استاد و مبلغ بین الملل در گفتگو با رضوی مطرح کرد:

بایسته های معرفی و شناساندن زیارت اربعین در سطح بین المللی

قم - استاد معارف دینی و مبلغ بین الملل گفت: امروز با دشمنی مواجه هستیم که بزرگترین غول های رسانه ای دنیا را مدیریت می کند و علیه ما فوبیایی بزرگ رقم زده است. برای مقابله به مثل ومغلوب کردن دشمن باید از آموزه های حضرت زینب به بهترین وجه ممکن بهره برداری کنیم.

بایسته های معرفی و شناساندن زیارت اربعین در سطح بین المللی

به گزارش سرویس جهان اسلام خبرگزاری رضوی؛ حجت الاسلام دکتر یحیی جهانگیری سهروردی کارشناس و تحلیلگر مسائل مذهبی و استاد علوم دینی در حوزه و دانشگاه در خصوص تبیین ارزش های اربعین و تبلیغ آن به جهان گفت: واقعیت این است امروز برای معرفی مکتب اهل بیت علیهم السلام در خارج از کشور باید مثل اربعین عمل کنیم، یعنی واقعه عاشورا این درس را به ما داده که در برابر هجمه های دشمن چگونه مدیریت شده باید رفتار کنیم.
وی در این باره افزود: امروز با دشمنی مواجه هستیم که بزرگترین غول های رسانه ای دنیا را مدیریت می کند و علیه ما فوبیایی بزرگ رقم زده است. برای مقابله به مثل ومغلوب کردن دشمن باید از آموزه های حضرت زینب به بهترین وجه ممکن بهره برداری کنیم.
این استاد حوزه و دانشگاه در این باره توضیح داد: حضرت زینب وقتی می بیند دشمن فوبیایی علیه اهل بیت رقم زده و فضا را به گونه ای طراحی کرده که امام حسین علیه السلام را خارجی و غیر مسلمان، از دین خارج شده، واجب القتل و مهدور الدم می دانند حضرت وارد عمل می شود. اگر از اربعین درس بگیریم می بینیم حضرت زینب اسیر بازی ها و تبلیغات دشمن نمی شود و نمی گوید این موضوع به هر حال علیه ما رقم خورده لذا کاری از دست ما برنمی آید بلکه با همان توان، نیرو و افراد خود فضای کوفه و شام را تغییر می دهد به طوری که مردم کوفه اول به سمت اهل بیت و بازماندگان سنگ پرتاب می کردند اما بعد از روشنگری های حضرت زینب تغییر کردند، به طوری که حتی یزید نیز در شام تحت تاثیر قرار گرفت. این موضوع نشان دهنده آن است اگر برای بحث تبلیغ بین الملل بخواهیم از اربعین درس بگیریم باید در مقابل جریان های رقیبی که نمی گذارند صدای اهل بیت به گوش تشنگان معارف دینی برسد نباید خود باخته باشیم، بلکه باید صدای دین را به گوش تشنگان این معارف برسانیم همین موضوع درباره امام رضا علیه السلام نیز دیده شده است.
وی در خصوص تلاش های امام رضا علیه السلام برای تبیین هر چه بهتر دین اسلام گفت: امام رضا متوجه نیاز تشنگان به معارف اسلامی در مرو شدند به سمت مرو حرکت کردند، ایشان نه تنها در مدینه زمین گیر نشدند و به خود نقبولاندند که ماندن در مدینه بهتر است بلکه معتقد به اثر بخشی هرچه بهتر بودند در حالی که اینک یکی از مشکلات ما در عرصه فعالیت های تبلیغی دینی در حوزه بین الملل، زمین گیر شدن است.
حجت الاسلام و المسلمین یحیی جهانگیری سهروردی استاد عالی حوزه و دانشگاه دراین باره تصریح کرد: به این معنا که ما می خواهیم همه مسائل را فقط در بوم زیست خود حل کنیم. وقتی امروز از تبلیغ بین الملل حرف می زنیم باید ببینیم مشکل جوانی که در کانادا زندگی می کند چیست؟ در ایران فقط برتبلیغ دین تاکید می شود بدون اینکه متوجه مشکلات و چالش های مسائل مردم جهان باشیم، در حالی که امام رضا علیه السلام برای پاسخگویی به مردم به سمت مرو حرکت کرد. وقتی در نیشابور از آن حضرت‌ پرسیدند ما چگونه امر شما را زنده کنیم امام فرمود اگر مردم سخنان ما را زیبا بشنوند خود به خود تبعیت می کنند. امام رضا علیه السلام با این سخن دو موضوع را تبیین فرمود اول اینکه همه مردم مخاطب ما هستند در حالی که یکی از مشکلات ما این است که مخاطب معارف اسلامی را فقط قشر و قوم خاص می دانیم.
وی در این باره توضیح داد: اگر به دور خود کلونی بکشیم و کلونی خاص را مخاطب خود قرار دهیم و حدود معارف اهل بیت را مرز بندی کنیم، این رده بندی اولین شکست ما را رقم می زند چرا که اولین کج فهمی از درک حقایقی است که امام رضا علیه السلام و اربعین دنبال کردند. دومین موضوعی که امام رضا علیه السلام فرمودند این بود که سخنان ما را مردم زیبا بشوند، لذا باید از خود بپرسیم معارف دینی را با چه شیوه وزبان نیکویی برای خارج از کشور تولید و بازگو کنیم؟ امام رضا فرمودند اگر چنین راهبردی داشته باشیم همه سخنان ما را مورد پذیرش قرار می دهند. حضرت زینب سلام اله علیها به ما یاد داد اگر شما این چنین عمل کنید معادلات تغییر خواهد کرد اینجاست که ما باید مسئله های جهان را به خوبی فهم کنیم چرا که حق نداریم مسئله ها را بومی بفهمیم و راه حل های بومی را به دیگران نشان دهیم، بلکه مسئله باید جهانی حل شود تا راه حل میرجهانی ارائه شود در حالی که ما مسئله را بومی میشناسیم لذا راه‌حلی بومی نیز ارائه می دهیم، فقط می میخواهیم آنچه مدنظر داریم را در یک سرزمین دیگر پیاده کنیم در حالی که این موضوع جواب نمی دهد چرا که دارویی که برای روح یک ایرانی کارساز است این دارویی تولید شده در بوم زیست ایران جواب می دهد اما در سایر کشورها پاسخگو نیست.
استاد عالی حوزه و دانشگاه تاکید کرد: اگر می خواهیم داروی روحی و معارف دینی ما در مقیاس جهانی پاسخگو باشد و به درستی عمل کند و به هدف مورد نظر اصابت کند باید همه انسان ها را مخاطب خود قرار دهیم آن زمان است که به ما در مقیاس جهانی جواب می دهد اولین نکته این است که مسئله های جهان را در مقیاس جهانی بسنجیم و در مقیاس بومی راه حل داشته باشیم. وقتی مسائل را در مقیاس جهانی بفهمیم و پاسخ ما نیز در مقیاس جهانی باشد آن زمان می توانیم اثرگذار باشیم و مثل کربلا نه فقط یک قوم خاص، بلکه همه انسان ها، همه تیر و تبار ها و قشر و قوم ها را به سمت متعالی هدایت کنیم.

کد مطلب

https://www.razavi.news/fa/interview/97381/%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%86-%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B9%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%B7%D8%AD-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C

فضای مجازی را در تبلیغ دین نادیده گرفته‌ایم / به جای نشر، اندیشه‌ها را انبار می‌کنیم!

فضای مجازی را در تبلیغ دین نادیده گرفته‌ایم / به جای نشر، اندیشه‌ها را انبار می‌کنیم!

متاسفانه یا محتوا تولید نمی کنیم یا اگر تولید می کنیم از ظرفیت فضای مجازی برای تبلیغش استفاده نمی کنیم بلکه اندیشه خود را در انبارهایمان دپو می کنیم در حالی که این تفکر باید توزیع شود و بهترین فضای برای توزیع آن فضای مجازی است.

به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، روز اول تیرماه در تقویم رسمی به عنوان «روز تبلیغ و اطلاع رسانی دینی» نام گذاری شده است و در این روز به فرمان امام خمینی(ره) سازمان تبلیغات اسلامی تاسیس شد.

بر آن شدیم با توجه به اهمیت مساله تبلیغ در فضای مجازی و همچنین بهره مندی از ظرفیت وسیع این فضا جهت نشر افکار اسلام و انقلاب با حجت الاسلام یحیی جهانگیری سهروردی گفت وگویی داشته باشیم. وی از مبلغان بین المللی و استاد حوزه علمیه است. حجت الاسلام جهانگیری از جمله پژوهشگران حوزوی است که به زبان های زنده دنیا تبلیغ دین می کند.

حجت الاسلام جهانگیری سهرودی با اشاره به دیدگاه مقام معظم رهبری در مورد فضای مجازی اظهار کرد: معظم له فضای مجازی را به وسعت انقلاب اسلامی معرفی کردند و فرمودند: «اگر من امروز رهبر انقلاب نبودم رئیس فضای مجازی می شدم». سخنان ایشان حکایت از آن دارد که عرصه فضای مجازی بسیار بزرگ است و باید با راهبرد مشخص وارد آن شد.

وی با اشاره به اشکالات موجود در حوزه تبلیغ دینی در سطح فضای مجازی گفت: در این عرصه گویی فقط دور خودمان می چرخیم. همه ما شده ایم تلگرام و دور هم می پرخیم و مثلا خوشحالیم که در فضای مجازی تبلیغ می کنیم. بسیاری از افراد را دیده ام که دغدغه های دینی دارند ولی در واقع این دغدغه فقط بین خودشان می چرخد.

جهانگیری سهروردی افزود: این در حالی است که ظرفیت فضای مجازی یک ظرفیت فرامرزی است و ما باید از آن استفاده کنیم و پیام انقلاب و معارف مان را به گوش مردم برسانیم. اگر عرصه نیازی که آن سوی جهان برای کسب این معارف وجود دارد را پر نکنیم کسی دیگری پر نمی کند. متاسفانه شاهد هستیم که دیگران چه قدر مدیریت شده از فضای مجازی استفاده می کنند.

این مبلغ بین المللی تصریح کرد: تا چه زمانی باید نسبت به فضای مجازی بیرون کشور منفعل باشیم. واقعیت امر آن است که در کشور چند میلیون کاربر ایرانی تلگرام هستیم که دور خودمان می چرخیم. چرا خودمان را در شبکه اجتماعی تلگرام محصور کرده ایم، نمی گویم از این فضا نباید استفاده کرد بلکه می گویم باید از ظرفیت های دیگر نیز در سطح فضای مجازی و ش بکه های اجتماعی بهره مند شد، نمی توان از فیس بوک و توییتر غافل شد.

وی در بخش دیگری از مباحث خود با اشاره به جنبه های مهارتی کاربران فضای مجازی در ایران گفت: متاسفانه کاربران به دلیل عدم تسلط به زبان های دیگر حضور موفقی در این فضا ندارند و نمی توانند ارتباط بگیرند. واقعیت تلخ این است که ما فضای مجازی را برای فقط برای مخاطبان خودمان می بینیم و توجهی به جنبه فرامرزی آن نداریم.

جهانگیری سهروردی با بیان اینکه تولید محتوای بین الملل در فضای مجازی اهمیت فراوانی دارد، گفت: برخی مراکز به صورت خُرد کارهایی انجام می دهند ولی این مساله باید به صورت جدی دنبال شود و یک یا چند مرکز فاخر داشته باشیم تا برای فضای تولید محتوا شود. در این مرکز باید به زبان ها و اشکال مختلفی تولید محتوا شود. متاسفانه در کشور ما نسبت به این مقوله، تشتت و ناهماهنگی وجود دارد. به ویژه در حوزه تبلیغ و دین می بینیم که کار می شود ولی از برخی مناطق یا نقاط غافل مانده ایم یا در یک دوره همه به سمت یک منطقه رفته اند.

وی ادامه داد: از این نظر است که معتقدم باید مرکز مدیریت تولید محتوای فضای مجازی فرامرزی داشته باشیم که تصدی گری این مساله را بر عهده داشته باشد. الحمد الله امروزه جوانان انقلابی، جهادی و زبان دان فراوانی داریم اما باید آنها را هدایت و حمایت کنیم، نه اینکه شاهد باشیم که همان نهادهایی که بودند و کار می کردند همان چیزهای تکراری را تولید و کارمند جذب کنند.

استاد دانشگاه المصطفی(ص) تصریح کرد: حجم سوالات و نیازها در این فضا جدی است و ما بی خبریم .اگر ما نباشیم رقیب خودش را به صورت جدی نشان خواهد داد، امروزه با دو اسلام رقیب مواجهیم که عدم حضور ما موجب می شود که آنها خودشان را با رنگ و لعاب بیشتر عرضه کنند. از یک سو با اسلام سکولار مواجهیم و از سوی دیگر با اسلام سلفی که عربستان حمایت می کند.

وی با تاکید بر اینکه باید اسلام صلح، عقلانیت و اعتدال که خوانش امام خمینی(ره) است را معرفی کنیم، تصریح کرد: متاسفانه در حوزه فضای مجازی نگاه مان انفعالی است. منتظریم شبهه ای مطرح شود و وارد شویم و جواب دهیم و به واکنش داشته باشیم در حالی که در فضای مجازی نباید واکنش گر باشیم بلکه باید کنش گرانه حرکت کنیم.

جهانگیری سهروردی افزود: ما باید به تعبیر رهبری در بحث فرهنگی مهاجم و صادر کننده باشیم. بنابراین با توجه به سخنان معظم له، باید فعالیت جدی داشته باشیم و فضای مجازی را ناظر به بحث پاسخ به شبهه ندانیم و خودمان این فضا را مدیریت اذهان کنیم و بتوانیم به ذایقه مخاطب تولید محتوا کنیم و حتی نسبت به ذایقه های جدید تولید نکته داشته باشیم.

این استاد حوزه تصریح کرد: اگر صدور انقلاب یکی از دغدغه های امام(ره) و رهبری بوده است، پس در بحث فرهنگی باید تولید کننده و صادر کننده باشیم. اما متاسفانه یا تولید نمی کنیم یا اگر تولید می کنیم از ظرفیت فضای مجازی بهره مند نمی شویم بلکه اندیشه خود را در انبارهایمان دپو می کنیم در حالی که این تفکر باید توزیع شود و بهترین فضای برای توزیع آن فضای مجازی است.

وی افزود: نباید چنین باشد که در شبکه های مختلف مجازی اعم از فیس بوک و توییتر که دست دشمن است، شبهه ای مطرح و بعد ما بخواهیم جواب بدهیم. نباید منتظر این چنین مسایلی باشیم ولی متاسفانه فقط به دنبال پاسخگویی و واکنش گر بودن هستیم. کلی شبهه وجود دارد و ما دنبال جواب هستیم در حالی که این دوره تمام شده است و باید بتوانیم با تولیدات پیش ساخته ای که داریم با یک حجم قوی در فضای مجازی فعال باشیم که ذهن ها مدیریت شوند.

جهانگیری سهرودی در پایان گفت: با این روش می توانیم در فضای مجازی به مدیریت اذهان و یا تامیین نیازها توجه کنیم وگرنه باید منتظر چند سوال باشیم، دوماه بعد پاسخ آن را بزنیم و بعد آیا اصلا کسی بعد از این مدت این پاسخ را ببیند یا خیر. نگرش به فضای مجازی از این جهت درست نیست. امروز وظیفه ماست که فعالیت در فضای مجازی در راستای نشر اندیشه اسلام و انقلاب را بیرون از فضای فعلی ببریم و صادرکننده باشیم.

منبع:شبستان

https://www.tasnimnews.com/fa/news/1396/04/01/1443814/%D9%81%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%BA-%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D9%86%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85

حوزه علمیه باید در متن جامعه باشد

حوزه علمیه باید در متن جامعه باشد

حوزه های علمیه به عنوان مهمترین و شاخص ترین داعیه دار ترویج و تبیین معنویت و دینداری در طول تاریخ، هماره محور تحولات و نقطه عطف در تاریخ بوده و هستند.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از سمت وسو،حجت الاسلام یحیی جهانگیری سهروردی، از مبلغان بین المللی، مولف کتاب “مسجد مجازی، رهیافت ها و راهکارها” و از اساتید جامعه الزهرا (س) در پاسخ به سوالی در خصوص مواضع حوزه های علمیه در خصوص مسایل مختلف داخلی و خارجی به واکاوی بنیادین این موضوع پرداخت و افزود: اساسا در تاریخ علوم اسلامی، حوزه های علمیه در بطن جامعه قرار داشتند.

وی ادامه داد: نخستین حوزه علمیه که توسط شیخ طوسی بنیان نهاده شد، “جامع” نام داشت. هنوز هم حوزه های علمیه عراق با این عنوان شناخته می شوند اما امروز در کشور ما به حوزه های علمیه مبدل شده است.

این مبلغ بین المللی که محرم امسال برای تبلیغ اسلام در مالزی به سر می برده است، ادامه داد: جامع (حوزه های علمیه) به معنای فضایی است که با جامعه درارتباط است و همیشه در کنار این جامعه قرار دارد.

بازاریان در همجواری با حوزه ها مکاسب می آموختند

وی گفت: به طور مثال در نگاهی جامعه شناسانه به تاریخ حوزه های علمیه می بینیم که این جامعه علمی همیشه با جامعه درگیر بوده و نمونه بارز آن همجواری با بازارها بود که آشنایی بازاریان با مکاسب را درپی داشت.

حجت الاسلام سهروردی ادامه داد: در این ارتباط طلبه ها با جامعه درگیر بودند و می دیدند در این لحظه نیاز جامعه چیست که البته با دقت در این مسایل متوجه می شویم که حوزه ها در گذشته چگونه فرآیند دینی سازی مردم را انجام می دادند.

حوزه ها و دانشگاه ها را از بطن جامعه دور کرده ایم

وی با اشاره به تغییرات صورت گرفته در حوزه های علمیه خاطرنشان کرد: ولی امروز می بینیم که دانشگاه ها و حتی حوزه های علمیه بیرون از شهرها ساخته می شود در حالی که این مراکز علمی باید درگیر جامعه بوده و در نتیجه این ارتباط روزمره و تنگاتنگ مسایل جامعه را به صورت آکادمیک تحلیل کنند.

وی اظهار داشت: این اتفاق در هیچ کشوری تایید شده نیست و می بینیم که دانشگاه های معتبر دنیا در داخل شهرها ساخته می شوند تا اهالی علم با بطن جامعه در ارتباط باشند.

این استاد حوزه تصریح کرد: این اتفاق باید در کشور ما هم بیفتد و دانشگاه ها و حوزه های علمیه را به بطن فضای اجتماعی بکشیم چرا که جامع (عنوان حوزه های علمیه در گذشته های دور کشورمان و امروز برخی کشورهای مسلمان) باید با جامعه درگیر باشد.

حوزه سکولار از دردهای جامعه خالی است

وی با تاکید بر فواید این همجواری افزود: دردها و شادی های مردم در جامعه شکل می گیرد و اگر حوزه های علمیه از این جامعه فاصله بگیرند، سکولار شده و از دردهای مردم خالی می شوند.

حجت الاسلام سهرودی تصریح کرد: باید بررسی شود که آیا حوزه های علمیه ما تمام دانش هایی که تولید می کنند در جامعه مورد نیاز است یا اینکه در این خصوص با مشکل مواجه هستیم.

وی با اشاره به راهکارهای موجود در این خصوص خاطرنشان کرد: امروز در شاخه های مختلف علمی بحث های بین رشته ای مطرح می شود که با ورود به این عرصه می توان گفت تا موقعیت ایده آل چقدر فاصله داریم.

این مبلغ بین المللی در ادامه با اشاره به تاریخچه ای از نقشه های استعمار پیر و استعمار نو برای به حاشیه کشیدن حوزه های علمیه افزود: این موضوع پدیده ایست که از زمان مشروطه و توسط غرب کلید خورد و طرح ها برای اینکه جامع ها در کنار جامعه نباشند، ریخته شد.

وی گفت: پیش از مشروطه مردم هم علوم مختلف و هم دانش دین را در جامع ها فرا می گرفتند و دارالفنون نخستین مرکز علمی غیر از جامع ها در کشور بود که شکل گرفت.

وی خاطرنشان کرد: ولی پس ازمشروطه نام جامع ها را تغییر داده و اسم حوزه های علمیه را بر آنها نهادند که این نامگذاری با توجه به مفهوم آن معنایی جز اختصاص مطالعات حاشیه ای به حوزه ها و بخش دیگر علوم به دانشگاه ها نداشت.

حجت الاسلام سهروردی تصریح کرد: با این اقدامات عملا هر دوی این مراکز را نسبت به جامعه در حاشیه قرار داده و می خواهیم مشکلات جامعه را حل کنیم اما در غرب قضیه دقیقا برعکس می باشد، آنها صنعت، دانشگاه و جامعه را با هم درگیر کرده اند تا تولیدی که در این قسمت می شود، دقیقا همان چیزی باشد که جامعه نیاز دارند.

وی در ادامه با اشاره به دیگر مشکلات اینچنینی در جامعه خاطرنشان کرد: به طور مثال باید دید چرا پایان نامه های امروز ما مشکل جامعه را حل نمی کند و قادر نیست باری از مشکلات جامعه را از دوش کشور بردارد.

مولف کتاب “مسجد مجازی، رهیافت ها و راهکارها” افزود: اگر پیوند جامع و جامعه برقرار شود همانگونه که در میراث برجای مانده از حوزه های علمیه در قرن ها قبل نیز نمایان است، حتما می توانیم مشکلات جامعه را حل کنیم.

تئوری غربی ها برای حوزه های علمیه؛ مدل اسلامی کلیساها

وی گفت: به نظر من به حاشیه راندن حوزه های علمیه از متن جامعه معنایی جز دور کردن جامع های علمی از جامعه ندارد و این تئوری و ترفندی غربی است که در نظر داشته و دارند تا مدل کلیساها (جدایی بین جامعه و مقوله دین) را ایجاد کنند.

حجت الاسلام سهروردی با اشاره به برخی از صفات این مدل خاطرنشان کرد: دوری کلیسا از دولت، دوری کشیش از قیصر مهم ترین این صفات است و نظریه پردازان غربی با تبدیل جامع ها به حوزه های علمیه در کشورمان به دنبال اجرای همین هدف هستند.

عالمان دینی در نگاه اسلام و روحانی در نگاه مسیحیت

وی تصریح کرد: این اتفاق با ۲ حرکت استراتژیک از زمان مشروطه دنبال می شود، اول تبدیل جامع ها به حوزه های علمیه و دوم تغییر عبارت عالمان دینی به روحانی.

وی با تاکید بر نگاه متفاوت اسلام و مسیحیت امروز به جایگاه عالمان دینی اظهار داشت: در نگاه اسلامی عالم دین فقط روحانی نیست بلکه در ۲ حوزه معاش و معاد حضور و ارشاد دارد ولی روحانی کلیسا فقط در خصوص معاش مردم صحبت می کند و با معاد کاری ندارد.

این استاد حوزه گفت: مسئله مهم دقت در خصوص واژه سازی هایی است که در سده اخیر برای ما داشته اند و در ادامه این بررسی ها متوجه می شویم که در این خصوص یک جریان خاص در حوزه های علمیه راه افتاده است که نمونه بارز آن تغییر عنوان عالم دینی به روحانی است.

وی تصریح کرد: این مسایل و برخی از جریان های انزوا گرا در حوزه به راه افتاده که تا حدودی در خصوص آنها صحبت شد و همین مسایل باعث شده تا رهبر معظم انقلاب در خصوص حوزه علمیه سکولار در سفر آخر خود به قم صحبت کرده و هشدارها و مطالبات خود را بیان کنند.

https://www.dana.ir/news/132906.html/%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C%D9%87-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AA%D9%86-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D8%AF

اصالت انسان در اومانیسم و مکتب دینی امام موسی صدر

یحیی جهانگیری سهروردی، ۹ شهریور ۱۴۰۱، ۱۹:۵۰ 4010608086۰ نظر، ۱ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار

اصالت انسان در اومانیسم و مکتب دینی امام موسی صدر

0 seconds of 20 secondsVolume 0%

سفر تو تابستون خوبه

سفر رایگان

حقیقت ماجرا این است که امام موسی صدر به عنوان یک روحانی، کسی بود که توانست حقیقت شیعی را در میدان عمل پیاده کند و آن را به منصه ظهور برساند. او در زمانه‌ای که شیعه به یک جریان درونگرا و خصوصی تبدیل شد، تبلیغ دین و عرضه معارف را مطابق با آموزه‌های اهل‌بیت توانست بازآفرینی بکند. یکی از ارکان فکری و معرفتی امام موسی صدر حول این محور است که معارف دینی برای «انسان» است نه برای جمع خاصی به نام شیعه. در برهه‌ای از زمان، شیعه با محوریت تقیه و ترس، دین و آموزه دینی را مختص به خودش می‌دید، اما امام موسی صدر معتقد بود انسان امروزی تشنه معارف است و باید به او دین و هدایت عرضه شود و با بازگشت به سیره رسول خدا، امام علی، امام حسین و سایر ائمه هدایت و تبلیغ حداکثری را با در نظر گرفتن چارچوب‌های اصلی در دستور کار خود قرار داد.

تشیع در یک فرایندی به نوعی دست به تک‌خوری از دین زده بود، امام موسی صدر می‌خواست این معادله را برهم زند و دین را نه در انحصار قشر خاص بلکه با توجه به ظرفیت و شرایط به سایرین نیز نشان دهد. امام موسی صدر چنین می‌اندیشید که دین برای انسان آمده و آدمی در هر شرایطی سرگشته و به دنبال رسیدن به حاق دین است. در اینجا نکته ظریف، تفاوت رویکرد امام موسی با انگاره‌های اومانیستی است. در اومانیسم، انسان اصل و اساس قرار می‌گیرد و تمام کنش و واکنش‌ها با خواست و میل او پیش می‌رود و از این طریق آدمی و بشر اهمیت پیدا می‌کند. اما در نگرش امام موسی صدر، انسان مهم است چون باید آن را هدایت کرد، و اساساً دین باید کارایی و کاربرد برای انسان داشته باشد و اگر غیر از این شد اصلا دین نیست.

در اومانیسم، انسان محور است و در دینی که امام موسی از آن صحبت می‌کند، انسان مخاطب است. امام موسی، بارها گفته بود که اگر آسمان و نزول آن نباشد انسان زمینی از بین خواهد رفت. در اومانیسم، انسان محور و اساس است، اما در نگرش سیدموسی انسان معیار و مخاطب رشد. پس تفاوت در نوع برداشت و تفسیر از اصالت و اهمیت انسان است. وقتی در دید امام موسی صدر مخاطب انسان شد، پس طرف حساب او فقط شیعیان نخواهند بود. چیزی که سیره ایشان گواهی می‌دهد این است که امام موسی طیف مخاطبان خود را بسط می‌دهد و با ورود سایر افراد از اهل‌تسنن، مسیحیان و یهودیان به دایره مخاطبان سعی می‌کند صورتبندی نوینی را از تبلیغ دینی منتقل کند که برای آن‌ها هم سازگار باشد. ایشان دگرپنداری نسبت به سایرین را مانع انتقال مفاهیم اهل‌بیت می‌داند و معتقد است که با همزادپنداری و ایجاد وحدت خطابی باید عرضه کننده دین بود.

حقیقت ماجرا این است که مکتب فقهی شیعه بیش از این که دگرستیز و دگرپندار باشد، دگرگرا است. به عقیده من رویکرد دگرگرای امام موسی صدر در عمل، و آن نظر فقهی آیت‌الله حکیم در مورد رد نجاست اهل کتاب در ساحت نظر و تئوری، در کنار هم موجب شد تا آورده و نتیجه مطلوبی برای شیعیان و حتی مسلمین داشته باشد.

امام موسی صدر معتقد بود با کلیشه‌های دینی و ظاهرگرایی مذهبی نمی‌توان کنش‌گیری فعال برای دین داشت و این امر مانع ما می‌شود. او معتقد بود این که دائم صحبت از «شأن» و «ملاحظه» بشود، راه ما و مسیر با چالش و ضیق مواجه خواهد شد و دست و پای ما برای فعالیت سخت می‌شود. او با همین حرکت است که افراد، بالاخص جوانان را با خود همراه و هم‌دل می‌سازد. هنوز برای خیلی از ما عکس گرفتن یک آخوند در کنار یک دختر مو باز و بی‌حجاب عجیب است؛ اما سید موسی صدر با کنار زدن این حجاب‌ها در پی پیاده سازی رسالت خود بود، این درس مهم امام موسی صدر است. امام موسی صدر پاسخش به دوگانگی : انسان برای دین یا دین برای انسان؟ دین برای انسان است و معتقد است رواج این دوگانگی‌ها چیزی جز کور کردن ذائقه ما نسبت به فهم دینی ندارد.

در گفتگوی الف با مدرس حوزه و دانشگاه مطرح شدچه شد که اندیشه و تفکر دیگر به کار جامعه نیامد؟

گروه فرهنگی الف، ۲۶ خرداد ۱۴۰۱، ۰۹:۳۰ 4010325073۸ نظر، ۰ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار

دوری تدریجی اندیشمندان علوم انسانی و عالمان علوم اسلامی ما از مسایل جامعه به این چالش انجامیده که «نامسأله ها» در مراکز علمی مطرح شود و کارایی این مراکز در جامعه به حداقل خود برسد.

چه شد که اندیشه و تفکر دیگر به کار جامعه نیامد؟

0 seconds of 25 secondsVolume 0%

آفرهای ویژه ی آخر فصل پارس پالاد را از دست ندید " راحت تر و ارزان تر سفر کنید "

اطلاعات بیشتر

حجت‌الاسلام یحیی جهانگیری، مدرس حوزه و دانشگاه درباره زوال و ناکار آمدی علوم نظری در جامعه به الف گفت: تفکر، مقوله‌ای است که در تاریخ و فرهنگ ما ریشه دوانده است. چه در تاریخ اسلام و چه در تاریخ ایران، فکر و اندیشه از جایگاه والایی برخوردار است، و پس از ورود اسلام به ایران و پیوند این دو فرهنگ، شکوفایی چشمگیری را در عرصه علم و اندیشه شاهد بودیم، به طوری می‌توان گفت هیچ کشوری به اندازه ایران، در گسترش و تقویت فکر و اندیشه اسلامی سهم نداشته است. چه در علوم اسلامی و چه در علوم انسانی در دوره تمدن اسلام و پس از آن؛ ایرانیان سهم گسترده‌ای را در فرایند اندیشه اسلامی داشته‌اند و از فرط موارد و مصادیق احتیاجی به بازگو کردن اسامی نیست، چون همه ما با نام آن‌ها آشنا هستیم.

وی افزود: آنچه که عیان و واضح به‌نظر می‌آید این است که آموزه‌های اسلامی محرک و عامل تفکر و اندیشه آدمی هستند. آموزه‌های رسیده از اهل‌بیت(علیهم‌السلام) و تأکیدات این حضرات بر عقل و عقلانیت همگی در این حوزه نقش داشته است. اما در 200سال گذشته باید اذعان کرد که مراکز علوم اسلامی و حوزه‌های علمیه ما از یک درد رنج می‌برند. در گذشته، حوزه را با نام «جامع» می‌شناختند، و هنوز هم در عراق نظایری از این جامع‌ها چون: جامع طوسی و جامع جواهری باقی مانده است. این جامع‌ها در دل جامعه قرار داشتند و به خوبی با چالش‌های آن آشنا بودند. این مراکز وقتی مشکلات را در جامعه و کف میدان زیست مردم می‌دیدند، وقتی تفرقه، ربا، دزدی، نزاع مذهبی و… را شاهد بودند، در باره آن در جامع به تأمل می‌نشستند تا بتوانند برای آن راه‌حلی پیدا کنند. به تعبیری تعلقات موجود در جامعه در جامع‌ها به تأمل گذاشته می‌شد و در فرایند این تأملات سعی می‌شد که چالش‌های جامعه را در حد توان بر طرف کند.

این استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: این موضوع موجب شده بود که دید مردم نسبت به افراد حاضر در جامع‌ها به مثابه متفکرین و نخبه‌های جامعه باشد، لذا تلاش داشتند تا با سرمایه‌گذاری، فرزندانشان را برای کسب علم و دانش به این جامع‌ها بفرستند. اما در 200سال گذشته، ما شاهد نوعی تحویل‌گرایی علمی در سطح این جامع‌ها هستیم. این مراکز هرچه که گذشت از جامعه و مردمانش فاصله گرفتند و دور و دورتر شدند، دیگر درد مردم و چالش‌های جامعه دغدغه اصلی جامع‌ها نبود. اساساً موضوعات مطرح شده و برخی دروس به سمتی می‌رفت که هیچ گره‌ای از کار جامعه باز نمی‌کرد و از آن سو چالش‌های جامعه رو به فزونی می‌رفت.

وی افزود: این وضعیت ادامه داشت تا اینکه، دیگر آن پیوند گذشته بین جامع‌ و جامعه فرو ریخت و جامع‌ها نام «حوزه علمیه» به خود گرفتند. حوزه یعنی کرانه و حاشیه، این حوزه‌های علمیه دیگر آن پویایی سابق را در متن و بطن جامعه نتوانستند پیدا کنند. در کنار تغییر و تحول اسمی جوامع، ما شاهد آن هستیم که برای عالم دین و درس‌خوانده علوم اسلامی نام «روحانی» را برگزیدند؛ نامی که از تفکر مسیحیان و کلیسا نشأت گرفته بود و دوگانگی آخرت و دنیا یا جسم و روح را القا می‌کرد. وقتی جامع‌، شد حوزه و کرانه، و عالم دین شد روحانیِ فارغ از درد‌های جامعه، علوم اسلامی به خاطر این فاصله پیش‌آمده دیگر نتوانست چون قبل برای دردهای توده‌های اجتماعی نسخه بپیچد و بیشتر رنگ و بوی فانتزی علمی برحوزه‌های علمیه حاکم شد.

جهانگیری گفت: وقتی فضای علوم اسلامی از بطن جامعه فاصله گرفت، و با مشاکل اجتماعی انس نداشت و واقف بر آنها نبود، موجب شد تا آلترناتیو و جایگزین دیگری که اساساً بومی جامعه ایرانی و اسلامی نیست بیاید و برای درد جامعه نسخه شفا بخشی به زعم خود بپیچد. تفکری که با سنت فرهنگی و تاریخی مردم بیگانه بود هرچند به خاطر این بیگانگی و نامحرمی مورد اقبال زیادی در اوایل قرار نگرفت، اما چون حضورش با گره‌ها و چالش‌های افراد همراه شده بود، موجب شد تا افراد زیادی جذب آن «دیگری» بیگانه بشوند.

وی افزود: این اتفاق تاریخی موجب شد که فضای علوم انسانی و تفکر، نامسألگی را جایگزین مسأله کند، به تعبیر دیگر دوری از نیازهای جامعه این چالش را پدید آورد که در فرایند تولید علم و تفکر کمتر به موضوعات و چالش‌های اصلی جامعه پرداخته شود. افراد می‌گویند برویم علوم انسانی بخوانیم که چه شود؟ راست می‌گویند وقتی فضای آموزشی این سنخ علوم با درد جامعه همراهی ندارد، کارایی خود را به حداقل می‌رساند. ما در این حین شاهد یک زوال و افول اندیشه در عالم تفکر و علوم اسلامی در کشورمان هستیم. وقتی حوزه علمیه برای حل مشکلات راه حلی نداشت، علوم غربی و بیگانه از فرصت و خلأ اندیشه‌ای موجود استفاده کردند و برای مشکلات راه‌حل‌هایی را ارائه دادند، و اینجاست که امام خمینی از وحدت حوزه و دانشگاه صحبت می‌کند.

به گفته وی آنچه که گذشت نه فقط برای حوزه‌های علمیه، بلکه آفتی بود که به جان دانشگاه‌های ما هم افتاد و پویایی را از آن‌ها گرفت.

حماسه اربعین امسال پایانی بر اسلام هراسی و خوانش تكفیری از اسلام است

حماسه اربعین امسال پایانی بر اسلام هراسی و خوانش تكفیری از اسلام است

زنجان - ایرنا - استاد جامعه المصطفی العالمیه گفت: با كنار هم نهادن مجموع حوادث روی داده در هفته های اخیر، حماسه اربعین امسال می تواند پایانی بر اسلام هراسی و خوانش تكفیری از اسلام باشد.

حجت الاسلام دكتر یحیی جهانگیری سهروردی روز سه شنبه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا با بیان اینكه امروز ما با خوانشی از اسلام كه مبتنی بر خشونت و ترور است درگیر هستیم، افزود: چندی پیش یك عملیات تروریستی به نام اسلام در پاریس كه قلب تمدن اروپا به شمار می رود اتفاق افتاد و ازسوی دیگر در گوشه و كنار جهان اسلام هم هر روز شاهد بروز حوادثی از این دست هستیم.
وی با اشاره به اینكه خوانش تكفیری، فقط خشونت و ترور را از اسلام می فهمد، ادامه داد:خوانش مبتنی بر ترور و خشونت از اسلام، «دیگری» را با هر اسم و عنوان، چه شیعه و چه سنی، چه غربی و مسیحی، بر نمی تابد و دست به كشتار بی رحمانه و كور می زند.
حجت الاسلام جهانگیری تاكید كرد: همزمان و مقارن با قرائت تكفیری از اسلام و نوع بروز و ظهور خشونت آمیز آن، در نقطه ای در جهان اسلام بالغ بر 20 میلیون مسلمان در اربعین كنار هم جمع می شوند تا در بزرگداشت امام خود كه در كربلا در سایه قرائت ناصحیح و خشن از اسلام به شهادت رسید، شركت كنند.
وی تصریح كرد: این حضور حماسی در اربعین امسال از چند نظر متفاوت است و پیام های ویژه ای را مخابره می كند و خوانش انسان دوستانه و صلح محور از اسلام را كه در آن صلح و عدالت مهم است و انسان گرامی داشته می شود را به جهانیان منعكس می كند.
این مبلغ بین المللی اسلام گفت: در زمان حاضر تمام دنیا این دو خوانش متفاوت از اسلام كه یكی مبتنی بر خشونت و دیگری مبتنی بر قرائت اهل بیتی و رحمانی از اسلام است را تشخیص داده و بین اسلام اعتدالی و رحمانی و اسلام تكفیری و خشن تفكیك قائل می شوند.
حجت الاسلام جهانگیری با بیان اینكه در حماسه راهپیمایی اربعین شاهد حضور و شركت افرادی از دیگر فرقه ها و مذاهب اسلامی و حتی پیروان دیگر ادیان نیز هستیم، اظهار كرد: پیام خوانش اهل بیتی از اسلام این است كه انسان ها با هر عقیده ای محترم هستند و كافی است در مسیر حركت به سوی حقیقت كه تجلی اعلای آن در كربلا ظهور كرد، باشند.

https://www.irna.ir/news/81861685/%D8%AD%D9%85%D8%A7%D8%B3%D9%87-%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B9%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%88-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%AA%D9%83%D9%81%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85

حجت الاسلام و المسلمین یحیی جهانگیری سهروردی استاد عالی حوزه و دانشگاه و مبلغ بین الملل

اربعین گرد آورنده مسلمانان و همه آزادگان جهان در کنگره مردمی با محوریت ایمان است

آنچه می تواند شکوه زیارت اربعین حسینی را در یک جمله به تصویر بکشد و فهم درستی از واقعیت و فلسفه زیارت اربعین حسینی به ما بدهد این موضوع است که قطعا زیارت اربعین، نشانه ایمان است، چرا که اربعین گرد آورنده مسلمانان، شیعیان و همه آزادگان جهان در کنگره مردمی با محوریت ایمان است.

پایگاه بصیرت / گروه فرهنگی/ حجه الاسلام جهانگیری

وبلاگ یحیی جهانگیری سهروردی

چندین قرن است مسلمانان و شیعیان براساس حدیث مستند و معروفی از امام حسن عسکری علیه السلام به این موضوع واقفند که یکی از نشانه های مومن، زیارت اربعین است. این موضوع از آن جهت حائز اهمیت است که مسلمانان و شیعیان در قرن ها و دهه های گذشته متوجه تفسیر واقعی این حدیث نبودند و براین باور بودند زیارت اربعین به خواندن زیارت نامه اربعین خلاصه می شود.

برای تعریف و تفسیر هر چه بهتر این موضوع باید گفته شود شیعیانی که از چهارده قرن پیش تا کنون در سراسر دنیا در جمعیت های پراکنده دور از هم زندگی می کردند وکمترین شناخت و ارتباطی با هم داشتند گمان نمی بردند روزگاری برسد که در سایه اربعینی شدن جمعیت بزرگ و باشکوهی از خود را در انظار عمومی و افکار عمومی به نمایش بگذارند.

شیعیانی که از چهارده قرن گذشته تا کنون مانند دانه های تسبیح در دنیا پخش شده بودند شاید هرگز گمان نمی بردند روزگاری اتفاق بیفتد که گرداگرد حرم و حریم امام حسین علیه السلام در کربلای معلی جمع شوند، نه تنها چنین موضوعی به ذهن آنها خطور نمی کرد، بلکه هرگز گمان نمی بردند که به غیر از مشاهده شیعیان، شاهد حضور مومنان و مخلصان واقعی در سراسر دنیا اعم از مسیحی و سایر ادیان جهان و براداران اهل سنت در کنار خود باشند.

آنچه می تواند شکوه زیارت اربعین حسینی را در یک جمله به تصویر بکشد و فهم درستی از واقعیت و فلسفه زیارت اربعین حسینی به ما بدهد این موضوع است که قطعا زیارت اربعین، نشانه ایمان است، چرا که اربعین گرد آورنده مسلمانان، شیعیان و همه آزادگان جهان در کنگره مردمی با محوریت ایمان است.

اربعین مردم را در عصری دور هم جمع کرده که همه به این موضوع باور داشتند که ایمان مرده و ایمان در زندگی انسانی و اجتماعی دیگر یک مفهوم بی معناست، در حالی که اربعین ثابت کرد نه تنها ایمان نمرده و همواره زنده است بلکه ایمان می تواند محور همگرایی باشد و دل های مومن و آزاده را در گوشه ای از دنیا چه به صورت حضوری یا غیر حضوری نزدیک کند.

چه این روایت را بپذیریم که حضرت زینب در سال اول بعد ازواقعه عاشورا به زیارت امام حسین بازگشت یا این موضوع در سال دوم بعد از شهادت امام حسین علیه السلام رخ داده باشد باید به این نتیجه برسیم هر مومنی حتی بانویی مثل حضرت زینب سلام الله علیها که در نینوا حاضر بوده باید به کربلا بازگردد.

شاید اینجا تفاوت زیارت خانه خدا و حج با زیارت اربعین وکربلای معلی مشخص می شود چرا که یک بار حج گذاردن انسان را حاجی می کند در حالی که در روایتهای دینی و سخن بزرگان مکرر بر زیارت کربلا رفتن تاکید شده است.

آنچه در این موضوع مهم است فلسفه تکرار زیارت امام حسین در اربعین و غیر اربعین است، چرا که ناظر بر سرشار شدن ایمان مومن و پرشور شدن ایمان است. مسلمان و شیعه ای که به سرزمین نینوا بازمی گردد و خود را سیراب می کند روز به روز بر ایمانش افزوده می شود.

بازگشت حضرت زینب سلام الله علیها از شام به کربلا و عدم مراجعه به مدینه بعد از واقعه عاشورا بیانگر این موضوع است که برای امتداد مسیر نینوا و کربلا حتی اگر زینب باشی و شاهد واقعه کربلا، باز هم باید به کربلا بازگردی چرا که حقیقت های ایمان در این نقطه جهان تو را به سمت خود می خواند.

بی شک احیای ایمان از جمله فواید زیارت اربعین است که چهارده قرن بزرگان دینی و معصومین علیهم السلام به آن اشاره کرده و مسلمانان و شیعیان را به زیارت اربعین دعوت کرده اند چرا که اربعین احیاگر وحدت و همگرایی بر محور ایمان است.

بازگشت جابر و عطیه از حیث تاریخی در اربعین به کربلای معلی نیز یک اتفاق مهم به شمار می رود که پیام مهمی برای مسلمانان و شیعیان دارد. به این معنا که نشان می دهد کربلا خواستگاه انسان های مومن است. چه مثل زینبی که کربلا دیده و کسانی که از قافله کربلا جا مانده اند مثل جابر و عطیه، آنها نیز باید به کربلا بازگردند چرا که کربلا سرزمین بی تکراری است که زیارتش استمرار می خواهد.

کربلا رفتن نیست، کربلا شدن است. کربلا تحول آفرینی و تغییر حالت است، تغییر حالتی که حال انسان را به حال احسن تبدیل می کند و به او یادآوری می کند بهای زنده ماندن برای ابدیت و جاویدان شدن در راه خدا شاید به قیمت جان باشد اما این خون تا قیام قیامت زنده است و در جوش و خروش.

منبع: سایت بصیرت

https://basirat.ir/fa/news/339606/%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B9%DB%8C%D9%86-%DA%AF%D8%B1%D8%AF-%D8%A2%D9%88%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%AD%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA