درس‌های امام هادی(ع) برای جامعه شیعی امروز

حجت‌الاسلام یحیی جهانگیری‌سهروردی با اعتقاد به اینکه دشمنان سر ما را به مسئله فیک مشغول می‌کنند و این مسئله باعث می‌شود تا یکدیگر را کافر و نامسلمان بشماریم و او به زرنگی سعی می‌کند تا ما مسئله اصلی خود را فراموش کنیم، به ارائه نکته‌ای از سیره امام هادی(ع) برای جامعه شیعی امروز پرداخت.

درس‌های امام هادی(ع) برای امروز جامعه شیعیحجت‌الاسلام یحیی جهانگیری‌سهروردی، استاد حوزه و مبلغ بین‌المللی، در یادداشتی به مناسبت میلاد امام هادی(ع) به موضوع مسئله شدن نامسئله‌ها در جامعه اسلامی اشاره کرده و نوشت: «همیشه گفتم یکی از مشکلات ما، مسئلگی نامسئله‌ها و نامسئلگی مسئله‌هاست. دشمن چیزهای فیک را برای ما مسئله می‌کند و ما در زمین دشمن، بازی می‌کنیم.

دشمنان سر ما را به مسئله فیک مشغول می‌کنند و این مسئله باعث می‌شود تا یکدیگر را کافر و نامسلمان می‌شماریم و او به زرنگی سعی می‌کند تا ما مسئله اصلی خود را فراموش کنیم.

امام هادی(ع)، به این موضوع خیلی دقت داشت. مسئله خلق قرآن، مسئله فیکی بود که به معضلی برای جامعه اسلامی تبدیل شده بود و به همین دلیل مسلمانان حتی یکدیگر را می‌کشتند.

هر جریانی به قدرت می‌رسید، طرفدار یک تئوری بود و طرفداران تئوری رقیب را می‌کشت. اما امام هادی(ع) در نامه‌ای به یکی از شیعیان از او خواست تا در مسئله خلق قرآن اظهار نظر نکرده و جانب هیچ یک از نظریه حدوث و قدم قرآن را نگیرد.

ایشان در این نامه مسئله خلق قرآن را فتنه خوانده و ورود به این بحث را هلاکت دانسته است. همچنین، بر کلام خدا بودن قرآن تأکید کرده و گفت‌وگو درباره آن را بدعتی دانسته که هم سؤال ‌کننده و هم پاسخ ‌دهنده در گناه آن شریک هستند.

در آن دوره، جدال بر سر مسئله حدوث و قدم قرآن موجب پیدایش فرقه‌ها و گروه‌هایی در میان اهل سنت شده بود. مأمون و معتصم جانب نظریه خلق قرآن را گرفته بودند و مخالفان را تحت فشار قرار می‌دادند که از آن به دوره محنت یاد می‌شود، اما متوکل از قدیم بودن قرآن حمایت می‌کرد».

انتهای پیام

تشکیلاتی از ایران تا مصر و از عراق تا یمن

شبکه استراتژیک وکالت؛ میراث راهبردی امام هادی(ع)

شبکه استراتژیک وکالت؛ میراث راهبردی امام هادی(ع)

حجت الاسلام یحیی جهانگیری می گوید: تشکیلاتی کردن شبکه وکالت شیعی موجب شد تا امام از ایران تا مصر و از عراق تا یمن، شیعیان را هدایت و راهبری کند.

سایت مبلغ نوشت: حجت الاسلام یحیی جهانگیری با اشاره به اینکه امام هادی(ع) همچون پدرش امام جواد(ع) در سن کودکی به امامت رسیدند، گفت: در خصوص امامت امام جواد(ع) حتی برخی شیعیان نسبت به امامت ایشان تردید داشتند اما در مورد امام هادی(ع) این تردید و اعتراض صورت نگرفت و به تبع آن فرقه ای ایجاد نشد و همه در محوریت امام هادی(ع) قرار گرفتند.

وی افزود: به نظر می رسد در اینجا یک اتفاقی رقم خورده است و آن این بود که آخرین امامان شیعه همچون امام جواد و هادی علیهما السلام در پی ایجاد آمادگی ذهنی شیعیان نسبت به توانمندی ائمه اطهار بودند و تاکید داشتند که نباید در خصوص توانمندی اهل بیت تردید کنید، و با اینکار قصد داشتند افکار عمومی را برای عصر غیبت آماده سازند.

این مبلغ بین الملل تصریح کرد: امام جواد و امام هادی علیهما السلام تاکید داشتند که با وجود سن پایین، ما شایسته عهده دار شدن مقام امامت هستیم و توان هدایت و راهبری جامعه را داریم و چه حاضر باشیم و چه در زندان باشیم قدرت هدایت جامعه و شیعیان را داریم. از این رو اهل بیت(ع) با این بیانات می خواستند ذهن مردم را آماده کنند و به آن ها بفهمانند اگر امام زمان شما در سن کودکی عهده دار مقام امامت شد در او تردید نکنید و امامت او را قبول کنید، و اگر امام زمان شما در دسترس نبود او را تکذیب نکنید.

وی گفت: بنا براین می بنیم که امامان فقط دوره خود را ملاحظه نمی کردند بلکه آینده نگری ایشان شامل سال ها و قرن های آتی هم می شد و هر کنشی را که می خواستند انجام بدهند قصد داشتند اثرات آن برای آینده هم اثرگذار باشد و یک ابهامی را رفع کند و یک نوری را پخش کند که هادی امت باشد.

کارشناس تبلیغ بین الملل با اشاره به تلاش های امام هادی(ع) برای حفظ وحدت جامعه اسلامی، اظهار داشت: وقتی امام جواد(ع) در سن کودکی امام شدند برخی معترض شدند و فرقه هایی شکل گرفت اما در دوران امامت امام هادی دیگر شاهد این انحرافات نیستیم زیرا این مسئله و شبهه برای مردم روشن شده بود و امامت او را می پذیرند و فرقه گرایی کم می شود و مسیر برای امامت امام مهدی(ع) در سن کودکی و عصر غیبت آماده می شود.

دکتر جهانگیری با اشاره به حضور فرقه غلات در دوران امام هادی(ع)، خاطرنشان کرد: با اینکه در این دوران شیعه فرقه فرقه نشده است و شیعه محور قرار گرفته است اما می بینیم برخی می خواهند با تحریک برخی دیگر از شیعیان آنها را به بیان عبارات غلو آمیز درباره اهل بیت وادارند تا از این طریق بتوانند شیعه را مهار کنند و این نشاندهنده نقشه حساب شده دشمنان علیه شیعه است که یا شیعه را فرقه فرقه کنند و یا نحله های انحرافی در درون شیعه ایجاد کنند تا بدین طریق بتوانند قدرت و نفوذ شیعه را مهار کنند.

وی افزود: مثلا در این دوران عده ای مطرح کردند که امام همان اله است و یا برخی گفتند که امام مگر غذا می خورد؟ و عملا می خواستند شیعه را به انحراف بکشانند ولی امام هادی(ع) با هوشیاری به روشنگری پرداختند و اجازه ندادند غلات با تفرقه افکنی و ایجاد انحراف به هدف خود که ضربه زدن به امامت و شیعه است، برسند.

وی با بیان اینکه سیره و گفتار امام هادی(ع) برای جامعه امروز ما الگو است، گفت: امام(ع) به همه ما آموخت که بی جهت وارد پرسش های الکی نشوید و بیهوده بر سر مسائلی که فایده ای برای شما ندارند بحث نکنید. در زمان امام هادی(ع) متوکل حاکم بود و به مباحث حدیثی ورود داشت و موضوع قرآن حادث است یا قدیم در آن ایام داغ بود و چه خون هایی که به خاطر این مسئله ریخته شد.

استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: در این میان برخی در رابطه با این موضوع به امام مراجعه می کردند و نظر امام را می خواستند و امام متوجه شدند که اینها دنبال پاسخ نیستند بلکه با این سوال به دنبال تفرقه افکنی و ایجاد بحران در جامعه هستند و در راستای حل و فصل این بحران وارد عمل شده و مانع از این شد که جامعه شیعه با ورود به این مسائل دچار بحران شوند. به عبارت دیگر امام هادی(ع) شیعیان را از بحث در این موضوع نهی کردند تا از این طریق، شیعیان را از مناقشات بی‌فایده و مُضرّ و خطرات احتمالی آن دور نمایند.

حجت الاسلام دکتر جهانگیری در پایان با بیان اینکه امام هادی(ع) با وجود همه محدودیت ها شبکه ارتباطی شیعه را سامان بخشید، گفت: تشکیلاتی کردن شبکه وکالت شیعی موجب شد تا امام از ایران تا مصر و از عراق تا یمن، شیعیان را هدایت و راهبری کند و از این طریق مانع افتراق شیعه شده و زمینه های وحدت، همدلی و همگرایی شیعیان را فراهم سازد و آحاد امت اسلامی را حامی یکدیگر قرار دهد.

درس‌های امام هادی(ع) برای امروز جامعه شیعی/ مسئله شدن نامسئله‌ها

یحیی جهانگیری سهروردی

یکی از مشکلات جامعه امروز ما، مسئله شدن نامسئله‌ها و نامسئله بودن مسئله‌هاست.

دشمن موارد بی‌اهمیت، ساختگی، جعلی، تقلیدی و فریب دهنده و به اصطلاح امروزی‌ها «فیک» را برای ما مسئله می‌کند و ما در زمین دشمن، بازی می‌کنیم. او ما را به مسائل فیک مشغول می‌کند و به همان دلایل واهی یکدیگر را کافر و نامسلمان می‌شماریم. دشمن با سیاست و زرنگی، تلاش می‌کند از هدف و مسئله اصلی دین و دنیای خود فاصله گرفته و به مسائل جزئی سرگرم شویم.

دهمین امام شیعیان، امام هادی(ع) به این نکته توجه بسیار زیادی داشت. به طور نمونه مسئله خلق قرآن، جنجال و کشمکش شدید بر سر مخلوق بودن یا مخلوق نبودن قرآن، جریانی فیک و ساختگی بود که در آن زمان مسئله شده بود و به همین بهانه حتی مسلمانان همدیگر را از بین برده و می‌کشتند.

گروه «معتزله» که عقل‌گرای مفرط بودند و در مسائل عقیدتی کند و کار عقلی بیش از حدی می‌کردند، مسئله «مخلوق» و «حادث» بودن قرآن را در ارتباط با صفات خدا مطرح کردند و با «قدیم» بودن قرآن که گروه «اشاعره» و اهل حدیث از آن جانبداری می‌کردند، به مخالفت برخاستند و درگیری بین طرفداران این دو بینش اعتقادی رخ داد.

هر جریانی که به قدرت می‌رسید، طرفدار تئوری‌ای خاص بود و طرفداران تئوری رقیب را از بین می‌برد. اما امام هادی(ع) در نامه‌ای و در پاسخ به یکی از شیعیان بغداد از او خواست تا در مسئله خلق قرآن اظهارنظر نکرده و جانب هیچ یک از نظریه حدوث و قدم قرآن را نگیرد. او در این نامه مسئله خلق قرآن را فتنه خوانده و ورود به این بحث را هلاکت ذکر کرد.

همچنین بر کلام خدا بودن قرآن تأکید کرده و گفت‌وگو درباره آن را بدعتی دانست که هم سؤال‌کننده و هم پاسخ‌دهنده در گناه آن شریکند.

امام هادی(ع) در برابر این فتنه موضع تندی انتخاب کرد و ضمن شکستن سکوت در برابر این فتنه خط بطلان بر افکار آنها کشید و شیعیان را از ورود به این مناظرات و بحث‌های فیک و ساختگی به‌شدت منع می‌کرد.

استاد حوزه و دانشگاه در رابطه با زندگانی ام المومنین مطرح کرد؛

انقلابی در برابر زن‌ستیزی عرب

  • کد خبر : 40841
  • ۲۴ فروردین ۱۴۰۱ - ۱۳:۵۸

انقلابی در برابر زن‌ستیزی عرب

خدیجه کبری را باید یک انقلاب‌گر در برابر سنت‌های عفن و پوسیده جاهلی دانست که به نوعی ضد زن‌ستیزی جامعه قیام کرد.

به گزارش صدای حوزه، یکی از شخصیت‌های مهم و اثرگذار در تاریخ اسلام که از قضا در پرده‌ای از حجاب غفلت و بی‌مهری قرار گرفته است حضرت امّ‌المؤمنین خدیجه کبری(سلام‌الله علیها) است که علی‌رغم سهم مهمی که در زندگی حضرت رسول اکرم ایفا کرده‌ است، شناخت و معرفت مسلمین به این بانوی مکرم بسیار محدود و ناچیز است.

یحیی جهانگیری سهروردی درباره مادر امت، خدیجه اطهر (سلام‌الله علیها) گفت: برای شناخت و بررسی زندگی حضرت خدیجه باید دوران زندگی این بانوی مکرم را به سه قسمت تقسیم کنیم تا در سایه این تقسیم‌بندی، نکات برجسته مورد نظرمان به خوبی بیان شود.

این تفکیک دوران به این شرح است: ۱ـ حضرت خدیجه پیش از پیامبر‌ ۲ـ حضرت خدیجه از ازدواج با پیامبر تا دوران نبوت ایشان که ۱۵ سال به طول می‌انجامد ۳ـ دوران همراهی پیامبر به عنوان خاتم مرسلین که به وفات حضرت خدیجه منتهی می‌شود.

وی افزود: در همان کوران ظلم و فساد جامعه عربی پیش از اسلام، اگر حضرت رسول را «محمد أمین» لقب دادند به علت پاکدستی و امانت‌داری ایشان، همان جامعه به خدیجه لقب «طاهره» را اعطا می‌کند که این لقب در شرایطی که کمتر کسی در دام و تله فساد اخلاقی نیفتاده سخن از یک جایگاه رفیع دارد. فارغ از اینکه ایشان از قبیله سرشناس «قریش» بودند، خانواده‌ حضرت هم خانواده‌ای شاخص و معروف و محترم در مکه بود. در دوران بت‌پرستی مردم، بر خلاف عرف و رسم خانواده حضرت خدیجه موحد و یکتاپرست بودند.

انقلابی در برابر زن‌ستیزی عرب

این استاد حوزه و دانشگاه بیان کرد: این‌که گفته می‌شود حضرت خدیجه یک تاجر بزرگ در شبه‌جزیره عربستان بوده را باید در آن زمینه و زمان تفسیر کرد. او در عصری که زن‌ستیزی و زنده‌ به گور کردن دختران، عرف و افتخاری برای جامعه عرب تلقی می‌شد، «زن» نمونه و موفقی است که ارزش‌های جاهلی را زیر سؤال می‌برد؛ خدیجه کبری را باید یک انقلاب‌گر در برابر سنت‌های عفن و پوسیده جاهلی دانست که به نوعی ضد زن‌ستیزی جامعه قیام کرد.

جهانگیری در ادامه افزود: دوره دوم و سوم زندگی حضرت خدیجه را باید عصری دانست که پیامبر آن را یار و مونس همیشگی خود انتخاب کرده است. خدیجه تنها همسر و هم‌کفو نبی بود و اگر در عرف مرسوم جامعه‌ عربی که چند همسری را قبول می‌کرد، حضرت رسول بعدها زن‌هایی اختیار کرد، در عمل گویی این‌ها زنان پیغمبر نبودند؛ چرا که اصلا و ابدا فرزندی از آنان متولد نشد و نسل حضرت رسول از حضرت خدیجه است که تا زمان ما ادامه پیدا کرده است.

او ادامه داد: در یک کلام اگر بخواهیم فضیلت حضرت خدیجه را بیان کنیم، باید به مقام پیامبر بنگریم. او که خود خاتم رُسُل است و شأنیتی بس عظیم را داراست، همسر و یار او نیز باید از جایگاه و شأنیت شایسته‌ای برخوردار باشد.

جهانگیری گفت: نکته جالب توجهی که در اینجا مطرح است، این است که در خانواده حضرت خدیجه سلام‌الله علیها کسانی نظیر دایی ایشان و مادربزرگشان ظهور و بعثت پیامبر آخرالزمانی را پیش‌بینی کرده بودند و حضرت خدیجه به این امر واقف بود. گویی ایشان ظرفیت پیغمبری را در پیامبر دیده بودند و به نوعی کاشف حضرت رسول به حساب می‌آیند که احساس می‌کند این فرد (پیامبر) با همان شخصی که پیغمبر آخر‌الزمان می‌خوانندش، شباهت‌هایی دارد.

وی افزود: حضرت خدیجه با این اوصاف چنین به نظر می‌آید و می‌خواهد توان اجرایی و مدیریتی حضرت رسول را به میدان عمل بکشاند. فرستادن پیامبر به سفر سوریه و از قضا پیش‌بینی و آن اِخبار بُحیرا در مورد نبوت نبی سخن از این دارد که حضرت خدیجه آمادگی این را دارد تا شوهرش به مقامی بس عظیم نائل شود. برای همین است که وقتی آیات نبوت را می‌شنود، لحظه‌ای به رسالت محمد مصطفی شک نمی‌کند؛ چرا که او منتظر چنین لحظه‌ای بوده است. خدیجه مسلمان بود و پیش از تشریه نبوت پیامبر اسلام، او مادر اسلام است.

خدیجه معلم انتظار است

جهانگیری در انتها بیان کرد: خدیجه کبری منتظر واقعی است و سیره او درسی است برای منتظران. او که پیش از بعثت در راه تحقق وعده الهی قدم برداشت و پس از بعثت هرچه داشت در راه اسلام فدا کرد، آموزش می‌دهد که منتظر چه قبل از ظهور چه بعد از ظهور باید برنامه داشته باشد. پیش از تحقق وعده الهی زمینه‌سازی‌ها را روا دارد و پس از ظهور او خود باشد که هرچه دارد برای ولی خدا ارزانی کند، نه اینکه او بنشیند و ولی خدا دست به کار شود.

https://v-o-h.ir/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE/40841/%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D8%B9%D8%B1%D8%A8/