جایزه جهانی شهید صدر از سنخ نخبگانی است

رئیس دفتر نمایندگی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در قم تاکید کرد که نوع جایزه جهانی شهید صدر، از سنخ نخبگانی است و بر روی دانشمندان و نظریه پردازان در حوزه دین، تمرکز دارد.

به گزارش روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی ،حجت الاسلام یحیی جهانگیری در گفت وگو با روابط عمومی سازمان فرهنگ و تبلیغات اسلامی، درباره برگزاری نخستین رویداد جهانی جایزه شهید صدر ابراز کرد: در حال حاضر، آثار ارسال شده به این رویداد، توسط اعضای کمیته های هشت گانه، ارزیابی و به زودی، نفرات برتر معرفی می شوند.

وی با تاکید بر اینکه، نوع جایزه جهانی صدر، از سنخ نخبگانی است، افزود: مخاطبان ما در این رویداد، نظریه پردازان و اندیشمندان هستند. بنابراین انتظار نمی رود که حجم ورودی آثار به دبیرخانه جایزه، رقم بسیار بالایی باشد. با توجه به محدودیت هایی که در پذیرش آثار وجود داشت، دانشجویان و طلبه های رشته های مختلف دانشی از حضور در این جایزه محروم بوده اند و همین موضوع، سبب شده است که آمار آثار ارسالی، پایین بیاید.

جهانگیری با بیان اینکه به واسطه برگزاری جایزه جهانی صدر، به دنبال اندیشه و نظریه پردازی بوده ایم، اظهار کرد: البته این موضوع، به معنای آن نیست که دانشجویان و طلاب، نظریه پردازی نکنند و ما قصد نداریم راه اندیشه ورزی را بر آنها ببندیم. معیار ما اندیشه و نظریه مکتوب و ارائه شده بود و محدود به مدارک دانشی و دانشگاهی نبودیم.

رئیس دفتر نمایندگی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در قم همچنین بیان کرد: این جایزه از جنس جشنواره ها و رویدادهای عام نیست که همه بتوانند در آن شرکت کنند. ما نیز، به دنبال کمیت و تعداد بالای شرکت کنندگان نبودیم بلکه به دنبال صاحبان نظریه بودیم که در این رویداد حاضر شوند. از طرف دیگر، تلاش کردیم فعالان علوم حوزوی در این رویداد شرکت کنند چرا که اگر می خواهیم علوم اسلامی را ارتقا دهیم و دانشگاه بین المللی در حوزه علوم اسلامی تشکیل دهیم می باید که معدن و موطن آن، حوزه های علمیه باشد و کنشگران اصلی آن نیز حوزویان باشند.

وی در ادامه با اشاره به اینکه نظریه هایی برای برگزارکنندگان جایزه جهانی صدر اهمیت دارد که از دل اندیشه های اسلامی بیرون آمده باشد، ادامه داد: بنابراین این اندیشه ها، باید در عرصه بین المللی هم حرفی برای گفتن داشته باشد. بتواند در معادلات بین المللی اثرگذاری داشته باشد و نگاه جهانیان را به عرصه حوزه های اندیشه ای ما معطوف کند.

حدود چهارصد اثر به دبیرخانه ارسال شد

جهانگیری درباره تعداد آثار ارسال شده به دبیرخانه جایزه جهانی صدر گفت: با اینکه پیش بینی می کردیم با توجه به محدودیت های در نظر گرفته در فراخوان جایزه، آثار کمی به دبیرخانه ارسال شود، با این حال، حدود چهارصد اثر از طریق سامانه، بارگزاری و به دبیرخانه ارسال شده است که عددی قابل توجهی برای گام نخست یک رویداد اندیشه محور محسوب می شود.

رئیس دفتر نمایندگی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در قم همچنین ابراز کرد: ما در برخی موارد به سراغ اندیشمندانی که در حوزه های دینی فعالیت می کنند هم رفته ایم چرا که بسیاری از این افراد، به دنبال عرضه دستاوردها و دانش خود در چنین رویدادهایی نیستند و تمرکزشان بر روی کار پژوهش و اندیشه ورزی است و نگاه شان را معطوف به جایزه ها نمی کنند.

وی یکی از ویژگی های جایزه جهانی صدر را در این موضوع دانست که به صورت موردی و خصوصی به افراد دانشمند و نظریه پرداز مراجعه شده است و ادامه داد: بدیل این نوع برگزاری جایزه علمی در دنیا و ایران وجود ندارد. افراد مورد نظر را از طریق کرسی های نظریه پردازی و افرادی نظریه هایشان ثبت شده بود، شناسایی کردیم و به سراغ آنان رفتیم.

جهانگیری ادامه داد: گروه دیگری که برای حضور در جایزه به سراغ آنان رفتیم، افرادی بودند که در رویدادهای علمی کشور مثل جایزه علوم انسانی- اسلامی، جایزه کتاب سال حوزه، جشنواره علامه حلی و نظیر اینها به عنوان برگزیده معرفی شده بودند. در کنار این اشخاص، به واسطه انتشار فراخوان و تبلیغات مناسبی که در این زمینه صورت گرفت، از عموم دانشمندان و صاحبان اندیشه نیز برای حضور در این جایزه دعوت کردیم تا آثار مرتبط خود را ارسال کنند.

وی درباره کمیته های هشتگانه جایزه جهانی صدر توضیح داد: این کمیته ها شامل فقه و اصول و حقوق، تفسیر و علوم قرآن و حدیث، سیره و تاریخ و تمدن اسلامی، فلسفه، کلام، عرفان و دین پژوهی، مطالعات اسلامی خانواده و جنسیت، تعلیم و تربیت، اخلاق و روانشناسی اسلامی، علوم سیاسی اسلامی و علوم اجتماعی اسلامی، مدیریت و حکمرانی اسلامی و اقتصاد اسلامی، است و آثار ارسال شده و شناسایی شده، بین اعضای این کمیته ها براساس موضوع مرتبط، تقسیم شده است تا مورد ارزیابی قرار گیرند.

رئیس دفتر نمایندگی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در قم در ادامه بیان کرد: رایزنان فرهنگی کشورمان در برخی کشورهای اسلامی از جمله لبنان و عراق نیز در شناسایی و ارسال آثار مرتبط مساعدت های ویژه ای داشتند.

سهم ایران برای تولید علم در علوم انسانی افزایش می یابد

جهانگیری با بیان اینکه تاکنون کنش بین اندیشمندان اسلامی در عرصه بین الملل، کنش تبلیغی بوده است، گفت: اندیشه ای و دانشی و علمی نبوده است. واقعیت این است که ما در کنفرانس های علمی، ژورنال های علمی و کرسی های انسانی و اسلامی در عرصه بین الملل، غیبت جدی داشته ایم. علت اش هم این است که حضور دانشی را به مثابه یک عرصه و یک فضای جدی برای خودمان تعریف نکرده بودیم. حضور دانشی جمهوری اسلامی ایران در عرصه بین الملل بیشتر در حوزه های فنی و مهندسی بوده است.

وی ادامه داد: علوم انسانی ما که مزیت هژمونی آفرین دارد حضور جدی در عرصه بین الملل نداشته است. در چنین شرایطی، جایزه جهانی شهید صدر مطمئنا یکی از شاخص هایی که جابه جا خواهد کرد شاخص تولید علم در کشور است. قطعا سهم علوم انسانی- اسلامی میزان تولید علم کشور را دستخوش تغییر خواهد کرد.

رئیس دفتر نمایندگی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در قم همچنین ابراز کرد: جایزه جهانی شهید صدر اگر مسیر خود را دقیق بپیماید سهم اندیشمندان و اندیشه ورزان علوم انسانی و اسلامی در تولید قدرت علمی کشور بیشتر خواهد شد. اکنون سهم این حوزه، زیر دو درصد است و مطمئنا این سهم افزایش جدی خواهد کرد.

وی فعالیت بین المللی در حوزه دینی و اسلامی را دارای مزیت رقابتی در جهان دانست و ادامه داد: اگر معتقدیم انقلاب اسلامی می تواند قله نظریه پردازی در جهان بشود و محدود به مرزها نماند و از مرزها فراتر رود، باید اندیشه های مربوط به آن نیز از مسیر درست به خارج از مرزها برود. جایزه صدر می تواند سکوی پرتابی باشد برای نمایان کردن این اندیشه ها و دستاوردهای اندیشه ای به جامعه بین المللی.

جهانگیری ابراز امیدواری کرد که تعداد آثاری که برای دوره های بعد مورد بررسی قرار می گیرند، افزایش یابد و افزود: یکی از ثمرات جایزه جهانی صدر این است که عمل برندسازی دانشمندان مان را در عرصه بین الملل، بهتر انجام خواهیم داد. متاسفانه یکی از آسیب های ما این است که حوزه علوم انسانی- اسلامی مورد غفلت قرار گرفته است. وقتی دنیا بفهمد که ما در این عرصه حرف برای گفتن داریم، شخصیت های ما بیشتر شناخته خواهند شد و در واقع برندینگ هم اتفاق خواهد افتاد.

رئیس دفتر نمایندگی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در قم در ادامه، خبر داد: یکی از شاخه هایی که برای جایزه صدر تعریف کردیم این است که یک شخصیت اثرگذار دانشی در عرصه بین المللی را معرفی کنیم. فارغ از حوزه اندیشه، شخصیتی را اثرگذار تعریف می کنیم که بیشترین تلاش را در عرصه دانشی در عرصه بین الملل انجام داده است. این موضوع، راه مناسبی برای الگوسازی است. اگر این اتفاق بیفتد ما یک تحول اجتماعی در عرصه بین الملل خواهیم داشت.

وی درباره معیارهای داوری آثار در جایزه جهانی صدر، بیان کرد: برای آثار رسیده به دبیرخانه جایزه، چند لایه داوری داریم. معیار ما ابتدا احراز نظریه بودگی آن اثر است. دومین هم آن است که به کار عرصه بین الملل بیاید. نو بودن و معاصرت آن نیز دارای اهمیت است و اینکه، چقدر در زیست معاصر اثربخش است. نکات دیگری که درباره داوری آثار مورد توجه قرار می گیرد این است که چقدر نگاه ها را معطوف به موضوع علوم انسانی اسلامی می کند. چه مشکلی را در عرصه بین الملل می تواند حل و برطرف کند.

نخستین جایزه جهانی شهید صدر با هدف تقدیر از نظریات و اندیشه های علوم انسانی اسلامی شایسته ارائه جهانی، به همت سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی برگزار می شود.

نشست «عرضه دین در عرصه بین الملل» در غرفه شفقنا؛ حجت الاسلام جهانگیری: بیش از اینکه «مبلغ» صادر کنیم باید مساله های بین الملل را بشناسیم/ برای گسترش تشیع «مخاطب شناسی» و «مساله شناسی» ضروری است/ «آنچه در قم می خوانیم متفاوت از پژوهش های غربی است»/ «اگر قمی فکر کنیم و برای اقوام دیگر حرف بزنیم، اصلاً جواب نمی دهد»

کد خبر : ۳۵۷۶۴۲

انتشار :‌ سه‌شنبه ۰۱ / ۱۲ /۱۴۰۲ | ساعت ۱۲:۳۲

شفقنا- نشست «عرضه دین در عرصه بین الملل؛ راهی که رفتیم، راهی که باید رفت» با سخنرانی حجت الاسلام یحیی جهانگیری عصر روز گذشته در غرفه شفقنا نمایشگاه رسانه های ایران برگزار شد.

حجت الاسلام جهانگیری معتقد است: نهادهای شیعی از مرجعیت گرفته که به عنوان نهاد اصلی شیعی در گذر تاریخ بوده تا مساجد و مراکز، دنبال این بودند که هویت درونی شیعی را تعمیق و بازسازی کنند و اساساً به دنبال ارتباط با دیگری نبودند؛ اما علل مختلف از جمله «انقلاب اسلامی، مهاجرت و پژوهش های غرب» سبب شد که جهان تشیع و پژوهش های مختلف از رسانه شیعه گرفته تا یک فرد عادی که خود را شیعه می پندارد، مجبور شود با دگری یا another ارتباط بگیرند.

آقای جهانگیری مورد بررسی قرار داد که امروز برای ارتباط با «دیگری» با مشکلات و چالش های بسیاری مواجه هستیم که ضروری است نهاد سیاستگذار برای عرضه دین در عرصه بین الملل گام های جدیدی باز کند و در این عرصه به تربیت نیروی انسانی بپردازد.

در ادامه متن کامل سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین جهانگیری در غرفه شفقنا را می خوانید:

قصد دارم حضور شیعه در عرصه بین الملل را بررسی کنیم و ببینیم که تشیع در عرصه بین الملل در کجاست و وضعیت شناسی کنیم و ببینیم مسیری که رفتیم کجاها درست و نادرست بوده و اساساً چه مسیری را باید بپیمانیم، ما

برای بررسی حضور و جایگاه شیعه در عرصه بین الملل مجبوریم بخشی از توصیف های کیفی خود را کمی کنیم چون در توصیف کیفی نمی توانیم ارزیابی خوبی داشته باشیم، باید دقیقاً ببینیم که اعداد و ارقام درباره حضور ما در عرصه بین الملل چه می گوید و سپس می توانیم یک توصیف خوبی داشته باشیم. اما برای اینکه به این توصیف برسیم مجبوریم برگردیم و ببینیم که چرا در این وضعیت هستیم، این وضعیت به معنای وضعیت مثبت یا منفی نیست بلکه وضعیت توصیفی است.

یعنی ما اساساً نمی خواهیم بگوییم که وضعیت ما وضعیت حتماً بدی است یا الزاماً وضعیت خوبی است بلکه به این معناست که وضعیت شناسی به ما تجویز می کند که اقدامی را باید انجام دهیم. برای شناخت این مساله به گذشته برمی گردم. واقعیت این است که اگر ما فقط به بیش از نیم قرن پیش از خودمان برگردیم، تشیع مانند بسیاری از جریان های Minority یا اقلیت، یک جریان درون گرا بوده، اساساً شیعه به معنای مراجع شیعی و نهادهای شیعی و حتی خودِ شیعیان به دنبال این نبودند که خود را در عرصه بیرونی نیز عرضه کنند.

نهادهای شیعی از مرجعیت گرفته که به عنوان نهاد اصلی شیعی در گذر تاریخ بود تا مساجد و مراکز، دنبال این بودند که هویت درونی شیعی را تعمیق و بازسازی کنند و اساساً به دنبال ارتباط با دیگری نبودند به این معنا که بتوانند با دیگری هم ارتباط بگیرند؛ اما علل مختلف که من سه عامل را فکت های جدی این مساله می دانم، سبب شد که جهان تشیع که شامل خودِ شیعیان و نهادهای شیعی می شود و همچنین هر نوع پژوهش از رسانه شیعه گرفته تا یک فرد عادی که خود را شیعه می پندارد، مجبور شدند با دگری یا another هم ارتباط بگیرند.

این سه تحول شیعه را از آن کلونی اقلیت گرا درون گرا به یک اقلیت پویای بیرون گرا تبدیل کرد و حال می خواهد با یک others هم ارتباط بگیرد، این others می توانست شیعیان دیگر یا سنی ها یا مسیحیان یا هر جریانی که ما آن را others می دانیم باشند و با آن ارتباط بگیرد.

شیعه ای که تا دیروز در یک اقلیت بود، امروز می خواهد یک کنش دیگری داشته باشد، حال که زمین متفاوتی برای آن تعریف شده، در این زمین متفاوت چه باید می کرد؟! برای اینکه این توصیف به خوبی روشن شود، عرض می کنم که نگویید شیعه قبلاً هم ارتباط داشت، مثلاً ارتباط علامه شرف الدین در کتاب مراجعات را ارتباط با others نباید تعریف کنیم، حداقل از حیث بسامدی و توده ای به اندازه دوران معاصر نبوده و دوماً سنخ ارتباط هم از سنخ ارتباط دوران معاصر نبوده حتی اگر مثلاً در دوره ای علمای ما با مسیحیت ارتباط داشتند، با مسیحی در درون جهان شیعی ارتباط داشتند یعنی ارتباطشان با مسیحیانی بوده که در تهران یا محیط شیعی حضور داشتند و ارتباط از سنخ ارتباط others که در دنیای امروز به معنای ارتباط با دیگری بوده، اتفاق نیفتاده است.

حال شیعه ای که دیروز با اهل سنت هم ارتباطش از سنخ others نبوده و با مسیحیت چنین ارتباطی نداشته، امروز وارد جهانی شده که به سه دلیلی که بیان خواهم کرد، باید برای خود این کنش را تعریف کند.

اولین اتفاق که شیعه را به این فضا وادار کرد «انقلاب اسلامی» بود؛ انقلاب اسلامی شیعه را وادار کرد که با دیگران ارتباط برقرار کند یعنی ممکن است یک نهاد شیعه بگوید که ما اساساً نمی خواهیم با بیرون یا others ارتباطی داشته باشیم یا یک نهاد دیگر بگوید که ما می خواهیم ارتباط داشته باشیم، اما با وقوع انقلاب اسلامی دیگر دست خود ما نبود که ارتباط داشته باشیم یا نداشته باشیم بلکه مجبور به ارتباط بودیم. شما وقتی وارد یک پازل بازی شدید باید بازیگری را بدانید و انقلاب اسلامی ما را وارد این بازی کرد. بازی که در آن مهارت نداشتیم و حال باید با یک others ارتباط می گرفتیم؛ آن هم شیعه ای که تا دیروز اساساً در زمینه فکری خود مردم کره یا مردم ژاپن را حتی باورمند دینی حساب نمی کرد!

در کتاب های فقهی وقتی می خواهیم درباره others بیشترین بحث نظری را بحث داشته باشیم، اهل کتاب را بحث می کنیم و می گوییم که اینان اهل کتاب هستند و همان ابتدا بیان می کنیم که مسیحیان یا یهودیان یا بوداییان پاک هستند یا نیستند. ما حتی بوداییان یا هندوها را وارد بحث نمی کنیم.

شما وارد جهان others نشده بودید و هنوز این مساله ها، برای شما مساله نشده بود اما امروز وارد یک جهانی شدید که تعدادی از جمعیت از کلونی خودت در آن سرزمین زیست می کنند، حال ازدواج و زیست و حلال و حرام آنها چگونه خواهد شد؟ شما در یک جامعه ای زیست می کنید که این جامعه اساساً درگیری و مواجهه عینی با دیگری (مسیحی، سنی و بودایی) ندارد و حداکثرین ارتباط از سنخ گفت وگوها و مناظرات بوده است. اما این بار وارد یک عالم جدیدی شده که پرسش ها برای او پرسش های متفاوت و متمایزی بوده است.

دومین عاملی که به نظرم به تندبادی انقلاب اسلامی در بحث ارتباط ما با others تأثیرگذاشته بحث «مهاجرت» بوده است. ما مهاجرت نوع جدید را اگر از سال 1930 بگیریم، تقریباً موج جدی مهاجرت را نیمه دوم قرن بیستم می دانیم. در نیمه دوم قرن بیستم با یک موج مهاجرت به کشورهای مختلف مواجهه هستیم که به هویت های others مراجعه می کنند، شیعیان تا دیروز فقط در ایران بودند، سال 1983 در استرالیا یک مرکز شیعی نبود، اما امروز فقط در سیدنی 63 حسینیه هست بنابراین در یک جامعه ای که تا دیروز یک جامعه others بوده و شما هویت ثابت خود را داشتید، امروز جامعه شما وارد یک فضای دیگری شده و مجبور است که با اینان کنش و واکنش داشته باشد، این مهاجرت پیروان شما را وارد یک جامعه و یک پارادایم و کنش متفاوت کرده است.

سومین عاملی که شیعه را وادار کرد که با others ارتباط بگیرد، «پژوهش های غربی» بود. تا نیمه اول سال 2000 پژوهش جدی در حوزه شیعیان را نمی بینید، اما به دلیل انقلاب اسلامی، مهاجرت و علل مختلفی که اتفاق افتاده، از نیمه دوم، پژوهش درباره شیعه وارد آکادمی های غرب می شود. اینجا مجبور هستید که خودی نشان دهید و اگر هم خودی نشان ندهید این others آمده تا شما را بشناسد. لذا سه عامل اصلی سبب شد که شیعه وارد عرصه بین الملل شود و این پرسش مطرح شد که حال چگونه دین را در عرصه بین الملل عرضه کنیم؟ عرصه بین المللی که ما را با سه چالش 1- انقلاب اسلامی 2- مهاجرت 3- انگاره ها و نگاه غربی مواجه کرد.

در این مقطع، نهاد شیعه یا شیعیان در پی این بودند که عرضه ای از خود برای عرصه بین الملل داشته باشند، اما این عرضه به دلیل اینکه بک گراند تاریخی به خوبی شناخته نشده بود و تحولات چندگانه ما را وارد این بازی کرده بود، این عرضه ضعیف، نحیف و در برخی از موارد دچار خطا بود.

گمان کردیم حال که عرضه دین در عرصه بین الملل می خواهد اتفاق بیفتد، مبلغ تربیت کنیم لذا فوری مبلغانی که در ایران بودند را به ترکیه، استرالیا، کانادا و سایر کشورها فرستادیم. مبلغان داخلی که حتی برخی زبان نمی دانستند. چالشی که چنین وضعیتی ایجاد کرد، این بود که این مبلغان ابتدا با خودِ شیعیان که به سرزمین های دیگر مهاجرت کردند، ارتباط گرفتند و خیال کردند که با others ارتباط گرفتند. لذا هنوز در حوزه علمیه بحث های فقه بین الملل به مثابه اینکه آیا اهل کتاب پاک هستند یا نیستند؟ غیر اهل کتاب چه وضعیتی دارند؟ حکم فقهی کانگوروها چیست؟ وارد بحث ها نشده است. ما هنوز با دیگران ارتباط نگرفتیم بلکه با لبنانی های شیعه مقیم سیدنی ارتباط گرفتیم که خودشان هم مساله هایشان را می دانند.

وقتی گذر زمان اتفاق افتاد و ما وارد دهه 70 تا 80 شمسی می شویم، با یک موضوع عینی مواجهه می شویم و ضرورت می یابد که با others ارتباط بگیریم. یعنی بحث گفت وگو میان اسلام و مسیحیت یا شیعه و کاتولیک اتفاق می افتد و اساساً مجبوریم با فرقه های دیگر مواجهه داشته باشیم. این مواجهه ها، مساله ها را نمایان کرد لذا در عرضه دین در عرصه بین الملل یک اتفاق رقم خورد و آن اینکه با مساله های جدیدی مواجهه شدیم که این مساله های جدید تا دیروز problem شیعیان و نهاد شیعه نبود و امروزه این موضوع به عنوان مساله های پژوهشی مورد بحث قرار گرفته است.

به عنوان مثال، حکم فقهی ازدواج یک شیعه در ژاپن با یک بودایی چه خواهد بود؟ تا دیروز می گفتیم که اینها نباید با هم ازدواج کنند، اما آنها امروز ازدواج کردند و فرزند دارند. یا مثلاً در گذشته مفهوم بازار اسلامی در فقه معنای دیگری داشت، اما امروز در لندن بازار اسلامی را چگونه می خواهید تعریف کنید؟ در لندنی که در یک محله شیعیان بسیاری حضور دارند و حتی تبلیغات به زبان فارسی است، در این محیط آیا بازار اسلامی معنا دارد؟ یا مثلاً در فقه قدیم داریم بلد الاسلام، بلد الکفر؛ آیا امروز لندن را باید بلد الاسلام بدانیم. آیا باید محله مسلمان نشین سیدنی را بلد الکفر بدانیم؟!

در سطح پایین تر، ژلاتین که تا دیروز مساله نبود، امروز مساله می شود و ژلاتینی که از گوشت خوک تولید می شود، چه حکمی دارد!؟ لذا در مقوله «عرضه دین در عرصه بین الملل» با مفاهیم جدیدی مواجهه شدیم. مفاهیم جدیدی که تا دیروز برای ما مساله نبود و امروز به مساله تبدیل شده است. اینجا بود که اعزام روحانی یا مبلغ از قم به خارج جوابگو نبود چرا که شما با یک اتمسفر متفاوت زیست می کنید.

بنابراین در توصیف وضعیت شناسی به این مساله می رسیم که در عرضه دین در عرصه بین الملل بیش از اینکه مبلغ صادر کنیم باید مساله های بین الملل را بشناسیم؛ تا فهم ما از مساله های بین المللی رخ ندهد، نمی توانیم اثرگذار باشیم. به تعبیر حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی، ما اگر قمی فکر کنیم و برای اقوام دیگر حرف بزنیم، اصلاً جواب نمی دهد.

زمانی بسیاری از مسایل در مفهوم قم برای ما معنا پیدا می کرد، اما در عرصه بین الملل برای ما توصیف و تعریفی نداشت. این جا بود که در عرضه دین در عرصه بین الملل این بار فارغ از بحث های مهارتی، با یک مساله دیگر مواجه شدیم و آن اینکه نظریه پردازی، فقه پژوهشی، کلام پژوهشی و عرفان پژوهشی باید در مقیاس بین المللی اتفاق بیافتد.

در این مرحله با یک مساله دیگر در عرضه دین در عرصه بین الملل مواجه شدیم و آن اینکه فقه ما این بار باید مساله های خودش مساله های جهانی باشد، اگر در عرضه دین در عرصه بین الملل در گام اول فقط به این مساله بسنده کنیم که مخاطبان شیعه بیرون را لحاظ کنیم، هنوز نباید از عرضه دین در عرصه بین الملل صحبت کنیم چرا که با دیگری مواجه نشدیم. آنها همان شیعیان لبنانی، کویتی و عراقی خودمان در خارج از کشور هستند که برایشان با زبان فارسی یا برای نسل جدید با زبان انگلیسی صحبت کردم.

بنابراین عرضه دین در عرصه بین الملل وقتی اتفاق می افتد که در فاز اول من از مرزهای فرا هویتی خود عبور کنم و با دیگران ارتباط بگیرم، هر وقت به تعبیر امام موسی صدر روحانی شیعه توانست در کلیسا صحبت کند و مخاطبانشان بیش از اینکه شیعی باشد، مسیحی بودند، آن زمان می توانیم از عرضه دین در عرصه بین الملل صحبت کنیم، اما وقتی در مسجد شیعی برای مخاطب شیعی صحبت می کنم نمی توان این عملکرد را عرضه دین در عرصه بین الملل دانست.

متأسفانه هنوز بسیاری از رویکرد سیاستگذاران این عرصه این چنین است که به منظور عرضه دین در عرصه بین الملل برای شیعیان خودمان مبلغانی می فرستند! در حقیقت لوکیشن را تغییر دادیم وگرنه مخاطبان همان ها هستند.

در گام دوم تا زمانی که می خواهید هویت قومی را برای اقوام دیگر ببرید، عرضه دین در عرصه بین الملل اتفاق نمی افتد. با توجه به پیدایش مسایل جدید، وقتی می خواهید برای خارجی ها صحبت کنید، باید مساله ی او را پیدا کنید به عنوان مثال هر وقت منِ مبلغ یا کنشگر بین الملل متوجه شدم که با مساله «ال‌جی‌بی‌تی» چگونه مواجهه داشته باشم، آن زمان می توانم بگویم عرضه دین در عرصه بین الملل به چه معناست.

بنابراین دومین مساله اینکه اگر می خواهیم از عرضه دین در عرصه بین الملل صحبت کنیم، باید نگاه ما به هر مساله ای نگاه جهانی باشد. تعبیری که من دارم «جهانی اندیشی» مساله هاست.

امام خمینی(ره) در منشور روحانیت می فرمایند: «حوزه های علمیه باید مجتهد برای جوامع غیر اسلامی تربیت کنند.» یعنی بودایی ها از فارغ التحصیلان حوزه علمیه قم تقلید کنند. هر زمان حوزه علمیه و نهاد شیعی توانست در این قد و قواره وارد عرصه بین الملل شود، می تواند در مسیر عرضه دین در عرصه بین الملل به موفقیت برسد.

سومین مورد «پژوهش های غربی» است. در نیمه دوم سال ۲۰۰۰ می بینیم که آکادمی های غربی این بار درباره شیعه پژوهش می کنند که دلایل آن مفصل است.

وقتی این پژوهش ها اتفاق افتاد در کرسی های شیعه پژوهشی یک عرصه ای برای شیعه پژوهشی باز شد. این بار بود که شیعه نه تنها در فرامرزها باید با مخاطب شیعه ارتباط بگیرد و نه تنها باید با غیر شیعی نیز ارتباط برقرا کند بلکه آکادمی های پژوهشی غرب هم درباره شیعه کار می کنند اما نوع مِتُدولوژی او در حوزه پژوهشی شیعه متفاوت است. آنچه ما در قم می خوانیم متفاوت از آن چیزی است که آنها پژوهش می کنند. اینجاست که می بینیم لایه سومی وادار می کند که عرضه دین در عرصه بین الملل با خوانش شیعی اتفاق بیفتد و آن اینکه مراکز پژوهش و آکادمی غرب درباره شیعه تولید محتوا می کنند و ما هنوز ادبیات ISI و ژورنال های علمی را نمی دانیم. یعنی دنیا درباره شیعه مساله ها را پرزنت می کند و قم و نهاد شیعی که باید در این حوزه کنشگر باشد، هنوز جی استور نویسی برای آن فهم نشده، حضور در اسکوپوس Scopus برای او معنا نشده است. اینجا بود که عرضه دین در عرصه بین الملل با یک باگ دیگر مواجه شد.

ما با چند باگ در عرضه دین در عرصه بین الملل مواجه هستیم، اول اینکه مخاطب خود را باید فرا هویتی بدانیم. لذا مبلغی یا هر نهادی که می خواهد عرضه دین در عرصه بین الملل داشته باشد، این بار باید تعریفش این باشد که تو تنها با مخاطب های درون هویتی خود مواجه نیستی بلکه فراتر مواجه هستی. لذا مساله هایی که در قم آموزش دیده گاهی پاسخ نمی دهد و با مساله های جدید مواجه است. اینجاست که باید حلقه نظری حوزه در عرفان، فقه و فلسفه نگاه متفاوت داشته باشد.

به عنوان مثال ما هنوز در کلام بحث می کنیم که آیا صفات خدا عین ذات است؟ وقتی شما مواجه بیرونی داشته باشید می بینید که در حوزه کلام چنین بحث نمی کنند و می گویند که کلام شیعه نسبت به محیط زیست چه راهکاری دارد؟ کلام شیعه نسبت به کاهش فقر چه دیدگاهی دارد؟ اساساً در کلام الهیات صلح، الهیات معلولیت مساله ما نیست و درباره آنها بحث نمی کنیم. الهیات فقر مساله من نیست. ولی وقتی شما در عرصه بین الملل حضور پیدا می کنید، می بینید که بین الملل برای شما مساله هایی آورده که در الهیات شما جا ندارند، اینجاست که برای عرضه دین در عرصه بین الملل در کلام درباره صفات خدا بحث نمی کنید بلکه درباره صلح، محیط زیست و فقر بحث می کنید. در عرفان به دنبال این نیستید که چگونه به خدا برسیم بلکه مساله اصلی این می شود که چه کنیم معنای زندگی برای بشر امروز وجود داشته باشد یا بشر چگونه از زندگی لذت ببرد. به همین دلیل در دانشگاه موناش استرالیا که کرسی عرفان اسلامی برگزار می شود، عرفانی که می خوانند با عرفانی که ما در حوزه علمیه می خوانیم بسیار متفاوت است. او عرفان را هم برای حل مساله انسان معاصر استفاده می کند و من برای مساله ای دیگر.

من اگر می خواهم در عرصه بین الملل، عرضه دین داشته باشم، باید مساله های جهانی را در اینجا مورد توجه قرار دهم.

اگر می خواهم فارغ از بحث های تبلیغی در عرصه های آکادمی حضور داشته باشم، لازم است که فقط مبلغ بین الملل تربیت نکنم بلکه محقق در مقیاس «جی‌استور JSTOR» هم تربیت شود. اینها باگ هایی است که در عرضه دین در عرصه بین الملل نیاز داریم.

آمار وزارت علوم نشان می دهد که سهم علوم انسانی در تولید علم کشور، زیر ۲ درصد است. علوم اسلامی در تولید علم کشور زیر ۲ درصد هم نیست یعنی اینکه اساساً آنچه که ما به عنوان عرضه دین در عرصه بین الملل در بحث آکادمی می گوییم در سطح صفر ارزیابی شده است. اینجاست که درباره فقه، کلام، فلسفه و عرفان شیعی مرجع دانشگاه های آکسفور و غربی هستند و ما جایی نداریم، در این وضعیت ضروری است که نهاد سیاستگذار ما برای عرضه دین در عرصه بین الملل گام دیگری را باز کند و در این عرصه نیز به تربیت نیروی انسانی بپردازد.

در گفت‌وگوی «جام‌جم» با استاد حوزه و مبلغ بین‌الملل بررسی شد

رمضان؛ جشنی به وسعت دنیا

حجت‌الاسلام یحیی جهانگیری سهروردی، دارای دکترای شیعه‌شناسی و مطالعات اسلامی، در کنار تدریس در حوزه و دانشگاه به تالیف کتب و مقالات بسیاری پرداخته که برخی از آنها رتبه‌های اول کشوری را برای او داشته‌اند. وی صاحب تالیفاتی چون «مصلحت در فقه، مبانی، رهیافت‌ها و راهکارها»، «مسجد مجازی؛ رهیافت‌ها و راهکارها»، «بگذار زندگی کنم! بررسی سبک زندگی اسلامی» و... است.

درسال‌های اخیر نیز بخشی ازفعالیت‌های خود را به تبلیغ و پژوهش درعرصه‌های فرامرزی اختصاص داده است.همچنین عضو هیأت تحریریه مجله علمیthe Jounal of Science, Education and Society وابسته به دانشگاه وروتسلاو در لهستان، عضو مشاور مرکز بین‌المللی گفتمان صلح اسلامی در سوئد و مشاور مذهبی شرکت حلال سیلکرود در ژاپن است.همچنین درکنار اشتغالات علمی، مسئولیت‌های اجرایی متعددی را عهده‌دار بوده است. از جمله: مدیرکل ارتباطات علمی و بین‌المللی دانشگاه مذاهب اسلامی؛ استاد مدعو کرسی اسلام‌شناسی دانشگاه ملی زیمبابوه و دانشگاه دولتی بیشکک قرقیزستان؛ سردبیر مجله علمی پژوهشنامه شیعی مرکز تخصصی شیعه‌شناسی تهران؛ دبیرعلمی و عضو کمیته داوری کنفرانس دین، اخلاق و فلسفه ژاپن (۲۰۱۳) و عضو کمیته داوران و هیأت علمی دومین همایش منطقه‌ای گفت‌وگوی ادیان: آفریقا، پنجمین کنفرانس بین‌المللی یافته‌های نوین علوم و تکنولوژی با محوریت علم در خدمت توسعه، چهارمین همایش ملی مطالعات و تحقیقات نوین در حوزه علوم انسانی و... .حجت‌الاسلام جهانگیری‌ از گذر سال‌ها حضور و پژوهش در کشورهای مختلف بر این باور است که «رمضان» واجد هویت اسلامی به گستردگی «جهان‌مسلمانی» است و در جهان اهل سنت و به تعبیری این جهان مسلمانی، ‌رمضان بیش از این‌که عبادت باشد، یک فرهنگ است. او در بخشی دیگر از صحبت‌هایش در جمع مدیران ارشد صداوسیما رمضان را منسکی درونی دانست که وحدت‌آفرین است و از این‌رو در این کشورها بیش از این‌که یک منسک عبادتی باشد، جشنی است که در برپایی آن آیین میزبانی و مهمانی به جاآورده می‌شود. اسلامی‌شدن علم، تربیت مجتهد برای جوامع غیراسلامی، کم‌وکیف مسلمان‌بودن و مسلمان‌شدن در سایر کشورها از دیگر سرفصل‌هایی است که طی صحبت‌هایش به آن پرداخت.

گستردگی «جهان‌مسلمانی»رمضان

اگر رویدادهای جهان اسلام را مرور کنیم، می‌بینیم بخشی‌‌ از آن تم شیعی دارد مثل محرم که کاملا رویداد مناسکی و آیینی بومی شیعی است اما رمضان یک هویت اسلامی دارد و این ‌ظرفیت بزرگی است. اگر بخواهیم دو رویداد بزرگ اسلامی یا فراشیعی را مثال بزنیم یکی حج است و دیگری رمضان. البته حج ظرفیت رمضان را ندارد. به خاطر این‌که حج Localize (بومی‌سازی) می‌شود در یک مکان مشخص به نام عربستان سعودی یا حجاز ولی رمضان یک تراکنش جهانی دارد. می‌خواهم چند نکته در حد درک و دریافت طلبگی خودم عرضه کنم:

ویژگی خاص رمضان این است یک گستردگی جهان‌مسلمانی دارد. نمی‌گویم جهان اسلام، روی کلیدواژه‌ها دقت دارم. مثلا استرالیا به عنوان جهان اسلام حساب نمی‌شود ولی جهان‌مسلمانی به شمار می‌آید. شما آنجا مسلمان را می‌‌بینید. پس رمضان گستردگی‌‌اش فراتر از جهان اسلام، بلکه به گستردگی جهان‌مسلمانی است. با این فکت و گزاره‌ها می‌خواهم چند نتیجه بگیرم.

در جهان اهل سنت یا به تعبیری دیگر جهان مسلمانی،رمضان بیش از این‌که عبادت باشد، یک فرهنگ است.مثلا در سیدنی شب‌های ماه رمضان مردم جمع می‌شوند در خیابانی و آنجا رمضان را به معنای واقعی celebrit (برجسته، مشهور) می‌‌کنند. اصلا در فرهنگ اهل سنت، رمضان بیش از این‌که یک مبحث مناسکی ـــ عبادی باشد، یک بحث فرهنگی است. این فرهنگ‌شدگی رمضان نگاه ما را در تولید برنامه‌های رادیو و تلویزیون باید متفاوت کند.

افزون بر وحدت فقهی داشتن، ابواب فقه را که ببینیم. دو باب خیلی مشترکات فقهی دارند،یکی حج و دیگری رمضان ولی رمضان افزون بر حج، یک وحدت کنشی هم دارد.حج یک منسک برون‌دادی است؛ باید بروید مشعر و منا که همه یک منسک برون‌دادی است. ولی رمضان کاملا یک منسک درونی است. وقتی منسکی درونی باشد، ناخودآگاه تفاوت‌ها کمرنگ می‌شود و این خودش وحدت‌آفرین است. به این ترتیب افزون بر ابعاد فقهی، بحث وحدتی دارد، در نمود و تجلی دادن و در واقع عمل به این منسک هم به خاطر درونی بودنش، باز آن بحث وحدت پررنگ است.

آنچه در بحث رمضان باید مورد توجه قرار گیرد، مسلمان بودن است(به‌عمد نمی‌گویم هویت اسلامی) بحث سنگینی مبنی بر این‌که امروزه خیلی‌ها اصلا به هویت اسلامی خودشان به علل اسلام فوبیا یا اسلام هراسی نمی‌‌خواهند توجه کنند. برای همین می‌بینیم در غرب در آمارهای دینی، شخص تیک اسلامی را نمی‌‌زند، چون نمی‌خواهد به مثابه هویت این را بروز دهد اما او در مراسم‌ شرکت می‌کند که اسمش را می‌گذارم مسلمان بودگی و در ماه رمضان، مسلمان بودگی مسلمانان را در همه جای دنیا به‌طور جدی می‌‌بینیم. با طرح این چند گزاره راهبردی می‌خواهم نتیجه بگیرم که ۱ـــ رمضان، وحدت ‌آفرین است؛ ۲ـــ می‌تواند بخشی از فوبیایی که علیه ما در دنیا و به‌ویژه در جهان، با نام اسلامی شکل می‌گیرد را خنثی کند.

منسکی عبادتی یا یک جشن
با تجربه حضور در ۴۰ کشور به عنوان مبلغ دینی می‌گویم که رمضان بیش از این‌که یک منسک دینی باشد، یک جشن است. دوم این‌که می‌‌بینید از روز اول رمضان یکی از واژه‌هایی که می‌گویند اصطلاح «رمضان کریم» است. این نشان می‌دهد که رمضان با فرهنگ فولکلور مسلمان‌بودگی هم خودش را نشان می‌دهد. این فرهنگ فولکلور از رمضان کریم شروع می‌شود؛ لذا حتی دنیایی که ممکن است به اسلام نگاه مثبتی نداشته باشد، به این فرهنگ و جشن توجه می‌‌دهد. در کشوری مثل استرالیا که فضا را باز کرده، در آنجا یک جشن جدی اتفاق می‌‌افتد. برخلاف ما شیعیان که رمضان را یک آیین منسکی - عبادی و سوگ‌مندی می‌دانیم، در جهان اهل سنت یا به تعبیری دیگر بگوییم مسلمان‌های بیرون، رمضان یک جشن است. این چیزی است که در تعامل ما با جهان بیرون خیلی مهم است. ما رمضان را سراسر با شرح دعاها و با یک تفکر و به اصطلاح«رفلکشن»دینی، یک «مدیتیشن» و یک سوگواری دینی می‌گذرانیم‌ اما شما آنجا می‌‌بینید همه‌‌اش جشن است. این تفاوت ما با آنها‌ست. این نشان می‌دهد که اگر ما می‌خواهیم یک ظرفیت گفت‌وگوی بین‌فرهنگی اتفاق بیفتد، باید به این نکته‌ها توجه کنیم.

توجه به وجه «نامعبدبسندگی» رمضان
بحث فرامرز بودن و معبدبسندگی را یک نکته خیلی مهم می‌‌بینم. مناسک‌های دینی، معبدبسندگی دارد و باید در معبد اتفاق بیفتد. چه در یک معبد رسمی باشد یا در یک خانه‌‌ ولی رمضان «نامعبدبسندگی» است. مثلا در قرقیزستان، با شروع ماه رمضان در کف خیابان از شیرینی‌فروش‌ها تا لباس‌فروش‌ها را می‌بینید؛ پس رمضان فستیوالی است در فهم مسلمانی بیرونی. من یک سالی زیمبابوه بودم؛ ماه رمضان که می‌شد قیمت خرما خیلی رشد می‌کرد آن‌قدر که مجبور بودیم خرما را از ایران وارد کنیم. فروش غذای حلال به نسبت ماه‌های دیگر رونق بیشتری داشت؛ حتی مسلمان‌هایی که تا قبل از ماه رمضان غذای حلال اصلا برای‌شان مسأله جدی نبود، حالا به دنبال آن بودند. در ماه رمضان مسلمان‌شدگی و مسلمان‌بودگی به یک‌باره برای‌شان مسأله می‌شد. حتی به لحاظ گفتار و پوشش و زیست مسلمانانه خودشان هم طور دیگری رفتار می‌کنند.

تجربه یک زیست ایمانی
در استرالیا (استرالیا را مثال می‌زنم چون کشورِ هدف چندین ساله من است) در ماه رمضان شب‌ها شاهد برنامه حسینیه‌های مراکز اسلامی هستیم. مردم تا سحر آنجا هستند. هر کس غذای اسلامی خودش را آنجا دارد. یکی صدقه می‌‌گیرد برای یمن، یکی برای سوریه؛ آنی که طرفدار القاعده است برای القاعده! هر کس بازار خودش را دارد. منتها چیزی که می‌‌بینید مردم تا صبح آنجا یک زیست ایمانی را تجربه می‌‌کنند. همین طور در افطاری‌های جمعی که یکی از ویژگی‌های زیست مسلمان‌بودگی در فضای مسلمانان بیرون است. اینها در جامعه ما کمتر دیده می‌شود. مثلا زمانی که با خانواده‌ها بیرون می‌‌رفتیم، هر کس هر چی می‌‌پخت همان را می‌‌آورد و باهم به اشتراک می‌گذاشتند. تنوع و تفاوت‌هایی که در این نوع زیست خودش را نشان می‌دهد باعث همگرایی هم می‌شود. بارها گفته‌ام که ما وحدت اسلامی را کلا الهیاتی کردیم. همه‌‌اش شده نماز مشترک؛ درحالی که وحدت در زیست مؤمنانه باید اتفاق بیفتد. این زیست مؤمنانه همه‌‌اش این نیست که ما در مهدویت مشترکیم. در زیست مؤمنانه‌مان چقدر این وحدت خودش را نشان می‌دهد؟ در زیست امام صادق(ع) این را می‌‌بینیم، هیچ وقت امام نمی‌‌آید صرفا بحث‌های الهیاتی کند. کاری می‌کند که همه در محفل او شرکت کنند. آفریدن «زیست مؤمنانه وحدتی» خیلی مهم است.

افطارهای مشترک شیعه و سنی
سحرهای جمعی یکی از اتفاقاتی است که تا صبح بحث‌های پرسش و پاسخ در آنجا اتفاق می‌‌افتد و بعد افطارهای مشترک شیعه و سنی را داریم که به نظرم بسیار اهمیت دارد. مورد دیگری که حداقل من در استرالیا تجربه‌‌اش را دارم و در روسیه هم شاهدش بودم، افطار در کلیسا و افطار برای غیرمسلمانان بود؛ این دو جداست. مثلا در استرالیا آقایی هست به نام دیویس میس که کشیش بسیار مشهوری است. ایشان یک شب برای افراد مسلمان در کلیسا افطاری می‌دهد. بعد جالب است افطاری‌‌اش را هم تقسیم می‌کند. یک منویی را می‌‌گذارد حلال، یک منو هم غیرحلال است! بعد همه با باورهای مختلف می‌آیند. همین که شما این تنوع را در یک کلیسا می‌‌بینید، خیلی مهم است. آنجا هرکس درباره باورهای خودش صحبت می‌کند و ما هم درباره اسلام صحبت می‌کردیم. دیدن این صحنه‌ها به نظرم خیلی خاص است.

پروژه پژوهشی دانشگاه هاروارد
به‌کرات شنیده‌ایم که می‌گویند این همه بودجه درایران برای دین صرف می‌‌کنید. المصطفی، حوزه علمیه، صداوسیما و ... درحالی‌که غرب درباره دین هیچ خرج نکرده و زیست بهتری دارد. شما برای چه این‌همه برای دین خرج می‌کنید؟ یا می‌پرسند که این همه مراکز پژوهشی ما درباره مهدویت و وحدت و هزار آموزه دینی تحقیق می‌کنند، برون‌دادش در حل مسأله جامعه ما کجاست؟برای این‌که این سؤال‌ها را به مثابه یک نهاد حاکمیتی پاسخ دهیم، ‌پیشنهاد طلبگی من این است که رادیو و تلویزیون به لحاظ اطلاعات باید قدری غنی‌سازی کند، به نوعی که نگاه‌ رسانه‌اش هم در آن گنجانده شده باشد. الان در دنیا مراکز مختلف اسلام‌پژوهی و شیعه‌پژوهی برقرار است.خالد سنداوی دردانشگاه حیفا،بیش از۳۰سال عمرش راگذاشته درباره صحیفه حضرت‌زهرا(س) کار‌کرده. بعد جالب است که همه می‌گویند صحیفه حضرت‌زهرا(س) نیست، این‌که یک فرد عمرش را می‌‌گذارد صحیفه را پیدا کند، ولو یک جمله‌‌اش را، دلیلش چیست؟ واقعیت این است که در دنیای امروز توجه زیادی به پژوهش‌های آکادمیک در حوزه قرآن، مهدویت و...می‌شود.نمونه‌اش دانشگاه هارواردکه پروژه پژوهشی تعریف می‌کند باعنوان«Hiden Imam Af Shea» و می‌خواهد که درباره امام غایب شیعیان تحقیق وصحبت شود. البته اگر بنا به صحبت بایدن، دانشگاه هاروارد دراین‌‌باره تحقیق می‌کند، دنبال مسلمان‌کردن یا مسلمان‌شدن نیست، او دنبال این است که از این ظرفیت استفاده کند برای زیست بهتر خود. این زیست بهتر خود یعنی توسعه خودش برای مقابله با دشمنش. پس این تفاوت را باید در نظر داشته باشیم و از آن برای تعمیق باورهای دینی خودمان و بسط نگاه اسلام ناب خودمان استفاده کنیم.

اسلامی شدن علم
درباره قرآن‌پژوهی باید‌بگویم امروزه در‌ایران موضوع اسلامی شدن‌علم مطرح است.‌این‌که آیا علوم اسلامی بشود یا‌نه؟! پایان‌نامه‌‌ای در دانمارک دفاع شده تحت‌عنوان‌«اسلامی‌ شدن علم».‌درباره اصول فقه ما، آقای یوسویوکی در دانشگاه ژاپن تحقیق کرده که «مصلحت در فقه شیعه» یعنی چه؟ خانم نایف در‌دانشگاه سوئیس درباره «نذر شیعه» تحقیق کرده و می‌گوید که چگونه می‌توانند مدل نذر شیعه را برای یک جامعه سکولار بومی کنند. امروزه به قول فاضل نظری، شاعر‌ دنیا عوض شده است، نه این‌که دین‌دار شده است، این فهم غلط است! دنیا می‌‌خواهد از ظرفیت الهیات استفاده کند. حالا در این شرایط، ما این همه تهدید می‌شویم که بودجه‌ها کجا می‌رود؟ اصلا اسلامی‌سازی علوم یعنی چه؟ تمدن نوین که می‌گویید چیست؟ شما در هپروت سیر می‌کنید! و ... .

وقتی دیگران ما را روایت می‌کنند
مراکز پژوهشی ما اساسا ازآنچه که دربین آنها اتفاق می‌‌افتد به معنای واقعی بی‌خبرند. درباره مهدویت، مصلحت و موضوعاتی که گفتم کار می‌شود اما اصلا ناظربه فضای بیرون نیست. درباره پروژه دانشگاه هاروارد چقدر از حوزه علمیه حضور داشتند؟ چقدر دانشگاه حضور داشت؟نتیجه این‌که «اگر ما روایت نکنیم، دیگران ما را روایت می‌‌کنند» بنده یک پیشنهاد برای ماه رمضان دارم. بیاییم یک برنامه نخبگانی دریک بستر پربیننده بسازیم و مثلا در بحث مهدویت، ازمؤسساتی که درباره مهدویت کار می‌کنند دعوت شود یا درباره همین پروژه دانشگاه هاروارد صحبت شود.اصلا بیایید یقه مؤسسه ما را بگیرید،بپرسید شما کجا هستید. اصلا خبر دارید که دارند ما را روایت می‌کنند وشما غایبید و...جهاد تبیین این نیست که فقط بیان کنیم، جهاد تبیین یعنی افرادی که الکی بیان می‌‌کنند، آنها را به بیان واقعی واداریم، جهاد تبیین یعنی این‌که درباره مهدویت حرفی بزنیم که امروز لازم است.امروز می‌بینیم دپارتمان ژاپن درباره «مصلحت» کار می‌کند. مؤسسات ما چقدر کار می‌‌کنند؟

باید وارد ماراتن شویم
طبق آمار سال۹۶ بیشترین سهم تولید علم ما درحوزه علوم فنی مهندسی، پزشکی و نانو است. ماهر‌چقدر در این ساحت‌ها رشد کنیم، باز دیگران اول و دوم هستند و ما در این ماراتن هیچ‌گاه اول نخواهیم بود. اما در حوزه علوم اسلامی‌ که کاملا مال ماست اگر وارد ماراتن شویم، حتما اولیم. چرا این جاها حاضر نباشیم؟! ما درست در جایی که سرزمین ماست، غایب جدی هستیم. طبق آمار سال ۹۶ زیر ۲ درصد تولید علم ما در حوزه علوم انسانی اسلامی برای دنیاست وعجبا! همین را تشریح کنیم، می‌‌بینیم آن هم در مورد باستان‌شناسی، زمین‌شناسی، مردم‌شناسی و اقتصاد است. سهم علوم اسلامی ما بسیار ناچیز است. دنیا درباره علوم اسلامی کارهای جدی انجام می‌دهد و ما غایب جدی هستیم. در حالی که نقطه امتیاز و مزیت جدی ماست. اگر تأکید داشتم بر این‌که ماه رمضان نقطه اشتراک ماست، به دلیل فوبیا و گاردی که رقیب ایجاد کرده و نمی‌‌گذارد در این فضا ورود کنیم‌. باید این دروازه را با ماه رمضان باز کنیم. ما باید از این بستر و این نقطه مشترک استفاده می‌کنیم؛ وقتی آقا می‌‌فرماید وحدت، به معنای این نیست که وحدت توقفگاه ما باشد؛ بلکه یک موقفی است برای رسیدن به یک عرصه بالاتر. ما رمضان را هم باید از این منظر دید.

رسانه، ویترینی از مسلمان بودگی

وقتی شبکه «One Way» را به عنوان یک شبکه رسانه‌‌ای مسلمانان اهل سنت استرالیا می‌‌بینید، بیش از این‌که آداب اسلامی و مفاهیم عمیق اسلامی را یاد بدهد، (به عنوان یک گزارشگر توصیفی عرض می‌کنم) فقط صبح تا شب گزارش می‌دهد که چه کسانی روزه گرفته‌اند؟ اصلا وارد آن عمق معنایی نمی‌شود. در واقع رمضان به مثابه یک مسلمان بودگی و فرهنگ خودش را نشان می‌دهد و نه عبادت؛ حتی روحانی‌های آنها هم اگر صحبت می‌‌کنند، نمی‌‌خواهند به مباحث دینی عمق بدهند.درهمان سطح لایه فرهنگی نگه می‌‌دارند. متاسفانه حتی جامعه نخبگانی‌ دانشگاهی هم گویی تحت تأثیر این گفتمان فکری قرار گرفته. در دانشگاه چارلز استرالیا درباره اسلام تحقیق می‌کنند اما اصلا مباحث عمیق اسلامی ما را نمی‌‌بینید. فقط تحلیل می‌‌کنند چه تعداد مسلمان امسال افطاری دادند و نتایج را در قالب مقالات علمی درمی‌آورند. یعنی اسلام را هم باز به مثابه یک فرهنگ می‌‌بینند اما اگر وارد بحث نخبگانی علمای جهان اسلام بشویم، اینها اتفاق می‌‌افتد ولی چون بدنه جامعه اساسا مسأله را به مثابه فرهنگ می‌‌بیند، منِ آقای جهانگیری اگر بخواهم صحبت کنم، نمی‌توانم از معنای دقیق لیله‌القدر در دیدگاه آیت‌ا... جوادی آملی بگویم. باید از «لیله‌القدری» تفسیر کنم که آن جامعه تقاضایش را دارد و این در دراز مدت موجب سطحی‌شدگی مسلمان‌بودگی در آن جامعه می‌شود.واقعیت این است که این مسلمان‌بودگی و مسلمان‌شدگی بیش از این‌که تغییر الهیات درون باشد، تغییر فرهنگ است. شخصی مسلمان می‌شود به خاطر این‌که دوست مسلمانی داشته و از او خوشش آمده، یا مسلمان می‌شود چون با یک فرد مسلمان ازدواج کرده. این‌طور نیست که مدل‌شان اسلام‌پژوه سرشناس آلمانی مری شیمل یا فیلسوف، شیعه‌شناس و ایران‌شناس فرانسوی، هانری کُربن باشد‌.پس ما دو اتفاق در بیرون می‌‌بینیم: یکی در کف میدان که مسلمان‌بودن یا مسلمان‌شدگی فرهنگی است که اتفاق می‌‌افتد و ما نمودش را در رمضان به آن شکل می‌‌بینیم و دیگر‌ی در حوزه آکادمیک و نخبگانی اتفاق می‌‌افتد که دنبال مسلمان‌شدگی و بودگی نیست؛ دنبال استفاده از آموزه‌های اسلام برای زیست بهتر جامعه خود است.

تربیت مجتهد برای جوامع غیراسلامی

امام جمله‌ای‌‌ در منشور روحانیت دارد با این مضمون که حوزه‌های علمیه باید مجتهد تربیت کنند حتی برای جوامع غیراسلامی‌؛ یعنی برای جامعه «آتئیست» استرالیا که دومین دین در استرالیاست، مجتهد تربیت کنیم. انقلاب ما زمانی می‌تواند در مقیاس بین‌المللی کار کند که نهادهای ما از نگاه بومی شده دست بردارند و این نیازها را ببینند. امام می‌‌فرماید مجتهدی که در جهان اسلام کار می‌کند، باید بداند که محمد مکه با محمد مدینه فرق می‌کند. وقتی یک فرد غیرمسلمان می‌خواهد مسلمان شود، (معمولا علمای پاکستانی این کار را می‌‌کنند) بعد از این‌که شهادتین را گفت به او می‌گویند مثلا دیگر با دخترخاله‌ات دست نده، مادرت غذا آورد از آن نخور. لباس‌های این‌گونه بپوش و... فرد مسلمان شده وقتی وارد خانه‌اش می‌شود، طبیعتا خانواده‌اش از تغییر رفتار او گیج و متحیر می‌شوند و نمی‌دانند که چه اتفاقی افتاده؟ جامعه به این فرد نمی‌گوید مسلمان، ‌به این فرد می‌گوید دچار «brain washing» یعنی شست‌وشوی مغزی شده و لذا سیستم آنجا به من جهانگیری و هر رسانه‌‌ای که اسلام را تبلیغ می‌کند حساس می‌شود؛ می‌گوید شما مُبلغ دین نیستید، شما یک «Brainwasher» هستید چرا که تبلیغ من، یک تبلیغ فرآیندی نبوده و last version یا نسخه آخر اسلام را در همان اول کار گفته‌ام.

تبلیغ دینی با روش فرآیندی

حج سال ششم بر پیامبر نازل شده اما پیامبر سال دهم هجری، حج را انجام می‌دهد. رژی بلاشر، شرق‌شناس و عربی‌دان فرانسوی و از مترجمان قرآن به زبان فرانسوی که به نظر بسیاری یکی از برجسته‌ترین مستشرقان سده‌های اخیر به‌شمار می‌آید یک جمله‌‌ای در مورد پیامبر ما می‌گوید که حقیقتا خیلی جمله بزرگی است؛ می‌گوید حضرت محمد یک «مهندس فرهنگی» بود که سه نفر مسلمان را در این مدت کوتاه۳۰۰ هزار نفر کرد و در «حجه‌الوداع» ۱۲۰ هزار نفر با او بودند. این همه رشد دلیلش این است که او تبلیغ را تبلیغ فرآیندی دیده بود. مطرح کردن ولایت امام علی(ع) را برای لحظه‌های آخر نگه می‌دارد. می‌گوید جامعه باید به نقطه‌ای برسد که من بتوانم این پیام را به آنها برسانم. امام در بحث اجتهاد می‌گوید شما که می‌خواهی مجتهد بیرون کشورت باشی، باید بدانی که برای یک جامعه بیرونی از کجا باید شروع کنی و چه‌وقت و چگونه مفاهیم را انتقال دهی. یکی از مشکلات ما مخصوصا در رسانه‌های برون‌مرزی‌مان این است که آنچه در قم و فیضیه فهمیدیم را کاملا می‌خواهیم گرته‌برداری کنیم و برای فضای بیرون بگوییم. معلوم است فضای بیرون با آن مخالفت می‌کند.

مردی برخاسته از دیار سهروردی‌ها
حجت‌الاسلام یحیی جهانگیری سهروردی، برخاسته از شهر سهرورد زنجان است؛ شهری که مهد پرورش عرفان، فلسفه و هنر اسلامی است. از جمله فیلسوف نامدار ایرانی «شیخ شهاب‌الدین سهروردی» یا «شیخ عمر شهاب‌الدین سهروردی» از نامدارترین شیوخ تصوف و موسس سلسله‌ سهروردیه و همچنین «ابوالنجیب سهروردی» که آغازگر و مرکز اتصال برخی سلاسل صوفیه محسوب می‌شود و خوشنویس برجسته دوره ایلخانی «احمد سهروردی» معروف به یاقوت ثانی که جملگی از زادگان این دیارند. دکتر جهانگیری نیز به خاطر نبوغ سرشار، همواره مورد تحسین استادان خود بوده است. وی که به اصرار پدر راهی مطالعات علوم حوزوی شده بود، در سال سوم تحصیلات حوزوی‌اش به دعوت مسئولان حوزه به تدریس رسمی نیز مشغول شد و در حالی که ۱۷ سال بیشتر نداشت، به تدریس دروس مقدمات پرداخت.یحیی جهانگیری جزو اولین طلاب تاریخ حوزه مقدسه قم است که رساله علمی عالیه خود را به زبان انگلیسی نگاشته است. تلاش فاخر علمی ایشان در تدوین رساله دکتری حوزوی موجب شد که هیأت داوران نمره عالی یعنی ۱۹ را به او اعطا کنند.به جهت تسلط بر چند زبان خارجی، این توفیق را داشته که در کنفرانس‌ها، دانشگاه‌ها و محافل اهل بیت خارج کشور نیز حضور داشته باشد، کشورهایی چون ژاپن، نروژ، سوئیس، مالزی، ترکیه، اندونزی، بلاروس، فرانسه، لهستان، عراق، سوریه، عربستان، روسیه و تونس. افزون بر این فعالیت‌های بین‌المللی ایشان است. وی در سطح عالی حوزه، مقطع دکتری و ارشد در جامعه المصطفی، جامعه الزهرا، دانشگاه مذاهب اسلامی و حوزه علمیه خواهران به تدریس زبان‌های فارسی و انگلیسی مشغول است.


مریم فلاح - گروه فرهنگ و هنر

حجت‌الاسلام یحیی جهانگیری بیان کرد:

حوزه‌های علمیه غائب بزرگ رویدادهای علمی و دینی جهان هستند/ گزارشی از نشست جهانی صلح در کره جنوبی

  • بین‌الملل
  • پنج‌شنبه، ۱۳ مهر ۱۴۰۲

  • نسخهٔ چاپی
  • همخوان کنید
  • ۹ دقیقه
  • ۲ دیدگاه
  • در ابتدا لطفا درباره این کنفرانس اخیر و اعتبار و جایگاه خود کنفرانس و شرکت‌کنندگان توضیح بفرمایید.

این کنفرانس به دعوت HWPL بود. HWPL یک NGO در کره است که با سازمان ملل همکاری می‌کند. بعدا هم در باره‌ی این NGO بودن صحبت خواهم کرد.این NGO از سال ۲۰۱۳ تأسیس شده و فعالیت‌های خودش را برای گسترش صلح در دنیا شروع کرده است و هر سال هم به ساحت‌های مختلف صلح مثل بخش ادیان، بخش جوانان و اضافه می‌شود و در کنار آن توانسته در سازمان ملل جایگاه پیدا کند به حدی که پیش‌نویسی که این‌ گروه برای صلح ارائه دادند در سازمان ملل مورد تحسین قرار گرفته است.

اما در کنار این معرفی کوتاه نیاز به توضیح و برخی تحلیل‌ها نسبت به این گردهمائی وجود دارد که عرض می‌کنم:

این‌که NGOها (سازمان‌های مردم‌نهاد) که علی الظاهر مردمی‌اند در دنیا آن‌قدر قدرتمند هستند که در ساحت بین‌المللی برای کشور سهم می‌گیرند. برای نمومه در سازمان ملل چندین کشور را پای امضای خودش می‌آورد. در این روداد از ۱۱۸ کشور شرکت کرده بودند، چندین وزیر و نخست‌وزیر و پست‌های عالی‌رتبه‌ی سیاسی که بعضی قبلا رئیس جمهور و نخست‌وزیر بودند و بعضی همین الان وزیر بودند و بعضی‌ها قبلا وزیر بودند. وقتی یک NGO از ۱۱۸ کشور دعوت می‌کند، این به این معنا است که حکمرانی در دنیا دارد به سوی مردم‌محوری می‌رود و مردم به معنای واقعی و NGOها و سمن‌ها به معنای واقعی دارند در برندینگ کشورشان سهم‌آفرینی می‌کنند و سهم خودشان را نه تنها در حکمرانی کشوری بلکه در بین‌الملل ایفا می‌کنند.

ما چقدر NGO در ایران داریم که بتواند چنین رویدادی را اجرا کند و این مقدار در حوزه‌ی دیپلماسی جهانی و در بحث صلح با محوریتی که آن‌ها داشتند نقش‌آفرین باشد؟ حقیقتا آنچه که من را مبهوت کرد، سهم NGO در این کشور بود و این‌که این همه رؤسای جمهور به خاطر یک NGO بیایند.

آنچه که اتفاق می‌افتد این است که از ظرفیت NGO این‌قدر استفاده می‌شود و نمایندگان ۱۱۸ کشور شرکت می‌کنندو عالی‌رتبه‌ترین مقامات برخی از کشورها را پای میز این کشور می‌آورد بدون این‌که حاکمیت دخیل باشد.

من همیشه گفته‌ام که ما حکمرانی را با حاکمیت اشتباه گرفته‌ایم. خیال می‌کنیم هر جایی که حکمرانی خوب باشد باید حاکمیت دخالت کند. نه، اساسا حکمرانی با حاکمیت متفاوت است. امروزه حکمرانی روی NGOها می‌آید. حاکمیت بخشی از حکمرانی را به NGO‌ها می‌دهد و NGOها این‌گونه نقش‌آفرین هستند.

نکته‌ی بعدی این است که NGOها قد و قلمروی خودشان را فراتر از مرزها تعریف کرده‌اند. این‌که از چهار قاره‌ی دنیا، از آفریقا، آمریکا، اروپا و آسیا دعوت کردند، یعنی NGO سهم جدی و فرامرزی را بازی می‌کند. NGO فقط در داخل کشور نیست. امروزه از NGO برای آفرینش هژمون و قدرت خودشان و برندینگ خودشان استفاده می‌کنند.

نکته‌ی سوم هم این است که نه در رویدادهای بین‌المللی NGOهای ما سهم جدی دارند و نه NGOهای از سازمان‌های بین‌المللی توانسته‌اند سهم جدی بگیرند. من آمار دارم و چون آمارم دقیق نیست و شفاهی است، نمی‌خواهم بیان کنم. ما چه تعداد NGO در سازمان‌های بین‌المللی داریم؟

آیا NGOهای ما توانسته‌اند هم در رویدادهای جهانی، هم رویداد داخلی در مقیاس جهانی نقش‌آفرین باشند؟، مثل همین HWPL که رویداد جهانی در داخل می‌سازند..

امروزه حاکمیت نمی‌تواند در همه‌ی عرصه‌های بین‌المللی به صورت رسمی اعلام موضع کند. چقدر حوزه‌ی علمیه‌ی ما به مثابه یک NGO در این سازمان‌های بین‌المللی برای خودش سهم تولید کرده است در حالی که سازمان‌های بین‌المللی متعدد در دنیا وجود دارند. نمره‌ی ما نه تنها مطلوب نیست، حتی در ضعیف‌ترین حالت هم نیست. این‌که می‌بینید یک NGO تلاش کرده و رؤسای کشورهای مختلف را متقاعد کرده که به موادی از پیشنهاد آن‌ها در سازمان ملل رأی بدهند، این هم نکته‌ی سومی است که ما واقعا غافل هستیم.

موضوع این کنفرانس بسط صلح است. بنده نیز از ایران و در بخش ادیان شرکت کرده بودم. آنجا بخش جوانان داشت، بخش زن داشت، بخش سازمان‌های بین‌المللی داشت. چیزی که قابل مشاهده بود، حضور اقلیت‌ها و فرقه‌های انحرافی در این رویداد بود. از مورمون‌ها تا بهایی‌ها، از احمدیه تا نقشبندیه، فرقه‌های مختلف نقش جدی داشتند که برای ما هشدار بزرگی است.

تمامی عوامل برگزار کننده این همایش هم نیروهای داوطلب بودند. به تعداد آدم‌ها سه نفر نیروی خدمه بود و این‌ها ۷۰۰ میهمان داشتند. شما اگر ضربدر ۳ بکنید می‌بینید که چه جمعیتی از نیروی اجرایی پیشخدمت و خدمتکار و پروتکلی و تصویری بودند.این نوع حکمرانی شبکه‌سازانه و البته مبتنی بر نیّت خیر و خیرخواهانه و از روی اخلاص و بدون مزدگیری است که به نوعی معادل بسیج و نیروهای جهادی ما هستند. به نظرم این یک شاهکار جدی است که NGOها در مدیریت رویدادهای خودشان نقش جدی دارند.

  • حضور جنابعالی براساس دعوت کدام نهاد یا به نمایندگی کدام سازمان بود؟ چه دستاوردهای در این کنفرانس وجود داشت ؟

بنده به عنوان شخصی دعوت کرده شده بودم، ولی به‌هرحال با توجه به این‌که مسئولیت‌هایی هم دارم سعی کردم از این ساحت‌ها هم در آنجا در مورد ظرفیت‌ها گفتگو کنم. مثلا بخش گفتگوی ادیان سازمان فرهنگ و ارتباطات را معرفی کردم که ما در بخش گفتگوی ادیان چه ظرفیت‌هایی را داریم. ظرفیت‌های حوزه‌ی علمیه‌ی قم را معرفی کردم که یکی از بزرگ‌ترین NGOهای آموزشی، تربیتی، اخلاقی است , و سعی می کردم به مناسبت‌های مختلف این‌ها را بیان کنم.

ولی با توجه به کارهایی که در حوزه‌ی صلح داشتم، مثل مؤسسه‌ی صلحی که در ژاپن تأسیس کردیم و یک مقاله‌ی صلحی داشتم که چاپ شده بود، بنابراین بیشتر مباحث صلح را در آنجا از منظر شیعه مطرح کردم.

حاشیه‌های این مراسم خیلی مهم‌‌تر بود. از حاشیه‌های مهم این رویداد این بود که شب‌ها و صبح‌ها افراد مختلف شرکت می‌کردند، سؤال می‌پرسیدند. شیعه به عنوان اقلیت برای آن‌ها سؤال بود. نام شیعه را می‌دانستند ولی احساس می‌کردند که شیعه یک فرقه‌ی ضد اسلامی است. یک پنداری شبیه به این داشتند که ما مثلا مثل احمدیه یا بهائیه هستیم. می‌گفتند که چرا مسلمانان شما را قبول ندارند؟ یا اینکه چرا شیعه با صوفیه خوب مخالف است و تصوف را از بین برده است؟

یک ذهنیتی در این مقیاس بود.

  • به صورت کلی حضور شخصیت‌های حوزوی کشور در کنفرانس‌ها و مجامع بین‌المللی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

واقعیت این است که ما اگر در جهاد تبیین برنده نشویم، بازنده‌ی جنگ تحریف هستیم و جنگ تحریف همان جنگ تحریم را هم رقم می‌زند. این دو پشت سر هم هستند. اساسا وقتی همه تحریم را می‌پذیرند که ما تحریف شدیم.

ما در بین‌الملل به معنای واقعی غایب هستیم. حالا غیبت‌ها چندگانه هستند و اینجا جای صحبت نیست. یکی غیبت آکادمیک ما است. انقلاب اسلامی ایران به مثابه یک بیگ‌بنگ در دنیا توجه قرار گرفت و اسلام و تشیع را به یک حقیقت مهم در دنیا تبدیل کرد، اما چون کادرسازی جدی برای این نیاز و این تقاضا نشده بود ما نتوانستیم. تازه آنچه هم که توانستیم بر اساس آن انباشت‌های تاریخی و ذهنیت‌های الهیاتی بود. حضور ما به حضور تبلیغی محدود شد و به مراکز خارج از کشور رفتیم و سال‌های بعد هم این تبلیغ به سفارتخانه و خانه‌های فرهنگ محدود شد. یعنی ما عملا مبلغی هم که فرستادیم رفت و برای ایرانیان در خارج صحبت کرد و ما وقتی گفتیم که مبلغ برای خارج می‌فرستیم در واقع لوکیشن ایشان عوض می‌شد. او برای ایرانیان به زبان فارسی و با ذهنیت ایرانی صحبت می‌کرد. ما در بین‌الملل نتوانستیم نقش بیافرینیم.

در نتیجه یک حوزه‌ی مهم به معنای حضور بین‌الملل آموزشی را از دست دادیم. حضور بین‌الملل آموزشی یعنی تأسیس مدرسه‌ها و مراکز آموزشی. شما ببینید در این ساحت ترکیه و بنیاد گولن و نیز عربستان سعودی در تأسیس مدارس در دنیا پیشتازترین بوده‌اند. شما کافی است بروید و ببینید که چقدر مدارس ساخته‌اند. در همین کره که بنده رفتم یا در استرالیا مدارس زیادی ساخته‌اند.

ما فقط به تربیت مبلغ مشغول شدیم و حال این‌که در دنیا به تربیت معلم هم پرداختند. ما فقط به فکر مرکز اسلامی و حسینیه بودیم، و حال این‌که آن‌ها به فکر ساخت مدرسه هم بودند. الان مدارسی در خارج از کشور هست که حتی مدارس شیعی است، مثل بیلفیلد کالج که در استرالیا است که شیعی است و کاملا شیعی است، پرچم شیعی دارد و دولت هم می‌شناسد که این شیعی است. مدرسه است. ما چند تا معلم در آنجا داریم؟ به آن مدرسه بروید و ببینید که چند طلبه معلم آنجا هست؟ ما معلم بین‌الملل برای آموزش دین نداریم، فیزیک و شیمی را نمی‌گویم که بگویید آقای جهانگیری خdلی نگاه حداکثری به دین دارد و فیزیک اسلامی را می‌گوید. نه، همین دین و الهیات را آموزش بدهد. تربیت نکرده‌ایم.

نکته مهم بعدی اینکه این کشورها در کنار آموزش، یک ساحت بزرگ دیگری برای خود باز کردند – من فقط حوزه‌ی دینی را می‌گویم – و آن هم ساحت حضور بین‌المللی دینی – پژوهشی بود. این‌ها ژورنال‌های علمی دنیا را گرفتند، کرسی‌های آموزشی و کرسی‌های علمی را به معنای واقعی توانستند پر کنند. در ISIها و GStoreها جای ما خالی شد. من آمارهای واقعی در این حوزه دارم که ما چقدر در اینجا غایب بودیم. این دو مورد آموزشی و پژوهشی بماند، چون درباره‌ی همایش کره دارم صحبت می‌کنم و فاصله می‌گیریم.

در نتیجه اساسا حضور خودمان را پس از انقلاب با آن بیگ‌بنگی که ایجاد شد، فقط حضور تبلیغی دیدیم و حضور آموزشی و حضور پژوهشی برای ما معنای جدی پیدا نکرد و حال این‌که کنفرانس‌های بزرگ در حوزه‌ی دین، در حوزه‌ی اسلام و حتی در حوزه‌ی تشیع برگزار شد و ما غایب جدی بودیم. اینجا بود که ما را روایت کردند و چهره‌ی ما را تحریف کردند. تفسیر و تصویری که از ما ارائه دادند سبب شد که علیه ما تحریف و بعدا تحریم هم بشویم.

با این نگاه ما در رویدادهای علمی دنیا مثل همایش‌هایی از سنخ همایش‌های HWPL شرکت نکردیم و جای ما خالی شد. شما در سؤال پرسیدید که چگونه ارزیابی می‌کنید؟ من می‌گویم که اگر شرکت نکنیم اوضاعمان بدتر خواهد شد. تصویر ما بسیار تصویر ناموجهی به دنیا ارائه خواهد شد و تازه افرادی ضعیف از ما در این رویدادها شرکت خواهند کرد. من نمی‌خواهم نام ببرم، در یک رویدادی به نمایندگی از تشیع یک طلبه‌ی معمولی فارغ‌التحصیل از یکی از کشورها به عنوان نماینده‌ی تشیع صحبت کرد. او را به عنوان نماینده‌ی تشیع از آن کشور دعوت کرده بودند و حتی ما هم خبر نداریم و شخصیت‌های اندیشمند غایب هستند. واقعیت این است که ما امروزه باید در سطح نخبگانی این حضور بین‌المللی را تعریف کرده و یک رسالت بدانیم.

  • حضور حوزویان در مجامع بین‌المللی چه نتایج مفید و احیانا آسیب‌هایی را دارد؟

قاعدتا حضور حوزویان در مجامع بین‌المللی در کنار ضرورت آن باید آسیب‌شناسی شود. آسیب‌شناسی یکی روندی است. روند این است که حضور ما حضور تبلیغی است و ما حضور دانشی نداریم. الان فیلسوفان ما در مجلات فلسفی دنیا چه جایگاهی دارند؟ همینطور در مجلات قرآنی وسایر علوم دینی . من این‌ها که می‌گویم مستند می‌گویم، چند درصد حاضر هستیم؟ برای نمونه در دانشگاه موناش استرالیا کرسی ابن عربی هست. من وقتی گفتم که شارحان از شارحان ابن عربی امام خمینی یا آقای جوادی آملی هستند اصلا نمی‌شناختند و دلیل هم این است که همه‌ی تولیدات ما به زبان فارسی است. ما احساس نکردیم که فضای آکادمیک بین‌المللی یک ظرفیت بزرگی است. در رویدادهای عرفانی دنیا غایب هستیم. حتی براتر از فلسفه و عرفان حتی در فقه و اصول فقه هم در مجامع علمی دنیا حاضر نیستیم.

موضوع دوم که من خیلی دغدغه‌ی جدی دارم پژوهشگر بین‌الملل است و ما در این‌ها غایب هستیم.

این «غایب هستیم» را در قالب مثالی عرض کنم. مثلا می‌خواهید بگویید که آقای جوادی آملی یک فیلسوف جهانی است. آن‌ها می‌گویند وقتی به سورس‌های فلسفی دنیا مثل مجلات علمی فلسفی سر می‌زنیم چیزی پیدا نمی‌کنیم! حالا آقای جوادی مشهور هستند، یک سطح پایین‌تر بیاییم، می‌گویند که ما اصلا اسم این افراد را نشنیده‌ایم. چطور فیلسوفی است که رفرنسی به آثار او نمی‌شود؟ چطور فیلسوفی است که کتاب‌های او بازدید نخورده است؟

ما اگر می‌خواهیم در حوزه‌ی بین‌الملل حضور داشته باشیم باید به این الزامات و این ظرفیت‌ها خودمان را آماده کنیم و متاسفانه ما اصلا برای این‌ها خودمان را آماده نکرده‌ایم. ما در بهترین حالت ترجمه‌ی یک کتاب فلسفی را می‌گوییم که حضور فلسفی ما در بین‌الملل است. ترجمه‌ی کتاب حداقل‌ترین کار و مقدمه برای حضور بین‌المللی است. حضور بین‌المللی فلسفه‌ی ما به معنای حضور ما در مجلات فلسفی دنیا، حضور ما در رویدادهای فلسفی دنیا است.

یک آسیب جدی دیگر این است که اساسا آموزش حوزوی ما «الهیات متد» است. وقتی شما الهیات متد باشید اساسا به تعبیر حسن حنفی حتی اسلام را هم الهیات متعالیه یاد می‌گیرید نه متدانیه. الان آنچه که ما در حوزه یاد می‌گیریم الهیاتی است که آن‌قدر به تعبیر شهید مطهری درباره‌ی ماوراء الطبیعه حرف می‌زند که اصلا پایش به طبیعت نمی‌رسد.

ما بحث می‌کنیم که؛ صفات عین ذات است یا زاید بر ذات است؟ قرآن حادث است یا قدیم؟ اما اساسا الهیات امروز و آنچه که امروز از الهیات و دین از ما می‌خواهند رابطه‌ی دین و فقر است، دین و معلولیت است، دین و مسئله‌ی مرگ است، دین و مسئله‌ی فقر است، دین و مسئله‌ی آب است. ببینید دین را به مسئله‌های عینی انسان آورده‌اند.

من همیشه گفته‌ام که؛ این به این معنا نیست که دنیا دارد دیندار می‌شود. به این معنا است که دنیا می‌خواهد از ظرفیت‌های بین‌المللی دین استفاده کند.

این‌که در غرب می‌بینیم یا الهیات سیاسی یک رشته می‌شود به این معنا نیست که غرب می‌خواهد دین و سیاست با هم باشند، بلکه به این معنا است که غرب می‌خواهد از ظرفیت الهیات برای حکمرانی بهتر استفاده کند. این‌که در غرب از علوم وحیانی استفاده می‌شود به معنای بازگشت غرب به وحی نیست، بلکه به این معنا است که غرب امروزه این‌ها را هم به عنوان یک ظرفیت دیده است. این‌ها را در حوزه لازم داریم. تا زمانی که این‌ها در حوزه تبدیل به مسئله نشود کنشگری ما در حوزه‌ی بین‌الملل یک کنشگری مناسب نیست و یک کنشگری غیرفعال و صرف تبلیغی خواهد بود. لذا کسی به سازمان فرهنگ می‌آید و درخواستش برای بین‌الملل این است که؛ آقا! من برای تبلیغ بین‌الملل بروم. حتی ذهنیت او برای پژوهشگر بین‌الملل اتفاق نمی‌افتد. من که الان با شما صحبت می‌کنم به عنوان یک آگاه به فضای بین‌الملل عرض می‌کنم؛ جایی در حوزه‌ی علمیه برای تربیت پژوهشگر بین‌الملل پس از نیم قرن از انقلاب اسلامی هنوز نداریم.

نکته مهم و پایانی خدمت شما عرض کنم ظرفیت این تریبون‌ها است. ببینید مثلا یکی از شخصیت‌های طراز اول اوکراین بود، یکی از وزراء و در این سطح یا بالاتر بود که به آنجا آمد و جنگ اوکراین را توصیف کرد که؛ روسیه چقدر به ما ظلم کرده است. در کنار او یکی از مسئولین ارشد ارمنستان بود که او هم بالاتر از وزیر بود. او درباره‌ی حملات آذربایجان به ارمنی‌ها گزارش داد. واقعیت این است که ما در تریبون‌ها غایب هستیم، هم از منظر ملی که مثلا کسی باید بگوید که؛ تحریم‌ها چه بلایی بر سر ما آورده است. هم از منظر دینی که بگوییم؛ امروزه مثلا اقلیت شیعه در افغانستان با چه چالش‌هایی مواجه هستند. در کشورهای دیگر با چه چالش‌هایی مواجه هستند و یا از منظر اسلامی بگوییم که؛ امروزه مسلمانان در غرب با چه چالش‌هایی مواجه هستند. با حجاب در فرانسه چگونه برخورد می‌شود. ما از این تریبون‌ها غافل هستیم و از این تریبون‌ها نمی‌توانیم استفاده کنیم.

مراسم شب قدر در هیئت ثامن الائمه سیدنی برگزار می شود

مراسم شب قدر در هیئت ثامن الائمه سیدنی برگزار می شود

حوزه/ مراسم احیاء اولین شب قدر در هیئت قرآنی ثامن الائمه سیدنی با سخنرانی حجت الاسلام جهانگیری برگزار می شود.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری «حوزه» در قم، مراسم احیاء اولین شب قدر در هیئت قرآنی ثامن الائمه سیدنی استرالیا با حضور مسلمانان روزه دار و با سخنرانی حجت الاسلام یحیی جهانگیری مبلغ فعال بین الملل و استاد حوزه و دانشگاه برگزار می شود.

گفتنی است، برنامه های این مراسم شامل نماز شب قدر، انجام یک روز نمازهای قضا، زیارت امام حسین(ع) در شب قدر، دعاها و مناجات های مختصر دیگر مخصوص این شب، تلاوت سوره های قرآن توصیه شده برای شب های قدر و قرائت دعای ابوحمزه ثمالی خواهد بود.

جلسه پرسش و پاسخ دینی در مرکز اسلامی امام سجاد(ع) سیدنی برگزار شد

جلسه پرسش و پاسخ دینی در مرکز اسلامی امام سجاد سیدنی برگزار شد

حوزه/ مرکز اسلامی امام سجاد علیه السلام در سیدنی استرالیا از برگزاری جلسه پرسش و پاسخ دینی برای جوانان با مشارکت حجت الاسلام جهانگیری استاد حوزه و دانشگاه خبر داد.

به گزارش خبرگزاری حوزه، مرکز اسلامی امام سجاد علیه السلام در سیدنی از برگزاری جلسه پرسش و پاسخ برای جوانان با حضور حجت الاسلام یحیی جهانگیری مبلغ فعال بین الملل و استاد حوزه و دانشگاه خبر داد.

بر اساس این گزارش؛ جوانان مسلمان استرالیا با حضور در جلسه پرسش و پاسخ دینی که همه روزه با حضور حجت الاسلام یحیی جهانگیری در مرکز اسلامی امام سجاد علیه السلام برگزار می شود، به طرح سوالاتی در زمینه هویت و اعتقاد دینی مسلمانان می پردازند. این جلسه در فضایی صمیمانه و به زبان انگلیسی و زیر نظر حجت الاسلام جهانگیری برگزار می شود.

جلسه پرسش و پاسخ دینی در مرکز اسلامی امام سجاد سیدنی برگزار شد

جلسه پرسش و پاسخ دینی در مرکز اسلامی امام سجاد سیدنی برگزار شد

جلسه پرسش و پاسخ دینی در مرکز اسلامی امام سجاد سیدنی برگزار شد

جلسه پرسش و پاسخ دینی در مرکز اسلامی امام سجاد سیدنی برگزار شد

یحیی جهانگیری در مورد اوضاع استرالیا در ماه رمضان:

فضای شهر سیدنی کاملاً رمضانی است / همراهی جدی دولت با برنامه‌های رمضانی

فضای شهر سیدنی کاملاً رمضانی است / همراهی جدی دولت با برنامه‌های رمضانی

دکتر یحیی جهانگیری مبلغ بین الملل و استاد حوزه و دانشگاه نکات جالبی را از تجربه حضورش در استرالیا در ماه رمضان بازگو کرده است.

به گزارش مبلغ به مناسبت ماه مبارک رمضان در آخرین روز سال 1402 مصادف با ۸ رمضان، برنامه‌ی امت اسلام که از شبکه‌ی جهانی ولایت پخش می‌شود در گفتگویی زنده با دکتر یحیی جهانگیری به بررسی وضعیت اسلام و مسلمین و ماه رمضان در کشور استرالیا پرداخته است. دکتر جهانگیری، مبلغ بین الملل و استاد حوزه و دانشگاه که به کشورهای متعدد به ویژه استرالیا سفر می‌کنند و در آن‌جا پایگاه ارتباطی قوی‌ای هم دارند. ایشان در استرالیا با اندیشمندان، دانشجویان و مردم مختلف ارتباط دارند و طی این سفرها، ارتباطات و حضورشان شناخت خوبی از آنجا دارند که در این برنامه از وضعیت استرالیا در ماه رمضان صحبت کردند. در ادامه، مصاحبه ایشان با شبکه ولایت را می‌خوانید:

در طی این سال‌ها رمضان را در استرالیا چطور دیدید؟ و مسلمان‌های استرالیا در ماه رمضان چقدر فعال هستند؟

اجازه دهید من در ابتدا از چند اتفاق جالب صحبت کنم. شما وقتی در ماه رمضان به استرالیا بیایید، یک فستیوال بین‌المللی می‌بینید. از طرفی جلوی خانه‌ها از این فانوس‌های نورافشان قرار می‌دهند، فانوس‌هایی که شما هم در دکور برنامه قرار داده‌اید. امسال یک اتفاق عجیب دیدم. خیلی از مردم جلوی در خانه‌شان پرچم فلسطین را نصب کرده‌اند و در واقع یک نوع همبستگی با مردم فلسطین را اعلام می‌کنند. همچنین در مراکز مختلف برای فلسطین کمک جمع‌آوری می‌کنند.

چند ویژگی دیگر که به صورت جنب و جوش می‌بینید و به شدت حال و هوای رمضان را شدت می‌بخشد، این است که اینجا افطاری‌های جمعی به صورت جدی زیاد است مخصوصا حالا که در استرالیا داریم وارد فضای زمستان می‌شویم و هوا خنک‌تر می‌شود، بعضی‌ها سفره‌ی افطاری‌ها را در حیاط پهن می‌کنند و فضایی دارد که آدم می‌گوید فقط دوربین داشته باشم و از این مردم و فضاها عکس بگیرم.

و نکته‌ی جالب‌تر اینکه در این افطاری‌ها حتی همسایه‌های مسیحی هم شرکت می‌کنند و به قول خودشان رمضان را جشن می‌گیرند. این‌ها باعث می‌شود که من شخصا حیفم می‌آید که رمضان را در استرالیا و در سیدنی نباشم چون واقعا دلتنگ این فضا و حال و هوا می‌شوم.

در ماه رمضان شهرداری اجازه می‌دهد بعضی از مردم در حیاط خانه‌هایشان چند تا میز می‌گذارند و و چند تا اجاق و وسایل آماده کردن غذا و در حیاط غذا می‌پزند. برخی مردم به صورت رایگان و بعضی هم به صورت پولی دوست دارند آن‌جا بنشینند و غذا بخورند بنابراین برای افطار آن‌جا می‌روند و به قول خودشان غذای خانگی میل می‌کنند که این مورد هم فضای ماه رمضان را در اینجا متفاوت و ویژه می‌کند.

در استرالیا در برخی مناطق مسلمان نشین مثل اوبرن و لاکمبا در طول سی شب از یک ساعت قبل افطار تا یک ساعت بعد از سحر یک فستیوال بین‌المللی برگزار می‌شود که چند روز پیش تلویزیون رسمی استرالیا اعلام کرده یک میلیون توریست از خارج استرالیا و خارج سیدنی فقط برای این فستیوال رمضان آمده‌اند.

شما می‌دانید که استرالیا تقریبا دور است و دوازده تا چهارده ساعت پرواز دارد، از طرفی از لحاظ هزینه هم بلیط گرانی دارد ولی مردم می‌آیند و از نزدیک در این فستیوال‌ها، در افطاری‌ها و حتی نمازهای جماعت شرکت می‌کنند.

یک خاطره‌ی جالب هم عرض کنم که همین دیشب بود، آخر وقت بعد از برنامه رفتم و دیدم یک نفر در خیابان بلندگو دستش گرفته و از قرآن قرائت می کند و مردم هم دورش جمع شده بودند. مسئولین شهری اینجا می‌آیند و می‌گویند درباره اسلام بگویید و می‌گویند خیلی خوشحالیم شما مهمانان خوبی برای کشور ما بودید و همچنین میزبانان خوبی هم الان هستید.

نظر به اینکه استرالیا کشور مولتی کالچر است و از کشورهای مختلف اینجا هستند، ما می‌بینیم که غذاهای مختلفی در اینجا و در این ماه سرو می‌شود. از غذاهای مراکشی تا ایرانی، عراقی تا لبنانی، الجزایری تا اندونزی، برمه‌ای تا الجزایری، نیجریه‌ای، آفریقایی و همه‌ی کشورها غذاهای مخصوص خودشان را سرو می‌کنند.در بخشی از این مراسمات مردم اسلام را آموزش می‌دهند. باکس‌هایی قرار داده‌اند و از طریق آن‌ها مردم را فرامی‌خوانند و اسلام را آموزش می‌دهند.در بخشی دیگر، گروه‌های تواشیح هستند که از کشورهای مختلف به اینجا می‌آیند و تواشیح اجرا می‌کنند. یک مارکت خیلی جالب و عجیب اینجاست که یک میلیون افراد فقط برای دیدن این رویداد به استرالیا می‌آیند.

این نکته را هم عرض کنم که آنقدر از این بازار استقبال شده، قبلا یک جا بود و فقط در اوبرن بود اما الان لاکمبا اضافه شده است و همچنین امسال من شنیدم که در لیورپول هم این برنامه اجرا می‌شود که البته تاکنون من توفیقی نداشتم بروم و این نشان میدهد که چقدر اسلامیک مارکت و بازار اسلامی در اینجا رواج پیدا کرده‌است و همچنان در حال گسترش است.چند مدت قبل هم توفیق داشتم برنامه‌ی حضوری خدمت برنامه‌ی امت اسلام بودم، عرض کردم که در استرالیا از امسال یعنی سال بیست بیست و چهار، اولین بانک اسلامی که قبل‌تر تأسیس شده‌بود، آغاز به کار کرد.

آقای جهانگیری الان مردم در استرالیا چند ساعت روزه هستند؟

اینجا فاصله زیاد است و در حدود پنج و چهل دقیقه اذان صبح شروع می‌شود و افطار هم یک ساعت بعد از وقت افطار در ایران است. یعنی در حدود سیزده چهارده ساعت مردم در اینجا روزه هستند.

آقای دکتر باتوجه به اینکه شما سفرهای متعددی می‌روید و البته با استرالیا آشنایی بیشتری دارید و با توجه به تصاویری که ما از فستیوال رمضان در استرالیا دیدیم، این سؤال پیش آمده که دولت و مسؤلین استرالیا چقدر همراهی می‌کنند؟ مردم مسلمان در استرالیا راحت می‌توانند این برنامه‌ها را اجرا کنند؟.

شما وقتی از فرودگاه وارد استرالیا می شوید واقعا رمضان بودگی رو احساس می‌کنید. می‌بینید که دسته دسته از کشورهای مختلف برای اجرای برنامه به اینجا می‌آیند. ما در سیدنی تقریبا بالای شصت تا مرکز شیعی داریم که همه‌ی این‌ها سخنران می خواهند، مداح می‌خواهند، گروه تواشیح و... می‌خواهند.

آدم وقتی وارد می‌شود قشنگ می‌فهمد بوی شهر فرق کرده‌است. فضای شهر با قبل از آن تفاوت دارد و از دکوراسیون شهر مشخص است. دولت هم همراهی خیلی جدی‌ای دارد. یعنی مثلا یک برنامه‌ای برای احسان و اطعام دارند. مسیحی‌ها و سنی‌ها هم مشارکت می کنند حتی از این غذاها استفاده می کنند. چند روز پیش یک مرکز اسلامی دیگر افتتاح شد به نام مرکز امام سجاد(ع) که اخبارش در رسانه ها هم انعکاس پیدا کرد. دولت حمایت می کند و مردم خودشان در واقع پول جمع می‌کنند و مراکز اسلامی رو می سازند.

نظر به این که سیدنی هشت برابر تهران است یعنی چیزی در حدود قزوین تا مثلا گرمسار. شما فقط شهر سیدنی رو ببینید خیلی بزرگ است و به خاطر همین، رفت و آمدها خیلی سنگین است در سیدنی، مراکز در بخش های مختلف شهر پراکنده شده‌اند. شما می بینید الحمدلله مراکز اسلامی و مخصوصا مراکز شیعی زیاد است به طوری که شما هر جا می توانی بروی و آن جا هم برنامه‌ها هستند و هم نماز برپا می‌شود.

برای دسترسی سریع به تازه‌ترین اخبار و تحلیل‌ رویدادهای ایران و جهان اپلیکیشن خبرآنلاین را نصب کنید.