علل تعالی و سقوط جوامع بشری

علل تعالی و سقوط جوامع بشری از منظر قرآن در برنامه «یاد خدا» بررسی می شود.

0

ShareEmailWhatsAppPrint

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی سیما،

برنامه گفت وگو محور «یاد خدا» با حضور حجت الاسلام والمسلمین «یحیی جهانگیری» علل تعالی و سقوط جوامع بشری از منظر قرآن و روایات را بررسی می کند.

این برنامه از روز سه شنبه 25 مهر تا روز شنبه 29 مهر با اجرای «سیدعلیرضا قوامی» بر روی آنتن شبکه قرآن و معارف سیما می رود.

برنامه «یاد خدا»، هرشب ساعت 20 و بازپخش آن ساعت 11 روز بعد روی آنتن می رود.

Video: Achievements of Prophethood (Part 2)

With the presence of two prominent seminarian experts in the issues of religious sociology, in the specialized session in English at ABNA International News Agency, the achievements of the Prophethood of the Holy Prophet of Islam (PBUH) for the Islamic Ummah and the human society were discussed.

AhlulBayt News Agency (ABNA): With the presence of two prominent seminarian experts in the issues of religious sociology, in the specialized session in English at ABNA International News Agency, the achievements of the Prophethood of the Holy Prophet of Islam (PBUH) for the Islamic Ummah and the human society were discussed.

Hujjat al-Islam Dr. yahya Jahangiri, the head of the Qom office of the Culture and Communications Organization and a university lecturer, who has a significant presence in the field of media and cyberspace in the promotion of Islam and Shiite teachings, mentioned to from today more and scientific, to the role of the prophet of mercy, Prophet Muhammad (may God bless him and grant him peace) in the re-emergence of face-to-face science and modern science in the scientific and academic arena in the world, as well as proving the authenticity and originality of its knowledge against experimental science, as a path reliable in acquiring real knowledge.

The cleric who is active in the field of media and explaining religious knowledge, announced the renewed luck of thinkers in the west to the divine sciences and the methods of acquiring knowledge through faith and belief in the unseen world in the last few decades and added: while at the end of the 18th century and At the beginning of the 19th century, such talks were ridiculed and considered superstitions among scientists, today mankind has realized that the power of faith and belief can connect man to an eternal source of true and superhuman knowledge, which unlike experimental and acquired sciences, through Returning to the human self and the human soul and the inner connection of the human being with the Blessed and Exalted God as a source of revelation and knowledge, can achieve answers to many of its fundamental questions in the field of epistemology.

گزارشی از نشست جهانی صلح در کره جنوبی توسط یحیی جهانگیری

حوزه های علمیه غایب بزرگ رویدادهای علمی و دینی جهان / نیاز به NGO های بین المللی داریم

حوزه های علمیه غایب بزرگ رویدادهای علمی و دینی جهان / نیاز به NGO های بین المللی داریم

مبلغ نوشت: رییس سازمان فرهنگ و ارتباطات قم میگوید ما در حوزه های علمیه بحث می‌کنیم که؛ صفات عین ذات است یا زاید بر ذات است؟ قرآن حادث است یا قدیم؟ اما اساسا الهیات امروز و آنچه که امروز از الهیات و دین از ما می‌خواهند رابطه‌ی دین و فقر است، دین و معلولیت است، دین و مسئله‌ی مرگ است، دین و مسئله‌ی فقر است، دین و مسئله‌ی آب است.

به گزارش «مبلغ»-گزارشی از نشست جهانی صلح در کره جنوبی توسط یحیی جهانگیری را میخوانید:

در ابتدا لطفا درباره این کنفرانس اخیر و اعتبار و جایگاه خود کنفرانس و شرکت‌کنندگان توضیح بفرمایید.

این کنفرانس به دعوت HWPL بود. HWPL یک NGO در کره است که با سازمان ملل همکاری می‌کند. بعدا هم در باره‌ی این NGO بودن صحبت خواهم کرد.این NGO از سال ۲۰۱۳ تأسیس شده و فعالیت‌های خودش را برای گسترش صلح در دنیا شروع کرده است و هر سال هم به ساحت‌های مختلف صلح مثل بخش ادیان، بخش جوانان و اضافه می‌شود و در کنار آن توانسته در سازمان ملل جایگاه پیدا کند به حدی که پیش‌نویسی که این‌ گروه برای صلح ارائه دادند در سازمان ملل مورد تحسین قرار گرفته است.

اما در کنار این معرفی کوتاه نیاز به توضیح و برخی تحلیل‌ها نسبت به این گردهمائی وجود دارد که عرض می‌کنم:

این‌که NGOها (سازمان‌های مردم‌نهاد) که علی الظاهر مردمی‌اند در دنیا آن‌قدر قدرتمند هستند که در ساحت بین‌المللی برای کشور سهم می‌گیرند. برای نمومه در سازمان ملل چندین کشور را پای امضای خودش می‌آورد. در این روداد از ۱۱۸ کشور شرکت کرده بودند، چندین وزیر و نخست‌وزیر و پست‌های عالی‌رتبه‌ی سیاسی که بعضی قبلا رئیس جمهور و نخست‌وزیر بودند و بعضی همین الان وزیر بودند و بعضی‌ها قبلا وزیر بودند. وقتی یک NGO از ۱۱۸ کشور دعوت می‌کند، این به این معنا است که حکمرانی در دنیا دارد به سوی مردم‌محوری می‌رود و مردم به معنای واقعی و NGOها و سمن‌ها به معنای واقعی دارند در برندینگ کشورشان سهم‌آفرینی می‌کنند و سهم خودشان را نه تنها در حکمرانی کشوری بلکه در بین‌الملل ایفا می‌کنند.

حوزه های علمیه غایب بزرگ رویدادهای علمی و دینی جهان / نیاز به NGO های بین المللی داریم

ما چقدر NGO در ایران داریم که بتواند چنین رویدادی را اجرا کند و این مقدار در حوزه‌ی دیپلماسی جهانی و در بحث صلح با محوریتی که آن‌ها داشتند نقش‌آفرین باشد؟ حقیقتا آنچه که من را مبهوت کرد، سهم NGO در این کشور بود و این‌که این همه رؤسای جمهور به خاطر یک NGO بیایند.

حکمرانی را با حاکمیت اشتباه گرفته‌ایم!

آنچه که اتفاق می‌افتد این است که از ظرفیت NGO این‌قدر استفاده می‌شود و نمایندگان ۱۱۸ کشور شرکت می‌کنندو عالی‌رتبه‌ترین مقامات برخی از کشورها را پای میز این کشور می‌آورد بدون این‌که حاکمیت دخیل باشد.

من همیشه گفته‌ام که ما حکمرانی را با حاکمیت اشتباه گرفته‌ایم. خیال می‌کنیم هر جایی که حکمرانی خوب باشد باید حاکمیت دخالت کند. نه، اساسا حکمرانی با حاکمیت متفاوت است. امروزه حکمرانی روی NGOها می‌آید. حاکمیت بخشی از حکمرانی را به NGO‌ها می‌دهد و NGOها این‌گونه نقش‌آفرین هستند.

نکته‌ی بعدی این است که NGOها قد و قلمروی خودشان را فراتر از مرزها تعریف کرده‌اند. این‌که از چهار قاره‌ی دنیا، از آفریقا، آمریکا، اروپا و آسیا دعوت کردند، یعنی NGO سهم جدی و فرامرزی را بازی می‌کند. NGO فقط در داخل کشور نیست. امروزه از NGO برای آفرینش هژمون و قدرت خودشان و برندینگ خودشان استفاده می‌کنند.

نکته‌ی سوم هم این است که نه در رویدادهای بین‌المللی NGOهای ما سهم جدی دارند و نه NGOهای از سازمان‌های بین‌المللی توانسته‌اند سهم جدی بگیرند. من آمار دارم و چون آمارم دقیق نیست و شفاهی است، نمی‌خواهم بیان کنم. ما چه تعداد NGO در سازمان‌های بین‌المللی داریم؟

آیا NGOهای ما توانسته‌اند هم در رویدادهای جهانی، هم رویداد داخلی در مقیاس جهانی نقش‌آفرین باشند؟، مثل همین HWPL که رویداد جهانی در داخل می‌سازند..

امروزه حاکمیت نمی‌تواند در همه‌ی عرصه‌های بین‌المللی به صورت رسمی اعلام موضع کند. چقدر حوزه‌ی علمیه‌ی ما به مثابه یک NGO در این سازمان‌های بین‌المللی برای خودش سهم تولید کرده است در حالی که سازمان‌های بین‌المللی متعدد در دنیا وجود دارند. نمره‌ی ما نه تنها مطلوب نیست، حتی در ضعیف‌ترین حالت هم نیست. این‌که می‌بینید یک NGO تلاش کرده و رؤسای کشورهای مختلف را متقاعد کرده که به موادی از پیشنهاد آن‌ها در سازمان ملل رأی بدهند، این هم نکته‌ی سومی است که ما واقعا غافل هستیم.

موضوع این کنفرانس بسط صلح است. بنده نیز از ایران و در بخش ادیان شرکت کرده بودم. آنجا بخش جوانان داشت، بخش زن داشت، بخش سازمان‌های بین‌المللی داشت. چیزی که قابل مشاهده بود، حضور اقلیت‌ها و فرقه‌های انحرافی در این رویداد بود. از مورمون‌ها تا بهایی‌ها، از احمدیه تا نقشبندیه، فرقه‌های مختلف نقش جدی داشتند که برای ما هشدار بزرگی است.

در حوزه سمن های بین المللی حتی ضعیف ترین نمره جهانی را هم نداریم!

تمامی عوامل برگزار کننده این همایش هم نیروهای داوطلب بودند. به تعداد آدم‌ها سه نفر نیروی خدمه بود و این‌ها ۷۰۰ میهمان داشتند. شما اگر ضربدر ۳ بکنید می‌بینید که چه جمعیتی از نیروی اجرایی پیشخدمت و خدمتکار و پروتکلی و تصویری بودند.این نوع حکمرانی شبکه‌سازانه و البته مبتنی بر نیّت خیر و خیرخواهانه و از روی اخلاص و بدون مزدگیری است که به نوعی معادل بسیج و نیروهای جهادی ما هستند. به نظرم این یک شاهکار جدی است که NGOها در مدیریت رویدادهای خودشان نقش جدی دارند.

حوزه های علمیه غایب بزرگ رویدادهای علمی و دینی جهان / نیاز به NGO های بین المللی داریم

حضور جنابعالی براساس دعوت کدام نهاد یا به نمایندگی کدام سازمان بود؟ چه دستاوردهای در این کنفرانس وجود داشت ؟

بنده به عنوان شخصی دعوت کرده شده بودم، ولی به‌هرحال با توجه به این‌که مسئولیت‌هایی هم دارم سعی کردم از این ساحت‌ها هم در آنجا در مورد ظرفیت‌ها گفتگو کنم. مثلا بخش گفتگوی ادیان سازمان فرهنگ و ارتباطات را معرفی کردم که ما در بخش گفتگوی ادیان چه ظرفیت‌هایی را داریم. ظرفیت‌های حوزه‌ی علمیه‌ی قم را معرفی کردم که یکی از بزرگ‌ترین NGOهای آموزشی، تربیتی، اخلاقی است , و سعی می کردم به مناسبت‌های مختلف این‌ها را بیان کنم.

ولی با توجه به کارهایی که در حوزه‌ی صلح داشتم، مثل مؤسسه‌ی صلحی که در ژاپن تأسیس کردیم و یک مقاله‌ی صلحی داشتم که چاپ شده بود، بنابراین بیشتر مباحث صلح را در آنجا از منظر شیعه مطرح کردم.

حاشیه‌های این مراسم خیلی مهم‌تر بود. از حاشیه‌های مهم این رویداد این بود که شب‌ها و صبح‌ها افراد مختلف شرکت می‌کردند، سؤال می‌پرسیدند. شیعه به عنوان اقلیت برای آن‌ها سؤال بود. نام شیعه را می‌دانستند ولی احساس می‌کردند که شیعه یک فرقه‌ی ضد اسلامی است. یک پنداری شبیه به این داشتند که ما مثلا مثل احمدیه یا بهائیه هستیم. می‌گفتند که چرا مسلمانان شما را قبول ندارند؟ یا اینکه چرا شیعه با صوفیه خوب مخالف است و تصوف را از بین برده است؟

یک ذهنیتی در این مقیاس بود.

به صورت کلی حضور شخصیت‌های حوزوی کشور در کنفرانس‌ها و مجامع بین‌المللی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

واقعیت این است که ما اگر در جهاد تبیین برنده نشویم، بازنده‌ی جنگ تحریف هستیم و جنگ تحریف همان جنگ تحریم را هم رقم می‌زند. این دو پشت سر هم هستند. اساسا وقتی همه تحریم را می‌پذیرند که ما تحریف شدیم.

ما در بین‌الملل به معنای واقعی غایب هستیم. حالا غیبت‌ها چندگانه هستند و اینجا جای صحبت نیست. یکی غیبت آکادمیک ما است. انقلاب اسلامی ایران به مثابه یک بیگ‌بنگ در دنیا توجه قرار گرفت و اسلام و تشیع را به یک حقیقت مهم در دنیا تبدیل کرد، اما چون کادرسازی جدی برای این نیاز و این تقاضا نشده بود ما نتوانستیم. تازه آنچه هم که توانستیم بر اساس آن انباشت‌های تاریخی و ذهنیت‌های الهیاتی بود. حضور ما به حضور تبلیغی محدود شد و به مراکز خارج از کشور رفتیم و سال‌های بعد هم این تبلیغ به سفارتخانه و خانه‌های فرهنگ محدود شد. یعنی ما عملا مبلغی هم که فرستادیم رفت و برای ایرانیان در خارج صحبت کرد و ما وقتی گفتیم که مبلغ برای خارج می‌فرستیم در واقع لوکیشن ایشان عوض می‌شد. او برای ایرانیان به زبان فارسی و با ذهنیت ایرانی صحبت می‌کرد. ما در بین‌الملل نتوانستیم نقش بیافرینیم.

حضور بین المللی ما به حضور تبلیغی محدود شده است

در نتیجه یک حوزه‌ی مهم به معنای حضور بین‌الملل آموزشی را از دست دادیم. حضور بین‌الملل آموزشی یعنی تأسیس مدرسه‌ها و مراکز آموزشی. شما ببینید در این ساحت ترکیه و بنیاد گولن و نیز عربستان سعودی در تأسیس مدارس در دنیا پیشتازترین بوده‌اند. شما کافی است بروید و ببینید که چقدر مدارس ساخته‌اند. در همین کره که بنده رفتم یا در استرالیا مدارس زیادی ساخته‌اند.

ما فقط به تربیت مبلغ مشغول شدیم و حال این‌که در دنیا به تربیت معلم هم پرداختند. ما فقط به فکر مرکز اسلامی و حسینیه بودیم، و حال این‌که آن‌ها به فکر ساخت مدرسه هم بودند. الان مدارسی در خارج از کشور هست که حتی مدارس شیعی است، مثل بیلفیلد کالج که در استرالیا است که شیعی است و کاملا شیعی است، پرچم شیعی دارد و دولت هم می‌شناسد که این شیعی است. مدرسه است. ما چند تا معلم در آنجا داریم؟ به آن مدرسه بروید و ببینید که چند طلبه معلم آنجا هست؟ ما معلم بین‌الملل برای آموزش دین نداریم، فیزیک و شیمی را نمی‌گویم که بگویید آقای جهانگیری خdلی نگاه حداکثری به دین دارد و فیزیک اسلامی را می‌گوید. نه، همین دین و الهیات را آموزش بدهد. تربیت نکرده‌ایم.

نکته مهم بعدی اینکه این کشورها در کنار آموزش، یک ساحت بزرگ دیگری برای خود باز کردند – من فقط حوزه‌ی دینی را می‌گویم – و آن هم ساحت حضور بین‌المللی دینی – پژوهشی بود. این‌ها ژورنال‌های علمی دنیا را گرفتند، کرسی‌های آموزشی و کرسی‌های علمی را به معنای واقعی توانستند پر کنند. در ISIها و GStoreها جای ما خالی شد. من آمارهای واقعی در این حوزه دارم که ما چقدر در اینجا غایب بودیم. این دو مورد آموزشی و پژوهشی بماند، چون درباره‌ی همایش کره دارم صحبت می‌کنم و فاصله می‌گیریم.

در نتیجه اساسا حضور خودمان را پس از انقلاب با آن بیگ‌بنگی که ایجاد شد، فقط حضور تبلیغی دیدیم و حضور آموزشی و حضور پژوهشی برای ما معنای جدی پیدا نکرد و حال این‌که کنفرانس‌های بزرگ در حوزه‌ی دین، در حوزه‌ی اسلام و حتی در حوزه‌ی تشیع برگزار شد و ما غایب جدی بودیم. اینجا بود که ما را روایت کردند و چهره‌ی ما را تحریف کردند. تفسیر و تصویری که از ما ارائه دادند سبب شد که علیه ما تحریف و بعدا تحریم هم بشویم.

در کرسی ابن عربی در دانشگاه استرالیا، آیه الله جوادی آملی شناخته شده نیست!

با این نگاه ما در رویدادهای علمی دنیا مثل همایش‌هایی از سنخ همایش‌های HWPL شرکت نکردیم و جای ما خالی شد. شما در سؤال پرسیدید که چگونه ارزیابی می‌کنید؟ من می‌گویم که اگر شرکت نکنیم اوضاعمان بدتر خواهد شد. تصویر ما بسیار تصویر ناموجهی به دنیا ارائه خواهد شد و تازه افرادی ضعیف از ما در این رویدادها شرکت خواهند کرد. من نمی‌خواهم نام ببرم، در یک رویدادی به نمایندگی از تشیع یک طلبه‌ی معمولی فارغ‌التحصیل از یکی از کشورها به عنوان نماینده‌ی تشیع صحبت کرد. او را به عنوان نماینده‌ی تشیع از آن کشور دعوت کرده بودند و حتی ما هم خبر نداریم و شخصیت‌های اندیشمند غایب هستند. واقعیت این است که ما امروزه باید در سطح نخبگانی این حضور بین‌المللی را تعریف کرده و یک رسالت بدانیم.

حضور حوزویان در مجامع بین‌المللی چه نتایج مفید و احیانا آسیب‌هایی را دارد؟

قاعدتا حضور حوزویان در مجامع بین‌المللی در کنار ضرورت آن باید آسیب‌شناسی شود. آسیب‌شناسی یکی روندی است. روند این است که حضور ما حضور تبلیغی است و ما حضور دانشی نداریم. الان فیلسوفان ما در مجلات فلسفی دنیا چه جایگاهی دارند؟ همینطور در مجلات قرآنی وسایر علوم دینی . من این‌ها که می‌گویم مستند می‌گویم، چند درصد حاضر هستیم؟ برای نمونه در دانشگاه موناش استرالیا کرسی ابن عربی هست. من وقتی گفتم که شارحان از شارحان ابن عربی امام خمینی یا آقای جوادی آملی هستند اصلا نمی‌شناختند و دلیل هم این است که همه‌ی تولیدات ما به زبان فارسی است. ما احساس نکردیم که فضای آکادمیک بین‌المللی یک ظرفیت بزرگی است. در رویدادهای عرفانی دنیا غایب هستیم. حتی براتر از فلسفه و عرفان حتی در فقه و اصول فقه هم در مجامع علمی دنیا حاضر نیستیم.

موضوع دوم که من خیلی دغدغه‌ی جدی دارم پژوهشگر بین‌الملل است و ما در این‌ها غایب هستیم.

این «غایب هستیم» را در قالب مثالی عرض کنم. مثلا می‌خواهید بگویید که آقای جوادی آملی یک فیلسوف جهانی است. آن‌ها می‌گویند وقتی به سورس‌های فلسفی دنیا مثل مجلات علمی فلسفی سر می‌زنیم چیزی پیدا نمی‌کنیم! حالا آقای جوادی مشهور هستند، یک سطح پایین‌تر بیاییم، می‌گویند که ما اصلا اسم این افراد را نشنیده‌ایم. چطور فیلسوفی است که رفرنسی به آثار او نمی‌شود؟ چطور فیلسوفی است که کتاب‌های او بازدید نخورده است؟

ما اگر می‌خواهیم در حوزه‌ی بین‌الملل حضور داشته باشیم باید به این الزامات و این ظرفیت‌ها خودمان را آماده کنیم و متاسفانه ما اصلا برای این‌ها خودمان را آماده نکرده‌ایم. ما در بهترین حالت ترجمه‌ی یک کتاب فلسفی را می‌گوییم که حضور فلسفی ما در بین‌الملل است. ترجمه‌ی کتاب حداقل‌ترین کار و مقدمه برای حضور بین‌المللی است. حضور بین‌المللی فلسفه‌ی ما به معنای حضور ما در مجلات فلسفی دنیا، حضور ما در رویدادهای فلسفی دنیا است.

یک آسیب جدی دیگر این است که اساسا آموزش حوزوی ما «الهیات متد» است. وقتی شما الهیات متد باشید اساسا به تعبیر حسن حنفی حتی اسلام را هم الهیات متعالیه یاد می‌گیرید نه متدانیه. الان آنچه که ما در حوزه یاد می‌گیریم الهیاتی است که آن‌قدر به تعبیر شهید مطهری درباره‌ی ماوراء الطبیعه حرف می‌زند که اصلا پایش به طبیعت نمی‌رسد.

ما بحث می‌کنیم که؛ صفات عین ذات است یا زاید بر ذات است؟ قرآن حادث است یا قدیم؟ اما اساسا الهیات امروز و آنچه که امروز از الهیات و دین از ما می‌خواهند رابطه‌ی دین و فقر است، دین و معلولیت است، دین و مسئله‌ی مرگ است، دین و مسئله‌ی فقر است، دین و مسئله‌ی آب است. ببینید دین را به مسئله‌های عینی انسان آورده‌اند.

من همیشه گفته‌ام که؛ این به این معنا نیست که دنیا دارد دیندار می‌شود. به این معنا است که دنیا می‌خواهد از ظرفیت‌های بین‌المللی دین استفاده کند.

حضور فلسفی ما در دنیا به معنای حضور در مجلات علمی و همایش های علمی است نه فقط ترجمه کتب فلسفی

این‌که در غرب می‌بینیم یا الهیات سیاسی یک رشته می‌شود به این معنا نیست که غرب می‌خواهد دین و سیاست با هم باشند، بلکه به این معنا است که غرب می‌خواهد از ظرفیت الهیات برای حکمرانی بهتر استفاده کند. این‌که در غرب از علوم وحیانی استفاده می‌شود به معنای بازگشت غرب به وحی نیست، بلکه به این معنا است که غرب امروزه این‌ها را هم به عنوان یک ظرفیت دیده است. این‌ها را در حوزه لازم داریم. تا زمانی که این‌ها در حوزه تبدیل به مسئله نشود کنشگری ما در حوزه‌ی بین‌الملل یک کنشگری مناسب نیست و یک کنشگری غیرفعال و صرف تبلیغی خواهد بود. لذا کسی به سازمان فرهنگ می‌آید و درخواستش برای بین‌الملل این است که؛ آقا! من برای تبلیغ بین‌الملل بروم. حتی ذهنیت او برای پژوهشگر بین‌الملل اتفاق نمی‌افتد. من که الان با شما صحبت می‌کنم به عنوان یک آگاه به فضای بین‌الملل عرض می‌کنم؛ جایی در حوزه‌ی علمیه برای تربیت پژوهشگر بین‌الملل پس از نیم قرن از انقلاب اسلامی هنوز نداریم.

نکته مهم و پایانی خدمت شما عرض کنم ظرفیت این تریبون‌ها است. ببینید مثلا یکی از شخصیت‌های طراز اول اوکراین بود، یکی از وزراء و در این سطح یا بالاتر بود که به آنجا آمد و جنگ اوکراین را توصیف کرد که؛ روسیه چقدر به ما ظلم کرده است. در کنار او یکی از مسئولین ارشد ارمنستان بود که او هم بالاتر از وزیر بود. او درباره‌ی حملات آذربایجان به ارمنی‌ها گزارش داد. واقعیت این است که ما در تریبون‌ها غایب هستیم، هم از منظر ملی که مثلا کسی باید بگوید که؛ تحریم‌ها چه بلایی بر سر ما آورده است. هم از منظر دینی که بگوییم؛ امروزه مثلا اقلیت شیعه در افغانستان با چه چالش‌هایی مواجه هستند. در کشورهای دیگر با چه چالش‌هایی مواجه هستند و یا از منظر اسلامی بگوییم که؛ امروزه مسلمانان در غرب با چه چالش‌هایی مواجه هستند. با حجاب در فرانسه چگونه برخورد می‌شود. ما از این تریبون‌ها غافل هستیم و از این تریبون‌ها نمی‌توانیم استفاده کنیم.

به دعوت موسسه بین المللی صلح HWPL

سخنرانی روحانی شیعه در رویداد بین المللی صلح در کُره جنوبی

سخنرانی روحانی شیعه در رویداد بین المللی صلح در کُره جنوبی

مبلغ نوشت: دکتر جهانگیری در رویداد بین المللی صلح که در شهر سئول کره جنوبی برگزار می شود در موضوع «نگاه شیعه به صلح» و «کنش صلح گرایانه در پیاده روی اربعین» به ایراد سخنرانی می پردازد.

به گزارش «مبلغ» – «دکتر یحیی جهانگیری سهروردی»؛ روحانی فعال بین الملل و استاد حوزه و دانشگاه به دعوت HWPL، در کنفرانس بین المللی صلح که در پایتخت کره جنوبی برگزار خواهد شد، به ایراد سخنرانی می پردازد. در این رویداد بزرگ بین الملی صلح، بیش از ۷۰۰ تن از فعالان صلح از جمله رهبران دینی و از ۱۱۸ کشور جهان شرکت دارند.

موسسه غیر دولتی HWPL یک موسسه بین المللی در عرصه صلح می باشد که از سال ۲۰۱۳ فعالیت خود را شروع کرده است. این مؤسسه با بخش DGC و ECOSOC سازمان ملل در بسط و نشر صلح همکاری دارد.

سخنرانی روحانی شیعه در رویداد بین المللی صلح در کُره جنوبی

بر پایه این گزارش؛ دکتر جهانگیری در این رویداد بین المللی صلح که از ۱۷ تا ۲۱ ام سپتامبر در شهر سئول کره جنوبی برگزار می شود در موضوع «نگاه شیعه به صلح» و «کنش صلح گرایانه در پیاده روی اربعین» به ایراد سخنرانی می پردازد.

گفتنی است؛ از فعالیت های صلح محور دکتر یحیی جهانگیری، عضو هییت موسس جمعیت ندای صلح، عضو هییت تحریریه مجله صلح پزوهی اسلامی، هییت مدیره رویای صلح در ژاپن می باشد.

برای دسترسی سریع به تازه‌ترین اخبار و تحلیل‌ رویدادهای ایران و جهان اپلیکیشن خبرآنلاین را نصب کنید.

کد خبر 1814259

حجت‌الاسلام یحیی جهانگیری بیان کرد:

حوزه‌های علمیه غائب بزرگ رویدادهای علمی و دینی جهان هستند/ گزارشی از نشست جهانی صلح در کره جنوبی

  • بین‌الملل
  • پنج‌شنبه، ۱۳ مهر ۱۴۰۲

  • نسخهٔ چاپی
  • همخوان کنید
  • ۹ دقیقه
  • یک دیدگاه
  • در ابتدا لطفا درباره این کنفرانس اخیر و اعتبار و جایگاه خود کنفرانس و شرکت‌کنندگان توضیح بفرمایید.

این کنفرانس به دعوت HWPL بود. HWPL یک NGO در کره است که با سازمان ملل همکاری می‌کند. بعدا هم در باره‌ی این NGO بودن صحبت خواهم کرد.این NGO از سال ۲۰۱۳ تأسیس شده و فعالیت‌های خودش را برای گسترش صلح در دنیا شروع کرده است و هر سال هم به ساحت‌های مختلف صلح مثل بخش ادیان، بخش جوانان و اضافه می‌شود و در کنار آن توانسته در سازمان ملل جایگاه پیدا کند به حدی که پیش‌نویسی که این‌ گروه برای صلح ارائه دادند در سازمان ملل مورد تحسین قرار گرفته است.

اما در کنار این معرفی کوتاه نیاز به توضیح و برخی تحلیل‌ها نسبت به این گردهمائی وجود دارد که عرض می‌کنم:

این‌که NGOها (سازمان‌های مردم‌نهاد) که علی الظاهر مردمی‌اند در دنیا آن‌قدر قدرتمند هستند که در ساحت بین‌المللی برای کشور سهم می‌گیرند. برای نمومه در سازمان ملل چندین کشور را پای امضای خودش می‌آورد. در این روداد از ۱۱۸ کشور شرکت کرده بودند، چندین وزیر و نخست‌وزیر و پست‌های عالی‌رتبه‌ی سیاسی که بعضی قبلا رئیس جمهور و نخست‌وزیر بودند و بعضی همین الان وزیر بودند و بعضی‌ها قبلا وزیر بودند. وقتی یک NGO از ۱۱۸ کشور دعوت می‌کند، این به این معنا است که حکمرانی در دنیا دارد به سوی مردم‌محوری می‌رود و مردم به معنای واقعی و NGOها و سمن‌ها به معنای واقعی دارند در برندینگ کشورشان سهم‌آفرینی می‌کنند و سهم خودشان را نه تنها در حکمرانی کشوری بلکه در بین‌الملل ایفا می‌کنند.

ما چقدر NGO در ایران داریم که بتواند چنین رویدادی را اجرا کند و این مقدار در حوزه‌ی دیپلماسی جهانی و در بحث صلح با محوریتی که آن‌ها داشتند نقش‌آفرین باشد؟ حقیقتا آنچه که من را مبهوت کرد، سهم NGO در این کشور بود و این‌که این همه رؤسای جمهور به خاطر یک NGO بیایند.

آنچه که اتفاق می‌افتد این است که از ظرفیت NGO این‌قدر استفاده می‌شود و نمایندگان ۱۱۸ کشور شرکت می‌کنندو عالی‌رتبه‌ترین مقامات برخی از کشورها را پای میز این کشور می‌آورد بدون این‌که حاکمیت دخیل باشد.

من همیشه گفته‌ام که ما حکمرانی را با حاکمیت اشتباه گرفته‌ایم. خیال می‌کنیم هر جایی که حکمرانی خوب باشد باید حاکمیت دخالت کند. نه، اساسا حکمرانی با حاکمیت متفاوت است. امروزه حکمرانی روی NGOها می‌آید. حاکمیت بخشی از حکمرانی را به NGO‌ها می‌دهد و NGOها این‌گونه نقش‌آفرین هستند.

نکته‌ی بعدی این است که NGOها قد و قلمروی خودشان را فراتر از مرزها تعریف کرده‌اند. این‌که از چهار قاره‌ی دنیا، از آفریقا، آمریکا، اروپا و آسیا دعوت کردند، یعنی NGO سهم جدی و فرامرزی را بازی می‌کند. NGO فقط در داخل کشور نیست. امروزه از NGO برای آفرینش هژمون و قدرت خودشان و برندینگ خودشان استفاده می‌کنند.

نکته‌ی سوم هم این است که نه در رویدادهای بین‌المللی NGOهای ما سهم جدی دارند و نه NGOهای از سازمان‌های بین‌المللی توانسته‌اند سهم جدی بگیرند. من آمار دارم و چون آمارم دقیق نیست و شفاهی است، نمی‌خواهم بیان کنم. ما چه تعداد NGO در سازمان‌های بین‌المللی داریم؟

آیا NGOهای ما توانسته‌اند هم در رویدادهای جهانی، هم رویداد داخلی در مقیاس جهانی نقش‌آفرین باشند؟، مثل همین HWPL که رویداد جهانی در داخل می‌سازند..

امروزه حاکمیت نمی‌تواند در همه‌ی عرصه‌های بین‌المللی به صورت رسمی اعلام موضع کند. چقدر حوزه‌ی علمیه‌ی ما به مثابه یک NGO در این سازمان‌های بین‌المللی برای خودش سهم تولید کرده است در حالی که سازمان‌های بین‌المللی متعدد در دنیا وجود دارند. نمره‌ی ما نه تنها مطلوب نیست، حتی در ضعیف‌ترین حالت هم نیست. این‌که می‌بینید یک NGO تلاش کرده و رؤسای کشورهای مختلف را متقاعد کرده که به موادی از پیشنهاد آن‌ها در سازمان ملل رأی بدهند، این هم نکته‌ی سومی است که ما واقعا غافل هستیم.

موضوع این کنفرانس بسط صلح است. بنده نیز از ایران و در بخش ادیان شرکت کرده بودم. آنجا بخش جوانان داشت، بخش زن داشت، بخش سازمان‌های بین‌المللی داشت. چیزی که قابل مشاهده بود، حضور اقلیت‌ها و فرقه‌های انحرافی در این رویداد بود. از مورمون‌ها تا بهایی‌ها، از احمدیه تا نقشبندیه، فرقه‌های مختلف نقش جدی داشتند که برای ما هشدار بزرگی است.

تمامی عوامل برگزار کننده این همایش هم نیروهای داوطلب بودند. به تعداد آدم‌ها سه نفر نیروی خدمه بود و این‌ها ۷۰۰ میهمان داشتند. شما اگر ضربدر ۳ بکنید می‌بینید که چه جمعیتی از نیروی اجرایی پیشخدمت و خدمتکار و پروتکلی و تصویری بودند.این نوع حکمرانی شبکه‌سازانه و البته مبتنی بر نیّت خیر و خیرخواهانه و از روی اخلاص و بدون مزدگیری است که به نوعی معادل بسیج و نیروهای جهادی ما هستند. به نظرم این یک شاهکار جدی است که NGOها در مدیریت رویدادهای خودشان نقش جدی دارند.

  • حضور جنابعالی براساس دعوت کدام نهاد یا به نمایندگی کدام سازمان بود؟ چه دستاوردهای در این کنفرانس وجود داشت ؟

بنده به عنوان شخصی دعوت کرده شده بودم، ولی به‌هرحال با توجه به این‌که مسئولیت‌هایی هم دارم سعی کردم از این ساحت‌ها هم در آنجا در مورد ظرفیت‌ها گفتگو کنم. مثلا بخش گفتگوی ادیان سازمان فرهنگ و ارتباطات را معرفی کردم که ما در بخش گفتگوی ادیان چه ظرفیت‌هایی را داریم. ظرفیت‌های حوزه‌ی علمیه‌ی قم را معرفی کردم که یکی از بزرگ‌ترین NGOهای آموزشی، تربیتی، اخلاقی است , و سعی می کردم به مناسبت‌های مختلف این‌ها را بیان کنم.

ولی با توجه به کارهایی که در حوزه‌ی صلح داشتم، مثل مؤسسه‌ی صلحی که در ژاپن تأسیس کردیم و یک مقاله‌ی صلحی داشتم که چاپ شده بود، بنابراین بیشتر مباحث صلح را در آنجا از منظر شیعه مطرح کردم.

حاشیه‌های این مراسم خیلی مهم‌‌تر بود. از حاشیه‌های مهم این رویداد این بود که شب‌ها و صبح‌ها افراد مختلف شرکت می‌کردند، سؤال می‌پرسیدند. شیعه به عنوان اقلیت برای آن‌ها سؤال بود. نام شیعه را می‌دانستند ولی احساس می‌کردند که شیعه یک فرقه‌ی ضد اسلامی است. یک پنداری شبیه به این داشتند که ما مثلا مثل احمدیه یا بهائیه هستیم. می‌گفتند که چرا مسلمانان شما را قبول ندارند؟ یا اینکه چرا شیعه با صوفیه خوب مخالف است و تصوف را از بین برده است؟

یک ذهنیتی در این مقیاس بود.

  • به صورت کلی حضور شخصیت‌های حوزوی کشور در کنفرانس‌ها و مجامع بین‌المللی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

واقعیت این است که ما اگر در جهاد تبیین برنده نشویم، بازنده‌ی جنگ تحریف هستیم و جنگ تحریف همان جنگ تحریم را هم رقم می‌زند. این دو پشت سر هم هستند. اساسا وقتی همه تحریم را می‌پذیرند که ما تحریف شدیم.

ما در بین‌الملل به معنای واقعی غایب هستیم. حالا غیبت‌ها چندگانه هستند و اینجا جای صحبت نیست. یکی غیبت آکادمیک ما است. انقلاب اسلامی ایران به مثابه یک بیگ‌بنگ در دنیا توجه قرار گرفت و اسلام و تشیع را به یک حقیقت مهم در دنیا تبدیل کرد، اما چون کادرسازی جدی برای این نیاز و این تقاضا نشده بود ما نتوانستیم. تازه آنچه هم که توانستیم بر اساس آن انباشت‌های تاریخی و ذهنیت‌های الهیاتی بود. حضور ما به حضور تبلیغی محدود شد و به مراکز خارج از کشور رفتیم و سال‌های بعد هم این تبلیغ به سفارتخانه و خانه‌های فرهنگ محدود شد. یعنی ما عملا مبلغی هم که فرستادیم رفت و برای ایرانیان در خارج صحبت کرد و ما وقتی گفتیم که مبلغ برای خارج می‌فرستیم در واقع لوکیشن ایشان عوض می‌شد. او برای ایرانیان به زبان فارسی و با ذهنیت ایرانی صحبت می‌کرد. ما در بین‌الملل نتوانستیم نقش بیافرینیم.

در نتیجه یک حوزه‌ی مهم به معنای حضور بین‌الملل آموزشی را از دست دادیم. حضور بین‌الملل آموزشی یعنی تأسیس مدرسه‌ها و مراکز آموزشی. شما ببینید در این ساحت ترکیه و بنیاد گولن و نیز عربستان سعودی در تأسیس مدارس در دنیا پیشتازترین بوده‌اند. شما کافی است بروید و ببینید که چقدر مدارس ساخته‌اند. در همین کره که بنده رفتم یا در استرالیا مدارس زیادی ساخته‌اند.

ما فقط به تربیت مبلغ مشغول شدیم و حال این‌که در دنیا به تربیت معلم هم پرداختند. ما فقط به فکر مرکز اسلامی و حسینیه بودیم، و حال این‌که آن‌ها به فکر ساخت مدرسه هم بودند. الان مدارسی در خارج از کشور هست که حتی مدارس شیعی است، مثل بیلفیلد کالج که در استرالیا است که شیعی است و کاملا شیعی است، پرچم شیعی دارد و دولت هم می‌شناسد که این شیعی است. مدرسه است. ما چند تا معلم در آنجا داریم؟ به آن مدرسه بروید و ببینید که چند طلبه معلم آنجا هست؟ ما معلم بین‌الملل برای آموزش دین نداریم، فیزیک و شیمی را نمی‌گویم که بگویید آقای جهانگیری خdلی نگاه حداکثری به دین دارد و فیزیک اسلامی را می‌گوید. نه، همین دین و الهیات را آموزش بدهد. تربیت نکرده‌ایم.

نکته مهم بعدی اینکه این کشورها در کنار آموزش، یک ساحت بزرگ دیگری برای خود باز کردند – من فقط حوزه‌ی دینی را می‌گویم – و آن هم ساحت حضور بین‌المللی دینی – پژوهشی بود. این‌ها ژورنال‌های علمی دنیا را گرفتند، کرسی‌های آموزشی و کرسی‌های علمی را به معنای واقعی توانستند پر کنند. در ISIها و GStoreها جای ما خالی شد. من آمارهای واقعی در این حوزه دارم که ما چقدر در اینجا غایب بودیم. این دو مورد آموزشی و پژوهشی بماند، چون درباره‌ی همایش کره دارم صحبت می‌کنم و فاصله می‌گیریم.

در نتیجه اساسا حضور خودمان را پس از انقلاب با آن بیگ‌بنگی که ایجاد شد، فقط حضور تبلیغی دیدیم و حضور آموزشی و حضور پژوهشی برای ما معنای جدی پیدا نکرد و حال این‌که کنفرانس‌های بزرگ در حوزه‌ی دین، در حوزه‌ی اسلام و حتی در حوزه‌ی تشیع برگزار شد و ما غایب جدی بودیم. اینجا بود که ما را روایت کردند و چهره‌ی ما را تحریف کردند. تفسیر و تصویری که از ما ارائه دادند سبب شد که علیه ما تحریف و بعدا تحریم هم بشویم.

با این نگاه ما در رویدادهای علمی دنیا مثل همایش‌هایی از سنخ همایش‌های HWPL شرکت نکردیم و جای ما خالی شد. شما در سؤال پرسیدید که چگونه ارزیابی می‌کنید؟ من می‌گویم که اگر شرکت نکنیم اوضاعمان بدتر خواهد شد. تصویر ما بسیار تصویر ناموجهی به دنیا ارائه خواهد شد و تازه افرادی ضعیف از ما در این رویدادها شرکت خواهند کرد. من نمی‌خواهم نام ببرم، در یک رویدادی به نمایندگی از تشیع یک طلبه‌ی معمولی فارغ‌التحصیل از یکی از کشورها به عنوان نماینده‌ی تشیع صحبت کرد. او را به عنوان نماینده‌ی تشیع از آن کشور دعوت کرده بودند و حتی ما هم خبر نداریم و شخصیت‌های اندیشمند غایب هستند. واقعیت این است که ما امروزه باید در سطح نخبگانی این حضور بین‌المللی را تعریف کرده و یک رسالت بدانیم.

  • حضور حوزویان در مجامع بین‌المللی چه نتایج مفید و احیانا آسیب‌هایی را دارد؟

قاعدتا حضور حوزویان در مجامع بین‌المللی در کنار ضرورت آن باید آسیب‌شناسی شود. آسیب‌شناسی یکی روندی است. روند این است که حضور ما حضور تبلیغی است و ما حضور دانشی نداریم. الان فیلسوفان ما در مجلات فلسفی دنیا چه جایگاهی دارند؟ همینطور در مجلات قرآنی وسایر علوم دینی . من این‌ها که می‌گویم مستند می‌گویم، چند درصد حاضر هستیم؟ برای نمونه در دانشگاه موناش استرالیا کرسی ابن عربی هست. من وقتی گفتم که شارحان از شارحان ابن عربی امام خمینی یا آقای جوادی آملی هستند اصلا نمی‌شناختند و دلیل هم این است که همه‌ی تولیدات ما به زبان فارسی است. ما احساس نکردیم که فضای آکادمیک بین‌المللی یک ظرفیت بزرگی است. در رویدادهای عرفانی دنیا غایب هستیم. حتی براتر از فلسفه و عرفان حتی در فقه و اصول فقه هم در مجامع علمی دنیا حاضر نیستیم.

موضوع دوم که من خیلی دغدغه‌ی جدی دارم پژوهشگر بین‌الملل است و ما در این‌ها غایب هستیم.

این «غایب هستیم» را در قالب مثالی عرض کنم. مثلا می‌خواهید بگویید که آقای جوادی آملی یک فیلسوف جهانی است. آن‌ها می‌گویند وقتی به سورس‌های فلسفی دنیا مثل مجلات علمی فلسفی سر می‌زنیم چیزی پیدا نمی‌کنیم! حالا آقای جوادی مشهور هستند، یک سطح پایین‌تر بیاییم، می‌گویند که ما اصلا اسم این افراد را نشنیده‌ایم. چطور فیلسوفی است که رفرنسی به آثار او نمی‌شود؟ چطور فیلسوفی است که کتاب‌های او بازدید نخورده است؟

ما اگر می‌خواهیم در حوزه‌ی بین‌الملل حضور داشته باشیم باید به این الزامات و این ظرفیت‌ها خودمان را آماده کنیم و متاسفانه ما اصلا برای این‌ها خودمان را آماده نکرده‌ایم. ما در بهترین حالت ترجمه‌ی یک کتاب فلسفی را می‌گوییم که حضور فلسفی ما در بین‌الملل است. ترجمه‌ی کتاب حداقل‌ترین کار و مقدمه برای حضور بین‌المللی است. حضور بین‌المللی فلسفه‌ی ما به معنای حضور ما در مجلات فلسفی دنیا، حضور ما در رویدادهای فلسفی دنیا است.

یک آسیب جدی دیگر این است که اساسا آموزش حوزوی ما «الهیات متد» است. وقتی شما الهیات متد باشید اساسا به تعبیر حسن حنفی حتی اسلام را هم الهیات متعالیه یاد می‌گیرید نه متدانیه. الان آنچه که ما در حوزه یاد می‌گیریم الهیاتی است که آن‌قدر به تعبیر شهید مطهری درباره‌ی ماوراء الطبیعه حرف می‌زند که اصلا پایش به طبیعت نمی‌رسد.

ما بحث می‌کنیم که؛ صفات عین ذات است یا زاید بر ذات است؟ قرآن حادث است یا قدیم؟ اما اساسا الهیات امروز و آنچه که امروز از الهیات و دین از ما می‌خواهند رابطه‌ی دین و فقر است، دین و معلولیت است، دین و مسئله‌ی مرگ است، دین و مسئله‌ی فقر است، دین و مسئله‌ی آب است. ببینید دین را به مسئله‌های عینی انسان آورده‌اند.

من همیشه گفته‌ام که؛ این به این معنا نیست که دنیا دارد دیندار می‌شود. به این معنا است که دنیا می‌خواهد از ظرفیت‌های بین‌المللی دین استفاده کند.

این‌که در غرب می‌بینیم یا الهیات سیاسی یک رشته می‌شود به این معنا نیست که غرب می‌خواهد دین و سیاست با هم باشند، بلکه به این معنا است که غرب می‌خواهد از ظرفیت الهیات برای حکمرانی بهتر استفاده کند. این‌که در غرب از علوم وحیانی استفاده می‌شود به معنای بازگشت غرب به وحی نیست، بلکه به این معنا است که غرب امروزه این‌ها را هم به عنوان یک ظرفیت دیده است. این‌ها را در حوزه لازم داریم. تا زمانی که این‌ها در حوزه تبدیل به مسئله نشود کنشگری ما در حوزه‌ی بین‌الملل یک کنشگری مناسب نیست و یک کنشگری غیرفعال و صرف تبلیغی خواهد بود. لذا کسی به سازمان فرهنگ می‌آید و درخواستش برای بین‌الملل این است که؛ آقا! من برای تبلیغ بین‌الملل بروم. حتی ذهنیت او برای پژوهشگر بین‌الملل اتفاق نمی‌افتد. من که الان با شما صحبت می‌کنم به عنوان یک آگاه به فضای بین‌الملل عرض می‌کنم؛ جایی در حوزه‌ی علمیه برای تربیت پژوهشگر بین‌الملل پس از نیم قرن از انقلاب اسلامی هنوز نداریم.

نکته مهم و پایانی خدمت شما عرض کنم ظرفیت این تریبون‌ها است. ببینید مثلا یکی از شخصیت‌های طراز اول اوکراین بود، یکی از وزراء و در این سطح یا بالاتر بود که به آنجا آمد و جنگ اوکراین را توصیف کرد که؛ روسیه چقدر به ما ظلم کرده است. در کنار او یکی از مسئولین ارشد ارمنستان بود که او هم بالاتر از وزیر بود. او درباره‌ی حملات آذربایجان به ارمنی‌ها گزارش داد. واقعیت این است که ما در تریبون‌ها غایب هستیم، هم از منظر ملی که مثلا کسی باید بگوید که؛ تحریم‌ها چه بلایی بر سر ما آورده است. هم از منظر دینی که بگوییم؛ امروزه مثلا اقلیت شیعه در افغانستان با چه چالش‌هایی مواجه هستند. در کشورهای دیگر با چه چالش‌هایی مواجه هستند و یا از منظر اسلامی بگوییم که؛ امروزه مسلمانان در غرب با چه چالش‌هایی مواجه هستند. با حجاب در فرانسه چگونه برخورد می‌شود. ما از این تریبون‌ها غافل هستیم و از این تریبون‌ها نمی‌توانیم استفاده کنیم.

استاد مطالعات اسلامی:

وحدت نه تاکتیک است نه استراتژی، وحدت ایدئولوژی است

جهانگیری گفت: وحدت دارای یک بن‌مایه «ایدئولوژیک» است. یعنی، وحدت یک الزام و ضرورت ذاتی دارد که چه عامل بیرونی باشد چه نباشد، حفظ و وجود آن الزامی است.

کد خبر: ۶۱۹۹۶۳

تاریخ انتشار: ۰۸ مهر ۱۴۰۲ - ۱۲:۰۰ - 30September 2023

وحدت نه تاکتیک است نه استراتژی، وحدت ایدئولوژی استبه گزارش گروه سایر رسانه‌های دفاع‌پرس، ۱۲ تا ۱۷ ربیع‌الاول را هفته «وحدت» نام نهادند تا تذکری بر اخوت دینی و انسجام ملی بین ایرانیان و بلکه جهان اسلام باشد. در این بین چیستی و ماهیت وحدت ما را بر آن داشت تا با حجت‌الاسلام «یحیی جهانگیری» استاد دانشگاه و پژوهشگر حوزه دین گفت‌وگویی داشته باشیم.

نقدنگاه تاکتیکی به وحدت

جهانگیری در ابتدا گفت: تا کنون خوانش‌های مختلفی از وحدت صورت گرفته است. آن خوانشی از وحدت که مدنظر گفتمان انقلاب اسلامی است، فارغ از رویکرد تاکتیکی به آن می‌نگرد و وحدت را برای یک‌سری اهداف بلندمدت یا کوتاه‌مدت نمی‌خواهد بلکه در این دیدگاه وحدت خود دارای موضوعیت است. اینکه برای دشمن واحدی به نام اسرائیل یا آرمان فلسطین دست به وحدت بزنیم یا در جهان اکثراً سنی برای اینکه انسجام خودمان را حفظ کنیم و مورد هجوم واقع نشویم تا صدایمان به دیگران برسد دست به وحدت بزنیم، منشعب از آن خوانش تاکتیکی است که قطعاً چنین فهمی از وحدت با نگاه امامِین انقلاب همسو نیست.

وحدت استراتژی نیست!

وی افزود: نگاه دیگری از وحدت وجود دارد که آن را در یک فضای «استراتژیک» تحلیل می‌کند. بدین معنا که: تا زمانیکه ما هستیم «مقابل» ما نیز وجود دارد. اگر اسلام باشد کفر نیز وجود خواهد داشت و در برابر ما صف‌آرایی خواهد کرد. در این دیدگاه، باز هم عامل وحدت چیزی بیرونی است. هرچند این نگاه دارای اهداف بلندمدت است و در نگاه رهبران انقلاب اسلامی و الهیاتی دینی به آن توجه شده، اما هسته مرکزی وحدت در نظرگاه مطلوب ما چیزی فراتر از این است.

وحدت، ایدئولوژی است

این استاد دانشگاه ادامه داد: در نگاه امامِین انقلاب اسلامی، وحدت بیش از آن که منشعب از نظرگاه تاکتیکی و استراتژیک باشد، دارای یک بن‌مایه «ایدئولوژیک» است. یعنی، وحدت یک الزام و ضرورت ذاتی دارد که چه عامل بیرونی باشد چه نباشد؛ حفظ و وجود آن الزامی است. ما چه فلسطین را آزاد کنیم چه نکنیم؛ چه آمریکا به زوال برود چه نرود، چه در اقلیت باشیم چه نباشیم، وحدت را باید حفظ و در راستای آن حرکت کنیم. در چنین نگاهی آن دو دیدگاه که برآمده از عاملی بیرونی بودند، تنها شدت و ضعف نیاز به وحدت را تعیین می‌کنند، والّا با توجه به چیزی که گفته شد، ضرورت وحدت برآمده از یک نیاز ضروری برای حفظ و انسجام جامعه و انسانیت است.

امام موسی صدر ادای وحدتی بودن را در نیاورد

وی افزود: درمورد بحث وحدت باید از صَدرِین، یعنی سیدمحمدباقر صدر و سیدموسی صدر حتماً یاد شود. سیدمحمدباقر صدر در بحث وحدت نظری و سیدموسی صدر در مسائل وحدت علمی دارای برجستگی‌های قابل توجهی هستند که معمولاً جنبه نظری و کاری که شهید سیدمحمدباقر صدر در این راستا انجام داده است مغفول می‌ماند. اما درمورد امام موسی صدر باید بگویم که ایشان به رویکرد ایدئولوژیک وحدت باور داشت و آن را به منصه ظهور می‌رساند. توجه داشته باشیم که وحدت یک نمایش نیست، بلکه یک باور عملی است، امام موسی صدر ادای وحدت را در نمی‌آورد بلکه به آن ایمان داشت و فارغ از اینکه به آن عمل می‌کرد، مردم هم این عقیده وحدتی را می‌دیدند.

جهانگیری گفت: برای بعضی وحدت، ماسمالی کردن برخی عقاید و رویکردهاست. همه می‌دانند که شیعه به چه چیزی باور دارد و سنی اعتقادش چیست. وحدت یعنی هم اشتراکات را برجسته کنیم هم تمایزاتمان روشن باشد. من باید وحدت را طوری باور کنم و آن را به عمل درآوردم که برای شخص مقابلم اقناع‌سازی صورت بگیرد که این فرد وحدت را مدخل یا بستر فعالیت‌های پنهانش نمی‌بیند بلکه به آن حقیقتاً ایمان دارد.

منبع: فارس

انتهای پیام/ ۱۳۴


خانه>عمومی

کد خبر : ۹۵۰۱۹

تاریخ انتشار : ۲۶ اسفند ۱۳۹۶ - ۲۲:۴۹

پ

یحیی جهانگیری:

اسلام را با زبان انسانی معرفی کنیم نه اسلامی
حجت الاسلام یحیی جهانگیری گفت: ما در آن سوی مرز به «تبلیغ دین» نیاز نداریم، به «تبیین دین» نیاز داریم، اساسا معارف ما مثل آیین های دیگر نیستند و لازم نیست ما آن را تبلیغ کنیم.

عقیق:حامد رضایی: سالانه تعداد زیادی از مبلغین حوزه علمیه قم برای تبلیغ به خارج از کشور می روند. برای آسیب شناسی تبلیغ اسلام در فضای بین الملل، سراغ حجت الاسلام یحیی جهانگیری سهروردی از مبلغین باسابقه بین المللی، مدیر کل ارتباطات علمی-بین المللی دانشگاه مذاهب اسلامی رفتیم. نقدهای تندوتیز وی به رویکردهای مبلغین و عدم آشنایی آنها با اقتضائات فضای بین الملل، زمینه ساز مصاحبه ای جذاب شد که در ادامه می خوانید؛

*نهادهای مختلفی در کشور داریم که در موضوع تبلیغ در عرصه بین الملل کار می کنند. این ها دقیقا براساس چه نقشه راهی دارند جلو می روند؟ راهبردهای اساسی و کلانی که در پیش گرفته اند چیست؟

من خیلی خوشحالم که این بحث را انتخاب کردید. واقعا این بحثی است که باید خیلی وقت پیش به آن می پرداختیم. امام وقتی نظریه صدور انقلاب را مطرح کرد یک فهم غلط این بود که صدور انقلاب یعنی قلمروگشایی. یعنی برویم کاری کنیم در کشورهای دیگر انقلاب شود. حضرت امام با لحن ساده ولی روشن خودشان فرمودند که اصلا منظور ما این نیست که سوار هلی‌کوپتر شویم و کشورهای دیگر را بگیریم، بلکه ما می خواهیم فرهنگ خودمان را به فرامرز برسانیم.

من در کتاب «مسجد مجازی» ام هم آورده ام که قبل از سال ۴۲ وقتی عده ای پیش امام می روند و انگیزه های انقلاب را از امام می پرسند، ایشان سه مرحله برای انقلاب تصویر می کند: مرحله «حدوث انقلاب» (واژه ها را من ساختم) انقلاب ما باید انجام شود. مرحله «ثبوت انقلاب»، انقلاب بتواند کارامدی خودش را به عنوان یک پایلوت موفق دینی نشان بدهد و مرحله بعد هم «صدور انقلاب»، این انقلاب نباید فقط در محدوده جغرافیایی ایران بماند، بلکه باید خودش را تا فرامرز برساند.

پس امام از اول هم انقلاب را یک مفهوم بسته نمی دید بلکه آن را یک مفهوم کاملا باز می دید که می تواند برای همه انسان ها حرفی داشته باشد. همین نگاه امام بود که سبب شد تشنگانی از دنیا به سوی معارف اسلامی و معارف شیعی آمدند و در واقع به سوی معارف ناب با خوانش امام خمینی مراجعه کردند.

ولی متاسفانه ما برای این تشنگی کادرسازی و منابع سازی نکردیم. وهابیت با تکیه بر پترودلارهای خود توانست در دنیا نفوذ کند. آن تشنگی به اسلام که امام ایجاد کرده بود، با خوانش وهابیت به دنیا عرضه شد! لذا می بینیم که چند دهه بعد از انقلاب امام، آن تشنگی به اسلام هراسی تبدیل می شود و آن اشتیاقی که امام به تشیع ایجاد کرده بود به تشیع هراسی تبدیل می شود.

انقلاب ما یک مهاجم فرهنگی بود. قرار نبود دفاع کنیم. قرار بود مدام در خط حمله باشیم. چون انقلاب ما ظرفیت های فرهنگی داشت که می توانست مهاجم فرهنگی از جنس فرهنگی باشد. همه هم استقبال می کردند ولی عملکرد ما در حوزه فرهنگ به نحوی بود که نه تنها مهاجم نشدیم بلکه مورد هجمه قرار گرفتیم

چه اتفاقی افتاده است؟ بخشی از آن این است که نهادهای ما در اقدام به این مرحله دیر عمل کردند. بد عمل کردند و یا سرعت موفقی نداشتند. این نکات را خواستم بگویم تا ببینید ما باید به کجا می رفتیم و الان در کجاییم. اساسا انقلاب ما یک مهاجم فرهنگی بود. قرار نبود دفاع کنیم. قرار بود مدام در خط حمله باشیم. چون انقلاب ما ظرفیت های فرهنگی داشت که می توانست مهاجم فرهنگی از جنس فرهنگی باشد. همه هم استقبال می کردند ولی عملکرد ما در حوزه فرهنگ به نحوی بود که نه تنها مهاجم نشدیم بلکه مورد هجمه قرار گرفتیم.

رهبر انقلاب به عنوان دیده بان انقلاب واژه هایی مثل تهاجم فرهنگی و جنگ نرم را رصد کردند. این نشان می دهد که خیز ما براساس چشم انداز امام نبود. نبود که امروز به این گرفتار شدیم. حالا چرا به این نرسیدیم؟ چون نقشه راهی که شما گفتید را نداشتیم. هنوز من معتقدم که ما باید چند مسئله را با خودمان روشن کنیم؛ ما در فرامرز به «تبلیغ دین» نیاز نداریم، به «تبیین دین» نیاز داریم، اساسا معارف ما مثل آیین های دیگر نیستند و لازم نیست ما آن را تبلیغ کنیم، ما مثل مسیحی ها که در آفریقا کارهای تبشیری می کنند، کارهای تبشیری نمی کنیم، ما به تعبیر بلند امام رضا «ع» صرفا محاسن کلام ائمه «ع» را بیان می‌کنیم.

دوم اینکه باید یادمان باشد که مخاطب ما در بیرون، «همه» هستند؛ متاسفانه ما گاهی دور خودمان می چرخیم و با خودمان حرف می زنیم. مبلغ می فرستیم می رود در خارج از کشور فقط برای ایرانی ها حرف می زند، ایرانی های مقیم آن کشور! تو قرار بود بروی با مسیحی ها هم صحبت کنی. اتفاقا تو به جای مسجد باید می رفتی در کلیسا حرف می زدی، کاری که امام موسی صدر کرد.

شما در خارج کشور باید الگوها را متفاوت کنی، وقتی به خارج کشور افرادی را می فرستیم که هنوز زبان بلد نیستند، نمی‌توانید در آنجا کار فرهنگی کنید. مبلغان ما نوع دیالوگ با مردم سایر کشورها را نمی دانند. در این شرایط معلوم است ما باید پس زده شویم.

شما باید بدانید آنجا که می روی مخاطب تو مسیحی هم هست. آیا ما مبلغ اینطور تربیت کرده ایم؟ من جایی سخنرانی می کردم، مکبر من کارشناس voa بود! با او چگونه می خواهی برخورد کنی؟ یا خانمی با یک قیافه خاص می آید با او چطور می خواهی برخورد کنی؟ شما با سیاهان چطور می خواهی برخورد کنی؟ مبلغان ما اینها را بلد نیستند.

آسیب دیگری که نتوانست ما را موفق کند این بودکه ما نیاز سنجی نکردیم، ما براساس نیاز آن طرف تولید نکردیم، ذائقه شناسی نکردیم

آسیب دیگری که نتوانست ما را موفق کند این بودکه ما نیاز سنجی نکردیم، ما براساس نیاز آن طرف تولید نکردیم، ذائقه شناسی نکردیم، آمدیم برای ژاپنی که کشورشان مهد داستان ها و اسطورها است و اگر قرار باشد در ژاپن کار کنیم باید از طریق اسطوره و داستان و این طور مسائل وارد شویم. ولی ما چگونه وارد شدیم؟ بروید مطالعه کنید اولین حضور شیعه در ژاپن چگونه بوده است. ما متاسفانه آمدیم کتاب فلسفه نهایة الحکمة علامه طباطبایی را ترجمه کردیم! در حالی که ژاپنی ها از فلسفه متنفرند! ندانستن این مسائل به ما ضربه می زند.

یادمان باشد بخشی از هزینه هایی که ما در کشور در حوزه دین می دهیم واقعیت این است که از دین بر دین می دهیم. یعنی یک هزینه را داده و جایی به نام دین اضافه کرده است و ما داریم دوباره هزینه آن را می دهیم. وقتی سخنرانی می آید خیلی رسمی اعلام می کند که ما در دنیا چند نفر را شیعه کردیم، آن وقت جهان اهل سنت حق ندارد به این حساس باشد و بگویند شما دارید تشیع را گسترش می دهید و وحدت و این ها همه اش تاکتیک است؟! آیا ما برای این هزینه نمی دهیم؟

ما باید یک استراتژی مشخص در حوزه دین برای فرامرز باید داشته باشیم. اگر نداشته باشیم داریم خودشکن عمل می کنیم، همه داریم خودمان را می زنیم، دشمنی لازم نیست! من باید بروم مشکلات آن دیگری که گفتم را حل کنم و او باید مشکلات مرا حل کند.

نکته دیگر اینکه ما متاسفانه تبلیغ دین را هنوز فقط در تبیلغ در منبر و این طور چیزها خلاصه کرده ایم. ادیان دیگر که نه جامعیت ما را دارند نه پیشینگی و قدرت ما را دارند، آن ها دارند خودشان را در اماکن آکادمیک عرضه می کنند. سوال من این است که سهم ما در ژورنال های دنیا چقدر است؟ چرا ما فقط احساس می کنیم که معرفی دین به دنیا فقط در قالب منبر و روضه است؟ چرا برای عرصه های آکادمیک دنیا فکری نمی کنیم؟ چند درصد کرسی های شیعه شناسی دنیا را طلبه های حوزه علمیه قم می گردانند؟ چند درصد از کرسی های اسلام شناسی دنیا را؟

این دانشی که در حوزه علمیه قم تولید می شود، چرا در حوزه علمیه قم دپو شده اند؟ چرا این ها به عرصه های آکادمیک وارد نمی شوند؟ دلیلش این است که ما در کنار بلد نبودن زبان و ذائقه دنیا، زبان آکادمیک دنیا را هم بلد نیستیم

ما برای آی اس آی های دنیا چقدر تولید دانش دینی داشتیم؟ این دانشی که در حوزه علمیه قم تولید می شود، اینهمه مفاخری که هستند، چرا در حوزه علمیه قم دپو شده اند؟ چرا این ها به عرصه های آکادمیک وارد نمی شوند؟ دلیلش این است که ما در کنار بلد نبودن زبان و ذائقه دنیا، زبان آکادمیک دنیا را هم بلد نیستیم. اینکه ما چطور بتوانیم در فورمت دنیایی آکادمیک حرف بزنیم.

اگر ما در حوزه دین تولید داریم، باید برای توزیع دین هم فکری کنیم. چقدر حوزه علمیه قم در بحث صادرات فرهنگی کار کرده است؟ آیا حوزه علمیه قم گمرک صادرات فرهنگی دارد که این دانش هایی که اینجا تولید می شود به بیرون صادر کند؟ چرا، همه اش شبه پژوهش های خودمان را می نویسیم. برای آی اس آی و بیرون چقدر می نویسیم؟ مقاله می نویسی من می خوانم من می نویسم تو می خوانی. خیلی خوب است. پس بیرونی چه؟ پس صدور انقلاب چه؟ مهاجم فرهنگی بودن چه میشود؟

ما طبق چشم انداز ۱۴۰۴ قرار است الهام بخش در منطقه باشیم. حوزه علمیه قم بیاید آمار بدهد که در این چشم انداز چقدر موفق بوده است؟ ما چقدر می توانیم در منطقه الهام بخش باشیم؟

*احساس نمی کنید که اصل مشکل این است که همان کسانی هستندکه دارند در این فضا کار می کنند به لحاظ گفتمانی هنوز با گفتمان انقلاب اسلامی هم افق نشده اند؟ مثلا شما گفتید ما نباید تبلیغ اسلام کنیم، باید تبیین اسلام کنیم. الان وضع خیلی بدتر از این است. اسلام هم نه، دارند تبلیغ تشیع می کنند. تمرکز هم روی کشورهای اهل سنت جهان اسلام است نه غیر مسلمانان؛ آن هم با هدف شیعه سازی. که اتفاقا این کارها دارد ما را به انزوا می برد.

امام یک فقیه شیعه بود اما هرگز انقلاب خود را شیعی ننامید. گفت انقلاب اسلامی. این نشان می دهد که این مرد چقدر نگاه بلند داشت. اما ما آن قدر شیعه شیعه کردیم که مخاطب را دچار آلرژی کردیم

حتی تلخ تر. امام یک فقیه شیعه بود اما هرگز انقلاب خود را شیعی ننامید. گفت انقلاب اسلامی. این نشان می دهد که این مرد چقدر نگاه بلند داشت. اما ما آن قدر شیعه شیعه کردیم که مخاطب را دچار آلرژی کردیم! آن وقت کاش ما فقط شیعه خودمان را حفظ می کردیم. امروزه با برخی رفتارهای غلط فرهنگی، حتی برخی از جریان های شیعی را ممکن است از خود دل آزرده کنیم.

اگر اینطور باشد که ما داریم ایزوله می شویم. حال آنکه قرار بود در بطن جریان باشیم.

ما با ورژن انقلابی که حضرت آقا مطرح می کند، چقدر استاد دانشگاه های بزرگ برای تدریس کرسی اسلام شناسی و شیعه شناسی تربیت کردیم؟ بهترین ورژن های انقلابی که بوده اند مبلغ بودند اما مدرس آکادمیک نبودند. به نظرم ما باید روی این جدی کار کنیم.

نکته بعدی که ما در عرصه تبلیغ فرامرزی موفق نمی شویم، این است که ما دین را با زبان دین به دنیا معرفی می کنیم. این باعث میشود که مخاطب حرف شما را پس بزند. چون مخاطبان تو همه دیندار نیستند. تو باید دین را با زبان انسانی امروز به دنیا معرفی کنی. امروز ما باید اسلام را به زبان اسلام نگوییم، بلکه اسلام را با زبان انسان به دنیا معرفی کنیم. وقتی من روضه امام حسین «ع» را می خواندم به عنوان انسان می گفتم که امام حسین ع حتی به اسب ها آب داد. مخاطب انسان است با او همدلی می کنند. ممکن است حسین «ع» را نشناسد اما وقتی با زبان انسان با او حرف می زنی با او همدلی می کند. متاسفانه ما با زبان دینی حرف می زنیم که او اصلا نمی فهمد تو چه می گویی. باید اول بیاید خودش را دینی کند بعد زبان تو را بفهمد!

دلیل اینکه ما در عرصه تبلیغ فرامرزی موفق نمی شویم، این است که ما دین را با زبان دین به دنیا معرفی می کنیم. این باعث می‌شود که مخاطب حرف شما را پس بزند. چون مخاطبان تو همه دیندار نیستند. تو باید دین را با زبان انسانی امروز به دنیا معرفی کنی

وقتی ما فضا را نشناسیم نتیجه اش این می شود که طرف می رود در امریکا یک حدیث می خواند، می گوید پیامبر فرمود هر کسی این کار را بکند مثل سگ سیاه محشور می شود! وقتی این صحبت را کرده بود بعضی از آدم ها به نشانه اعتراض بلند شده بودند و چرا پیامبر به سگ توهین کرده است؟ عده ای بلند شده بودند و گفته بودند پس پیامبر هم (نعوذبالله) نژادپرست بوده، به سیاه ها توهین کرده است! می فهمید دارید چه کار می کنید؟ همه این ها واقعا یک دنیایی از تحلیل پشتشان دارند.

چیزی که من می بینم که متاسفانه در حوزه دین خیلی اتفاق می افتد این است که مبلغ را فقط «صادرکننده دین» می دانند. من اتفاقا بیشتر وارد کننده می دانم. اصلا کسی که به خارج از کشور می رود باید بیاید به حوزه علمیه قم بگوید که در دنیا چه اتفاقاتی می افتد. مبلغ دین باید بیاید بگوید که چه اتفاقاتی در راه است. هیچ می دانیم که چه اتفاقات بزرگی در راه است که فرهنگ ما را نشانه گرفته و حال اینکه ما بی خبریم.

امروز اتفاقات بزرگی در حوزه فرهنگ و دین در دنیا دارد اتفاق می افتد. ما همیشه نسبت به این اتفاقات منفعل بودیم. یعنی اول اتفاق افتاده اند و بعدا ما تحلیل کرده ایم. چرا ما کنش فعالانه و کنش پیش دستانه و کنش پیش گیرانه نسبت به این ها نداریم. مبلغ بین المللی یکی از کارهایش این است که بیاید بگوید در دنیا روش هایی که در حوزه شیعه مطالعه می کنند، چگونه است. اصلا آنها چه یافته های جدیدی دارند که ما نداریم.

*در حالی که مبلغین قدیمی ما می رفتند و در محل تبلیغ خود اقامت دائم می‌کردند، مبلغین کنونی مدام به تبلیغ های چند روزه در مناطق مختلفی که بعضا هیچ سنخیت فرهنگی با هم ندارند می‌روند و با افتخار هم اعلام می‌کنند که مثلا ما در هفتاد کشور دنیا تبلیغ کردیم! به نظر شما یکی از دلایل عدم موفقیت مبلغان ما این مسئله نیست؟

کاملا با این موافقم. متهم اول این نقد شما خود من هستم. ولی وقتی تعداد شما محدود باشد این اتفاقات می افتد. شما را کشورهای مختلف دعوت می کنند و واقعا شما احساس می کنی که همه جا باید وظیفه ات را انجام دهی.

اساسا من معتقدم که ما الان به مبلغان مهاجر و مجاهد نیاز داریم. ما باید به این سو برویم که مبلغان دائمی تربیت کنیم که بروند و بمانند و اقامت بگزینند. مثل افرادی که به شرق آسیا رفتند و هنوز هم که هنوز است نام تشیع و نام اسلام با نام آن ها گره خورده است. ما باید این افراد را داشته باشیم. ما برای تربیت این افراد چقدر اقدام کرده ایم؟در مجموع چقدر نیروی انسانی این گونه را با این شاخص ها تربیت کرده ایم.

*چه نهادی باید این ها را تربیت کند؟

بحث تبلیغ بحث سازمانی نیست، به دولت مربوط نیست. این وظیفه نهاد دین یعنی حوزه علمیه است، می تواند مرجعیت و در راس آنها مقام معظم رهبری باشد. واقعا می توانیم بگوییم که حضرت آقا پیشگام این قضیه است و تاریخ در آینده خواهد گفت که او یکی از نقش آفرینان اصلی بحث فرامرزی بودن معارف دینی بوده است.

چرا در حوزه علمیه قم درس خارج به زبان انگلیسی نباشد، چرا در حوزه علمیه قم این همه طلاب خارجی هستند ما به زبان انگلیسی عرفان و فلسفه را نگوییم و انگیزه ایجاد نکنیم که طلاب علمیه قم به آن سو حرکت کنند؟

البته در حوزه علمیه هم اتفاقات خوبی به تازگی اتفاق افتاده است. نباید ناشکر باشیم. ولی ما نسبت به کار زمین مانده و اتفاقی که باید می افتاد داریم حرف می زنیم. هنوز هم وقتی که سخن از تبلیغ می شود بین الملل به طور جدی دیده نمی شود. من می گویم چرا در حوزه علمیه قم درس خارج به زبان انگلیسی نباشد، چرا در حوزه علمیه قم این همه طلاب خارجی هستند ما به زبان انگلیسی عرفان و فلسفه را نگوییم و انگیزه ایجاد نکنیم که طلاب علمیه قم به آن سو حرکت کنند؟

چندین نفر به من گفته اند که من می خواهم کسی به من فصوص الحکم را به زبان انگلیسی درس بدهد. ما داریم؟ استاد دانشگاه است، شخصیت بسیار پررزومه قوی و از من خواسته که کسی را بیابم که به او فصوص الحکم را یاد بدهد. آیا ما داریم کسی که به طور آنلاین به او درس بدهد به زبان انگلیسی؟ کسی به من زنگ زد گفت من حتی پول می دهم که کسی به من هستی شناسی ملاصدرا را تدریس کند به زبان انگلیسی؛ دکترای فیزیک در استرالیا داشت.

حوزه علمیه قم چند مبلغ در سطح عالی که فلسفه هم می داند به زبان انگلیسی می تواند به این مخاطبان عرضه داشته باشد؟ من معتقدم باید حوزه علمیه قم این عرصه را باز کند. یکی از آرزوهای من این است که ما یک حوزه علمیه انگلیسی زبان داشته باشیم که در آنجا همه دروس حوزه کاملا به روش سنتی به زبان های مختلف مخصوصا انگلیسی تدریس شود بلکه بشود نیروهای خوبی را تربیت کرد.

منبع:مهر

تقریب و تئوری‌های رقیب/ یحیی جهانگیری‌

یادداشت شفاهی؛

تقریب و تئوری‌های رقیب/ یحیی جهانگیری‌

آبان ۱۷, ۱۳۹۹ آخرین اخبار, دیدگاه (گفت‌وگو/یاداشت), فرهنگ و ارتباطات, یادداشت فقهی و اصولی

شبکه اجتهاد: وقتی می‌گوییم تقریب، کدام تئوری‌ها مدنظر ما نیست؟ وقتی می‌گوییم می‌خواهیم تقریب صورت گیرد یعنی نمی‌خواهیم کدام خوانش‌های دیگر که به‌دنبال وحدت هستند، رخ دهد؟ [یعنی وجه تمایز تقریب، چیست؟]

رابطه وحدت و تقریب این است که وحدت، کنشگری عملی است و تقریب، همگرایی نظری و تئوریک است، یعنی ما می‌گوییم هیچ‌گاه اندیشه‌ها به وحدت نمی‌رسند و یکی نمی‌شوند. اندیشه‌ها با گفت‌وگو و فهم به یکدیگر نزدیک می‌شوند و این تقریب است، منتها [تقریب نتیجتا] در عمل هم‌صدایی دارد و [گرچه] هرکسی، دیدگاهی برای خود دارد ولی [در] موقع عمل، همه هم‌صدا می‌شوند.

ما معتقد هستیم وحدت و هم‌صدایی وقتی اتفاق می‌افتد که قبلش تقریب نظری اتفاق بیفتد و نظرها به‌هم نزدیک شده باشند. ما با تقریب به‌دنبال باطل‌کردن نظریه‌های دیگر نیستیم و نمی‌خواهیم آزادی اندیشه در جهان اسلام از بین برود [بلکه] اتفاقا می‌خواهیم نظریه‌پردازی اتفاق بیفتد، منتها با تقریب دنبال این هستیم که با گفت‌وگو و [در] کنار هم بودن، این نظریه‌ها به‌هم نزدیک شوند.

حال باید بدانیم تئوری‌های رقیب چیست. قبل از پرداختن به این موضوع باید بدانیم تا بحث‌های مفهومی تقریب منقح نشود، هرکس می‌خواهد از تقریب حرف بزند [آزاد است و مانعی نیست] ولی در عمل متناقض عمل خواهد کرد. ما متأسفانه داعیه‌داران تقریبی داریم که چون خوانش تقریب برایشان مشخص نیست، اتفاقا با تئوری‌های بدیل [و] رقیب به میدان آمدند [و در نتیجه] اینها تقریب را نابود کرده‌اند. لذا بحث تقریب و تئوری‌های رقیب یک بحث جدی است تا روشن شود منظور از تقریب این است. شما چیز دیگری می‌گویید [ولی] تقریب دنبال داعیه این نیست [یعنی مبانی نظری تقریبا با سخن شما موافقت ندارد گرچه شما] با نشان تقریب می‌آیید و این حرف‌ها را می‌زنید.

برخی تئوری‌های تقریب را تعطیل‌المذاهب نامیده‌اند و گفته‌اند ما معتقدیم وحدت زمانی اتفاق می‌افتد که مذاهب تعطیل شود و شیعه، سنی، حنفی و شافعی، دیگر [تعطیل شده باشد و در میان] نباشد. [یعنی تفسیرشان این است که تقریب یعنی] همه فقط مسلمان باشند [و تقریب طبق این تفسیر یعنی] باید روزی برسد که کلا مذاهب از بین بر‌ود و فقط صدای اسلام باشد. برخی گفته‌اند این نگاه منسوب به سیدجمال‌الدین اسدآبادی است ولی ما با تقریب مذاهب، این تئوری را دنبال نمی‌کنیم [و نظر بنده و اهل تقریب، این نیست]. این تئوری برای رسیدن به وحدت، [به] دنبال حذف و تعطیل‌کردن مذاهب است [ولی] ما معتقد هستیم اتفاقا تقریب یعنی پویایی مذاهب و بودن مذاهب، [یعنی باید] مذاهب هم [حاضر و موجود] باشند.

هویت مذاهب، دینی و اجتماعی است و باید باشند اما اینها باید باهم گفت‌وگو کنند و حرف همدیگر را بفهمند. فرق دیدگاه «تقریب مذاهب» با «تعطیل مذاهب» در اینجاست.

یک دیدگاه [هم] می‌گوید ما تغییر مذاهب کنیم. این هم یکی از تئوری‌های بدیل است، وقتی ما می‌گوییم تقریب مذاهب آنها خیال می‌کنند [می‌گوییم] تغییر مذاهب؛ لذا می‌گویند [لابد باید] با تقریب مذاهب شیعه سنی شود و بالعکس و اینکه [لابد باید] کسی از مذهب خود دست بکشد. تقریب مذاهب هرگز به‌دنبال تغییر مذهب نیست. این [مطلب] صدای رسای افرادی است که از تقریب مذاهب صحبت می‌کنند و اتفاقا افرادی که تقریب مذاهب را به این معنا [یعنی به‌معنای تغییر مذاهب] می‌بینند، با آن مخالف هستند [یعنی تفسیر تقریب مذاهب به تغییر مذاهب، از جانب برخی مخالفان تقریب صورت گرفته است نه از جانب موافقان تقریب]. [اهل تقریب] می‌گویند ما می‌خواهیم همه در مذهب خودشان باقی بمانند ولی از مذهب دیگر نیز آگاه شوند؛ ناعادلانه قضاوت نکنند؛ نگویند چنین و چنان شده است؛ که مطرح کردن هرکدام از این موارد، دروغ است.

تقریب مذاهب به‌معنای تغییر مذاهب نیست، بلکه به‌معنای آشنا شدن مذاهب با یکدیگر است، اگر کسی خواست مذهب خود را تغییر دهد، آزادی وجود دارد. ما هیچ‌کس را نه تهدید می‌کنیم و نه اجبار می‌کنیم که دینش را تغییر دهد و نه کسی که دینش را تغییر داد، تهدید می‌کنیم. دین یک مقوله قلبی است. پس وقتی افرادی [بعضا] حرف از وحدت اسلامی می‌زنند ولی در عمل تغییر مذهب دغدغه آنهاست، [اهل تقریب نیستند]. این دغدغه تقریب مذاهب؛ تغییر مذاهب نیست.

گزینه [رقیب] دیگر معتقد است منظور از تقریب، یعنی تکفیر مذاهب، اینکه بیاییم به اعتقادات دیگران توهین کرده و آنها را تخریب کنیم. این تکفیر اینجا معنای اعم دارد یعنی تخریب کرده و به همدیگر توهین کنیم؛ اینکه تقریب مذاهب نمی‌شود! شما نمی‌توانید مذاهب را کنار هم بیاورید یا اینکه دیگران را حذف کنید، هدف از تقریب مذاهب این بوده که همه باشند، متأسفانه در سال‌های اخیر صدای تکفیر صدای خشنی بود که به گوش رسید و اینها آمدند به بهانه تکفیر مذهبی از پیروان اسلامی، گفتند مذاهب دیگر بیایید ما باهم باشیم! شما چطور یک مذهبی را تکفیر می‌کنید و بعد می‌خواهید دیگران را زیر چتر خود قرار دهید؟ شما آنها را فردا تکفیر می‌کنید که اتفاقا کردند.

پس [مقصود از تقریب] نه تعطیل و نه تغییر و نه تکفیر و نه تکثیر مذاهب است. عده‌ای معتقدند تقریب مذاهب یعنی اینکه مذاهب با هم گفت‌وگو کنند تا به یک مذهب دیگر برسیم که همه مشترکات را دارد و مذهبی است که سایر مذاهب دیگر با آن کنار می‌آیند، [یعنی می‌گویند] ما باید مذهب دیگری بسازیم که [آن مذهب میان] شیعه، سنی حنفی و شافعی نقطه تلاقی و‌هارمونی است. [این مدعیان به] دنبال تکثیر هستند [درحالی‌که] تقریب مذاهب به‌دنبال این است که اتفاقا خود مذاهب بمانند و مذهب دیگری تأسیس نشود. مذاهب هم مشترکات و افتراقات را بشناسند و این افتراقات نباید مایه نزاع باشد، اختلافاتی است که اتفاق افتاده است. همچنان‌که این اختلاف بین خود اهل‌سنت [هم در کار] است و ممکن است بین شیعیان [نیز] باشد. مگر فتوای مرجعی با مرجع دیگر فرق نمی‌کند و مگر بین اهل‌سنت حنفی، شافعی و مالکی با‌هم فرق نمی‌کنند؟ چرا این تنوع وقتی داخل مذاهب اتفاق می‌افتد قابل پذیرش است، ولی [آنگاه که میان] مذهب اتفاق می‌افتد، مایه نزاع می‌شود؟ تقریب مذاهب می‌گوید این نقطه خطاست و نباید اتفاق بیفتد همچنان که تنوع صدا در درون یک مذهب قابل پذیرش است، در بیرون مذهب هم باید قابل‌پذیرش باشد.

پس تقریب مذاهب دغدغه‌اش شناخت مذاهب دیگر است. می‌گوید مذاهب دیگر را هم بشناسید، نشناختن‌ها سبب جهل شده است. این یکی از نقطه‌های اصلی تقریب مذاهب است. دوم اینکه اگر اختلافاتی داریم، به این اختلافات احترام بگذاریم. نمی‌توانیم در اختلافاتی که داریم خود را حق بپنداریم و دیگران را کلا توهین و تخریب کنیم. تقریب مذاهب تأکید بر گفت‌وگو دارد. می‌گوید ما باید در تمام عرصه‌های افتراقی و اشتراکی باید باهم گفت‌وگو کنیم و این سبب می‌شود به فهم و دغدغه مشترک برسیم.

تقریب مذاهب می‌گوید ما خواهان نابودی افتراقات نیستیم، اشتراکات را مورد تأکید قرار دهیم و در عین حال افتراقات هم -که جداکننده هر مذهب از دیگری است- باقی بماند. تقریب مذاهب به‌دنبال این است که اشتراکات برجسته شود. تقریب معتقد است در کنار همه افتراقات و اشتراکات به دغدغه‌های امروز، به فلسطین و تکفیر که امروزه مشکل اصلی جهان اسلام است، توجه کنیم. با دشمنی که امروزه می‌خواهد چهره خشنی از اسلام معرفی کند و فوبیاسازی می‌کند، باید نبرد کنیم و اینها [لازم است که] دغدغه ما باشد. پس تقریب با این مولفه‌هایی که گفته شد با آن تئوری‌ها[ی رقیب] تفاوت جدی دارد. فرهیختگان

ضرورت جهش از وحدت الهیاتی به الهیات وحدت

۱۷ آبان ۱۴۰۰

۰ خواندن این مطلب ۶ دقیقه زمان میبرد

یحیی جهانگیری

فاطمه شاه آبادی – با پشت سر گذاشتن هفته وحدت و مشاهده و بررسی برنامه های فرهنگی ای که در رابطه با این اتفاق میمون انجام شد، بر آن شدیم تا در مورد این برنامه ها در ایران و خارج از ایران و‌ کیفیت بهره برداری از این اتفاق با حجت الاسلام یحیی جهانگیری، مبلغ بین المللی و کارشناس مسائل جهان اسلام به گفتگو بنشینیم.

اگر ممکن است جایگاه میلاد پیامبر در فرهنگ کشورها و جریانات مختلف مسلمان را تبیین بفرمایید؟
در جغرافیای بزرگ جهان اسلام، در سرتاسر جهان اسلام، از غرب در شاخ آفریقا گرفته تا شرق در مالزی و اندونزی، مولود النبی یک اتفاق مشترک است که میتوان آن را فستیوال بزرگ اسلامی نامید که حتی در مناطق غیرمسلمان مثل زیمبابوه، زامبیا و… در بین مسلمانان شکوه و عظمت خاص خود را دارد. اگر توجه داشته باشید، عاشورا و اربعین و… صرفا برای تشیع است اما مولود النبی در سطح جهان اسلام است که متاسفانه ما نه تنها از این ظرفیت به خوبی استفاده نکردیم بلکه آن را نهادینه هم نکردیم.
منظور شما از اینکه نهادینه نشده چیست؟
ببینید من یک سال در زیمبابوه بودم، دیدم در آنجا چندین روز متوالی مردم جشن میگیرند، غذا می‌پزند و شعر می‌سرایند و…. یعنی در تب و تاب مراسم بودند. مولود النبی در این کشورها چیزی شبیه اربعین اما گسترده‌تر است، اما ما این جشن بزرگ دینی را تبدیل به چند پروژه تکراری کرده ایم و فکر میکنیم در همین حد کافی‌ست، در حالی که اگر نهادینه شده بود به سطوح بالاتر و گسترده‌تری می اندیشیدیم.

سایر کشورها چه استفاده ای از این ظرفیت کرده اند؟
مثلا در اندونزی برای مولودالنبی جشن های خاصی می‌گیرند، حبیب ها (کسانی که منسوب به پیامبر هستند) نقش خاصی را ایفا میکنند. یا دو سال پیش در مراکش من دیدم که مراسم خیلی سنگینی را گرفته بودند.

وحدت را نباید محدود و منحصر به گفتگوهای الهیاتی کرد. الهیات جای مناقشه و اتفاقا دعواهای الهیاتی، نزاع آفرین و مشاجره ساز است. باید وحدت را بین هنرمندان، ببین اقتصاددانان و سایر اقشار ایجاد کرد. مثلا یک کارآفرین شیعه و سنی با هم یک کارگاه تولیدی ایجاد کنند و شیعه و سنی آنجا کار کنند بدون اینکه به عقاید یکدیگر توهین بکنند.

جایگاه جریانات فکری و فرهنگی در این خصوص را تشریح نمایید؟
در این حین صوفی ها نقش جدی ای را دارند. طبق آخرین آماری که دانشگاه زیتونه در سال ۲۰۱۹ اعلام کرد، حدود ۸۵۰ میلیون صوفی در دنیا وجود دارد. صوفی ها در مولود النبی نقش مهمی دارند و در مقابل، سلفی‌ها و‌ وهابی‌ها نقش منفی ای در جهان اسلام بازی می‌کنند.
حال که سلفی ها مولود النبی را یک بدعت میدانند و با آن مخالفند پس ما شیعیان باید به مولودالنبی بیشتر بها بدهیم.
سلفی‌ها با جمعیت محدود و با کمک پترودلارها به مخالفت با یک بدنه اجتماعی قوی چون صوفی‌ها برخاسته اند که از جمله با عظمت‌ترین مراسم‌شان مولودالنبی‌ست. اکنون در این تقابل خوب است که به جای اثبات اربعین یا امام حسین، مولودالنبی را اثبات کنیم که تمام جهان اسلام آن را قبول دارد.
اینجا باید گفت وقتی سیاست فرهنگی ما در حد و مقیاس بین الملل نباشد ما فقط کلونی خود را میبینیم و مدام در صدد اثبات تشیع هستیم اما به این فکر نمی‌کنیم آیا با این اثبات توانسته ایم جهان اسلام را در تقابل سلفیت قرار دهیم یا خیر؟!
بنابراین مولودالنبی به عنوان یک باور تنیده شده و توانمند در جهان اسلام به خصوص در بین صوفی ها، ظرفیت بزرگی‌ست که با استفاده از آن میتوانیم معادلات وهابیت را تغییر دهیم.
از این نکته نباید غافل شد که متاسفانه کنش ما در مقابل وهابی‌ها در چهل سال اخیر کنش مکتوب بوده نه نمادی. کنش نمادی یعنی شما یک نماد را برجسته میکنید که رقیب هم آن را قبول دارد پس نمیتواند آن را حذف کند پس مجبور است با خودش درگیر شود. به عنوان مثال مزار‌شریف در افغانستان را در نظر بگیرید، جایی‌ که ‌منسوب به امام علی‌ست و خودشان هم میدانند قبر امام علی آنجا نیست و جالب این است که ۹۰٪ زائران هم سنی هستند، حال وهابیت در افغانستان را در نظر بگیرید، ما برای پاتک به آنها همچنان کتاب مینویسیم در حالی که اگر مزار شریف به عنوان نماد زیارت، تبرک جستن و حاجت گرفتن را تقویت کنیم، نجف را خود به خود اثبات کرده‌ایم! اما متأسفانه ما همیشه فکر میکنیم رقابت ما باید رقابت در حوزه متن باشد، دلیلش هم این است که ما همچنان در ماراتن نماد‌ها و سمبل‌ها ورود نکرده‌ایم و نمی‌دانیم این ماراتن ابزار های مختلف دارد.

با توجه به برنامه های هفته وحدت، عملکرد های نهادهای فرهنگی مان را در این زمینه چگونه دیده اید؟
عملکردها دارای ضعف است، مشخص است وقتی نهادهای فرهنگی ‌ما درگیر مسائل جاری خویشند، نمی‌توانند کنش‌گری جدی ای داشته باشند. مادامی که دغدغه نهادهای فرهنگی ما به جای کار کردن، بودجه کارمند هایش باشد؛ عملکرد دچار ضعف است.
نکته دوم، تخصص کارمندان است. به عنوان مثال شما سازمان دیانت در ترکیه را در نظر بگیرید، تمام کارمندان این سازمان به زبان انگلیسی مسلط بوده و ممکن است چند زبان دیگر هم بلد باشند اما در نهادهای فرهنگی ما چند درصد از کارمندان زبان انگلیسی یا عربی را میدانند؟! این مسئله حاکی از آن است که نهادهای فرهنگی ما خود را برای حضور در جبهه جهانی مجهز نکرده است. جدای از زبان خارجی، چند درصد از کارمندان ِ این نهادها با سایر فرهنگ ها و اعتقادات آشنایی دارند؟ اصلا به نظر من کسی که در مجمع تقریب مذاهب کار میکند حداقل باید چند سال از عمرش را در مناطق سنی نشین گذرانده باشد.
وقتی نهادهای ما در مقیاس جهانی نمی‌اندیشند، نتیجه همین است. به عنوان نمونه وحدت را نباید محدود و منحصر به گفتگوهای الهیاتی کرد. الهیات جای مناقشه و اتفاقا دعواهای الهیاتی، نزاع آفرین و مشاجره ساز است. باید وحدت را بین هنرمندان، ببین اقتصاددانان و سایر اقشار ایجاد کرد. مثلا یک کارآفرین شیعه و سنی با هم یک کارگاه تولیدی ایجاد کنند و شیعه و سنی آنجا کار کنند بدون اینکه به عقاید یکدیگر توهین بکنند.
آقا هم در این خصوص جمله ای دارند که میگویند باید درون‌گرای برون‌نگر باشید. یعنی همه بسترهای فرهنگی ما برون‌‌نگر باشد ولی درونگرا یعنی همه جهان را ببینیم. مثلا ما برای مولودالنبی‌ چقدر توانسته ایم اناشید بین المللی تولید کنیم؟ چیزی که عرب ها می‌طلبند، حبیب های اندونزی، اشراف شمال آفریقا، صوفیان و … می‌خواهند! اما وقتی انگاره ذهنی ما این باشد که در تهران در فلان مسجد مراسمی را برگزار کنیم این یعنی ما برون‌‌نگر نیستیم؛ یعنی برنامه های ما در مقیاس جهانی نیست. ضمنا درون‌گرا هم باید باشیم، ما ظرفیت هایی در داخل داریم که شناسایی هم نشده اند مثل نهاد ها و سمن‌های مردم‌گرا. به نظر من حوزه فرهنگ باید از تصدی‌گری دست بردارد و به هدایت و نظارت برسد و اجازه بدهد چه نهادهای ما در بُعد بین‌الملل نقش آفرین باشند.

یکی از عناصر همگرایی همین مولودالنبی‌ست، در حالی که در ذهن ما چنین القا شده که عناصر همگرایی قرآن و کعبه هستند در حالی که اینها آموزه هستند اما آنچه که مردم از آن بیشتر تاثیر می‌پذیرند عمل است نه آموزه. لذا من نقش مولودالنبی را از بسیاری از آموزه ها پررنگ‌تر می‌بینم چراکه در حد عملکرد و آیینی‌ست و چیزهایی که آیینی باشند اثربخشی بیشتری دارند؛ چه بسا شما افرادی را دیده باشید که امام حسین را قبول ندارند اما در مراسم سینه زنی در عاشورا شرکت می‌کنند.

راهکارهای شما برای رفع این نواقص چیست؟
آقای جوادی آملی فرمودند تا موقعی که در قم نشسته اید و فقط جمکران و حرم را می‌بینید نمیتوانید در حد جهانی برنامه‌‌ریزی کنید. بنابراین ما باید ذهن جهانی داشته باشیم. متأسفانه ما فکر می‌کنیم بین‌الملل یعنی ما یک خارجی را مسلمان کنیم! بین‌الملل نه یک بحث فانتزی بلکه ضرورت امروز ماست؛ لذا هرچه در سطح بین‌الملل ضعیف عمل کنیم ضربه‌‌های آن را از درون خواهیم خورد و در مقابل هرچه در سطح بین‌الملل کنش‌گری قوی ای داشته باشیم در داخل هم ثمره آن را میتوانیم ببینیم.
برای برنامه‌ریزی در سطح بین‌الملل ما باید رصد و دیده‌بانی بین‌المللی داشته باشیم یعنی پایشگر بین‌المللی داشته باشیم. مثلا مداحی را در نظر بگیرید، آیا سبک مداحی در ایران، عراق یا سایر کشور‌ ها همانند ۲۰ سال گذشته است؟ مسلم است که با بروز سبک‌های موسیقی مداحی هم تغییراتی داشته است یا در خصوص مولودالنبی این پایشگر باید رصد کند که در کدام کشورها مولودالنبی کمرنگ شده در کجاها بیشتر به آن پرداخته می‌شود و یا آیا مانند سال‌های گذشته همچنان سنتی مانده است؟ اگر دچار انحراف شده است چگونه آنرا غنی سازی کنیم؟
در ادامه بعد از دیده‌بانی باید برنامه ریزی ای در سطح بین‌الملل داشته باشیم. سپس محصولات فرهنگی و صنایع فرهنگی را در مقیاس بین‌الملل باید تولید کنیم نه صرفا در حد شیعه که اگر در خارج از کشور یک نفر روی کتابی اسم ایران را دید کتاب را تورق کند نه اینکه بی‌توجه باشد.
جمع بندی شما از این بحث؟
مولودالنبی به عنوان یک فستیوال جهانی می‌تواند جریان‌های اسلامی را به همگرایی برساند. یکی از عناصر همگرایی همین مولودالنبی‌ست، در حالی که در ذهن ما چنین القا شده که عناصر همگرایی قرآن و کعبه هستند در حالی که اینها آموزه هستند اما آنچه که مردم از آن بیشتر تاثیر میپذیرند عمل است نه آموزه. لذا من نقش مولودالنبی را از بسیاری از آموزه ها پررنگ‌تر می‌بینم چراکه در حد عملکرد و آیینی‌ست و چیزهایی که آیینی باشند اثربخشی بیشتری دارند؛ چه بسا شما افرادی را دیده باشید که امام حسین را قبول ندارند اما مراسم سینه زنی در عاشورا را شرکت میکنند.
بعد از همگرایی، خاصیت دیگری که در این جریان وجود دارد این است که جلوی تفرقه و جریان‌های تفرقه افکن همانند وهابیت که مثل خوره به جان جهان اسلام افتاده اند را می‌گیرد.

آسيب شناسي روند تقریب مذاهب اسلامی، دکتر یحیی جهانگیری

آسيب شناسي روند تقریب مذاهب اسلامی، دکتر یحیی جهانگیری

مدیر کل ارتباطات علمی بین المللی دانشگاه مذاهب اسلامی، کارشناس و استاد دانشگاه

یکی از سؤال‌های مهمی که بعد از چهار دهه از انقلاب اسلامی ایران باید به آن پاسخ داده شود و اینکه این نظریه چقدر موفق بوده است و نسبت به آن‌یک آسیب‌شناسی انجام شود، و نسبت به غنی سازی این نظریه باید فکر کرد، بحث تقریب مذاهب اسلامی است که این نظریه را بزرگان دین ما مطرح کرده اند و نظریه ای برخاسته از یک اندیشه سیاسی نیست که در ایران بعد از انقلاب اتفاق بیفتد، بلکه ریشه‌های آن در آموزه‌های دینی، شیوه و رفتار الگوهای دینی ما، پیامبر و ائمه اطهار علیهم‌السلام دارد. اما چیزی که این نظریه را به‌عنوان یک تهدید جدی مطرح می‌کند، این است که ما بیشتر خوانش الهیاتی از این نظریه داشتیم. به این معنا که فقط معنای الهیاتی را از آن برداشت کردیم. لذا اکثر اجلاس‌هایی که در این حوزه برگزارشده است، بیشتر بحث بین علمای دینی بوده است. ولی هیچ‌گاه به وحدت بین همه اقشار مسلمین نبردیم؛ به این سمت که مسلمین فقط الهی‌دان‌ها نیستند. اتفاقاً گاهی اوقات همین الهی‌دان‌ها دعوا می‌اندازند. درست است که به خاطر تأثیر الهی‌دان‌ها بر این موضوع تمرکز داشتیم، اما باید یادمان باشد که این الگوها قابل‌تغییرند و دوما این الگوها برای همه الگو نیستند. بعضی مواقع حتی دیده می‌شود که چون الگوهای دینی در ایران دارای نفوذ بیشتر است، پس حتماً این الگو در کشورهای دیگر هم باید این جایگاه را داشته باشد، درحالی‌که ممکن است در ترکیه و یا در یک کشور دیگر الگویی که مؤثر باشد. نسخه‌پیچی از مدل ایرانی برای دیگر کشورها نسبت به بحث وحدت از تهدیدها و آسیب‌های این عرصه است.

پس اگر یک آسیب‌شناسی انجام شود، هدف آوردن علمای دینی این بود که آن‌ها از منظر دینی بحث وحدت را اثبات کنند و دوم این‌که به‌عنوان الگو تأثیر ایجاد کنند. حداقل از دو جهت این نظریه دچار آسیب است و باید آسیب‌شناسی در آن انجام شود:

یکی این‌که نباید فقط از منظر الهیاتی دیده شود. متأسفانه مطالعاتی که در ارتباط با وحدت شیعه و سنی انجام‌شده است، عموماً تحلیل‌های دینی داشته است. مثلاً بین الفریقین و مطالعات تطبیقی انجام‌شده است. مسئله همیشه دینی بوده است؛ هم موضوع و هم رویکرد دینی بوده است. پژوهشگر، پژوهشگر دینی بوده است و عرصه کاملا دینی تعریف شده است و برای مخاطب دینی نوشته شده است. یعنی همه چیز دینی و الهیاتی!

حال آن که اگر امروز به دنبال این هستیم که بحث وحدت به همان شکلی مطرح شود که دغدغه امام بوده است، باید تغییر جهتی انجام شود. حداقل در دهه ای که ما زندگی می کنیم، توده ها و قشر عادی، دعواها را به میدان می کشند و وحدت اسلامی را دچار چالش می کنند. یک تحقیق نشان می دهد، تحصیلکرده های غیر دینی، بیش از تحصیل کرده های دینی، عضو گروه های رادیکال و تکفیری شده اند. علمای دینی اگر خشن هم بودند، خشونتشان در حد تئوریک بوده و به عرصه عمل نرسیده است. کسی که به خودش بمب می بندد، گاهی فرد بی سوادی است که این کار را انجام می دهد. ما برای این طیف چه کار کرده ایم؟ چگونه توانسته ایم بحث وحدت اسلامی را در بین این ها هم رواج دهیم؟ پس گام اول این است که باید نگاه خود را از مسئله دینی و رویکرد دینی تغییر دهیم و مسئله را از منظرهای دیگر هم ببینیم. می توان وحدت را با گونه های مختلف تعریف کرد. امروز شیعه و سنی بیزینس من می توانند در کنار هم باشند. این کنار هم بودن می تواند وحدت بیافریند. امروز هنرمند شیعه و سنی می توانند در کنار هم باشند، خطاط حنفی و شافعی و مالکی می توانند در کنار هم باشند و به وحدت بیندیشند. در این جاها چون حساسیت های مذهبی پایینی دارند، اتفاقاً وحدت خیلی خوب رخ می دهد. ولی در آن جا که بحث های دینی مطرح است، وحدت اسلامی خیلی رنگ و بوی جدی نمی تواند بگیرد. پس آن جا که زمینه فراهم است، باید روی این عرصه کار کرد. دو دلیل برای آن وجود دارد، افزون بر ضعف هایی که نظریه الهیاتی داشت، در این نظریه هم زمینه فراهم است و هم حوزه تأثیر در بین بدنه مردم و رسانه ها گستره و پراکنش بالایی دارد. بنابراین اگر امروز می خواهیم برای وحدت اسلامی کار کنیم، باید عرصه را قدری فراخ تر ببینیم و این قشر را هم در نظر بگریم، اجلاس ها روی مسائل دیگری مانند تقریب اهالی سینما، تقریب هنر، تقریب تجار و کارآفرینان و عرصه های دیگر هم داشته باشیم که اثر خیلی جدی خود را هم خواهد داشت. تمامی این موارد بدان معنا نیست که تقریب بن مایه های الهی ندارد و باید از رویکردهای الهیاتی دست بردارد، بلکه به این معنی است که فقط نباید از این جنبه به آن نگاه کرد. دوم این‌که باید زمینه ها و عرصه های تاثیرگذاری را دید. احساس می‌شود که عرصه تاثیرگذاری در حوزه های غیر الهیاتی رنگ و بوی خیلی بیشتری دارد.

برخی به وحدت یک نگاه تاکتیکی دارند، یعنی در بهترین حالت، در یک برنامه کوتاه مدت و میان مدت دیده می‌شود که برای رسیدن به اهداف بلندمدت تر، برنامه ای به نام وحدت می چینیم و از طریق وحدت به اهداف خود می رسیم، پس از آن وحدت را فراموش کرده و اهداف جدی تر خود را ترغیب می کنیم. بر اساس این مبنا، وحدت بین مسلمانان یک برنامه بلندمدت نیست و اساسا این در کوتاه مدت می تواند به اهداف بلندمدت کمک کند، اما وحدت در بلندمدت ناقض اهداف کوتاه مدت خواهد بود. این نگاه، نگاهی است که ممکن است برخی داشته باشند. اما نگاه حاکمیتی جمهوری اسلامی ایران، این نگاه نیست، چرا که ادله بسیار قوی برای این دارد که این نگاه، نگاه موفق و درستی نیست.

نگاه دیگر، نگاه استراتژیک است. این نگاه به وحدت نگاهی بلندمدت و نه کوتاه مدت و نه هدف زودگذر و میان گذر، بلکه هدف بلند مدت و واقعی می بینند که این را نه به مثابه یک پله برای رسیدن به هدف بلند، بلکه به مثابه روشی که باید ادامه پیدا کند و هدفی که باید همواره مورد توجه باشد، نگاه میکنند. منتهی دلیل و عوامل و عاصر این استراتژی را یک یا چند عامل بیرونی می بینند، مثلاً اگر ما پیشینه نظریه وحدت را جستجو کنیم، می بینیم که عامل جدی که سبب شده است نظریه وحدت مطرح شود، عامل عقب ماندگی مسلمانان بود. نظریه پردازان علت عقب ماندگی مسلمانان را تشتت و تفرق مسلمانان دانسته اند و لذا به دنبال این هستند که یکی باشند و با هم افزایی به اهداف خود برسند و یا در دهه های اخیر بحث دشمن مطرح شد که وجود دشمن مشترک سبب می‌شود که مسلمانان در کنار هم قرار گیرند. پس حامیان این نظریه، عامل را بیرون از جهان اسلام جستجو می کردند و درمان این درد را وحدت مسلمین می دانستند.

اما میبینیم که رویکرد سومی مطرح است که واقعیت های نظام اسلامی و نظام حاکمیتی ایران، این نگاه را نگاه جدی تری می داند و آن هم این است که وحدت را یک برنامه بلندمدت و یک روش و یک هدف پایا و مانا می داند. منتهی عامل غنی ساز این نظریه، نه عوامل بیرونی که عوامل درونی می دانند. یعنی عامل آن را در درون جهان اسلام جستجو می کنند. به باور حامیان این نظریه، وحدت یک تاکتیک نیست، استراتژی ای است که رنگ و بوی ایدئولوژیک هم دارد. فقط به خاطر عامل بیرونی نیست که مسلمانان در کنار هم قرار گرفته اند، بلکه عامل های درون زا در درون تاریخ اسلام هست که آن‌ها را همسو، همگن و همشانه قرار می دهد. این را در منابع تاریخی و روایی خود جستجو می کنند. لذا وحدت رنگ ایدئولوژیک می گیرد. فرقی که این نگاه با نگاه استراتژیک دارد، این است که هر دو بلند مدت هستند، اما در عامل استراتژیک اگر عامل بیرونی برود، یعنی عملا نیازی به وحدت نداریم. اما در نگاه ایدئولوژیک تا موقعی که به این باورها هستیم و این آموزه ها را قبول داریم، باید وحدت را منظور نظر خود داشته باشیم. زمانی که به وحدت می رسیم، مدل های وحدت خود نیز بحثی قابل بحث خواهد بود.

جهانگیری: وحدت نه تاکتیک است نه استراتژی، وحدت ایدئولوژی است

استاد مطالعات اسلامی گفت: وحدت دارای یک بن‌مایه «ایدئولوژیک» است. یعنی، وحدت یک الزام و ضرورت ذاتی دارد که چه عامل بیرونی باشد چه نباشد، حفظ و وجود آن الزامی است.

جهانگیری: وحدت نه تاکتیک است نه استراتژی، وحدت ایدئولوژی است

به گزارش خبرنگار حوزه اندیشه خبرگزاری فارس، ۱۲ تا ۱۷ ربیع‌الاول را هفته «وحدت» نام نهادند تا تذکری بر اخوت دینی و انسجام ملی بین ایرانیان و بلکه جهان اسلام باشد. در این بین چیستی و ماهیت وحدت ما را بر آن داشت تا با حجت‌الاسلام یحیی جهانگیری، استاد دانشگاه و پژوهشگر حوزه دین گفت‌وگویی داشته باشیم.

نقدنگاه تاکتیکی به وحدت

جهانگیری در ابتدا گفت: تا کنون خوانش‌های مختلفی از وحدت صورت گرفته است. آن خوانشی از وحدت که مدنظر گفتمان انقلاب اسلامی است، فارغ از رویکرد تاکتیکی به آن می‌نگرد و وحدت را برای یک‌سری اهداف بلندمدت یا کوتاه‌مدت نمی‌خواهد بلکه در این دیدگاه وحدت خود دارای موضوعیت است. اینکه برای دشمن واحدی به نام اسرائیل یا آرمان فلسطین دست به وحدت بزنیم یا در جهان اکثراً سنی برای اینکه انسجام خودمان را حفظ کنیم و مورد هجوم واقع نشویم تا صدایمان به دیگران برسد دست به وحدت بزنیم، منشعب از آن خوانش تاکتیکی است که قطعاً چنین فهمی از وحدت با نگاه امامِین انقلاب همسو نیست.

وحدت استراتژی نیست!

وی افزود: نگاه دیگری از وحدت وجود دارد که آن را در یک فضای «استراتژیک» تحلیل می‌کند. بدین معنا که: تا زمانیکه ما هستیم «مقابل» ما نیز وجود دارد. اگر اسلام باشد کفر نیز وجود خواهد داشت و در برابر ما صف‌آرایی خواهد کرد. در این دیدگاه، باز هم عامل وحدت چیزی بیرونی است. هرچند این نگاه دارای اهداف بلندمدت است و در نگاه رهبران انقلاب اسلامی و الهیاتی دینی به آن توجه شده، اما هسته مرکزی وحدت در نظرگاه مطلوب ما چیزی فراتر از این است.

وحدت، ایدئولوژی است

این استاد دانشگاه ادامه داد: در نگاه امامِین انقلاب اسلامی، وحدت بیش از آن که منشعب از نظرگاه تاکتیکی و استراتژیک باشد، دارای یک بن‌مایه «ایدئولوژیک» است. یعنی، وحدت یک الزام و ضرورت ذاتی دارد که چه عامل بیرونی باشد چه نباشد؛ حفظ و وجود آن الزامی است. ما چه فلسطین را آزاد کنیم چه نکنیم؛ چه آمریکا به زوال برود چه نرود، چه در اقلیت باشیم چه نباشیم، وحدت را باید حفظ و در راستای آن حرکت کنیم. در چنین نگاهی آن دو دیدگاه که برآمده از عاملی بیرونی بودند، تنها شدت و ضعف نیاز به وحدت را تعیین می‌کنند، والّا با توجه به چیزی که گفته شد، ضرورت وحدت برآمده از یک نیاز ضروری برای حفظ و انسجام جامعه و انسانیت است.

امام موسی صدر ادای وحدتی بودن را در نیاورد

وی افزود: درمورد بحث وحدت باید از صَدرِین، یعنی سیدمحمدباقر صدر و سیدموسی صدر حتماً یاد شود. سیدمحمدباقر صدر در بحث وحدت نظری و سیدموسی صدر در مسائل وحدت علمی دارای برجستگی‌های قابل توجهی هستند که معمولاً جنبه نظری و کاری که شهید سیدمحمدباقر صدر در این راستا انجام داده است مغفول می‌ماند. اما درمورد امام موسی صدر باید بگویم که ایشان به رویکرد ایدئولوژیک وحدت باور داشت و آن را به منصه ظهور می‌رساند. توجه داشته باشیم که وحدت یک نمایش نیست، بلکه یک باور عملی است، امام موسی صدر ادای وحدت را در نمی‌آورد بلکه به آن ایمان داشت و فارغ از اینکه به آن عمل می‌کرد، مردم هم این عقیده وحدتی را می‌دیدند.

جهانگیری گفت: برای بعضی وحدت، ماسمالی کردن برخی عقاید و رویکردهاست. همه می‌دانند که شیعه به چه چیزی باور دارد و سنی اعتقادش چیست. وحدت یعنی هم اشتراکات را برجسته کنیم هم تمایزاتمان روشن باشد. من باید وحدت را طوری باور کنم و آن را به عمل درآوردم که برای شخص مقابلم اقناع‌سازی صورت بگیرد که این فرد وحدت را مدخل یا بستر فعالیت‌های پنهانش نمی‌بیند بلکه به آن حقیقتاً ایمان دارد.

پایان پیام/

مدیرکل ارتباطات علمی- بین المللی دانشگاه مذاهب اسلامی در گفت وگو با«قدس»:

برای تحقق وحدت به «حاج قاسم»‌های فرهنگی نیاز داریم

طیبه مروت

نوع نگاه به وحدت در سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی یکی از مهم‌ترین موضوعاتی است که برای رفع ابهامات و شبهات موجود به بازخوانی و خوانش مجدد نیاز دارد.

قدس آنلاین- نوع نگاه به وحدت در سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی یکی از مهم‌ترین موضوعاتی است که برای رفع ابهامات و شبهات موجود به بازخوانی و خوانش مجدد نیاز دارد. ارائه تصویر روشنی از نگرش جمهوری اسلامی به وحدت موجب خواهد شد، موج ایران هراسی و شیعه هراسی راه به جایی نبرد و اصل وحدت را دستخوش ضعف نگرداند. بیان اینکه وحدت استراتژیک و راهبردی مدنظر است و باید وحدت را به ساحت‌های هنر و رسانه نیز کشاند، زیرا آنچه امروز بیش از پیش باید مورد توجه قرارگیرد، وحدت مقارن و توجه به ساحت‌های دانشگاهی و تمدنی است. دستور رهبر معظم انقلاب به تشکیل دانشگاهی با رویکرد و گفتمان وحدت، اقدامی عملی در همین راستاست. ابتکاری که جامعه نخبگان و دانشگاهی جهان اسلام را در تقریب مذاهب همسو می‌کند.

حجت الاسلام دکتر یحیی جهانگیری سهروردی، مبلغ بین المللی، کارشناس دینی و مدیرکل ارتباطات علمی- بین المللی دانشگاه مذاهب اسلامی دیدگاه‌های متفاوتی در این ارتباط دارد. او در گفت وگو با قدس به بیان نظرات خود در اهمیت و راهکار اجرای «وحدت مقارن» پرداخته است.

یکی از مسائلی که در دنیای اسلام مورد توجه اندیشمندان مسلمان در سده اخیر بوده مسئله وحدت است. با توجه به تنوع فرهنگی در امت اسلام، وحدت در حوزه فرهنگ مستلزم چه شاخص‌هایی است؟

ما وقتی از وحدت سخن می‌گوییم، برمبنای خوانش امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری است و قایل به تغییر مذهب افراد نیستیم. اگرچه این نگرانی برای برخی افراد وجود دارد که طرح مسئله وحدت موجب تغییر مذهب در افراد شود، درحالی که چنین نیست، بلکه خوانش ما از وحدت این است که با احترام به تنوع مذهبی در اسلام باید دوشادوش هم برای تحقق وحدت گام برداریم. نکته مهمی که برای رفع این شبهه لازم به ذکر است، اینکه حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری از فقهای تراز اول شیعی هستند، اما عنوان انقلاب را «اسلامی» بیان می‌کنند، بنابراین انقلاب، انقلاب دینی و اسلامی است، نه انقلاب مذهب علیه مذهب.

نکته دیگر اینکه، نگاه ما به وحدت، نگاه تاکتیکی نیست، بدان معنا که حال که شمار شیعه کم است با پیروان سایر مذاهب همپیمان شویم تا دربرابر دشمنان قدعلم کنیم. بیگمان نگاه ما به وحدت، ابزاری و سودجویانه نیست، بلکه نگاه ما به «وحدت» استراتژیک و ایدئولوژیک است، به خاطر دشمنانی که جهان اسلام دارد و به خاطر منافع بلندی که امت اسلام باید به آن دست پیدا کند، باید به وحدت و تقریب بیندیشیم. من معتقد به وحدت اسلامی ایدئولوژیک هستم، زیرا از دورن آموزه‌های اسلامی -چه در منابع شیعه و چه منابع سنی- شاهدیم که باید به سوی وحدت حرکت کنیم.

برای رسیدن به وحدت باید آن را در همه ساحت‌ها جاری کنیم، زیرا دیروز صهیونیسم دشمن همه مسلمانان بود، اما دشمن امروز، بین ما دعوای عرب و عجم و شیعه و سنی راه انداخته تا بتواند به اهداف خود دست پیدا کند. به همین دلیل است که رهبر معظم انقلاب از «تقویت دیپلماسی وحدت» سخن می‌گویند.

مسئله دیگری که باید به آن توجه کنیم، این است که وحدت به معنای وحدت دینی صرف نیست، بلکه باید وحدت در حوزه علم و هنر نیز مطرح شود، به گونهای که هنرمند شیعه و سنی باید برای امت اسلام نقش آفرینی کنند. باید این نگاه را که فقط عالمان دینی در عرصه وحدت فعال باشند تغییر دهیم؛ ما باید وحدت را به میان هنرمندان، نویسندگان، اقتصاددانان، پزشکان و... جهان اسلام ببریم تا در این عرصه‌ها هم همسویی مسلمانان را ببینیم.

من بخشی از ناموفق بودن در وحدت را در این می‌بینم که وحدت را به حوزه علمای دین محدود کرده‌ایم، ما برای وحدت باید فیلم‌های سینمایی می‌ساختیم و بجز کتاب‌های الهیاتی به نوشتن درام‌های خوب نیز روی می‌آوردیم. این کمبودها موجب شده ما به موفقیت¬هایی که لازم بود، دست پیدا نکنیم.

یکی از اشکالات حوزه وحدت بسنده کردن به کارهای نمادین است، بفرمایید چه اقدام‌های زیربنایی و اساسی باید صورت بگیرد که موجب شود «وحدت اسلامی» توسط علمای اسلام به کف جامعه آورده شود؟

یکی از مباحثی که در عرصه وحدت نباید از آن غافل شویم، حوزه آکادمیک و قشر نخبگانی جهان اسلام است. همین مسئله موجب شد رهبر معظم انقلاب دستور دهند دانشگاه ادیان و مذاهب اسلامی تشکیل شود، تأسیس این دانشگاه نشانه دوراندیشی و آشنایی ایشان نسبت به آینده جهان اسلام است. این دانشگاه، آیینه خوش نمای همزیستی مذاهب اسلامی در محیطی آکادمیک است. حضور استادان و دانشجویان از ملیت‌ها و مذاهب گوناگون و انتخاب منابع علمی از مذاهب مختلف نشانه توجه به این خواسته رهبر انقلاب است. این رویکرد چند فایده دارد؛ اول اینکه ضمن مطالعه علوم پایه اسلامی از مذاهب گوناگون به آن به عنوان فرصت و ظرفیت نگاه می‌کنیم نه تهدید. این نگرش موجب بالندگی جهان اسلام خواهد شد، از این رو در دانشگاه ادیان و مذاهب اسلامی نگاه ما نگاه مقارن است، یعنی به همه مذاهب توجه می‌شود. از سوی دیگر همزیستی برادرانه و اسلامی را شاهد هستیم، این نیاز مهم مسلمانان در دنیای امروز است که مانند این عزیزان با تحمل و صلح کنار یکدیگر زندگی کنند.

در زمانه‌ای که هر روز یک جریان تکفیری تلاش می‌کند به جریان وحدت امت اسلام ضربه وارد کند، وجود مراکز آکادمیک می‌تواند، به بیان اهمیت زیست شیعه و سنی کمک کند. زیست برادرانه و نگاه مقارن در مطالعات نظری از شاخص‌های ابتکار علمی رهبر معظم انقلاب در دانشگاه مذاهب است.

علمای دین برای پیاده کردن این نمونه همزیستی مسالمت آمیز در جامعه چه باید انجام دهند؟

برپایی نشست‌های علمی مانند کنفرانس وحدت بسیار خوب و بجاست، اما کافی نیست. برای رفع چالش‌های موجود باید وحدت را افزون بر این نشست‌های علمی به ساحت‌های دیگر زندگی مسلمانان ببریم. علاوه بر این در دوره پسا داعش باید داعش فکری را از بین ببریم. ما به «حاج قاسم» ‌های آکادمیک و فرهنگی نیاز داریم تا تفکر داعش غیر متمرکز را از بین ببرند و بر دعوای شیعه و سنی که راه انداخته‌اند، چیره شویم.

چرا پس از گذشت چند دهه از اجرای موضوع وحدت، ما با مشکل دشمن داخلی روبه رو شده‌ایم؟ آیا این به معنای ناموفق بودن ما در اجرای وحدت نیست؟

موفق نبودن یعنی به نقطه مطلوب نرسیدن، اما مجموعه تلاش‌های جمهوری اسلامی ایران توانسته نقشه‌های دشمن را در فتنه داعش خنثی کند، ولی چرا به نقطه مطلوب نرسیدیم، به این دلیل است که ما وحدت را چند منظومه‌ای ندیدیم. ما باید وحدت را منشور چند وجهی ببینیم که در ساحت‌ها و حرفه‌ها و پیشه‌های گوناگون پیاده شود.

ما باید در جهان اسلام مرکز رصد، دیده بانی و آینده پژوهی تأسیس کنیم تا تیرهای رها شده از سوی صهیونیسم و غرب به نام شیعه یا سنی بر بدنه اسلام وارد نشود.

گاهی شیعیان افراطی، به جای هفته وحدت «هفته برائت» را مهم می‌شمارند و به مقدسات پیروان مذاهب دیگر می‌تازند، این گروه تیر دشمن هستند که به بدنه اسلام آسیب می‌زنند. گاهی نیز سنی‌های تکفیری ملعبه دست دشمن می‌شوند و اصل اسلام را زیر سؤال می‌برند.

برای رهایی از این دو گروه باید به روز بشویم و چالش آینده جهان اسلام را ببینیم و یک گام جلوتر از دشمن حرکت کنیم. ما امروز اگر می‌خواهیم از وحدت جهان اسلام حرف بزنیم، باید از بیماری‌های داعش گونه‌ای که پس از داعش پدید خواهد آمد، سخن بگوییم. لازمه این مهم تشکیل مرکز آینده پژوهی است تا از فکر دردهای پیشین رها شویم.

دیپلماسی وحدت در تحقق این مهم چه نقشی می‌تواند ایفا کند؟

به تعبیر رهبر معظم انقلاب ما امروزه باید از ظرفیت وحدت مسلمانان به عنوان یک دیپلماسی استفاده کنیم تا بتوانیم چالش‌های بین شیعه و سنی و عرب و عجم را از بین ببریم. نهادهای تقریب مذاهب مثل مجمع جهانی تقریب مذاهب و دانشگاه ادیان و مذاهب باید بدنه دیپلماسی داشته باشند تا در ارتباط با جهان اسلام به شایستگی عمل کنند. جذب دانشجو از ملیت‌های گوناگون، حمایت آکادمیک از مسلمانانی که دغدغه تقریب دارند و تربیت دانشمندان دغدغه‌مند، می‌تواند نمونه موفقی از دیپلماسی وحدت باشد که در جمهوری اسلامی رخ داده است و باید تقویت شود.

منبع: روزنامه قدس

حجت‌الاسلام جهانگیری سهروردی:

وحدت را به شیوه زیستن تبدیل کنیم/ ساخت تمدن جدید اسلامی با همگرایی

گروه جامعه ــ مدیر همکاری‌های علمی و بین‌المللی دانشگاه مذاهب اسلامی با تأکید بر اینکه وحدت را نباید فقط به قشر علمی و نخبه جامعه محدود کنیم، بلکه باید عموم جامعه را با آن درگیر کنیم، گفت: وحدت یک سبک زندگی است که باید از موضوع سخن به شیوه زیستن تبدیل شود و برای ساختن این تمدن جدید اسلامی تنها راه برای بهره‌ بردن از مشترکات و افتراقات همگرایی است.

حجت‌الاسلام یحیی جهانگیری سهروردی، معاون بین‌الملل و ارتباطات پژوهشکده بین‌المللی عروةالوثقی، در گفت‌‌وگو با ایکنا؛ با اشاره به خوانش‌های مختلف از مفهوم وحدت در جامعه اسلامی اظهار کرد: در وحدت ابتدا باید بررسی کنیم که خوانش مطلوب چیست، یک قرائت تاریخی در این حوزه داریم که به دوره‌هایی از قرن چهارم و پنجم باز می‌گردد؛ در آن زمان، وقتی که نام وحدت به میان می‌آمد ابتدا اختلافات مطرح می‌شد، اما هدف از بیان اختلافات هم وحدت و دنبال کردن آن بود و علما این اختلاف را به گونه‌ای اعلام می‌کردند که اهل عالم ببینید و بدانند که اگر تمام اختلافات ما را جمع کنید اولاً در فروع دین است نه اصول دین و آن هم در فروع فروع دین است و اگر سایر اختلافات را هم جمع کنیم چند مسئله بیشتر نیست.


مدیر همکاری‌های علمی و بین‌المللی دانشگاه مذاهب اسلامی افزود: زمانی که شیخ طوسی کتاب الخلاف را در راستای وحدت نوشت، می‌خواست به مردم نشان دهد که کل اختلافات شیعه و سنی در فروع است نه در اصول دین و آن هم در فروع فروع دین است. بعد می‌گفت که اگر این اختلاف‌ها را هم جمع کنیم تمام آن همین کتاب الخلاف می‌شود. پس یکی از رویکرد‌های مهم این است که برای رسیدن به وحدت، باید نقطه افتراقات را پررنگ کنیم.


وی با تأکید بر اینکه علما با برجسته کردن نقطه افتراقات نه به دنبال تفرقه، بلکه به دنبال وحدت بودند، اظهار کرد: به این معنا که به دنیا بفهمانند که تنها نقاط اختلاف ما این موارد اندک در فروع دین است و با این نقطه اختلافات نه مشکلی پیش می‌آید و نه اختلافی رقم می‌خورد.


حجت‌الاسلام جهانگیری سهروردی ادامه داد: زاویه نگاه دوم در این مسئله این است که در موضوع وحدت از اشتراکات حرف بزنیم، مشترکات را برجسته کنیم و به دنیا بفهمانیم که عرصه‌های همگن و همسوی ما این موارد هستند. خوانش مهم دیگر برای تنومندسازی تنه اسلام این است که بگوییم هم اشتراکات و هم افتراقات باید کنار هم قرار گیرد؛ تمام فتوای مراجع بزرگ ما از جمله امام خمینی(ره) نیز در این راستا بوده است.


معاون بین‌الملل و ارتباطات پژوهشکده بین‌المللی عروة الوثقی تصریح کرد: امروز اگر مسئله‌ای را فقه اهل سنت و یا فقه شیعه می‌تواند حل کند و برای آن راهکار دارد، باید بدنه جهان اسلام از آن تبعیت کند. تفاوتی در انجام دادن از سوی شیعه یا سنی نیست و به خاطر همین شیخ شلتوت بیان می‌کند که تبعیت از مذهب جعفری هم اشکالی ندارد.

چگونه می‌توان تقریب را به تمدن اسلامی گره زد

وی با تأکید بر اینکه امروز باید در وحدت مطلوب به این نقطه برسیم که اکسیر نظریه‌های تولید شده در بین علمای مذاهب مختلف اسلامی هر کدامشان در عین متفاوت بودن می‌توانند در غنی‌سازی مهارت‌های اسلامی به ما کمک کنند، اضافه کرد: اگر این نگاه را داشته باشیم و به این برسیم که هم اشتراکات و هم افتراقات می‌تواند یاری‌گر ما در ساختن تنه اسلام باشد، ما می‌توانیم تقریب را به تمدن اسلامی گره بزنیم؛ لذا برای ساختن یک تمدن جدید اسلامی تنها راه، همگرایی برای بهره‌بردن از مشترکات و همگرایی برای بهره‌بردن از افتراقات است.

حجت‌الاسلام جهانگیری سهروردی در پاسخ به این سؤال که چگونه باید به وحدت مطلوب دست پیدا کنیم، گفت: ما موضوع تقریب و وحدت را نباید تنها به قشر علمی و نخبه جامعه محدود کنیم بلکه باید مسئله تقریب و وحدت را به کف جامعه بیاوریم و همه صنوف از جمله بازاری، آرایشگر، رفتگر و حتی بازیگر و هنرمند هم با این موضوع زیست کنند.

وی تصریح کرد: تقریب موضوعی نیست که عده‌ای خاص در مورد آن حرف بزنند، بلکه تقریب و وحدت یک سبک زندگی است که همه باید با آن زندگی کنند. تقریب نحوه زیستن است نه موضوعی که در مورد آن صحبت می‌کنیم؛ لذا امروز باید تقریب را از موضوع دیالوگ به شیوه زیستن تبدیل کنیم. در این صورت است که می‌توانیم شاهد وحدت شیعه و سنی و شاهد این باشیم که مسلمانان در کنار هم با آرامش و آسایش زندگی می‌کنند، ازدواج کرده و تعاملات و ارتباطات آن‌ها تقویت و مسالمت‌آمیز شده است.

هنرمندان درباره وحدت و تقریب مذاهب اسلامی سخن بگویند

مدیر همکاری‌های علمی و بین‌المللی دانشگاه مذاهب اسلامی با اشاره به اینکه برای عملیاتی کردن وحدت در جامعه نباید این موضوع را تنها در ساحت الهیاتی نگه داریم، گفت: امروز وقتی که کنفرانس وحدت اسلامی برگزار می‌شود تنها شاهد حضور روحانیت و علمای دینی هستیم، اما معتقدم باید تقریب و وحدت را در قشرها، صنف‌ها و سنخ‌های متفاوت جامعه درگیر کنیم. چرا نباید هنرمندان ما از موضوع وحدت و تقریب مذاهب اسلامی سخن بگویند؟ چرا بعد از اینکه کتاب‌های بسیاری در موضوع تقریب و وحدت اسلامی نوشته شده در سینما‌های ما یک فیلم سینمایی در این حوزه هنوز ساخته نشده است و یا یک سریال در این حوزه تولید نکرده‌ایم؟ فیلمنامه‌ها و درام‌نامه‌های ما در حوزه تقریب کجاست.

وی تصریح کرد: ما باید تقریب را در تمام عرصه‌های مختلف ببینیم؛ آن زمان می‌فهمیم که تنها عالم شیعه و سنی نیست که در کنار هم هستند، بلکه هنرمند شیعه و سنی هم در کنار هم هستند و مهندسین شیعه و سنی هم می‌تواند در کنار هم در پیشرفت جامعه اسلامی قدم بردارند و سازه‌های خود را برای خدا می‌سازند و آن زمان است که تقریب اتفاق می‌افتد.


حجت‌الاسلام جهانگیری سهروردی با اشاره به اصول پیامبر(ص) در وحدت جامعه اسلامی، گفت: پیامبر وقتی که به مدینه پا گذاشت اوس و خزرج را آشتی داد؛ دعوای دیرینه آن‌ها را به دوستی پایدار تبدیل کرد و آیا این پیامبر امروز راضی می‌شود که پیروانش بر سر نام او با یکدیگر به نبرد برخیزند؟ آیا پیامبری که مهاجرین و انصار را آشتی قلوب داد امروز از نزاع‌های مذهبی شیعه سنی و قتل عام این دو راضی می‌شود؟ آیا پیامبری که مسیحیان را فراخوان می‌داد امروز راضی می‌شود که دشمن بین ما اختلاف بیندازد و خود در بیرون از این دایره بنشیند و به این اختلافات نگاه کند که ما به جان یکدیگر بیفتیم؟ تردید نداشته باشید که سیره پیامبر(ص) با این موارد همسو نیست و این موارد خلاف سیره نبوی است.

انتهای پیام

تقریب؛ وسیله تحقق تمدن اسلامی/ نباید فعالیت های تقریبی را در الهیات منحصر کرد

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، با استاد یحیی جهانگیری مبلغ عرصه بین الملل درباره آثار و فواید وحدت امت های اسلامی و راهکارهای تقویت آن گفت وگویی انجام شده است که تفصیل آن را در ادامه می خوانید:

چگونه می توان عملکرد این مراکز در باب وحدت را ارزیابی کرد؟ این مراکز چه مقدار موفق عمل کرده اند؟

وحدت یک پروژه نیست بلکه یک روند است؛ چراکه اگر وحدت را پروژه بدانیم در واقع به منزله یک رویدادی خواهد بود که اتفاق افتاده و تمام شده است؛ اما اگر وحدت را یک روند بدانیم، همچون خون در رگ ها جاری و ساری خواهد بود و ما باید ببینیم که مسئله وحدت و تقریب چه مقدار در مسیر خود امتداد پیدا کرده است.به عبارت دیگر وحدت و تقریب یک پروژه نیست که ما بگوییم که همانند ساختن ساختمان شروع شده و زمانی پایان خواهد پذیرفت و باید برای وحدت در آن بازه زمانی مسیر وحدت تعریف شده باشد؛ بلکه وحدت امری است که ما هرچه مقدار برای گسترش و تقویت آن تلاش و کوشش کنیم بازکم بوده و باید روز به روز برای گسترش آن در بین جوامع اسلامی تلاش و کوشش شود.

بنابراین ارزیابی ما از عملکرد نهادهای وحدت و تقریب، باید باخط کش فرایند وحدت باشد؛ چراکه ما باید ببینیم که مسیر وحدت و تقریب در قبل از انقلاب اسلامی و بعد از آن چه مقدار بوده است. برخی از افراد معتقد هستند که وحدت پروژه ای بعد از انقلاب اسلامی است درحالی که این افراد نمی دانند که مکان هایی مثل دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیة قبل از انقلاب اسلامی و با همت شیخ قمی و حمایت های آیت الله بروجردی شکل گرفته و تاسیس شد.

در زمان شیخ طوسی نیز که در قرن چهارم و از علمای متقدم دوران غیبت است که علما در کلاس های درس ایشان شرکت می کردند کتابی به نام «الخلاف» تدوین و جمع آوری کرده است که هدف آن از تدوین این کتاب است که بگوید اگر تمام اختلاف های مسلمانان را جمع کنیم تنها یک کتاب می شود؛ علاوه بر اینکه مسلمانان در اصول و مبانی با همدیگر اختلافی ندارند و آنچه اختلاف است تنها در فروع است که این امری طبیعی بوده و وجود نظرات متفاوت در این زمینه ها امری غیر قابل پیشگیری است.

حال، زمانی که ما وحدت و تقریب را یک فرآیند داانستیم، نباید در نمره دادن به آن از سال 1357 به بعد نگاه کنیم؛ بلکه باید این فرآیند را باید از زمان ائمه معصومان(ع) در نظر ببینیم که علمای اهل سنت نیز با افتخار در کلاس های درس امامانی چون امام صادق(ع) شرکت کرده و علم می آموختند.

مسئله وحدت و تقریب چه تاثیری در شکل گیری تمدن نوین اسلامی دارند؟

تمدن نوین اسلامی چند شاخص دارد؛ اولین شاخص آن این است که تمدنی با محوریت امت اسلامی شکل می گیرد و امپراتوری نیست که بر اساس خاک، فضای ملیّتی و نژادی باشد؛ بلکه بر اساس مفهوم امنیتی و مدنیّتی شکل می گیرد.شاخصه دوم آن این است که تمدن اسلامی است نه تمدن مسلمین؛ یعنی کاملاً شاخص های کامل ناب اسلامی را پیش رو دارد و سومین شاخصه آن این است که نوین است و با تمدن های پیشین اسلامی که نام برده می شود تفاوت جدی دارد.

اگر ما بخواهیم به این شاخصه ها از تمدن دست پیدا کنیم باید از ظرفیت های همه جهان اسلام استفاده کنیم؛ چراکه تقریب، زیرساخت رسیدن به تمدن نوین اسلامی است، زیرا تقریب، هدف نیست؛ بلکه وسیله ای است برای اینکه مسلمانان را به تمدن نوین اسلامی برساند.

امروزه ما چاره ای نداریم جز اینکه از تمامی نظریه هایی که در این باره تولید و مطرح می شوند استفاده و بهره برداری کنیم.

به یاد دارم که وقتی در کشوری مثل کویت می خواستند بانکداری اسلامی را تاسیس کنند، هم از دانشگاه الازهر خواستند که در این باره نظر دهند و هم به شهید محمد باقر صدر نامه نوشتند تا نظر آن را نیز در این باره جویا شوند؛ چراکه معتقد بودند برای یافتن اقتصادی اسلامی نباید از ظرفیت مذهبی خاص استفاده کنند بلکه از ظرفیت علمی دیگر مذاهب اسلامی نیز باید بهره بگیرند.

امروزه اگر ما بخواهیم به تمامی چالش‌هایی که جهان اسلام همچون رادیکالیسم، فقر و بحران محیط زیستی غلبه کنیم باید از نظریات همه اندیشمندان جهان اسلام استفاده کنیم.

برای تقویت وحدت اسلامی چه راهکارهایی را پیشنهاد می کنید؟

به نظر من تقریب نباید تنها در حوزه ها باقی بماند و باید به میدان بیاید و نه تنها در بین علما، الهی‌دانان و فقیهان محصور شود؛ بلکه باید در بین هنرمندان، دانش‌آموزان، دانشجویان، مهندسان و دیگر اقشار جامعه نیزه پیدا کند.

متاسفانه ما مسئله تقریب را تنها در حوزه الهیات منحصر کرده‌ایم و آن را تنها در این حوزه جریان داده ایم؛ درحالی که تقریب باید به کف میدان آورده شده و فراگیر شود.ما باید در بین مردم جهان اسلام و جهان این عقیده را در بین آنان کاملاً جا بیندازیم که همچنان که در بین علمای شیعه با همدیگر و بین علمای سنی با هم دیگر اختلاف وجود دارد؛ طبیعتاً در بین آن دو(شیعه و سنی) نیز اختلاف و تفاوت نظر وجود خواهد داشت و ما نباید اجازه دهیم تا این اختلافات به عناد و دشمنی ها تبدیل گردد؛ چنانکه امام راحل در بحث تقیه نظریه مدارا را مطرح می کنند که بر اساس نظر ایشان تقیه به معنای خوف و ترس نیست؛ بلکه به معنای این است که ما می خواهیم مدارا داشته باشیم تا اختلافات را به عناد و دشمنی تبدیل نشود.

//ویژه کنفرانس بین المللی وحدت اسلامی//(164)

​لزوم گسترش وحدت در عرصه های مختلف علوم

مدیرکل همکاری‌های علمی و بین‌المللی دانشگاه مذاهب اسلامی تأکید کرد: وحدت را باید در عرصه های مختلف دنبال کرد و فقط محدود به الهیات نباشد.

اشتراک گذاری :TwitterinstagramEmailTelegramShare

​لزوم گسترش وحدت در عرصه های مختلف علوم

به گزارش خبرگزاری تقریب، حجت الاسلام و المسلمین "یحیی جهانگیری" مدیرکل همکاری‌های علمی و بین‌المللی دانشگاه مذاهب اسلامی و استاد دانشگاه، در حاشیه سی و یکمین کنفرانس بین المللی وحدت اسلامی، در گفتگو با خبرنگار تقریب با اشاره به موضوع کنفرانس امسال یعنی وحدت و تمدن سازی نوین اسلامی اظهار کرد: باید در عرصه های مختلف بحث وحدت را دنبال کنیم و فقط در عرصه الهیات به دنبال مباحث وحدت نباشیم.

وی با بیان اینکه باید وحدت را در زمینه های مختلف گسترش دهیم، خاطرنشان کرد: ما باید از علما و دانشمندان عرصه های مختلف چون پزشکی، مهندسی و ... بخواهیم که مباحث وحدوی را تحلیل کنند و آن را در جامعه گسترش دهند.

دکتر جهانگیری افزود: همچنین رسانه ها باید به گسترش صلح و ترویج اسلام اقدام کنند؛ لذا برای رشد و توسعه وحدت باید وحدت چند منظوره در بخش های مختلف داشته باشیم.

وی در خصوص نقش دانشگاه مذاهب اسلامی در ترویج وحدت بین مذاهب خاطر نشان کرد: در دانشگاه مذاهب اسلامی که الگویی در مقیاس کوچک همزیستی مذاهب مختلف است، از نظر عملی در میان دانشجویان، کارمندان و اساتید این دانشگاه، چه شیعه و چه سنی همزیستی وجود دارد.

مدیرکل همکاری‌های علمی و بین‌المللی دانشگاه مذاهب اسلامی همچنین بیان داشت: از حیث نظری نیز نگاه ما یک نگاه تقریبی است و به صورت مقارن، فقه، فلسفه همه مذاهب را مورد توجه قرار می دهیم؛ لذا با توسعه ابعاد آموزشی این دانشگاه، همه دانشگاه ها روش دانشگاه مذاهب را مورد استفاده و استقبال قرار خواهند داد.

حجت‌الاسلام یحیی جهانگیری در گفت‌وگو با صبح صادق مطرح کرد

لزوم گسترش تقریب مذاهب در ساحت‌های فرا الهیاتی

پایگاه بصیرت / زینب‌ حسینی

ما به دنبال خوانشی از تقریب هستیم که امام(ره)، رهبر معظم انقلاب و آیت‌اللّه بروجردی به دنبال آن بوده‌اند. برای ارزیابی و آسیب‌شناسی روند تحقق تقریب مذاهب اسلامی و وحدت اسلامی پس از پیروزی انقلاب اسلامی با حجت‌الاسلام دکتر «یحیی جهانگیری» مدیر کل ارتباطات علمی‌ـ بین‌المللی دانشگاه مذاهب اسلامی و قائم مقام پژوهشکده بین‌المللی «عروة‌الوثقی» گفت‌وگو کردیم که در ادامه می‌خوانید:

جمهوری اسلامی به دنبال چه مفهوم و خوانشی از «تقریب مذاهب» است؟

خوانش ما از «تقریب مذاهب»، این است که به دنبال تعطیلی و تغییر مذاهب یا تکفیر و تکثیر مذاهب نیستیم؛ چرا که تقریب مذاهب یعنی مذاهب در عین باورداشتِ باورهای درونی خود، در کنار هم قرار بگیرند و از ظرفیت‌های مذاهب دیگر برای تنومندسازی مذهب خود و اسلام بهره‌مند شوند. ما معتقد هستیم، شیعه در کنار باورهای مذهبی خود، می‌تواند از مذاهب دیگر بهره‌مند شود، همچنان که مذاهب دیگر در کنار داشتن باورهای خود باید از مذاهب دیگر بهره بگیرند؛ چرا که در غیر این صورت به تنه اسلام ضربه زده‌ایم. با نگاهی به قرن‌های سوم و چهارم، می‌بینیم که برای نمونه در جهان اسلام «شیخ طوسی» از محضر علمای اهل سنت بهره می‌برد و علمای اهل سنت نیز در درس شیخ طوسی حاضر می‌شدند؛ حال باید ببینیم چه اتفاقی افتاد که از همدیگر جدا شدیم!

با توجه به اینکه چهار دهه از پیروزی انقلاب اسلامی می‌گذرد، قصد داریم روند تحقق تقریب مذاهب اسلامی و وحدت اسلامی را آسیب‌شناسی کنیم و ببینیم، چه مسئله‌ای این روند را تهدید می‌کند؟

چند عامل این نظریه را تهدید می‌کند که یکی از آنها عامل بیرونی به نام «دشمن» است. دشمن با ترفندهای تئوریک و تکنیک‌های علمی به دنبال این است که تقریب مذاهب را یک پروژه شکست‌خورده و خسران‌آفرین برای شیعه و سنی قلمداد کند و به شیعه بگوید، با تقریب مذاهب آموزه‌های تشیع به خطر می‌افتد و مناسک، آموزه‌ها و اتفاقات شیعی تحلیل می‌روند. همچنین به اهل سنت بگوید که با پروژه تقریب مذاهب، جهان اهل سنت به سوی شیعه شدن حرکت خواهد کرد؛ این چیزی است که دشمن به مثابه یک عامل بیرونی به پروژه تقریب مذاهب صدمه می‌زند. در این بین عوامل گوناگون دیگری، مانند عوامل داخلی وجود دارند که می‌خواهند این پروژه به اهداف و نتایج خود نرسد.

پس از ۴۰ سالی که از پیروزی انقلاب اسلامی می‌گذرد، شعار تقریب مذاهب به کجا رسیده است؟

واقعیت این است که پس از ۴۰ سال دیگر نباید آزمون و خطا کنیم و با شعارزدگی چشم خود را روی واقعیت‌های پیرامون‌مان بپوشانیم. امروز باید دقت کنیم که دشمن در کنار پروژه تقریب، چه پروژه‌هایی را برای ما تدارک دیده است؛ گزینه‌های آلترناتیوی که دشمن گاهی با تکفیر می‌سازد و ما نباید خود را در خواب خرگوشی نگه داریم. ۴۰ سال پیش پروژه‌ای به نام تکفیری‌ها نبود و دشمن این گروه را در چند سال اخیر ساخته است، تکفیری‌ها از القاعده به وجود آمدند و در آخر به داعش رسیدند. باید توجه کرد که داعش چگونه دشمنی، مانند رژیم صهیونیستی را به فراموشی سپرد تا قضیه فلسطین فراموش شود و شیعه را دشمن جهان اسلام معرفی کرد.

به راستی، ما اگر تقریب را ارزیابی کرده‌ بودیم، امروز در جایی که ایستاده‌ایم، نبودیم. متأسفانه مرکز آسیب تقریب این است که مرکز دیده‌بانی و رصدگری ندارد، امروز تقریب باید رصدگران و دیده‌بان‌هایی داشته باشد و آینده‌پژوهی کند که چه اتفاقاتی در آینده می‌توانند پروژه تقریب را رقم بزنند. متأسفانه، امروز تقریب را فقط در حوزه الهیات خلاصه کرده‌ایم و مداوم درباره مشترکات فقهی شیعه، مشترکات فقهی سنی و مشترکات کلامی بحث می‌کنیم؛ این در حالی است که اگر فقط به مشترکات الهی بسنده کنیم، مطمئناً تقریب ضربه‌های دیگر خواهد خورد.

در این راستا، باید چه اقداماتی انجام شود؟

باید درباره تقریب الهیاتی و الهیات تقریبی بحث کنیم.

ما از تقریب الهیاتی و تقریبی که الهیات دارد، سخن گفته‌ایم؛ اما از الهیات تقریبی که درباره چگونگی تقریب داشتن حرف می‌زند و اینکه اساساً چگونه می‌توانیم مشترکات را بیشتر و اختلافات را کم کنیم، کمتر سخن گفته‌ایم. نکته بعدی این است که ما نباید تقریب را فقط به الهیات خلاصه کنیم، مگر در نشست وحدت فقط باید آخوندهای مذهبی دور هم جمع شوند و صحبت کنند؟ چرا نباید هنرمندان جهان اسلام دور هم جمع شوند و درباره تقریب از منظر هنر صحبت کنند؟ چرا صنعت‌گران جهان اسلام که اتفاقاً دغدغه‌های مشترک دارند، دور هم جمع نمی‌شوند و درباره اینکه دشمن چگونه اقتصاد جهان اسلام را هدف قرار داده، صحبت نمی‌کنند؟ اگر این‌گونه بحث می‌شد امروز در صورت تحریم یک کشور، همه جهان اسلام به پا می‌خاستند، اما الآن دشمن می‌گوید ایران شیعی است یا سوریه علوی است، یا اینکه یمن زیدی است و شما با آنها کاری نداشته باشید. ما امروز باید تقریب را در ساحت‌های فراالهیاتی نیز گسترش دهیم.

به نظر شما تقریب مذاهب به این نحو می‌تواند موفق‌تر باشد؟

اساساً بدون این اقدامات، تقریب نمی‌تواند موفق باشد و در حال حاضر با این وضع نمی‌توانیم به موفقیت برسیم.

در این چهار دهه چقدر در این زمینه موفق بوده‌ایم؟

ما یک حاج قاسم سلیمانی داریم که نه فقط برای شیعه، بلکه برای کل جهان الگوست و سنیِ عراقی، علویِ ترکیه‌ای و زیدیِ یمنی به او افتخار می‌کنند، اما باید برای دوران پساداعش که دوره تقریب هم است، حاج‌قاسم‌های تقریب تربیت کنیم، حاج قاسم‌هایی که پس از شکست دشمن بتواند تقریب را در آنجا جاری کند.

چطور می‌توانیم این کار را انجام دهیم؟

لازمه آن این است که دکترین و دکترینال‌های تقریبی تدوین کنیم و باید درباره زیست‌بوم تقریبی بحث کنیم. باید ببینیم برای نمونه در سوریه یا یمن چه تقریبی داشته باشیم؛ چرا که هر مدل تقریبی، برای هر جامعه‌ای مؤثر نخواهد بود، لذا ما امروز باید برای جهان اسلام زیست‌بوم تقریبی تدوین کنیم و بر اساس شاخصه‌های روان‌شناختی، جامعه‌شناختی و مردم‌شناختی آن منطقه، نسخه تقریبی بپیچیم و دکترینال‌های تقریبی، یعنی الگوهای عینی و واقعی ارائه کنیم. جهان برای عملیاتی کردن الگوهای خود، اول دکترین‌سازی می‌کند، بعد دکترینال و سپس الگو می‌سازد.

منبع: هفته نامه صبح صادق

ریشه‌های مجمع تقریب مذاهب از قم تا قاهره/ پرهیز از سخنان موهن مهمترین عامل وحدت میان مسلمانان

دکتر عابد نقیبی آذر ۴, ۱۳۹۷ اجتماعی, اخبار, تصاویر ارسال دیدگاه 675 بازدید

در گفت‌وگوی قدس آنلاین با آیت الله تسخیری، ماموستا نقیبی و سهروردی مطرح شد

ریشه‌های مجمع تقریب مذاهب از قم تا قاهره/ پرهیز از سخنان موهن مهمترین عامل وحدت میان مسلمانان

000

ماموستا نقیبی، از علمای اهل سنت گفت: برخی از منبری‌های شیعه یا سنی با یک حرف توهین‌آمیز در سخنرانی‌های خود آتش نفاق و تخم کینه می‌کارند که درمان آن قابل جبران نیست.

گروه فرهنگی قدس‌آنلاین/ نازلی مروت: ضرورت وحدت مسلمانان در دوره معاصر زمانی بیشتر مورد توجه قرار گرفت که زعیم حوزه‌های علمیه شیعه و مرجع تقلید شیعیان ارتباط با الازهر به عنوان نماد علمی اهل سنت را در دستورکار قرار داد و پایه‌گذار دارالتقریب در قاهره شد.

مجمع تقریب مذاهب اسلامی نیز سال‌ها بعد در ادامه تحقق اهداف آیت‌الله بروجردی در ایران راه اندازی شد تا مرجعی برای همدلی بین علمای شیعه و سنی باشد. تدبیر رهبر معظم انقلاب در راه‌اندازی مجمع، آنجا اهمیت می‌یابد که در دوره‌ای که گروه‌های تکفیری با حمایت صهیونیسم در منطقه جنگ مذهبی به راه انداختند، علمای شیعه و سنی همراه با یکدیگر در برابر آن‌ها ایستادند و گرچه سلفی‌ها و تکفیری‌ها خود را منتسب به اهل سنت می‌دانند، اما بزرگان اهل سنت از آن‌ها برائت جستند.

ریشه‌های اندیشه تقریب در دوره معاصر را باید در مصر و ایران جست. دانشگاه الازهر که توسط دولت فاطمیون مصر تأسیس شد، به دلیل خطای راهبردی دولتمردان فاطمیون در حفظ وحدت بین مسلمانان از مسیر اعتدال خارج شد و در دوره ایوبیان صورتی دیگر از افراط مذهبی را تجربه کرد، اما در سال۱۷۸۹ میلادی زمانی که دولت فرانسه به مصر حمله کرد، این علمای الازهر بودند که پرچم قیام برداشتند و برای مقابله با استعمار فرانسه پیام وحدت سردادند. فراز و فرودهای علمی و اجتماعی دانشگاه الازهر مانع خاموش شدن چراغ علم در دانشگاه نشد.

در دهه ۷۰ با نامه‌نگاری بین علمای شیعه و سنی برگ دیگری در دفتر الازهر گشوده شد. در دوره‌ای که آیت‌الله العظمی بروجردی زعامت حوزه علمیه قم را عهده‌دار بود با اشراف به توان علمی اندیشمندان الازهر و برای ایجاد گفتمان علمی و تقریبی با علمای مصر، شیخ محمدتقی قمی را به عنوان نماینده خود به مصر فرستاد تا پیام شفاهی آیت‌الله را به شیخ مجید سلیم(شیخ الازهر) برساند.

این پیام موجب ایجاد مکاتبات فراوانی بین قم و الازهر شد و زمینه تأسیس دارالتقریب را فراهم ساخت. به دنبال این تماس‌ها دانشگاه الازهر برای نخستین بار در تاریخ پیدایش خود در روز عاشورا مجلس بسیار مجلل و با شکوهی برای عزای امام حسین(ع) بر پا کرد.

پس از درگذشت شیخ مجید سلیم، شیخ شلتوت زعامت دانشگاه الازهر را به عهده گرفت. وی که از افراد علاقه‌مند به اتحاد امت اسلام و دارای دیدی عمیق در مسائل تقریبی بود، ارتباط نزدیکی با آیت الله بروجردی برقرار کرد و طی نامه‌ای ایشان را «برادر معظم» خود خطاب کرد.

تأسیس دارالتقریب بین مذاهب اسلامی در مصر نقش عمده‌ای در هماهنگی فِرَق مختلف اسلامی داشت. نخستین گام مهم در راه تقریب، تدریس فقه مذاهب اسلامی شیعه و سنی در دانشگاه الازهر بود. صدور فتوای جواز پیروی از مذهب اهل بیت(ع) و فقه جعفری در روز میلاد امام صادق(ع) توسط شیخ محمود شلتوت دیگر اقدام مهمی بود که می‌توان از ثمرات تقریب دانست.

در همین زمینه مرحوم حجت الاسلام والمسلمین علی دوانی می‌گوید: «آیت‌الله بروجردی از تأسیس و توسعه دارالتقریب حمایت کرد، ایشان در درس خارج فقه خود در بعضی مواقع فتاوای علمای عامه را بیان می‌کرد و می‌فرمود مسیر تاریخ فقه اسلامی با مطالعه در فتوای علمای عامه روشن‌تر می‌شود».

پس از درگذشت آیت‌الله بروجردی و شیخ محمود شلتوت، دارالتقریب دیگر به اقتدار گذشته خود بازنگشت و مانند خاطره‌ای مبهم در ذهن تاریخ باقی ماند. اما ماجرای وحدت مسلمانان پس از پیروزی انقلاب اسلامی از تیررس نگاه بنیانگذار جمهوری اسلامی دور نماند.

امام خمینی(ره) با تعیین هفته وحدت در ایام میلاد رسول خاتم(ص)، بار دیگر اهمیت تقریب مذاهب اسلامی را گوشزد کرد. این رویداد فرهنگی- سیاسی در سال‌۶۹ با تأسیس مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی رنگ و بوی دیگری به خود گرفت.

گام‌های مهم شیخ وحدت
۱۷مهر سال۱۳۶۹ شمسی به دنبال برگزاری چهارمین کنفرانس وحدت اسلامی که با حضور جمعی از اندیشمندان جهان اسلام ازسوی سازمان تبلیغات اسلامی در تهران برگزار شد، آیت‌الله خامنه‌ای دستور تشکیل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی را صادر کردند.

آیت‌الله محمد واعظ زاده خراسانی(ره) نخستین دبیرکل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی بود که در دوره ریاست خود توانست نقش استاد خود، آیت‌الله العظمی بروجردی را بخوبی ایفا کند و علمای اهل سنت و شیعه را زیر پرچم وحدت گردهم آورد.

آیت‌الله واعظ‌ زاده خراسانی را پیش از آنکه تنها یک عالم دینی درگوشه یک پژوهشکده باشد، با اندیشه‌های تقریبی‌اش می‌شناسیم. اندیشه‌هایی که از او یک عالم روشنفکر دینی در زمینه وحدت ساخته بود و همه علمای جهان اسلام او را با همین اوصاف می‌شناسند و هنوز هم شاهد آثار و برکات وجودی آیت‌الله بروجردی هستیم.

نقش مرحوم واعظ زاده در پیشبرد اهداف «تقریب»
آیت‌الله محمدعلی تسخیری در این خصوص به خبرنگار فرهنگی قدس آنلاین می‌گوید: «تحولاتی که مرحوم آیت‌الله بروجردی ایجاد کردند، خیلی بزرگ است. مرحوم آیت‌الله واعظ زاده نقش مهمی در حوزه تقریب که از علاقه‌مندی‌های مهم آیت‌الله بروجردی بود، داشتند. به همین دلیل از ایشان به عنوان «صاحب سرّ آیت‌الله العظمی بروجردی» در بحث وحدت یاد می‌شود». دوران مدیرکلی آیت‌الله برمجمع جهانی تقریب مذاهب از با برکت‌ترین ادوار برای وحدت اسلامی بوده است.

آیت‌الله تسخیری با بیان اینکه خدمات آیت‌الله در حوزه تقریب موجب شد تا به چهره بین‌المللی تبدیل شود، می‌افزاید: «ایشان معتقد به ارتباط با شخصیت‌های اهل سنت بودند سفرهای جامعی داشتند و گزارش‌های خوبی را ارائه دادند شخصیت‌هایی را از الازهر و قطر و سعودی دعوت کردند، کنفرانس وحدت بر پا کردند، از کشورهای زیادی دیدار کردند، عضو اتحادیه جهانی علمای اسلام، مجمع جهانی فقه اسلامی بودند و در بعثه حج سال‌ها شرکت کردند. به همین دلیل بسیار شناخته شده بودند و مراودات خوبی با علمای اهل سنت در حوزه تقریب داشتند. تأسیس دانشگاه مذاهب یکی از صفحات طلایی حیات علمی آیت‌الله واعظ زاده است. این کار بزرگی بود که موجب خنثی شدن شبهات دشمن در زمینه وحدت علیه ما بود.

تکفیری‌ها، ابزار صهیونیسم در ایجاد جنگ مذهبی

خاورمیانه به عنوان منطقه طلایی جهان، رنگین‌کمانی از نژاد، قومیت، زبان و ادیان گوناگون است؛ منطقه‌ای که از آن به عنوان نخستین خاستگاه تمدن و نخستین مرکز قانون‌گذاری دنیا یاد می‌شود. خاورمیانه از میانه قرن بیستم، مرکز توجه جهانی و شاید حساس‌ترین منطقه جهان از نظر راهبردی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی بوده‌ و مکان کشمکش‌های درازمدت اعراب و اسرائیل است.

خاورمیانه زادگاه ادیان مهمی چون یهودیت، مسیحیت، اسلام، و ادیان غیرابراهیمی مثل دین زرتشتی، آیین مهر و مانوی است. درحال حاضر بیشترین ساکنان این منطقه مسلمان هستند و کشورهای مسلمان صاحب ثروت عظیم نفت، گلوگاه‌های مهم دریایی، تنگه‌ها و آثار فرهنگی به جا مانده از تمدن پیشین بشری است.

به همین دلیل این منطقه همواره مورد توجه کشورهای استعمارگر بوده است، اما در چند دهه اخیر رویکرد استعمار غربی از جنگ علیه کشورهای منطقه به ایجاد جنگ‌های نیابتی و مذهبی تغییر و ساکنان این منطقه را گرفتار خود کرده است. ظهور و بروز گروه‌های تکفیری شیعه و سنی یکی از مهمترین گام‌هایی است که برای ایجاد اختلاف بین مسلمانان برداشته شده است.

ماموستا دکتر عابد نقیبی از علمای تقریبی اهل سنت در گفت‌وگو با خبرنگار فرهنگی قدس آنلاین به خطرات جریان تکفیری اشاره کرده و می‌گوید: «شبکه‌های ماهواره‌ای مذهب علیه مذهب برای رسیدن به همین هدف تأسیس شده است. برخی از عالمان هم آگاهانه و ناآگاهانه در این شبکه‌ها حاضر می‌شوند و به مذهب دیگری توهین می‌کنند.

وی می افزاید: این درحالی است که این گونه رفتارها خلاف نص صریح قرآن است، برخی از منبری‌های شیعه یا سنی با یک حرف توهین‌آمیز در سخنرانی‌های خود آتش نفاق و تخم کینه می‌کارند که درمان آن قابل جبران نیست. کافر دانستن مسلمانان از هر مذهبی که باشند، توسط افراد لندن‌نشین جز برای ایجاد فتنه در امت رسول الله(ص) نیست. برای رفع این فتنه، باید به سیره نبوی و بزرگان دین عمل کنیم. حضرت علی(ع) نمونه بارز وحدت است. سیره امام حسین(ع) نمونه دیگری از اهمیت وحدت است».

عضو مجمع علمای مسلمان با اشاره به تدبیر رهبر انقلاب در تحکیم وحدت اسلامی می‌افزاید: «فتوای رهبر معظم انقلاب در حرمت توهین به همسران پیامبر(ص) و صحابه و مزدور دانستن کسانی که در مسیر توهین کردن به مقدسات اهل سنت قرار گرفته‌اند، نشان دهنده توجه ویژه ایشان به وحدت است. کسانی که به این فتوای رهبری عمل نمی‌کنند، ضد اسلام و وحدت اسلامی هستند و درراستای منافع دشمنان اسلام گام برمی دارند و پیاده نظام استکبار هستند».

دیپلماسی وحدت

حجت‌الاسلام دکتر یحیی جهانگیری سهروردی نیز با بیان اینکه تدبیر امام در تعیین هفته وحدت و اقدام رهبری در تأسیس مجمع تقریب موجب شد تا امروز ما شاهد شکست پروژه اختلاف افکنی تکفیری‌ها در منطقه باشیم، می‌گوید: ما باید در جهان اسلام مرکز رصد، دیده‌بانی و آینده‌پژوهی تأسیس کنیم تا تیرهای رها شده ازسوی صهیونیسم و غرب به نام شیعه یا سنی بر بدنه اسلام وارد نشود.

مدیرکل ارتباطات علمی- بین المللی دانشگاه مذاهب اسلامی «دیپلماسی وحدت» را تنها راه رسیدن به نقطه مطلوب تقریب دانسته و می‌افزاید: نهادهایی مثل مجمع جهانی تقریب مذاهب و دانشگاه ادیان و مذاهب باید بدنه دیپلماسی داشته باشند تا در ارتباط با جهان اسلام بخوبی عمل کنند.

وی می گوید:جذب دانشجو از ملیت‌های مختلف، حمایت آکادمیک از مسلمانانی که دغدغه تقریب دارند و تربیت دانشمندان دغدغه‌مند می‌تواند، نمونه موفقی از دیپلماسی وحدت باشد که در جمهوری اسلامی رخ داده است و باید تقویت شود.

مهم‌ترین راه جلوگیری از فتنه مذهبی

درحالی که تنها پس از یک سال از آغاز رهبری آیت‌الله خامنه‌ای و در گیرودار مشکلات کشور، ایشان تأسیس مجمع جهانی تقریب مذاهب را در دستور کار قرار می‌دهند، باید نسبت به جریان‌های افراطی شیعه و سنی که آرامش کشور و منطقه را هدف برنامه‌های خود قرار داده‌اند، بی تفاوت نبود و برای جلوگیری از فتنه مذهبی درکشور مانع فتنه‌انگیزی هر فرد یا جریانی شد.

برای مقاومت در برابر برنامه نهایی استکبار و صهیونیسم که راه انداختن جنگ مذهبی در ایران و منطقه است نیازمند جهاد عالمان و به تعبیر دکتر جهانگیری سهروردی ما به «حاج قاسم»‌های آکادمیک و فرهنگی نیاز داریم تا تفکر تکفیری غیرمتمرکز را از بین ببرند.

از تقریب الهیاتی تا الهیات تقریب در گفنگو با یحیی جهانگیری:

تقریب، منحصر به حوزه الهیات شده است / اگر تقریب را وارد جامعه نکنیم باید منتظر داعش دیگری باشیم! / انتصاب یک فرد اهل سنت به عنوان رایزن فرهنگی ایران برای اولین بار

مبلغ / رئیس سازمان فرهنگ و اتباطات قم میگوید : تقریب اگر فقط در کتاب‌ها و ژورنال‌ها بماند و به کف میدان نیاید و به درون خانه‌های هر مسلمانی نرود داعش دیگری خواهد آمد! به گفته وی دلیل این وضعیت، انحصار تقریب در میدان الهیات است و باید به فرمایش امام صادق رجوع کنیم که فرمود شما بروید در بازار در کنار هم کار کنید و در نماز جماعت همدیگر شرکت کنید …

در ۱۷:۳۰ یکشنبه ۹ مهر ۱۴۰۲ 0

به گزارش «مبلغ»- برنامه روشنا که از صدا و سیما استان قم پخش میشود به مناسبت هفته وحدت میزبان حجت الاسلام دکتر یحیی جهانگیری رئیس سازمان و فرهنگ و ارتباطات اسلامی استان قم شده است. دکتر جهانگیری که یکی از فعالان حوزه تبلیغ بین المللی است و به چند زبان آشنایی و تسلط دارد، در این گفتگو به نکات مهم و و اساسی در حوزه تقریب بین مذاهب اسلامی اشاره کرده است که متن آن را در ادامه میخوانید:

برخی میگویند یکی از دلایلی که تقریب آنچنان که باید موفق نبوده، این هست که ما در طول بیش از ۴۰ سال از انقلاب اسلامی، تقریب را فقط از منظر دینی دیدیم.آیا تقریب در حوزه‌های هنری، فرهنگی، ورزشی یا اقتصادی هم ممکن است؟

بگذارید جواب شما را با این جمله شروع کنم که چرا ما تقریب را فقط در حوزه‌ی الهیات محدود کردیم؟ چرا کنفرانس وحدت که برگزار می‌شود فقط الهی‌دانان وعلمای اهل سنت و شیعه کنار هم جمع می‌شوند؟ تقریب باید در حوزه‌های مختلف رقم بخورد. ببینید ما تقریب الهیاتی داریم یعنی در حوزه‌های الهیاتی میگوییم بیایید کنار هم باشیم تا تقریب اتفاق بیفتد یعنی نظرات را در حوزه‌ی مهدویت، توحید، نماز، حج و … کنار هم بچینیم تا ایده ها همگرا شوند. ما وقتی میگوییم تقریب، به این معنا نیست که نظرات یکی شوند بلکه نظرات در فرآیند تقریب به قرب و همکاری خواهند رسید. آنچه که در این نیم قرن از انقلاب اسلامی در تقریب اتفاق افتاده است این هست که در حوزه‌های الهیاتی کار کردیم یعنی معمولاً کتاب‌هایی که چاپ شده است درباره‌ی مهدویت از دیدگاه مذاهب یا اهل بیت از دیدگاه مذاهب و اهل بیت در منابع اهل سنت بوده است. آنچه که اتفاق افتاده است تم الهیاتی داشته است.

بگذارید اینگونه بگویم دلیل اینکه چرا ما موفق نشدیم این است که تقریب ما تقریب الهیاتی بوده و ما نیازمند الهیات تقریب هستیم و این دو با هم متفاوت است. ما باید گذر کنیم از تقریب الهیاتی به الهیات تقریب. الهیات تقریب یک الهیات مضاف هست. الهیات تقریب میگوید اساسا برای رسیدن به تقریب، آموزه‌های دینی چه پیشنهاد می‌کند؟ ببینید در تقریب الهیاتی ما میاییم در حوزه‌ی الهیات می‌خواهیم تقریب داشته باشیم یعنی آن میدانی که می‌خواهیم تقریب ایجاد شود میدان الهیات است ما به میدان اقتصاد، هنر و سینما ورود نمی‌توانیم بکنیم ولی در الهیات تقریب دنبال این هستیم که الهیات اسلامی، الهیات شیعی و الهیات اهل سنت برای رسیدن به تقریب چه مدلی را پیشنهاد می‌کند؟

وقتی به الهیات تقریب رسیدیم به ما میگوید که کشاورزان چگونه درکنار هم و اساسا خانواده‌ها چگونه می‌توانند کنار هم باشند؟ ببینید الان در بعضی شهرها خانواده هایی داریم که یکی عضو خانواده شیعه و دیگری اهل سنت است. من در سفرهای بیرون از کشور می‌بینم که خانواده ای می آید که پدر میگوید من شیعه هستم و مادر میگوید من اهل سنت هستم! الهیات تقریب به ما می‌گوید چگونه می‌شود در یک خانواده پدری سنی ‌باشد و مادر شیعه باشد و خواهر، شافعی و آن یکی مالکی!

این خیلی رویایی به نظر نمیرسد؟

ما در تاریخ خود این را داشته ایم. در همین ایران عزیز شما در ارومیه بروید ببینید. در ارومیه کارفرمایان شیعه هستند و کارگران اهل سنت و در کردستان برعکس. وقتی من دارم از الهیات تقریب صحبت می‌کنم یعنی در یکی از شهرهای کردستان انتخابات مجلس برگزار میشود و در آن شهر بیشتر اهالی اهل سنت هستند و کاندیدای شیعه در مقابل کاندیدای اهل سنت برنده میشود و یا در شهرهای دیگر برعکس. یعنی مردم شیعه و سنی برای حکمرانی خوب شیعه بودن و سنی بودن را ملاک قرار نمیدهند و کارآمدی را مد نظر دارند! الهیات تقریب دنبال این هست که تقریب را در سینما، حوزه سرمایه گذاری و در یک کلام در میدان اجتماعی داشته باشیم. دلیل اینکه ما هنوز در تقریب موفق نبوده ایم این هست که تقریب را فقط در میدان و ماراتن الهیات آوردیم و به ساحت‌های دیگر نبردیم! تقریب باید به میدان بیاید نه در اتاق‌های الهیات و در مدارس دینی و صرفاً در کنفرانس‌ها و سالن‌های کنفرانس!

اکثریت اعضای جنبش های تکفیری، دانش دینی ندارند

یک بخش مهمی از بدنه‌ی دینی کشور و روحانیت و بزرگان ما معتقدند به هر حال تقریب، موفقیتهایی داشته و فتوحاتی در طول این چهل و خرده‌ای سال بعد از انقلاب اسلامی داشته است. و این فتوحات هم خیلی خوب و تاثیرگذار بوده است اما اگر واقعا اینطور هست پس پدیده‌ی اسفناکی مثل داعش از میان برخی از اهل سنت چطور شکل می گیرد؟

ما تقریب را اگر فقط در مدرسه‌ ها و کتاب‌ها ببینیم باید منتظر داعش دیگری باشیم! ببینید یک آماری را موسسات معتبر انجام دادند درباره‌ی اعضایی که به جریان‌های افراطی مثل سازمان داعش ملحق شدند. این آمار، آمار دردناکیست که نشان میدهد بیشتر افرادی که عضو سازمان های افراطی مانند داعش شدند دانش دینی نداشتند یعنی حتی تخصص‌شان در حوزه‌های دیگر مثل حوزه های فنی بوده است چنین افرادی به راحتی تمام، شستشوی مغزی میشوند و وارد سیستم‌های جریان‌های افراطی میشوند. این آمار به ما نشان میدهد که اسلحه جهان اسلام به سمت خودش نشانه رفته است. رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی و کتاب‌های ما همدیگر را دارند می‌زنند! اینجا اتفاقی که رقم خورده این است که ما همدیگر را نشناختیم. تقریب اگر فقط در کتاب‌ها و ژورنال‌ها بماند و به کف میدان نیاید و به درون خانه‌های هر مسلمانی نرود این اتفاقات رقم می‌خورد! دلیلش هم همان تقریب الهیاتی بوده است ما به الهیات تقریب نیاز داریم که امام صادق فرمود شما بروید در کنار هم کار کنید در نماز جماعت همدیگر شرکت کنید و در بازار با هم باشید و از هم خرید و فروش بکنید! باید تقریب را کف میدان جامعه آورد!

تقریب وظیفه یک نهاد نیست بلکه باید نهادینه شود

این وظیفه کیست؟

تقریب وظیفه یک نهاد نیست بلکه باید نهادینه شود! یکی از آسیب‌هایی که در حوزه‌ی فرهنگی ما با آن مواجهیم این است که مسایل فرهنگی به جای اینکه نهادینه بشود به نهاد تبدیل شود ولی ما وقتی دنبال نهادینه کردن آن باشیم آن وقت من طلبه، جنابعالی به عنوان یک پژوهشگر حوزه رسانه و فعال در حوزه‌ی رسانه و آن بازاری و تاجر و بازیگر، همه در این حوزه کنشگری می‌کنند! ما باید تقریب را بیاوریم مثل خون در رگ همه‌ی انسان‌ها جاری شود و فقط در حوزه‌ی الهیات باقی نماند. این وقتی اتفاق می‌افتد که بازاری و بازیگر شیعه و سنی همدیگر را بشناسند و با هم کار کنند! خیلی از اعضای جریان های افراطی کسانی هستند که سواد کمی دارند و شناخت کمی از اهداف تروریستی خود دارند.

حضور اهل سنت در مناصب کشور از دهه ۶۰ تا ۹۰ رو به افزایش بوده است

بعضی از مجموعه های اهل سنت اعتراض دارند که از سویی از تقریب دفاع میشود از سویی دیگر در استخدام‌ها می پرسند که مذهب شما چیست؟

اگر این پرسش ها به مثابه این باشد که به هر حال یک آنالیز و شناختی اتفاق بیفتد این درست است اما اگر این آمارها برای این باشد که خدایی نکرده یک تبعیضی اتفاق بیفتد هر جای دنیا باشد نادرست است و اتفاقا تقریب باید اینجا بیاید و دفاع بکند و ما یادمان باشد که در جمهوری اسلامی اتفاقا همین تقریب بوده است که گاهی مانع اینگونه اتفاقات بوده است. اگرحجم استخدام‌ها و حجم حضور اهل سنت در مناصب بالای کشوری دهه‌ی شصت و دهه هشتاد و دهه نود را مقایسه کنید می‌بینید که اتفاقا تقریب بوده است که این تیک‌ها را کمرنگ کرده است.

انتضاب اولین فرد اهل سنت به عنوان رایزن فرهنگی ایران در دوره جدید

جناب آقای دکتر داوود زرین‌پور از اهل سنت و محقق، پژوهشگر و استاد دانشگاه سیستان و بلوچستان هستند. انتخاب ایشان به عنوان رایزن فرهنگی از سوی جمهوری اسلامی به عنوان اولین فرد اهل سنت در جمهوری اسلامی که به این سمت نائل میشود را چطور می بینید؟

باید از ریاست محترم سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی حجت‌الاسلام والمسلمین ایمانی‌پور تشکر کنیم که این انتصاب برای اولین بار اتفاق افتاد. این اتفاق واکنش‌های بسیار جدی در شبکه‌های اجتماعی جهان عرب هم داشت که بعضی‌ها این را به عنوان یک اتفاق بدیع و بعضی‌ها به عنوان یک اتفاق شگفت‌آور یاد کردند این نشان میدهد که ما می‌توانیم در جهان اهل سنت با این اتفاقات تقریبی، تقریب عملی را رقم بزنیم.

تقریب چه کمکی به امت اسلامی کرده در این دهه‌ها و این سال‌ها؟

تقریب توانسته است شناخت‌های نادرستی که مسلمانان از همدیگر داشتند را تا حدی درست کند البته به شناخت کامل رسیدن، زمان زیادی میخواهد. ما باید رسانه‌ی خوب داشته باشیم و باید کتاب‌های خوب و مجلات خوب تولید کنیم. چون من در دانشگاه مذاهب تدریس داشتم از خاطراتم بگویم. روز اول وقتی شیعه و سنی در کلاس درس کنار هم قرار می‌گرفتند تا می‌فهمیدند که فرد بغل دستی، سنی یا شیعه هست راحت نبودند و می‌گفتند باید جا یا اتاقم را عوض کنم ولی در گذر زمان می‌فهمند که او هم نماز و قرآن می‌خواند و قرآن و نمازش مثل ماست فقط یک تفاوت جزیی دارد و کم کم مهربانی‌ها اتاق می‌افتاد! ما داشتیم که افرادی بودند که واقعا تا آخر حتی میخواستنند ادامه‌ی تحصیل را با هم باشند! این اتفاق وقتی رقم می‌خورد که همدیگر را بشناسیم.

اگر این شناسایی میان اقشار مختلف درست اتفاق بیفتد ما به یک گام بزرگ و یک دستاورد جدید خواهیم داشت! ما اگر بیاییم برای ساخت جهان اسلام بخل نورزیم، انحصاری نگاه نکنیم و من بیایم از اندیشمندی که در جاکارتای اندونزی تولید اندیشه می‌کند تا او که در دانشگاه زیتونه تونس نظریه‌پردازی می‌کند تا کسی که در دانشگاه الازهر مصر تئوری پردازی می‌کند و کسی که در حوزه‌ی علمیه‌ی قم و نجف نظریه‌پردازی می‌کند استفاده کنم و همه‌ی نظرات مالکی، شافعی، حنبلی، زیدی و جعفری را کنار هم قرار بدهم جهان اسلام می‌تواند به تمدن برسد. ما نمی‌توانیم حرف از تمدن با پسوند اسلامی بزنیم که که فقط منحصر باشد به نظریات یک مذهب خاص و از نظرات اندیشمندان دیگر بهره نبریم.

Scientific session on "Prophecy Achievements" to be held in Qom (+ Poster)

On the eve of the birth of the Prophet Muhammad (pbuh) and the Islamic Unity week, a scientific session on "Prophecy Achievements" will be held by ABNA news agency in Qom.

AhlulBayt News Agency (ABNA): On the eve of the birth of the Prophet Muhammad (pbuh) and the Islamic Unity week, a scientific session on "Prophecy Achievements" will be held by AhlulBayt News Agency-ABNA in Qom.

Hujjat-ul-Islam Dr. Ali Akbar Badiei, the director general of legal department of AhlulBayt (a.s.) World Assembly and Hujjat-ul-Islam Dr. Yahya Jahangiri, The head of the Islamic Culture and Relations Organizations in Qom, will speak in the session.

The session will be held on Monday, September 25, 2023 at 10:00 AM at ABNA office in Qom.

هجوم برای دیدن رونالدو و واکنش یک مبلغ حوزوی

حجت‌الاسلام یحیی جهانگیری که هم‌اکنون برای شرکت در رویداد بین‌المللی صلح در شهر سئول، پایتخت کره جنوبی حضور دارد، به ماجرای هواداری عجیب ایرانیان از کریستیانو رونالدو، بازیکن تیم النصر و انعکاس وسیع آن در رسانه‌های خارجی واکنش نشان داد.

به گزارش ایکنا، حجت‌الاسلام والمسلمین یحیی جهانگیری؛ مدرس دانشگاه و مبلغ بین‌المللی که هم‌اکنون برای شرکت در رویداد بین‌المللی صلح در شهر سئول، پایتخت کره جنوبی حضور دارد، به ماجرای هواداری عجیب ایرانیان از کریستیانو رونالدو، بازیکن تیم النصر و انعکاس وسیع آن در رسانه‌های خارجی واکنش نشان داد.

وی در صفحه مجازی خود نوشت: «اول صبح تلویزیون را باز کردم. به زبان کره‌ای نفهمیدم چه می‌گوید ولی این عکس را نشان داد. حقیقتا به عنوان یک ایرانی، شرمم آمد که اگر دیگر مهمانان کنفرانس بپرسند، چی بگم؟»

واکنش یک مبلغ حوزوی به هواداری از رونالدو

وی در توضیح تصویر نوشت: «می‌دونم بعضی از شما از این نوشته‌ام دلخور می‌شوید اما باید حرف حق را نوشت. ما پیش از فوتبال در زمین سبز، در میدان فرهنگ بازی را باختیم. ما بیش از توپی که به گل رقیب بکنیم، گل به خودی زدیم در ارائه تصویر جهانی از فرهنگ ایران. به ما چه شده است که اینجور شدیم؟»

گفتنی است جهانگیری برای سخنرانی در کنفرانس بین‌المللی صلح که با حضور بیش از ۷۰۰ نفر از فعالان صلح از ۱۱۸ کشور جهان در شهر سئول برگزار می‌شود، به کره جنوبی سفر کرده است و عنوان سخنرانی وی «نگاه شیعه به صلح» و «کنش صلح‌گرایانه در پیاده‌روی اربعین» است.

یک مبلغ بین‌المللی تاکید کرد:

ضرورت جهاد تبیین فراتر از مرزها

ضرورت جهاد تبیین فراتر از مرزها

یک مبلغ بین‌المللی تاکید کرد اگر جهاد تبیین فراتر از مرزها انجام نشود، جنگ تحریف و جنگ تحریم، علیه کشورمان جدی خواهد بود.

به گزارش خبرنگار ایمنا، کنفرانس بین‌المللی صلح از ۱۷ تا ۲۱ ام سپتامبر در شهر سئول کره جنوبی برگزار می‌شود و حجت‌الاسلام یحیی جهانگیری سهروردی دو سخنرانی با محور «نگاه شیعه به صلح» و «کنش صلح‌گرایانه در پیاده‌روی اربعین» ارائه خواهد کرد.

حجت‌الاسلام جهانگیری در خصوص حضور در این رویداد گفت: در کنفرانس بین المللی صلح که در پایتخت کره جنوبی برگزار می‌شود، از ۱۱۸ کشور جهان شرکت کرده‌اند که در برخی از کشورها در سطح رؤسای جمهور بوده است.

وی با اشاره به ضرورت حضور نمایندگان ایران در چنین رویدادهایی تاکید کرد: غیبت ما در رویدادهای جهانی سبب می‌شود، در جنگ روایت‌ها، دیگران ما را روایت کنند.

این مبلغ بین‌المللی تصریح کرد: جهاد تبیین، تنها کارایی داخلی ندارد و در سطح خارج از کشور مهم‌تر است، زیرا اگر جهاد تبیین در ابعاد بین‌المللی انجام نشود، جنگ تحریف و سپس جنگ تحریم، علیه ما جدی خواهد بود.

به گزارش ایمنا، در کنفرانس بین‌المللی صلح بیش از ۷۰۰ نفر از فعالان صلح از جمله فعالان و مبلغان دینی از ۱۱۸ کشور جهان شرکت دارند.

به دعوت موسسه بین المللی صلح HWPL

سخنرانی روحانی شیعه در رویداد بین المللی صلح در کُره جنوبی

سخنرانی روحانی شیعه در رویداد بین المللی صلح در کُره جنوبی

مبلغ نوشت: دکتر جهانگیری در رویداد بین المللی صلح که در شهر سئول کره جنوبی برگزار می شود در موضوع «نگاه شیعه به صلح» و «کنش صلح گرایانه در پیاده روی اربعین» به ایراد سخنرانی می پردازد.

به گزارش «مبلغ» – «دکتر یحیی جهانگیری سهروردی»؛ روحانی فعال بین الملل و استاد حوزه و دانشگاه به دعوت HWPL، در کنفرانس بین المللی صلح که در پایتخت کره جنوبی برگزار خواهد شد، به ایراد سخنرانی می پردازد. در این رویداد بزرگ بین الملی صلح، بیش از ۷۰۰ تن از فعالان صلح از جمله رهبران دینی و از ۱۱۸ کشور جهان شرکت دارند.

موسسه غیر دولتی HWPL یک موسسه بین المللی در عرصه صلح می باشد که از سال ۲۰۱۳ فعالیت خود را شروع کرده است. این مؤسسه با بخش DGC و ECOSOC سازمان ملل در بسط و نشر صلح همکاری دارد.

سخنرانی روحانی شیعه در رویداد بین المللی صلح در کُره جنوبی

بر پایه این گزارش؛ دکتر جهانگیری در این رویداد بین المللی صلح که از ۱۷ تا ۲۱ ام سپتامبر در شهر سئول کره جنوبی برگزار می شود در موضوع «نگاه شیعه به صلح» و «کنش صلح گرایانه در پیاده روی اربعین» به ایراد سخنرانی می پردازد.

گفتنی است؛ از فعالیت های صلح محور دکتر یحیی جهانگیری، عضو هییت موسس جمعیت ندای صلح، عضو هییت تحریریه مجله صلح پزوهی اسلامی، هییت مدیره رویای صلح در ژاپن می باشد.