامع جواهری باقی مانده است. این  جامع‌ها در دل جامعه قرار داشتند و به خوبی با چالش‌های آن آشنا بودند. این مراکز وقتی مشکلات را در جامعه و کف میدان زیست مردم می‌دیدند، وقتی تفرقه، ربا، دزدی، نزاع مذهبی و… را شاهد بودند، در باره آن در جامع به تأمل می‌نشستند تا بتوانند برای آن راه‌حلی پیدا کنند. به تعبیری تعلقات موجود در جامعه در جامع‌ها به تأمل گذاشته می‌شد و در فرایند این تأملات سعی می‌شد که چالش‌های جامعه را در حد توان بر طرف کند. 

این استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: این موضوع موجب شده بود که دید مردم نسبت به افراد حاضر در جامع‌ها به مثابه متفکرین و نخبه‌های جامعه باشد، لذا تلاش داشتند تا با سرمایه‌گذاری، فرزندانشان را برای کسب علم و دانش به این جامع‌ها بفرستند. اما در 200سال گذشته، ما شاهد نوعی تحویل‌گرایی علمی در سطح این جامع‌ها هستیم. این مراکز هرچه که گذشت از جامعه و مردمانش فاصله گرفتند و دور و دورتر شدند، دیگر درد مردم و چالش‌های جامعه دغدغه اصلی جامع‌ها نبود. اساساً موضوعات مطرح شده و برخی دروس به سمتی می‌رفت که هیچ گره‌ای از کار جامعه باز نمی‌کرد و از آن سو چالش‌های جامعه رو به فزونی می‌رفت.

وی افزود: این وضعیت ادامه داشت تا اینکه، دیگر آن پیوند گذشته بین جامع‌ و جامعه فرو ریخت و جامع‌ها نام «حوزه علمیه» به خود گرفتند. حوزه یعنی کرانه و حاشیه، این حوزه‌های علمیه دیگر آن پویایی سابق را در متن و بطن جامعه نتوانستند پیدا کنند. در کنار تغییر و تحول اسمی جوامع، ما شاهد آن هستیم که برای عالم دین و درس‌خوانده علوم اسلامی نام «روحانی» را برگزیدند؛ نامی که از تفکر مسیحیان و کلیسا نشأت گرفته بود و دوگانگی آخرت و دنیا یا جسم و روح را القا می‌کرد. وقتی جامع‌، شد حوزه و کرانه، و عالم دین شد روحانیِ فارغ از درد‌های جامعه، علوم اسلامی به خاطر این فاصله پیش‌آمده دیگر نتوانست چون قبل برای دردهای توده‌های اجتماعی نسخه بپیچد و بیشتر رنگ و بوی فانتزی علمی برحوزه‌های علمیه حاکم شد. 

جهانگیری گفت: وقتی فضای علوم اسلامی از بطن جامعه فاصله گرفت، و با مشاکل اجتماعی انس نداشت و واقف بر آنها نبود، موجب شد تا آلترناتیو و جایگزین دیگری که اساساً بومی جامعه ایرانی و اسلامی نیست بیاید و برای درد جامعه نسخه شفا بخشی به زعم خود بپیچد. تفکری که با سنت فرهنگی و تاریخی مردم بیگانه بود هرچند به خاطر این بیگانگی و نامحرمی مورد اقبال زیادی در اوایل قرار نگرفت، اما چون حضورش با گره‌ها و چالش‌های افراد همراه شده بود، موجب شد تا افراد زیادی جذب آن «دیگری» بیگانه بشوند. 

وی افزود: این اتفاق تاریخی موجب شد که فضای علوم انسانی و تفکر، نامسألگی را جایگزین مسأله کند، به تعبیر دیگر دوری از نیازهای جامعه این چالش را پدید آورد که در فرایند تولید علم و تفکر کمتر به موضوعات و چالش‌های اصلی جامعه پرداخته شود. افراد می‌گویند برویم علوم انسانی بخوانیم که چه شود؟ راست می‌گویند وقتی فضای آموزشی این سنخ علوم با درد جامعه همراهی ندارد، کارایی خود را به حداقل می‌رساند. ما در این حین شاهد یک زوال و افول اندیشه در عالم تفکر و علوم اسلامی در کشورمان هستیم. وقتی حوزه علمیه برای حل مشکلات راه حلی نداشت، علوم غربی و بیگانه از فرصت و خلأ اندیشه‌ای موجود استفاده کردند و برای مشکلات راه‌حل‌هایی را ارائه دادند، و اینجاست که امام خمینی از وحدت حوزه و دانشگاه صحبت می‌کند.

به گفته وی آنچه که گذشت نه فقط برای حوزه‌های علمیه، بلکه آفتی بود که به جان دانشگاه‌های ما هم افتاد و پویایی را از آن‌ها گرفت.

 

جایگاه امام صادق (ع) نزد مستشرقان و دانشمندان غربی

استاد حوزه و دانشگاه گفت: دانشمندان غربی با اهداف مختلفی دست به تحقیق درمورد اسلام و به تبع آن تشیع زدند. در این بین برخی ائمه شیعه برای آنها در کانون توجه قرار دارند، یکی از امامان شیعه که غربی‌ها بر او تمرکزبسیاری دارند، امام صادق (ع) است.

جایگاه امام صادق (ع) نزد مستشرقان و دانشمندان غربی

یحیی جهانگیری سهروردی، استاد حوزه علمیه و دانشگاه در گفت‌وگو با خبرنگار حوزه اندیشه خبرگزاری فارس درباره جایگاه امام صادق (ع) نزد مستشرقین و خاورپژوهان گفت: خیلی مهم است که بدانیم چه روایتی از حضرت امام صادق (ع) نزد خاورپژوهان و مستشرقان وجود دارد. دانشمندان غربی با اغراض و اهداف مختلفی دست به تحقیق درمورد اسلام و به تبع آن تشیع می‌زنند، در این بین فهم تشیع و رفتار شیعیان متقدم و عصر حضور ائمه برای آنها از اهمیت بالایی برخوردار است. 

وی افزود: در این بین برخی ائمه شیعه برای آنها در کانون توجه قرار دارد، نظیر امام مهدی (عج). تا به الآن پژوهش‌های زیادی در باب امام مهدی و قیام آخرالزمانی او از سوی مستشرقین صورت گرفته است. یکی دیگر از امامان شیعه که غربی‌ها بر او تمرکز و توجه بسیاری دارند، حضرت امام صادق است. از هاینتس هالم تا جان نورمن هالیستر و... همگی توجهات قابل توجهی به امام صادق داشته‌اند. اما چیزی که در راستای این توجهات مهم است بدانیم، علل توجه است و اینکه به چه دلیل این امام شیعه از جذابیت و اهمیت خاصی برای مستشرقین برخوردار است.

جهانگیری گفت: اولین آنها کثرت روایاتی است که از امام صادق (ع) چه در منابع شیعی و چه در مساند سنیان نقل شده است. حجم روایاتی که از امام صادق در کتب شیعی است نسبت به سایر ائمه افزایش چشمگیری دارد، به تعبیری ایشان در فرایند تولید علم و محتوا بسیار فعال بودند. همین مسأله موجب شده است که حضرت صادق (ع) در کانون توجه شرق‌شناسان اروپایی قرار بگیرد. دونالدسن یکی از مستشرقینی است که با اشاره به همین موضوع می‌گوید: «امام صادق (ع) از همه بیشتر روایات و منبع دینی را امام صادق (ع) تولید کرده است.»

استاد حوزه علمیه ادامه داد: ویژگی دیگری که امام صادق (ع) را برای مستشرقین با اهمیت کرده است و امثال نورمن هالیستر بدان اشاره دارد جنبه فکری ایشان است. هالیستر می‌گوید که امام صادق را به مثابه یک متفکر می‌بیند. او با اشاره به اینکه عصر امام صادق (ع)، زمانه‌ مهم در کنش و واکنش‌های فکری است تصریح می‌کند که امام ضمن حفظ هویت شیعی و بازسازی و سامان دادن به آن، با سایر مسلمین هم در تعامل است و برای آن ها یک منبع دینی به حساب می‌آید. برای یک مستشرق جالب است، سایر اندیشمندان و متفکران مسلمان آن دوره که خود صاحب مکتب و مذهب هستند به امام صادق (ع) رجوع داشتند و از ایشان کسب علم می‌کردند. واصل بن عطا بنیانگذار مکتب اعتزال، مالک بن انس صاحب مذهب فقهی مالکیه، ابوحنیفه رئیس مذهب حنفی و... همگی شاگردان امام صادق (ع) بودند و این نشان می‌دهد که مکتب امام صادق (ع) کسانی را در خود جای داده بود که خود صاحبان نظر و علم بودند. مدرسه امام صادق (ع) در نظر هالیستر، یک مکتب شبه سقراطی است که در آن متفکران حاضرند و به تولید علم و نظر مشغول هستند.

او بیان کرد: یکی دیگر از جنبه‌های حیات امام صادق (ع) که برای مستشرقین از اهمیت بالایی برخوردار است و امثال هانتس هالم بدان توجه کرده اند، این است که امام صادق (ع) به شیعه هویت دوباره بخشیده و آنها را صاحب یک هویت مستقل کرده است. ما شاهد آن هستیم که شیعه را بعضا به نام «جعفری» خطاب می‌کنند یا اینکه فقه ما را فقه «جعفری» نامیدند، علت این کار در این است که تا پیش از امام صادق (ع)، هویت علمی و معرفتی شیعه به خوبی جا نیفتاده بود و در زمان ایشان و به دست خود امام صادق (ع) هویت علمی و فرهنگی شیعه ساخته و بازسازی می‌شود.

انتهای پیام/

https://www.farsnews.ir/news/14010306000072/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82-%D8%B9-%D9%86%D8%B2%D8%AF-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%B4%D8%B1%D9%82%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%BA%D8%B1%D8%A8%DB%8C